مناظره های انتصاباتی

ن مناظره های انتصابات رو نگاه میکردم واقعاً جالب بود

یکم اینکه توی این انتصابات و انتصابات قبلی صدا و سیما یک مقدار تیغ خریت را کنار گذاشت و گذاشت حداقل کسانی که کاندید انتصاباتی هستند حرفهاشون رو بزنن. واقعاً چه خریتیست که آقای خامنه ای و صدا و سیما دچار آن هستند و نمیفهمند که این آزادی بیان موقتی که سر انتصابات هست اگر در تمام دوره ها باشد به نفع جامعه و کشور است.

جوابش روشنه

1- حکومت فاسد است و با آزادی بیان فسادها بیش از پیش مطرح میشود، توی این مناظره سوم معلوم شد که توافقات اتمی با سولانا چگونه توسط بی عرضگی و بی برنامه گی حاکمان ناقص تموم شد، به دلیل عدم هماهنگی و خر تو خری و آنارشیسم درون حاکمیت. خوب آقای نماینده خداوند روی زمین جناب آیت الله خامنه ای، اگر شفافیت وجود داشت و همون موقع که این اتفاق افتاد روزنامه های آزاد به تشریح و انتقاد میپرداختند آیا جلوی این هزینه ها گرفته نمیشد؟

2- حکومت دروغگوست، حکومت به دلیل سیاستهای غلط و عدم تدبیری که در مسائل داره میترسه مسائل رو به مردم بگه. البته توی هر کشوری اسراری وجود داره ولی توی ایران به دلیل مدیریت بسیار ضعیفی که دارن خیلی از چیزها که نباید جزو اسرار باشند جزو اسرار میشوند. مثلاً احمدینژاد و خامنه ای و غیره توی این چهارسال میگفتند تحریمها هیچ چیز نیستند و تاثیری ندارند و این مزخرفات، حالا که موقع یقه گرفتن هست کسی بین این کاندیداها نیست که اعتراضی به روند تحریمها نداشته باشه.

3- مبنای این حکومت بسیار ضعیف است، فراموش نکنیم این حکومت روی کس شعر مبتنی شده است، یعنی روی اینکه یک عربی به نام آقای زمان غیبش زده و حالا خامنه ای جانشین اون هست، چنین مبنای احمقانه ای طبیعتاً تاب مقاومت در فضای آزاد و انتقادی رو نداره، بقیه خواسته های خامنه ای و تندروهای مذهبی هم به همچنین، جامعه سلایق ابلهانه آنها را در حوزه آزادیهای فردی، هنر، و حتی ورزش نمیپسندد به همین دلیل حکومت مجبور است با آزادی بیان مبارزه کند و با زور حرفش را سر کرسی بنشاند.

4- حکومت به دلیل ناکارآمدیش در حل مشکلات داخلی به دشمن تراشی فرضی بین المللی نیاز داره، همواره نیاز به این داره که اینطور نشون بده که تمام جهان دشمن ماست، خامنه ای بخصوص علاقه ای به بهتر شدن روابط سیاسی با جامعه بین الملل نداره، به قول خودش یک اَنقلابی هست اصولاً با دیپلماسی رابطه ای نداره همه چیز رو اسلام علیه کفر یا حق علیه باطل میبینه و خودش رو هم حق میبینه!

5- سران نظام یک مشت ابله تشریف دارند، هنوز نمیفهمند که آن «وحدت» که حضرت امام ازش حرف میزد بیخود بود و اگر شفافیت و مسئولیت پذیری و پرسش و پاسخ صریح وجود نداشته باشه کشور به فساد بیشتری کشیده خواهد شد. و سلامت اقتصادی و سیاسی بیشتر در جوامع غربی چیزی نیست جز معلول آزادی بیان.

این مناظره ها همچنین نشون داد که صدا و سیما از دهات نیومده آدم حسابی هم توش هست، فقط نمیخوان درست کار کنن و الا اگر بخوان میتونن. مناظره ها بسیار خوب برگذار شد به این دلیل که به خوبی از مناظره های غربی در جوامع دموکراتیک تقلید مناسب انجام شد، حتی دکوراسیون هم یک جورایی آدم رو یاد بی بی سی فارسی می اندازه.

جدا از این مناظره ها نشون داد که برخی از مدیران و حاکمان کشور چقدر حمَال تشریف دارن، اون آقای عارف که از اول با همه چیز مخالف بود و میخواست مناظره اونجور که میخواد برگذار بشه، چون توانایی شرکت در یک چالش نسبتاً واقعی رو نداشت، غرضی هم که من نمیدونم اصلاً اونجا چیکار میکنه، یک آدم عصبی توی مایه های همون عارفه که نمیتونه توی یک چهارچوب شیک و تر تمیز خودش رو جا بده…

از اون طرف این مناظره ها بعضی از شخصیت ها رو بیشتر و موفق تر نشون داد، مثلاً من شخصاً تقریباً هیچوقت حتی صدای آقای روحانی و جلیلی رو نشنیده بودم، توی این یکی دو هفته پیش فهمیدم که این عزیزان بلدند صحبت کنند. آقای روحانی روی مسائل خوبی دست گذاشته، مثلاً در مورد آزادی نشر، گفت شما قانون رو شفاف کنید بعد از انتشار برخورد کنید. این خیلی راه حل عملی خوبیه… ولی یک سوالی که از روحانی نمیشود این است که آقای روحانی اگر شما رای آوردی و بعد مجلس و شورای نگهبان و رهبر و کوفت و زهر مارهای دیگر نگذاشتند شما به شعارها تون عمل کنید چیکار میکنید؟ مثل خاتمی همینجوری کج دار و مریز ادامه میدید یا وقتی الان میگید پشتیبان من مردم هستند، اون موقع هم میایید و از مردم کمک میخواهید؟

در پایان من قلباً بعنوان یک دشمن انقلاب و اسلام از رد صلاحیت رفسنجانی بسیار خشنود شدم و از شورای محترم نگهبان از این بابت تشکر میکنم. توی این مدت همش فکر میکردم الان چی میشه و اکبر گنجی و ابراهیم نبوی الان میخوان برای کی سینه بزنن، تا اینکه دیدم بله آقای روحانی هم حرف بلده بزنه، نه تنها حرف بلده بزنه بلکه با صداش هم خوب بازی میکنه و به سادگی میتونه دوبلر نقش پدر ژپتویی چیزی در یک کارتون بشه، خوب حرف زده از ویژگیهای بسیار مهمه یک سیاستمدار هست.

عزیزان کامنت دهنده پرسشی که از شما دارم اینه که از این کاندید ها هیچ کدومشون بچه تهران هستند؟

جریان چیه که بیشتر رئیس جمهورها شهرستانی و روستایی هستن؟

Advertisements

19 پاسخ

  1. سلام آرش خان
    در جواب سوالت میخام بگم, این قضیه نشون میده که توی این مملکت هرچه عقب افتاده تر باشی به صورت اتوماتیک درجه و مقامت بالاتر میره
    بنده الان منتظر فحش های دوستان دانشمند و متفکر هستم..

    • به نظر من این یک واقعیت قطعی هست که در نهایت اینکه یک فرد که هست و چه هست لزوماً محدود به این نیست که از کجا می آید! اما بطور متوسط و وقتی راجع به جمعیت ها صحبت میکنیم روشن است که اگر فرض کنیم بیشتر آدمها محصول اجتماعشون هستند حالا مسئله بر میگرده که از چه جور اجتماعی در میان. من خیلی سعی میکنم این حرف رو یک جوری بزنم که انواع و اقسام انتقادات و اتهام به نژاد پرستی و غیره مطرح نشه (چنانکه شد) و دوستان این دیدگاه رو به اینکه «مگه شهرستانی ها چشون هست و غیره…» تفسیر نکنن!

      لذا این مسئله یه جورایی بر میگرده به آمار و جغرافیای کشور ما، من فکر نمیکنم کسی مخالف این واقعیت باشه که امکانات تهران چه این مسئله خوب باشه چه بد باشه از بقیه جاهای ایران خیلی بالاتره! ضمن اینکه درآمد و وضعیت اقتصادی هم به احتمال زیاد در تهران بهتر از بقیه جاها هست، و ضمن اینکه تهران پر جمعیت ترین شهر ایرانه… و به همین تناسب ضرورتاً نیروهای متخصص و شایسته توی تهران شمارشون بالاتر از بقیه جاها میره، این بدین معنی نیست که باید جلوی مهاجرت شهرستانی ها رو گرفت یا یک شهرستانی نباید اجازه داشته باشه رئیس جمهور بشه، چون مسلم هست که در شهرستانها و روستاها هم استعدادهای درخشان وجود دارند و نیروهای متخصص و کار درست بوجود می آیند، بلکه به این معنیه که باید تعجب کرد با تمام این مفروضات چرا تهرانی ها نسبت به شهرستانی ها به نظر میاد که شمارشون در بدنه حاکمیت کمتر باشه؟!

      دلیلش میتونه همون عدم وجود شایسته سالاری باشه!

      این مسئله فقط در مورد رئیس جمهور صدق نمیکنه، بیشتر کارمندهای دولت هم اونطور که من مشاهده میکنم چه در ادارات و چه پلیس و غیره در شهر تهران مال خود تهران نیستند یعنی من هیچ بچه تهرانی رو نمیشناسم که رفته باشه پلیس مثلاً شده باشه! در بین آخوندها هم مسئله همینطور هست خیلی کم پیش میاد یه کسی که بچه تهران باشه بره آخوند بشه، بیشتر آخوندها توی شهرستانها و روستاها بدنیا اومدن.

      به نظر میاد توی تهران و البته بقیه جاها بسیاری از کسانی که دستشون به دهنشون میرسه جمع میکنه میاد خارج از کشور مثل اینجانب، یعنی شرکت در فعالیت سیاسی و مثلاً رئیس جمهور شدن یا کار دولتی داشتن برای تهرانی ها زیاد جذابیتی که نداره هیچی بلکه منفی هم دیده میشه ولی برای بسیاری از شهرستانی ها یک فرصت خوب به شمار میره! به عبارت دیگر مثلاً احمدینژاد که توی یک روستا بدنیا اومده وقتی میاد تهران و رئیس جمهور میشه یک آپگرید بزرگ توی زندگیش رخ داده، ولی برای یک تهرانی نه تنها آپگرید حساب نمیشه بلکه چیز بدی هم هست، اگر فردا آقای روحانی به من ایمیل بزنه که بیا وزیر ارشاد بشو من کلاس گذاشته و خواهم گفت برو بابا 🙂

      • استاد دم شما گرم حسابی فیض بردیم دقیقا همین طور هست که فرمودید و باعث افسوسه که این حالت چقدر برای حکومت فعلی ایده آله!

  2. خیلی کوتاه نکاتی را در مورد انتخابات امسال درج میکنم
    اول این که انتخابات در ایران با مشارکت نسبتا بالایی همراه بود. دلایلی که در مورد علت مشارکت بالا میتوان ذکر کرد به شرح زیر است
    1- برخلاف برداشت عمومی میزان مشارکت بالا نشان از رضایت عمومی نیست بلکه در مواردی که ایرانیان احساس فشار و دربدری بیشتری میکنند مشارکتشان در انتخابات بیشتر میشود. درست مثل گنجشکی که در قفس گیر کرده و با حداکثر تلاش به دنبال روزنه ای میگردد.
    2- امید علت مشارکت عده کثیری از ایرانیان نبود. بلکه ترس از امدن یک فرد افراطی انها را به سوی صنوق رای کشاند.
    3- اینها دلایل شرکت افرادی بود که از حداقل شعور سیاسی برخوردارند. بسیاری از افراد بلاخص در روستا ها و شهرهای کوچکتر بدون هیچ دلیل و صرفا برای انجام تکلیف مذهبی یا از سر عادت و یا از سر تقلید در انتخابات شرکت کردند. مشارکت در شهرهای بزرگ مثل تهران کمتر از 50 درصد بود.
    4- بخش کثیری را نیز ترس از این که عدم مشارکت و نبود مهر انتخابات عواقبی برای انها دارد به سمت صندوق کشانید.
    دوم این که اپوزیسیون ایران نباید از این پس تحریم را دلیلی بر عدم مشروعیت نظام و شرکت را دلیلی بر مشروعیت نظام تبلیغ کند.(به دلایلی که ذکر شد) ضمنا نباید این برداشت در افکار عمومی جهان نهادینه باشد که به صرف شمارش صحیح ارا انتخابات دمکراتیک است. وقتی چهره ای مثل روحانی چهره میان روی این انتخابات است و وقتی رفسنجانی منجی نجات ایرانیان شناخته میشود.، وقتی با کوچکترین تجمع ها برخورد میشود و به نامزد ها در مورد این که باید چه بگویند و چه نگویند تذکر داده میشود و حتی تهدید به محاکمه بعد از انتخابات میشود. تایید و رد صلاحیت نامزد ها توسط نهاد حکومتی و مواردی از این قبیل نشان دهنده این است که هیچ نشانی از دمکراتیک، در این انتخابات وجود ندارد.

    سوم این که به هر صورت حتی اگر روحانی هم رد صلاحیت میشد امثال اکبر گنجی میگفتند بروید به قالیباف رای بدهید چون بهتر از جلیلی است و به همین ترتیب این دست از اپوزیسیون به هیچ وجه نمیتوانست بپذیرد که شرکت در انتخابات مفید فایده نیست. جالب اینجاست که فاصله روحانی و جلیلی شاید 10 تا 20 درصد است. مواضع مشترک انها بسیار بیشتر از اختلافاتشان است و همه انها بدون استثناء از روشنفکری و رواج ازادی های سیاسی و اجتمایی هراسانند.
    قدرت ریس جمهور در ایران چیزی است که ایرانیان کمتر در نظر میگیرند. قدرت یعنی اسلحه و پول. چیزی که در اختیار ریس جمهور نیست. ریس جمهور در ایران حتی ابزار رسانه ای چندانی هم در اختیار ندارد.

    • >اول این که انتخابات در ایران با مشارکت نسبتا بالایی همراه بود

      واقعاً اینطور بوده، سال 76 تا اونجا که من یادمه خاتمی 20 میلیون رای آورد و اینرو بویژه به این دلیل به یاد دارم که منتظری به خاتمی گفت برو به رهبر بگو من 20 میلیون رای دارم، تو چیکاره هستی؟ که بخاطر همین موضع هم دستگیر شد. میزان مشارکت هم حدود 80% بود با توجه به اینکه جمعیت اونموقع کمتر بود و کف سنی برای شرکت هم بالاتر بود اون رای گیری دستکم یک نمونه هست که از این انتصابات امسال مشارکت بالاتری داشت.

      >1- برخلاف برداشت عمومی میزان مشارکت بالا نشان از رضایت عمومی نیست بلکه در مواردی که ایرانیان احساس فشار و دربدری بیشتری میکنند مشارکتشان در انتخابات بیشتر میشود. درست مثل گنجشکی که در قفس گیر کرده و با حداکثر تلاش به دنبال روزنه ای میگردد.

      این حرف کاملاً درسته، مثلاً اینجانب در این کشور دموکراتیکی که شرکت میکنم تاحالا رای ندادم به دلیل اینکه احساس نیاز نمیکنم همه چیز خوب داره پیش میره 🙂 شما وقتی یک جایی آزادی بیان داشته باشید خیالتون تا حدود زیادی راحته که اگر حکومت ضعفی داشته باشه کسانی هستند که راجع بهش صحبت کنند و جلوش رو بگیرند لازم نیست شما برید رای بدید که کسی رو بیاندازید بیرون!

      در حالی که توی ایران رای دادن و ندادن مسئله حساسیه گاهی شبیه انتخاب بین مرگ و زندگی هست.

      >دوم این که اپوزیسیون ایران نباید از این پس تحریم را دلیلی بر عدم مشروعیت نظام و شرکت را دلیلی بر مشروعیت نظام تبلیغ کند

      صدام حسین هم قبل از حمله آمریکا یک رفراندوم گذاشت و برای خودش تا اونجا که یادمه 99% رای جمع کرد 🙂

      در یک کلام انتخابات تا آزاد نباشه هیچ نتیجه منطقی نمیشه ازش کرد، هرکی هم فکر میکنه انتخابات ایران انتخابات آزادی بوده خوب نه معنی انتخابات رو میفهمه نه معنی آزاد رو نه معنی انتخابات آزاد رو.

  3. عجب بازی کثیفی خوردند مردم، عجب فریبی!
    بعدا بیشتر توضیح میدم

  4. مثل اینکه روحانی(سر پرست قبلی تیم مذاکره کننده هسته ای که بیشتر اعضای تیم اون رو به اتهام جاسوسی در زندان هستند) با بیشترین رای ملت جو گیررئیس جمهور شد و 4 سال دیگه به نظام خامنه ای جلا د مشروعیت داد.

    تبریک به ملت همیشه در صحنه ! مردمان گوسفند ذهن را حاکمان گرگ سفت لایق است.

    ————-

    آرش یه سوال:

    اگر کسی به دلیل بی احتیاطی خودش ! ولی به دلیل ارتباط با شما دستگیر بشه ! احساس عذاب وجدان هم میکنی ؟ تلاشی هم برای معرفی اون به مجامع بین المللی میکنی اگر مشخصاتش رو بدونی ؟ اصلا برات مهمه ؟

    • >اگر کسی به دلیل بی احتیاطی خودش ! ولی به دلیل ارتباط با شما دستگیر بشه ! احساس عذاب وجدان هم میکنی ؟

      من اصولاً با کسی ارتباط ندارم که بخواهد برای ارتباط با من دستگیر شود.

      > تلاشی هم برای معرفی اون به مجامع بین المللی میکنی اگر مشخصاتش رو بدونی ؟ اصلا برات مهمه ؟

      مهم که برام قطعاً هست هر آدمی زندان بیافته بالاخره ما همدرد و همصداش هستیم، چه برسه که اون طرف به من وصل شده باشه! اینکه من چکار میکنم یا نمیکنم به دلیل اینکه یک جورایی من در جنگ با نظام هستم یک مسئله سری هست و من مایل نیستم راجع بهش زیاد توضیح بدهم چون تاکتیک ها و استراتژیها اگر قرار باشه مشخص باشند دیگه بدرد نمیخورن.

  5. خاک بر سر ِ امام ِ تایم .

  6. به نظر من این مناظرات اصلا خوب برگزار نشد مخصوصا دور اولش با اون سوالای تستی مسخرش و عکسایی که بیشتر واسه تست هوشه.آخه اینا چه ربطی به مناظره داره؟عارف خوب کاری کرد مخالفت کرد.به نظر من صدا سیما می خواست از کشورهای غربی تقلید کنه ولی متاسفانه رید توش.اگه یه سری آدمایی که هیچ سررشته ای تو این زمینه ندارن میارن سرکار صداسیما بهتر از این نمیشه خود مجریم می گفت این مناظره با مشورت خیلی از اساتید برگزار شده حتما منظورش از اساتید بازجوها و ماموران امنیتی بوده.در مورد اینکه میگین بچه تهران یعنی اینکه از اول بچه گیشون تو تهران بزرگ شدن؟خود تهرانم اونقدر مهاجر داره که میشه گفت درصد کمیشون خود بچه تهران باشن و نه برام اصلا عجیب نیست نامزدا بچه تهران نباشن.ولی بیشترشون تو تهران زندگی میکنن.چیش برا شما عجیبه؟

    • سوالهای تستی به نظر من سوالهای خوبی بودن توی غرب هم از این سوالها میشه و معمولاً همه شرکت میکنن، من فکر میکنم یک جورایی عارف انتظار داشت مناظره ها به همون شکل کدخدا منشی قدیمی برگذار بشه و همونطور که خودش مطرح کرد نظرش واقعاً این بود که بابا شماها چیکاره اید از من چنین سوالهایی میکنید؟ من خودم سوال طرح میکنم شما جواب بدید، یک جورایی قلدر معابانه و لومپن وارانه بود حرکتش بخصوص وقتی ضایع شد که بقیه شرکت کردن 🙂

      کلاً آدم قاطی بود این عارف از اول تا آخرش اخم کرده بود، این عارف و غرضی یک جورایی زیادی همچین سنتی بودن به نظر من حاضر نبودن در یک بحث چالشی شرکت کنند، به غرضی بخاطر کسب کمترین رای تبریک میگم 🙂

      >ولی بیشترشون تو تهران زندگی میکنن.چیش برا شما عجیبه؟
      توضیح دادم، در پاسخ به یک کامنت دیگر.

  7. ولایتی بچه شمرون است!

  8. نصف مملکت رو اصفهانی ها اداره میکنند ! شما بیشتر دقت کن چند نفر از مسئولان رده با و چماغ به دست اصفهانی هستند !

    • اینهم درسته بخصوص نجف آباد انگار توی آخوند پروری خیلی نقش مستقیمی داره، اصفهان چون پایتخت صفویه بوده یک جورایی پایتخت تشیع هم میشه حسابش کرد، من در میان آشنایان افرادی اصفهانی هم داشتم میرفتیم خونشون هفته ای دو سه بار میرفتن جلسه قرآن! کلاً نسبتاً شهر مذهبی تری از بقیه جاهای ایران هست ولی خوب همه رو نمیشه با یک چوب روند توی اصفهان هم آدم حسابی و آدمهای قابل احترام و دوست داشتنی زیاد هستند، حتی در بین آخوندهاشون هم منتظری مثلاً خیلی آدم حسابی تر از بقیه مراجع تقلید بود…

  9. خاتمی عمداً بین عارف و روحانی، روحانی را برگزید. دوباره قراره 8 سال ملت ایران خر شوند. من مطمئنم روحانی یک پدرسوخته ای است که یک تنه خاتمی و احمدی نژاد رو می گذاره تو جیبش.

  10. خوب مگه شهرستانی بودن چه اشکالی داره؟؟

    • اشکالی که قطعاً نداره ولی یکم عجیبه که چجوری تهران با جمعیت قابل توجهش و سهمی که از کل جمعیت کشور داره به همون نسبت در میان کاندید ها نماینده نداره، زیادم عجیب نیست البته تا اونجا که من یادمه بیشتر کارمندان دولت از پلیس گرفته تا شهرداری اکثراً بچه تهران نبودن… این جالب نیست؟

هرچه میخواهد دل تنگت (اگر بدرد بخور هست البته) بگو.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: