مرگ

مرگ یا پایان حیات چیزیه که معمولاً هیچکس دوست نداره، یعنی ما هم قهراً به دلیل خواص بیولوژیکیمون هم به دلایل فکری و روانی در شرایط عادی دوست نداریم بمیریم… ولی من معتقدم اگر یک مقدار عقب تر برویم و بشر را نه بعنوان فرد بلکه بعنوان موجودی اجتماعی در نظر بگیریم، به این نتیجه میرسیم که مرگ اتفاقاً چقدر پدیده خوب و لازمی هست… البته در بعد انفرادی نیز من معتقدم همین که حیات ما پایانی دارد خود دینامیک زندگی ما را به شکل مثبتی تغییر میدهد، اگر ما موجوداتی جاودان بودیم قطعاً زندگی بی معنی میشد، قبلاً در پوچی زندگی جاودانه در این مورد توضیحاتی داده ام…

این موضوع دستکم از دو جهت دارای اهمیت است، نخست اینکه پدیده مرگ، واقعیتی است که کسانی که بر بطلان و ضررهای دین واقفند ولی از روی آنچه مصلحت میبینند سکوت میکنند آنرا نادیده میگیرند، دوم اینکه تلاش برای دراز تر کردن زندگی آدمها و حتی بینهایت کردن و جاودان کردن آن توسط پزشکان و دانشمندان ممکن است لزوماً چیز خوبی برای بشر نباشد.

مرگ یک مکانیزم طبیعی و بسیار زیبا برای پاکسازی اجتماع است، یک آدم مثل خامنه ای هرچقدر هم که آشغال باشد و برای بشریت مضر، به هر روی دارای حدی است، او روزی خواهد مرد، یعنی میزان آسیبی که به آدمها میتواند بزند توسط خود نظام طبیعت محدود شده، اگر اینطور نبود و اوباشی نظیر او تا ابد میتوانستند زنده باشند وضعیت بشر و اجتماع و زمین و تمامی هستی میتوانست بطور فاجعه آمیزی بدتر باشد. هرچقدر هم یک آدم خبیثی مثل خامنه ای و یا استالین و هیتلر موفق شوند که مخالفانشان را از سر راه بردارند، مزدوران خود را بیشتر کنند، دست به جنایت بزنند و اطلاعات را محدود کنند بازهم یک دشمن بزرگ دارند که بالاخره آنها را شکست خواهد داد و آن مرگ است!

فرض کنید مرگ وجود نداشت و چنگیز خان مغول یا محمد بن عبدالله تا ابد زندگی میکرد، میتونید تصور کنید وضعیت جهان چگونه میشد؟ جدا از این دست زباله های تاریخ حتی از نظر دو دو تا چهارتای اقتصادی هم میزان منابع روی زمین محدود است، اگر تمام کسانی که تاحالا مرده اند زنده میبودند به اندازه تعداد آنها همه فقیر تر میشدند…

با این پیشگفتار نظر شما را جلب میکنم به نخستین نکته که گفتم در ارتباط با این موضوع دارای اهمیت است…

این یکی از واقعیت های تلخ و طبیعی بشری است که همه آدمها علاقه مند به حقیقت نیستند، و بیشتر آدمها به دنبال مصلحت هستند، در میان ما ایرانیان بسیارند کسانی که خود به اسلام اعتقاد ندارند ولی اعتقادی به مبارزه با اسلام هم ندارند، و گاهی پیشنهاد میکنند که بهتر است مردم بجای اینکه مثلاً سکولار و یا خردگرا و بیخدا و اگنوستیک شوند، بروند بهائی و مسیحی و زرتشتی و بودایی و صوفی و درویش بشوند، تا دستکم از توحش فاحشی که در اسلام است دور بشوند…

جدا از اینکه من این طرز تفکر رو خیلی غیر اخلاقی و زشت میبینم، به این دلیل که فرض میکند مردم شعور ندارند و باید به آنها از روی مصلحت دروغ گفت، و کسانی که چنین تفکراتی دارند رسماً اعلام میکنند افرادی دروغگو و غیر قابل اعتماد هستند یعنی از روی مصلحت حقایق را پنهان میکنند، معقدم این دست تفکرات پدیده مرگ را نادیده میگیرند…

هر دو پدیده مرگ و تولد از یک دست هستند، باعث نو شدن اجتماع بشری میشوند، به ازای هر مرگ و تولدی یک آدم قدیمی با تفکرات قدیمی و با یک کارنامه نیمه سفید و نیمه سیاه، یک آدم جدید و آکبند با کارنامه کاملاً سفید متولد میشه، آدمی که از آدمهای قدیمی تا مدت زیادی و یا شاید هم تا همیشه بی خبره…

چند روز پیش برای اولین بار در زندگی من یک نفر از من پرسید این یازده سپتامبر که میگن چیه؟ من خیلی شگفت زده شدم و میخواستم از طرف بپرسم در کدام غار تابحال زندگی میکردی که نمیدانی… بعد دیدم طرف 20 سالشه، یعنی در زمان یازده سپتمابر حدوداً 8 سالش بوده…. این یعنی تمام آن دیدگاه ها، تعصبات، دشمنی ها کین ورزیها و البته روشنگری ها و در کل تحولاتی که یازده سپتمابر در دنیا بوجود آورد برای این جوان 20 ساله بی معنی است! بعضی چیزها رو نمیشه با گفتن انتقال داد، مثلاً نمیشه با خواندن و شنیدن دوچرخه سواری یاد گرفت، حتماً باید روی زین دوچرخه نشست و رکاب زد که فهمید دوچرخه سواری کردن یعنی چی، اتفاقات تاریخی هم از همین دست هستند… منظورم اینه که آدمهایی که به اینجور مصلحت اندیشی ها تن میدهند یک مقدار زیادی کوته بین هستند، حواسشون به این نیست که نسلها تغییر میکنند، مرگی هست میلادی هست…

اگر ما وظیفه ای نسبت به نسل های آینده داشته باشیم این است که آنچه حقیقت است را به آنها بگوییم و آنها برای خود تصمیم بگیرند، نه اینکه بشینیم یک سری دروغ های مصلحتی را برای نسل های آینده بجا بگذاریم… هرچقدر هم که شما در متقاعد کردن مادر بزرگ یا عمه پیرتان در اینکه سفره ابوالفضل نگیرد و حماقت های اسلامی را کنار بگذارد شکست خورده باشید، در متقاعد کردن و تاثیر مثبت گذاشتن روی زندگی برادر زاده و خواهر زاده تون موفق خواهید بود، عمه و مادر بزرگ شما متعلق به تاریخ هستند، اما برادر زاده و خواهر زاده متعلق به آینده!

تفاوتهایی که مرگ و میلاد در نسلها بوجود می آورند تفاوتهای بسیار بزرگ و شگرفی هستند، به همین جمهوری اسلامی نگاه بکنید، آیا طرفداران جمهوری اسلامی و بسیجی های 15، 16 ساله امروز مثل همان نوجوانان دهه 50 و 60 هستند؟ خیلی ها با من به دلیل سوابقی که دارم تماس میگیرند، تفاوت میان یک حزب اللهی 40 یا 50 ساله با یک حزب اللهی 20 تا 30 ساله وجود داره، هم شعور خیلی بالاتر هست هم خریت و تعصب و خشونت خیلی پایینتر… یعنی اگر ما هم نتوانیم کاری برای ایران بکنیم پدیده مرگ ایران را بالاخره نجات خواهد داد… یک بسیجی امروزی تقریباً به اندازه یک لیبرال زمان انقلاب شعور و انسانیت دارد، یعنی در حوزه شعور و مدنیت و انسانیت حزب اللهی ها نهایتاً 30 سال عقب هستند، و این خود به مرور زمان یعنی پیشرفت!

اینه که سرمایه گذاری روی نسل های آینده رو با کوته بینی و مصلحت اندیشی های مسخره نباید از دست داد! البته یک موضوع دیگر نیز که توجه به آن مفید است این است که اسلام ستیزی بالاخره کار هر کسی نیست، یعنی اصراری نیست هر کسی بیاد اسلام ستیز بشه، خیلی وقت ها سکوت آدمهای نادان برای بشریت در کل مفید تره تا حرف زدنشان.

اما در مورد نکته دوم، متوسط عمر آدمها از 100 سال پیش تا الان خیلی فرق کرده، در دوره باستان اگر کسی 40 سال زندگی میکرد خیلی خوش شانس بود، ولی الان اگر کسی در 65 سالگی بمیره میگن حیف شد جوون بود! این روند ادامه داره و بعضی ها معتقدند بزودی ممکن است مغز یک آدم رو وقتی که بقیه بدنش فرسوده میشه، بتوان روی یک ماشین آپلود کرد، و اونوقت میشه با تعمیر اون ماشین آن آدم را جاودانه کرد، دستکم در تئوری اینکار زیاد غیر محتمل دیده نمیشه، الان دستهای مصنوعی وجود دارند که از مغز فرمان میگیرند و حرکت میکنند، بقیه اعضای بدن هم زیاد متفاوت نیستند بدن میتونه تشبیه بشه به یک ماشین، این ماشین که الان از پروتئین و گوشت و استخوان و غیره تشکیل شده میتونه یکروز از آلومینیوم و آهن تشکیل بشه، غیر از مغز که بسیار متفاوت است… یا یک عده به دنبال کشف راه حل هایی برای جلوگیری از پیر شدن و فرسودگی بدن هستند…

حالا نکته ای که جای تامل داره اینه که این کار اصولاً کار خوبیه یا نه؟ مثلاً آیا خوبه شما 300 سال عمر کنید؟ یا 1000 سال، یا اصلاً هیچوقت نمیرید؟ ممکنه خیلی سریع بگیرد آره خیلی خوبه، ولی خوب یکم بیشتر فکر کنید قضیه خیلی پیچیده است شما در این دنیا تنها نیستید، بقیه هم هستند، منابع هم محدود هست، و چنین اتفاقی تمامی آنچه بشر در طی این قرون برای آن تکامل یافته را بهم خواهد زد، همه چیز متفاوت خواهد شد، اخلاق متفاوت خواهد شد، اقتصاد متفاوت خواهد شد، سیاست متفاوت خواهد شد همه چیز تغییر خواهد کرد، شما اگر 300 سال عمر داشته باشید میتونید تا 50 سالگی درس بخونید، در 100 سالگی ازدواج کنید، از 100 سالگی تا 150 سالگی کار کنید، 150 سال بازنشست بشوید… عجله ای برای هیچ کاری نیست، بعد توی تمام این مدت اگر قرار باشه بچه دارم بشوید شاید 200 تا بچه به دنیا بیاورید، 200 تا بچه ای که هر کدام 300 سال زندگی خواهند کرد، جمعیت زمین چقدر خواهد شد؟ منابع چگونه تقسیم خواهند شد؟ آلودگی ها چه خواهند شد؟ هرچقدر هم که این ایده به نظر شما خوب بیاید و مایل باشید شونصد سال زندگی کنید باید قبول کنید که دنیایی متفاوت خواهد بود…

حالا 300 سال که هیچی اگر متوسط عمر از همینی که الان هست دوبرابر هم بشه بازهم کلی مشکلات میتونه به همراه داشته باشه، اینه که پیشرفت علم توی این زمینه میتونه برای بشر خطرناک باشه! اینجاست که میگم مرگ نه تنها چیز بدی نیست بلکه خیلی چیز مفیدی هم هست… یا بهتر بگویم، تا امروز بوده.

Advertisements

39 پاسخ

  1. یکی از اقوام ما همین طوری شروع کرد . اول در حد بحث با خواهر و برادر ها بود جلوی بچه هاشون بعد اونا از بحث ممانعت کردن که بچه هاشون چیزی نشنون . اما این شروع کرد رو مغز خواهر زاده ها و برادر زاده ها کار کردن به صورت کاملا زیر پوستی . مثلا از بین بردن قبح الکل و روابط با جنس مخالف و … ولی الان تا حدود زیادی روابط خانوادگیش محدود شده و بیشتر خانواده ازش متنفر هستن. و مدام خانومش رو که بی حجاب تو جمع ها حاضر میشه نصیحت می کنن و تحت فشار می گذارن . این کار واقعا سخته . هر کسی نمی تونه از پسش بر بیاد. اما با این که منفور و منزوی شده اما نمیشه تاثیر مثبتی رو که رو مخ بچه های خواهر برادرزاده هاش گذاشته نادیده گرفت. من احتمال می دم این بچه ها مثل خود ما بعدها به صورت جدی با پدر و مادرشون مشکل داشته باشن و هر چرندی رو در بست قبول نکنن .

  2. به فکر نسخه موبایل هم برای سایت زندیق باشید.

    صفحه فیسبوک 10000 نفری جون میده برای کار گروهی! نه؟

  3. آیا ناسا معجزه شق القمر را تایید کرده است؟
    http://www.gomaneh.com/?p=959

    کلا سایت گمانه، یکی از علایق من است، وقت داشتی بهش یه نیگاه بنداز.

    آرش بیخدا در مورد این ادعا هم نظرتون رو اگر ممکنه بیان کنید :

    1-جنگ جهانی اول با 17میلیون کشته(بدون دخالت مسلمان ها)

    2-جنگ جهانی دوم با 50-55 میلیون کشته(بدون دخالت مسلمان ها)

    3-بمب اتمی ناکازاکی با 200هزار کشته(بدون دخالت مسلمان ها)

    4-جنگ ویتنام با 5 میلیون کشته(بدون دخالت مسلمان ها)

    5-جنگ در بوسنی با 500هزار کشته(شروع کننده جنگ مسلمان ها نبودند)

    6-جنگ در عراق با بیش از 1میلیون و 200هزار کشته(شروع کننده جنگ مسلمان ها نبودند)

    7-جنگ افغانستان و ….(شروع کننده جنگ مسلمان ها نبودند)
    آیا شما هنوز فکر میکنید مشکل از اسلام است؟

    خداوند در قرآن میفرماید:
    چون به آنان گفته شود كه در زمين فساد مكنيد، مى گويند: ما مصلحانيم(سوره بقره آیه 11)

    • >آیا شما هنوز فکر میکنید مشکل از اسلام است؟

      نخست اینکه ما وقتی میگوییم مشکل اسلام است منظورمان این نیست که تنها مشکل موجود روی کره زمین در همه جا و هر جا اسلام است، بطوری که اگر اسلام نباشد ایدز هم نیست 🙂 بلکه منظور این است که در شرایط فعلی و زمان ما در کشور ما (و البته بقیه جاها) بزرگترین یا یکی از بزرگترین موانع پیشرفت و مدنیت و تحقق دموکراسی و احترام به حقوق بشر در حال حاضر اسلام است. و الا در عمل کمونیسم و نازیسم و امپریالیسم ژاپن در دوره ای که فعال بودند و اهمیت داشتند تلفات بسیاری به بار آوردند.

      دوم اینکه در جنگهای مدرن آدمهای بیشتری میمیبرند و کشته میشوند و دلیلش چیزی نیست جز اینکه سلاح ها و بمبهای کشنده تری وجود دارند، پیامبر اسلام هم اگر قدرت نظامی هیتلر را میداشت و در آن دوره زندگی میکرد میشد انتظار داشت که او نیز دست به جنایاتی با ابعاد مشابه بزند، حال آنکه در زمان خودش و با امکانات خودش زده است.

      سوم اینکه کل این استدلالنما مغالطه آمیز است، مغلطه خودت هم همینطور است:
      http://moghaletat.wordpress.com/2008/02/16/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D9%85-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%B7%D9%88%D8%B1/
      این حرف مثل اینه که شما با ویروس فلج اطفال مبارزه کنید یکی بیاد بگه مشکل از این ویروس نیست چون طاعون بیشتر آدم میکشه پس ویروس فلج اطلاف رو رها کنید! در حالی که طاعون دیگر وجود ندارد و یا خیلی کمتر قربانی میگیرد. هر چیزی بجای خود و بطور مستقل قابل بررسی است اگر بر فرض اندیشه هایی زشت تر و بدتر از اسلام هم وجود داشته باشند (که میتوان گفت ندارند!) زشتی آن اندیشه ها اسلام را برائت نمیبخشد.

      چهارم اینکه چرا اشاره نشده که در افغانستان و عراق این مسلمانان بودند که یکدیگر را کشته و میکشند؟ و چرا گفته شده است که آنها جنگ را شروع نکردند؟ مگر صدام حسین در مقابل شورای امنیت نایستاد و بازرسان سازمان ملل را خارج نکرد؟ مگر طالبان به القاعده پناه نداده بودند و آنها حملات یازده سپتامبر را بوجود نیاوردند؟ در جنگ بوسنی هم مسلمانان یادشان رفته که آمریکا و ناتو در دفاع از مسلمانان بود که جلوی صربها ایستادند؟

      پنجم اینه که به سه مورد آخر اگر نگاه کنید، میبینید یک وجه مشترک دارند و آن نیز اسلام و اسلامگراییست، یعنی در موارد قدیمی تر جنگ میان دموکراسی و سرمایه داری است با کمونیسم و نازیسم و امپریالیسم ژاپنی، و سه مورد آخر جنگ میان دموکراسی و کاپیتالیسم است با اسلام! و چه جالبه که توی این لیست اسلامگرایی جای کمونیسم و نازیسم را گرفته 🙂 جالب نیست؟ جریانی که تاریخ به سمت آن پیش میرود را به خوبی نشان میدهد. امریکای عزیز اصولاً از نظر من یکی از بزرگترین خدماتی که بشریت و تاریخ بشر کرده مقابله با آشغالهای تاریخ بوده، و حقیقتاً جای اسلام پس از دیگر آشغالهای تاریخ یعنی کمونیسم و نازیسم قرار داره.

      اما اینکه ناسا شق القمر را تایید کرده یا نه، یکی از نکاتی که معمولاً در «اصل همدلی» مورد توجه قرار میگیرد این است که یک منتقد باید از میان مخالفان خودش بهترین ها رو انتخاب کنه نه هر خلی را، کسی که میاد میگه ناسا شق القمر رو تایید کرده دیگه از نظر عقلی یک مقدار زیادی تعطیل هست نازنین بعنوان یک ** مشنگ بیشتر مطرح است تا سخنگوی اسلام و اسلامگرایی… اینه که به هر حرف فوق العاده چرتی، نظیر این و اینکه انیشتن با یک آیت الله گاگولی صحبت کرده و شیعه شده، پاسخ ندادن عاقلانه تر است.

  4. یک سوال بی ربط میتونم بپرسم؟ مییشه بگید نظر شما درباره اختیار چیه؟ هاوکینگ میگه «انسان یک ماشین بیولوژیکی است و اختیار تنها یک توهم است». اونطور که خودش توضیح میده انسان هم مانند هرماشین دیگه (مثل دستگاه تسترِ نان مثلا) رفتارش از یک سری فوانین فیزیکی، و در نهایت یک سری روابط ریاضی تعیین شده تبعیت میکنه و رفتارش قابل پیش بینی است. ولی انسان چون پیچیده است به دست آوردن این روابط و پیش بینی رفتارش دشوار است بنابراین این توهم بوجود میاد که اختیار دارد ولی از لحاظ تئوریک کاملا ممکن است که رفتارش رو پیش بینی کرد. چیزی که رفتارش قابل محاسبه و جبری باشه یعنی اختیار نداره. کلا یک بیخدا نمی تواند به اختیار باور داشته باشه، چیزی که امثال هاوکینگ بهش اذعان دارند ولی بعضی فلاسفه بیخدا مثل دِنت (از رفقای هیچنز) بزور سعی میکنند حدی از اختیار رو برای انسان متصور بشند. از نظر هاوکینگ و امثالهم اگر بی خدا هستی یا با خدا، خوب یا ید اینها همش جبری است و تنها توهم ماست که اختیار داریم، متاسفانه من نویسنده خوبی نیستم و فکر نمی کنم منظورم رو خوب توضیح داده باشم، توصیه میکنم عبارت free will is just an illusion از هاوکینگ رو سرچ کنید. شخصا به عنوان یک بیخدا معتقدم که اختیار در جهان فیزیکی deterministic بی معنی و فقط یک توهم است.

    • منظور شما رو من متوجه میشوم نازنین،

      >چیزی که رفتارش قابل محاسبه و جبری باشه یعنی اختیار نداره.
      من فکر نمیکنم این اثبات شده باشه که رفتار انسان کاملاً قابل محاسبه هست.

      از نظر علمی اگر بخواهیم به قضیه نگاه کنیم تئوریهای مکانیک کوانتومی از نظر خیلی از دانشمندان دارای ویژگی «تصادف» هستند، یعنی نه تنها انسان بلکه در ذرات ریز گاهی تصادف رخ میدهد. لذا در طبیعت نیز نمونه هایی از غیر قابل مشاهده بودن دیده میشه.

      من راجع به اختیار اینجا نظرم رو گفتم:
      https://arashbikhoda.wordpress.com/2012/06/28/%D9%87%D8%B1%DA%AF%D8%B2-%D8%AA%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85-%D9%85%D8%B4%D9%88/#div-comment-6257

      • آرش، تو کتاب Grand Design ریچارد توضیح میده که چیزی به نام اختیار وجود نداره و دنیا بر اساس ‹ جبر ‹ هستش، همونطور که این دوستمون گفت ریچارد اونجا توضیح میده (از بعد فیزیکی) که اگر نقشه تک تک سلول های یک بدن رو به یه ابر کامپیوتر (تخیلی) بدیم میتونه حرکت بعدی مارو پیشبینی کنه، اگه خواستی فصلشو تو کتاب پیدا کنم برات!

  5. من فكر ميكنم اگه دانشمندان موفق بشند كه يه روزى بتونند عمر انسان رو دهها برابر افزايش بدند، اين تكنولوژى با ارزش و حساس ، اولش ميوفته دست كله گنده ها و سياستمداران و نظاميان غرب و در كنارش «مافيا» كه دقيقا مثل سايه در كنار هر قدرتى وجود داره ! … بعد از مدتى از طريق مافيا اين تكنولوژى ميوفته دست يك مشت گوسفند متفكر مثل عبدالقادر خان پاكستانى و چارتا كمونيست كپك زده روسى كره شمالى و چينى

    بعد هم خلاصه خامنه اى و بر بكس حسينه ام خديجه و مسجد بنى رقيه و الا ماشالله … همه مثل آبنبات يكى يدونه ازين داروهاى كلفت كننده عمر و قدرت باه اينداختن تو دهنشون و ميك ميزنند كه جاودانه شن 🙂

    بعد جهان يك پيمان شبيه «ام پى تى» ميزاره كه آدمهاى بى اخلاق و ابله مثل كمونيستها و اسلاميستها و كاپيتاليستها (كه دمشون به مافيا بنده) نبايد اين تكنولوژى رو به همه لو بدند و فقط بايد ازش براى زنده نگه داشتن افرادى مثل استيون هاپكينز و آدمهايى كه بسيار مهم هستند استفاده بشه ، چون منابع زيست محيطى محدوده ! و اگه اين تكنولوژى (كه حكم ويروس مثبت رو داره) همه گير بشه ! … هر ننه قمرى يه آمپول جاودانه ميزنه يا يه شياف جاودانه اماله ميكنه و خاره خواروبار جهانى رو ميگاد و انقدر ميخوره و ميگوزه كه لايه اوزون جررر ميخوره و يخهاى قطبى آب ميشه و پنگوئنها دربدر ، و خلاصه خر بيار آدميزاد بار كن !

    ولى كو گوش شنوا ! اين انسانهاى با اخلاق گل منگولى هم تو ان جى او هاشون هى اعلام ميكنند آقا نزن ، حاجى آمپول نزن ! حاج خانوم نزار آمپولت بزنند ! زندگى ارزش زنده بودن واسه مرگ زمين رو نداره …. نزن … (عين همين امنستى اينر نشنال و هيومن رايتس واچ و رپورترسان فرونتير ، هى بيانيه ميدن و گزارش سالانه كه مثلا تو شيراز دست يه نفر قرص ميكيدنى جوانى بود و قوه قصائيه و كمسيون حقوق حيات هم اعلام ميكنه كون لقطون ، ما حقوق حيات اسلامى رو قبول داريم ، احمدى نژاد هم ميگه چرا اسراييل شوكولات جوانى داره ، ما نداشته باشيم (آبنبات جوانى حق مسلم ماست) …

    ولى با تمام اين بگير و ببندها آخرش يه هكر بيولوژيكى اين شوكولاتو هك ميكنه ميزاره تو سايت بگاآپلود و بعد از چند روز ميبينى هر بچه كونى فلسطينى و بسيجى كه ديگه ضد گلوله هم شده داره خار دنيا رو ميگاد ….
    خلاصه آخرش خار اين دنيا (سياره زمين) گاييده ميشه و همه با هم بگا ميريم !
    و اينجاست كه ممكنه آدم ياد اين ضرب المثل موزامبيكى بيوفته كه ميگنه : ننه جون مرگ واسه همه خوبه جز واسه زندگى*

    * زندگى: اشاره به حيات كره حياتى زمين است

    حالا خارج از همه اين كسشعرها كه گفتم ، مرگ باعث گردش چرخه اكولوژيكى زمين ميشه و زندگى توليد ميكنه ! مرگ زندگى توليد ميكنه ، و زندگى مرگ !

  6. البته باید به این نکته هم توجه داشت که از لحاظ تئوری و بعد از پیشرفت کافی، کامپیوترها به نقطه ای می رسن که از اون به عنوان «نقطه ی عطف» یا «Singularity» یاد می شه. در این مرحله کامپیوترها نیز همانند انسان دارای قوه ادراک خواهند شد و با سرعت بالا اقدام به گسترش توان محاسباتی خودشون می کنن. در واقع بر خلاف کامپیوترهای فعلی که بر پایه ی ترانزیستوهای سیلیکونی استوار هستند، پیش بینی میشه که نهایتا این کامپیوترها از کلیه ی اتم های موجود در جهان قابل دسترس استفاده خواهند کرد و کل جهان تبدیل به یک کامپیوتر عظیم خواهد شد. به عنوان کاندید نحوه ی انجام اینکار هم محاسبات کوانتومی (Quantum Calculations) مطرح هستند.
    ضمنا به علت وجود Dark Energy در جهان و دور شدن کهکشانها از هم و در نتیجه دسترسی به میزان محدودی از ماده، نهایتا حد مشخصی بر توان این کامپیوتر مترتب خواهد بود.
    طبق محاسبات، رسیدن به این مرحله ممکنه که حتی در 600 سال آینده هم اتفاق بیفته. با اینحال دانشمندانی هستند که معتقدند قانون مور که بر اساس اون توان محاسباتی کامپیوترها به صورت نمایی رشد می کنه حداکثر تا 30 سال دیگر پابرجا خواهد بود و کامپیوترها به حداکثرتوان خودشون می رسن و هیچوقت نقطه ی عطفی وجود نخواهد داشت. البته این نظر بر فرض عدم امکان استفاده از محاسبات کوانتومی استوار هست.
    در هر صورت این نظریات بسیار آینده نگرانه، مانند فرض ممکن شدن انتقال خاطرات و اندیشه انسان به کامپیوتر، مساله مرگ رو با سوالات زیادی مواجه میکنه.
    http://www.lifeslittlemysteries.com/2878-future-computers.html
    http://en.wikipedia.org/wiki/Moore%27s_law#Ultimate_limits_of_the_law

  7. یعنی در حوزه شعور و مدنیت و انسانیت حزب اللهی ها نهایتاً 30 سال عقب هستند، و این خود به مرور زمان یعنی پیشرفت! D:

    تو رسما نمودی اسلام رو :))

  8. ترس از جملات زیر به شدت وحشتناک تر از ترس از مرگه
    وقتی یه نفر پیش خودش تصور میکنه اگر مردم به خدا اعتقاد نداشته باشن چی میشه
    بنابراین اعتقاد به خدا رو لازم میدونند

    مگر اونکه بیخدایی درباره اخلاقیات خوب توضیح بده نه اینکه فقط بگه خدا نیست
    و ادم رو به حال خودش رها کنه

    وقتی ادم اعتقاد به خدا رو لازم نمیدونه که بدونه از طریق بیخدایی هم اخلاقیات و حد و مرزی و حرمتی براش تعیین میشه

    وقتی دین اسلام میاد درباره جزیی ترین مسایل اداب و اخلاق میگه مثل رفتن به دستشویی
    در حدود صد صفحه حتی بیشتر

    ادم خداپرست خیالش راحته که دین همه جانبه پشتیبانشه

    ولی بیخدایی درباره اخلاق چه گفتند!
    بیخدایی تا وقتیکه اخلاق رو بسط نده
    مردم خدا رو لازم میدونند
    خدا پرستها از بیخدایی میترسند چون فکر میکنند دستاورد بیخدایی میشه:

    {هرج و مرج و نابسامانی و شکستن حرمتها و
    حد و مرزها و به قول معروف استفاده از کلماتی مثل( یعنی دیگه هیچی)

    (هر کی به هرکی)

    (یعنی دیگر اخلاقیات زیر پا گذاشته شود)}

  9. آرش عزیز خوب شد در کنار مرگ به تولد هم اشاره کردی, در حال حاضربه خاطر مدیریت جانشین پیغمبر و اقتصاد امام زمانی https://www.youtube.com/watch?v=yxyyyd5aU78 هیچ آدم عاقلی حاضر نیست مسئولیت به و جود اوردن یه یک انسان جدید رو قبول کنه همین باعث شده کشور ما بالاترین نرخ کاهش جمعیت در تاریخ بشر رو به نام خودش ثبت کنه http://hamshahrionline.ir/details/201040 فکرش رو بکن در آینده ی نه چندان دور به ازای هر 12 پیر مرد و پیر زنی که توی خیابون میبینید احتمالا 2 نفر جوون بینشون باشه ! و به احتمال خیلی زیاد همون 2 تا جوون به اندازه ی 50 نفر جوون امروزی ارزش داشته باشن!
    نمیدونم به این پست تو چه ربطی داشت ولی گفتم که بگم…

    • انواع و اقسام مشکلات برای کشورهایی که رو به پیری هستند بوجود میاد، برخی میگویند آمریکای عزیز در 15، تا 20 سال آینده بیشتر از چین نیروی کاری خواهد داشت.

  10. مرسی این یدونه از دستم در رفته بود که ذخیرش کردم
    فعلا تا پست بعدی بدرود

  11. این که میگن دوران باستان متوسط عمر 30-40 سال بوده بخاطر اینه که خیلی از بچه ها تو سن خیلی پایین می مردن که خب طبیعتا متوسط رو میاره پایین! مگرنه تو دوران باستان هم کسی بچگی و نوزادی رو رد میکرد 60-70 سال زندگی میکرده و چیز عجیبی نبوده.

    • باید توجه کنید که منظور از عبارت «متوسط عمر» یا «Life expectancy» جمع و تقسیم بر تعدادِ، سنِ اعضایِ جامعه ی مورد مطالعه نمی باشد که مرگ و میر بالای افراد خردسال باعث انحراف اون به سمت اعداد کوچک بشه؛ بلکه این معیار دقیقا و با در نظر گرفتن میزان مرگ ومیر در اطفال محاسبه می شه و بیانگر امید به زندگی متوسط افراد اون جامعه می باشه. که البته مانند هر متوسط دیگری احتمال بالایی وجود داره که در اون جامعه افرادی وجود داشته باشند که در سن خیلی پایین تر و یا خیلی بالاتر به علل مختلف با مرگ مواجه بشن، با اینحال متوسط عمر محاسبه شده از درجه اعتبار ساقط نمیشه.
      برای مشاهده ی نتیجه ی محاسبات انجام گرفته برای دوره های تاریخی مختلف می تونید به منبع زیر مراجعه کنید:
      http://en.wikipedia.org/wiki/Life_expectancy#Life_expectancy_variation_over_time

      • درسته که life expectancy میانگین عمر نیست اما تحت تاثیر شدید IMR یا مرگ و میر کودکان قرار داره. بنابر این وقتی ( در بدو تولد ) امید به زندگی یک جامعه بیان می شه و گفته می شه که مثلا پایین هست، تاثیر مرگ و میر زیر یکسال درش لحاظ شده برای همین کاری که می کنن تا دقیق تر باشه این هست که امید به زندگی رو در سنین مختلف حساب می کنند. مثلا می گن در بدو تولد امید به زندگی مثلا 40 سال هست و در 5 سالگی 60 سال هست و در 20 سالگی 70 سال هست و … اگر ببینیم امید به زندگی بعد از طی شدن دوران طفولیت یک افزایش چشمگیر داشته این مطب تائیدی هست به این امر که مرگ و میر اطفال یا همون IMR در اون جامعه بالا هست.

      • اگر متوسط عمر به دلیل میزان بالای مرگ و میر در اطفال پایین بیاید بازهم «متوسط عمر» آدمها پایین میاد، مگر اینکه شما معتقد باشید اطفال آدم نیستند، بنابر این بازهم 40 ساله شدن یک آدم در دوره باستان نشون میده اون آدم خیلی خوش شانس بوده در اصل قضیه فرقی نمیکنه.

        • آرش بیغدا دقیقا حرفت درست است. کاملا موافقم. کودک یا بزرگسال هردو انسان هستند و فرقی در اصل ما جرا نداره. اما حتی این حرف که امید به زندگی با مرگ و میر کودکان مرتبط نیست نادرست است.

          • چرا نادرسته نازنین، اگر احتمال اینکه یک آدم تا 90 سال زندگی کنه رو بگذاریم X، اونوقت این کسر X در گذشته خیلی کوچکتر از الان بوده، نبوده؟

            • منم دقیقا همین رو دارم می گم. این کامنت رو در تایید حرف تو و در مخالفت با back to the future گذاشتم. کاویان حرفش از نظر علمی درسته اما نتیجه غیر منطقی از حرفش داره می گیره. امید به زندگی به مرگ و میر اطفال بستگی دارد اما دلیل نمی شه که فکر کنیم پس بی ارزش هست در تخمین میزان رفاه بشر.

            • اتفاقا نظر شما دقیقا اشتباه است.
              تابع احتمال زندگی یک انسان در گذشته یکنواخت نبوده و در اصل این طوریه که در کودکی احتمال زنده بودن x بوده، و در زمان بزرگ شدن y.
              y بسیار بزرگتر از x بوده. یعنی اگر کسی دوران کودکی را پشت سر می گذاشته احتمال زنده بودن وی تا سنهای بالا به علت اینکه سیستم ایمنی و بدنی خیلی قوی داشته بسیار بیشتر می شده. در حالی که الان یک کودک حتا با سیستم ایمنی بسیار ضعیف هم می تواند دست کم تا سن میانسالی برسد. و در عوض افراد مسن به علت عوامل زندگی مدرن بسیار در معرض تهدید هستند و بیشتر در معرض مرگ هستند.
              علت پایین بودن امید به زندگی در گذشته مرگ و میر بسیار زیاد کودکان بوده که باعث می شده میانگین به سمت پایین کشیده بشود.

              • توضیح به اندازه کافی دادم علت پایین بودن میانگین عمر توی این بحث اصولاً مهم نیست خود این واقعیت که میانگین عمر پایین بوده مهمه. ضمن اینکه تنها علت نیز این نبوده.

  12. شما چرا اینقدر بدبینی نیمه پر لیوان رو ببین تصور کن که انیشتین یا گاندی جاودانه بشوند!… خدا این محمد رو لعنت کنه که به ما وعده زندگی پس از مرگ داد یکی از تلخ ترین لحظات زندگییم بود که فهمیدم بهشت و جهنم کشکه. اخه چرا سطح توقع ادم رو بالا میبرین؟ اگه از اول اینقد برای ما از اون ور اب خالی نبسته بودند الان اینقدر حسرت نمی خوردم.

    • نازنین هر قضیه ای رو باید از جهات مختلف برسی کرد، من نه بد بین هستم نه خوش بین من واقع بین هستم.

  13. به نظر من مرگ تلخ است ، نه به این خاطر که دیگر نمیتوانیم لذت ِ خوردن و آشامیدن و سکس و بوئیدن یک گل و … هزاران لذت دیگر را داشته باشیم
    بلکه مرگ تلخ است بخاطر اینکه فکر از بین میرود یا بهتر بگم: تراوش آن متوقف میشود
    از لحاظ دیگر خوب است و آن نابودی خاطرات تلخ است ، خاطراتی که می سوزاند.
    درود آرش جان

    • ولی پس از مرگ شما نیستید که ببینید یا در کنید تراوش فکر تموم شده، اینه که در کل نگران نباشید نازنین. مرگ تلخ هست برای اطرافیان نه برای خود کسی که مرده.

  14. دقیقا به این موضوع خیلی فکر کرده بودم که چه خوب که مرگی هست !

  15. شما صحیح میفرماید ولی اگه دانشمندا به جایی برسند که بتونند انسان رو جاودانه کنند چه به صورت ماشینی که گفتید یا فرسوده نشدن سلولها بسیار عالی خواهد بود چون لازم نیست همه جاودان بشند کافیه یه عده خاص مثل دانشمندایی که برای بشریت مفیدند جاودانه باشند و بقیه برند به درک

  16. آرش جون این 2/3 خطو بخون (قافیه ساختیما!):
    در نوشتار \»آیا قرآن تحریف شده است\» مباحث مختلف و متنوعی در مورد اهمیت این موضوع تشریح شدند و اسناد و مدارکی در ارتباط با تحریف قرآن ارائه شد. همچنین به استدلالهای مختلف مسلمانان مبنی بر دست نخورده بودن قرآن پرداخته شد و در اثبات بطلان آنها تلاش شد.
    خب من لینک اون مقاله رو که راجع به تحریف قرآن و رد استدلالهای مسلمونا هست میخوام اینو دارمش
    خواهشا لینک مستقیمشو بذار اینجا من بیام ببرمش (!)
    این فیلترشکنمونم قاتی کرده
    بای

  17. مطلب خوبی بود البته یک سری چیزا نسبی هست ولی خب… مطلب خوبی بود
    اینم بگم که چاره خامنه ای و افرادی مثل اون فقط مرگ نیست همونطور که خودت میدونی ولی خب اینم درسته که بشریت در نهایت با مرگ اینا از کابوسشون رها میشه
    من فکر میکنم ظهور دین ربطی به عیسی یا موسی یا محمد نداره و این پدیده با توجه به خرافه پرستی بشر در نهایت گریبان مارو میگرفت پس باید سخت بجنگیم تا این خرافات (دین و خدا و متعلقاتش) رو از بین ببریم
    اول هدف ما ایران و اسلام, بعد پروژه بیخدایان از پا در آوردن خدا در کل جهان خواهد بود قطعا این اتفاق خواهد افتاد هرچقدر هم طول بکشه مهم نیست

  18. مرگ، بحث بسیار جالبی هست.
    فکر می کنم رشد علم یک جانبه و یک سویه نخواهد بود و زمانی که علم بتونه انسان را جاودان کنه همزمان قادر شده که راهکارهایی برای تامین انرژی و غذا هم ایجاد کنه که زندگی جاودان ممکن باشه. ( مثلا استفاده از انرژی خورشیدی بصورت افتصادی و یا غذای تواید شده توسط مهندسی ژنتیک و یا حتی تغییر سیستم گوارش انسان به نوعی که مثلا بتونه از نور خورشید یا الکتریسیته استفاده کنه!!) البته فکر می کنم قوانین هم باید دستخوش تغییرلت جدی بشوند و مثلا تولید نسل محدود بشه و از طرفی به علت ماشینی شدن تولید، فکر می کنم بازده و پروداکتیویتی به اندازه ای بالا بره که اولا تنها از نیروی انسانی در کارهایی استفاده بشه که ماشین یا روبات قادر به انجامش نیست مثلا در هنر یا ادبیات یا حقوق یا در سطوح بالای تحقیقات علمی و یا ورزش یا سیاست یا مدیریت و … و فکر می کنم طبقه ای به نام کارگر کلا حذف بشه و کار تکنسین ها و متخصص ها و سطوح پایین اداری و خیلی مشاغل دیگه توسط ماشین و کامپیوتر و روبات انجام بشه. فکر می کنم کلا کار کردن و یا کار نکردن تبدیل به موضوعی سلیقه ای بشه و ضرورت نداشته باشه برای زندگی کسی کار کنه و تنها کسانی کار کنند که از ظرفیت بالای فکری برخوردارند. فکر می کنم در آن زمان خود به خود چیزی به اسم دین حذف شده باشه. اما اینکه در چنین جامعه ای چه راهکاری می شه گذاشت که افزایش میانگین سن منجر به پیر شدن و سنتی شدن تفکرات نشه بستگی به شدت مشکل و شرایط خاص اون زمان داره. شاید بشه قانونی گذاشت که طی اون با بالاتر رفتن سن از محدوده خاص افراد اجازه شرکت در رایگیری نداشته باشند یا شاید بشه سن بازنشستگی تعیین کرد که پس از آن سن کسی اجازه کار نداشته باشه. همین الان هم تقریبا می بینیم که داره همینطور می شه و خیلی از رهبران کهنسال جهان خودشون رو بازنشسته می کنند تا جا را برای جوانتر ها و ایده ها و نظرات جدید باز کنند. یک کم اگر بخوام تخیلی ترش کنم می تونم اضافه کنم سیارات رو ممکنه بشر بتونه مسکونی کنه مثلا ممکنه بتونه کلونی در مریخ تشکیل بده! یا ممکنه شهرهای شناور روی اقیانوس ها ایجاد کنه. انرژی اتمی مسلما به عنوان حق مسلم بشر!!! جایگاه مهمی پیدا می کنه و سوخت های فسیلی کلا منقرض می شن. ممکنه حتی عاقبت حیوانات و پوشش گیاهی دنیا هم خیلی زیبا باشه. مثلا اخلاقیات بشر به جایی می رسه که کشتن و خوردن حیوانات کار بسیار ناپسندی قلمداد می شه و از اون طرف تولید غذا از میکرو ارگانیسم ها و با روشهای مهندسی ژنتیک نیازی هم برای خوردن حیوانات باقی نمی ذاره. بشر هم برای هرچه زیبا تر کردن جهان به فعالیت هایی مثلا مثل بیابانزدایی و تغییر در الگوی بارندگی دست می زنه و خلاصه امام زمان هم ظهور می کنه با 313 تن از جنگجو هاش !!! و دیگه می شه بهشت موعود. ( آخراش رو خیلی جدی نگیر فکر کنم یهو جوگیر شدم !)

هرچه میخواهد دل تنگت (اگر بدرد بخور هست البته) بگو.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: