خدا مرده است بخش یکم

پیشگفتار

کسی نمیتواند اهل تفکر و فرهنگ باشد، و نیچه را نادیده بگیرد.

نیچه مانند یک پتک میماند، که بر سر شما کوبیده میشود. حتماً شرم از نادانی را در کودکی تجربه کرده اید، وقتی با دست غذا میخورید و بزرگتری به شما میگوید عزیز من با دست غذا نخور، آن تجربه بسیار تلخ است، آدمی در دوران بلوغ به ندرت دچار آن شرم میشود، اگر به سراغ نیچه میروید منتظر پتک نیچه ای باشید.

آن شرمی که وقتی بزرگتری شما را نکوهش میکند وجود آدم را فرار میگیرد، برای یک فرد بالغ اما این تجربه بسیار تلخ تر است، وقتی به سراغ نیچه میروید انتظار چنین پتکی را داشته باشید. فرقی نمیکند شما چه باشید، نیچه چیزهای زیادی برای آموختن به شما دارد، مانند پدر شما، وقتی شما پنج سال سن داشتید.

اما فهمیدن نیچه آسان نیست، اساتیدی هستند که تمام عمرشان را صرف فهم یک کتاب نیچه میکنند. دلیل این پیچیدگی آن است که نیچه فلسفه نمینویسد، ادبیات مینویسد، خودش را نقض میکند، وقتی اثری از نیچه را بخوانید دچار سردرگمی میشوید، همانطور که قرآن را هم نمیتوان فهمید، این سبک از نوشتن برای کتابهایی است که میخواهند چیزهایی به بشر بیاموزند که نمیتوان آنها را با زبان عادی منتقل کرد. اما خدا مرده است یعنی چه؟

من از یکی از اساتید فلسفه مسلمان یکبار شنیدم که میگفت حرف نیچه خیلی مسخره است که خدا مرده است، خدا اگر مردنی بود که دیگر خدا نبود، یعنی خدایی وجود داشته و بعد مرده و کشته شده؟

نیچه یک کتاب کامل، کتاب فراتر از نیک و بد، را برای پاسخ به این اساتید نوشته، البته قصد او پاسخ دادن نبوده است بلکه انتقاد بوده است، ابتدای این کتاب اینگونه شروع میشود:

«فرض کنیم حقیقت یک زن است، چه خواهد شد؟ آیا مبنایی برای این بد بینی وجود ندارد که تمام فلاسفه تا به امروز نسبت به این زن بی تجربه و خام بوده اند؟ آن جدیت دهشتناک، آن زمختی و خود را تحمیل کردن که معمولاً با آن به نزد حقیقت رفته اند، روشهای بد ترکیب، و زننده ای برای بدست آوردن قلب آن زن بوده اند. » (1)

نیچه با تشبیه حقیقت به یک زن، میگوید ممکن است رسیدن به حقایق شاید مانند بدست آوردن قلب یک زن باشد، با جدیت و خود تحمیل کردن نمیتوان قلب یک زن را بدست آورد، آنچه لازم است لطافت و انعطاف است، سبک تفکر نیچه در مورد حقایق اینگونه است، نیچه فیلسوفی کانتیننتال است، نه فیلسوفی تحلیلی، تلاش برای تحلیل منطقی واژه های نیچه شبیه تلاش برای نواختن زیبا ترین آهنگ ها با چکش و ارّه است.

نیچه شبیه یک فیلم عمیق است که میبینید، این فیلم منظوری ندارد، بلکه پیامی دارد، سبک نیچه یک سبک عرفانی است، نیچه فلاسفه سوفسطائی را برتر از فلاسفه خردگرا میداند، خشن ترین و بدترین حمله ها را به سقراط میکند، اگر قرار باشد نیچه را با شخصیت های فرهنگی خودمان مقایسه کنیم، به نظر من نیچه افکار نیچه مخلوطی از مولانا، خیام و فردوسی است. نیچه شبیه مولویست، چون سوفسطائی است، شبیه خیام است از این جهت که بسیار کفر میگوید،  شبیه فردوسیست، از آن جهت که معتقد به قهرمانیست.

و تنها با این روش میتوان نیچه را درک کرد.

1- Beyond Good and Evil برگ 29

ادامه دارد…

Advertisements

33 پاسخ

  1. استاد میشه لطفی کنید ، نوشتاری بنویسید در مورده کمونیسم ؟ این جریان ه همون 11 سپتامبر هست یه جورایی که گفتین . من یه سری اطلاعاتی دارم ولی وقتی در مورده یه موضوعی شما مینویسین دانسته هام متحول میشه . ممنون میشم اگه این لطف رو بکنید .

  2. این که چیزی نیست من جونمم واسه اسلام و انقلاب میدم
    .

    .
    .
    .
    دکتر شریعتی در حال ختنه شدن

  3. آقا ارش یک سر به زندیق بزن مطالب بد جا به جا و غیر قابل خواندن شده اند!
    http://zandiq.com/articles/0000000088.shtml
    http://zandiq.com/articles/0000000086.shtml
    http://zandiq.com/articles/0000000082.shtml

    لطفا اصلاح کنید.

    • ممنونم نازنین، فعلاً امکان بروز رسانی نیست، وقتی زندیق بازسازی شد این امکان فراهم خواهد شد.

  4. نطرت در مورد این شیرین کاری چی هست ؟

    وضعیت سیاسی ایران مثل یه مسابقه شاش کردن در حضور تماشا چی ها می مونه. در حال حاضر مسابقه به نقطه خجالت آورش رسیده که همه جناحها مدتیه که شاششون تموم شده، ولی معامله به دست رو به تماشاچی ها ایستادن و زور می زنند. اما مردم نمی تونن برنده رو اعلام کنن چون حساب از دستشون در رفته کی چقدر شاشیده.

  5. با این قیمت سیگار آدم قبل از اینکه سرطان بگیره سکته میکنه … 😐

    ﺍﯾﻦ ﺧﺮﺧﻮﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺎ ﻫﯽ ﻣﯽﮔﻔﺘﻦ ﻣﺎ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﺨﻮﻧﺪﯾﻢ، ﺑﺎﺑﺎﻫﺎﺷﻮﻥ ﻫﻤﻮﻧﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻦ ﻣﺎ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻧﮑﺮﺩﯾﻢ

    تا این پدر سگ ها تعلیق این ترم من رو بر ندارند ، عمه یتسائلونشون میکنم. سیگار هم گرون شده آرش، دهنمون اسفالته

  6. من هر زمان با مذهبیون بحث می کنم سفسطه ای که بیان می کنند این است که مگر شما عقل را می بینید؟اگر نمی بینید یعنی نیست؟!
    پس خدا را هم نمی بینید یعنی نیست؟!
    پاسخ من این است که عقل یک تعریف است و شاغل مکان نیست اما شما مدعی موجود هستید و باید مکان داشته باشد چون مکان پیشینی است.
    لطفا این بحث را به صورت فلسفی و دقیق برایم توضیح دهید.

  7. حق با توئه استاد.
    خیلی پیچیدست.من فقط کتاب چنین گفت زرتشت رو مطالعه کرده بودم و واقعا لذت بخش بود.
    بقیه شو هم دانلود میکنم.
    فک نمیکردم انقد دانا باشه ولی وقتی شما تایید کردین دیگه تمومه.

  8. ارش جان من مقاله زندیق «چرا روح وجود ندارد؟» را خواندم.
    اما سوالاتی از مکار شیرازی پرسیدم در قسمت «پیامبر اسلام و قرآن و نظرات اسلامی پیرامون روح.»
    انان در مورد دست قطع شده و اتم که به خاک میره و در بدن یکی دیگه قرار میگیره چنین پاسخی دادند.
    نظریه شبهه آکل و ماکول که یک لینک دادند و من مطمعا هستم روش کلیک نمیکنی پس نمیذارم 🙂
    همچنین قصه ابراهیم را گفتند که 4 تا گوشت رو میره رو چند تا کوه میزاره و همشون پرنده میشن!
    خوب در مورد همجنس گرایی و 2 جنسه ها هم گفتد در بهشت به بهترین جنس در می آیند!
    ارش لطفا یک مناظره ای با این فسیلا بزار یکم راه بیفتیم.
    بدجور گیج شدم.

    • لینک ها رو بذارید.

        • ارش جان نظر شما چه بود .

          • >اما پاسخ این سؤال نیز روشن است که چنین چیزى اصولاً محال مى باشد، زیرا مسئله «آکل و مأکول» فرع بر این است که بدنى اول موجود باشد و از بدن دیگر تغذیه کند و پرورش یابد، و با توجه به این موضوع ممکن نیست تمام ذرات بدن اول از بدن دوم تشکیل گردد، باید بدنى قبلا فرض کنیم تا از بدن دیگرى بخورد بنابراین بدن دیگر حتماً جزء او خواهد شد نه کل او. (دقت کنید).

            کسی که این مسئله رو طرح میکنه هم نگفته که چون کل آکل از اجزاء ماکول است نمیتواند معاد جسمانی داشته باشد، کل و جزء اصولاً اهمیتی در این مسئله ندارد بحث بر سر این است که آن جزء به که میرسد؟

            ضمن اینکه در داستان سرایی که مرزی وجود ندارد شما تا ابد هم بشینید این ملایان برای شما قصه شنگول و منگول تولید میکنن نازنین…

  9. نیچه به دفعات در مقالات و گزین گویه هایش خبر از مرگ خدا میدهد و در واقع به دست خود خدا را میکشد. بهترین و هنرمندانه ترین موردش در سرآغاز «چنین گفت زرتشت» است:

    زرتشت تنها از کوه به زیر آمد و با کسی رویا رو نشد. اما چون به جنگل ها پای نهاد، ناگاه، خود را با پیرمردی رویارو دید که از کلبه ی قدس خویش پی یافتن ریشه در جنگل بیرون آمده بود. و پیرمرد با زرتشت چنین گفت:
    « این آواره به چشم ام بیگانه نیست،سالها پیش از اینجا گذشت. نام اش زرتشت بود. اما دگر گشته است. آن زمان خاکسترت را به کوهستان بردی و امروز سر آن داری که آتش ات را به دره ها ببری؟ از کیفر آتش افروزی نمی هراسی؟
    آری،زرتشت را می شناسم. چشمانش پاک است و در دهان اش هیچ تهوعی نهان نیست. ببین چه رقاص وار گام برمی دارد! زرتشت دگر گشته است! زرتشت کودک شده است! زرتشت بیدار شده است. اکنون تو را با خفتگان چه کار؟؟ تو در تنهایی چنان می زیستی که گفتی در دریایی و دریا تو را می کشد.دریغا،می خواهی باز خود بار تن را بکشی؟»

    زرتشت پاسخ داد:« من آدمیان را دوست دارم»

    قدیس گفت:« چرا من سر به بیابان و جنگل نهادم؟ مگر نه اینکه من نیز آدمیان را بی اندازه دوست می داشتم؟! اما اکنون خدای را دوست می دارم،نه آدمیان را. آدمی نزد من چیزی ست بس ناکامل. عشق به آدمی مرا مرگ آور است»

    زرتشت پاسخ داد: « سخن از عشق به آدمیان در میان نیست! من آدمیان را هدیه ای آورده ام»
    قدیس گفت: « ایشان را چیزی مده. بل چیزی از ایشان بستان و با ایشان بکش. این کار بیش از همه مایه ی خشنودی ایشان است. اگر که تو را نیز مایه ی خشنودی باشد! اگر خواستی ایشان را چیزی دهی. صدقه ای بیش مده و بگذار آن را دریوزه کنند!»

    زرتشت پاسخ داد:« نه،هرگز صدقه نخواهم داد، زیرا نه چندان مسکین ام که صدقه دهم.»
    قدیس به زرتشت پوزخندی زد و گفت:« پس ببین گنجینه هایت را خواهند پذیرفت یا نه! آنان به خلوت گزینان بدگمان اند و باور ندارند که ما برای هدیه دادن بیاییم. گام هامان در کوچه هاشان طنینی سخت تنها می افکند و شبانگاهان در بستر چون صدای پای مردی را بشنوند که دیری پیش از بر آمدن خورشید می گذرد، چه بسا از خویش می پرسد که : این دزد به کجا می رود؟!
    به آدمیان رو مکن. در جنگل بمان! همان به که به جانوران روی کنی! چرا نه چون من باشی. خرسی میان خرسان ،پرنده ای میان پرندگان؟»

    زرتشت پرسید« قدیس در جنگل چه می کند؟»
    قدیس پاسخ داد:« سرود می سرایم و می خوانم و با سرودن می خندم و می گریم و زمزمه می کنم. این گونه خدای را نیایش می کنم. با سرود و گریه و خنده و زمزمه خدایی را نیایش می کنم که خدای من است. اما تو ما را چه هدیه آورده ای؟»
    زرتشت با شنیدن این سخنان در برابر قدیس سری فرود آورد و گفت « مرا چه چیز است که شمایان را دهم! باری، بگذار زودتر بروم تا چیزی از شمایان نستانم!» و این گونه پیرمرد و مرد خنده زنان چون دو پسرک از یکدیگر جدا شدند.

    اما زرتشت چون تنها شد با دل خود چنین گفت: « چه بسا قدیس پیر در جنگل اش هنوز چیزی از آن نشنیده باشد که خدا مرده است!»

  10. همانا کسانی که از امروز به آرش بیخدا و کافران فحش بدهد
    .
    .
    .
    به عمه محمد بن عبدالله فحش داده :

    سوره عمه یتسائلون ( ایه 260)

  11. خارق العاده منظورم نبوده، غیر قابل فهم هست.

    >منبع پارسی از «نیچه» برای آشنایی ذکر میکنید لطفا؟
    خیر خواندن به تنهایی مفید نیست شما فلسفه را باید سر کلاس و زیر نظر استاد بیاموزید. ضمن اینکه ترجمه های آقای آشوری از کتابهای نیچه ترجمه های خیلی خوبی هستند.

  12. نازنین حق با شماست.گاهی برای گرفتن پیام نیچه یک عبارت را چندین بار باید خواند.منتظر قسمت بعدی خواهم ماند.

  13. دیروز انگشتهای یکی رو تو شیراز قطع کردند به نظرت آینده ایران چه جوری میشه داره روز به روز به سمت طالبانیسم و خفقان بیشتر به پیش میره و مردم بدبختر و بیچاره تر میشن و چندان امیدی بهش نیست یا به زودی زود مردم قیام میکنند و این وضعیت عوض میشه؟

  14. قرآن پیچیده است؟

    • غیر قابل فهم هست، اثباتش هم بسیار آسان است آیه یکم سوره بقره رو هیچکس «نمیفهمه» تموم شد رفت.

      جدا از این اثبات مشخص است که درک یگانه ای نیز در فهم قرآن در 1400 سال گذشته وجود نداشته یعنی این کتابی نیست که همه بفهمند و یکجور هم بفهمند، اینکه قرآن قابل فهم نیست یک امتیاز مثبت برای قرآن نیست بویژه اینکه قراره این کتاب رو خدایی برای ما نوشته باشه و دستور العمل هایی به ما در آن داده باشه که لازمه ما به آن عمل کنیم.

      غیر قابل فهم بودن قرآن اتفاقاً میتونه نشون بده این کتاب از طرف خدا نیست، خدای فهیم و علیم و قادر اگر بخواهد چیزی را بصورت مکتوب برای انسان بفرستد باید آن مکتوب قابل درک باشد در غیر اینصورت کاری عبث و حتی بد است.

  15. فردریش نیچه : نادرستی یک حکم باعث نمی شود که آن حکم را رد کنیم ، احکام نادرست برای زندگی بشری ضروری است و رد کردن آنها را به معنای رد کردن زندگی است.

  16. با عرض احترام
    استاد شما کتاب های نیچه رو با چه زیبانی مطالعه کردین ؟ آخه ما اینجا ترجمه هارو میخونیم در کل نمیتونیم تشخیص بدیم مترجم چیکار کرده با مفهوم!!!!!!

  17. آرش عزیز: همسرم برایت ایمیلی فرستاد و پاسخی دریافت نکرد. سپس من ایمیلی برای شما ارسال کردم و پاسخی دریافت نکردم. برای سایت زندیق ایمیل فرستادم پاسخی دریافت نکردم
    در ایمیل عرض کردم که نزدیک به ۲۰ ساله که شروع کردم به مطالعه و پژوهشهای دینی و تاریخی و نزدیک به دو ساله که شروع کردم به نگارش مقالات کوچک تا با مقلات کوچک بتونم توان نگارشم رو که بسیار ضعیفه بالا ببرم و در اینده بتونم بهتر و بیشتر بنویسم
    تعدادی از مقالاتم رو هم برای شما و هم برای سایت زندیق ارسال کردم و نمی دونم بدستتون رسیده یا نه
    علت ایمیل زدنم این بوده که بر اساس مباحثه ای با مذهبیون که بر سر رضا( امام هشتم شیعیان) صورت گرفتُ‌بر آن شدم تا در رابطه با این آدم بنویسم ولی متاسفانه منابع تاریخی بسیار کمی در رابطه با این جناب ضامن آهو گیر آوردم
    یه چیزهایی جور کردم و میتونم چند صفحه ای دندان شکن و مستند بنویسم ولی به جهت کمبود منابع خودم رو خیلی راضی نکرده و به دنبال منابع بیشتری هستم
    سپاسگذار میشم اگر میتونستید منبعی معرفی نمایید
    ضمنا اگر مقالاتم به دستتون نرسیده و تمایل دارید نگاهی بهشون بیاندازید بهم بگید تا یه لینک دانلود براتون بفرستم
    به این شکل دیگه حتی نیازی نیست که من به شما ایمیل بزنم و یا شما به من ایمیل بزنید و از نظر امنیتی هم بهتر خواهد بود
    آرزوی پیروزی و بهروزی برایتان دارم
    هومن

    • من منبع مشخصی برای امام رضا ندارم امام رضا اصولاً آدم مهمی نیست در طول تاریخ که کسی در موردش کتابی نوشته باشه همین آثار در پیتی شیعیان منابع اصلی موجود هستند.

      • نمی دانم چرا نوشته ی من حذف می شود.آرش واقعا توبه دلایل زیادی پست وفرومایه هستی .نوشته ها وکتابها واراجیف این وبلاکها و…را خواندم خیلی بچگانه وبی ارزش است.

        • چقدر کار ابلهانه ای کردی که نوشته های خیلی بچه گانه و بی ارزش رو خوندی 🙂 بقیه کارات هم همینجوری ابلهانه است یا فقط این یکبار ابلهانه رفتار کردی؟

هرچه میخواهد دل تنگت (اگر بدرد بخور هست البته) بگو.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: