من و یهودیت

پس از مدتی وقتی آن شده است که اندکی به شما عزیزان حال داده قطره ای از دریای دانش خویش را بر ذهن شما بپاشانم.

خیلی ها از من میپرسند «پس یهودیا چی؟»، در این نوشتار کوتاه میخواهم پیرامون این پرسش کمی اظهار فضل بنمایم.

کسانی که این پرسش را مطرح میکنند معمولاً دو پیش زمینه فکری دارند یکی اینکه چرا اصولاً یهودیها کارشون درسته، دو اینکه چرا علی رغم اینکه در کتب مذهبی یهودی اراجیف فراوان یافت میشود یهودیان همچنان کارشون درسته.

البته همین پرسش رو خوب دسته ای هم آدمهای عوضی و یهودی ستیز چه مسلمان چه نژاد پرست و تئوری پردازان توطئه که گمان میکنند در همه جا و هر زمان هر چیز بدی زیر دست یک یهودی یا یهودیان مختلف است، مطرح میکنند که من زیاد در این نوشتار با آنها کاری ندارم بلکه مایلم به این پرسش کنجکاوانه که خیلی ها از جمله خود من در ذهن دارند پاسخهایی بدهم.

نخست اینکه اگر شک دارید یهودیها کارشون درسته یا نه کافیه یه نگاهی به لیست آدمهای موفق بیاندازید، چه لیست کسانی که جایزه نوبل گرفته اند چه لیست آدمهای موفق در رشته های مختلف مثل هنر! یادمه چند وقت پیش لیستی از ایرانیهای موفق از نظر مالی در آمریکا منتشر شده بود که چندتا یهودی ایرانی نیز در آنها بودند. یهودیها با توجه به اینکه جمعیت خیلی کمی نسبت به بقیه دارند بطور شگفت انگیزی موفق بوده اند. البته این بدان معنی نیست که هر یهودی ای کارش درست است ولی خوب بطور متوسط میشه گفت یهودیها کارشون درسته.

خوب حالا چرا؟

ممکن است شما بگویید خوب یهودیها به هم خیلی حال میدند و این حرفها، ولی واقعیت اینه که نتایج خوب بدون زحمت و کار و تلاش و تکاپو حاصل نمیشوند! چیزی که آدمهای موفق رو از بقیه جدا میکنه معمولاً اینه که آدمهای موفق دارای دیسیپلین هستند، یعنی یک سری کارهای چرت و پرتی که بقیه آدمها میکنند رو نمیکنند بجاش چهار تا کار درست میکنند، برای آینده خودشون برنامه ریزی میکنند و بر اساس آن حرکت میکنند و موفقیت را محتمل تر میکنند.

یکی از چیزهایی که من رو خیلی شگفت زده میکنه فعالیت یهودیها در ویکیپدیا است، سمت چپ هر برگ از ویکیپدیا رو که نگاه بکنید لیستی از برگ روبروی خودتون در بقیه زبانها میبینید. برای من خیلی پیش اومده که داشتم ویکیپدیا رو راجع به یک مسئله خیلی تخصصی و جزئی میخوندم و اون برگه البته در زبان فصیح انگلیسی بوده و دو سه تا زبون دیگه که معمولاً زبان عبری یکی از اونهاست. یعنی با توجه به اینکه کل جمعیت یهودیهای دنیا چیزی اندازه جمعیت کل تهران است، و با توجه به اینکه همه یهودیها زبان عبری نمیدانند، با تمام اینها میتوان دید که یهودیها به شدت دنبال آموختن و آموزیدن هستند. خود این کم چیزی نیست! یکی از علل پیشرفت هر آدمها چه در بعد انفرادی چه جمعی میزان تلاشیست که برای آموختن میکنند.

من چندتا از مشاهدات فردی خودم رو هم میخوام براتون بگم.

یک اینکه من یک دوست یهودی داشتم چند روزی اومد مهمان من شد، توی این چند روز سه تا از کتابهای من رو خوند.

دوم اینکه یهودیها در قبال دینشون خیلی باکلاس هستند، یعنی بر خلاف مسلمانان و مسیحیان و بهائیان و غیره دنبال کون مردم راه نمی افتند که آنها را به دین مزخرف خودشان دعوت کنند یا دست به عمل شنیع امر به معروف و نهی از منکر بزنند. ولی من یک مدت یک همکار یهودی داشتم، تقریباً هر هفته یکی دو تا بچه 15، 16 ساله یهودی میومدن که دو سه تا کاغذ به این همکار ما بدهند که یک مقدار مذهبی تر بشه! خود همین هم خیلی هوشمندانه است یعنی بجای تلاش برای بدست آوردن اعضای جدید و مسلمان کردن کل آفریقا و ایران و همه دنیا یهودیها معمولاً دنبال این بودند که روی آنچه دارند سرمایه گذاری کنند. یکروز یکی از این بچه ها رو من توی آسانسور دیدم گفتگویی بینمان در گرفت، به من گفت شما اگر یهودی نیستی هم همچنان ما توصیه میکنیم هفت فرمان رو دنبال کنید، منم البته خوب میدونستم این هفت فرمان چیا هستند ولی میخواستم ببینم این بچه چقدر با دین خودش آشناست گفتم خوب هفت فرمان چیا هستن؟ بچه مذکور هفت فرمان رو کامل یادش نبود (این هم یک نکته مثبتیه حتی خر حزب اللهی های یهودی هم زیاد با دینشون آشنا نیستن به این نکته بیشتر خواهم پرداخت)، دو سه تاش رو گفت، و روی آخریش گیر کرد، آخریش این بود که باید «قضاوت خوب» داشته باشی، یعنی در مورد مسائل و افراد و همه چیز تلاش کنی که درست فکر کنی و عادلانه قضاوت کنی، یعنی به عبارت دیگر باید به زبان خودمون شعور داشته باشی، و این چیزیه که من از اکثر یهودیهایی که میشناسم دیده ام، آدمهای بسیار با شعوری هستند، یعنی مثلاً وقتی حرف میزنند کس شعر کم تر میگویند و از آن مهمتر شنونده های خوبی هستند. در حالی که مسلمانها شنونده های خوبی نیستند شعار دهنده های خوبی هستند، یعنی فقط بلدند حرف خودشون رو تکرار کنند بدون اینکه تلاش کنند طرف مقابل رو خوب درک کنند، چون اصولاً احتمال این رو نمیدهند که ممکنه حق با طرف مقابل باشه.

نکته ای که در نکته دوم مایلم به آن اشاره کنم اینه که تعلیمات یهودی بعضی وقتها تعلیمات بسیار جالبی هستند، شما کل داستانهای قرآن رو مرور کنید یکی دو تا پیام ک* شعر بیشتر توش نیست، اصل پیام قرآن اینه که شما باید خایه مال خداوند باشید و اگر نباشید خداوند دهن شما را سرویس خواهد کرد همچنان که قبلاً کرده. ولی در داستانهای یهودی گاهی داستانهای حکمت آمیزی شبیه آنچه در آثار کهن ادبی هست یافت میشود.

سوم اینکه اینجانب چند وقت پیش یک فیلم مستند کوتاه در یوتوب میدیدم، مال زمان انقلاب بود. این فیلم مستند راجع به یک کلاس درس بود، توی این کلاس درس یکی دو تا از شاگردهای نخاله بودند که توی هر کلاسی میشه پیداشون کرد – از این حمال هایی که عقب کلاس میشینن و بجای کسب علم متلک به معلم می اندازند و وقتی هم بزرگ میشوند به دلیل همان رفتار و رفتارهای احمقانه مشابه به هیچ جایی نمیرسند. این شاگردها یک کار مسخره ای میکنند دقیقاً یادم نیست و هرچی هم گشتم نتونستم فیلم رو پیدا کنم (عزیزان کامنت دهنده لینک بدید). معلم هم شاکی میشه و میاد میگه باید بگید کی بوده اگر نگید همتون رو اخراج میکنم یا یه چیزی توی این مایه ها. شاگردها هم تصمیم میگیرند سکوت کنند و به معلم نگن کی بوده. اگر شما هم توی ایران درس خونده باشید یا در حال خواندن باشید حتماً این اتفاق براتون افتاده.

بعد توی این فیلم مستند از چندین نفر از شخصیت های هنری و اجتماعی و خلاصه آدمهای سرشناس که خیلی هاشون رو همین امروز هم میشناسیم میپرسند که نظرتون راجع به این رفتار دانش آموزان چیه. همونطور که میدونید و اگر هم نمیدونید بهتره بدونید در دوران انقلاب کلاً جو، به شدت انقلابی (به فتح الف) بود. معمولاً یک آدم فهیم و با شعور میخواد یک چیزی رو عوض کنه اول میشینه و اون چیزی که میخواد عوض کنه رو خوب درک میکنه، سعی میکنه با تمام وجوه و جوارح قضیه آشنا بشه، و به این فکر میکنه که آیا اصلاً لازمه این عوض بشه یا نه، اگر قراره عوض بشه بهتره الان عوض بشه یا بعداً؟ چجوری باید عوض بشه، چه پیامدهایی پیش خواهد آمد، چه ریسک هایی در این تغییر هست، احتمال این ریسکها چقدر هست، و این ریسکها چقدر منفعت یا ضرر میتونن داشته باشند و خلاصه یک حرکت حساب شده میکنه. حالا این حرکت یا نتیجه مطلوب به بار میاره یا نمیاره. اگر آورد که خیلی خوبه، اگر نیاورد آدم فهیم میشینه از خودش میپرسیه چه اشتباهاتی در محاسبات انجام داده و چجوری میتونه جبران کنه و چکار کنه که دیگه اون اشتباهات رو تکرار نکنه و از این قبیل مسائل.

ولی یک آدم اّنقلابی زیاد اینجوری برخورد نمیکنه، آدم اَنقلابی یک آدم احساساتی هست، زیاد از عقلش استفاده نمیکنه، به دو دلیل یک اینکه خوب احساساتی هست، دو اینکه اصولاً زیاد عقل نداره که بخواد ازش استفاده کنه و اگر عقل داشت که اَنقلابی نمیشد. الان چون دوران گذشته برای ما سخته که بتونیم اون دوران رو درک کنیم، ولی نمونه های زنده ای از آن دایناسورهای سال 57 قابل دیدن هستن، مثلاً میتونید به رفتار مجاهدین و کمونیست های رادیکال نگاه کنید.

رفتار انقلابی اینجوریه که شما وقت زیادی برای درک شرایط فعلی صرف نمیکنی، بلکه انرژی و وقت خودت رو میگذاری روی تشدید عواطف و احساسات. بعد اگر بتونی میری شرایط فعلی رو در واقع میرینی توش، وجه تسمیه اینکه گفتم انقلابی به فتح الف است در همین نکته است. بعد که این عمل رو انجام دادی خوب طبیعتاً در بیشینه موارد نتایج مطلوب حاصل نمیشوند، بلکه شرایط بدتر از گذشته میشود. در اینجا چون شخص اَنقلابی همچنان اَنقلابی است به نتیجه رفتارش هم فکر نمیکنه، بلکه شروع میکنه تقصیر رو به گردن زمین و زمان انداختن، و سعی میکنه که فرصتی دیگر برای تجدید ریدن در شرایط بدتر از گذشته پیدا کنه.

حالا این چه ربطی به اون فیلم داره؟ ربطش اینجاست که تقریباً تمام عزیزانی که در آن فیلم مستند شرکت داشتند معتقد بودند که دانش آموزان کار بسیار خوبی کرده اند که فرد خاطی را معرفی نکرده اند. حرفهای احمقانه عجیبی میزدند نظیر اینکه معلم دیکتاتوری کرده و دانش آموزان فداکاری و ایثار کرده اند و در مقابل ظلم شدید معلم ایستاده اند و از این جور پرت و پلاها!

حالا این فیلم چه ربطی به قضیه یهودیها داره؟ ربطش اینه که توی این فیلم با یک یهودی که اگر اشتباه نکنم نماینده یهودیا توی یک جایی بود هم شرکت کرده بود. و بطور عجیبی آن یهودی تنها آدمی بود که برگشت گفت آقاجان مدرسه جای آموختن علم هست و معلم باید کلاس رو کنترل کنه و خلاصه یک آدم عادی غیر اَنقلابی بود! من وقتی این فیلم رو نگاه میکردم به این فکر میکردم که چقدر عجیبه توی این مملکت و توی آن شرایط فقط یه آدم هست که میشه گفت شعور به خرج داده! طرز تفکر بقیه بطور چندش آوری احمقانه بود! این هم یک نکته!

چهارم اینکه اینجانب یک کتاب خودنم از یک خاخام یهودی راجع به ثروت! توی این کتاب استدلال کرده بود که ثروتمند شدن افتخاره، و درست هم میگفت، میگفت که آدمهای موفق کارشون رو دوست دارند، کار خیلی چیز مثبت و مقدسیه چون شما هر کاری و هر شغلی که داشته باشید (البته خوب اگر قانونی و اخلاقی باشه) دارید به یک سری آدم خدمت میکنید. و همین خدمت کردن کار بسیار شایسته و شایان ستایشی است. کسانی که اینطوری راجع به کار فکر میکنند آدمهای موفقی میشوند. بقیه آدمها از کارشون متنفرند و دنبال فرار از کارشون هستند. این خاخام برای استدلالش سعی میکرد از تعالیم یهودی استفاده بکنه.

در مقابل شما به اسلام نگاه کنید میبینید که دنیا رو پست میبینه، ثروت رو چیز بدی میبینه، طمع رو چیز بدی میبینه. این خیلی دیدگاه مزخرفی است میدونید چرا؟ چون به نفاق و دو رویی می انجامه! همه آدمها دوست دارند بیشتر از آنچه دارند داشته باشند. اگر شما جزو اون آدمها نیستید لطف کنید نصف ثروتتون رو همین الان از طریق پی پال برای من بفرستید. حالا وقتی یک دینی میاد میگه این کار بده، در واقع آدمها رو به مخفی کردن علاقه شون به ثروت میکشونه، به تظاهر به گداصفتی، به دروغ و انبوهی از رفتارهای مضر و غلط میکشونه. مثلاً نگاه کنید میگن علی خیلی آدم خوبی بوده و بسیار گدا بوده، و محمد سنگ به شکمش میبسته، از اون طرف میبینید که محمد یک پنجم تمام غنائم جنگ رو برای خودش و برای الله بالا میکشیده و علی در وصیت نامه اش ثروتهای کلان خودش رو پخش میکنه.

اسلام آدمها رو به کثافت میکشونه، یعنی طرف درون خودش مثل هر آدم عادی دیگری دوست داره که مال بیشتری داشته باشه، غذای بهتری بخوره، امکانات بیشتری داشته باشه، ولی از طرف دیگه اسلام بهش میگه که این خیلی بده! در نتیجه آدم بطور موذیانه ای در خلوت طماع میشه و در جمع خودش رو به موش مردگی میزنه. زندگی بسیاری از این آخوند ماخوندها توی همین مایه هاست، حتی مثلاً شما به کروبی نگاه کنید احمدینژاد بهش گیر داد که چرا از شهرام جزایری پول گرفتی، این شیوه زندگی کثیف شیوه رایج زندگی آدمهای مذهبیه!

در حالی که وقتی این نیاز و میل بشری به رسمیت شناخته میشه اونوقته که میشه کنترلش کرد و از آن تبادلات زیر میزی و کثافت کاری تبدیلش کرد به داد و ستدهای شفافی که بهشون مالیات میخوره و در نتیجه پولدار شدن هر آدمی برای تمام آدمها چیزی خوبی میشه! هر آدم پولداری توی این دنیا به تنهایی به اندازه شونصد کَک و کمونیست برای دنیا و بشریت ارزش داره. درک این هم خیلی ساده است، براتون میگم سریع درک کنید! یه آدم پولدار برای پولدار شدن باید با دیگران کار کنه، مثلاً بیل گیتز، برای هزاران آدم کار ایجاد کرده، همه اون آدمها خانواده دارن، یعنی بیل گیتز نان آور هزاران انسان دیگر است. در کنار اون پولهای یک آدم پولدار در یک جزیره پنهان نمیشوند بلکه در حال گردش در اقتصاد یک کشور هستند یعنی در حال سرمایه گذاری و ثروت آفرینی و پیشرفت برای تمام اعضای جامعه هستند. بازهم در کنار اون بیل گیتز بیش از 99 درصد آدمها مالیات میده، پولی که صرف بهبود شرایط زیستی برای همه میشه، یعنی بخش کلانی از پول ساختن مدرسه و بیمارستان و جاده و غیره رو آدمهای پولدار میدن. بازهم جدا از اون آدمهای پولدار و موفق پیشرفتهای چشمگیری رو برای تمام آدمها به دنبال میارن، مثلاً این بیل گیتز بود که آرزو داشت روی هر میز کاری و در هر خانه ای یک کامپیوتر شخصی داشته باشد، این پولدار شدن بیل گیتز بود که آن رویا را به حقیقت تبدیل کرد. باز هم جدا از اون خدمات انسان دوستانه آدمهایی مثل بیل گیتز و بیل کیلینتن و بسیاری از بیلهای دیگر باعث میشه کمونیست ها یک مشت دلقک به نظر برسند. برای نمونه میتونید برید نتایج کارهای بشر دوستانه بنیاد بیل گیتز و یا بیل کلینتون رو بخونید ببینید مثلاً داروی ایدز رو توی آفریقا چندین برابر ارزون تر کردن! اینه که یک اجتماع فهیم آدمهای موفق خودش رو روی سرش میگذاره و به آنها احترامی که شایسته آن هستند رو ادا میکنه، حالا مثلاً یک حمّالی مثل چگوارا توی تاریخ دنیا نبود چه چیزی تغییر میکرد؟ کدوم یک از این آدمها برای دنیا بهتر بودن بیل گیتز یا چگوارا؟ بیل گیتز قهرمان کاپیتالیسمه و چگوارا قهرمان کمونیسم.

خلاصه اینکه آقا یهودیت یک دیدگاه و بینش خوب و مثبت به یهودیها میده، برعکس اسلام.

اما حالا چرا مزخرفات کتب یهودی جلوی پیشرفت یهودیها رو نمیگیره؟

به دلیل اینکه بیشتر یهودیها اصولاً زیاد مذهبی نیستن، یهودیت رو بعنوان فرهنگ و گاهی ملیت خودشون میبینن، یکی از فرقهای انسان و ماشین اینه که به انسان نمیشه یک سری دستور العمل داد و گفت اینها رو مو به مو اجرا کن و او هم اجرا کنه. یهودیها بسیار فاصله دارند از آنچه در کتب دینیشون اومده، اینرو هم مدیون دو چیز هستند، یکی متفکران و آموزگارانی که در طول تاریخ داشته اند، و یکی هم اینکه تاریخ با یهودیان مهربان نبوده، یهودیان معمولاً تحت فشار بوده اند و معمولاً در اقلیت بوده اند، اینه که خیلی زود فهمیدن باید دارای انعطاف باشند و از عقلشون استفاده کنن، بر عکس مسلمانها که فکر میکنند اگر بیشتر به اسلام عمل کنند موفق تر میشوند، یهودیها معمولاً همونطور که در مورد مسئله «قضاوت درست» گفتم بیشتر دنیوی و سکولار فکر میکنند.

یک مثال براتون بزنم، این مردک ابله ازغدی رو یکبار در یوتوب شریف میدیدم رفته بود در جمعی از خارجیان (احتمالاً کشیش های مسیحی) حرف میزد، یادمه خیلی چندش آور هم بود بهش یک نوشیدنی داده بودن خوشش اومده بود بطور خیلی غیر مودبانه ای میگفت «بگو بازم بیاره!»، (عزیزان کامنت باز لینک بدید) بعد اونجا ازش پرسیدن خوب این دین شما چرا اینقدر مزخرفه مثلاً چرا توش سنگسار هست، اونهم برگشت گفت در قرآن سنگسار نیست (که من اینجا به این مسئله پرداختم) بعد برگشت گفت سنگسار توی کتابهای شما و یهودیها هست که البته درست هم میگفت.

حالا پرسشی که پیش میاد اینه که خوب اگر در قرآن سنگسار نیست و در تورات هست، پس چرا مسلمانان سنگسار میکنند و یهودیان نمیکنند؟

این پرسش دو بخش داره، یک اینکه چرا مسلمانان سنگسار میکنند، که البته پاسخش آسونه چون مسلمانان وحشی هستند. و بخش دوم اینه که چرا یهودیها سنگسار نمیکنند و در دو هزار سال گذشته هیچ یهودی بخاطر مثلاً زنا سنگسار نشده، که این پاسخ جالبی داره! که به این بحث کمک میکنه!

من دیگه خسته شدم یکی دوبار توی فیس بوک پرسشهایی رو مطرح کردم و متوجه شدم که مخاطبان اطلاعات خوبی دارند و قوای تحلیل خوبی هم دارند، اینه که من این پرسش رو مطرح میکنم شما بیایید سعی کنید پاسخ بدید.

در پایان باید بگم که من یهودیان رو دوست دارم، برایشان و برای فرهنگشان احترام قائل هستم، برای همین و همچنین به این دلیل که مشکل فعلی ما در ایران یهودیت نیست من هیچوقت نیازی به این ندیده ام که از یهودیان و از آیین یهود انتقادی بکنم هرچند جای انتقاد از آیین یهود خیلی زیاد هست و خود یهودیها در طول تاریخ هزاران بار بهتر از من و هر کس دیگری از دینشون انتقاد کره اند. چیزی که در مورد اسلام صادق نیست و نیاز به انتقاد بیشتر است.

Advertisements

103 پاسخ

  1. آرش به نظرت نوشتن به اندازه کتاب خواندن ارزشمند هست ؟ من مقاله می نویسم و رایگان در اینترنت منتشر می کنم (البته مقاله مفید، نه کس شعر) به نظرت این کار همون قدر که یهودیا کتاب می خونند، می تونه ارزشمند باشه ؟

  2. آقا اون فیلمه لینکش اینه

    قضیه، شکل اول، شکل دوم.

  3. […] گفتن زیاد است و زمان برای گفتن آن کم. در پایان نوشته من و یهودیت یک پرسش مطرح کرده بودم و اونهم این بود که چرا یهودیان […]

  4. این مصاحبه با یک یهودی ضد یهودیت از شبکه بی بی سی

  5. سکوت میکنم. احترام به نظرات ایشون.خودتون میدونید..قران حق .تشکر هادی..خواب هادی دروغ نمیگه ..خوابهای صادقه هادی..قرآن بزرگترین نعمت خداست

  6. آرش نازنین و هرکس دیگه ای که اینجا اومدی لطفا اینو با دقت بخون و اگه با ادعایی مخالف بودی شخصا در موردش تحقیق کن، امید است که شما هم با چهره ی واقعی یهودیان آشنا بشی.

    آرش جان اگه یهودیا اینقدر کارشون درسته چرا تو دو هزار سال گذشته بیش از صد بار از کشورهای مختلف اخراج شدن؟ نکنه این همه آدم از چین تا پرتغال متعصب و مریض بودن؟ یا شاید خدایی نکرده خدایی نکرده خذایی نکرده مشکل از یهودیا بوده؟
    استاد آرش چرا یهودیا اینفدر دنبال قدرت مالی و رسانه ای هستن؟ چون کارشون خیلی درسته یا چون هر کی ساز مخالف زد بشینن روش؟
    آرش خان اگه یهودیا اینقدر کارشون درسته چرا اسرائیل که هفت هشت میلیون یهودی داره بهشت روی زمین نمیشه؟ چرا به جاش عین انگل 200 میلیارد تا 1.7 تریلیون دلار (بستگی داره چطور حساب کنی) از آمریکایی های بدبخت کمک و «وام» مکیده؟
    خب همه میدونن ملاها ایرانو اشغال کردن و دارن خونشو میمکن لازم نیست اینقدر تو سرمون بزنی عین روز روشنه. اما هرکسی نمیدونه و اگه بدونه هم از ترس فاشیست و آنتی سمیت خطاب شدن نمیتونه به زبون بیاره که یهودیا هم آمریکا رو اشغال کردن و خونشونو میمکن.
    سعی کن یهودیان آمریکایی که تو بانکها، رسانه ها و کنگره/سنا کار میکنن پیدا کنی. سخت بود؟
    حالا سعی کن یهودیان دخیل در زیر ساخت های Jewnited Slaves of America رو پیدا کنی. مثل انرژی ترابری کشاورزی صنعت عمران نظامی و … حالا فهمیدی چی میگم؟
    میگی چطور کسی جلوشونو نگرفته؟ اونا هم مثل شما قاقالیلی هایی مثل دموکراسی، کاپیتالیسم، فمینیسم و غیره (به اضافه ی مظلومیت و معصومیت خودشون) رو سپر کردن و هر کاری خواستن میکنن.
    آرش عزیز اگه تو هم هر جا میرفتی همنوعانت رو دوششون حمل و حمایتت میکردن استعدادات شکوفا میشد و دانشمندی، فیلسوفی چیزی میشدی. راستی محض اطلاع اون همه متفکر معروف یهودی یک سومشون مهندسی معکوس شده هستند، یعنی نه اینکه یهودی باشن و به پیشرفت تشویق شده باشن، بلکه اول مشهور و موفق شدن بعد یهودیای نژادپرست گشتن تا حضرت آدم براش جد یهودی درآوردن علم کردن.
    از ویکی پدیا گفتی. چقدر با هاسبارا، اینترنت هاگانا، JIDF و ADL وفعالیت هاشون آشنایی داری؟ به روباه گفتن شاهدت کیه گفت دمم!
    اگه یهودیا اینقدر کارشون درسته چرا نمیری قاطیشون شی بعد یه مدت نصف ثروتت رو بفرستی برای حمایت از روشنگری ای که الان خودت مشغولشی؟
    الان دایی جان ناپلئونم داره بهم میگه نکنه این آرش خودش یهودیه یا یه یهودی نصف ثروتشو براش فرستاده!!! منم بهش میگم نه بابا تیپیک ایرانیه کاملا مشخصه شما برو بخواب دیر وقته.
    قبل از اینکه بفرمایید من آدم ندیده هستم باید بگم که من ماه ها تو کره و چک زندگی کردم و با خیلی از اروپایی ها (و آمریکایی ها توسط وب) معاشرت داشتم. دو تا از دوستای ایرانیم هم یهودی هستن که گویا پیرو همتایان غربیشان نیستند.
    با تشکر از وقتی که گذاشتین

  7. سلام بر شما. من یک مسلمان شافعی مذهب و پیشنمازی هستم توی یکی از روستاهای ایران. اگر آنگونه که میگویید -نعوذ بالله- خدایی وجود ندارد، پس چطور جهان مادی به سمتی رفته است که شناخته شود؟ من همیشه توی این اتاق مسجد که شبها میخوابم یک پنجره ی بزرگی هست رو به آسمان بدون آلودگی نوری و بسیار فضای عجیبیه. یعنی چه لزومی داشته که فرآیندهای مادی به سمت ایجاد موجودی بروند که خود این موجود بعدا بیاید و این فرآیندها را درک کند. امیدوارم پیش داوری نکنید چونکه منظورم این سوال تکراری که بعضی ها میپرسند » قبل از انفجار بزرگ چه چیزی بوده است؟» یا «این همه نظم چگونه بی خالق ممکن است؟» نیست، چون خودم هم میدونم نظم تعریفی ندارد و هرچی خواستم به شاگردهام توی مسجد این برهان نظم رو بگم خودم خجالت کشیدم از بس که کودکانه ست. پیش از انفجار بزرگ هم اصلا به دلیل اون پیوستگی فضا-زمان کلا زمانی وجود نداشته که بگیم «قبلش چی بوده؟» منظور من اینه که چرا محصول ترتیبات فیزیکی باید هوش و آگاهی بشود؟ این یک کم مشکوک نیست؟ یعنی جنس آگاهی رو چطور باید پیوند بزنیم با ماده، یا باید ماده نباشه یا آگاهی نباشه. با هم نمیشه. یا اگر میشه شما توضیح بدید یا منبعی معرفی کنید. البته متاسفانه انگلیسی بلد نیستم، فقط یا آلمانی یا فارسی باشه. ممنون میشم اگر توضیح بدید. چون ما بالاخره تو این حوزه یک جاهلی بیش نیستیم. (ضمنا عذر میخوام اگر کامنت مرتبط با پست شما -یهودیت- نیست.)

    • مرسی دوست نازنین،

      سوال شما اینه:
      > منظور من اینه که چرا محصول ترتیبات فیزیکی باید هوش و آگاهی بشود؟

      هوشمندی، خودآگاهی و غیره موضوعات پیچیده ای هستند نخست باید ببینیم من و شما هردو این واژه ها رو یکجور میفهمیم یا نه؟

      هوشمندی و آگاهی اصولاً یعنی چی؟ مثلاً آیا یک سنگ که شما به هوا پرتاب میکنید هوشمنده که خودش بر میگرده میافته روی زمین؟ یا خواص مادیش هست که علت این امر میشه؟

      یک گربه که اگر سنگی به طرفش پرتاب بشود میفهمد و فرار میکند چی؟ اونجا هوشمندی هست یا نه؟

      فرق یک سنگ با یک گربه دقیقاً در چه هست؟

      بعد هم شما اصولاً چرا این پرسش رو مطرح میکنید فکر میکنید هوشیاری و خودآگاهی نشون دهنده اینه که خدا و پیغمبری وجود دارند؟ اگر آره چرا اینطور فکر میکنید و چه ارتباط ضروری بین این دو مسئله وجود داره، اگر هم نه برای چی مطرح میکنید؟

  8. ببخشید چقدر طول میکشه کامنت تایید شه؟

  9. خب انگار کار میکنه.
    آرش نازنین و هرکس دیگه ای که اینجا اومدی لطفا اینو با دقت بخون و اگه با ادعایی مخالف بودی شخصا در موردش تحقیق کن، امید است که شما هم با چهره ی واقعی یهودیان آشنا بشی.

    آرش جان اگه یهودیا اینقدر کارشون درسته چرا تو دو هزار سال گذشته بیش از صد بار از کشورهای مختلف اخراج شدن؟ نکنه این همه آدم از چین تا پرتغال متعصب و مریض بودن؟ یا شاید خدایی نکرده خدایی نکرده خذایی نکرده مشکل از یهودیا بوده؟
    استاد آرش چرا یهودیا اینفدر دنبال قدرت مالی و رسانه ای هستن؟ چون کارشون خیلی درسته یا چون هر کی ساز مخالف زد بشینن روش؟
    آرش خان اگه یهودیا اینقدر کارشون درسته چرا اسرائیل که هفت هشت میلیون یهودی داره بهشت روی زمین نمیشه؟ چرا به جاش عین انگل 200 میلیارد تا 1.7 تریلیون دلار (بستگی داره چطور حساب کنی) از آمریکایی های بدبخت کمک و «وام» مکیده؟
    خب همه میدونن ملاها ایرانو اشغال کردن و دارن خونشو میمکن لازم نیست اینقدر تو سرمون بزنی عین روز روشنه. اما هرکسی نمیدونه و اگه بدونه هم از ترس فاشیست و آنتی سمیت خطاب شدن نمیتونه به زبون بیاره که یهودیا هم آمریکا رو اشغال کردن و خونشونو میمکن.
    سعی کن یهودیان آمریکایی که تو بانکها، رسانه ها و کنگره/سنا کار میکنن پیدا کنی. سخت بود؟
    حالا سعی کن یهودیان دخیل در زیر ساخت های Jewnited Slaves of America رو پیدا کنی. مثل انرژی ترابری کشاورزی صنعت عمران نظامی و … حالا فهمیدی چی میگم؟
    میگی چطور کسی جلوشونو نگرفته؟ اونا هم مثل شما قاقالیلی هایی مثل دموکراسی، کاپیتالیسم، فمینیسم و غیره (به اضافه ی مظلومیت و معصومیت خودشون) رو سپر کردن و هر کاری خواستن میکنن.
    آرش عزیز اگه تو هم هر جا میرفتی همنوعانت رو دوششون حمل و حمایتت میکردن استعدادات شکوفا میشد و دانشمندی، فیلسوفی چیزی میشدی. راستی محض اطلاع اون همه متفکر معروف یهودی یک سومشون مهندسی معکوس شده هستند، یعنی نه اینکه یهودی باشن و به پیشرفت تشویق شده باشن، بلکه اول مشهور و موفق شدن بعد یهودیای نژادپرست گشتن تا حضرت آدم براش جد یهودی درآوردن علم کردن.
    از ویکی پدیا گفتی. چقدر با هاسبارا، اینترنت هاگانا، JIDF و ADL وفعالیت هاشون آشنایی داری؟ به روباه گفتن شاهدت کیه گفت دمم!
    اگه یهودیا اینقدر کارشون درسته چرا نمیری قاطیشون شی بعد یه مدت نصف ثروتت رو بفرستی برای حمایت از روشنگری ای که الان خودت مشغولشی؟
    الان دایی جان ناپلئونم داره بهم میگه نکنه این آرش خودش یهودیه یا یه یهودی نصف ثروتشو براش فرستاده!!! منم بهش میگم نه بابا تیپیک ایرانیه کاملا مشخصه شما برو بخواب دیر وقته.
    قبل از اینکه بفرمایید من آدم ندیده هستم باید بگم که من ماه ها تو کره و چک زندگی کردم و با خیلی از اروپایی ها (و آمریکایی ها توسط وب) معاشرت داشتم. دو تا از دوستای ایرانیم هم یهودی هستن که گویا پیرو همتایان غربیشان نیستند.
    با تشکر از وقتی که گذاشتین

  10. دوستان این همه کامنت کس&شعر نوشتن ولی یک نفر درست اشاره نکرد به اینکه چرا سنگسار در بین یهودیها ور افتاده!
    تا جایی که من میدونم حدود 2 هزار و اندی سال قبل یک بابایی به اسم عیسی بین یهودیان پیداش شد و شروع کرد به چرت و پرت گفتن که من مسیح موعودم و من پسر خدام و منجی عالم بشریت و … و کم کم مشهور شد. یک روزی یهودیان یک گوری میخواستن یک روسپی را سنگسار کنن …
    حتما داستانشو شنیدین:
    انجیل یوحنی کتاب 8 آیه 1 تا 11:
    فرسيان زنى را كه زنا كرده بود پيش عيسى آوردند و گفتند اين زن طبق قانون موسى بايد سنگسار شود. عيسى به آن ها فرمود آنقدر بر او سنگ بزنيد تا بميرد اما سنگ اول را كسى بزند كه هيچ گناهى نكرده باشد ، پس همه يك به يك رفتند ، عيسى به آن زن فرمود آنها كجا رفتند حتى يك نفر هم نماند تورا مجازات كند ، آن زن گفت نه آقا پس عيسى به آن زن گفت برو و ديگر گناه نكن .
    ——————————————-
    و باز تا جایی که من میدونم بعد از اینکه دین مسیحیت بوجود آمد (که طبق سنت مسیح سنگسار تو کارشون نبود) و یهودیان بیشتر تحت فشار قرار گرفتن و در اقلیت بیشتری قرار گرفتن و گرفتاریهاشون بیشتر شد و دیگه نمیتونستن این احکام وحشیانه الهی را تمام و کمال اجرا بکنند پس این احکام کم کم ور افتادن.
    و البته یک مسئله دیگر هم هستش که دین یهود مثل اسلام با قاطعیت نگفته که باید احکام الهی را تمام و کمال اجرا کنی و اگر نکردی دیگه از مومنین نیستی و رفتی جهنم.
    بزرگترین گرفتاری مسلمین همان نکبتهایی هستش که محمد قبل از مرگش گفت به پیروانش که قرآن و سنت را براتون گذاشتم که یک وقت اسلام به را به گا ندهید بلکه خودتان را به گا دهید.
    وقتی یک قرآنی هست با این همه دستورات وحشیانه که باید اجرا کنی و گر نه مسلمان نیستی بعدشم سنت پیغمبر هستش که باید اجرا کنی (مثل تجاوز به زن شوهر دار و گرفتن دختر 6 ساله و برده داری و …) و گرنه دیگران میکنن حالشو میبرن پس این میشه که احکام اسلام همچنان پا برجا باشه.
    مسلمین واقعا نیاز به منجی دارند که او در واقع منجی عالم بشریت خواهد بود و فقط کافیه مسلمانان متعصب سلفی و شیعه را (که زیاد هم نیستن) بزنه نابود کنه تا بقیه نجات پیدا کنند و دیگر هیچ.

    • مرسی که سعی کردید به پرسش پاسخ بدید ولی نه دلیلش این نیست، دلیلش رو بهتره برید از خود یهودیها بپرسید من در پست بعدی توضیح خواهم داد.

    • يهوديان تا زماني كه مشايا نياد و پادشاهي (قاضي القضات) نكنه ، احكام يهوه رو اجرا نميكنند ! چون هيچكس رو براي قضاوت اصلي كامل نميدونند ! احكام يهوه بايد زماني اجرا بشه كه معبد دوباره بنا بشه و معبد با اومدن پادشاه بنا ميشه

      • احسنتم نازنین، یو گات ایت!

        • هر دينى ، خارج از خزعبلات و چرنديات غير عقلانى كه داره ؛ يكي از مهمترين كاركردهاي اجتماعى اون : برساختن هويت در يك جامعه است .
          اين قوم نازنين (قوم شريف و هوشمند و كاردرست يهود) بقدري كارش درسته كه دين خودش رو طوري بنا كرده كه فقط اون بخش ناسيوناليستى و هويت ساز كه باعث همبستگى اجتماعى و همكاري ميشه باقي ميمونه و در واقع خزعبلات و چرندياتش فقط جنبه دكوراتيو داره 🙂 و واسه خالي نبودن عريضه ساخته شده ! :v
          بعبارتي ديگه ميگن تمام اين چرندياتي كه در دين هست زماني بايد اجرا بشه كه مسيح بياد ! خوب مسيح هم كه خودش يكى از همين چرندياته كه هرگز نمياد 🙂 پس يعنى هوتوتو سابيد به الك :v
          من عاشق اين قوم نازنين هستم

  11. ایا این داستان تاریخی تحت عنوان هولوکاست ایرانیان واقعیت داره?

    که یهودی ها جشن پوریم به مناسبت قتل هفتاد هزار ایرانیه
    و گویا در کتاب استر هم شواهد قتل حتی تا پانصد هزار ایرانی توسط یهودیان اومده

    http://www.mashreghnews.ir/fa/news/148648/جشن-پوریم-رقص-یهود-در-هولوکاست-ایرانیان-تصاویر-و-فیلم

    • اگر منظورتون از واقعیت داره یا نه اینه که این قصه تاریخیست یا اسطوره ای،
      باید بگویم که من مدارکی ندیده ام که آنرا از نظر تاریخی اثبات کنند، داستانهای تورات هم مثل داستانهای قرآن کریم ک* شعر هستند نه تاریخ

      ولی اگر منظور اینه که آیا واقعیت داره که تورات چنین چیزهایی گفته، بله داره.

  12. تِد (TED: Technology, Entertainment and Design) نام مجموعه کنفرانس‌های جهانی متعلق به سازمانی غیر انتفاعی با شعار «ایده‌هایی که ارزش گسترش دارند» است.
    در این کنفرانس‌ها به طیف وسیعی از موضوعات علمی و کاربردی (غالباً از طریق تعریف کردن داستان) پرداخته می‌شود.
    به هر سخنران حداکثر 18 دقیقه زمان داده می‌شود تا ایده‌های خودشان را به جذاب‌ترین و ابتکاری‌ترین شیوه‌ی ممکن ارائه دهند. افراد سرشناس زیادی تا به حال در این کنفرانس‌ها به سخنرانی پرداخته اند؛ از رؤسای شرکت‌هایی چون مایکروسافت، اپل و گوگل و سیاستمدارانی چون بیل کلینتون و ال‌گور گرفته تا دانشمندانی مثل استیون هاوکینگ و ریچارد داوکینز و همچنین بسیاری از برندگان جایزه‌ی نوبل.
    از سال 2006 ویدئوهای تد به صورت آنلاین به رایگان در دسترس بوده و بسیاری از آنها دارای زیرنویس فارسی هستند.
    http://www.ted.com/talks

    برای نمونه در این ویدئو مایکل شرمر، بنیان‌گذار جامعه‌ی شکاکان (The Skeptics Society) از شبهه علم و داستان‌های عامه‌پسند می‌گوید و توضیح می‌دهد چرا عده‌ای به چیزهای عجیب و غریب اعتقاد دارند:

    به تازگی گروهی در گوگل پلاس برای ترجمه‌ی زیرنویس‌های سخنرانی‌های تد به فارسی تشکیل شده است. این صفحه نیز محل انتشار خروجی کارهای این گروه است:
    https://www.facebook.com/TEDFarsi

  13. سلام
    می خواستم رابطه ی میان فلسفه و علم را برام لطفا توضیح بدید . آیا واقعا فلسفه مرده ( از نظر استیون هاوکینگ ) ؟ آیا بدیهیات عقلی ما همیشه درست هستند ؟ با تشکر

    • >می خواستم رابطه ی میان فلسفه و علم را برام لطفا توضیح بدید

      سخنان بسیاری برای گفتن در این زمینه وجود داره، از نظر من بهترین دیدگاه رو راسل در پاسخ به اینکه «فلسفه چیست» داده،
      نقل به مضمون او گفته که «علم آن چیزی است که ما میدانیم»، «فلسفه آن چیزیست که نمیدانیم».

      یعنی چه؟
      علم مبتنی بر شواهد و مدارک و دریافت حسی است، از نظر راسل (و اینجانب) چیزی عیان است چه حاجت به بیان است، یعنی هرگاه در ارتباط با مسئله ای ما دسترسی به شواهد و مدارک عینی داشته باشیم، آن شواهد و مدارک و قرائن اعتبار بسیار بالاتری از تفکر صرف دارند.

      >آیا واقعا فلسفه مرده ( از نظر استیون هاوکینگ ) ؟
      به دلیل اینکه دامنه دانش ما به سرعت در حال گسترش است، با تعریفی که در بالا ارائه دادم میتوان فهمید که چرا حوزه فعالیت فلسفه در طول زمان کمتر و کمتر میشه و موضوعاتی که قرنها مورد علاقه و توجه فلاسفه بوده اند امروزه در یک آزمایشگاه با کمک یک میکروسکوپ حل میشوند و البته این خیلی خوب است.

      اما اینکه فلسفه مرده، نه من فکر نمیکنم مرده باشه همچنان مسائلی وجود دارند که بحثهای عقلی محض هستند و راهی به دنیای علم ندارند، به نظر من زیباترین سخن در این باب رو ارسطو (یا شایدم سقراط) گفته که میگه همه مجبورند فلسفه بدانند، چون کسی که مخالف فلسفه هست هم باید بدونه فلسفه چیه و در این باب تفلسف کنه.

      >آیا بدیهیات عقلی ما همیشه درست هستند
      بدیهیات عقلی همواره درست هستند.
      ولی خوب اگر چیزی که قبلاً بدیهی پنداشته میشده اثبات بشه که نادرست بوده آنگاه این اشتباه ما بوده که نام آنرا بدیهی گذاشته بودیم!

      شما باید توجه داشته باشید که چیزهایی که واقعاً بدیهی هستند بسیار انگشت شمار هستند، اینجوری نیست که هر مسئله ای که ما بهش علاقه داریم رو بگیم بدیهیه، مثلاً وجود یا عدم خدا یک مسئله بدیهی نیست! نمونه ای از بدیهیات اینه که «هر چیزی همان چیز است»، یا «هر کلی بزرگتر از اجزائش هست» و چیزهایی از این دست.

      اما پرسش بهتری که میتونستید مطرح کنید اینه که آیا تجربه بیشتر به ما کمک میکنه یا تفلسف!
      نمونه های جالب و گاهی خنده دار در تاریخ دیده میشه، مثلاً دکارت و گالیله تقریباً همدوره هستند، دکارت بیشتر آدمی عقل گرا بود، یعنی روی صندلی مینشست و مینوشت! در حالی که گالیله آدمی کاملاً عملگرا بود همواره میان گل و لای و لجن داشت یک چیزی پرتاب میکرد یا آزمایشهای تجربی انجام میداد.

      بعد از گذشت قرنها اگر به تفکرات دکارت نگاه کنید (بخصوص در فلسفه) میبینید که اکثرشون دیگه درست پنداشته نمیشوند و گاهی تفکرات بنیادی او مثل «من فکر میکنم پس هستم» توسط راسل در یک خط رد میشوند.

      اما بیشتر محاسبات و نظریات و تفکرات گالیله همچنان پابرجا هستند.

      یعنی تاریخ نشون میده تجربه و عمل نتیجه بهتری داشته تا صرفاً تفکر محض.

      اینه که خیلی وقتها پیش میاد چیزی که فقط بنیادهای فکری داشته مردود میشه، که البته در مورد تجربه نیز این اتفاق به کرات می افته ولی در کل در نظر عقلای دوران ما تجربه جایگاهی بسیار بالاتر داره از صرفاً تفکر.

      خداباوران و کسانی که فلسفه میخوانند تا بتوانند تفکرات دینی را توجیه کنند از این خیلی ناراحت هستند و به شدت منتقد آن هستند، حتی میگویند تجربه گرایان فلسفه نمیدانند و این حرفها، ولی به تعبیر شاعرانه «مرگ فلسفه» برای آدمی مثل من و بقیه کسانی که علاقه به حقیقت دارند تلخ نیست، مرگیست به جا و به موقع.

      • من فکر میکنم در فلسفه و در کلام هم باید به واقعیات علمی توجه داشت. مثلا فرض کنید یکی میخواد با کلام وجود خدا رو از طریق «برهان نظم» ثابت کنه.اگه فرد از واقعیات علمی بیخبر باشه که هیچی ولی اگه آگاه باشه سراغ چنین برهانی نمیره . حالا چرا ؟ خوب در برهان نظم از مجموعه های منظم (مثل ساعت و…) تمثیل می آورند و سپس نتیجه میگیرند جهان هم منظمه هم دارای ناظم.اگه از فرد بپرسید فلان چرخدنده در فلان جای ساعت چه نقشی داره میتونه دل و روده ساعت رو بریزه تو یه کاسه کوچک و برای شما توضیح بده.حالا اگه بپرسید خوب دور ترین کهکشان از ما باما حدود 15میلیارد سال نوری فاصله داره نقش این کهکشان در نظم جهان(بافرض منظم بودن جهان)و در دستگاه هستی چیه؟ از چه اجزایی ساخته شده و…
        اونوقت آیا پاسخی میتونه بده؟ ! در واقع ما به یک ساعت اشراف کامل داریم و تمام اجزاش برای تحقیق ما در دسترس هستند اما همچین اشرافی به جهان نداریم(حالا بگذریم از ایرادت دیگه این برهان).منظور بنده اینه که یک اندیشمند نمیتونه کنج خونش بیخبر از واقعیات علمی بشینه و کلمات پشت سر هم زنجیره کنه!!!

  14. خیلی ممنون از پاسخت
    من سعی میکنم در منطق و کلا دین تحقیقاتی رو انجام بدم ببینم به کجا میرسم و تا چه حد پیشرفت میکنم
    آرش جون شنا و به آب زدن برای بارهای اول سخت و شاید ترسناک باشه اما همین که این شهامت توی آدم باشه و بزنه به آب سختیها تموم میشن
    من دلم قرص هست که میتونم سؤالاتم رو با تو در میون بذارم پس ترسی از به آب زدن ندارم!
    بازم ممنون به خاطر همه تلاشهات و فداکاریهایی که برای پیشرفت تفکر ما انجام میدی
    راستی سعی کن فیسبوک زندیقرو فعال نکنی من خودم پیشتر به خاطر ارطبات با تو یه صفحه ای واسه خودم ایجاد کردم ولی اصلا نتونستم باهاش کار کنم اما یه لایک به زندیق زدم نمیدونستم ممکنه این یه ریسک باشه

  15. بله بهت حق میدم سؤالم توضیح گسترده ایرو میطلبید
    ولی متأسفانه به خاطر مشکل بینایی هنوز محدودیت فوق العاده زیادی نسبت به شما دارم و امکان مطالعه خیلی از کتابها برام وجود نداره
    خیلی خوب میشه بعضی وقتا پستهایی رو هم به اینجور موارد اختصاص بدی میدونم زحمت بسیار زیادی میخواد ولی اگه این کارو بکنی کمک فکری بسیار بسیار بسیار عظیمی رو میتونی انجام بدی آیا امکان انجام همچین کاری هست؟

    • ببین نازنین مشکل اینجاست که علی رغم اینکه قیاس یک چیز ساده است و همه آدمها مدام از آن چه خود آگاه چه ناخودآگاه استفاده میکنن، میشه یک کتاب راجع به فقط قیاس نوشت ولی من خیلی خلاصه به شما میگم:

      استدلال قیاسی استدلالی هست که از یک یا چند دانسته (ها) (مفروضات) میخواهد چیزی نادانسته (حکم) را بطور قطعی اثبات کند.

      مثلاً:

      1- هر حیوانی آب میخورد
      2- اسب یک حیوان است
      3- اسب آب میخورد

      شکل این استدلال قیاسی است، 1 و 2 مفروضات هستند، و 3 حکم استدلال است.

      حالا برای اینکه یک استدلال قیاسی درست باشه، باید دستکم چند شرط زیر صادق باشند
      1- مفروضات درست باشند
      2- مفروضات به هم ربط داشته باشند
      3- حکم قابل انشقاق از مفروضات باشه

      چند قیاس غلط:

      مثال قیاس غلط 1:
      1- در باز است
      2- باز یک پرنده است
      3- در یک پرنده است

      در اینجا شرط 2 صادق نیست، یعنی فرض 1 و 2 باهم ارتباطی ندارند در مورد دو «باز» مختلف صحبت میکنند لذا این قیاس غلط است، یا به عبارت بهتری اصولاً قیاس نیست.

      مثال قیاس غلط 2:

      1- هر انسانی علاقه مند به سکس است
      2- هر سکسی منجر به بچه دار شدن میشود
      3- هر انسانی علاقه مند به بچه دار شدن است

      اینجا میشه گفت فرض 1 و 2 غلط هستند، همه آدمها علاقه مند به سکس نیستن، هر سکسی هم منجر به بچه دار شدن نمیشه.
      مشکل دیگش اینه که فرض قابل انشقاق از بقیه مفروضات نیست یعنی اینکه اگر فرض کنیم 1 و 2 صحیح بودن بازهم نمیشه نتیجه گرفت که آدمها علاقه مند به بچه دار شدن هستن!

    • یه سوال ، شما با قطع بودن همه فیلترشکن ها در ایران از تاریخ 14 اردیبهشت ، اون هم نابینا، چطوری فیلتر وبلاگ آرش رو bypass میکنید؟

  16. آرش گرامی من دوست دارم بدونم این شیوه‌ی نگارش فصیح و بسیار خوانا و باحال رو شما چطور بدست آوردید… یعنی از اونجایی که این موضوع رو در بیان نظر و بحث و گفتگو با دیگران خیلی مهم میدونم، دوست دارم بدونم تو از همون اول هم همینطور باحال بودی و شیوه‌ی نگارش و بیان کردنت شبیه به الان بوده و بقولی آیا این یک امر ذاتی هستش یا اکتسابی؟!! فکر نمیکنم ربط چندانی به سواد و تحصیلات داشته باشه، چون در این صورت باید کلمات قلمبه سلمبه به کار ببری که نمیبری و در عین همین سادگی اینقدر باحال مینویسی… شاید هم ربط به خوی اخلاق داشته باشه البته…

    سؤال بعد اینکه تو قسمت درباره‌ی من گفتی که تلرانس بالایی داری و زود جوش نمیاری… اینو هم باز میشه در جواب به کامتها و… دید، اما حس میکنم این موضوع رو به نوعی خودت روش کار کردی، چون تو یکی از بحث‌هایی که با این مغز فندقیها داشتی و طرف هم ادعاش میشد، برخوردت یه کم با اونی که همیشه داشتی فرق میکرد، و تا حدی در بعضی جاها احساسی برخورد کردی. از این رو حس میکنم که شاید این روش برخورد رو بیشتر خودت بدست آوردی تا اینکه ذاتی باشه! من راستش تو دنیای واقعی زود عصبی میشم و نمیتونم بحث رو خوب پیش ببرم، اما توی اینترنت خودت میدونی اینطور نیست و خیلی آروم و شمرده میشه طرفو له کرد!! حالا میخوام بدونم آیا این مسئله بنظرت اکتسابی هست یا خیر؟! من چیکار کنم که تو بحث های کلامی و واقعی به اعصابم مسلط باشم؟ خودت به این مشکل برنخوردی تا حالا؟!

    سؤال دیگر اینکه پروفایل فیسبوکت رو چک میکنی یا نه؟! یکسری صحبت‌ها هست که دوست دارم یکم پرایوت باهات در میان بذارم والبته چندان هم توقع جواب ندارم فقط دوست دارم بدونی…

    • >آیا این یک امر ذاتی هستش یا اکتسابی؟!!

      نمیدونم دقیقاً، ولی به نظر من شنونده خوبی بودن به آدم کمک میکنه که بهتر درک کنه، و بهتر بتونه مسائل رو از ابعاد مختلف ببینه، من نمره انشام همیشه دور و بر 20 بود، و نمره املام البته پایین تر.

      >برخوردت یه کم با اونی که همیشه داشتی فرق میکرد
      همیشه یک جور برخورد کردن کار غلطیه نازنین، من دوست دارم تا جای ممکن با همه آدمها خوب صحبت کنم ولی خوب با هر کسی نمیشه اینطور برخورد کرد…

      >از این رو حس میکنم که شاید این روش برخورد رو بیشتر خودت بدست آوردی تا اینکه ذاتی باشه
      من فکر میکنم گربه ام خیلی به من انسانیت آموخت، برای اینکه کارهای بد میکرد و من هروقت میخواستم بخاطر اون کارها تنبیهش کنم با زبان بیزبانی میگفت بابا من گربه ام از من چه انتظاری داری، انتظار داری من گربه مثلاً خونه رو جارو برقی بکشم بجای اینکه همه چیز رو بهم بریزم؟

      اینجا بود که من یک مقدار نسبت به آدمها هم دیدگاهم عوض شد از هر کسی به اندازه خودش انتظار دارم و این سطح انتظار معمولاً خیلی پایینه اینه که وقتی با رفتار ناشایستی روبرو میشوم یا حرف پرت و پلایی میشنوم با خودم میگم خوب این اینجوریه دیگه چکارش میشه کرد… 🙂

      >من چیکار کنم که تو بحث های کلامی و واقعی به اعصابم مسلط باشم؟ خودت به این مشکل برنخوردی تا حالا؟!

      کلاً فکر نمیکنم آدمی روی این کره زمین باشه که هیچوقت عصبانی نشه، عصبانی شدن همیشه هم بد نیست نازنین… ولی خوب باید از خودتون همواره بپرسید برای چه عصبانی شدید و آیا آن دلیل واقعاً موجه بوده یا نه.

      به نظر من کلاً بحث در مورد مسائل دینی نباید موضوع گفتگوی چهره در چهره قرار بگیره چون موضوع حساسی هست و آدمها با باورهای دینی/ضد دینی شون روابط عاطفی برقرار میکنن، اینه که شما اگر چپ و راست با ملت راجع به دین در زندگی روزمره خودتون صحبت میکنید شاید کار اشتباهی میکنید نازنین.

      >سؤال دیگر اینکه پروفایل فیسبوکت رو چک میکنی یا نه؟! یکسری صحبت‌ها هست که دوست دارم یکم پرایوت باهات در میان بذارم والبته چندان هم توقع جواب ندارم فقط دوست دارم بدونی…

      بله چند وقت یکبار چک میکنم.

      • مرسی بابت جواب 🙂
        بنظر من این تا حد زیادی ذاتی هستش، یعنی تو کلا از اول آدم باحالی بودی آرش D:
        بعضیا علی رغم اینکه خیلی با سوادن و سرشون میشه آدم خشکی هم هستن، آدم اصلا حال نمیکنه پای حرفشون بشینه، ولی تو فرق داری… برا همینم اینقدر کارت خوب پیش میره دیگه!! قصد تعریف ندارم خودت همه رو میدونی 🙂

        • من نازنین آخه زیادم باسواد نیستم، خیلی ها هستند به دانش و علم علاقه وافر دارند و تمام عمرشون رو صرف تحقیق و تحصیل و تدریس و اینها میکنند من از اون آدمها نیستم یک دوره ای رو به مبارزه علیه اسلام تخصیص دادم و بقیه عمرم رو مثل یک آدم معمولی زندگی کردم، چون به خود زندگی بیشتر از علم و دانش علاقه داشته و دارم.

        • آرش تو همین که طیف وسیعی از جمعیت جوان ایران رو تحت تأثیر قرار دادی، خودش بالاترین افتخاره… اونهم چه تأثیری!! در سطح زیر و رو کردن زندگی و تغییر نگرش اونها که یکی از مشکل‌ترین کارهاست، که اگه استعدادش رو نداشته باشی، هزارجور درس خوندن و سواد وتحصیل هم به کارت نمیاد… تو تأثیر خودت رو به اندازه‌ی لازم گذاشتی… البته خوب همیشه میتونی بیشترش کنی اما بقیه میتونن راه تو رو ادامه بدن. یک جنگجو که قرار نیست تا آخر عمر شمشیر و سپر بگیره دستش 🙂 بعد از یه مدت شمشیر و لباس رزمشو در میاره و ژنرال بودن رو تجربه می‌کنه آرش گرامی… تو هیچوقت یه آدم معمولی نبودی و نخواهی بود 😉

  17. آرش عزیز اسم اون کتابی که خاخام یهودی راجع به ثروت نوشته بود رو میشه بگی ما هم بریم بخونیم؟

  18. آیا می دانید سعدی و حافظ همجنس گرا بودند؟

    کتاب «شاهد بازی در ادبیات فارسی» اثر «دکتر سروس شمیسا» کتابی است که به موضوع هم‌جنس‌گرایی مردانه در ادبیات فارسی (به ویژه شعر) از دوره غزنویان تا اوایلِ دوره پهلوی می‌پردازد. این کتاب در سال 1381 در ایران منتشر و بلافاصله ممنوع شد.
    كتاب در هشت فصل و بر حسب دوره‌های تاریخی تدوین شده است. در فصل اول اسم‌ها و اصطلاحات شاهدبازی و انواع آن را مرور می‌کنيم. در فصل چهارم بحث در مورد صوفیان و شاهدبازی است و در فصل‌های دیگر با شاعران، نمونه شعر و نثر هر دوره تاریخی آشنا می‌شویم. این دوره‌ها عبارتند از: غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، تیموریان، صفویه، افشاریه، زندیه، دوره‌ی قاجار و پهلوی.
    «شاهدبازی در ادبیات فارسی» نخستین (و تا به امروز، تنها) کتابی است که به چنین پژوهشی دست زده است. مؤلف، بر اساس شواهد گوناگونی که بیشتر از نظم و کمتر از نثر برگزیده، نظریه خود را به اثبات می‌رساند که «… معشوق شعر فارسی … غالباً و عمدتاً مرد است، نه زن1» و «فقط بخش کمی از اشعار قدماست که می‌توان در آن‌ها به ضرس قاطع معشوق را مؤنث قلمداد کرد.»
    دکتر شمیسا در این کتاب پژوهشی و ارزشمند خود، تلاش دارد شاهدبازی و هم‌جنس‌گرایی را مورد بررسی قرار داده و نشان بدهد كه «شاهدبازی … حداقل هزار و اندی سال در ایران سابقه دارد.»

    ادامه مطلب و لینک دانلود این کتاب :

    https://www.facebook.com/groups/psyforeveryone/554487947934961/

    ———

    آرش گرامی
    تا کنون به مقاله ای به این نوع بررسی در مورد شاعران نوشته اید؟

    • نه ننوشتم بیشتر به این دلیل که به نظر من توی فرهنگ ما توجهی غیر ضروری و بیش از حد به شاعرها داده میشه و قضیه جوری دیده میشه که انگار شعرا پیامبر بودن و تمام حقیقت رو گفتن و ما باید زندگیمون رو و افکار خودمون رو ول کنیم بریم کشف کنیم فلان شاعر شونصد سال پیش چی گفته.

      در حالی که ما توی دوره خودمون زندگی میکنیم و اینکه حالا فلان شاعر چی گفته و چی نگفته اگرچه گاهی وقتها خیلی ارزشمند هست ولی از نظر من همینکه ما آنچه امروز دیگران میدانند را بدانیم مهمتر بوده. ضمن اینکه خیلی ها هستند متخصص شاعر شناسی هستند من حرف زیادی در این باب ندارم برای گفتن من در نهایت چند شعر از هر شاعر حفظ هستم یا دیدگاه های خیلی کلی نسبت بهشون دارم و الا من تخصصی در زمینه ادبیات پارسی ندارم هیچوقت هم نخواستم که داشته باشم به دلیلی که گفتم.

  19. اولین رئیس جمهور مملکت هم که جاسوس منافقین بود! (بنی صدر)
    نخست وزیر هشت ساله جنگ که اصل فتنه است! (موسوی)
    رئیس جمهور سازندگی ساکت فتنه است! (هاشمی)
    رئیس جمهور اصلاح طلب هم که حامی فتنه است! (خاتمی)
    …این آخریه هم که جریان انحرافیه! (احمدی نژاد)

    و سوالی که مطرح اینه که این انقلابی رو که نباید بگذاریم دست نا اهلان بیفته اساسا کی دست اهلش بوده که ما نگهش داریم؟!!

    تازه قرار انقلابمونو صادرم کنیم

    • >انقلابی رو که نباید بگذاریم دست نا اهلان

      این یکی از اشکالات تفکرات اَنقلابی هست که تمام سرنوشت یک کشور میافته دست یک عده خاص! مشکل از کل طراحی حکومت هست، اگر یک حکومت بتونه بیافته دست آدمهای عوضی و در نهایت منجر به فاجعه بشه اون نظام سیاسی مفت نمی ارزه!

      کمونیسم هم از همین اشکال بزرگ رنج میبره، کمونیستها قبول ندارن استالین کمونیست خوبی بوده، و اینکه آیا بوده یا نبوده به نظر من زیاد مهم نیست، مهمتر از اون اینه که چیزی شبیه استالینسم در تفکرات کمونیستی خیلی محتمل هست که رخ بده به همین دلیل کمونیسم رو باید انداخت دور!

      جمهوریت و لیبرال دموکراسی این مشکل رو با محدود کردن دوره خدمت عمومی و همچنین تاکید روی آزادی های فردی و رسانه ای حل کرده!

  20. ﻣﻦ ﺷﺨﺼﺎً ؛ ﺣﻀﺮﺕ ﻧﻮﺡ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﻭﻥ ﯾﻪ ﺟﻔﺖ ﭘﺸﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﺩﺍﺧﻞ ﮐﺸﺘﯽ ﺑﺮﺩ ، ﻧﻤﯽ ﺑﺨﺸﻢ

    • داستان نوح که خیلی سعی کردن با وارد کردن گورخر و جک و جانورها همچین بزک و خوشگلش کنن یک داستان تکان دهنده و وحشتناکه و اگر حقیقت داشت نوح جنایتکار ترین شخص در تاریخ بشریت و میلیونها بار بدتر از هیتلر میشه چون نتیجه پیامبریش این بود که فقط تعداد انگشت شماری (حالا شاید انگشت های دو سه نفر نهایتاً) در نهایت زنده موندن و بقیه کاملاً به فاک فنا رفتن!

      اینه که وقتی یهودیها و مسیحی ها و مسلمانان میان و دم از اخلاق میزنن برای من یکم خنده داره که اونها خدایی که چنین جنایتی رو باعث شده و تحمل کرده رو میپرستن!

      یعنی به عبارت دیگر میگن این خیلی کار خوبی بوده که خدا کرده و هیچ مشکل اخلاقی در آن نمیبینند! 🙂 🙂 🙂

  21. خواستم سوال کنم آیا یهودیان خداروند را قبول دارند؟
    منظور از یهودی بیخدا چیست.

    • انیشتن به این پرسش پاسخ داده:
      http://www.zandiq.com/articles/0000000007.shtml

      «تعریف کردن کلمه یهودی بسیار دشوار است، نزدیک ترین توصیفی که من میتوانم از وضعیت خودم بدهم، تشبیه خودم به یک حلزون است که در دریاها دیده میشود. حلزون از یک بدن و یک خانه که به دوش دارد تشکیل شده است، اگر شما این خانه صدفی را از او جدا کنید، هنوز هم به آن موجود حلزون میگویند. یک یهودی که اعتقادات دینی خودش را نیز کنار بگذارد به همین شکل هنوز یک یهودی شمرده میشود.»

      به عبارت دیگر یهودیت تنها یک دین نیست بلکه یهودیها آنرا فرهنگ خود نیز میدانند لذا کسی که به باورهای دین یهودیت باور نداشته باشد همچنان میتواند خود را یک یهودی بنامد. من و شما هم برای مردم تصمیم نمیگیریم که خودشون رو چی بنامند.

  22. “و بیشترِ مردمِ عامه آنند که باطلِ ممتنع را دوست‌تر دارند، چون اخبارِ دیو و پری و غولِ بیابان و کوه و دریا که احمقی هنگامه سازد و گروهی همچنو گردآیند و وی گوید:« در فلان دریا جزیره‌ای دیدم و ۵٠٠ تن جایی فرود آمدیم در آن جزیره ؛ و نان پختیم و دیگ‌ها نهادیم ، چون آتش تیز شد و تَبِش بدان زمین رسید ، از جای برفت ، نگاه کردیم ماهی بود! و به فلان کوه ، چنین و چنین چیزها دیدیم، و پیرزنی جادو ، مردی را خر کرد و باز پیرزنی دیگر جادو ، گوشِ او را به روغنی بیندود تا مردم گشت! » و آنچه بدین مانَد از خرافات که خواب آرد نادانان را چون شب برایشان خوانند. و آن کسان که سخن راست خواهند تا باور دارند ایشان را از دانایان شمردند، و سخت اندک است عدد ایشان،و ایشان نیکو فراستانند و سخن زشت را بیندازند …»

    تاریخ بیهقی –تصحیح دکتر علی اکبر فیاض به اهتمام محمد جعفر یاحقی-چاپ چهارم- پاییز1383- صفحه 637

  23. سلام
    آرش تفاوت بین قیاس صحیح و قیاس غلط چیه و بهترین و بدترین شکل قیاس کدومن (البته یه توضیح ساده و روان میخوام)
    پیشاپیش ازت برای تلاشهات خیلی ممنونم جواب این سؤال بسیار بسیار در بحثهام بهم کمک خواهد کرد

    • توضیح این مبحث دشوار است میتوانید به کتب منطق مراجعه کنید، یا عبارت قیاس/Deductive Argument را جستجو کنید.

  24. ارش نازنین

    انیمیشن استرالیایی mary and max را دیدید؟ http://www.imdb.com/title/tt0978762/

    در مورد نامه نگاری های یک آتئیست که قبلا یهودی بوده !و یک دختر کوچک ! نظرت در مورد این انیمشن چی هست !(بخش یهودی بودن اون فرد و بی دینی اون )

    • نگاه کردم نازنین زیاد فیلم حول این محور نبود ولی خوب سرگرم کننده بود نظر خاصی ندارم.

  25. داشتم با یکی بحث میکردم بهش گفتم اسلام باعث عقب ماندگی کشورهای اسلامیست و در هر کشور اسلامی که اسلام بیشتر نفوذ دارد عقب ماندگی بیشتر و در هر کشور اسلامی که اسلام کمتر نفوذ دارد عقب ماندگی کمتر است. طرف مقابل هم این رو قبول کرد اما علت عقب ماندگی را اسلام نمیدانست و گفت چرا در آفریقا همه کشورها عقب مانده هستند در حالی که فقط نیمه شمالی آفریقا مسلمان هستند؟ این هم برای خودم سوال شد که از شما بپرسم. نظر شما چیست؟ چرا عقب ماندگی و قحطی و جنگ های داخلی در آفریقا هم در کشورهای اسلامی وجود دارد هم در کشورهای غیر اسلامی؟ ظاهرا مشکل آفریقا فراتر از دین و مذهب است.

    • اینکه اسلام باعث عقب ماندگی میشه به این معنی نیست که هرجا عقب ماندگی هست دلیلش اسلام بوده، مثل اینکه بگیم سرطان باعث مرگ میشه پس هرکی مرده سرطان داشته.

      آفریقایی ها ساختارهای لازم برای تشکیل دموکراسی و کاپیتالیسم رو اکثراً ندارند، و در برخی موارد نمیخواهند هم داشته باشند، یعنی هنوز به این نتیجه نرسیده اند که لیبرال دموکراسی بهترین نتایج رو برای بشر آورده و می آورد، برای همین از نظر من عقب مونده اند، البته خوب از کمونیست ها اگر این سوال رو بپرسید میگن تقصیر آمریکا و اروپا و غیره هست 🙂

  26. سلام اقا بیخدا.
    مناظره ای که در سایت زندیق گذاشته اید بین منتظری و دکتر علی سینا را خوندم اما در سایت منتظری این مناظره رو رد کرده و گفته من این مناظره رو نکرده ام!
    http://www.amontazeri.com/farsi/payamha/111.htm
    ایا این مناظره درست هست؟

  27. سلام ارش جان
    من 25 سال دارم
    من از چندین سال (سال 87 فکر کنم) قبل ،خیلی اشتباهی با نوشته های شما در سایت زندیق اشنا شد، اون موقع یک پسر سنی مذهب و تقریبا صوفی بودم .و حتی یک پیر هم برای رهنمایی در صوفیه داشتم ،خلاصه اینکه اون موقع مطالبت خیلی رو اعصابم بود ،باعث شد کلی ایتور اونور بزنم و افراد مذهبی جواب های تو رو بپرسم و خودمو قانع کنم و…
    برای تبلیغ اسلام به مناطق دور پاکستان سفر کردم (با گروه های جهادی و تبلیغی )
    بعد از چند مدت دوستان جدیدی پیدا کردم و باعث شد صوفی بودن باعث عقب موندگی بدونم و به برادران اخوانی گرویدم و بعدش هم سلفی شدم
    به حج رفتم ،ریش طویل داشتم ،حافظ چندین سوره طویل هستم ،تا دوسال هرماه قران ختم میکردم ،شب ها نماز تهجد میخوندم ،و..

    طی این مدت ها ، همش مطالبت خاری توی دلم بود و همیشه اعصابم ازت خراب بود ،اخه جواب قانع کننده ای برات نداشتم ، توی وبلاگت برات فحش مینوشتم (همینجا عذر خواهی میکنم ازت)
    تمام افراد دور برم خر مذهبی هستن و اخوند(برادرام )منم توی همچنین جایی بزرگ شده بودم نمیتونستم بیام .حرفای تورو قبول کنم
    مدتی بر این شدم که یک سایت در جوابیه مطالبت بزنم ، که طی همون ماه اول ولش کردم ،اخه جواب نبود برای حرفات
    کم کم حرفات رو قبول کردم
    کم کم مسلمونا رو با حرفای تو میپیچوندم ،
    دیدم به دنیا عوض شده ،این دیدگاه خیلی دنیا رو برام زیبا کرده
    من ادم قبل نیستم ،خیلی ها رو به خدا مشکوک کردم و..
    شاید این نگرش منم روزی تغییر کنه ولی بهترین نگرش من به زندگی تاکنون بوده
    اطلاعاتم خیلی بالا رفته ،همیشه در حال مطالعه هستم ..
    خانوادم خودم و زنم با من مشکل خوردن ،،چون نمی تونن یک بی نماز و بی خدا رو پیش خودشون قبول کنن
    امروز اومدم فقط ازت تشکر کنم و بگم تو زندگیم رو عوض کردی و منو نجات دادی

    • دوست گرامی خیلی خوشحالم که نقشی هرچند کمرنگ در این زمینه داشتم، ولی کار اصلی رو خودتون انجام دادید که به خود جرات شک دادید، به شما تبریک میگم و براتون آرزوی موفقیت دارم.

      • بله آرش عزیز» شک» همون موجود بی آزار که فقط کمی توجه میخواد نه اینکه ازش فرار کنن!!!
        در کنیسه ی ما موجودی زندگی میکند ……
        آیا اون موجود در داستان فوق که نوشته ی کافگاست و ترجمه روانشاد هدایت همون «شک» نیست که ازش فرار میکنن؟ آیا کنیسه همون ذهن آدم مذهبی نیست؟!
        شک فرصت اینرو به ما میده که دوباره فضای ذهنمون رو بسازیم . شک یه فرصته نباید ازش فرار کرد.

      • آرش جان، من هم تا زمان انتخابات 88 بچه مسلمون بودم ( یه زمانی نماز نمی خوندم، قبل 88 خر شده بودم داشتم نماز قضا شده ام رو می خوندم)، به لطف ویدیوهایی مثل رضا فاضلی و بهرام مشیری و وبلاگ چند نفر دیگه (شاید از رو دست همدیگر کپی می کردند) الان 3 سالی هست که پاک پاکم … فکر کنم باید یه اعلانیه بزنیم، بگیم کسانی که از اعتیاد اسلام خلاص شدند، همانند معتادان بیایند و بگویند چند سالی پاک پاک شدند.

  28. درود بر شما؛

    حتمن منظورتون منحصر بودن توجهات و تعالیم دینی یهود به قوم یهوده.

  29. با احترام و ادب به دوستان
    قوم يهود يك قوم شديدا همبسته و با عصبيت هستند(به معنا ابن خلدوني)وبيشتر دوست دارند با تلاش و كوشش فراوان در جهت موفقيت در امور با ارزشي مثل علم و كمكهاي انساندوستانه ، حقانيت خود را ثابت كنند نه با موعظه و روضه و روايت ،و ديگر اينكه آنها دوست ندارند آدمهاي زيادي بيايند و يهودي بشوند (مبلغ يهود ي ديده نمي شود )و دوست دارند قوم خودشان يك قوم خاصي باشند كه ظاهرا موفق هم شده اند،البته در قران هم به فضيلت قوم يهود اشاره شده (و فضلناهم علي العالمين) ولي مترجمان منگ قران موقع ترجمه آن داخل پرانتز مي نويسند (مردم جهان آن زمان)

    • تا اونجایی که من میبینیم دوستان یهودی من زیاد سعی نمیکنند به قول شما «حقانیت» خودشون رو اثبات کنن، آدمهای معمولی هستند خودشون رو زیاد هم متفاوت از دیگران نمیبینن، فقط بعضیهاشون آدمهای برجسته تری هستن اونهم به دلیل رفتارها و عادتها و تربیت و تلاش و کوشش خودشونه و الا هیچ جادویی در کار نیست.

  30. یهودی ها هم سنگسار دارند حالا چرا نمیکنند شاید دلیلش اینه میخوان مظلوم نمایی کنن
    کتاب عهد عتیق سفر خروج
    ولی در اسلام حالا ایه سنگسار نیست ولی میگن عمر گفته پیامبر سنگسار میکرده
    ولی حالا روایت خوردن ایه سنگسار توسط بز که عایشه نقل کردند نمیدونم ستدیت داره?
    اما اینم خوندم بازم نمیدونم سندیت داره?
    که قوم لوط روی کوه ها میایستاند و بعد هرکسی میخواسته از شهرشون رد بشه با سنگ به اون میزدند
    و به دست هرکی بیهوش میشده اون بهش تجاوز جنسی میکرده واسه همین خدا عذاب همجنسبازان و زناکاران رو سنگسار قرار داده
    اما اینکه چرا مسلمانان با وجود این همه تکنولوژی های دنیا سنگسار رو انجام میدن
    شاید دلیلش ناموس پرستی باشه و …

    • >شاید دلیلش اینه میخوان مظلوم نمایی کنن

      نه دلیلش این نیست، دلیلش همونطور که توضیح دادم تقریباً کاملاً فقهی هست یعنی مذهبی ترین یهودیها هم در دو هزار سال گذشته کسی رو سنگسار نکردن، بهتره شما برید ببینید دو هزار سال پیش چه اتفاقی افتاد که این تغییر بوجود آمد بجای اینکه بشینید مارک بچسبونید به بقیه.

      >ولی در اسلام حالا ایه سنگسار نیست ولی میگن عمر گفته پیامبر سنگسار میکرده
      >ولی حالا روایت خوردن ایه سنگسار توسط بز که عایشه نقل کردند نمیدونم ستدیت داره?
      >اما اینم خوندم بازم نمیدونم سندیت داره?

      عایشه و عمر جفتشون از نظر شیعه کذاب هستن یکیشون حرامزاده است دیگری فاحشه! ولی فقه شیعی سنگسار رو متواتر میدونه، اسناد و مدارک:
      http://www.zandiq.com/articles/0000000071.shtml

      در نتیجه حدیث شریف عمری دلیل ابقای سنگسار دستکم در فقه جعفری نیست.

  31. بیهوده سخن به این درازی
    دلیل یک چیز بیشتر نیست و آنهم آنچه در قرآن در باره این قوم آمده است:

    وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلى‏ حَياةٍ وَ مِنَ الَّذينَ أَشْرَكُوا يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَ ما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذابِ أَنْ يُعَمَّرَ وَ اللَّهُ بَصيرٌ بِما يَعْمَلُون

    و آنها را حريص‏ترين مردم- حتى حريصتر از مشركان- بر زندگى (اين دنيا، و اندوختن ثروت) خواهى يافت (تا آنجا) كه هر يك از آنها آرزو دارد هزار سال عمر به او داده شود! در حالى كه اين عمر طولانى، او را از كيفر (الهى) باز نخواهد داشت. و خداوند به اعمال آنها بيناست.

    یهودیان در حقیقت کافرترین گروه مذهبی دنیا هستند!

    • آفرین نکته تکمیلی خوبی بود، بعد از مدتها یک چیزی نوشتی که (از نظر من)ارزش انتشار داشت.

      منم دقیقاً همین رو میگفتم به زبانی بسیار زیباتر از قرآن، از دلایل اصلی موفقیت یهودیها (و بقیه فرهنگهای موفق) اینه که دنیا براشون مهمه و میخوان خوب زندگی کنن نه مثل مسلمانان که حضرت علیشون میگه دنیا برای من هم ارزش تف بز هست! و بعد زیر میزی مال ملت رو بالا میکشه 🙂

      اینهم درسته که هرچی آدمها از نظر اسلام کافر تر باشند اصولاً آدمهای بهتر و کار درست تر و موفق تر و مفید تری هستن 🙂

      شما هم لطف کن همونطور که توی نوشتار نوشتم اگر حریص نیستی و علاقه ای به مال و دنیا نداری نصف ثروتت رو برای من بفرست هر ماه.

      • >شما هم لطف کن همونطور که توی نوشتار نوشتم اگر حریص نیستی و علاقه ای به مال و دنیا نداری نصف ثروتت رو برای من بفرست هر ماه.

        بادرود
        ممکنه کسی علاقه ای به مال دنیا نداشته باشه اما دلیل نمیشه که بیاد اونو بده به شما.
        در قرآن از مال دنیا با واژه «خیر»( = نیک) و «زینت» هم یاد شده. و در جایی دیگر میگوید: «چرا زینت را از پیش خودتان حرام میکنید؟» اما هر چیزی حد و حدودی دارد نازنین.
        کلا سادگی و ساده زیستی مترادف با زیبایی است و تجمل و اشرافی گری ناپسند و ملال آور.
        شما یک نگاه به آخرین ویندوز مایکروسافت (windows 8) بنداز. طراحی اون بسیار ساده و دلنشین است اما در باطن بسیار قدرتمند (ثروتمند) است.

    • من همیشه با خودم فکر میکنم چرا کسی که مطالب این وبلاگ رو قبول نداره دائم میاد و اونو میخونه. شاید نخستین حدس این باشه که خودآزاری داره. ولی در مورد شما تصور شخصی من و پیش بینیم اینه که پتانسیل خوبی برای بیدین شدن و بیخدا شدن دارید و این اتفاق به احتمال زیاد برای شما میفته. شما ناخودآگاه از خوندن مطالب آرش لذت میبرید و نادانسته خودتونو سیراب میکنید. این نشونه خوبیه که در آینده به دنیای بیدینان و حتی بیخدایان میپیوندید.

      • من خودم راجع به بیخدایی یک مقدار مثل یهودیها راجع به یهودیت فکر میکنم یعنی ترجیح میدهم اگر دست ما باشه، ما این کلوپ رو یک مقدار اختصاصی و باکلاس نگه داریم نه اینکه هر کی از راه میاد راش بدیم تو، توجه داشته باشید که تعصب و خشک مغزی رو راجع به هر باور و نگرشی میشه بکار برد یعنی یک مسلمان متعصب میتونه بیاد بشه یک بیخدای متعصب و این زیاد خوب نیست بهتره آدمهای برجسته تر خودشون رو بیخدا بدونن تا بقول دوستی طرف توی پاکستان شلوارش رو بکشه پایین جیش بکنه بگه چون من بیخدا هستم 🙂

  32. آرش جان جواب سوال آخر به نظر من برمیگرده به همون قضیه ی «معقول بودن یهودی ها» یعنی مثلا یه یهودی وقتی میبینه که یکی با اونیکی داره زنا میکنه به جای اینکه مثل مسلمونا کون خودش رو پاره کنه که ای وای دین خدا رو به گا دادن با خودش میگه به درک حالا که ما جمعیتمون کمه اصن بذار همه زنا کنن شاید از هر صد تا زنا شیش تا بچه هم درست شد کس ننه ابراهیم و دستوراتش والللللا

    • به اینهم شاید برگرده نازنین ولی از نظر «فقه یهودی» یک علت دیگر دارد. که من در واقع دارم اون رو میپرسم.

  33. بخشی از اون نظرم رو که به سؤالم مربوط میشه کپی میکنم
    نظر از این قرار بود:
    آرش میتونی راجع به حالت چند علت العلل یه مثال ساده بزنی؟
    من کمی فکر کردم مینویسمش ببینیم به چه نتیجه ای میرسیم
    من فکر کردم که میشه دامنه علتها و در پی اون علت العلل رو کاهش داد مثلا در این که یک گیاهی به رشد کامل برسه چند علت باید کنار هم قرار بگیرن مثل خاک و آب و نور خورشید و در موارد زیادی انسان
    حالا تک تکِ این علتهارو نمیشه علت العلل برای رشد اون گیاه فرض کرد؟؟
    مثالهای زیادی به این شکل میشه زد مثلا این که یه کشکی به دست ما برسه چندین مرحله رو باید طی کنه اما باید دید نظر تو چی هست
    احتمالا سوالام داره کمی عجیب غریب میشه شایدم سوالام داره ابتدایی میشه نمیدونم ولی اشکالی نداره پرسیدن هر سوالی برای بیشتر دونستن کار خوبیه

    • من تکرار میکنم که این نگرش به علیت اصولاً بی معنی هست و من با این تفاسیر سنتی از علیت رو یک بازی زبانی میبینم، ولی خوب اگر بخواهیم در این بازی شرکت کنیم:

      علت العلل نمیتواند خود یک معلول باشد. به همین دلیل نمیتوان گفت در مثالی که شما زدید علت العلل هایی وجود دارند.

      دلیل اینکه چندتا علت العلل میتونه وجود داشته باشه اینه که مثلا فرض کنید یک رابطه علی به این صورت برقراره:

      A-> B -> C -> D -> E

      در اینجا A علت العلل هست یعنی خود معلول نیست و ازلیست، چیزی که خداباوران میگویند این است که A خدا است. حالا B و C و غیره میتونن چیزهای مختلف دیگر باشند.

      وقتی من میگم علت العلل (مفرد) لزوماً تنها یکی نیست بلکه میتوان علت العلل هایی (جمع) را در نظر گرفت این است که وجود این رابطه علی در سلسله بالا به خودی خود به این معنی نیست که رابطه دیگری شبیه:

      F -> G -> H -> I -> J -> K

      وجود نداشته باشد که در آن F علت العلل باشد.

  34. اون آقای یهودی هم رهبر مذهبی یهودیان ایران بوده 🙂 همون طور که گفتی هر چی آدم عنقلابی و کمونیست چپول و شیپیش زده ی اسلامی-شریعتیست بوده تو این فیلم دم از اتحاد و یکپارچگی و این حرفا میزنن در مقابل هر چی آدم متشخص و لیبرال و معقول و در یک کلام غیر اسلامی و غیر چپی هست با کار این بچه ها مخالفت می کنند.یک گروه مخالف دیگه هم پدران این بچه ها هستند که برای تحصیل فرزندشون زحمت میکشند و کار می کنند.البته به جز یکیشون که معلومه عنقلابیه بقیه همه مخالفند با اینکه زیاد فرهیخته هم نیستند.بین مخالفین نظر قطب زاده از همه جالب تر بود.خلخالی هم جال بود که اینجا مخالف تفتیش عقاید شده :))

    • خلخالی توی دوره خاتمی هم به خامنه ای نامه مینویسه از مظالم شکایت میکنه، اگر تاریخ بشریت از دوره خاتمی شروع میشد این مردک میتوانست یک فرشته باشد.

  35. فیلم اولی که بهش اشاره کردی آرش جان اسمش هست»قضیه.شکل اول شکل دوم»که عباس کیارستمی سال 1358 ساخته و توش با خیلی از مشاهیر اون زمان ایران اعم از سیاسیون و هنرمندان مصاحبه کرده مثلا خلخالی.قطب زاده.کمال خررازی وزیر خارجه ی خاتمی.عبدالکریم لاهیجی.عزت الله انتظامی.مرضیه برومند و خیلی های دیگه اینم لینک فیلمش:

    • سپاس زیاد از شما، بله همینون میگفتم.

      من خیلی دوست دارم بدونم آقای کیارستمی (که خیلی براشون احترام قائل هستم) این فیلم رو با چه هدفی درست کردن، چون خیلی فیلم گویا و حتی خنده داریه…

      واقعاً نگاه کنید معلم با چه عشقی و چه ظرافتی داره آناتومی رو روی تخته میکشه اونوقت این گوساله ها… که البته چون بچه هستن نمیشه بهشون گفت گوساله ولی به اون عزیزان متفکر چی؟ 🙂

      در ضمن نازنین شما که دست به یوتوبت خوبه اون لینک ازغدی رو هم پیدا کن بی زحمت.

      • اینم فیلم ازغدی آرش جان

        • سپاس از شما

        • خوب کیفیت نماز خوندنم تو قرآن نیومده بلکه ماخوذ از سنته حتی وعده هاش هم متناقضه یه جا میگه دو وعده یه جا میگه سه تا!!!
          آرش به نظرم اینا برای بحث و ایجاد صلح بین ادیان این بحثها رو نمیکنن بلکه میخوان در بین توده های عوام سرباز اسلام گیر بیارن.

      • آرش جان در مورد انگیزه ی کیارستمی فکر می کنم اونموقع خودشم انقلابی بود.این احتمالو میدم چون دستیار کارگردان و برنامه ریز این فیلم ناصر زراعتی یکی از چپولهای انقلابیه که الان ساکن کشور امپریالیست و بورژوای سوئد هستند:) ضمن اینکه آخر فیلم ضرب آهنگ صداهایی که میاد یه جورایی مثبت بودن اعتراض و اتحاد تو این مدل کارها رو به ذهن تداعی میکنه.البته این حدسه منه میتونه نادرست باشه

        • کاملاً ممکنه… من و شما هم اگر اونموقع به دنیا میومدیم احتمالاً توی همین مایه ها بودیم… این یک واقعیته که خیلی ها سعی میکنن انکار کنن ولی باورهای سیاسی هم مثل خیلی چیزهای دیگه یه جورایی تابع زمان و دنباله روی از مد هستن، که لزوماً هم چیز بدی نیست بالاخره آدم نمونه های موفقیت رو میتونه ببینه و سعی کنه شبیه اونها بشه.

    • جالب بود، انگار اوناييشون كه پنهان كاري بچه ها رو تاييد ميكنن اصلا انگار مساله رو به شكل ساده ي واقعيش نمي بينن، انگار كار بچه ها رو نمادي از مبارزه ي گروهي بر ضد حاكم ظالم مي بينن! از بيخ مساله رو نفهميدن، ىك دانش آموز نظم كلاس رو به هم زده، يعني مطالبي كه در كلاس گفته ميشه براش مهم نبوده و اشتياقي به يادگيري نداشته، حمايت از اون يعني تو هم براي كلاس ارزش قايل نيستي!
      خيلي جالب بود از جهت آشنايي با تفكرات انقلابيون اون زمان، ممنون از لينك

  36. اعجاز ریاضی در «اتل متل توتوله»
    در جمله‌ی اتل متل توتوله، حرف «ت» چهار بار تکرار شده است که تعداد 4 فصل سال است.
    حرف «ل» 3 بار تکرار شده است که تعداد ماه‌های هر فصل است.
    از حاصلضرب این دو 12=4*3 تعداد 12 ماه سال بدست می‌آید، و مهمتر اینکه تعداد تمام حروف «اتل متل توتوله» 12 حرف است
    اگر 4 و 3 را باهم جمع کنیم، از حاصل جمع 7=3+4 تعدد 7 روز هفته بدست می‌آید.
    حال تعداد روزهای هفته را در تعداد بیشترین روزهای یک ماه ضرب می‌کنیم، به عبارتی می‌کند: 217=31*7 عدد 217 حاصل می‌شود، این عدد به صورت رمزآمیزی در عبارت «اتل متل توتوله» نهفته شده است، که فرمول بدست آوردنش اینچنین است:
    الفبای فارسی تشکیل شده از 32 حرف است، اگر در عبارت «اتل متل توتوله» بجای حروف شماره هر حرف را قرار دهیم، به طرز شگفت‌انگیزی از حاصل جمع این اعداد به 217 می‌رسیم.
    الف = 1
    ت = 4
    ل = 27
    م = 28
    ت = 4
    ل = 27
    ت = 4
    و = 30
    ت = 4
    و = 30
    ل = 27
    ه = 31
    217 = 31 + 27 + 30 + 4 + 30 + 4 + 27 + 4 + 28 + 27 + 4 +

    • اینرو زده بودن قبلاً ملت نازنین ولی چون خیلی اعجاز خفنیه دوباره منتشرش میکنیم.

  37. بسمه تعالی
    ظهور نزدیک است.
    یهودی و مسیحی و زرتشتی و بودایی و … همگی گمراهند و با ظهور آقا امام زمان موظفند به دین مبین اسلام بگروند. در روایات آمده نصف جمعیت جهان توسط آقا امام زمان هلاک خواهند شد چون حاضر به قبول اسلام نیستند.
    به یهودیان اسرائیل هم پیام میدیم یا از فلسطین خارج شوید و مسلمان شوید یا مثل رسول الله که با بنی قریظه فرمان الله را جاری ساخت پسرها و مردهایتان را گردن می زنیم و زنانتان را کنیز می کنیم و اموالتان را مصادره.
    نصر من الله و فتح قریب

    • من پیام شما رو به اسرائیلی ها رساندم گفتن برو بابا دیوانه…

    • پیامت را شنیدم ! از اینکه مردم را خشنود کردی ، خرسندیم !

      مغام عضما –

      رونوشت :
      حراست اداره آب و فاضلاب شهرستان ممسنی
      بیضیه راست مغام عضمای ولایت

  38. والبته چیزی که جالبه اینکه اسراییل بر اساس یهود(هم معنای مذهبی و هم معنای نژادی) شکل گرفته ولی در مورد اداره کشور راه دموکراسی رو پیش گرفتن و حکومتشون دموکرات و سکولاره خوب اسم این رو جز عقلانیت(خردآوری) چه میتوان گذاشت؟!

    • بله این معروفه که توی فلسطین یهود ستیزی پیش از تشکیل اسرائیل به شدت وجود داشت و اعراب و مسلمانان (حتی رضاشاه!) با هیتلر روابط نسبتا دوستانه ای داشتند.

      از اون جالب تر اینه که نازی ها هولوکاست رو با الگو گیری از قتل عام ارامنه توسط پان تورکیست ها طراحی کرده بودند.

  39. اسم فیلم بود قضیه شکل اول شکل دوم

  40. آرش جان، نقیهی (بر وزن الهی) درد و بلات بخوره تو سر این یابوهای اسلامی، چرا این پست به این با ارزشی رو تکمیل نمی کنی و در زندیق نمی گذاری ؟ قطعاً …شون بیش از اینها می سوزه … بهرام مشیری می گفت، اگر کشیش ها بخوان حکومت دینی رو برگردونند، همین آمریکایی های متعصب مسیحی اسلحه هاشون رو از تو خونشون بیرون می کشند، شکم این کشیش ها رو پر از سرب می کنند، خیلی جالبه، کشیش ها در زمان قرون وسطی، درب خونه تک تک مردم رو می زدند، می پرسیدند چرا یکشنبه کلیسا نمیای ؟ درست مثل آخوندها که می گند چرا صبح نماز نمی خونی ؟ یا چرا رمضون روزه نمی گیری (یه دوستی داشتم می گفت نماز برا نخونده، روزه برا خوردنه، …)
    تنها ابهامی که برام مونده، اینه که آیا یهودی ها ازدواج درون ملیتی (یعنی فقط با خودشون) می کنند ؟ آیا این باعث جهش ژنتیکی نمی شود؟
    کمونیست ها موجودات زالو صفتی هستند، این برهان برای همه ایرانی ها ملموس شده… اگر انگلیس و آمریکا به داد استالین نمی رسیدند، هیتلر … استالین می گذاشت، بقای کمونیست از صدقه سری چرچیل و روزولت هست، برای همینه که آنها به پل ورسک، پل پیروزی می گویند. ابرقدرتی آمریکا هم ناشی از سیاست کپیتالیستیش میشه، که شوروی در مقابلش زانو زد، و چینی ها هم به خاطر واحد پول ناچیزشون، فقط نقش حمال (سازنده و مونتاژ کننده ایده های آمریکایی ها) را بازی می کنند.

  41. آرش جان تکلیف زندیق چه می شود ؟ گفته بودی تا 10 هزار لایک مقاله جدیدی روی سایت نمی گذاری، خب تکلیف ما مولدین مقالات نقد دینی چه می شود ؟

  42. آرش جان خیلی وقت بود منتظر مطلب جدید ازت بوددیم
    ممنون که مستفیضمونن کردی

    میگم می تونم بپرسم شما چندسالتونه؟

  43. مرسی از این مطلب خوبی که نوشتی. منم دوستای یهودی زیادی دارم. قبول دارم که توشون آدم حسابی زیاده، البته آدم ابله و چندش هم کم و کسر ندارن، هرچند بیگفتگوست که به نسبت جمعیتشون درصدش از درصد بُلهای اسلام خیلی خیلی کمتره. نمیشه درباره یهودیا حرف زد و از اسراییل نگفت :دی من درباره اسرائیل همیشه دست به عصا بودم، یعنی مطمئن نبودم که باید از وجود این کشور، به شکلی که الان هست، دفاع کنم یا نه. مخصوصا که دوستان عرب هم دارم و سر این قضیه ی جنگ و درگیری توی اسرائیل/فلسطین بعضا نظرمو میپرسیدن.

    داستان اینه که صهیونیزم که از دل یهودیت براومده خرابی و جنگ و بدبختی زیادی برای مردم عرب فلسطین آورده و خوشبختی و آرامش برای عده زیادی از یهودیا. نتیجه اش برای خود یهودی ها خوب بوده اما از دل یک اعتقاد دینی و قبیله گرایانه ی خیلی سطح پایین نشات گرفته. تاسیس یک کشور بر پایه دین و نژاد خاص و محدود کردن بقیه یک کار نژادپرستانه است و این درگیری ها که در فلسطین هست فقط از دل اسلام گرایی گروه هایی مثل حماس نمیاد، بلکه بخش اصلیش خواسته های به حق مردم فلسطینه. تا زمانی که دولت اسراییل بخواد صورت مساله رو با بی اخلاقی پاک کنه و اصرار داشته باشه که فقط دولت یهودیاست این جنگ و درگیری ادامه خواهد داشت. من البته نمیگم اسراییل باید محو بشه، ولی در نهایت باید این یهودی بازی و قبیله گرایی تموم بشه و یک دولت واقعا سکولار ببیاد سر کار که حقوق همه شهرونداشو یکسان به رسمیت بشناسه.

    جالب اینجاست که در بین دوستای یهودی که من دارم لااقل یکی دو تاشون اذعان دارند که اسراییل یک دولت آپارتایده و خودش مانع ایجاد صلح هستش.

    یک چیز دیگه هم درباره اسراییل بگم. دانشگاه های بسیار خوبی داره این کشور و چه خوب بود اگر یک روز دانشگاه های ایران با اسراییل همکاری میکردن و پروژه های تحقیقاتی ورمیداشتن. موسسه وایزمن و دانشگاه بن گوریون فقط دو نمونه اش هست.

    • من دوست ندارم این بحث به سیاست و اینها کشیده بشه، صهیونیسم رو هم یهودیهای بیخدا (تئودور هرتزل) ایجاد کردند برای اینکه به این نتیجه رسیدند که یهودیها داره دهنشون سرویس میشه و برای اینکه جلوی اینکار رو بگیرند بهتره یک کشور داشته باشند که از خودشون دفاع کنند، صهیونیسم یک حرکت دینی نبوده بلکه یک حرکت معقول سیاسی بوده.

      صهیونیسم پیش از هولوکاست شکل میگیره ولی وقوع هولوکاست باعث میشه که یهودیها (و بقیه دنیا) به صهیونیسم بهای بیشتری بدن. اینکه درگیری میان اعراب و یهودیان تقصیر کی هست و کی نیست یک بحث مفصل بیخودی هست که من زیاد علاقه ای بهش ندارم ولی من فکر میکنم دو طرف اشتباهاتی داشته و دارند، و همچنین اینکه بیش از نیم قرن پیش چه اتفاقاتی افتاده زیاد مهم نیست، بحرانی که میان اسرائیل و فلسطینی ها هست یک مسئله سیاسی و نه یک مسئله تاریخی.

هرچه میخواهد دل تنگت (اگر بدرد بخور هست البته) بگو.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: