خدا مرده است بخش دوم

این عبارت در کجا آمده است؟

همانطور که گفته شد لازمه درک مفاهیمی که نیچه ارائه میکند ذهن تحلیلی و بررسی واژه های او نیست، بلکه شناخت کل جریان فکری اوست، همانطور که شما کل یک داستان را میخوانید تا به جریان آن پی ببرید، نه تک تک جملات را. به تعبیر استادی، کتاب نیچه کتابی نیست که شما بتوانید خط به خط آنرا بخوانید و درک کنید، کتابی است که باید با آن زندگی کنید، لازم نیست هر بخش آنرا بفهمید، تنها بشنوید و لذت ببرید، چون و چرا نکنید، انگار که به یک ترانه گوش میدهید، نیچه تجربه ای است که شما به درون آن میروید، وقتی بیرون بیایید، چیزهای جدیدی را درک کرده اید، نیچه چیزی را برای شما استدلال نمیکند، حرفهایی را به شما میزند که شعله ای را در دل شما روشن میکند، آنگاه میتوانید با آن عینک که نیچه از آن میدیده است، افکار نیچه را ببینید و به درکی برسید، و البته آنگاه میتوانید با آن مخالفت کنید.

این روش انتقال اندیشه بطور سنتی مربوط به سوفسطائیان است، روش سوفسطائیان البته مورد قبول و پسند همه نیست، اما نمیتوان انکار کرد که این سنت فلسفی نیز چیزهای بسیاری را به بشر آموخته است، و نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت. از همین رو علی رغم اینکه من شخصاً گرایش به استدلال و ادله دارم نه به سخنوری، اما تصمیم گرفتم  برای تشریح مفهوم این جمله معروف نیچه توضیحاتی را ارائه کنم.

در حاشیه بگویم یکی از اساتید یکبار به من گفت نیچه زیاد آدم خوبی نیست. اگر چه شیوه شگفت انگیز تفکر او بدون شک تغییر بزرگی در فلسفه و در حیات بشر ایجاد کرد، و اساتید تاریخ فلسفه او را بزرگترین فیلسوف آن قرن میدانند، اما این بازهم بدان معنی نیست که هرچه نیچه میگوید درست میگوید، بنابر این من در این نوشتار بیشتر میخواهم بگویم منظور نیچه چه بوده است نه اینکه نظر او درست بوده است یا نه.

سودمند است بدانیم این عبارت در کجای آثار نیچه استفاده شده، در چنین گفت زرتشت، نیچه چرا در نام گذاری یکی از مهمترین آثارش یا شاید مهمترین اثرش نام زرتشت را آورده است؟ قبلاً در مورد این نوشته ام، به دلیل اینکه زرتشت قدیمی ترین آدمی است که نیچه وی را پدر خدا پرستی میداند، زرتشتی که معلوم نیست اسطوره است یا حقیقتی تاریخی، نیچه زرتشت را گناهکار میداند، به دلیل همین پدیده شومی که راه انداخت، بنابر این زرتشت را دوباره خلق میکند، اینبار برای جبران خطایی که قبلاً مرتکب شده است، برای پاک کردن این کارنامه سیاه. بنابر این زرتشت نیچه متفاوت از زرتشت پیشین است؛ کتاب چنین گفت زرتشت اینگونه شروع میشود

«زرتشت دگر گشته است! زرتشت بچه شده است! زرتشت بیدار شده است….» (2)

زرتشتی که «دگر گشته است» از کوه و قاری که هم او و هم محمد در آن ناگهان با خدایانی ارتباط برقرار کردند، اینبار پایین می آید، و از قضا با آخوندی روبرو میشود، آخوند میگوید که خدا را نیایش میکند، زرتشت میگوید که آدمیان را دوست دارد، بعد آخوند میخواهد زرتشت را سرکیسه کند، به او میگوید تو برای ما چه هدیه آورده ای؟ زرتشت میگوید «مرا چه چیز است که شمایان را دهم! باری، بگذار زودتر بروم تا چیزی از شمایان نستانم» (3)، زرتشت اینگونه از سرکیسه شدن خود را رهایی میبخشد، و با خود میگوید:

چه بسا این قدیس پیر در جنگل اش هنوز چیزی از آن نشنیده باشد که خدا مرده است. (4)

توجه کنید به این تشبیهات و تمثیلها و جزئیات بسیار زیبایی که نیچه بکار میبرد:

  1. زرتشت دگر شده است، آن زرتشت پیشین نیست، زرتشت بیدار شده است! بیدار شدن چگونه است؟ شبیه کودک شدن، یعنی همان انعطافی که پیشتر از آن سخن گفتیم
  2. زرتشت اینبار بجای خدا آدمها را دوست دارد، تاکید میکند که آدمی را دوست دارد، انسانگرا شده است
  3. زرتشت بجای خدا نماد طبیعت، خورشید را ستایش میکند، زمینی شده است، این جهانی شده است
  4. زرتشت در اولین دیداری که پس از مدتها در غار داشته است، اینبار با نتایجی بیخدایانه بیرون آمده است
  5. زرتشت در اولین برخورد با آدمها با یک آخوند روبرو میشود، نتیجه افکار زرتشت پیشین!
  6. آخوند در اولین دیدار با زرتشت میخواهد او را سرکیسه کند!
  7. زرتشت آن آخوند را میپیچاند! یعنی پاسخی جدی به او نمیدهد، بلکه به شوخی میگوید من تا چیزی از شما نگرفته ام بهتر است بروم، چه برسد به اینکه برای شما هدیه هم آورده باشم
  8. زرتشت میگوید که آن آخوند جنگل نشین! یا ساکن قم، بیچاره هنوز نمیداند که خدا مرده است
  9. زرتشت نسبت به خداباوری آن آخوند با ترحم روبرو میشود، وی را «بیچاره» میبیند
  10. زرتشت اینرا با خود میگوید، نه در ملا عام، نه به دیگران، نه به آن آخوند نه در میان مردم معتقد به خدا
  11. زرتشت اولین سخن جدی خود را، در تمام این کتاب، بعد از این همه سال، در انتهای نخستین بخش این داستان یعنی در مهمترین جا، اعلام میکند! که خدا مرده است! یعنی این مهمترین نتیجه ایست که زرتشت به آن رسیده است
اما اگر میخواهید بدانید چرا زرتشت به این نتیجه رسیده است، و این داستان بسیار شگفت انگیز به کجا کشیده میشود، لازم است خود داستان را بخوانید، یا همانطور که گفتم با آن زندگی کنید.
چرا خدا مرده است؟
اگر قرآن را و افکار دینی را مد نظر قرار دهید، خواهید دید که خدا همیشه قبلاً خیلی فعالتر بوده، اساساً در گذشته بیشتر «بوده». در گذشته بوده که پیامبر زیاد میفرستاده، اقوام مختلف را تنبیه میکرده، کارهای عجیب غریب میکرده، مثلاً کسی رو توی دهن یک ماهی زنده نگه میداشته، یا شتر از دل کوه در می آورده، خداوند حتی زمان محمد هم کارهایی در این حد نکرده، کل معجزه محمد آن تار عنکبوت بوده است و خود قرآن که بعنوان معجزه میخواهند آنرا بچپانند. یعنی حتی محمد هم به مردم میگفته که خدا قبلاً اینکار ها رو میکرده. چرا اینگونه است؟ چرا خداوند در گذشته دور فعال تر بوده است؟ آیا دلیلش این است که خدا قبلاً زنده بوده و الان مرده؟
دقیقاً منظور نیچه همین است، اما نه به معنای تحت اللفظی، بلکه با نگاهی عمیق تر پدیده خرافات و باور به خدا، و چیستی او. بشر هرچه بیشتر پیشرفت میکند، هرچه بیشتر میداند خدا ضعیف و ضعیف تر میشود. تا جایی که در زمان نیچه، نیچه به این نتیجه رسیده است که بهتر از خبر مرگ خدا، آنهم با قتل، را اعلام کند. حرف نیچه را امروز آسانتر میتوان فهمید، اکنون که من این نوشتار را مینویسم گفته میشود که هفت میلیاردمین آدم روی زمین چند ماه دیگر احتمالاً در کشور هند متولد خواهد شد، برخی زمین شناسان معتقدند دوره جدیدی از زمین شناسی آغاز شده است، دوره Anthropocene، این دوره به این دلیل آغاز گشته است که بشر بطوری بی سابقه امروز روی کره زمین تغییرات زمین شناختی ایجاد میکند، خاکهایی که در برخی پروژه های نفتی از زمین استخراج میشوند و منتقل میشوند از مجموع تمام رسوبات تمام رودخانه های دنیا در سال چند بار بیشتر است، بشر رو به آن میروند که میزان دی اکسید کربن روی زمین را کنترل کند، میوه هایی که ما امروز میخوریم بارها متفاوت از میوه های طبیعی است، حدود یک سال پیش نخستین سلولی که والد آن یک کامپیوتر بود متولد شد، در کدهای ژنتیکی این سلول نام پدید آورندگانش موجود است، یعنی برعکس خدا که امضایی از خود باقی نگذاشته است، با بررسی ژنهای این سلول میتوان فهمید چه کسی آنرا طراحی و ساخته است، پروژه ژنوم انسان با در مقابل حیرت همگان با موفقیت به پایان رسید، و اکنون سخن از آن است که مغز شاید آنقدرها هم که ما فکر میکرده ایم پیچیده نباشد و به زودی شیوه کارکرد مغز روشن شود، ممکن است بتوان پیش از مرگ یک انسان اطلاعات مغز او را به یک ماشین منتقل کرد و بشر را تا حدود زیادی جاودانه کرد، برخی سخن از انقلابی صنعتی میکنند، انقلابی که در آن باکتری ها توسط انسانها خلق میشوند تا از دی اکسید کربن سوختی تمیز تولید کنند، گفته میشود کامپیوترهای کوانتومی آنقدر سریع خواهند بود که تمام کدهای رمزنگاری فعلی را روزی خواهند شکست.  در دنیای امروزی بشر خدا مرده تر از همیشه است، در آینده شگفت انگیزی که در انتظار بشر است نیز خدا مرده تر خواهد بود. بشر امروز به کارهایی خداگونه دست میزند، اگر نیچه امروز زنده بود و میدید که جراحی روباز قلب حتی در کشورهای دور افتاده تر هم سالهاست انجام میشود، چه میگفت؟
3- 31

4- همانجا

Advertisements

65 پاسخ

  1. آرش!
    نظر تان در مورد آن تار عنکبوت در غار ثور چیست؟ آیا همان گونه که تاریخ اسلام مدعی آن قصه است، واقعیت دارد یا نه؟

  2. آخه عقب مونده جهان سومی
    آمریکا که آمریکاست پشت دلاراش مینویسه ما بخدا ایمان داریم
    آدمایی مثل شما از دیدگاه و فرضیات من انقد کارای زشت انجام دادند و برای فرار از عاقبت رفتارشون برای خودشون توجیه میارند که این دنیا جای عشق و حاله هیچ پس دادنی در کار نیست.
    آخه جهان سومی که به حضرت محمد توهین میکنی
    بیسواد جان
    توی قران چیزایی نوشته که الان دانشمندا کشف میکنن
    من میدونم شما چی منظورته
    شما بیخدا نییستی
    شما بی اعتماد هستی. . .

  3. خدای مرده فراموشکار هم بوده:

    ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلي كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ (سوره ماده گاو «بقره» آیه 106)
    هر آیه ای را نسخ کنیم یا آن را به [دست] فراموشی بسپاریم حتما بهتر از آن یا مانندش را می آوریم. مگر ندانستی که الله بر هر کاری توانا است؟

    آیا خدا هم چیزی را فراموش میکند؟ آیا خدای که چیزی را فراموش کند لایق پرستیدن میباشد؟

    • مسئله جالبتر اینه که این آیه میگه برخی آیه ها از برخی دیگر «برتر» هستند، که این نشون میده آیه ها در حد «کمال» نیستند چیزی که کامل هست رو نمیشه بهتر کرد، خدا حرفهای ناقص هم توی قرآن زده پس 🙂 حرفهایی که اگر میخواست میتونست بهترشون کنه، چنین چیزی رو نمیشه اسمش رو گذاشت خدا، خدا خودش و کارهاش کامل هستند بنا به تعریف.

      • آرش نظرت در مورد این چیه؟ سوره احزاب، آیت 51، سوره نسا، آیه 20. الله تازی صراحتن میگویدک زنانتانرا استبدال ذوجه فی مکان زوجه(مبادله زن به زن کنید) نمایید. سکس مبادله /الیشه کان بکنید اینست اخلاق ناب محمدی اسلامی.این تبدیل زن را امروز تو اروپا آمریکا میگویند wife swapیعنی این کارها 1400 سال پیش تو عربستان مد بوده؟

        • آیه منحوسه ای که بدان اشاره کرده اید از مجموعه آیاتیست که برای آلت پیامبر نازل شده: آیه به محمد میگوید بین زنانت لازم نیست تساوی را رعایت کنی هروقت خودت خواستی (یعنی آلتت خواست) میتونی هرکی رو بگی بیاد هر کی رو بگی بره و از اینجور حرفها.

          لذا آیه دلالت بر آنچه گفتید ندارد.

  4. آرش من یک سوالی داشتم از حضرت عالی معظم له !
    من همیشه میترسم عین زمانی که پشت اینترنت هستم, بیرون از خونه تفکرات ضد اسلامی ام رو بیان بکنم!
    واقعا نمی دونم این مشکل منه یا همه اینطورین؟
    به نظر شما چگونه اینجانب می تونم عین سقراط تو خیابونا راه برمو به اسلام شبهه وارد کنم و حقیقت رو بهشون بگم؟
    خعلی ممنون.

    • یحتمل حق با شماست نازنین.

    • مشکل از شماست نازنین که عقل دارید و نمیخواهید کشته شده یا به فاک روید.
      به نظر من اگر میخواهید مثل سقراط عمل کنید، مثل او افلاطونی تربیت کنید بعد در سنین پیری اینکار رو بکنید بهتره.

    • آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است// با دوستان مروت، با دشمنان مدارا». حافظ.

  5. یک آویز برای روی تخت بچه ها یا جلوی پنجره یا در گوشه ای از سقف اتاقشان بهترین میتواند باشد. شما این کار ساده را میتوانید با دو شاخه درخت و پنبه و کمی مقوا تهیه کنید. البته نمیدانم به فارسی چه اسمی برای این که من اسمش را آویز گذاشتم دارید. میتوانید اسم آن را برایم بنویسید تا تغئیر بدهم.

  6. زن و مردهر دو خود را در مورد یکدیگر فریب می دهند زیرا آنچه برای آنها قابل احترام است تنها آرمانهای خودشان است.(نیچه)در فراسوی نیک و بد

  7. حتی اگر خدایی باشد باید بیگ بنگ را تنظیم کرده و سپس به تعطیلات طول ودرازی رفته باشد چرا که عملأ تاثیر دخالت مستقیمی از عوامل غیرطبیعی و فرامادی در زندگی انسان وجود ندارد
    پروفسور ریچارد داوکینز

    • من با این حرف موافقم اگر خدایی وجود داشته باشه که نداره، اون خدا نمیاد مثل اراجیف اسلامی پیامبر بفرسته، یا مثل اراجیف مسیحی خودش بلند شه در قالب یک انسان بیاد روی زمین.

  8. راستش به نظر شخصی من استفاده از فیس بوک برای نابیناها سخته خودم خیلی تلاش کردم ولی واقعیتش اصلا باهاش حال نمیکنم
    خیلی دوست داشتم ایمیلت رو داشته باشم حالا…
    نمیدونم. به هر حال
    آهان یه چیزی من با خوندن مقاله تو «چرا روح وجود ندارد؟» 90% به یقین رسیدم که روح وجود نداره حالا یه چیز کوچولو اینکه من یه روز دقیقا 5 دقیقه خوابیدم ولی شاید کمی عجیب باشه اندازه 4 ساعت خواب دیدم حالا چجوریه این ظرف زمان افزایش پیدا میکنه یا دلیل دیگه ای در کار هست
    البته یه چیزایی در مورد خواب تو اون مقاله بود ولی نمیدونم یا توضیحات کاملا بسیط و جامع نبوده یا من نتونستم دقیق متوجه موضوع بشم
    اگه به نظرت دوباره خوندنِ اون لازمه و احتیاجی به جواب نداره من دوباره سعی میکنم
    مرسی

    • دوست عزیز اون خوابی که شما دیدی و فکر میکنی به اندازه چهارساعت بوده با تمام رنگها و جزییاتش تنها در سه ثانیه داخل مغز اتفاق افتاده.(این گفته مخلص علمیه)

    • شما نابینا هستید آقا یا خانم آزادی؟

      از اولش نابینا بودید یا نابینا شدید؟ اگر از ابتدا نابینا بودید، جالبه که شما میتونید خواب «ببینید» در حالی که چیزی رو تابحال «ندیدید»، بعدم با خودتون توی خواب کورنومتر برده بودید که زمان رو اندازه گرفتید؟

      دنیای خواب که دنیای عینی و واقعی نیست که تابع زمان باشه نازنین تخیلاته، مثل اینکه بگی کلاه قرمزی بعد از این همه سال چرا الان بزرگ نشده و هنوز بچه است.

      • آرش برعکس گفتی نازنین 🙂
        اگه از اول (مادر زادی) نابینا باشی خواب تصویری نمیبینی بیشتر حسی از حواس پنج گانه!
        اما اگر در مسیر زندگی نابینا بشی حالا به هر دلیلی , بله خواب های تصویری هم میبینی.
        اتفاقا تو مقالت هم همینو گفتی 🙂

  9. در دوران کودکي پيامبر اسلام(ص) و هنگامي که در ميان قبيله بني سعد بود، روزي در صحرا با همگنان خود بازي مي کرد ناگهان بچه ها ديدند که کسي او را گرفت و سينه او را شکافت و چيزي را از قلب او جدا کرد و دوباره او را به حالت اوليه برگرداند. برادران رضاعي پيامبر(ص) سراسيمه جريان را به حليمه سعديه خبر دادند و آن ها شتابان سوي محمد رفتند و او را رنگ پريده ديدند و جريان را پرسيدند. محمد گفت: دو مرد سفيد پوش شکم مرا دريدند و چيزي برداشتند.
    منابع: محمدبن مسلم، صحيح مسلم، ج1، ص101/ ابن هشام، السيره النبويه، ج1، ص164. محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج15، ص352.

    در بچگی به محمد تجاوز شده؟ !!!!

  10. آهان ممنون خب اینم حرفِ حسابه دیگه
    منتها میدونی بیشتر واسه این گفتم که تو توی همون مطالبت ازشون استفاده کنی خلاصه اگه خودت احساس کردی که سؤال پرسیدن برای غنیتر شدن مطالبت مفید هست خب اینم میتونه یه راه باشه
    میگم این افشا هم یه پا زندیقه واسه خودشا! اتفاقی امروز دیدمش. یعنی دیدم که نه من نمیتونم ببینم ولی خلاصه بهش برخوردم
    ببخشید یه چیز دیگه من اگه بخوام نظری بدم که فقط خودت ببینی امکانش حتما هست دیگه درسته؟

    • درود نازنین،

      توی فیس بوک میتونید به من پیام خصوصی بدهید. اینجا ممکنه از دستم در بره.

  11. آرش من گمان نمیکنم همونطور که مسیحیت و یهودیت اصلاح شدند یا درواقع تشریف بردن تو قفس و یا دموکراتیزه شدن و تکفیر و… را کنار گذاشتن.بشه با اسلام چنین کاری کرد یعنی ظرفیت و پتانسیل چنین کاری رو نداره.چون ماهیتش فرق میکنه. یا به قولی توحید و اینجور چیزاش حاشیست و مرکزیتش تشکیل حکومت و بدست گرفتن قدرته ومعنویات درش کمرنگه و اجرای احکام حرف اول رو میزنه.
    مخلص که ناامید شدم.به نظر من تقویت بعضی فرقه های اسلام مثل تصوف و بهاییت که خشونتگرا نیستن و در واقع فلسفه بوجود اومدنشون نفی خشونت و فرار از احکام مزخرف و وحشیانه اسلامه میتونه کارساز باشه چون شخص شیعه یا سنی راحتتر میتونه به این فزقه ها گرایش پیدا کنه تا اینکه اساسا دین جدیدی مثل مثلا بودایی یا مسیحیت و… رو انتخاب کنه.جون در این فرقه ها باز هم محمدشون رو دارن قرآنشون هم نفی نمیشه و….
    یا اساسا قرایتهای امثال کدیور از اسلام(اگر به سایتشون مراجعه کنید میتونید مقالات جالبی رو بخونید هر چند به نظر من ماله کشی حساب میشه اما خوب….) که تکثرگرایی دینی و فرهنگی درش پذیرفته شدست رو گرد آوری کرده و از اونا یک فرقه جدید برای تشیع ساخت(اینکه گفتم برای تشیع به این دلیله که ماله کشی های کدیور هم حول این نقطه میچرخه. ایمه و…ولی برای تسنن هم افرادی مثل کدیور وجود دارن) و البته نام مذهب یا فرقه جدید رو هم باید هوشمندانه برگزید که تابلوهای ذهنی شیعیان رو خراب نکنه و ایجاد دافعه کنه.
    هرچند بنده فکر نمیکنم دغدغه ی شما این باشه. چون شما اساسا با خرد گرایی و علمگرایی و بیخدایی دمساز هستید که تکلیف دین و مذهب درش روشنه.

    • من در کل با حرف شما موافقم اسلام دینی حکومتیست و توسط یک جانی بنیان نهاده شد، و این اسلام رو از مسیحیت و یهودیت متفاوت میکنه، در مسیحیت بخصوص جدایی دین از حکومت را میتوان در کلام خود مسیح فرضی یافت. هرچقدر هم که به قول شما اسلام ماله کشی شود، بالاخره زمانی که لازم باشد افرادی خواهند آمد و اسلام را زنده خواهند کرد.

      به نظر من اینکه ما بنشینیم و تصمیم بگیریم که مردم بهتر است بهائی شوند یا صوفی شوند یا هر چیز دیگر خود یک فکر پلیدی است، این بدین معنی است که ما یکجور «آخوند» هستیم و مردم رو صغیر فرض میکنیم و با اینکه حقیقت را میدانیم مایلیم مردم به چیزی غیر از حقیقت دست بیازند، همانند ملایانی که چیزهای زیادی راجع به اسلام میدانند ولی آن چیزها را همه جا نمیگویند!

      اگر وظیفه ای بر عهده یک شخص که سخن میگوید یا مینویسد باشد آن است که جز حقیقت (یعنی برداشت خود از حقیقت یا آنچه او میپندارد حقیقت است) نگوید، اگر چنین نکند و بجای آن غیر حقیقت را بنا بر مصلحت بگوید نام این آدم متفکر و آزاد اندیش و از این دست چیزها نیست بلکه کلّاش و دروغگوست یا به عبارت دیگر «سیاست باز» است (که این حوزه من نیست)، مثل محمد، خمینی، شریعتی! جالب اینجاست که خیلی از افرادی که دوست دارند روشنفکر دینی نامیده شوند خود به این معترفند که «بهتر است» آنچه میگویند درست باشد، یعنی برداشتی مصلحتی و دروغین از اسلام را سعی میکنند بیان کنند نه آنچه اسلام واقعاً هست.

      • گمانم حق با توئه(در حیطه اندیشه و روشنفکری نه در حوزه سیاست).من فکر میکنم روانشناسی ما خراب شده که بجای حقیقت تن به مصلحت میدیم و قد خواسته هامونو کوتاه میکنیم.من حرفامو پس میگیرم.

      • این موضوع مدتهاست من رو هم به فکر باز داشته. بحث این نیست که ما بیاییم برای مردم دین یا آلترناتیو برای اسلام درست کنیم. بحث اصلی این هست که این آلترناتیو ها را کسانی درست کرده اند یا خواهند کرد. حالا موضوع این است که ما باید این آلترناتیو ها را نفی کنیم و با آنها مخالفت کنیم یا حد اقل از آن جهت که این حرکت ها خطر اسلام را کم می کنند و اسلام را تبدیل به دینی همسو با اخلاق و ارزشهای مورد قبول جامعه جهانی می کند با آنها مخالفت نکنیم و قرائت های خشونت آمیز و ضد بشری از اسلام را هدف قرار دهیم.
        ویل دورانت در بخش مشرق زمین گهواره تمدن از کتاب تاریخ تمدن دقیقا به این موضوع اشاره می کنه. ویل دورانت می گه دین ها در ابتدای پیدایش اغلب از لحاظ اخلاقیات و ارزشها کاملا مدرن و مطابق با ارزشهای شناخته شده و مورد قبول جامعه شون هستند. اما در گذر زمان این ارزشها که توسط دین تثبیت شده و هاله ای از تقدس به خودش گرفته کم کم نا کار آمد و قدیمی می شه و بخشهای مدرن جامعه کم کم ارزشهای والاتری از لحاظ اخلاقی را مطرح می کنند ولی این ارزشهای جدید در تقابل با ارزشهای قدیمی مورد تایید دین قرار گرفته و مورد مخالفت طبقه روحانی واقع می شود. در نهایت با بیش از پیش آشکار شدن نا کار آمدی ارزشهای اخلاقی قدیمی کار به جایی می رسد که یا روحانیون ناچار به پذیرش ارزشهای جدید می شوند و آنها را به مجموعه ارزشهای مورد تایید خود می افزایند ( دین آپگرید می شه) یا دچار انشعاب می شوند و حرکتهای جدیدی که از آنها منشعب شده اند با تمسک به ارزشهای مدرن تقویت شده و باقی می مانند و نحله های سنتی کم کم منقرض می شوند. این روند همواره در تاریخ وجود داشته و دارد.
        هر انسانی باید مرز بندی هایی داشته باشد. برای مثال باید بدانیم اول به چه چیزی باور داریم دوم چه چیز هایی را باور نداریم اما حق به دیگران می دهیم که باور داشته باشند سوم چه چیزهایی را باور نداریم و به علت در تضاد بودنشان با اصول اولیه و اساسی انسانی با آنها مبارزه می کنیم.
        اگر من بیام با هر چیز که باور ندارم مبارزه کنم این کار از من یک افراط گرای غیر منطقی می سازد. بع علاوه من ترجیح می دهم ظرفیت محدود مبارزه ام را اختصاص بدهم به مبارزه با مضرترین چیز ها. نهایتا باید اضافه کنم اسلام گرایان مدرن اصلاح شده هم با اسلام خشونتگرای افراطی مخالفند و با آن مبارزه می کنند و من فکر می کنم عاقلانه تر باشد که بجای تبدیل جنگ به سه جبهه و قرار گرفتن در جبهه فاقد توان مقابله به ائتلاف با نحله ای بپردازم که از لحاظ ارزشهای اخلاقی با من همسو است هرچند اگر باور های اعتقادی متفاوتی دارد تا بتوانیم دشمن مشترک خطرناک و ضد بشری را نابود کنیم.

        • سپاس از دیدگاه شما و بخصوص بخش ویلدورانت…

          این بحث که آیا باید با همه دینها مبارزه کرد یا فقط با بدترین دینها زمانی اهمیت داره که ما یک لشگر از دین ستیزان رو داریم و میخواهیم آنها را فرماندهی بکنیم که بروند یا با همه ادیان بجنگند یا با آن دینی که ما میگوییم… و آن لشگر نیز منتظر نشسته که ببیند دستور ما چیست.

          چنین شرایطی وجود نداره این کاملاً یک شرایط فرضی است، و اگر چنین شرایطی هم بوجود بیاد که امیدوارم هیچوقت بوجود نیاد فرمانده ای آن را نمی آیند بدهند دست من و شما، بله ما اگر یک موسسه مثل حوزه علمیه قم داشته باشیم (که البته داریم و اسمش دانشگاه است، جایی که حقیقت و علم تدریس میشود یا باید بشود) و اونقدر بیکار باشیم که دنیا و زندگی رو ول کنیم بشینیم بام تا شام با اسلام مبارزه کنیم، اونوقت میتونیم بشینیم روی این چیزها بحث کنیم، ولی وضعیت فعلی چنین نیست، در وضعیت فعلی افرادی هستند که چیزهایی میدانند و آنچه میدانند را میگویند حال برخی ضد یک دین هستند برخی ضد تمامی ادیان!

          نکته دیگری که باید به آن توجه کنید این است که یک نویسنده یا هنرمند یا هر کسی که محصولی فرهنگی یا فکری تولید میکند، موضوعش را خودش انتخاب نمیکند، یعنی شما نمیتوانید مثلاً به شجریان بگویید بیا رپ یا راک متال بخون یا به سیاوش قمیشی بگویید بیا آواز دشتی بخون، همینطوری هم نمیتونید بیاید مثلاً به آرش بیخدا بگید بیا با اسلام نستیز و با بهائیت بستیز یا برعکس! آرش بیخدا یا هر کس دیگر منتظر نشسته کسی بیاید بگوید چه بگو و چه نگو! اینه که در کل این حرفها شاید به درد کسانی بخورد که میخواهند فعالیت سیاسی بکنند و الا آنچه همواره مورد توافق و احترام متفکران و نویسندگان و اندیشمندان تاریخ بوده این است که باید حقیقت را گفت، تمام حقیقت را گفت و جز حقیقت نگفت! چه این حقیقت به کام برخی خوش آید چه نیاید، نوشته جدید من در مورد مرگ رو بخونید به این موضوع از زاویه دیگری که خیلی هم اتفاقاً عمل گرایانه هست توجه کنید.

          • نمی خوام مسئله رو الکی گژ بدم اما باید بگم:
            نه عزیز لشکر چرا؟ من دارم روش خودم شخصا رو مطرح می کنم. دارم تکلیف خودم رو مشخص می کنم و فصد فرماندهی لشکر هم ندارم. و در مورد نکته دوم هم باز جوابم مشابه نکته اوله یعنی من که نیومدم به شجریان بگم راک متال بخونه! تکلیف این که شجریان چی بخونه رو مسلما باید خود شجریان روشن کنه. من فقط دارم می گم به این دلایل که بخشیش منطقیه از نظر من و بخش دیگه اش هم شاید سلیقه ای باشه من مثلا صدا و استیلم به کانتری میوزیک می خوره و برای همین کانتری می خونم. به من چه ربطی داره که حالا مثلا تو دوست داری اپرا بخونی یا رپ؟ من و تو هر دو به یک حقیقت معتقدیم که مثلا سیگار مضره برای سلامتی. حالا من ممکنه خیلی برام این قضیه جدی بشه و برم عضو سازمان مبارزه با دخانیات بشم ولی برای تو ممکنه تا همین حد کافی باشه که خودت سیگار نکشی و اگر هم کسی نظرت رو پرسید فقط بگی سیگار چیز مزخرفیه.اما در عوض انرژی و وقتت رو بذاری برای مبارزه با بیسوادی یا مبارزه با هروئین یا مبارزه با استبدادو …. این تماما سلیقه ای و مرتبط با شخصیت و توانایی ها و ظرفیت های فرد داره. ما که حق نداریم برای هم تعیین تکلیف کنیم.

            • درسته موافقم، ولی خوب تاکید میکنم گفتن حقیقت کار شرافت مندانه و سودمند تری هست تا سکوت مصلحتی.

              ضمن اینکه بقیه ادیان هم البته سگشون به اسلام شرف داره ولی خوب اونها هم بی ضرر نیستند و از همه مهمتر غلط و باطل هستند.

    • یکشنبه ها مسيحيا میرن كلیسا ، در مراسم عشای ربانی برای همه انسانها آرزوی شادی میکنن . . .
      5شنبه بودائی ها میرن به معبد برای صلح جهانی دعا میكنن . . .
      شنبه زرتشتی ها به دور آتش برای همگان آرزوی عشق و نیكی میكنن …

      جمعه ها مسلمون ها میرن نماز جمعه واسه نصف دنیا آرزوی مرگ ميكنن!!!!

      این دلیل اصلی خطرناک بودن اسلام است.

      ——–
      ولنتاین باید ولنتاین باشد ولنتاینی که ولنتاین نباشد ولنتاین نیست 🙂

      سخنان گُه اَر بار عمام خمینی به همسرش شب ولینتاین

  12. جناب آنتی آرش بیخدا این یاوه سراییهات رو ببر جای دیگه این چرتوپرتا چیه اینجا میزاری
    خلاصه این داستانها و معجزه سازیهای مسخره جایی در این وبلاگ نداره هرچقدر هم دستوپا بزنی نمیتونی واسه اون کتاب مزخرف اعتبار (به ویژه اعتبار علمی) ببخشی
    آرش نظرت درمورد آقای بیات زنجانی چیه؟ من میخوام تو سؤالاتیرو توی سایت خودش ازش بپرسی چی میگی موافقی؟
    http://bayat.info
    اشتباه نکنم سایتش باید همین باشه به نظر شخصی من هرچند اینها فرق زیادی باهم ندارن ولی فکر میکنم آقای زنجانی از لحاظ تفکر خیلی روشنفکرتر از کسانی مثل مکارم باشه
    اگه تو دوست نداشتی یا به هر دلیلی که خودت تو ذهنته تمایلی به بحث باهاش نداری من خودم حتما سؤالاتی رو ازش خواهم پرسید ولی خب چون تو متخصصی بهت پیشنهاد دادم فقط خواهشی که ازت دارم اگه نمیخوای سؤالی ازش بپرسی بگو تا من خودم اقدام کنم
    منتظر جوابت میمونم مرسییی
    خودمونیما تو جوابی به کسانی که دوست دارن در زندیق مقاله قرار بدن نمیدیا به هر حال موفق باشی
    زنده باد دانشپرستی

    • من وقتش رو ندارم نازنین، اگر وقتی داشته باشم نخست مطالب نیمه کارم رو تموم میکنم بعد به انتقادات و نظرات مخالفان و منتقدینم پاسخ میدم.

  13. اگه دست آورد های بشر باعث نابودی خدا میشد از زمان اختراع چرخ به بعد نباید خدایی وجود میداشت با پیشرفت علم خدا به موجودی مبهم تر تبدیل میشه چند وقت پیش توی مسجد یه دونه از این آخوند های به ظاهر آپدیت و اهل وبلاگ و فیسبوک و … رو دیدم که چند تا دانشجوی ارزشی رو دور خودش جمع کرده بود و داشت توضیح میداد که چجوری خدا بیگ بنگ رو اجرا کرده!!!
    خدا در ذهن کسانی که قلبشون با نور ایمان روشن شده ( به عبارتی جمجمه شون با بول و قائط شمقدر پر شده) هیچوقت مردنی نیست

    • چیزی که نیچه میگه هم متفاوت با این نیست، پیرمرد در «جنگل» رو بیاد بیاورید که «نشنیده بود» خدا مرده.

  14. نام مکان ………………. قیمت قبر

    امامزاده صالح ………………….. از 140 میلیون تا 500 میلیون
    امامزاده 5 تن لویزان ………………….. 40 تا 80 میلیون
    امامزاده صالح فرحزاد ………………….. از 100 میلیون به بالا
    بهشت زهرا – قطعات قدیم ………………….. از 30 میلیون تا 70 میلیون
    امامزادگان محلی لواسانات و شمیرانات………………….. 20 تا 50 میلیون تومان
    امامزاده اسماعیل چیذر ………………….. از 100 میلیون تومان به بالا
    ابن بابویه ………………….. 50 تا 60 میلیون تومان
    شاه عبدالعظیم ………………….. از 50 میلیون تومان به بالا
    امامزاده عبدالله شهرری ………………….. 300 تا 400 میلیون

    ————————————–
    امام جمعه تهران منبری ۱میلیون تومن میگیره ؛
    اگه یه منبر ۱ ساعت طول بکشه، هر دقیقه هم ۷۰-۸۰ کلمه حرف بزنه، عصبانی نباشه، ریلکس، بخواد حرف نفوذ کنه و عمیق بشینه، میکنه از قرار کلمه ای حدود ٢٠٨ تومن تا ٢٣٨ تومن ……
    یعنی وقتی میگه:
    «تحریم ها الطاف الهی است».
    این میشه ۸۰۰ تومن……!!!!

    حالا یه استاد، حق التدریس، ساعتی 4 هزار تومان می گیره که میشه کلمه ای 8 ریال

    یعنی:» حکومتی که برای شنیدن حرفِ مفت ٢٥ تا ٢٦ برابر (نسبت به حق التدریس 250 برابر تا 260 برابر) بیشتر از شنیدن حرف حسابی پول میده، سرنوشت ملتش همینه!!!!!!!!!

    فقط محض اطلاع!!!!!!!!!!!!!!!!

    • خیلی احمقانه هست، یاد مرحوم سقراط افتادم نازنین، شاگردان سقراط پیش از اعدام از او پرسیدند مایلی با بدنت پس از مرگ چه کنیم؟ گفت به من ربطی نداره بدن من دیگه من نیست، به شما مربوط است. الان یک چیزی که توی غرب خیلی رایج است و جا افتاده سوزاندن جسد هست، باقیمانده رو در کوزه ای چیزی به خانواده طرف باز میگردونن… فکر نمیکنم اجازه اینکار رو جمهوری اسلامی بده…

  15. سلام آرش جون

    داشی فیلم Paul 2011 همون قضیه فضاییه رو دیدی؟
    یک قسمتش ربط پیدا میکنه به بیخدایی حتما ببین خیلی جالبه :دی

  16. معجزه قرآن :اللّهُ يَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ كُلُّ أُنثَى وَمَا تَغِيضُ الأَرْحَامُ وَمَا تَزْدَادُ وَكُلُّ شَيْءٍ عِندَهُ بِمِقْدَارٍ
    میداند انچه در شکم دارد هر ماده و انچه ناقص می کنند(می مکند) رحم ها و انچه زیاده میگردانند (اضافه می کنند) و هر چیزی نزد او باندازه است (اندازهای دارد) ».
    نکته آيه: رحمها چيزهائی را از جنين می مکند و چيزهائی را به او می دهند، و هر چيزی نيز اندازه مشخصی دارد:
    رحم (يا بعبارتی کيسه ای که جنين در آن بـسر می برد) به جنين مـواد غـذائی می فـرسـتد و از همانجا نيز مواد برگشتی جـنـيـن را می گيرد. کُـرکها و پـرزهای کوچک رحم (يعنی کيسه رحم) که در خون مادر غـوطـه می خورند هـمـه مـولکـولـهـائـی کـه از انـدازه مـشـخـصی بـزرگـتـر هـسـتند را تصـفـيه می کنند. و فقط کوچکترينهای عناصر حفاظتی بدن می توانند رد شوند و از طريق بند ناف به جنين برسند.

    حالا هی بگو قرآن غلطه و ……

  17. در جواب به یکی از شبهه هایی که خیلی به مغزتون فشار آوردینوزور زدین تا یچی گفته باشین:

    ……

    • شما توی همون وبلاگ در پیتیت این مطالبت رو لطف کن بنویس نازنین، وبلاگ وزین من رو به سخنان صد من یک غاز پیش دبستانی ات آلوده نکن…

  18. سلام بر آرش خوان همیشه پیروز
    مرسی از این مطلبی که گذاشتی
    بازم مرسی که اوندفه به اون وبلاگ یه سری زدی حالا میخوام یه وبلاگ دیگه بهت معرفی کنم سعی کن بهش سر بزنی
    http://miraclesofthequran.persianblog.ir/post/36
    البته این مطلبش خیلی مسخرست ولی سعی کن یه نگاهی به عناوین مطالبش بکنی مرسی
    من حتما یه روز مقاله هایی رو در نقد قرآن خواهم نوشت کلا قرآن به خودی خود اونقدر بچگونه نوشته شده که به راحتی خودشو سوژه مخالفانش قرار داده!
    بازم ممنون
    زنده باد دانش و دانشپرستی!

  19. با سلام

    یک تناقضی را من چند وقت هست که بهش رسیدم میخواستم نظر شما رو راجع به این تناقض بدونم که ببینم درسته یا نه. اگر من به سن پیری برسم و آلزایمر بگیرم مطمئنا بخشی از حافظم رو از دست میدم اما وقتی که میمیرم براساس اعمالم مورد پرسش قرار میگیرم. سوال من اینه که اگر روح وجود داره چرا انسان اصولا آلزایمر میگیره؟ اگر روح وجود داشته باشه مطمئنا آگاه هست و از اعمالی که جسم انجام داده باخبر است چرا که در آن دنیا روح مورد پرسش قرار میگیرد نه جسم که بعد از مرگ نابود شده اما این وسط یک تناقض وجود داره و اون اینه که اگه روح وجود داشته باشه انسان آلزایمر نمیگیره در صورتی که ما میدانیم انسان امکان داره در سنین پیری آلزایمر بگیره.
    اگر بگیم اطلاعات صرفا در مغز ذخیره میشود نه روح پس خدا چگونه میخواد در مورد اعمالمان از ما پرسش کنه در حالی که ما حافظه ای نداریم که بخوایم منظور خدا رو متوجه بشیم. اگر هم بگیم اطلاعات در روح هم ذخیره میشود پس چگونه است که در سنین پیری آلزایمر میگیریم در حالی که ما روح داریم و میدانیم که روح همانند مغز فرسوده نمیشود.

  20. درود آرش جان
    من یک نوشته ای زیر دست دارم مطالبی مستند در مورد چاه جمکران و دروغ شیخ مثله جمکرانی.
    اگر موافق هستید این مطالب رو همینجا کپی کنم و در صورت امکان به تارنمای زندیق انتقال دهید, آیا امکان پذیر هست به نام اینجانب در زندیق بگذارید؟

  21. در مورد ابرمرد یا اون چیزی که نیچه از انسان انتظار داره که بشه هم توضیحاتی اگر بنویسی بسیار عالیه. اون بندبازه و اینکه دلقک باعث می شه که بیفته و بمیره. من شاید بیست سال پیش که کتاب چنین گفت زرتشت رو خوندم اینطور استاباط کرده بودم که تمجید زرتشت از بند باز بخاطر طرز زندگی بسیار ریسکی و مخاطره آمیزشه و دلقک هم نماد تحمیق و فریبکاری خداباورانه. ولی هیچ وقت متوجه نشدم دقیقا منظورش چیه. فقط می خواد بگه ترسو بودن بده یا حفظ تعادل و از دست دادن تعادل و نشونه خاصیه یا می خواد عمل گرایی رو در مقابل عقل گرایی ستایش کنه یا داره اشاره به فرضیه تکامل می کنه یا شاید هم نوعی آزمون و خطا برای دستیابی به حقیقت روطرح می کنه. خوشحال می شم نظرت رو بدونم.

    • البته اون موضوع به مسئله دین ربط چندانی نداره و در نتیجه خارج از حوزه وبلاگ من هست ولی باشه اگر فرصتی شد در آن مورد نیز مینویسم، در کل همونطور که گفتم نیچه زبان سوفسطائی دارد، اگر نیچه در ایران متولد میشد اکنون بعنوان عارف شناخته میشد، این دست دیدگاه هایی که نیچه مطرح میکند در واقع عرفان نیچه ایست، عرفانیست سکولار و البته بسیار قوی!

  22. خدا واقعا مرده. چرا درکش اینقدر براتون سخته ! کلمه dark matter رو در نیوز گوگل سرچ بزنید ببنید دانشمندان دارن خودشون برای آزمایش بزرگی اماده میکنند . ولی آزمایش یقینا شکست خواهد خورد (کافیه 2 روز صبر کنید) آنچه ماده و انرژی تاریک نامیده میشوند اصلا وجود نداره عدم وجود ماده تاریک یعنی وجود خداها ……

    • چی شد من نگرفتم قضیه رو… کلاً از دیدگاه های علمی نمیشه نتیجه گرفت خدا وجود دارد یا ندارد، علم مبتنی بر Methodological Naturalism است، یعنی فرض را بر این قرار میدهد که چیزی فراتر از طبیعت وجود ندارد و خود را درگیر باورهای ماوراء طبیعی نمیکند تموم شد رفت.

  23. س شعر ترین نکته راجع به دهه‌ی فجر اینه که یازده روزه!

    ———-
    میگی نه؟ بشمر! از 12 بهمن تا 22 بهمن

  24. با درود استاد من از شما سوالی داشتم ایا مبارزه منفی در برابر جمهوری اسلامی کاری مفید و منطقی است ؟(در ضمن ببخشید که که پرسش ربطی به مطلب نداشت) با سپاس بدرود

    • من فکر میکنم هر نوع مبارزه ای بهتر از مبارزه نکردن و بهتر از به جستجوی روشی برای مبارزه است،

      اما از طرف دیگه خیلی از تغییرات سیاسی توی کشور به شرایط اقتصادی و خیلی چیزهای دیگه ربط داره، رشد طبقه متوسط و شهر نشین باعث بوجود آمدن و افزایش مطالبات متمدنانه میشه.

  25. استاد ، بسیار زیبا و آموزنده . از اینکه گفتین باید باهاش زندگی کرد خیلی چیزا فهمیدم . بازم ممنون.
    یادش گرامی .

  26. «هیچکس» رپر معروف ، آهنگی خونده بود با نام «اینجا تهران یعنی شهریکه …»
    این چند جمله ش درباره مُردگی خدا جالبه:

    خدا پاشو ……من چند سالی باهات حرف دارم

    خدا پاشو….. پاشدی نشو ناراحت از کارم

    کجا هاشو دیدی تازه اول کارم

    خدا پاشو … من یه آَشغالم باهات حرف دارم

  27. بسیار ممنون عالی بود

    از ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست

  28. سلام

    ۱- نخست آنکه خدا همیشه همین قدر فعال بوده و هست. در دوره هایی بشر از خدا فاصله گرفته و شاهد مشکلات بی شماری بوده است برای مثال با کم شدن ایمان مردم به مذهب در قرن هجدهم او اوج بی خدایی در ابتدای قرن نوزدهم یدئولوژی هایی به وجود آمدند که جنگهای جهانی، حکومت کمونیست ها و نازی ها از نتایج آنهاست. و در دوره هایی هم بشر به خدا نزدیک شده که حرکت ها و تمدن های جدید به وجود آمده اند.

    ۲- با اینکه ساختن سلول می تواند امکان پذیر باشد ولی تا بحال ساخته نشده بلکه پایه ی کار یک باکتری بوده است.

    ۳- شناخت شما از خدا کم است، در واقع خدا در ذهن کسانی می میرد که تصویر غلطی از خدا و جهان در ذهن دارند و زمانی که این تصاویر با واقعیت منطبق نمی شود، ادعای بی خدایی می کنند.

    ۵- مردم از ابتدا خداپرست هستند بعد به برخی از دلایل از بی خدایی دم می زنند مثلا احساس اینکه دنیا عادلانه نیست ( مثلا چرا بچه های معلول به دنیا می آیند)، یا کسانی که عظمت دنیارا از نزدیک ندیده اند وبا خواندن نظریه ی بیگ بنگ از روی کتاب های عمومی تصویر غلطی از نظریه در ذهنشان دارند. چند سوال ساده می تواند مشخص کند که شما تا چه حد بیگ بنگ را فهمیده اید.

    ۶- بعضی از کارها از نظر علمی امکان پذیر نیست. مثلا رسم زاویه ی بیست درجه با استفاده از پرگار و خطکش غیر مدرج. مثلا ساختن ماشینی که تا ابد کار کند و از جایی انرژی دریافت نکند
    . در واقع این احتمال هم وجود دارد که مغز هرگز شناخته نشود به این دلیل که یک دستگاه منطقی هرگز نمی تواند تمام اعمال خود را بشناسد. در واقع شاید از نظر علمی ثابت شود که ما هرگز قادر به کنترل جهان نیستیم. یا نتایجی مانند آن.

    ۷- نیچه مرد و ما هنوز راجع به خدا بحث می کنیم. همانطور که ابن ابی العوجا و دیگر بی خدایان هزار سال قبل مردند و الان افراد زیادی آنها را نمی شناسند.

    • 1- نخست آنکه خدا همیشه همین قدر فعال بوده و هست.

      من فکر میکنم شما متن رو بد متوجه شدید، اگر قرآن رو مطالعه بفرمایید میبینید که خداوند چپ و راست سیل میفرسته، ابابیل میفرسته، عذاب میفرسته پیامبر میفرسته و از این دست کارها، یعنی در حال «فعالیت» شدید هست، این فعالیت ها همگی به ادعای ادیان متعلق به دوران باستان هستند، یعنی این فعالیت کم و کمتر و نیست شده، البته بر اساس باورهای خداباوران و الا در واقعیت خدا هیچوقت وجود نداشته.

      2- با اینکه ساختن سلول می تواند امکان پذیر باشد ولی تا بحال ساخته نشده بلکه پایه ی کار یک باکتری بوده است.

      دی ان ای سلول توسط کامپیوتر طراحی شده بود،
      http://online.wsj.com/article/SB10001424052748703559004575256470152341984.html

      آزمایش میلر یولر هم یکی از تئوری های مطرح در مورد شیوه شکل گیری حیات از مواد شیمیایی هست.
      http://en.wikipedia.org/wiki/Miller%E2%80%93Urey_experiment

      >۳- شناخت شما از خدا کم است، در واقع خدا در ذهن کسانی می میرد که تصویر غلطی از خدا و جهان در ذهن دارند و زمانی که این تصاویر با واقعیت منطبق نمی شود، ادعای بی خدایی می کنند.

      این فقط یک ادعاست، در مقابل میتوان گفت:

      شناخت شما از خدا کم است، در واقع خدا در ذهن کسانی وجود دارد که تصویر غلطی از خدا و جهان در ذهن دارند و زمانی که این تصاویر با واقعیت منطبق نمی شود، ادعای خداباوری می کنند.

      ضمن اینکه شما لطف کنید توضیح بدهید ما چی راجع به خدا نمیدونیم که حضرت عالی میدونید، به مام یاد بدید 🙂

      >۵- مردم از ابتدا خداپرست هستند بعد به برخی از دلایل از بی خدایی دم می زنند

      حرف غلطیه خیلی از فرهنگها اصولاً خدایی رو قبول نداشته و ندارند، مثلاً بودیست ها خداباور نیستند به موجودی به نام خدا یا با ویژگیهای خدا معتقد نیستند.

      > 6- در واقع این احتمال هم وجود دارد که مغز هرگز شناخته نشود به این دلیل که یک دستگاه منطقی هرگز نمی تواند تمام اعمال خود را بشناسد

      دلیل موجهی نیست، و البته منم نگفتم ما قادر به کنترل جهان هستیم. در ضمن به اون میگن «عقلی» نه «علمی» به نظر من میاد که شما به این موضوعات علاقه دارید ولی زیاد عمقی توشون ندارید چون اشتباهات خیلی ابتدائی مرتکب میشید.

      > 7- چند سوال ساده می تواند مشخص کند که شما تا چه حد بیگ بنگ را فهمیده اید.

      این هم حرف بیهوده ایست، منظور شما اینه که هرکی بیگ بنگ رو بفهمه خداباور میشه؟!

      >8- نیچه مرد و ما هنوز راجع به خدا بحث می کنیم. همانطور که ابن ابی العوجا و دیگر بی خدایان هزار سال قبل مردند و الان افراد زیادی آنها را نمی شناسند.

      خوب که چی؟!

      • ۱- قرآن را خوانده ام ، برخلاف تصور شما سیل و زلزله به عنوان عذاب در قرآن زیاد نیست. هم چنین به نکات زیر توجه کنید:
        الف- قبل از پیامبر مدتها پیامبری در عربستان نبود و قرآن این را قبول دارد.
        ب- وقتی یوسف از خدا خواست که او را نجات دهد نه سال به زندان رفت و خداوند این را نجات دادن می شمارد. (در داستان یوسف هرچه مورد غیر طبیعی یافتید بیان کنید.)
        پ- فرعون تا توانست از بنی اسرائیل کشت و موسی در مقابل او جز عصا وید بیضا چیز دیگری نداشت. عصای موسی تنها دو معجزه انجام داد و نه بیشتر.
        ج- خدا برقومی پیامبر می فرستد که کتاب نداشته باشند یا وحی به آنها نرسد.
        چ-قوم لوط که فرشته ها را دیدند چیز غیر عادی مشاهده نکردند. لوط را فرشته ها نجات ندادند از شهر بیرون رفت.
        ح- انتظاراتی که مردم از پیامبران داشتند برآورده نمی شد و قرآن این را قبول دارد . صالح تنها معجزه ای که کرد آوردن شتر بود. حتی برای نجات خودش هم از شهر بیرون رفت

        خ-همچنین جوامع امروزه همگی با هم درگیر آنچه که قرآن یا دیگر کتاب های آسمانی نهی کرده اند نمی شوند. اینکه یک جا گروهی از مردم دست به دزدی می زنند با قوم لوط که همه دزد بودند فرق دارد.

        ۲- خدا را کم شناخته اید به دلیل آنکه :

        الف- «کامپیوترهای کوانتومی آنقدر سریع خواهند بود که تمام کدهای رمزنگاری فعلی را روزی خواهند شکست. بشر امروز به کارهایی خداگونه دست میزند،»
        زمانی مردم فکر می کردند که اینکه انسان به فضا برود دست درازی به ساحت خداست، ولی بچه هایی که امروز متولد می شوند تناقضی بین وجود خدا و رفتن به فضا نمی بینند.
        ب-« برخی سخن از انقلابی صنعتی می کنند، انقلابی که در آن باکتری ها توسط انسانها خلق میشوند تا از دی اکسید کربن سوختی تمیز تولید کنند،» مانند الف
        ج- اگر نیچه امروز زنده بود و میدید که جراحی روباز قلب حتی در کشورهای دور افتاده تر هم سالهاست انجام میشود، چه میگفت؟
        اگر نیچه امروز زنده بود برایش «جراحی روباز قلب حتی در کشورهای دور افتاده تر» اینقدر عجیب نمی آمد که به خاطر‌ آن ادعای بی خدایی کند.

        ۳- جهان را کم شناخته اید به دلیل آنکه:

        الف- این اشتباه را که بودایی ها به خدا اعتقاد ندارند تکرار می کنید من قسمت هایی از کتاب tripitaka کتاب مقدس بودایی ها را اگر تمایل داشته باشید می گذارم تا نظرات آنها را راجع به خدا بدانید. من خودم هم با بودایی هایی که به خدا اعتقاد دارند حرف زده ام هم با آنها که ندارند.

        The god Indra asks the venerable monk Subhūti, “Virtuous One! When bodhisattva mahāsattvas want to study the profound prajñāpāramitā, how should they study it?”
        tripitaka-volum 1- chapter 2
        بودیسم یک شاخه ی جدا شده از هندوییسم است و بودا در ابتدا هندو بوده است.هندو ها به بهشت و جهنم و خدا اعتقاد دارند . مشروب خواری در دین آنها حرام است. ولی متاسفانه در هند تا آنجا که من می دانم معبدی برای خدایی که دنیا را خلق کرده وجود ندارد گرچه همه به وجود او اعتقاد دارند. بودیسم در ادامه ی هندویسم پر از خدا است.

        ب- فکر می کنید مردم رو به بیخدایی می روند این اشتباه است مردم دوره ای کار می کنند. منکر تغییرات زمانه نیستم و اصلی ترین تغییر که می توان میان الان و گذشته مشاهده کرد مقدار جمعیت است. جمعیت بشر تا جایی که من می دانم همیشه سیر صعودی دارد.

        ۴- دستگاه منطقی که من گفتم یک قضیه ریاضی است که در درس منطق ریاضی بررسی می شود. همچنین گزاره هایی که از نظر علمی گفتم که امکان پذیر نیستند، یکی قضیه ای در جبر است دیگری از اصول پذیرفته شده ی فیزیک. و از نظر علم فیزیک و ریاضی گفتم. (البته شاید ریاضی علم نباشد.)

        • یخورده خسته کننده است بحث با شما، مطلب رو نمیگیری نازنین، و همچنین طرف مقابلت رو قبول نداری به همین دلیل بحث بیهوده و کم فایده است شما به کیش خود ما هم به بی کیشی خود.

          • آرش جواب این یارو رو بده فردا میره جای بچه محلاشون میگه با آرش بیخدا بزرگ بحث کردم اونم کم آورد یعنی اسلام دین درستیه!!!!

            • من چه جواب بدم چه ندم این کار رو میکنه (البته شاید هم آدم خوبی باشه)، من کارهام رو اولویت بندی میکنم کارهای مهمتری برای من هست تا سر و کله زدن در مورد مسائل بیهوده با آدمهای لجوج و با درک کم.

              کسانی که من رو میشناسند هم اینرو میدونن، اگر هم ندونن دیگه مشکل از اونهاست نازنین.

  29. ارش جان یه ادمه فهمیده مثله نیچه چرا اون جمله راجع به زن ها گفته؟ این جزو همونی میشه که گفتین یه استادی گفته ادم خوبی نبوده؟

    • منظور اون استاد لزوماً این نبوده نه یک مقدار فراتر از این بوده، برخی معتقدند سرانجام افکار نیچه به نازیسم کشیده میشود، به نظر من توی آثار نیچه به وضوح میتوان دید که دیدگاه مثبتی نسبت به کثرت گرائی فرهنگی یا آنچه امروز (Multiculturalism) خوانده میشود وجود نداره، و خوب برخی نیز مخالف این حرف هستند، خواهر نیچه روابط نزدیکی با نازی ها داشته و با یک نژاد پرست سامی ستیز نیز ازدواج میکند، هیتلر گویا خود در مراسم ختم خواهر نیچه شرکت میکند، البته از نیچه نامه ای به خواهرش به جای مانده که ازدواج او را نکوهش میکند.

      اینکه نیچه چرا راجع به زنها چنین سخنانی گفته به فرض اینکه معنای سخنان او همین برداشت شما باشد قابل دانستن نیست ولی میتوان حدس هایی زد از جمله جدید بودن فمینیسم، و شاید هم بیماری ای که نیچه از تماس جنسی با یک روسپی بدان گرفتار شده بود.

هرچه میخواهد دل تنگت (اگر بدرد بخور هست البته) بگو.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: