تشیع چگونه شکل گرفت؟

آخوندها در مکانیزم مخ شویی خودشون به همه از عید غدیر خم و غیره صحبت میکنند و بعد جریان تشیع رو اینجوری نشون میدن که یک علی بود و بعد از مرگ حقش رو خوردن و حکومت حق علی بود و بقیه اصحاب پیغمبر نیز مشتی جاکش بودند.

البته میدونید که خوب 90% مسلمونها همین قضیه رو قبول ندارند و به همین دلیل اهل تسنن هستند. امروز داشتم برنامه پرگار در مورد «اسلام و انتخابات» رو نگاه میکردم، عزیزان که صحبت میکردند یاد این افتادم که مسئله «عدل» در تشکیل تشیع بسیار مهمه.

برنامه رو تا دقیقه 15 ببینید بعد ادامه رو بخونید:

همونطور که این نازنین افغان توی برنامه میگه جریان اهل تسنن از نظر سیاسی واقعاً همینه…

ضمن اینکه ایشون نکته جالبی رو بهش اشاره کردند و آن نوظهور بودن دموکراسی است، آقای کدیور هم معتقد هستند به دنبال دموکراسی در اسلام گشتن کار عبثیست چون دموکراسی خیلی چیز جدیدی هست. البته فراموش نشه که دموکراسی در حال حاضر با انتخابات ارتباط دارد، و انتخابات چیز جدیدی است، و انتخابات شرط لازم دموکراسی است، و شرط کافی نیست چون توی زندان هم شما میتونید برای انتخاب رئیس زندان انتخابات بگذارید، نمیشه گفت در اون زندان دموکراسی است، دموکراسی لوازم دیگری نیز دارد از جمله آزادی.

حالا شیعه چرا به صورت فعلی شکل گرفت؟ چه اختلافی میان مسلمانان پیش آمد که سبب شد تشیع جدی گرفته بشه؟ قبل از اینکه به این موضوع بپردازم مایلم به شما یادآوری کنم که دین در طول تاریخ چیز بسیار خر تو خری است، معمولاً گرایشهای دینی و گروه های مختلف دینی به سرعت بوجود میاییند، مثلاً در دین اسلام ابتدا علی و معاویه و بعد خوارج و بعد ده ها گروه و حزب و دسته های مذهبی بوجود میاد که سالها با هم میجنگند، یا در مورد بهائیت یک دین جدید تر شما میبینید هنوز چیزی نشده بر سر اینکه جانشین باب کی هست دعوا میشه و یک عده میشوند بهائی و یک عده چه میدونم میشوند صبح ازلی یا چی 🙂

اینه که شعبه های دینی همواره بوجود می آیند، و آنهم به کرات، اما آنچه باعث ماندن یک از این شعبه ها میشه معمولاً چیزی نیست جز پیروزی سیاسی.

یعنی یک شاهی چیزی معمولاً در تاریخ باید به این نتیجه برسه که فلان شعبه فلان دین امروز به دردش میخوره و بعد با پشتیبانی حکومتی اون دین یا مذهب یا شعبه جدید جان میگیره، البته اینجور چیزها در واقع الگوهای تاریخی هستند نه قوانین تاریخی.

حالا یکی از اولین چیزهایی که به درد تشکیل تشیع میخورد همانطور که گفتم بحث «عدل» بود، اهل تسنن تنها معتقد بودند هرکسی روی کار می آید باید شریعت را پیاده کند، برای همین انواع و اقسام اوباش و خلفای ابله و خشن و دیوانه روی کار آمدند، اگرچه در دوره هایی مثل دوره عباسی با دخالت ایرانیان (برامکه) خلافت یک مقدار باعث پیشرفتهایی هم شد، اما به دلیل عدم وجود فکر سیاسی هیچ بنیان و اصولی برای بهبود وضعیت پیدا نشد!

وضعیت در غرب نیز مشابه بود، تا اینکه انتخابات آزاد «اختراع» شد، و فکر این اختراع نه توسط استعمار بلکه با تیزهوشی اندیشمندان ایرانی مثل میرزا ملکم خان و غیره به ایران وارد شد، همانطور که بالاخره یکی برق و رادیو و استخراج نفت و غیره رو هم به ایران وارد کرد.

حالا این خلفا که معمولاً چون عرب بودند مورد نفرت ایرانیها واقع میشدند، گاهی استدلال میکردند که اگر خداوند نمیخواست ما حاکم باشیم، آنگاه ما را نابود میکرد و از حکومت برکنارمان میکرد.

اینجا بود که شیعه به درد مسائل سیاسی خورد، اومدن گفتن نه آقاجون حاکم باید «عادل» هم باشه، اگر عادل نباشه حکومتش باطله، و حالا این مسئله پیش اومد که خوب این عدالت چجوریه؟ در آن زمان به دلیل اینکه اندیشه های سیاسی ایرانی طبیعتاً به جایی بالاتر از پادشاهی نمیرسید، اومدن سعی کردن همان قضیه رو با اسلام پیوند بدهند… بیایند و بگویند مسئله ای هست به نام امامت که در آن قدرت توسط آب منی از پدر به فرزند منتقل میشوند و این بهترین شیوه کشف عدالت برای آن باستانیان بود.

اینه که بدانید این «عدل» ای که جزو اصول دین تشیع است و سنی ها قبولش ندارند یک سابقه تاریخی اینجوری داره.

Advertisements

7 پاسخ

  1. سلام داداش حرف نداری کلا دوستت دارم (البته غیر از پسوندی که برای اسم خودت انتخاب کردی) خرفهات دلنشین و فوق العاذه خوش خوراکند برات آرزوی موفقیت و سلامتی میکنم

  2. بهتر بود قضیه شیعه رو از نظر تارخی و تاثیر حکومت صفویه و شخص شاه اسماعیل هم بررسی می کردید . حلقه مفقده این مقاله بحث نکردن در مورد شاهان صفویه و ظلم های که به مردم ایران شد تا به زور شمشیرمرزدم ایران شیعه شوند، است .ساخت حدیث و جعل کتاب ها به شدت در این دوران رواج گرفت بحارالانوار نیز در این دوره تالیف شد. بله تالیف شد چون بسیاری از قسمت های آن سخنان بزرگان و پیشوایان دین اسلام نبود بلکه صحبت های آخوند هایی بود که صفویه از لبنان به ایران آورده بود تا پایه های اعتقادی یه مذهب و دین جدید رو بنا کنند

  3. اگر ایرانیها اتئیست بودند :

    1- ادارات دولتی ملزم بودن عکس داروین و برتراند راسل رو بزنن به دیواراشون.

    2- نیروی انتظامی هر چند وقت یک بار خبر از دستگیری باندهای مذهبی زیرزمینی می داد و قرآن های کشف شده ازشون رو منهدم می کرد.

    3- دختر پسرا قاچاقی جلسه های ختم انعام می گرفتن، تدابیر امنیتی شونم این جوری بود که کاری می کردن از بیرون به نظر بیاد تو ساختمون پارتیه.

    4- کتابهای ریچارد داوکینز روی طاقچه ی همه خونه ها بود، البته کمتر کسی پیدا می شد که واقعاً خونده باشدشون.

    5- رهبر ِ مملکت ادعا داشت که تکامل یافته ترین گونه ی بشری است.

    .

    نکته اخلاقی: هیچ وقت قدرت ایرانی ها رو در ریدن به چیزی دست کم نگیر!

    • من این حرفها رو زیاد میشنوم نازنین ولی خوب به نظر من فقط طنز هستند همین.

      یک اشتباهی که من وقتی نوجوان بودم مرتکب میشدم این بود که بجای «مردم» میگفتم «مردم ایران»، یعنی علی رغم اینکه مردمی غیر از مردم ایران را نمیشناختم فکر میکردم اینها ویژگیهای مردم ایرانه…

      ولی الان برای من مثل روز روشنه که مردم کلاً شوت تشریف دارند مال هر کجای دنیا که باشند، بعد میان این مردم نخبگانی وجود دارند که روی مردم تاثیر میگذارند و شیوه تفکر و رفتار مردم رو متفاوت میکنند، برای اینکه اینکار بصورت مثبت انجام بگیره یعنی مردم به سمت مثبت بروند هم تنها چیزی که لازمه آزادی هست، آزادی باعث میشه سخنان درست و رفتارهای درست بر بالاترین جای ممکن بنشینند.

      اینه که مردم غرب بهتر رفتار میکنند بخاطر اینکه نخبان و رهبران فکری غرب آزاد هستند تا حرفهاشون رو بزنند و روی مردم تاثیر بگذارند، حالا چه در قالب کتاب، چه موسیقی، چه فیلم، چه فعالیتهای سیاسی و اجتماعی روزانه، مشکل ما توی ایران اینه که این آزادی رو نداریم.

      لذا مشکل مردم نیستند مشکل چیزی نیست جز نبود آزادی.

  4. یعنی یک شاهی چیزی معمولاً در تاریخ باید به این نتیجه برسه که فلان شعبه فلان دین امروز به دردش میخوره و بعد با پشتیبانی حکومتی اون دین یا مذهب یا شعبه جدید جان میگیره، البته اینجور چیزها در واقع الگوهای تاریخی هستند نه قوانین تاریخی.

    آفریننن

  5. تازه وبلاگتو کشف کردم دارم شخم میزنمش .قلم خوبی داری .به این که به زبون فارسی همچین کسی وبلاگ می نویسه به خودم افتخار می کنم.نازنین 🙂

هرچه میخواهد دل تنگت (اگر بدرد بخور هست البته) بگو.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: