این انتخابات نیز تمام شد

خوب انتخابات تموم شد بالاخره، و آقای روحانی هم رای آورد، اینجانب به تمام کسانی که مایل بودن ایشون رای بیاره و رئیس جمهور بشه این موفقیتشون رو تبریک میگم.

من شخصاً فکر میکنم روحانی از تمام شخصیت های اصلاح طلبی که یا به مقامی رسیدند یا تلاش کردند برسند، مثل خاتمی، کروبی، معین، عارف و حتی میر حسین موسوی هم صریح اللهجه تر هست و به اندازه اونها شل و ول نیست، هم مواضع بهتری رو انتخاب کرده، این خیلی امیدوار کننده هست. یه عده ناراحتن که آیا روحانی اصلاح طلب هست یا نه، حالا انگار اصلاح طلب بودن مثل کاپیتالیست بودن یک افتخاره 🙂 فکر میکنم روحانی از همه رئیس جمهورهای قبلی هم باسواد تره، البته تحقیق چندانی نکردم ولی بالاخره از یک کشور انگلیسی زبان اونهم توی رشته حقوق مدرک گرفته، امیدوارم موضوع تزش مثل بازرگان و مصدق و اینها تطهیر در اسلام و اینجور چیزها نباشه… همچنین امیدوارم مدرکش مثل دکتر شریعتی و دکتر کردان تقلبی و یا نیمه تقلبی نباشه 🙂 از شیوه حرف زدنش آدم احساس میکنه میدونه چی داره میگه و به قول معروف طرف حالیشه!

روحانی از رفسنجانی هم خیلی بهتر هست چه خوب شد رفسنجانی نیومد، بالاخره همین که یک آدمی با آن سابقه دهشتناک و کثیف فرصت دیگری نیافت خودش برای وجهه عدالت و انسانیت خوبه! من یادمه در 18 تیر رفسنجانی رفت نماز جمعه گفت خوب بسه دیگه یک خورده شلوغ کردید حالا برید خونه هاتون تا یک سه چهار سال دیگه، در حملات یازده سپتامبر هم وقتی بعضی از مردم رفته بودند میدان محسنی برای کشته شدگان شمع روشن کرده بودند در نماز جمعه گفت یک مشت بچه سوسول رفته اند حالا یک کاری کرده اند، خیلی دوست دارم رفسنجانی رو از نزدیک در این روزهای ضعف و تقاص پس دادن ببینم و یک تف بزرگ توی صورتش بیاندازم. جامعه شاید درگیر موج ها بشه و این چیزها رو یادش بره آقای رفسنجانی ولی خیلی ها هم یادشون میمونه و یقه ات رو یک روزی میگیرن، البته خوب همان ماری که در آستین پروریدی امروز ترتیبت رو خوب داده، نظام عدالت پنهان در طبیعت یقه هر جانی رو بالاخره یکروزی میگیره، حتی اگر دست آدمهای عدالت خواه به آن شخص نرسه… خیلی برای این ملت شرم آور بود که مجبور بشه میان بد و بدتر رفسنجانی رو انتخاب کنه همون بهتر که روحانی رو انتخاب کرد.

یک چیزی که خیلی مایه ننگ و بدبختی ما ایرانیان هست اینه که رئیس جمهور جدیدمون با اینکه یک آخوند هست از رئیس جمهور قبلی خوشتیپ تر هست، البته انصاف رو باید رعایت کرد احمدینژاد کاپشنش رو سالهاست با یک کت شلوار نسبتا خوش دوخت عوض کرده ولی قیافه رو که نمیشه عوض کرد. به هر حال از شمایل روحانی معلومه که از توی جوب در نیومده، مثل موسوی و خاتمی و خامنه ای هم لهجه و حتی ته لهجه نداره فارسی رو درست صحبت میکنه… اینه که حتی از نظر ظاهر هم به هر حال بهتره، دوست دختر اینجانب نگاه کرد دستکم به اینجانب چپ چپ نگاه نکرد، اینهم از ملاکهای مهم برای یک رئیس جمهوره 🙂

من خیلی منتظر هستم ببینم خامنه ای این گندی که زده رو چجوری توی سخنرانی بعدیش میخواد توجیه کنه 🙂 آخه تقریباً در تمامی موارد مواضع روحانی ضد مواضع خامنه ای هست، روحانی میگه ما با دنیا آشتی میکنیم خامنه ای میگه دنیا غلط کرده و به درک که دنیا از ما خوشش نمیاد، خامنه ای میخواد علوم انسانی رو به فاک بده روحانی میخواد به اساتید برکنار شده فرصت بده، خامنه ای دوست داره سینما فیلمهای جنگ بسازند روحانی دوست داره سینما گران رو آزاد بگذاره، خامنه ای دوست داره زن و مرد نه تنها در توالت بلکه همه جا جدا باشند روحانی دوست نداره!

اما کاملاً قابل پیشبینی هست که پس از این شادمانی ها و هیجاناتی که امروز در خیابانهای تهران میگذره یک یاس و سرافکندگی بزرگ به همراه خواهد آمد، من فکر میکنم روشن و آشکار است که روحانی تلاشی برای حل مسائلی کلیدی از جمله آزادی زندانیان سیاسی، و برابری زنان به اون حدی که ماها انتظار داریم نخواهد کرد، از نظر روحانی برابری حقوقی زن و مرد و آزادی بیان و دموکراسی و حقوق بشر و اینجور چیزها «افراطی گری چپی» هستن 🙂 اینه که زیاد هم دلتون رو خوش نکنید که بعداً ناراحت نشوید، بر خلاف خاتمی که اواخر ریاست جمهوری اعتراف کرد به نظام جمهوری اسلامی کاملاً اعتقاد داره و معتقد به تغییر نظام نیست، روحانی از همون اولش این رو با صراحت گفت و خیال همه رو راحت کرد.

همیشه وقتی یک نفر میاد حرفهای گنده تر از دهنش میزنه، و مردم رو به هیجان در میاره، بعد از مدتی یک یاس فراگیر رو توی جامعه حکم فرما میکنه، این اتفاق توی بقیه جاهای دنیا هم میافته، اوباما هم گفته بود گوانتانامو رو جمع میکنه و بیمه درمانی و غیره رو همگانی میکنه و چپی ها و کمونیست ها و بقیه ذوق مرگ شده بودند و بعد از مدتی سرافکنده.

به هر حال امیدوارم آینده بهتری در انتظار ملت و کشور ما باشه و سطح انتظارات از حاکمان هر روز بالاتر بره…

قبل از انتخابات چند تن از کامنت دهندگان پرسیده بودند نظرت در مورد شرکت یا تحریم انتخابات چیه، راستش رو بخواهید این مسائل جزئی سیاسی زیاد برای من اهمیت ندارند و من مایل نیستم توشون دخالت چندانی بکنم یا اظهار نظر بکنم به چند دلیل:

1- اگر اینجانب یک حرفی بزنم برخی از خود شما عزیزان فردا میشید دشمن ما میایید ما رو میکشید 🙂 اینه که آدم مجبوره به این فکر کنه که حالا من در این مورد نظر بدهم یا ندهم آیا فرقی میکنه یا نمیکنه و برخی اوقات از روی مصلحت در موارد کم اهمیت دست به خود سانسوری میزنه… مثلاً اینجانب چهارسال پیش در جایی گفتم آقا کروبی برای نخستین بار در تاریخ جمهوری اسلامی برگشته گفته با حجاب اسلامی مخافه بنابر این من ترجیح میدم رای بیاره، از فردا ما شدیم اصلاح طلب و طرفدار آخوند! اینه که جنبش وجود نداره من هم مسئله اصلیم همونطور که میدونید اسلام هست نه اینکه کی رای بیاره کی رای نیاره.

2- مردم نشستن از اینجانب بشنون که بریم رای بدیم یا نریم رای بدیم، اونهایی که دلیلی برای رای دادن دارن میرن رای میدن اونهایی هم که ندارن نمیرن، من توی این زمینه روی افکار عمومی نقشی نداشته، ندارم، و نمیخواهم هم داشته باشم. منم حالا بیام بگم رای بدید یا ندید مگه شماها گوش میکنید؟! البته نباید هم گوش کنید رای دادن یا ندادن یک انتخاب شخصی هست.

3- من نه توی ایران زندگی میکنم نه اگر ایران فردا آزاد بشه هم برمیگردم ایران زندگی کنم من یک مهاجرم و اینرو کاملاً پذیرفتم که تا آخر عمر به احتمال بسیار بالا در ایران زندگی نخواهم کرد.

4- آینده واقعاً قابل پیشبینی نیست، هرکی هم تلاش میکنه آینده رو پیشبینی کنه که البته از ضروریات فعالیت سیاسی هست داره ریسک بزرگی میکنه، مثلاً توی این مصاحبه شخصی هست که میگه من مطمئن هستم ایندفعه هم تقلب میشه و روحانی رای نمیاره 🙂 دیدیم که آورد، حالا اینجانب هم بیام غیب بگم که چی بشه؟!

اما گذشته از اینها در این انتخابات اتفاقات جالبی افتاد، بطور کلی از وقتی اینجانب یادم میاد در هر انتخاباتی توی ایران طبقه شهرنشین و متوسط و متوسط به بالا نقش کلیدی رو بازی میکنه، مثلاً در سال 76 وقتی این طبقه تصمیم گرفت شرکت بکنه خاتمی رای آورد، 8 سال بعد وقتی این طبقه تصمیم گرفت شرکت نکنه احمدینژاد رای آورد، یادمه سال 84 قبل از انتخابات کیهان شریعتمداری تیتر زده بود که مردم علاقه ای به شرکت در انتخابات ندارن، وقتی مردم شرکت نکنن طبیعتاً اون اشخاصی که همیشه شرکت میکنن یعنی طرفداران نظام شرکت میکنن و به یک کسی مثل احمدینژاد (و این سری جلیلی) رای میدن. این سری هم با توجه به اینکه آن طبقه بطوره یکپارچه که نه ولی حداکثری تصمیم گرفت شرکت بکنه طبیعتاً نتیجه انتخابات این شد که متمدنانه ترین و مدرن ترین شخص در میان کاندید ها انتخاب بشه.

یکی از صحنه هایی که توی این انتخابات شکل گرفت و همیشه در یاد من باقی خواهد ماند این بود که اگر اشتباه نکنم در ورزشگاه شیرودی دختران و زنان فراید میزدند «روحانی، روحانی، زن ، مرد مساوی!» واقعاً لحظه تاریخی و عاطفی بود از اون صحنه ها بود که در تاریخ ثبت خواهد شد که حتی در حکومت جمهوری اسلامی نیز زنان با این شجاعت حرف خودشون رو فریاد زدند. هرچه گشتم این ویدیو رو پیدا نکردم.

نکات خیلی جالب دیگر این انتخابات آشکار شدن زوایای پنهانی از دلایل پشت پرده برای بد بودن روابط امریکا و ایران بود. یکی دو سال پیش بی بی سی (انگلیسی نه فارسی) یک مستند بسیار عالی در مورد ایران ساخته بود که در اون با بسیاری از متختصصین و مسئولین ایرانی و آمریکایی مصاحبه کرده بود. خیلی جالب بود که آدم از زبان این افراد بشنوه که دلایل این روابط بد چه بوده و هستند. آنچه پس از دیدن این فیلم مستند توی ذهن من موند این بود که هر دو طرف بسیار علاقه مند بوده اند که روابط ایران و آمریکا خوب بشه، و چندین بار در این زمینه تلاش کرده اند ولی هر بار، جمهوری اسلامی یا دست به ترور و خشونتی میزنه و یا به خطا محکوم به اینکار میشه، یکی دو نمونه اش مثل ترورهای ایرانیان مخالف رژیم بعد از انقلاب در خارج از کشور، دادگاه میکونوس و غیره که واقعیت داشتند ولی یکی دوتاش مثل حملات تروریستی در خرطوم یک مقدار مشکوک بودن و حداقل زیاد مشخص نیست که واقعاً کار ایران بوده باشه. هربار اتفاقات این چنینی پیش می آمدند آمریکا عقب میکشید و تمایلی که برای برقراری روابط سالم نشون میداد پس میگرفت.

خلاصه اینکه حکومت ایران یک مقدار زیادی همونطور که همه میدونن خر تو خر هست، از یک طرف یک دستگاه دیپلماسی و وزارت خارجه وجود داره که سعی میکنه بالاخره تا اونجایی که میتونه دیپلوماتیک برخورد کنه، حالا میزان موفقتیش در دوره های مختلف متفاوته، ولی از طرف دیگر یک وزارت اطلاعات و دستگاه های موازی مشابه وجود دارند که اونها هم مستقیماً توسط رهبری هدایت، و کنترل میشوند و بدون همکاری با وزارت امور خارجه دست به کارهای تخریبی خودشون میزنن.

اگر حرفهای ولایتی رو در مناظره سوم بخصوص گوش میکردید، اونجایی که با جلیلی داشت کل کل میکرد، به این نکته ها اشاره کرد و آنها را تایید کرد. از «تخریب» صحبت میکرد، حتی یکجا از دهنش در رفت گفت «وزارت اطلاعات»… این یک مقدار زیادی برای کشور ما و منافع ما فاجعه بار بوده و خواهد بود، و  این همون انتقادی است که همواره به جمهوری اسلامی وجود داشته، معلوم نیست توی این مملکت قدرت واقعاً دست کی هست، رهبری بدون اجازه قوه مجری و مقننه و قضائیه دست به اقدامات خود سرانه میزنه، همه کارها رو خراب میکنه و در مقابلشون هم پاسخگو نیست!

جالبه که جلیلی در دفاع از خودش میگفت تمام مذاکرات روی کاغذ پیاده شده و در اختیار آقا قرار گرفته، من کم کم دارم میفهمم شیوه مدیریتی خامنه ای چجوریه، بر خلاف اینکه خیلیها فکر میکنن خامنه ای خیلی دیکتاتور هست و همه چیز رو خودش کنترل میکنه سیستم مدیریتی خامنه ای اینطوریه که به دلیل اینکه خیلی مسئولیت ها رو بر عهده گرفته زیاد وقت بررسی مسائل مختلف رو نداره، و الا چجوری میشه که هم کارهای روحانی در زمانی که مذاکره کننده ارشد بود و هم کارهای جلیلی در همان زمان هردو به یک شکل و یک میزان مورد تایید خامنه ای بوده اند و هردو با یکدیگر اختلاف فاحش دارند!

خامنه ای فکر میکنه خیلی زرنگه میاد میگه سیاست های فعلی نظام در مورد مسائل هسته ای بهتر از گذشته هست و تقصیر رو میاندازه گردن مسئولین دوره خاتمی، در حالی که خودش تمام اونها رو تایید کرده بود مثل سیاست های زمان احمدینژاد!

کاش حداقل اگر خامنه ای نمیره و این ولایت منحوسه فقیه تموم نشه، یک روزی برسه رهبر هم مثل این کاندیدها مجبور بشه بیاد در مناظره زنده شرکت کنه و معلوم بشه چه اشتباهاتی کرده و چه انتقاداتی بهش وارده… فکرش رو بکنید همین چند کاندید که اینجوری از هم انتقاد میکردن و تازه 99% حرفهاشون رو هم نزدن راجع خامنه ای چه حرفهای جالبی برای گفتن دارن 🙂

Advertisements

43 پاسخ

  1. آرش گرامی
    اگر در مورد عدالت پنهان طبیعت مطلبی مستند و علمی دارید پیوند بدهید.
    به نظر من هیچ نیازی به وجود چنین محوری در طبیعت نیست و مثالهای نقض بسیاری را خوانندگان دیگر بیان کرده اند…من نمیدانم تعریف شما از عدالت چیست. اما مسلما اینکه کسی بیاید هزاران نفر بیگناه را بکشد و سپس جزایش توسط محور عدالت فرضی شما این باشد که نتواند با نوه اش به پارک برود ، به هیچ عنوان مصداق عدالت نیست.
    طبیعت کاملا براساس علم و منطق پیش میرود و این دو کاملا بی رحم هستند…اعتقاد به اینکه جایی تقاص همه کارها پس داده میشود تنها برای این است که انسان دوست دارد زمانی که دستش به جایی نمیرسد نیرویی ماورایی را کمک حال خویش فرض کند و اینچنی خود را تسکین دهد.
    به هر حال منتظر پیوندهای مربوط به عدالت پنهانی طبیعت هستم.
    سپاسگزارم

  2. اقا ارش من اکثر نوشته های شما را خواندم فقط در این گنجینه یک چیز کمه!

    اونم در مورد مجازات های اسلامی مثلا افتابه لگن انداختن دوره گردن مجرم ها یا اعدامشون

    اگر هست ممکنه لینک بدید اگر نیست ممکنه یک مطلب کوبنده بنویسید؟
    الان اکثریت با اعدام و مجازات های اسلامی موافقن و ما هرکاری کردیم 100 تا انگ زدن مثلا میگن اگه خواهر مادر خودت بود هم مخالف اعدام بودی و از این حرفا

  3. ارش بیخدا میشه درمورد افزایش اعتماد به نفس دختراهم بنویسی من یه بیخدام وهیچ اعتماد به نفسی ندارم همیشه جلوی اینه هستم وهیچ وقتم راضی نمیشم
    یه چیز دیگه من نمیتونم بیام توسایتت چون فیلتره اگه میشه راها های اومدن توسایتت رویادم بده واینکه باچه فیلتر شکنی بیام وچه ویندوزی ممنونت میشم البته قبلا فریگیت داشتم ولی الان دیگه جواب نمیده

    • باشه رویای گرامی مینویسم رواجع به اعتماد به نفس، البته اعتماد به نفسی که من از آن خواهم نوشت یک مقدار فراتر از این چیزیست که شما مطرح کرده اید در جلوی آینده رفتن و کنار نرفتن شاید یک مقدار کار معمولی باشه زیاد بطور حاد ناشی از عدم اعتماد به نفس نیست…

  4. سلام ارش بیخدا من دارم زندیقو میخونم یعنی تاحالا180مقالشو خوندم بنظرم اکثرا درسته یه اشتباهات کوچیکی هم داره که بعدا میام مینویسم
    الا اومدم بگم توزندیق اکثرا مقاله ضداسلامی هست بهتره یه نوع زندگی غیر اسلامی روهم یادبدید
    مثلا من الان تویه شهر مذهبی واقعا نمیتونم تحمل کنم این شرایطو اصلا نمیدونم باچه جور ادمی ازدواج کنم چون خودم تقریبا بیخدا هستم خیلی واسم سخته باخانوادم مشکل دارم اعتماد به نفسم خیلی کمه کاش میتونستم بیشتر باهات درارتباط باشم واقعا تواین شرایط اذیت میشم احساس میکنم زدم یه خونه رو خراب کردم ولی نمیتونم به جاش هیچی بسازم

  5. جیگرم سوخت !

  6. چه کسی سازنده ی نظام عدالت پنهان طبیعته?

  7. آقا آرش درباره این نظام عدالت پنهان بیشتر توضیح بدین
    شما معتقدید هر دیکتاتوری هزینه عملش رو در این دنیا میده
    صدام که انسانهای زیادی رو به خاک و خون کشید یک بار اعدام شد
    و کسیکه یک نفر رو بکشه اون هم یک بار اعدام میشه
    پس نظام عدالت پنهان طبیعت آنچنان هم عادل نیست
    خیلیا هستند به کمک اختلاس الان دارند خوش میگذرونند و در خارج بهترین ویلاها دارند
    و نظام عدالت پنهان طبیعت مورد اشاره از اونها بیخبره
    ایا این نیاز به عدالت وجود دنیای دیگر رو اثبات میکنه?

    • >آقا آرش درباره این نظام عدالت پنهان بیشتر توضیح بدین
      >شما معتقدید هر دیکتاتوری هزینه عملش رو در این دنیا میده
      >صدام که انسانهای زیادی رو به خاک و خون کشید یک بار اعدام شد

      نخست اینکه شما به نظر میرسه «عدالت» رو برابر با «قصاص» میبینید یعنی فکر میکنید چون صدام هزاران نفر رو کشته باید هزاران بار هم مجازات بشه، این ناشی از آموزه های غیر انسانی و غلط اسلامه که اصولاً انتقام و قصاص رو عدالت میدونه در نظامهای حقوقی مدرن قصاص وجود نداره نازنین، به قول مرحوم گاندی چشم در مقابل چشم دنیا را کور میکند.

      ولی اگر فکر میکنید صدام برای کارهای بدش تنبیه نشد به شدت در خطا هستید نازنین، زندگی صدام با زندگی یک مادربزرگ مهربان خیلی فرق میکنه، یک مقدار زندگیش رو اگر مرور کنید میبینید که دستور قتل ده ها نفر از جمله نزدیکان خودش رو داده بود تمام این اتفاقات گوشه هایی از روان آدمی را میکند و صدام روانی زخمی داشت، صدام هیچگاه نمیتوانست مانند آن مادربزرگ دست نوه اش را بگیرد و در آزادی در یک پارک در کنار دیگران قدم بزند، صدام مورد نفرت هزاران آدم بود کیفیت زندگی او با زندگی یک آدم عادی بسیار متفاوت بود اعمال بد او، وی را از بسیاری از لذت های ابتدایی که ماها ازش برخوردار هستیم محروم کرد، از خودتون بپرسید حاضرید جاتون رو با صدام عوض کنید یا نه، اگر بگید آره خوب دیوانه اید اگر بگید نه خوب حرف من رو تایید کرده اید!

      >پس نظام عدالت پنهان طبیعت آنچنان هم عادل نیست

      تکرار میکنم اگر میخواهید نظام عدالت طبیعت رو با نظام عدالت الهی در اسلام مقایسه بکنید و در صورتی که آن نظام ابلهانه و بدوی الهی رو واقعاً عدالت ببینید (که مطلقاً عادلانه نیست) و انتظار داشته باشید طبیعت بیاید و جای آن خدای توهمی را بگیرد آنگاه به این نتیجه خواهید رسید. اما اگر درک کنید که کار بد به دلیل نتایج بدی که به همراه می آورد کار بد است آنگاه درک خواهید کرد که بخش بزرگی از آن نتایج بد گریبان کسی که مرتکب آن کارها را شده است را نیز خواهد گرفت.

      اجازه بدهید برای اینکه مطلب برای شما بیشتر روشن بشود از شما یک پرسش بکنم، به این پرسش با دقت پاسخ بدهید:

      چرا کشتن آدم بیگناه کار بدی است؟

      >خیلیا هستند به کمک اختلاس الان دارند خوش میگذرونند و در خارج بهترین ویلاها دارند
      >و نظام عدالت پنهان طبیعت مورد اشاره از اونها بیخبره

      مسلماً آنها نیز برای کارهاشان هزینه هایی را خواهند پرداخت اما توجه بکنید که عدالت پنهان در طبیعت نیاز به وجود عدالت بشری و قانون و حقوق و مجازات و غیره را هرگز غیر ضروری نمیکند.

      >ایا این نیاز به عدالت وجود دنیای دیگر رو اثبات میکنه?
      نه.

      • آرش جان در این پاسخ خوب به ماجرا پرداختی، ولی فکر میکنم این موضوع ارزش یک نوشتار جداگانه رو داشته باشه… از اونجایی که در جواب به بیشتر پرسش‌ها منطقی و علمی برخورد میکنی، فکر نمی‌کردم این موضوع رو زیاد تحویل بگیری. چون اگه کسی بخواد اساسی و منطقی نقدش کنه، اثباتش چندان کار ساده‌ای نیست… ولی واقعا خوشحالم که غیر از نقد و نکوهش چیزهای منطقی و غیر منطقی به این مسائل هم توجه داری.

        به نظرم خیلی چیزها با توجه به این که با منطق و اثبات علمی کنونی فاصله زیادی دارن رو میشه با تجربه و درک محیط فهمید و بخوبی ازش استفاده کرد و البته یک قدم هم از کسانی که به این چیزا توجه ندارن جلوتر بیافتیم.
        !Honestly, you surprised me

  8. پشت ســــرم حرف بود
    حدیــث شد
    میترســــم آیه شود
    سوره اش کنند به جعـــــــــل
    بعد تفسیـــرم کنند این جماعت نـا اهـــل…

  9. آقا آرش یک موزیک ویدیوی از گروه Black sabbath اومده که میگه GOD IS DEAD بعد من این ویدیو رو دیدم خیلی از چیزاش نا مفهوم بود. مثلا چند جاش عدد 13 رو نشون میده با یک سری علامت های نا شناخته دیگه!

    اما من یک برداشتی کردم ببینیند درسته؟
    برداشت من: من فکر کنم منظورش اینه که مشکلات انسان ها دیگه با دین و اینا درست نمیشه ( یک جای فیلم صلیب رو میکنه میندازه کنار) و باید این مشکلات به دست خود مردم حل بشه چون خدا مرده و جواب نمیده.

    • 13 اسم البوم هست که سیزدهمین آلبومشونه…آلبوم قشنگیه از یه گروه خیلی بزرگ شدیدا بقیه آلبوم رو پیشنهاد میکنم!
      در ضمن نظر شخصیم رو البته عرض میکنم ولی به نظرم در سعی برای تفسیر و برداشت از آهنگ ها نباید زیاده روی کرد…
      I mean it’s just a song not some philosophy book, right

    • اقا جواب ما چه شد؟

      • نازنین، اینکه برداشت شما درست هست از این نماهنگ یا نه خوب یک بحث است، بحث دیگر این است که حالا این برداشت فارق از اینکه مقصود سازنده بوده یا نه، بالاخره حرف درستی دارد یا نه؟

        از نظر اینجانب این پیام توسط بسیاری از بزرگان و متفکران تاریخ فرستاده شده، و در عصر روشنگری و رونسانس پیام اصلی رونسانس بوده اینه که خوب هرکی اینرو نمیفهمه دیگه خیلی شوت تشریف داره که فکر میکنه با دین میشه همه مشکلات رو حل کرد 🙂

  10. آرش یه سوال داشتم :
    مسلمانهای آمریکا چند نفرن؟ آمارها خیلی متفاوتند از 2 تا 7 میلیون گفته میشه واقعا نمیدونم کدومش درسته

  11. آرش جان، لطفاً به بچه ها پیشنهاد بکن برن در این سایت اسمشون رو ثبت بکنند
    http://wikiislam.net/wiki/People_Who_Left_Islam

  12. آرش شما تو صحبتتون گفتین»نظام عدالت پنهان در طبیعت یقه هر جانی رو بالاخره یکروزی میگیره، حتی اگر دست آدمهای عدالت خواه به آن شخص نرسه… »
    این حرف شما غلطه.دراین دنیایی که ما توش زندگی‌ می‌کنیم عدالت طبعیت وجود نداره.این عدالت طبیعت که شما بهش باور دارین ،ازبرآیند بد شانسی‌ها و اتفاقاته تصادفی و آشوب‌ها بوجود اومده و کاملا تصادفیه.اگه به تاریخ نگاه کنی‌ میبینی‌ دیکتاتور‌های زیادی بودن که عمری ظلم و ستم کردن و عدالتی هم یقشون رو نگرفت.ولی‌‌ ای کاش این عدالت طبیعت وجود داشت.اما‌ ما ادم‌های حقیقت جویی هستیم و نباید از حقیقت فرار کنیم و خودمون رو با این جملات قشنگ گًول بزنیم.

    • >این حرف شما غلطه.دراین دنیایی که ما توش زندگی‌ می‌کنیم عدالت طبعیت وجود نداره.این عدالت طبیعت که شما بهش باور دارین ،ازبرآیند بد شانسی‌ها و اتفاقاته تصادفی و آشوب‌ها بوجود اومده و کاملا تصادفیه

      اصلاً تصادفی نیست شما قضیه رو به دقت و خوب درک نمیکنید فکر میکنید منظور اینه که طبیعت مثل خدا ایستاده ببینه کی کار بد میکنه و به همون اندازه و به دقت تنبیهش میکنه، یکبار دیگه متن رو بخونید و به این قضیه که کار بد بالاخره چجور کاریه و Consequentialism در بحث Ethics چه معنایی میده فکر بکنید.

      تمام اون دیکتاتورهایی که ازشون یاد کردید هزینه کارهاشون رو توی زندگیشون دادن، هیچ عمل بدی بدون پاسخ باقی نمیمونه.

  13. من نمیدونم چطور به قضیه نگاه کنم… این که این فقط بازی سیاسی خامنه‌ای و دار و دسته‌ش بود و خیلی حرفه‌ای مهندسی شده بود. . . اینکه خامنه‌ای از قبل همه چی رو تعیین کنه و به بیانی جام ذهر رو سر بکشه و برای حفظ نظام وانمود کنه که مردم هم به هر حال نقشی دارند در حکومت، یا اینکه چیزی از پیش تعیین نشده بود و مهندسی در کار نبود، و با اینکه خامنه‌ای تمام تلاششو کرده بود کسی خلاف میلش از شورای نگهبان عبور نکنه، اما باز از دستش در رفت و بخاطر تصمیمشون مبنی برا شمارش آرا، اونی که خودش میخواست سر کار نیومد!!

    احتمال اول یکم پارانوید بنظر میاد و از اون گذشته چنین پیش‌بینی و برنامه‌ریزی سیاست‌مدارانه‌ای در حد و اندازه‌ی افکار فسیل و اصول‌گرای خامنه‌ای و دار و دسته‌اش نیست. . . مورد دوم هم از این نظر غیرمحتمل هست که اینها جایی نمی‌خوابند آب زیرشون بره و از قبل برنامه‌ریزی کرده بودن!
    به هر روی این احتمال‌بافی ها نتیجه‌ی خاصی نداره و در نهایت، قدرت دست خامنه‌ای، میدونم، اما خوب این برای من سؤال هست که پشت پرده‌ی این انتخابات چی بود… نظر تو چیه آرش؟!!

    • به نظر من استفاده از فرصتهای فعلی خیلی مهمتر از بررسی اینه که پشت پرده چه رخ داده هر چه ما در این باب بگوییم حدس است و گمان. در حال حاضر خامنه ای یک ضعفی از خودش نشون داده و عقب نشسته و بهترین زمان هست برای امتیاز گیری.

  14. آرش من حالم خیلی گرفته است. فکر می کردم با این وضعیت تورم و گرونی و خفقان، ملت شورش می کنند و ریشه این حکومت رو از بیخ می کنند. ولی باید 8 سال دیگر هم صبر کنیم تا ببینیم چه اتفاقی می افتد. اصلاح طلب های بی شرف هم تو این 8 سال می گن : هیس، هیس، روحانی تنهاست، نباید برای مطالباتمون بهش فشار بیاریم. باید قطره چکانی آزادی مون رو پس بگیریم !!! و البته باند مافیای هاشمی هم باز به قدرت برخواهد گشت.

  15. البته تزشون که دبارەی انعطاف در شریعت اسلام یە همچین چیزیە

  16. یه جا خوندم که تزش در مورد مجازات های اسلامی بوده !!! حالا درست و غلطش پای اونی که توی اون سایتی که خوندم نوشته بود.
    مسلما بین این 8 نفر روحانی بهتر بود ، ولی خب اگه هم بخواد نمیتونه از چارچوب ولایت خارج بشه.شاید وضع اقتصاد رو یکم بهتر کنه ولی بعضی ها خیلی ازش انتظارات بالایی دارن. فکر کنید یه آخوند بیاد حجاب رو اختیاری اعلام کنه !! (اینجاس که عمام راحل ظاهر میشه و میگه آخوند باید آخوند باشد ، آخوندی که آخوند نباشد آخوند نیست ! )
    فعلا هم خوش باشین دوستان تا چند وقت گشت ارشاد و اینا دی اکتیون ، بعد یه مدت میان میگن بستونه دیگه پر رو میشین پاشین بریم کهریزک.

  17. 18 میلیون رای به شخصی مثل روحانی بسان 18 میلیون رای به حماقت بی عمقه !!!!
    بیا واقع بین باش اقا ارش بیا از 18 میلون ارایی که مردم به یه اخوند دادند صحبت کن ……………دوباره روحانیت بر مردم تحمیل شد یعنی ما خودمون به روحانیت پناه بردیم و این نشانگر اینه که ما روحانیت رو همچنان با جان و دل پذیرا هستیم !!! چقدر این روزها از شنیدن این جمله حالت تهوع گرفتم …………………. بین بد و بدتر ……………..!!!!!!!!!!

    • نازنین من شخصاً تمایل دارم ما همانطور که با استخدام مربیان خارجی میتونیم به موفقیتهای نسبتاً خوبی در عرصه ورزش دست بیابیم بد نیست یک مقدار مدیر و وزیر و رئیس جمهور هم از غرب استخدام کنیم که این حمال ها کشور رو نگردونن، چقدر خوب بود اگر ما از تونی بلر دعوت میکردیم بیاد بشه رهبر مسلمین جهان ما 🙂

    • یه موضوع جالب در مورد آمار رای امسال بگم اولا یادتون باشه 16 سال پیش 20 میلیون به خاتمی و 7 میلیون به ناطق و 1 میلیون به ریشهری رای دادند یعنی سرجمع 28 میلیون.سال 80 خاتمی 22 میلیون رای اورد.سال 84 رفسنجانی و کروبی رو هم رفته 17 میلیون رای اوردند و حالا در سال 92 با 75 میلیون جمعیت و 55 میلیون واجد شرایط روحانی 18 میلیون رای آورد که اونم میدونیم خیلی از کسانی که بهش رای دادند از اساس این حکومت رو اصلا نمیخوان و بین بد و بدتر انتخاب کردن.اما یه امار جالب تر اینه که در شهر تهران از نزدیک به 9 میلیون نفر واجد شرایط رای دادن فقط 2 میلیون و 800 هزار نفر رای دادند.این یعنی بیش از 70% مردم پایتخت حتی بین بد و بدتر هم انتخاب نکردند و اصلا ریدن به انتخابات نظام.از اون 2800 هم 1 میلیون و 400 هزار نفر یعنی نصفشون به روحانی رای دادند که اونم باز یعنی دهن کجی به آقا

      • یک چیزی که نباید از قلم بیافتد این است که گویا سن رای دادن هم کاهش یافت تا افراد بیشتری شرکت کنند، اما با توجه به رشد جمعیت و پایین برد کف سنی همچنان رای به خاتمی بیشتر بود. رای به مفسر کوچک قرآن بنی صدر چطور بوده؟

        • در انتخابات اول ریاست جمهوری از بیش از 20 میلیون واجد شرایط رای دادن 14 میلیون و 152 هزار نفر شرکت کردند (67%)و از بین 124 کاندیدا 10 میلیون و 710 هزار نفر یعنی بیش از 75 % آرا رو بدست آورد ابولحسن خان.یک نکته جالب دیگه در مورد نرخ مشارکت اینه که بر خلاف باور رایج کمترین نرخ مشارکت سیاسی در انتخاباتهای جمهوری اسلامی در دوران حیات عمام راحل بوده یعنی بین سالهای 60 تا 74 جمهوری اسلامی کمترین شرکت کننده رو در انتخاباتاش داشته و اگه شما به سخنرانیهای عمام راحل که گاهی از تلویزیون ایران پخش میشه گوش کنی می بینی که عمام خودشم این مسئله رو میدونسته و مدام میگه:میگن مردم ما از انقلاب و نظام برگشتن هیچم اینطور نیست:) بعد از انتخابات دوره اول خبرگان در سال 61 که اخرین نرخ مشارمت بالا در زمان خمینی با 77% بود.آمار مشارکت مردم به این صورته:دومین دوره مجلس (1363)64% چهارمین دوره ریاست جمهوری (1364)54% سومین دوره مجلس (1367)59% پنجمین دوره ریاست جمهوری(1368) 54% بازنگری قانون اساسی (1368)54% دومین دوره خبرگان رهبری(1369) 37% چهارمین دوره مجلس(1371) 57% ششمین دوره ریاست جمهوری(1372) 50% بعد از این سال دوباره مشارکتها رفته بالای 70% و 60% به نظر من مردم در دهه 60 بعد از 2-3 سال که تب انقلابی گری فروکش کرد و خمینی تخم همه گروهها غیر از گروه خودشو کشید تازه حساب کار دستشون اومد که چه غلطی کردند و چون هنوز اکثریت جامعه خاطره زندگی در دوران شاه رو داشتند و تفاوت زندگی در اون دوره و بلایی که خودشون سر کشورشون آوردند رو میدونستند اکثریت مخالف حکومت بود ولی خوب کسی تخم نمیکرد حرفی بزنه .اعدامهای سال 67 هم به همین دلیل بود چون خمینی فهمیده بود حالا که قطعنامه رو پذیرفته و جام زهرو سر کشیده و مجاهدینم حمله کردن اگه یه حرکتی نزنه ملت جرات پیدا میکنن که شورش کنن.خوب اون اعدامها و ترورهایی که رفسنجانی بین سال 68 تا 72 در خارج از کشور کرد باعث شد تقریبا تمام اپوزسیون فعال جمهوری اسلامی نابود بشه یا از ترس سکوت بکنه و نظام به عمر خودش ادامه بده.بعد هم که نسل عوض شد و کسانی حق رای پیدا کردند که در دوره شاه خیلی بچه بودند و به تدریج کسانی که قبل از جمهوری اسلامی رو ندیده بودند و مردم رو انداختند تو بازی بد و بدتر که ظاهرا هنوز هم همون شرایط ادامه داره

  18. اینا دیگه کی هستند ! مسلمون های شیعه احمق ! وای حالم به هم خورد کثافتا ! +18

  19. من با توجه به تحلیلهایی که خودم کردم و باتوجه به سخنرانی حسینیه جماران حسن روحانی که گفته بود:»» من یک کلمه مبهم می‌گویم امسال یعنی سال ۹۲ مثل سال ۸۸ نخواهد شد. شما را از صندوق رای دور نکنند و همه پای صندوقها حاضر شویم انشا الله پیروزی را صاحب خواهیم بود»»
    حدس میزدم که امسال تقلبی در کار نیست. اما بازی ای که مردم خوردند این بود که یک اصلاح طلب تقلبی رو براشون برساختند تا یه خورده التهاب و هیجان منفی ای که در سرکوبی صدایشان در این هشت ساله اخیر ایجاد شده بود رو خاموش و مدیریت کنند.
    از طرفی با وجود اینها یه خوبی برای مردم هم متصورم و آن اینکه باز هم گفتمان اصلاح طلبی «از میان توده ها» به درون حاکمیت رخنه کرد و رسمیت یافت و یک نماینده و یک صدای رسمی بدست آورد یعنی حسن روحانی.و از حالت خفگی و انسداد بیرون جست.
    برای من مهم اینه که این گفتمان حداقل برای چهار سال بصورت رسمی زندگی خواهد کرد

    • در کل الان میشه دو کار کرد، یا از فرصت بدست آمده استفاده کرد و سعی کرد قضایا رو مثبت و به نفع خود تفسیر کرد یا اینکه عقب نشست و گفت چرا بهتر از این نشد؟ به نظر من همینکه ایده آلهای خوبی توی جامعه مطرح شد و کسی رای آورد که بر خلاف خامنه ای زیاد دنبال مقاومت بر خریت و جدا کردن زن و مرد در همه جا نیست خودش ارزش داره. ضمن اینکه جوانهای ایرانی خیلی خوبه که یک مقدار طعم آزادی رو حتی محدود هم که شده بچشند و الا ما میشیم مثل کره شمالی که هیچکس هیچ تجربه ای از آزادی و انسانی زندگی کردن نداره.

  20. آرش آقای روحانی 1993 مدرکشون رو گرفتن واقعا یه معجزست که آدم در سال افتتحاح یک دانشگاه ازش فارغ التحصیل بشه!! که البته تا امام زمان(زمان کوچولوی خودمون) قافله سالار ماست از این معجزات زیاد هست.
    اما جدا از مدرک تحصیلی و… واقعا با سواده ویه خصلت جالبی که داره هم خود پسنده و هم اهل بده بستان خوب در گفگو و بده بستانهای پشت پرده به دلیل خودشیفتگیش اگه از یه چیزی کوتاه بیاد حتما چیزی هم درمقابلش از طرف میگیره و خلاصه از اتاقهای جهنمی مباحثات پشت پرده هیچ وقت دست خالی و خوار و مخذول بیرون نمیاد.
    من فقط تنها انتظاری که ازش دارم اینه که این حقوق شهروندی رو تصویب کنه و براش ضمانت اجرایی بگیره

    • سیاست مدار خوب اینجوریه دیگه نازنین، در مقابلش جلیلی و خامنه ای و احمدینژاد و جنتی و اوباش مشابه آنها هستند که همه چیز رو حق و باطل میبینند و خود را نیز همیشه حق میبینند و هیچ چیز هم بدست نمیارن 🙂

  21. با درود
    در انتخابات 88 با وجود اینکه هنوز خودم سن رای دادنم نرسیده بود ولی یه جورایی دوست داشتم به موسوی رای بدم،هرچند که همون موقع هم میدونستم که سوابق موسوی و کروبی چندان جالب نیست.به خصوص اینکه موسوی درست و حسابی بلدم نبود حرف بزنه،ولی امیدوارم بودم که همه اون شور و اشتیاق و موج امیدی که بین مردم بود برای مدتی تداوم داشته باشه،بلکه این چشمه حیات بعدها سبب خیر بشه و کم کم پایه های نظام رو از جا بکنه(هرچند که خیلی خوش بینانه و فانتزی به قضیه نگاه میکردم).اما در این دور که اتفاقا شرایط رای دادن رو داشتم مطلقا علاقه ای به انتخابات نداشتم،همه انچه هم که میدانستم نتیجه صحبتهای روزانه با برخی دوستان و یا شنیده هایم در کوچه خیابون بود و گهگداری هم دنبال کردن اخبار و یا دیدن یکسری از برنامه های انتخاباتی صدا و سیمای ضرغامی.چرا که سهمی برای خودم در سرنوشتی که در اینده برای خودم،ملتم و کشورم رغم میخورد قائل نبودم.قضیه فقط این نبود که انتخابات ازاد نیست،قضیه بیشتر این بود که این انتخابات در ایران یک رویداد مسخره و طنز آمیز است.فقط کافی بود نگاهی به اشخاصی که برای کاندید شدن ثبت نام کرده بودند بیندازیم.در بینشان لات و لوت های لمپن دروازه دولاب و میدون شوش و شاغلین به قصابی هم به چشم میخورد.نگاه کردن مردمی که مشتاق بودند رفسنجانی گرگ هار،دزد معروف،پدر فکری تشکلات مافیای مذهبی و کسی که در میان زندگان از همه بیشتر در پا گرفتن و دوام این نظام منحوس نقش داشته واقعا خنده دار بود.کار دیگه از غم و غصه و افسوس گذشته،باید فقط به این ملت خندید! بعد هم که کاندیداها از فیلتر شورای نگهبان گذشتند،نوبت رسیدن به ژانگولر بازی های انتخاباتی بین جبهه اصول گرا و اصلاح طلب تا هر کدام از نمایندگان این دو جناح،سهمی در کشیدن افسار ملت به سودا و نظر خود داشته باشند.
    مردم حتی نمیدانند رای دادن یعنی چه! کاری به سوابق و تجارب افراد ندارند و تحقیق در مورد صحت سابقه کاندیداها برای انها اولویت ندارد،اهل کنکاش در مورد برنامه کاندیداها و ضریب عملی شدنشان ندارند و فقط دنباله رو احساسات و عواطفشان که مبتنی بر خیالات و شعارهای توخالی است هستن.مردم ما ارزشی برای رای خود قائل نیستند که اگر بودند سعی میکردند کمی بر روی ان فکر کنند.چه که بسیاری رای شان را تنها به این دلیل حواله اخوند روحانی کردند که سایه شوم جلیلی مادر به خطا،بالای سرشان علم نشود.هر چند که این خواسته ممکن است به حق و منطقی باشد ولی واقعا این سیستم مسخره نیست؟
    به شخصه فکر نمیکردم روحانی انتخاب شود،پیش بینی من یا جلیلی بود یا قالیباف.حالا به هر ترتیبی این دور روحانی که ظاهرا ملت حامی اش بودند انتخاب شد.هر چند که اندکی از این انتخاب جا خوردم ولی از انجا که از اول انتخابات برای من رویداد جدی ای نبود،برایم اهمیتی نداشت.میدانستم که وضع قرار نیست انچنان تغییری بکند مگر اینکه روحانی کمر به بهره گیری از سنبه پرزور جنبش مدنی مردم ایران در تقابل با حاکمیت خامنه ای و اوباش پشتیبان و زیردستش ببندد.این احتمالم بستگی به این دارد که تا زمانی که مقام ریاست جمهوری در ید روحانی قرار بگیرد چه کارکردی از خود نشان دهد.پیشبینی این موضوع بماند برای زمانی که روحانی قشنگ روی کار امد.ولی نکته ای که به نظر من خیلی مهم بود اتفاق نظر اکثر تحلیل گرانی بود که در اینترنت و شبکه های خبری پیروز انتخابات را در اصل خامنه ای میدانستند که البته درست هم هست.هر چند که صحبتهایی از پیروزی مردم هم شد اما فکر نمیکنم این پیروزی چندان تداومی هم داشته باشد مگر انکه مردم بعد از این تلاش کنند خواسته هایشان به گوش رئیس جمهورشان هم برسد.در غیر این صورت انها تنها توانستند رئیس جمهورشان را خود انتخاب کنند نه انکه خود مسیر زندگی چهار سالانه شان را هم انتخاب کنند!
    خامنه ای متوجه بود که با گندی که در 88 زد چنان لرزه ای به اندام حکومت افتاد که میرفت وانفسای رژیم را هم ببرد و به عمر نکبت بارش پایان دهد.انتخاب یک خری مثل جلیلی یا قالیباف(هرچند که توان مدیریتی قالیباف در سطح خوبی قرار دارد) میتوانست اگر نه در کوتاه مدت که در بلند مدت رژیم و خامنه ای را تحت فشار زیادی قرار دهد که نتیجه افزایش نارضایتی های مردمی و البته اتخاذ قابل پیش بینی سیاستهای رادیکال توسط دو نامبرده جناح اصول گرا بود.اما نکته مسرت بخش در این میان ارای اندک قالیباف و جلیلی بود که ارای این دو کاندیدای به قول خودشان ولایت مدار و نوکر رهبری بر روی هم دو سوم ارای روحانی که در حرف سنگ ملت را بر سینه میزد هم نشد.اگر این امار کاملا واقعی و صحیح باشند واضحا طبق انتصابات خود این حکومت،اقایان خایه مال ولایت مدار ارزشی در سمع و نظر مردم ندارند.
    در این میان خدا غرضی را هم خیر بدهد که اسباب شادی و تفریح و خنده میلیونها ایرانی را فراهم اورد. lol

    • اشکان جان قلم خوبی داری اما من مجبور شدم برای خوندن از Ctrl+middle mouse استفاده کنم… اینقدر زحمت نوشتن و بیان دیدگاهت رو متحمل میشی، یکم بیشتر به دکمه Enter توجه کن خوب 🙂
      در مورد «رأی دادن» و «مردم ما»، باید بگم که این فقط مردم ما نیستن که برخوردشون در مورد انتخابشون سطحی و کلی نگره. در همه‌ی کشورها از این دست افراد پیدا میشه، و خوشبختانه یا شوربختانه قشر بیشتر جامعه رو هم این افراد تشکیل میدن. پس از این موضوع دلخور نباش 😉 ما هم که داریم قضاوت میکنیم خالی از اشتباه نیستیم و به همون اندازه میتونیم در امور دیگه تصمیم‌گیری اشتباهی داشته باشیم

هرچه میخواهد دل تنگت (اگر بدرد بخور هست البته) بگو.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: