سکولاریسم و لائیسیته

بالاترین یکی معدود سایتهای ایرانی مورد علاقه من و احتمالاً خیلی از شما اخیراً ویدیویی در ارتباط با مفهوم سکولاریسم و لائیسته اختصاص داده که سعی کرده تفاوت میان این دو واژه رو روشن کنه.

البته بحث جدیدی نیست خیلیها نیز قبلاً در این زمینه اظهار نظر کرده اند، من هم نظرم رو اعلام میکنم.

واژه ها در حوزه های مختلف و سیاقهای مختلف معانی مختلفی پیدا میکنند، چیزی که راجع به سکولاریسم باید به آن توجه کرد این است که سکولاریسم معمولاً (1) در حوزه سیاست (2) در حوزه شخصی مطرح میشود.

در حوزه شخصی وقتی گفته میشود شخص الف آدم سکولاری است، مفهوم چیزی نیست جز اینکه او شخصی «دنیوی» است، به ماوراء دنیا اعتقادی ندارد. توجه کنید که این به آن مفهوم لزوماً نیست که «دین ندارد» بر خلاف آنچه سروش میگوید. چون ادیان همگی ماوراء طبیعی نیستند. همچنین سکولار بودن به معنی دین ستیز بودن نیز نیست، یک آدم سکولار میتواند دین ستیز باشد و میتواند دین ستیز نباشد. همانطور که یک آدم دیندار نیز میتواند دین ستیز باشد یا نباشد. مثلاً پیامبر اسلام یک آدم دیندار و دین ستیز است، او با دین بت پرستان سر ستیز داشت، یا خمینی و امثال او افرادی دیندار و دین ستیز هستند چون با بهائیت ستیز میکنند.

لذا توجه داشته باشید که سکولار بودن در حوزه شخصی به معنی دین ستیزی نیست بلکه به معنی باور نداشتن به آنچه فرای دنیا است میباشد.

اما بحث سکولاریسم در حوزه شخصی زیاد اهمیتی ندارد چون واژه های دقیقتری همچون خداباور و بیخدا و ندانمگرا (که در ویدیوی بالاویزیون به خطا از واژه اگنوستیزم برای آن استفاده شده در حالی که واژه درست اگنوستیسیزم هست) در حوزه شخصی وجود دارند که تعاریف دقیق تری دارند. سکولاریسم در حوزه سیاست است که دارای اهمیت است و از واژگان کلیدیست.

حکومت سکولار را تنها در مقابل حکومت دینی میتوان تعریف کرد یعنی اگر دین وجود نداشت و در ادامه آن حکومت دینی نیز وجود نداشت اساساً نیازی به پدید آمدن این واژه نبود. حال حکومت سکولار چه نوع حکومتی است؟ تشریح این واژه تنها با توجه به حکومت مقابل آن یعنی حکومت دینی میسر است.

در حکومت دینی (که ما از آخرین نوع آنها را در تاریخ داریم) نهاد دین و نهاد حکومت یکی هستند یعنی تکوین قوانین و شیوه مدیریت و تصمیم گیری ها برای حکومت با ملاک های دینی و توسط متخصصان دینی (آخوندها) و از روی تفسیر آنها از دین شکل میگیرد.

برای نمونه فرض کنید پارلمان کشور میخواهد تصمیم بگیرد که همنجسگرایی آزاد باشد یا نباشد، در حکومت دینی برای تصمیم گرفتن در این مورد به نظرات و توصیه های امام صادق و امام باقر و چهارده تازی و تازینامه و خزعبلات دزدان بیابانهای عربستان مراجعه میشود، لذا نماینده های پارلمان اگر بخواهند سر این موضوع با یکدیگر بحث کنند سر این بحث میکنند که کدام عرب مقدس نظرش چه بوده یا نبوده، یا در نهایت اینکه تفسیر کدام مرجع دینی از سخنان و یاوه های منقول از آن چهارده تازی چه بوده، لذا توجه کنید که در حکومت دینی مرجعیت با دین است! نه تنها در قانون اساسی و قوانین دیگر و بلکه در شیوه های رفتاری نیز وضعیت همین است، چندیست که آیت الله خامنه ای خودش را جای علی بن ابیطالب قتل عامگر و پرورده دست محمد بن عبدالله گذاشته و شیوه حکومت خود را با او مقایسه میکند، مثلاً همانطور که شریح قاضی و سعد بن ابی وقاص و ابوموسی اشعری و سلیمان صرد خزاعی و شبث بن ربعی و غیره از خواص و اطرافیان محمد و حتی گاهی علی بوده اند و بعدها با علی درگیر شدند خامنه ای نیز معتقد است که خواص دور او یعنی رفسنجانی و به ویژه رفسنجانی و در ادامه موسوی و کروبی نیز از همان دسته اند و همانطور که علی با اراذل یاد شده جنگید او نیز با اراذل دیگر خواهد جنگید!

در حکومت دینی یک نفر میشود نماینده خدا و مخالفان و منتقدان او میشوند دشمنان خدا، یک نفر میشد حق، دیگران نیز یا میشوند طرفدار حق و یا طرفدار باطل. حکومت های دینی به سبب شباهتهایشان مشکلات و سرنوشت های مشابهی نیز دارند آنچه در ایران امروز میگذرد دقیقاً شبیه همان چیزیست که بر علی گذشت و پس از او و پیش از او نیز بر سایر حاکمان و خلفای مسلمان گذشت.

پس از توجه به اینکه حکومت دینی چگونه چگونه کار میکند حال میتوان حکومت سکولار را بهتر تشریح کرد، در حکومت سکولار دین دارای مرجعیتی نیست، یعنی اینکه امام باقر چه گفته و چه نظری داشته ذره ای اهمیتی ندارد، در حکومت سکولار اگر نمایندگان پارلمان بخواهند بر سر آزاد بودن همجنسگرایی یا آزادی ازدواج همجنسگرایان با یکدیگر بحث کنند ملاک بحث آنها متون و تفاسیر دینی نیست! بلکه بحث بر سر ضرر و زیان و منفعت چیزهای مختلف برای انسان است.

بنابر این هر حکومتی که در آن دین مرجع تصویب قوانین نیست و به دین بعنوان حقیقت مطلق نگاه نشود، آن حکومت حکومتی سکولار است، همین و بس.

با توجه به این تعریف، حکومت صدام حسین، فرانسه، آمریکا، آلمان، هیتلر، استالین، مائو، فیدل کاسترو و غیره حکومت هایی سکولار بودند.

نکاتی که معمولاً شبهه بر انگیز هستند و باید به آنها توجه کرد از این قرارند:

1- آیا حکومت فرانسه که تلاش میکند دین را از عرصه های عمومی جامعه خارج کند حکومتی سکولار است یا لائیک؟

چنین پرسشی این فرض را در خود پنهان دارد که میان سکولاریسم و لائیسیته تفاوت است، همانطور که در برداشت ویدیوی بالاویزیون میبینیم این تلاش بر این است که میان ایندو تفاوت قائل شوند.

حال آیا سکولاریسم و لائیسته متفاوتند یا یکی؟ نظر من این است که سکولاریسم (که توصیف شد) و لائیسیته (حکومتی که تلاش میکند دین را و نمادهای دینی را از عرصه های عمومی مثل مدارس و بیمارستانها و … خارج کند) دو موضوع متفاوت از هم هستند! یعنی قابل مقایسه و در مقابل هم نیستند، حکومت سکولار تنها در مقابل حکومت دینی است نه در مقابل حکومت لائیک.

برای اینکه بفهمیم فرانسه حکومتی سکولار دارد یا نه باید از خود بپرسیم آیا در فرانسه دین مرجع تصمیم گیری برای رفتار و قانون گذاری هست یا نه؟ پاسخ منفیست، لذا فرانسه حکومتی سکولار دارد.

اما اینکه در حکومت سکولار فرانسه تصمیم بصورت دموکراتیک بر این گرفته شده است که با نمادهای دینی مبارزه شود یا اینکه حکومت فرانسه بطور کلی روی خوش به دین نشان نمیدهد فرانسه را علاوه بر سکولار بودن به یک کشور لائیک نیز تبدیل میکند.

یعنی فرانسه یک کشور سکولار و لائیک است، در حالیکه امریکا یک کشور سکولار غیر لائیک است.

لذا میان ایندو ارتباط مستقیمی وجود ندارد.

2- آیا با توجه به اینکه اکثر مردم آمریکا خداباور و مسیحی هستند کشور آمریکا یک کشور سکولار است؟

بازهم برای پاسخ دادن به این پرسش باید از خود پرسید که آیا در امریکا انجیل مرجع قوانین و تصمیم گیری ها است یا نه؟ پاسخ منفی است، در آمریکا رئیس جمهور میتواند به مسیحیت یا هر دین دیگری اعتقاد داشته باشد یا نداشته باشد این عقیده شخصی اوست در قانون گذاری و تصمیم گیری ها دین ملاک نیست!

بنابر این آمریکا یک حکومت سکولار دارد.

3- آیا در حکومت سکولار قوانین دینی میتوانند وجود داشته باشند؟

بله میتوانند وجود داشته باشند، ولی نه به این دلیل که قوانین دینی هستند بلکه به این دلیل که قوانینی هستند که به تشخیص قانون گذاران برای اجتماع مفید هستند. مثلاً اگر در پارلمان طرفداران آزادی همجنسگرایی بیش از مخالفان باشند یا برعکس قوانین نیز بر همان نسبت تغییر خواهند کرد.

به عبارت دیگر در یک حکومت سکولار نیز ممکن است تشخیص قانونگذاران همان چیزی باشد که یک دین توصیه کرده است، مثلاً در دین اسلام کشتن پدر و مادر بدون هیچ علتی و فقط برای لذت بردن از قتل، یک جرم است، همین فعل در تمام حکومت های سکولار نیز جرم است، ولی این کار به این دلیل جرم نیست که دین اسلام یا دین مسیحیت چنین خواسته، بلکه به این دلیل است که قانونگذاران چنین تشخیص داده اند.

لذا فرق است میان ملاک نبودن و مرجع نبودن دین، و قوانین دینی، نکته قابل توجه در اینجا آن است که کسانی که دیندار هستند و معتقدند دینشان حقیقت مطلق است، نیز نباید از حکومت سکولار بترسند، چون در حکومت سکولار نیز میتوانند مثلاً با ادله و استدلال دیگران را متقاعد کنند همجنسگرایی باید غیر قانونی باشد، منتها نه با دلایل نقلی از مراجع دینیشان بلکه با ادله منطقی و عرفی و این دنیایی. اینکه میبینید اسلامگرایان از حکومت سکولار وحشت دارند به این دلیل است که خود نیز میدانند دلایل معتبری برای عقاید مزخرفشان ندارند و افکار عقایدشان در شرایط آزاد توان رقابلت با باورهای متفاوت را ندارند لذا مجبورند دین را مرجع و اصل قرار دهند که مجبور به بحث و دفاع از عقاید باطل خود نباشند.

این نکته ایست که خیلیها متوجه نمیشوند مثلاً در این ویدیو در (1:17) گفته میشه که توی حکومت سکولار ارث زن و مرد برابره! این حرف در نظر غلطه یعنی اگر ارث زن و مرد جایی برابر نبود نمیشه گفت اون حکومت سکولار نیست ممکن است پارلمان یک کشور تصمیم بگیرد به دلایل اجتماعی و اقتصادی ارث نابرابر بین وارثین تقسیم شود. حقوق زن و مرد همیشه برابر نبوده هنوز هم نیست حتی در خیلی از کشورهای پیشرفته دنیا، نمیشه گفت اینها کشورهای سکولار نیستند!

4- آیا در حکومت سکولار به عقاید دینی احترام گذاشته میشود؟

به این پرسش نمیتوان پاسخ قطعی داد، یک حکومت سکولار ممکن است به این نتیجه برسد که دین اصولاً برای جامعه مضر است و باید از میان برود، در حکومت سکولار استالین چنین اتفاقی افتاد، در حکومت سکولار امریکا چنین اتفاقی نیافتاد، در حکومت سکولار و لائیک فرانسه نیز این احترام مسلماً کمتر از آمریکا و آلمان است. اینکه یک حکومت سکولار باشد یعنی دین در آن مرجعیتی نداشته باشد به خودی خود رفتار آن حکومت در قبال دین را مشخص نمیکند!

لذا یک حکومت سکولار هم ممکن است حکومتی دین ستیز باشد هم نباشد. ربطی میان دین ستیزی و سکولاریسم نیست، همانطور که ربطی میان کچلی و گوشتخوار یا گیاهخوار بودن نیست.

5- آیا سکولاریسم خوب است؟! آیا ما به حکومت سکولار نیاز داریم؟

نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که سکولاریسم به خودی خود از نظر من بعنوان یک آدم لیبرال و آتئیست و کاپیتالیست و دموکرات و جمهوری خواه برای سعادت نسبی بشر کافی نیست، من شخصاً به دنبال حکومتی هستم که هم دموکرات باشد، هم سکولار باشد، هم پایبند به حقوق بشر.

همانطور که گفته شد حکومت استالین و صدام حسین هم سکولار بودند، اما دموکرات نبودند، حکومت هیتلر نیز سکولار بود، و حتی با دموکراسی روی کار آمد، اما مبتنی بر حقوق بشر و پایبند به آن نبود. این سه مفهوم در کنار
یکدیگر یک حکومت ایده آل (برای من) را تشکیل میدهند نه به خودی خود و به تنهایی.

به نظر من حکومت در ایران باید قطعاً سکولار باشد، یعنی نامی از اسلام در قانون اساسی و سایر قوانین کشور نباید آورده شود، حال اینکه حکومت چه برخوردی را نسبت به ادیان پیش بگیرد دیگر به مسئله سکولاریسم باز نمیگردد، حکومت ممکن است تصمیم بگیرد با یک سری قوانین دینی مثل ختنه و صیغه و قصاص و حتی حجاب مبارزه سازمانیافته بکند یا نکند، این بر میگردد به رای مردم و نظر نمایندگان مردم. اگر نظر شخصی من را بخواهید من معتقدم قوانین و رسومات دینی باید بررسی شوند اگر تشخیص داده شد که مخالف حقوق بشر و یا مضر برای جامعه هستند باید ممنوع شوند اگر نه تحمل. حکومت نباید سیاستی کلی نسبت به دین داشته باشد، حکومت نسبت به دین باید بی طرف باشد نه با دینی مبارزه کند نه دینی را به رسمیت بشناسند، کار اصلی حکومت برداشتن آشغال از در خانه مردم و گرداندن امور اجتماعی مردم است نه تشخیص حقیقت!

حکومت یعنی یک سری کارمند که ما مردم آنها را برای مدت کوتاهی استخدام میکنیم برای خدمت به ما! اگر از کار آنها راضی بودیم بازم ممکن است آنها را استخدام کنیم اگر نه باید بروند کار دیگری پیدا کنند. لذا سکولاریسم به خودی خود کافی نیست. چنین مجموعه ای به «دین» نیازی ندارد، حکومت را از این لحاظ که وظایفی دارد و کارکنانی دارد میتوان به یک تیم فوتبال یا یک شرکت تجاری تشبیه کرد، دین شرکت گوگل چیست؟ دین تیم چلسی چیست؟ میبینید که یک شرکت نمیتواند دین داشته باشد، یک تیم فوتبال نمیتواند دین داشته باشد، همانطور که وظیفه بازیکنان تیم فوتبال این است که بروند و گل بزنند، وظایف بخشهای مختلف حکومت نیز مشخص است، حکومت وزارت آموزش و پرورش دارد، وزارت راه و ترابری دارد، و اینکه اعضای حاکمیت چه دینی دارند اهمیتی ندارد آنچه اهمیت دارد این است که کارشان و وظیفه شان را به بهترین نحو در ازای پولی که ما مردم به آنها میدهیم برای ما انجام بدهد.

6- آیا حکومت سکولاریسم میتواند در یک جامعه مذهبی شکل بگیرد؟

بله نه تنها در یک جامعه با اکثریت دینی مثل آمریکا یک حکومت سکولار میتواند شکل بگیرد، بلکه اتفاقاً توجه به سکولار بودن حکومت در جامعه ای که مذهب نقش پر رنگی در آن دارد از اهمیت بسیار بالاتری برخوردار است.

مثلاً در هند این تنها سکولاریسم است که هزاران دین و باور مختلف را کنار هم نگه داشته، اگر در هند سکولاریسم نباشد باید حکومت دینی باشد، کدام دین میتواند در هند حکومت بکند؟ هر حکومت دینی قهراً مجبور است دینی رسمی داشته باشد، و ادیانی را به رسمیت بشناسند و ادیانی را نیز ضاله تشخیص داده و با آنها ستیز کند. اینجاست که انواع و اقسام درگیری های دینی و مذهبی شکل خواهد گرفت، حکومت دینی اصولاً نمیتواند دموکرات باشد، نه در تاریخ چنین شتر پلنگی بوجود آمده نه در امروز وجود دارد.

بنابر این آدمهای دین دار اگر عقلشان برسد که نمیرسد باید بیش از دیگران به دنبال حکومت سکولار باشند. چون فقط حکومت سکولار میتواند به همه ادیان به یک اندازه احترام بگذارد و بیطرف باشد، حکومت دینی همانطور که گفته شد مجبور به تکفیر دسته ای از ادیان است.

Advertisements

19 پاسخ

  1. جناب آرش. براي وضع يك قانون شايد به تعداد آرايي كه شمرده ميشند استدلالهايي وجود داشته باشه كه هر كدوم هم خودشون رو از ديگري محقتر ميدونند. بنابر اين مهم اين نيست كه استدلال چيه. مهم اينه كه اكثر آرا چي هست. در واقع بهتره بگيم استدلال ارزونيه صاحبان راي. مهم فقط تعداد آراست. حتي اگرچه از دل اين آرا ديوي مثل حكومت اسلامي بوجود بياد. نظر شما چيه؟

    • همانطور که گفتم این سه چیز «دموکراسی، حقوق بشر، سکولاریسم»، همگی در کنار هم نظامی ایده آل را در نظر من پدید می آورند، و هر کدام به خودی خود کافی نیستند.

      در مثالی که زده اید گویا دموکراسی موجود اما حقوق بشر معدوم است، مثال روشنتری این باشد که اگر دموکراسی برقرار شود شاید مردم شیراز تصمیم بگیرند با رای اکثریت مردم اراک را بکشند، چنین عملی ممکن است دموکراتیک باشد اما سازگار با حقوق بشر نیست، به عبارت دیگر دموکراسی محدود به حقوق بشر است و مردم اصولاً نمیتوانند راجع به چیزی که متضاد با حقوق بشر است تصمیمی بگیرند.

  2. بدبختیم که تو ایرانیم

  3. آرش جان
    من به حقانیت مطالبت ایمان دارم , یک سری به رشد زدم و کتاب چهارم انسانی جامعه شناسی اش را دانلود و قسمت سکولاریسمش را مطالعه کردم.
    متاسفانه تفاوت بسیاری وجود دارد , مثلا از سکولاریسم به عنوان رویکرد ضد دینی و «دنیوی» اشاره کرده! به نظرت اشتباه است این گفته؟
    به عنوان مثال از نویسنده سوال شود در این توضیح پس چه تفاوتی میان رویکرد دولت احمدی گشاد با دولت اوباما وجود دارد! به نظرم با این سوال نویسنده کتاب بپیچد!
    به نظرت سوال درستی هست؟
    ممنون

    • اگه نویسنده حزب اللهی باشه البته یک مقدار زیادی طبیعی هست که سکولاریسم رو دارای رویکرد ضد دینی ببینه، به دلیل اینکه بینش دینی او سیاسیست و دینش شامل قوانینی میشوند، ضدیت با آن قوانین نیز ضدیت با دینش است و سکولاریسم معمولاً به ضدیت با قوانین غیر اخلاقی و غیر عقلانی دینی میشود لذا طبیعیست او سکولاریسم را ضدیت با دینش ببیند اگرچه ضدیت با دین هدف سکولاریسم نیست ولی در مقابل اسلامی که تمامیت خواه است در عمل بیراهه نیست اگر سکولاریسم دین ستیزی تلقی شود.

      • دستت طلا خوب در مورد رویکرد دنیوی نظر شما چیست؟
        به زعم من رویکرد دنیوی یعنی کار های روزمره که یک دولت ماظف به انجامشون هست.
        بعد در تعاریف خیلی اشاره به رویکرد دنیوی کردن حکومت سکولاریسم کرده.
        نظر شما در این رابطه چیست؟

  4. نیازی به پاسخ نمیبینم ملاکهایی که من در اینجا نوشتم خیلی روشن هستند، اینکه اینها بر حکومت کوروش صدق میکنند یا نه بحث دیگریست و بی ارتباط.

  5. مرسی(بابته نوشتار).

    من خودمم با نوشته های زندیق کم کم آتئیست شدم.
    آرش هم سوادش تو این مسائل و البته رشته ی خودش از من خیلی بیشتره.
    هرکسیم آزاده هرکسی رو استاد صدا بزنه.

    اما نمی دونم چرا احساس می کنم وقتی آرشو استاد صدا می زنین خندم میگیره، انگار نوشته هاشو نفهمیدین.
    فقط احساسم بود.

  6. برداشتی که به سختی می توانستم از یک کتاب بدست آورم با قلم صریح و ایجاز شما در یک نوشتار منطقی و علمی حاصل شد.
    به پنج بار خواندش ارزید هرچند با عقایدم در تقابل است..ساغ اول

  7. استاد ، ممنون استفاده کردم . تا امروز نمیدونستم ایدئولوژی چه معنایی داره ! ولی از توی نظرها فهمیدم .بازم ممنون.

  8. درود استاد مفید بود استفاده کردیم
    اگه صلاح میدونید درمورد چپ ها هم بنویسید و مقایسه اشون کنید

  9. به فرزندان خود شنا و سوارکاری بیاموزید، چون مملکت هم روی آب است، هم خر تو خر!

  10. حکومت استالین و مائو ابدا سکولار نبوده اند. فرق آنها با سایر حکومتهای دینی در این است که مبنای تصمیمات آنها دینهای ابراهیمی نبوده است ولی از دین جدیدی استفاده می کرده اند که پیامبرش مارکس بوده و علی اش لنین و … .

    در تصمیمات آنها هرگز عقلانی بودن و سود انسانها ملاک نبوده است ولی ارزشهای اصیل مارکسیستها ملاک بوده است.

    • دین تعریف مشخصی داره نمیشه شما با هر ایدئولوژی که باهاش مخالفی بگی دین.

      سکولاریسم به معنی جدایی ایدئولوژی از امور سیاسی نیست و اصولاً چنین امری محال است، انسان بدون ایدئولوژی (جهانبینی) وجود ندارد.

      مارکسیسم و کمونیسم در نزد عقلا دین نیستند ایدئولوژیهای سیاسی هستند.
      ملاک سود انسانها بود ولی در تشخیص سود به دلیل غلط بودن آموزه ها و افکار کمونیستی در عمل به ضرر انسانها تموم میشد.

  11. برای فیسبوک زندیق
    ++++++++++++

    این جمله از کیست؟
    من با ترور پیروز شدم.

    1- اسامه بن لادن
    2- سید مجتبی نواب صفوی
    3- محمد بویری
    4- پیامبر اسلام

  12. ممنون مفید بود

  13. پس از سالها استاد مطلب جديدى نوشت!
    مرسى مثل هميشه استفاده کرديم.
    سلامتى استاد آرش بيخدا 😉

هرچه میخواهد دل تنگت (اگر بدرد بخور هست البته) بگو.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: