عید فطر مبارک

Advertisements

108 پاسخ

  1. به اطراف خود بنگرید. تکنولوژیهایی را که باعث افزایش کیفیت و رفاه زندگی شما نسبت به انسانهای باستانی شده ببینید. سیستم گرمایش-خانه-اتومبیل-بهداشت -موبایل-اینترنت و صدها تکنولوژی دیگر که امروز استفاده میکنید چه ربطی به ادیان اسلام و مسیحیت و خدا و اینطور موهومات دارند؟ ادیان و خدا در بوجود آوردن کدامیک از این تکنولوژیها موثر بوده اند؟ کشیش و آخوند و خاخام و راهب بودایی و درویش و عارف چه قدمی برای بهبود سطح کیفیت زندگی بشری برداشته اند؟ کدام قسمت از رفاه نسبی زندگی کنونی را مدیون ادیان هستیم؟ کدام حکومت دینی و خدایی در جهان بوده که فاسد و مستبد نبوده باشد و باعث پیشرفت و آبادانی و رفاه عمومی شود؟ واقعا در طول تاریخ بشری دین و خدا و اینطور توهمات به چه درد بشریت خورده؟

  2. واژه خدا نه از روی دانش بلکه از روی نادانی بشر باستانی بوجود آمده .
    در یک جمله میتوان خدا را چنین تعریف کرد:
    خدا ارگاسم تخیل برای اذهان نادان است.
    لذت این ارگاسم برای اذهان نادان به حدی است که مانع از دیدن واقعیتهای جهان میشود پس نمیتوان از یک اجتماع خداباور انتظار واقعبینی داشت این در حالیست که اولین قدم برای حرکت به سوی زندگی بهتر واقعبینی است.

  3. ددر بحث اخلاق و در بعد تئوریک تعریف اخلاق از دیدگاه های مختلف فلسفی با شما هیچ اختلافی ندارم. در بعد شناختی و پایبندی به حقایق نیز با شما خم عقیده هستم. از بعد آماری هم قبول دارم که اخلاق در جوامع غربی بسیار متعالی تر است تا آنچه در ممالک عقب مانده و مذهبی دیده می شود. نکته مورد اشاره طرح و بیان یک مشکل مهم در جامعه ایرانی های جوانی است که باور های مذهبی را کنار گداشته اند و بجای آنکه بیایند فلسفه عقلانی تری در مسائل اخلافی اتخاذ کنند فلسفه اخلاقی ماکیاوایستی را برگزیده اند. به هر حال بر اساس مشاهدات من این مشکلی هست که وجود داشته و باید در رابطه با آن چاره ای انذیشید. فکر کردم مطرح کردنش خالی از فایده نیست و شاید بتوان با کمک همفکران و دوستان این وبلاگ راهکارهایی برای این مشکل اندیشید.

    • ببینید چیزی به نام فلسفه اخلاقی ماکیاولیستی وجود نداره، ماکیاول با کتابی که نوشت سعی کرد دشواریهای یک حکومت خود کامه رو نشون بده آقای دکتر رامین جهانبگلو کتابی کوتاه ولی کافی در این ارتباط دارند، آنچه ماکیاول نوشت در واقع خلاصه ای بود از آنچه وی از سرنوشت پادشاهان و خودکامگان میدید، اینها رو قانونمند کرد، نگاه به این اتفاقات و قواعد نسبی که در تاریخ تکرار میشوند میتونه به یک آدم نشون بده که چرا تمرکز قدرت دست یک نفر فاجعه آمیز هست.

      آموزه های ماکیاول بیشترین کاربرد رو امروزه در مدیریت و بیزنس و سیاست دارند، چیزهایی هستند که هرکس با این دست مسائل سر و کار داره بد نیست بدونه…

      لذا به نظر من اینکه شما میگویید برخی با بیخدا شدن بیشتر به دنبال منافع خودشان افتاده اند نه تنها چیز بدی نیست از نظر من بلکه چیز خوبی هم هست.

      اما سهم بزرگی از وضعیت اخلاق در جامعه دست حکومت هست، یعنی حکومت اگر شایسته باشد، قوانین درست حسابی داشته باشد و از آن مهمتر خود به آن قوانین احترام بگذارد و مجری خوبی برای قوانین نیز باشد خود این قضیه میتواند به اخلاقمداری در جامعه کمک کند. جدا از این، تمام اینها به وضعیت اقتصادی افراد و جامعه نیز ربط دارد، که بازهم بخش مهمی از آن با حکومت ارتباط برقرار میکنه. جایی که مردم گرسنه هستند، یا احساس امنیت نمیکنند هستند نمیتوان انتظار داشت همچین زیاد اخلاقمدار باشند.

      شما نمیدونم با هرم سلسله مراتب نیازهای مزلو آشنا هستید یا نه اگر به هرم نگاه کنید اخلاق و فضائل و سایر جنبه های لطیف انسانی در بالاترین جایگاه هرم قرار دارند، یعنی اگر سطوح پاین تر که اکثراً در ارتباط تنگا تنگ با رفتار حکومت است، لنگ باشند هرگز کار به آن سطوح بالا نخواهد رسید!

      کار حکومت در واقع اینه که آدمها رو به سمت بالا در این حرم حرکت بده، وقتی به آن بالاترین سطح ها میرسند توجهشان معطوف به لطائف زندگی نیز خواهد رسید، البته ما داریم راجع به آدمهای معمولی صحبت میکنیم استثنا طبیعتاً وجود داره، برخی آدمها خوب طبیعی نیستند روانپریشند 🙂

      اینه که مشکلی که شما پیدا کرده اید، و آنهم بی اخلاق شدن بیخدایان است به نظر من مشکلی واقعی نیست، ولی من منکر این نیستم که ما اخلاق در حال سقوطه… من مقصر اصلی رو حکومت میدونم، حکومتی وحشی و بیابانی و هزاران سال دور از امروز. راه حلش اما این نیست که مردم ما بیشتر مذهبی بشوند! دین ضامن اخلاق در جامعه نیست.

  4. آرش جان هی از جمهوری اسلامی ایراد میگیری ببین تلویزیون جمهوری اسلامی چی شده که خودش داره از امام حسین ایراد میگیره.اگه صبر کنی کم کم از عید فطر و بقیه چیز ها هم ایراد میگیرن و اسلام را خودشون به زباله دان میریزند

    • دیده بودم اینرو نازنین، بله اینها مجبور هستند به این سمت حرکت کنند و بالاخره روزی منتقدین اسلام رو به رسمیت بشناسند به دلیل اینکه ما بخش مهمی از جامعه رو تشکیل میدهیم.

      اما حرف آن بانو که میگفت ذکر مصبیت امام حسین باعث نابودی بنی امیه شد حرف بسیار غلطیه، ابومسلم خراسانی (یک ایرانی) بود که سرانجام توانست بنی امیه رو از بین ببره، نه شیعیان!

      • نه عزیز منظور من اینه که این آخوندا دقیقا کاری را که مد نظر شماست انجام بدن چرا ایراد میگیری ازشون؟به کتاب سه جلدی اسماییل رایین رجوع کنید با نام فراماسونری در ایران میتونید از اینجا دانلود کنید:
        http://dl4.mihandownload.com/2011/Alipour0c/2011.4/free_inb_iran.rar
        خود نویسنده هم اسلامیست هست و ریسرچ های دقیق و جالبی کرده در رابطه ارتباط آخوندا با فراماسونری که برنامه کاری اینها اینست که برنامه نظم نوین جهانی را سرعت ببخشند و اسلام یه جورایی منحل کنند و جهان را برای یه دین منحصر جهانی اماده کنند
        در کتاب دیگر آقای رایین با نام حقوق بگیران انگلیس میبینید که علنا اخوندای مارمولک از سفارت انگلیس پول دریلفت میکردند تا برنامه های فراماسونری را به کرسی بنشانند
        همین الان جمهوری اسلامی سریالی ساخت تحت عنوان قلب یخی از یوتیوب نگاه کن:

        فصل اول و دوم را ساختند که کار به جاهای باریک کشید و نشون دادکه کله گنده های حزب الهی و اخوند و غیره به این جامعه سری فراماسونری متصل هستند که فصل سوم را ممنوع کردند و اجازه پخش ندادن

  5. 80 درصد مسلمانان جهان سنی اند. طبق شریعت سنی امامان شیعه زنا زاده اند. زیرا در مذهب سنی صیغه و متعه معادل زناست. امامان شیعه همگی بجز چند امام ازدواج دائم نمی کرده اند کنیز باز بوده و حرمسرا داشته و خودشان و فرزندانشان کنیز زاده اند لذا سنی ها آنها را زنازاده میدانند.

  6. شاید شما هم خوشحال شوید
    حجت نیکویی آزاد شد

    ایمیل که نوشتم مال خودم نیست

  7. آرش من یه مقاله دارم ، به نظرت می تونه تو وبسایت زندیق قرار بگیره ؟ البته بعد از بازبینی و تائید خودت
    http://fa.wikiquote.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Testing50/test&oldid=43479

  8. 😀
    اومید واریم چیزی هرچند کوچک از وضعیت ادبیات عرب بهره برده باشید ..فیوجان و تو چون مرا تحقیر کردی با تو مذاکره نخواهم کرد 😡

    • بنده قصد تحقیر نداشتم اما کماکان بر این نظرم تاکید دارم که شما ادبیات عربتون در سطح خیلی پایینی قرار داره . چناب آقای آرش بی خدا هم باید بدونن که در هر زبانی بالاخره یک سری اصول ثابت وجود داره . اگر قرار باشه اصول ثابتی نباشه همه چی قابل ایراده و از طرفی قابل اصلاح . در ثانی اینکه کسی نمیتونه مثل قرآن بیاره به این معنا نیست که کلامش لزوما غلط باشه .
      بهتره بری بازم ادبیات عرب بخونی نازنین .

  9. #د وستان من میخواهم ادعایی داشته باشم سپس ثابتش کنم ..
    ‏% در ادبیات عرب هیچ گاه با قاطعیت نمیتوان گفت این ترکیب اشتباه است و یا درست است !
    ممکن است یک ساختار و ترکیب ادبی در نظر نحوی دان آقای‎ A ‎و‎ ‎ B ‎درست باشد با دلیلM ‎ ..اما همین ترکیب از نظر نحوی دان آقای FوG اشتباه باشد با دلیل Z ..!
    معنی کلام مشروط به نسبت دید نحوی دان است..مثال خواهم زد
    حتا در خود یک کلام نیز هیچ گاه یک وجه وجود ندارد !
    به این کلام حضرت پیغمبر دقت کنید :
    لا تاکل سمکا و تشرب لبنا
    1‏)‏ معنی این جمله چیست ؟
    2‏)چند وجه میتوان برای تشرب در نظر گرفت ؟
    .
    .
    معنی این متن منوط به نسبتی است که ما در نظر میگیرم !
    @اگر تشرب را عطف به تاکل کنیم آنگاه به معنی نهی خواهد بود >> ماهی نخور و شیر ننوش
    ‏@اگر تشرب را عطف بر معنی (در نزد بصریون) کنیم آنگاه به معنی نهی از جمع بین دو امر خواهد بود >> هنگامی که شیر مینوشی ماهی نخور
    ‏@اگر واو را استناف در نظر بگیریم آنگاه به معنی نهی از امر اول و اجازه امر دوم خواهد بود >>ماهی نخور ، شیر بنوش

    • هر زبانی همین ویژگی رو داره نازنین، این حرف که آقای مغالط میگه زبان عربی یک زبانیه که قوانین مشخص و محکمی داره که هیچوقت تغییر نمیکنند حرف درستی نیست، زبان عربی با بقیه زبانها از این نظر نمیتونه فرقی داشته باشه، منتها ایشون دوست داره که اینطوری باشه، یا بهتر بگویم صنف آخوندها به اینکه عربی اینگونه باشه نیاز دارند و براشون لازمه که اینطوری باشه، و الا طبیعتاً کسی حرفهاشون رو راجع به قرآن قبول نمیکنه 🙂

      • حالا جالبه که گاها یک اصلی رو خودشان بیان میکنند ولی وقتی در کتابشان خلاف آن اصل را یافتند سعی میکنند که با تفسیر و وصل کردن و بریدن سرو ته آیه ها قضیه را ماستمالی کنند لذا در این رهگذر هم نظرات شخصی و هم تفاسیرشان را عین دستور زبان عربی میدانند و آنرا ادبیات عرب گویند.
        مثلا در جملات عربی معطوف اگر معلول عمل نخست باشد به جای حرف — و — از — فای عطف — استفاده میکنند. یک مورد از این اشتباه را نویسنده عراقی در مانیفست محمد یافته بود من آنرا به پسر داییم نشون دادم رفتارش خیلی عجیب بود زمین و آسمان رو به هم میدوخت و دلیل های عجیب و غریب می آورد و به قول نویسنده عراقی اگر این اشتباه دستوری در جایی غیر از قرآن اتفاق افتاده بود آنرا بلافاصله رد میکردند و در مردود دانستن آن تعلل نمیکردند.
        http://www.4shared.com/photo/TUgcldNy/Capture.html

        • برای فهم این مطلب که واو در اینجا چه برتری های بلاغی بر فاء دارد شما لطف کنید به تفسیر «کشاف زمخشری» مراجعه کنید و تفسیر این آیه رو که در این عکس آووردید رو بخونید تا بلکه کمی بلاغت یاد بگیرید .

  10. >>
    جناب عالی ظاهرا ادبیات عربت در حد دوره راهنمائیه . پس لطف کن یه گوشه بشین و فقط نظاره گر باش << …
    خود بزرگ بینی هم فکر کنم حدی داشته باشد .@. .آره ..باید اول این را گوشزد شوم که من کتاب بهجه المرضیه سیوطی شرح ابن عقیل مغنی اللبیب ابن هشام را در حد عالی خوانده ام و ****** با نمره **** در درس ****** کتاب مغنی الادیب ****** قبول شده ام..سپاس گزار خواهم شد اگر مرا تحقیر نکنید !!!

    ====آقا یا خانم طلبه لطف کنید اطلاعات شخصی از خودتون ندید که دردسری براتون پیش نیاد. آرش بیخدا

  11. من در مقالات زندیق با چند مورد به قول fio تحریفات مواجه شدم اما بعدا که دقت کردم دیدم اشتباهات هستن چون این حجم عظیم مطالعات داشتن اشتباه یک امر عادیه مثلا یک ایه قران درترجمه اش ممکنه هر کسی روش خودش ترجمه کنه و …

    یا در مورد کتاب منتهی الامال

    fio

    میتونست در حستجوگر گوگل جمله زیر رو سرچ کنه

    مردی از ملوک جبل از دوستان صادق

    همینطور

    میتونه منبع

    الخرایج راوندی 1/303. و مناقب ابن شهر اشوب 4/253 رو بخونه

    و موارد دیگه

    من برام عمل و واقعیت مهمه نه حرف و حدیث

    در واقعیت اسلام چیزی نیست جز توحش

  12. این ویدئو «حدیث مستندی» نقل می کند مبنی بر: نوشیدن بول معطر پیامبر اسلام که باعث نجات از گرسنگی دائمی میشود

    85 درصد کسانی که کامنت وبلاگتو میزان از عباسیون هستند !

  13. جناب فیو

    >>1 – کلمه «ذا » که در عبارت آورده شده در جایگاه «خبر» هست و خبر در ادبیات عرب اعراب رفع داره و رفع این کلمه به » واو » هست یعنی باید میشد » ذو » .
    ‏<‏<… فیو خوب داری تخت گاز میریا 🙂 باس گازا آشکیم باس گازا
    فیو باید اول یک چیزی رو خاطرنشان کنم !
    در نحو عربی هیچ ساختار و چارچوب و اصل بنیادی وجود ندارد که خالی از اختلاف بین نحاة باشد !
    حال ایراد شما @ اینگه شما با قاطعیت میگویید که ذا نمیتواند خبر باشد چون اگر خبر می بود باید مرفوع و ذو میشد ، بلی درست است اما در نزد سیبویه و کسایی …در حالی که اخفش و خلیل و سیرافی خلاف این را گفته اند .. ذا چون مضاف است و پس از ضمیر منفصل قرار گرفته نمیتواند خبر واقع شود
    ..

    • جناب طلبه 1990
      جناب عالی ظاهرا ادبیات عربت در حد دوره راهنمائیه . پس لطف کن یه گوشه بشین و فقط نظاره گر باش .

  14. درود آرش گرامی.

    1) چرا در فروم دفترچه در بحث ها شرکت نمی کنی؟
    2) چرا در وبلاگت و در زندیق لینک فروم دفترچه را نمی زاری؟

    دفترچه یک فروم منتقد دین است.

    ممنون از زحماتت برای افشاگری درباره دین اهریمنی اسلام .
    شاد و پیروز باشی

    • سوالی در مورد افکار من اگر دارید مطرح کنید، من لزومی نمیبینم راجع به رفتارم به کسی توضیحی بدهم.

  15. آرش بیخدای عزیز
    همه رو به یک چوب زدن کار احمقانه و غلطی هست اما چیزی که بسیار آزارم می ده اینه که می بینم در بی باوران به خدا اخلاق و انسانیت در درجه بسیار پایینی قرار داره و اکثر دوستان همفکرم نتونستن ایدئولوژی بی خدایی رو از دریچه اخلاق مدارانه اش نگاه کنند. فکر می کنم اگر انسانیت جای خدا رو بگیره و کیش انسان پرستی بجای کیش خداپرستی رواج پیدا کنه اخلاق و ضوابط و اصولی که سلسله ارزشها رو می سازند بسیار خردمندانه تر می شوند و در راستا و هدف مستقیم تعالی بشر جهت خواهد یافت. اما متاسفانه اینطور نشده و هرچند آمار دقیقی نمی توان داد ولی آنچه بیشتر بارز و مشهود است کیش منفعت طلبی و سودجویی به جای خداپرستی رواج پیدا کرده و این خطر انحطاط بیشتر اخلاق رو به همراه داره.
    نظرت در مورد این موضوع چیه؟

    • منفعت طلبی و سودجویی نه تنها چیز بدی نیست بلکه از نظر من پایه اخلاق هم هست نازنین.
      یک چیزی که شما باید بهش توجه کنید اینه که اخلاق چیزی «ساختنی» نیست، اخلاق وجود داره، موضع ما نسبت به اخلاق کشف است نه خلق.
      منفعت طلبی و سودجویی چیزیست کاملاً مشهود نه تنها در انسان بلکه در جانداران، انسان موجودیست منفعت طلب، تموم شد رفت.

      به همین دلیل هر ایدئولوژی یا دیدگاهی که اینرو به رسمیت نمیشناسه (مثلاً کمونیسم) اصولاً از ابتدا و پایه بر بنیانهای غلطی بنا نهاده شده.

      اینکه شما میگویید بر مبنایی مشاهداتان بیخدایی انحطاط اخلاقی را به بار آورده در برخی از افراد رو یکم بیشتر راجع بهش توضیح بدهید.

      • آرش بی خدای عزیز
        اینطور فرض می کنیم که همه مردم به نفع شخص خود منفعت طلب و سودجو هستند. اما این منفعت طلبی و سود جویی دارای محدوده ای هست. این حدود را سه چیز مشخص می کند. اول قانون دوم اخلاق و سوم شریعت. برای مثال اگر شما خیلی تشنه باشید و کسی آب داشته باشد شما نمی توانید به صرف اینکه منفعت شخصی شما اقتضا می کند آب را از طرف بگیرید ( فرض بگیریم شما زورت به طرف می رسه!) اول اینکه قانون حق مالکیت را به رسمیت می شناسد و به شما اجازه نمی دهد این کار را انجام بدهید و شما با خودتان حساب می کنید من اگر الان به زور آب رو از طرف بگیرم قانون شکن محسوب می شوم و باید در مقابل پلیس و قاضی جوابگو باشم و به عات پایبندی به قانون و یا از ترس عواقب قانون شکنی این کار را انجام نمی دهید. بحث دوم بحث شریعت هست. چون اکثر دین ها حق مالکیت را محترم می شمارند اگر شما فرد متدین و مومن به دین خود باشید برای رعایت فرایض دینی خود و مثلا از ترس جهنم یا گناه یا خشم خدا و … آب را به زور از طرف نمی گیرید. بحث سوم اخلاق است. فرض کنیم شما جایی هستید که قانون خاصی شما را تهدید نمی کند برای مثال در وسط بیابان هستید و شاهدی نیست و پلیس و قاضی و محکمه ای در کار نیست که شما را از این کار باز دارد. فرض دوم اینکه سائق دینی نیز در کار نیست و شما خود را مکلف به رعایت شئونات شریعت و دین خاصی نمی دانید. حالا چی می تونه باعث بشه که به زور آب رو از طرف نگیرید؟ اینجا اخلاق وارد کار می شه. شما ممکنه به خاطر اخلاق و به خاطر اینکه فکر می کنی این کار اشتباه هست آب رو ازش به زور نگیری و ممکن هم هست دقیقا به خاطر همون اخلاق آب رو ازش بگیری و مثلا اگر طرف کلی آب داره و حاضر نیست به کسی آب بده و بقیه به علت تشنگی در حال مرگ هستند و آب دیگری هم در دسترس نیست شما ممکنه حتی با دانستن اینکه این کار غیر قانونی هست و غیر شرعی هست به علت اخلاق مدار بودن خود به زور آب را از طرف بگیری و جان خود و یا دیگران را نجات بدهی و عواقب قانونی و شرعی این عمل خود را نیز به جان بخری.و یا اگر شما دارای آب هستی و هرچند قانون و شریعت شما را وادار به دادن آب به دیگران نمی کند ممکن است به خاطر اخلاق از منفعت شخصی خویش بگذری و حتی به دشمن خودت آب بدهی. منظورم از این مقدمه این هست که اخلاق ممکن است در خلاف جهت منفعت شخصی شما باشد. ( حد اقل در کوتاه مدت چون این بحث مطرح هست که نهایتا اخلاق مداری به نفع شما است حتی اگر در کوتاه مدت و در ظاهر به ضرر شما باشد.)
        چیزی که در بسیاری از ادیان می بینیم این هست که آنچیز که اخلاقی محسوب می شود تا حد و حدود خاصی مورد تائید دین و شریعت هم هست. و البته نا گفته نماند که در موارد خاصی هم درست برعکس هست و مفاهیمی که اخلاقی محسوب می شوند بر خلاف احکام دینی هستند. و این همان جایی هست که بیشتر بی خدا ها به استناد آن از دین روی گردان شده اند و دلیل اصلی انتقادهایی هست که به دین می رود. پس ما به دلیل اینکه خیلی از احکام را غیر اخلاقی می بینیم سعی در نفی دین می کنیم و گذشته از بعد شناختی دین که مورد پذیرش ما نیست انتقاد های زیادی از دین به واسطه نا کارا بودن و غیر اخلاقی بودن آن به عمل می آید.
        نهایتا عده ای دین را ترک می کنند. اینجا انتظار می رود که جای پیروی از شریعت، اخلاق گرایی را با هدف تعالی انسانیت پیش بگیرند. یعنی اینکه حالا که یکی از اون 3 مانع سود جویی مفرط و بی قید بند رو کنار زده اند با عقل گرایی که به اخلاق گرایی منجر می شود رفتار کنند و اخلاقیاتی بهتر از آنچه دین بهشان توصیه می کرده را در پیش بگیرند نه اینکه هم اون اخلاقیات نیمبند و نارسای دینی را کنار بگذارند و هم اخلاقیات متکی به عقلانیت و انسانیت و خردگرایی را کنار بگذارند و کلا قید و بندی برای سودجویی مفرط خویش قائل نباشند.
        چیزی که من ازش در کامنت قبلی گله کرده بودم این گونه افراد هستند که با ترک دین خود رو آزاد می بینند که هر کاری دلشون خواست انجام بدن به نوعی جذب فلسفه ماکیاولیسم می شن و دیگه براشون انسانیت و بشر و دیگران و زمین و جانوران و محیط زیست و … هیچ معنی و مفهومی نداره. تا حالا از ترس جهنم دزدی نمی کردن حالا که فهمیدن جهنم کشکه دزدی می کنن. تا حالا از ترس جهنم کلاهبرداری نمی کردند حالا اگر بتونن از قانون فرار کنند سر دیگران کلاه می ذارن. و به عقیده من اکثر بی خدا ها و بی دین ها حد اقل تا جایی که من در اطرافیانم می بینم از این قشر هستند.
        امیدوارم تونسته باشم منظورم رو روشن تر بیان کنم.
        منتظر پاسخت هستم.

        • من راجع به اخلاق و بیخدایی دو نوشتار دارم:
          http://www.zandiq.com/articles/0000000183.shtml
          http://www.zandiq.com/articles/0000000092.shtml

          که دیدگاه خودم رو در مورد اخلاق و علم اخلاق بطور مفصل توضیح داده ام. بطور کلی هر آدمی در انجام هر کاری ارادی، به این فکر میکند که این کار الان به نفع او هست یا نه!؟ اگر به این نتیجه برسد که به نفعش است انجام میدهد اگر به این نتیجه نرسد انجام نمیدهد.

          اگر شما این رو قبول ندارید یک مثال بزنید از یک فرد، که بدون توجه به منفعتش دست به عملی ارادی زده باشه.

          • آرش عزیز
            اول اینکه مقاله های شما را در مورد اخلاق مطالعه کردم و استفاده بردم. متشکرم. دوم اینکه مبحثی که من مطرح کردم ا صلا بحث متفاوتی است با چیزی که شما می گید. اینکه یکی از تئوری ها در مورد اخلاق منفعت طلبی رو منشاء اخلاق می دونه هرچند مورد تائید من هم هست و همونطور که قبلا هم اشاره کردم قبول دارم که اگر خردمندانه تصمیم بگیریم در می یابیم رعایت آن کار که اخلاقی هست به نفع ماست و برعکس. اما ربطی به سئوال من نداره.البته باید گفت که این که منفعت خودمون رو چی تعریف بکنیم نقش اساسی اینجا داره. مثلا فرد شماره یک ممکنه فکر کنه منفعتش در این هست که مثلا حرف خدا رو گوش بده و بخاطر خدا به جهاد با کفار بپردازه. این طور نیست که لزوما اونچه که ما به نفعمون می دونیم در حقیقت به نفعمون باشه. نمی شه ادعا کنیم چون فکر می کنیم که این کار به نفعمونه این کار اخلاقیه. اما می تونیم اصولی به اسم اخلاق تعیین کنیم یا به قول شما کشف کنیم که رعایت اون اصول، حد اکثر نفع شخصی برای خودمون به عنوان فاعل و جامعه بشری رو به همراه داشته باشه. در حقیقت این که بیایم بگیم ما کاری رو باید انجام بدیم که به نفعمونه اصلا حرف هوشمندانه ای نیست چون همونطور که شما گفتید همه ما داریم کاری رو انجام می دیم که فکر می کنیم به نفعمونه. مهم اینه که اونقدر خردمند باشیم که بفهمیم آیا منفعت خودمون رو که همون کار اخلاقی باشه درست می شناسیم یا نه.
            حالا بریم سر حرف من:
            کسی که دین داره الگوی احمقانه ولی مشخصی داره که بهش نشون می ده چه کاری خوبه و چه کاری بده و اون هم که منفعت خودش رو در رعایت احکام دینی می دونه تصمیماتش رو در جهت رعایت اون احکام اتخاذ می کنه. پس کارش راحته.
            کسی که دین نداره باید بیاد در رفتار و کنشش تا جایی که می تونه خردمندانه رفتار کنه تا منفعتش رو بدرستی در بیابه و کاری رو انجام بده که منفعت حقیقیش رو تضمین کنه اما اگر خردمند نباشه در شناخت منفعت و نفع خودش و بقیه دچار خطا می شه و ممکنه کاری بکنه که به ضرر خودش و بقیه تموم شه. به زبون خودمونی من از این عده در حقیقت گله کردم. کسانی که قبلا از ترس آخرت دزدی نمی کردند اما حالا که دیگه اعتقادی به آخرت ندارند اگر تونستند گوش مردم رو می برن و سر دیگران کلاه می ذارن. کسانی که دروغ و دزدی رو به نفعشون می دونن نه صداقت و امانتداری و … . کسانی که متوجه نیستند اگر مال مردم رو بخورند به ضررخودشون عمل کردن. کسانی که منفعت خودشون رو در تضاد فاحش و در برابر منفعت جامعه می دونن.
            فکر می کنم منظورم رو تونسته باشم به وضوح بیان کنم. متشکرم از وقتی که برای خواندن و جواب دادن به این کامنت ها صرف می کنی.
            موفق باشی.

          • >نمی شه ادعا کنیم چون فکر می کنیم که این کار به نفعمونه این کار اخلاقیه.

            ادعای من نیز این نیست، اون «چون فکر میکنیم» اینجا اضافی هست ادعای من اینه:
            «اگر کاری به نفع شخص باشه اون کار اخلاقیه»، حالا اون طرف میتونه بفهمه اینکار به نفعش هست یا میتونه اشتباه کنه.

            اینه که اگر اشتباه فاعل در کشف فعلی که به نفعش هست غلط باشه بازهم نمیشه گفت این اصل غلطه! واقعیت اینه که ما بر اساس منفعت و سودجویی رفتار میکنیم. لذا بر خود منفعت جویی و سودجودیی ایرادی واقع نیست. اگر ایرادی بر رفتار غیر اخلاقمدارانه یک شخص واقع باشد آن این نیست که دنبال سود خود بوده بلکه این است که سود خود را اشتباه تشخیص داده.

            اما موضوع دیگری که مطرح میکنید بحث دیگریست:

            >کسی که دین داره الگوی احمقانه ولی مشخصی داره که بهش نشون می ده چه کاری خوبه و چه کاری بده و اون هم که منفعت خودش رو در رعایت احکام دینی می دونه تصمیماتش رو در جهت رعایت اون احکام اتخاذ می کنه. پس کارش راحته.

            دستکم دو تا ایراد اینجا وجود داره،
            1- الگوش کارهایی که خطا و غلط هستند (مثل سنگسار، چشم در آوردن و…) رو بعنوان کارهای خوب جلوه میده
            2- الگوش کارهای خوب (مثل هنر، رقص، مشروب خوردن، آزادی بیان، حقوق بشر و …) رو بد جلوه میده

            لذا داشتن یک الگوی ثابت اخلاقی به این صورت نه تنها مفید نیست بلکه مضر نیز هست.

            >اما اگر خردمند نباشه در شناخت منفعت و نفع خودش و بقیه دچار خطا می شه و ممکنه کاری بکنه که به ضرر خودش و بقیه تموم شه

            این برای فرد خداباور نیز ممکن است، ممکن نیست؟

            >کسانی که قبلا از ترس آخرت دزدی نمی کردند اما حالا که دیگه اعتقادی به آخرت ندارند اگر تونستند گوش مردم رو می برن و سر دیگران کلاه می ذارن. کسانی که دروغ و دزدی رو به نفعشون می دونن نه صداقت و امانتداری و … . کسانی که متوجه نیستند اگر مال مردم رو بخورند به ضررخودشون عمل کردن. کسانی که منفعت خودشون رو در تضاد فاحش و در برابر منفعت جامعه می دونن.

            آیا افرادی وجود دارند که به آخرت اعتقاد دارند و گوش مردم رو میبرن و سر دیگران رو کلاه میگذارند و… ؟

            آیا افراد بیخدایی وجود دارند که به آخرت اعتقاد ندارند و گوش مردم رو نمیبرن و سر دیگران رو کلاه نمیگذارند و …؟

            فکر میکنم جواب هردوی اینها مثبت باشه به همین جهت اصولاً این قضیه ای که مطرح میکنید در عمل صادق نیست واقعیت اینه که خداباوری و بیخدایی نقش چندانی روی اخلاق نداره بر خلاف چیزی که شما تصور میکنید، نه اعتقاد به قیامت همه خداباوران را (که البته هر خداباوری به قیامت به سبک اسلام معتقد نیست) اخلاقمدار میکنه نه بیخدایی آدمها رو بی اخلاق. شما میتونید یک کار بدی مثال بزنید که فقط بیخداها بکنن؟ یا یک کار خوبی که فقط خداباورها بکنند؟

            اینه که وقتی با اینجور مثالهای نقض روبرو میشوید باید درک کنید که پنداشتتون نسبت به اخلاق کامل و خوب نیست تصوراتی از خودتون دارید که در عمل میتوان مثالهای نقض فراوانی برای آنها یافت این است که باید اخلاق را بهتر «کشف» کرد. به این فکر کرد که چطور میتوان جامعه اخلاقمدار تری داشت، راه حل هاش خیلی روشن هست مشاهدات شخصی من به من نشون میده که در غرب مردم خیلی اخلاقمدار تر هستند نسبت به ایران! مردم ایران هم خیلی اخلاقمدار تر از مردم عربستان سعودی!

            ضمن اینکه کل این بحث چنان فیلسوفانه نیست، بیآیید فرض کنیم اعتقاد به آخرت و درخت زقوم و سوزاندن پوست آدمهای بدکار (به تعریف قرآن البته!) آدمها رو اخلاقمدار تر بکنه، آیا این درسته که ما یک سری افکار غلط و ابلهانه رو بین مردم نشر بدهیم به این دلیل که ما فکر میکنیم برایشان بهتر است با این دروغها زندگی کنند؟! ما چنین حقی رو اصولاً داریم که برای بقیه مردم تصمیم بگیریم کدام دروغ را بهتر است بدانند؟ این خودش یک کار غیر اخلاقی است، انسان بودن آدمها را زیر سوال میبرد و شبیه نظریه ولایت فقیه است که بر صغیر بودن مردم مبتنی است.

    • خیلی عجیبه این همه امام زاده در سراسر کشور و حتی در دور افتاده ترین کوره دهات ها وجود داره.

  16. آقای خرد گرا !
    نقل قول از سایت زندیق >> «قطب راوندی و ابن شهر آشوب از هشام بن الحکم روایت کرده اند که مردی از ملوک جبل از دوستان حضرت صادق (ع) بود و هرسال بجهت ملاقات آنجناب به حج میرفت و چون به مدینه میآمد حضرت اورا منزل میداد و… الی آخر . منتهی الآمال، شیخ عباس قمی صفحه 718 »

    جنابعالی منتهی الآمال نگاه کردم . هم این صفحه ای که جنابعالی آدرس دادی(ص 718) رو نگاه کردم و هم صفحات دیگه اما مطلب یافت نشد .

    • آقای ناخردگرا،

      حالا اگر پیداش کنی از اسلام بر میگردی؟ برای شما فرقی هم مگه میکنه؟ اگر پیداش کنی میپذیری امامت دزد بوده یا شونصد جور آسمان و ریسمان میکنی؟ وقت من و خودت رو برای چی میگیری بیخودی؟ 🙂

      • اتفاقا نا خرد گرا تویی نه من.
        تو اگر واقعا محقق باشی باید حرف راست بزنی .
        الکی هم خودت رو خرد گرا جلوه نده .
        زندیقت پر از دروغ و تحریفه .
        بعضی چیزها هم مثل روح و ماوراء که نتونستی درکشون کنی به خاطر مغز کوچیک و کم ظرفیتی خودته .

        • جواب سوال من رو ندادی، اگر پیداش کنی فرقی میکنه یا نه؟ روضه خونی ها رو بگذار کنار، حرفهات حملات شخصیه، برای من مهم نیست تو راجع به من چی فکر میکنی یا نمیکنی.

          قبلاً هم یک سوال دیگر ازت کرده بودم ندیدم پاسخ بدی، اگر مادرت با مرد غربیه ای همخوابه بشه چکارش میکنی؟ سنگسارش میکنی یا نه؟ همین سوال رو از من پرسیدی و من هم جواب دادم.

          • اولا شما یه لطفی کن نظراتی که میزارم بخون تا نگی جوابمو ندادی .
            در مورد سوالی که میگی قبلا ازت پرسیدم باید عرض کنم جوابشو دادم .(میتونی زیر نظرات آرش هنرور ببینیش ) اما متاسفانه شما نظرات رو درست حسابی نمیخونی .
            تو خودتم به بعضی سوالات من جواب ندادی ؟
            مثل سوال هم درباره تلاش برای تجربه شخصی درباره ارتباط با ماوراء.
            برای کسانی که با ماوراء در ارتباطن استدلالها خیلی خنده آوره !
            معلومه از علوم غریبه چیزی نمیدونی . البته یادگیری این علوم و ورود بهش(به معنای واقعیش نه رمال بازی و این چرت و پرتای مسخره که تو بازار دروغگو ها رایجه) جیگر میخواد .
            شایدم با استدلالهای کودکانه خودت فکر میکنی قضیه همون قضیه لولو خور خورست و فقط واسه ترسوندنه .
            در مورد فکر کردن به شخص شما هم باید عرض کنم که بنده اصلا به شما فکر نمیکنم اصلا هم برام مهم نیست شما کی هستی . من با حرفهات کار دارم . اونا رم مطالعه میکنم .
            وقتی میبینم با دروغ و مغالطه و تحریف در پی حمله به دین هستی بیشتر به حقانیت دین خودم پی میبرم . هر چند حقانیت دین روشنه .
            مطمئن باش اگر ائمه ما و پیامبر انسان های دروغگویی بودند و کارشون ظلم و ستم به مردم بود و قصد فریب داشتند من هرگز اونها رو دوست نمیداشتم .
            اما من یقین به درستی وعده های اونها و یقین به فضائلشون دارم و شک ندارم که بهترین مخلوقات خدا هستن.
            اصلا هم حرفهای دروغ تو درباره اونها برام مهم نیست و ضرری به محبت من به پیامبر و اهل بیت نمیزنه .
            از همون زمان پیامبر تا الان دشمنانی از قبیل شما چشم دیدن اسلام رو نداشتن و با دروغ پردازیها و جعل و تحریف سعی بر این داشتند تا وجهه اسلام رو خراب کنند.
            اما خدا دینش رو حفظ خواهد کرد و شما با این استدلالهای پوچتون تنها میتونید دل امثال خودتون رو به دست بیارید .
            بر حکمت سلیمان هر کس که شک نماید *** بر عقل و دانش او خندند مرغ و ماهی

            • خوب دیگه نازنین، اگر واقعیت داشتن و راست بودن این نقل قول من از کتاب منتهی الآمال در نهایت در تفکرات تو تغییری ایجاد نمیکنه لطف کن الکی وقت من رو نگیر به یه چیز دیگه گیر بده، به چیزی گیر بده که برای خودت فایده ای داشته باشه و از این علوم غریبه و اراجیف دیگر رهاییت بده نازنین. از این فرصتی که داری در محضر اینجانب هستی استفاده بکن دوتا سوال بکن ارشاد بشی اینطور نباشد که یک عده بیایند لکن الکی به ما گیر بدهند فقط برای اینکه یک گیری داده باشند.

              حالا اگر این حدیث رو هم بیشتر بگردی و پیدا بکنی فرقی نمیکنه که باز میای میگی علم حدیث، علوم غریبه، علم رجال و سایر چیزهایی که توی حوزه علمیه فقط علم حساب میشن 🙂

              بعد هم واقعاً خسته کننده هستی نازنین، من هرچی بهت میگم میای میگی خودت هم همینطور، یکبار برات لینک دادم که این سخن مغلطه است، وقتی من بهت میگم نظراتت در مورد من برام زیاد مهم نیست شما که نباید بیای به قول معروف «اسکی» بری همین حرف رو در مورد 14 تازی به من بزنی که نازنین، اگر نظر من راجع به آن 14 تازی برایت مهم نیست برای چه میخوانی و میپرسی؟ یک چیز جدید بگو آدم علاقه مند بشه نوشته هات رو بخونه.

              من وقتم رو بجای گذاشتن روی مطالب آدمی مثل شما بهتره بگذارم روی بقیه دوستان که به راه بیخدایی هدایت شده اند نازنین… از شما دیگه گذشته لکم دینکم ولی الدین!

          • شما اگر آدم راستگویی بودی پرت و پلا نمیگفتی .
            اسم خودت رو گذاشتی محقق اما از خودت سندسازی میکنی .
            با اگر اگر کردنت چیزی درست نمیشه .
            جواب سوالاتت رو دادم . حوصله شنیدن حرفهای الکی هم ندارم .
            از طریقه صحبتت معلومه خیلی کودکانه فکر میکنی .
            برو خوش باش بچه جون . تو خودت تو گمراهی به سر میبری .

            • شما داری میگی من سند سازی کردم و دروغ نوشته ام،
              منم دارم میگم این حرفهایی که میزنی بهانه است، تو اگر اون حدیث رو هم پیدا کنی، بازهم فرق چندانی برات نمیکنه تو متعصبی نازنین دنبال حرف حق نیستی، اینه که اول بیا بگو اگر این حدیث رو من بهت توی منتهی الآمال نشون بدم دست از اسلام بر میداری یا نه.

              اگر بر نمیداری که برو وقت من رو بیخودی نگیر من بیکار نیستم نازنین، اگر هم بر میداری میتونیم به بحث ادامه بدیم. بیا اصلاً یک شرط بگذاریم با هم، اگر من اثبات کردم که این حدیث توی منتهی الآمال هست، تو بیا اسلام رو بگذار کنار، اگر من اثبات نکردم که توی منتهی الآمال هست، من وبلاگم رو و وبسایتم رو تعطیل میکنم میرم، خوبه؟! مردش هستی یا باز هم میخوای مغالطه کنی؟

              مگه من رو محکوم نمیکنی به دروغ و سندسازی و… ؟ مگه یک نمونش رو پیدا نکردی؟! بیا سر حرفت وایسا و مسئولیتش رو بپذیر نازنین.

          • یکی از عجایب تو اینه که اشکالاتی که در خودت هست به دیگران وارد میدونی اما به خودت وارد نمیدونی .
            انتظار داری از ایراداتی که به خودت وارده چشم پوشی بشه اما همون رو خودت اجازه داری به دیگرا نسبت بدی .
            موندم این منطق رو از کجا آووردی ؟؟؟؟؟؟!!!!!!
            نکنه مغالطه های دیگران(در نظرتو) مغالطه ست و مغالطه های تو عین استدلال؟!!!
            اینجوری بحث کردن ره به جایی نمیبره .
            همون بهتر که بحث نکنیم که مبادا النگوهای جنابعالی بشکنه .

            • من زیاد حال و حوصله سر و کله زدن با شما رو ندارم، یکبار دیگه فرصتی که در مقابلت قرار دادم رو تکرار میکنم:

              میتونی یک اتهام به من وارد کنی و من بهش پاسخ میدم، بهترین و قوی ترین اتهامت رو انتخاب و مطرح کن.

          • یه نکته جالب هم اینه که تو اصلا حرفای طرف بحثت رو کامل نمیخونی و از پیش خودت رو حق حساب کردی و دنبال ایراد پیدا کردن در کلام طرف مقابلت هستی تا با حرفای بچگونه کوچه بازاری که بر زبان نوجوانان جاری میشه طرف بحثت رو ساکت کنی تا یوقت کم نیاوورده باشی تو بحث .
            از اون اول تا الان که باهات بحث داشتم هر جا حرفی داشتی سریع یه لینک از زندیق زیرش واسم گذاشتی . هر جا هم حرفی نداشتی شروع کردی به حرفای بی ربط زدن و حمله به شخصیت .
            تا جایی که میتونی بازی با کلمات بکن .
            سعی کن دروغ نگی .(البته اگه میتونی)
            به جای پاسخ دادن به سوالات هم طفره نرو و عبارات مهمل نباف .

            • مشکل اینجاست که حرفهای شما اونقدر مهم و پخته نیست که ارزش خوندن داشته باشه، چیزهایی که میگی دو دسته اند یا پرت و پلای محض هستند یا پرت و پلاهای قابل بررسی، دسته دوم رو من قبلاً بررسی کردم اینه که بهت لینک میدم بری بخونی.

              میدونی من یک کاپیتالیست هستم و مهمترین و باارزشترین چیز توی زندگی وقت هست، من بجای اینکه بیام با یک آدمی مثل شما سر و کله بزنم و آخرش هم هیچی نشه یک مقاله مینویسم و باهاش هزاران نفر رو آگاه میکنم اینجوری از وقتم استفاده بهینه میکنم.

              به هر حال Challenge من سر جاش هست، تو من رو محکوم به دروغگویی کردی، منم بهت گفتم بیا شرط ببندیم اگر اثبات شد که من دروغ میگم من وبلاگم رو میبندم و وبسایتم رو نیز هم! اگر اثبات شد که اتهامت در واقع تهمت هست، اونوقت تو بیا اسلام رو بگذار کنار به دلیل اینکه امام شیعه دزد بوده. منتظرم ببینم آدم مسئولیت پذیری هستی و به چیزی که مینویسی فکر میکنی یا همینجوری کلیویی حرف میزنی.

          • من هیچوقت دروغ و دزدی رو قبول نمیکنم از هر کسی که باشه و اگر برام اثبات بشه یقینا به سمت حق خواهم رفت . اما اسنادی که تو ارائه میکنی سند نیست .بیشتر مهمل می بافی .
            تو فرض کن من با عالم ماوراء در ارتباطم به عنوان مثال با جن . اگر من موکلینم رو سراغت بفرستم اونوقت شما به حق نبودن استدلال هات پی میبری و وبلاگ و سایتت رو میبندی ؟؟؟؟
            اونوقت قبول میکنی که ممکنه خدایی هم باشه ؟؟؟
            اونوقت قبول میکنی انسان در حد حیوانی که پایینش بردی نیست ؟؟؟؟
            اونوقت دیگه انسان رو از حد یه ارتباط مغزی در ذهنت خارجش میکنی و قبول میکنی که انسان دارای روح هست و باید روحش رو به تعالی برسونه .

          • من ابتداءا به جنابعالی گفتم که من گشتم و آدرسی که شما داده بودی یافت نشد . هیچ صحبتی هم از محتوای مطلب نکردم . من معمولا هر متنی رو میخوانم دنبال آدرس هایی که داده میشه میرم .
            اما متاسفانه شما بجای یه پاسخ درست شروع کردی به مهمل بافی .
            اگر میدونستی همون موقع باید بهم پاسخ میدادی نه اینکه با ناجوانمردی بخوای سوء استفاده کنی .
            سند خواستن هم به این معنی نیست که مطلب منقول مورد تایید هست یا رد.
            بسیاری از مطالب منقولت در همون نوشتار هم از حلیة المتقین بود .
            در مورد اون مرد از جبل که خودش گفته راضی هستم و با رضایت شخص حرف شما کلا بی اساس خواهد بود .
            در مورد مطالب حلیه المتقین هم جنابعالی وقتی ملکوت رو قبول نداری اینگونه مطالب از درکت خارج خواهد بود .
            اما کلا چون قصد خراب کردن داری به هر وسیله ای دست میزنی تا رسالتت رو انجام بدی .
            کلا بحث رو در مسیر اهداف خودت به هر وسیله ای که شده پیش میبری حالا یا با تحریف یا با برداشت های نادرست و یا نقل مطالب ساختگی و دروغ .
            تا جایی هم که توان داری به شیعیان تهمت میزنی . خب اینها همه دروغه که میگی . یکی از دروغ هات پیچیده ی در همین تهمت هاست .
            وقتی از درک ماوراء اونم در امور ساده ش عاجزی چه برسه به ملکوت خب معلومه که این چیزها رو نخواهی فهمید .

            • ببین فیو جان

              روش بحث کردن شما اینه که میای 50 تا اتهام میزنی و میری، روش من هم اینه که یک اتهام رو روش تمرکز میکنم و پاسخ میدم.

              کار شما همچین خیلی کار اندیشمندانه ای نیست، آدمهایی که اهل تفکر هستند وقتی با مخالفشون روبرو میشن یا اتهامی وارد نمیکنن، یا اگر وارد کنن بیخودی وارد نمیکنند، واقعاً یک ایرادی وارد میکنند که قوی باشه! نمیان همینجوری کشکی طرف مقابل رو متهم به «دروغگویی» بکنند، شما باید درک کنی که اتهام دروغگویی برای بعضیها مثل من اتهام بزرگی هست، شاید شما عادت کرده باشید که به شما این اتهام شبانه روز وارد بشه ولی برای من اینطور نیست… و پاش وای می ایستن، یا وقتی اتهامشون غلط از آب در میاد میان عذر خواهی میکنن.

              اینه که اگر میخواهی به من اتهامی بزنی یک اتهام بزن و خوبم روش فکر کن، و بهترین اتهامت رو بزن، چون من که وقت ندارم تا ابد بشینم اتهامات تو رو پاسخ بدهم این چجور دادگاهیست چه جور انصافیست؟ من حاضرم به یکی دیگر از اتهامات دیگرت هم پاسخ بدم، به شرط اینکه تمرکز کنی روی همون اتهام و حرف محکمه پسند بزنی.

          • بابا تو چقدر خنگی فیگو این داره ازت میپرسه حاضری این شرط رو بپذیری یا نه بعد تو میای قصه حسین کرد میگی!

          • جناب یه نفر ! کلا بی ادبی چیز خوبی نیست . حتی اگر از من سر زده باشه .
            پاسخ شرط بندی آرش بی خدا رو دادم اما یا نظرم تایید نشد یا دوباره ثبت نشد .
            در ضمن باید بگم که منظور من از اینکه آرش بی خدا از تحریف و دروغ استفاده میکنه لزوما به این معنا نیست که آرش حتما عمدا داره دروغگویی میکنه . بلکه از تاریخ تحریف شده بدون تصفیه استفاده میکنه .
            الان دشمنان اسلام بیشتر حرفهایی که علیه اسلام میزنند استفاده از سه منبع تاریخیه .
            1- تاریخ طبری (که در یک حلقه یهودی و با نظارت یهودی ها نوشته شده)
            2- تاریخ این خلدون(که این منبغ هم دست خوش تحریف یهودی هاست و با جهت گیری یهودی)
            3- تاریخ ویل دورانت (که هری ولفسن اصالتا این کتاب رو با جهت گیری صهیونیستی نوشته)

            همه هم میدونند بدترین دشمن اسلام یهود هستش و تا جایی که میتونن تحریف و دروغ وارد میکنن برای از بین بردن اسلام اونم به خاطر ناراحتی از این که رسالت از بنی اسرائیل به بنی اسماعیل انتقال پیدا کرد و اونها حسادت کردند و دوم اینکه اشکالات و ایرادات یهودیان در شرک و گوساله پرستی و برخی دیگر مسائل انحرافی توسط یهود رو بر ملا کرد .

            حالا من در مورد آرش بی خدا دو چیز در ذهنم هست یا واقعا دنبال حق هستش و دچار انحرافاتیه که یهودیها وارد دین کردن یا عمدا و مغرضانه داره در مسیر اهداف یهودی ها گام بر میداره .
            من قضاوت نمیکنم کدومه . اما نقل دروغ هم دروغ گویی محسوب میشه .
            اما متاسفانه بحث من و آرش بیشتر حمله به شخصیت شد تا بحث های عادلانه .
            من هم اشتباهاتی داشتم . چندبار هم عذرخواهی کردم اما جناب آرش خان کماکان بنده رو مورد حملات شخصیتی قرار میدن .
            امیدوارم این نظر رو جناب آرش کامل بخونن و منصفانه بحث رو ادامه بدن .
            این حرف ناظر به خود من هم هست . من هم دوست دارم منصفانه بحث کنم . اما توهین ها کار رو خراب میکنه و |آدم رو از خط انصاف منحرف میکنه .
            حالا یه نظریه ای راجع به سنگسار که خیلی آرش بی خدا روش مانور میده در یک نظر جداگانه ارائه میدم شاید قابل تامل و توجه باشه .

          • این سوال در مورد سنگسار از یکی از علماء به نام سیدحسین موسوی زنجانی پرسیده شده .
            این مطلب در کتاب خود این آقا به نام «قرآن و تفسیر راهبردی » آوورده شده (چاپ 1386)

            سوال : چرا شما حکم سنگسار کردن زناکار را قبول نکردید ؟؟

            پاسخ :
            اولا : در قرآن این حکم آیه ندارد .
            ثانیا : چون حکم حکومتی بوده اهل بیت (علیهم السلام) برای بیان حکم واقعی آن مشکل داشتند.
            ثالثا: در کتاب تاریخ فراموش شده روایاتی نقل کرده ام دلالت دارد امام صادق علیه السلام فرموده تا ظهور امام عصر از اجرای حکم رجم دست نگهدارید.
            رابعا : عمر اصرار داشته ثابت کند سنگسار کردن در قرآن آیه داشته و مردم برداشته اند ! و قول عمر را در 21 روایت در صحاح و سنن اهل سنت نقل کرده اند. ولی خود اهل سنت طبق نقل کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه جلد 5 ص 75 روایت میکنند علی علیه السلام فرموده : سنگسار کردن سنت رسول خدا بوده (و نه آیه) . پس این نقل های متفاوت نشان می دهد نه سنت بوده و نه آیه .
            خامساٌ : سنگسار کردن حکم یهود در تورات است و نه حکم اسلام در قرآن .(این حرف منه : این رو در نظر داشته باشید که تورات تحریف شده است .)
            سادساٌ : چون تمام ده ها روایت شیعه مبنی بر وجود حکم سنگسار موافق فتوای اهل سنت و یهود است حمل بر تقیه میشود .
            سابعا : طبق متن قرآن کریم جرم زنان پیامبر در صورت ارتکاب زنا دو برابر جرم سایر زنان است . این گواه این است در اسلام حکم سنگسار نیست . چون اعدام قابل تکرار نیست . حکم فوق متن صریح قرآن در سوره احزاب آیه 30 است .
            ثامناٌ : اگر در قرآن آیه رجم بوده و مسلمانان آن را می دانستند چرا عمر این همه برای اثبات حکم رجم خود را به زحمت می انداختند؟ … .

            امیدوارم اینو کامل بخونی آرش … .

  17. سلام
    مدتی است مطلبی شنیدم گفتم با شما هماهنگ کنم ببینم درسته.اینکه میگن مادر شاه اسماعیل زرتشتی بوده و خود شاه اسماعیل جلو سردارانش اون و کشته تا حساب دست بقیه بیاد درسته؟
    سند تاریخی داره یا داستان مغرضانه؟

    • من به چنین مطلبی بر نخوردم در تاریخ تاحالا، کسی که این ادعا را میکند باید آنرا مستند کند. آنچه در مورد صفیه مشهور است این است که سنی بوده اند بعد شیعه شده و به سنی کشی روی آورده اند.

  18. این هم یکی دیگه از اسناد حرومزادگی روضه خوانهای مسلمان در ایران:

    اولين روضه خوانی كه روضه » دوره ای” را در تهران مرسوم كرد » آقانور» بود. پيری او را به ياد می آورم. قدی كوتاه، كمی چاق، محاسنی خيلی بلند و مثل برف سفيد داشت. عمامه اش مشكی و لباس معمولی روحانی به تن می كرد.

    مردم می گفتند نور از» آقا » می بارد. و بهمین جهت به » آقا نور » شهرت داشت.

    هيچكس نام واقعی او را نمی دانست. مردم خيلی به او اعتقاد داشتند. تا پيش از » آقا نور» روضه ها معمولا يا در ايام عزاداری و يا به مناسبت » نذر» وامثال آن خوانده می شد و اين » آقا نور» بود كه » روضه » را تابع نظم و قانون كرد.

    خيلی » مجلس» داشت و به همين مناسبت روضه هايش بسيار كوتاه (تقريبا 2 تا 5 دقيقه) بود. مردم به همين هم راضی بودند و صرف حضور» آقا نور» را در خانه خود، باعث سلامتی و خوش بختی و برکت می دانستند.

    به محض اين كه روی صندلی (به جای منبر) می نشست يك استكان چای يا » قنداق » به دستش می دادند و استكان را به دهان می برد و لب خود را با آن آشنا می كرد و گاهی چند قطره ای از آن را می نوشيد و بقيه را پس می داد.

    همسايه ها و بيمارداران هر يك مقداری از چای يا قنداق » آقا » را برای سلامتی بيمار خود همراه می بردند.

    آقا نور با » الاغ » حركت می كرد و هميشه يك نفر دنبالش بود. همراه او را » پا منبری” می ناميدند.

    چون به غير از اين كه از الاغ » آقا » نگهداری می كرد، بعضی اوقات در داخل مجلس » پای منبر» آقا » هم می ايستاد و بعضی مرثيه ها را دو صدائی با هم می خواندند.

    همين » پامنبر» خوان ها بودند كه پس از چندی خود » روضه خوان» می شدند و يكی از آن ها همسايه ديوار به ديوار ما بود كه 7- 6 سالی هم از من بزرگ تر بود.

    الاغ » آقا » خيلی خوب خورده و پرورده و در ضمن نا آرام و «چموش» بود.

    علت ناراضتی حيوان هم اين بود كه كسانی موهای بدن حيوان را می كندند و داخل مخمل سبز می گذاشتند و پس از دوختن، آنرا برای » رفع چشم زخم » به گردن اطفالشان می آويختند.

    و چون حيوان از كندن موهای بدنش ناراحت بود، كسانی و بخصوص بچه هايی را كه به او نزديك می شدند » گاز » می گرفت!

    يكی از اين بچه ها خواهر كوچك من بود كه خيلی هم بچه ناآرامی بود. الاغ شكم او را به دندان گرفته بود و با صدای فرياد بچه به كوچه دويديم و با زحمت او را از دندان حيوان نجات داديم.

    و هنوز پس از حدود 60 سال، جای دندان الاغ روی پوست شكم او پيداست!

    باری، كار » آقا نور» خيلی » سكه » بود. غير از خانه های شهری، باغ و ساختمانی در » زرگنده » داشت كه به آلمان ها اجاره داده بود. ( پيش از جنگ بين الملل دوم).

    آن موقع آلمان ها خيلی در ايران بودند و در زمينه صنعت و تجارت بسيار فعال بودند و معلوم است در كارهای سياسی و تبليغاتی به همچنين. روز دوازدهم هر ماه » قمری” منزل ما روضه بود و «آقا نور» هم دعوت داشت.

    يك بار در اوائل سال 1320 آقا نور پيش از شروع روضه مطلبی به اين مضمون گفت:

    اين «هيتلر» كه در آلمان پيدا شده «هيت لر» است. از » لرستان» رفته و سيد هم هست. نايب امام زمان است و ماموريت دار همه دنيا را فتح كند و به «حضرت» تحويل بدهد.

    البته، اينها مطلبی بود كه » آقا نور» می گفت و هيچكس در صحت آن شك نداشت.

    مدتی گذشت و » متفقين » ايران را اشغال كردند و آلمان ها از كشور اخراج گشتند و ساختمان زرگنده » آقا نور» به انگليس ها اجاره داده شد و مدت كمی پس از اشغال ايران، روزی را به ياد می آورم

    كه » آقا نور» همانطور كه در خيابان ها و كوچه ها سوار بر الاغ به مجالس خود می رفت ( و معلوم است در مجالس نيز) با صدای بلند اعلام می كرد كه :

    شب جمعه آينده، زلزله شديدی در تهران بوقوع می پيوندد و فقط كسانی كه به امام زاده ها و اماكن مقدس پناه ببرند در امان خواهند بود.

    معلوم است كه آن شب، تهران به كلی تخليه شد. ما هم با خانواده و با » گاری” به شاه عبدالعظيم رفتيم و علت آن بود كه » ماشين دودی” به قدری شلوغ شده بود كه مادرم ترسيد ما زير دست و پا له شويم.

    با اين حال بعضی از اشخاص كه نتوانستند از شهر خارج شوند و به امام زاده ها بروند در وسط خيابان ها خوابيدند.
    آن شب زلزله نيامد ولی ماه بعد كه » آقا نور» برای روضه به خانه ما آمد بدون اين كه كسی علت نيامدن زلزله را بپرسد خودش گفت:

    حضرت به خواب كسی آمده و پيغام داده كه چون معلوم شد مردم خيلی مومن و با عقيده هستند، دستور دادم زلزله نيايد.

    البته اين را هم همه باور كردند. فقط پدرم كه » درويش» هم بود می گفت: انگليسی ها می خواستند ميزان نادانی ما را امتحان كنند كه با اين ترتيب به مقصود خود رسيدند!

    هيچكس حرف پدرم را باور نكرد و پای دشمنی » تاريخ » درويش ها با روحانيون گذاشتند. وقتی آقا نور مرد، در حقيقت تهران عزادار و تعطيل شد!

    محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد قصـه ماسـت که در هر سر بازار بماند

    • سلسله یادداشت هایی که می خوانید از دو کتاب خاطرات دکتر عباس منظرپور از جنوبی ترین بخش ها و خیابان های تهران برگرفته شده است که در تهران انتشار یافته است

    • جالب بود، یزید جان این چه ربطی به تئوری های توطئه داشت نازنین منتظر بودم آخرش وصلش کنی به یک چیز عجیب غریب…

      • عزیز دیگه همه چیز که تئوری نمیشه .باور کن چیز هایی که میگم از تئوری داروین و بیگ بنگ قویتر و مستند تره اما کو گوش شنوا.هاهاهاهاها

  19. آرش عزیز هنوز بسیاری از لینکهای درون مقاله ها کار نمیکنند در سایت زندیق.

  20. به
    Fio
    اعراب اینجا رو دیگه اشتباه پیش اومد تا اونجا که تو اخبارا میشنوم فلسطینا از حماس نیرو میفرستن سوریه تا شیعه ها رو به قتل برسونن راستی اعرابش چی میشه اسراییل دشمن ماست یا فلسطینیا ?که وقتی زخمیشون رو میارن ایران واسه مداوا میگه خون شیعه نمیخوام

    راستی فکر کنم اگر اعراب اسلام وهابیت اشتباه باشه پس اعراب اون ایه از سوره محمد گفته گردن بزنید

    یا اعراب بریدن دست و پا خلاف جهت هم چی میشه

    اعراب اون ایات هم اشتباه ست?
    در فروع دین اومده دوستی با دوستان خدا دشمنی با دشمنان خدا

    شما میتونید این اعراب فروع دینتون رو بجا بیارین و پیش فلسطینا بگین لعنت بر عمر?

    چه قدر مطمین هستین اونا بهتون نمیگن مشرک قبر پرست و اعراب گردن زدن رو روی شما پیاده نمیکنن?

    حالا اعراب اینو بهم بگین دشمن ما فلسطینه یا اسراییل?

    اگر در قران اون ایات خشونت امیز نباشن یا یکی بیاد حذفشون کنه اونوقت به نظر من اعرابش درسته حالا نمیدونم میشه ازتون بپرسم شما قران رو با اعراب خشونتش میپذیرین ?

    • شما خوش باش آقا سعید

      • نه دیگه نشد// حرف زائد بلاغت کلام را برهم میزند در ضمن اون تاکیدی که گفتید یک کار دستوری نیست و نظر خودتان را به عنوان ادبیات عرب قالب کردید. در مورد دوم یک بار ترجمه را بخوانید تا متوجه پوچ بودن ادعایتان شوید.— به آنان که ستم کردند سخنی را به آنها گفته شده بود تغییر دادند و «» به آنان که ستم کردند» به خاطر تباهی که میکردند عذابی از آسمان فرو فرستادیم. آیا واقعا آن جمله اضافه نیست؟؟ بما کان یفسقون ادامه جمله است به معنی بخاطر تباهی ای که میکردند. حالا شما هی آسمان ریسمان بباف. ضمنا این قضیه رو یک عرب زبان عرب زاده مطرح کرده است.// در ثانی محتوای کتاب مهم است// بلیغ بودن یک اثر ماورا طبیعی بودن آنرا نمیرساند.//در جاهایی از آن کتاب جملات زیبا و بلیغ و هم جملات معمولی میتوان یافت(تبت یدا کی بود مانند ارض ابلعی).در یکی از سوره های قرآن آیه ای دو کلمه ای وجود دارد —– حورالعین—– به معنای زن زیبا که میتوان ترکیبی مشابه آن ساخت مثل —- بستنی خوشمزه—- عسل ناب— و…..
        آقای سعید باز هم حق با شماست : دست و پا را در جهت مخالف بریدن — بریدن دست دزد — همخوابی با دختر و زن اسیر و…. از محتویات آن کتاب کذا و کذا هستند.

        http://www.4shared.com/photo/TUgcldNy/Capture.html
        http://wikifeqh.ir/%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C

  21. اینم برای دوستان عشق بلاغت/فعلا!/
    http://www.4shared.com/photo/TM3T1FdJ/Capture2.html

    • خسته نباشید ایرانی عزیز
      جالب بود

      باید خدمتتون عرض کنم در آیه اول در این فایلی که گذاشتید .
      سه تا «مِن» وجود داره که من وسط زائده است و باید خدمتتون متذکر بشم که استعمال حروف زائده در کلام ، باعث معیوب شدن کلام نمیشه بلکه در اینجا داره تاکید نفی در ابتدای آیه رو میکنه .
      در مورد آیه دوم هم میتونستید بیشتر تحقیق کنید و آیات مشابه (اعراف آیه 162) رو هم بیارید تا بیشتر فکر کنید که عجب ایرادی گرفتید . اما توضیح مطلب دوم اینکه در انتهای آیه یفسقون اومده و در انتهای آیه 162 سوره اعراف یظلمون و فرق بین این دو اینه که در آیه اول ظلم به نفس و نادیده گرفتن حقوق الهی صورت گرفته و عذاب فقط بر این ظالمین نازل میشه لذا باید الذین ظلموا تکرار بشه (تا شامل خشک و تر نشه) اما در آیه 162 سوره اعراف اصلا اینچنین نیست لذا ار فارسلنا علیهم آورده شده .

      بد نیست یکم وقت بزارید ادبیات عرب بخونید .
      باز ممنون که این رو به اطلاع بنده رسوندید .
      موفق باشید.

      • دورود
        ما ایرانی هستیم و به ادبیات عرب احتیاجی نیست
        وقت کنیم انگلیسی یاد میگیریم که زبان جهانیست

        • شما اگر به فکر آخرتت باشی نازنین باید عربی یاد بگیری که بتونی با دین عرب و خدای عرب، و پیامبر عرب بهتر رابطه برقرار بکنی، اگر یک مقدار آیکیوت ولی بالا باشه و به فکر دنیات باشی حق با شماست آموختن عربی تقریباً اتلاف وقته. مگر اینکه ازش استفاده کنی علیه خدای عرب و پیامبر عرب و دین عرب 🙂 یا مثلاً باهاش بری دوست دختر لبنانی پیدا کنی 🙂

  22. آرش جان من یک پیشنهاد برای زندیق دارم. یک وبلاگ گروهی راه بیندازید برای نوشته هایی که کوتاه هستند و در حد یک مقاله هم نیستند. اسم وبلاگ هم بگذارید حلقه زنادقه. مانند وبلاگ سایت اینفیدلز :
    http://secularoutpost.infidels.org/

    راستی اگر یک صفحه ثابت هم در وبلاگ کنونی خود برای پیشنهادهای مخاطبان برای زندیق جدید باشد خیلی عالی میشود.

  23. با کلمات میشه بازی کرد و گفت این اعرابش اینه و اونه اما هیچ چیز نمیتونه اونچه که در عمل و واقعیت از اسلام گرایان هست رو انکار کنه هر روز اخبار انفحار و سلاخی توسط اسلامگرایان در سرتاسر دنیا میپیچه و هر روز من بیشتر بی ایمان تر و متنفر از اسلام میشم

    • آقا سعید!
      این بحث که میکردیم به این مطلبی که شما فرمودید مربوط نمیشه .
      در هر مورد باید جداگانه بحث کرد .
      در ضمن این سلاخی یی رو که میبینید مورد تایید اسلام نیست .
      الان با تبلیغات دروغ و تحریف و ساختن فرقه های ساختگی به اسم اسلام مثل وهابیت توسط طرفدارن لیبرالیسم سعی بر اینه که چهره اسلام رو زشت جلوه بدن .
      همین آمریکا که در از لیبرالیسم و دموکراسی و امثال این چیزها میزنه بزرگترین فروشنده سلاح در جهانه و هر نادونی بلانسبت شما الان میدونه که تا جنگ و خونریزی نباشه سلاح فروش نمیره لذا جنگ رو راه میندارن و سلاحاشون رو میفروشن . این همه سلاخی و آدم کشی ، کشتن زنان و بچه های بی گناه داره به دست همین سردمدارن لیبرالیسم صورت میگیره . هیشکی هم صداش در نمیاد.
      تو کار همه کشورها هو دارن دخالت میکنن . انگار دنیا مال ایناست .
      مردم بیچاره فلسطینو آواره میکنن کشورشونو اشغال کردن اما همین کسایی که دم از حقوق بشر میزنن سنگ اسرائیل جنایتکار رو به سینه میزنن .

    • بله سعید جان باید محتوای آن کتاب کذا و کذا را نگریست واثراتش را در جوامع و جهان دید با شما هم داستانم ! بله نباید در چاه مغالطات زبانی و آسمان ریسمان بافی ها افتاد.

  24. پاسخ کوبنده آرامش دوستدار به عبدالکریم سروش :
    http://news.gooya.com/politics/archives/2012/08/145879.php

  25. با اندکی تامل روی این عکس ها میشه درک کرد که چطوری اسلام کثیف, انسان رو به حیوون تبدیل میکنه, یه بارعکسی از یه سرباز آمریکایی دیدم که یکی از افراد طالبان رو توی یه عملیات کشته بود بعد ریش طرف رو گرفته بود و جسد رو که به خون و گِل آغشته بود نیم متر از زمین بلند کرده بود و با لبخند به دوربین نگاه میکرد, اولش خیلی ناراحت شدم که چرا یه سرباز باید طوری با جنازه ی دشمنش رفتار کنه که انگار یه حیوون رو شکار کرده ؟و با یه همچین حرکتی به اعتبار کشورش لطمه بزنه ولی بعد که فکر کردم دیدم واقعا حق با اون سربازه و چنین حیواناتی لایق رفتاری شایسته تر از این نیستند.
    آرش جان این پست با اینکه یه کلمه نوشته نداشت ولی یه دنیا معنا توش بود خیلی حال کردم دمت گرم

  26. آرش جان، یادم میاد 2 3 سال پیش داشتم در مورد قرآن تحقیق می کردم. به یه مطلبی رسیدم که کتابی رو معرفی کرده بود. اون کتاب در دوران نوشته شدن قرآن وجود داشته و از لحاظ ادبی و فنی و این چیزا خیلی از قرآن سرتر بوده. متأسفانه اسم اون کتاب رو جایی یادداشت نکردم و هر چی تو کتابها و مقالاتی که دارم، می گردم، پیداش نمی کنم. شما میدونی؟

    • نام آن کتاب — فرقان الحق —- است. نسخه عربی آن در اینترنت پیدا میشود اما همراه با ترجمه ی فارسی آن را ندیده ام اگر دوستان لینکی از کتاب که هم متن اصلی عربی و هم ترجمه فارسی را در بر داشته باشد ، بگذارند ، بسیار سپاسگزار میشویم از لطفشان

      • ایرانیِ عزیز، سپاس.
        اما این کتاب در زمان محمد موجود بوده؟

      • یه نمونه از اشکالات این کتاب رو میگم بعد از بررسی کامل این کتاب خدمتتون عرض میکنم چه ایراداتی داره که توانایی مقابله با عبارات نویسندگان معمولی عرب هم نداره از لحاظ فنی چه برسه به قرآن .(البته اگر این ایراداتی که گفتم قانعتون نمیکنه)
        در سورة الفاتحه این کتاب گفته که : هو ذاالفرقان الحق نوحیه فبلغه للضالین من عبادنا و للناس کافة و لا تخش القوم المعتدین.

        به ترتیب ایرادات فنی همین عبارت رو براتون عرض میکند تا مشتی باشه از خروار .
        1 – کلمه «ذا » که در عبارت آورده شده در جایگاه «خبر» هست و خبر در ادبیات عرب اعراب رفع داره و رفع این کلمه به » واو » هست یعنی باید میشد » ذو » .
        2- اگر منظور این باشه که به ضالین وحی کردیم باید به جای «للضالین» میگفت : «الی الضالین»
        3- اگر منظور وحی برای ضالین باشه باید اینجا بگه به کی وحی کرد و مبلغ کیه ؟ در اینجا مجهول مونده و جمله یصح السکوت نیست .
        اگر منظور وحی بر ضالین نباشه چرا مشخص نکرده به کی وحی کرده بواسطه «الی» . این ضعف فاحشیه در ادبیات عرب .
        4- اگر بر ضالین وحی شده بر فرض وحی بر ضالین و کافه مردم به حسب عطف چرا از کافه مردم و ضالین خبری در تاریخ نیست . اگر بود گوش فلک کر میشد .
        5- مرجع ضمیر در «بلغه» معلوم نیست .
        6- اگر میخواست بگه او رساند به ضالین «بلغه للضالین» باز باید میگفت «بلغه الی الضالین» .

        حالا پریشانی های بلاغی این عبارت بماند.
        اگر خواستید بدونید بگید تا خدمتتون عرض کنم .

        • آقای Fio

          مسئله ای که وجود داره اینه که تمام این ایرادهایی که شما گرفته اید، قابل رفع کردن هستند، اگر تمام این ایرادها درست باشند و این ایرادها رفع بشوند بعدش شما یک سری ایرادهای دیگر را هم مطرح کنید، آن ایرادها هم رفع بشوند، و همینطور یک بیست سی بار شما ایراد بگیرید و این ایرادها رفع بشوند آنوقت این متن به متنی تبدیل میشود برای حضرت عالی که «پرشیانی های بلاغی» نداشته باشد یا نه؟ بعدش میپذیری یا نه؟ اگر نه چرا نه؟ 🙂

          • خب این ایراد به خود شما هم وارده . ایرادهای شما رو هم میشه بهش ایراد گرفت و رفعشون کرد . به شما هم ایراد بگیریم شما هی رفعش میکنی و همینطور الی آخر … .

            • فیو کلاً سبک بحث کردنت یک مقدار زیادی بچه گانه هست، هرچی بهت میگن جوابت اینه که «خودت هم همینطور»، این که نشد جواب دوست عزیز.

              مثل احمدینژادی هرچی بهش میگن میگه آمریکا هم همینطور انگلیس هم همینطور! از خودت خلاقیت نشون نمیدی، نشستی طرف مقابلت یک حرف بزنه بعد بگی اهه! خودت هم همینطور، نه که خودت اینطور نیستی؟ اینا بچه بازی نازنین حرف محکمه پسند و منطقی نیست.

              شما داری میگی این مثل شبیه قرآن نیست چون این ایرادات رو داره، منم دارم میگم ایراد رو تا زمانی که بشه گرفت، حلش هم میشه کرد، اینم جوابه اومدی به من دادی؟

              >خب این ایراد به خود شما هم وارده . ایرادهای شما رو هم میشه بهش ایراد گرفت و رفعشون کرد . به شما هم ایراد بگیریم شما هی رفعش میکنی و همینطور الی آخر … .

              شما از همون اولش که اومدی گفتی من متنفرم و چهارتا فحش محش دادی و اینها خودت رو از صف آدمهای اهل تفکر و منطق و بحث دور کردی، الان هم داری بیخودی وانمود میکنی که آدم صاحب تفکری هستی، که نیستی، لجبازی، زیاد از حد اعتقاد داری به باورهای دینیت، بیا همون فحش بده شما به درد بحث نمیخوری نازنین.

              الان نیای بگی خودت هم همینطور بچه گانه هست 🙂

          • وقتی باهات بحث میکنم و مطلب مینویسم واست . میگی طولانیه و وقت خوندن ندارم . .قتی ایراداتی که میگیری در خودت هم وجود داره خب این سبک بحث شما هم از منطق و تفکر به دوره .
            من با صداقت باهات رفتار کردم و بهت گفتم ازت متنفرم به خاطر این به چیزایی که من دوست دارم توهین کردی . از نظر تو شاید عقلانیت و استدلالی پشتش نباشه اما از نظر من هست (حالا چه درست چه غلط) .
            نمیگم طرز بحث تو بچه گانه ست اما خیلی با نامردی بحث میکنه .
            داری از روش های روانشناسی برای ذلیل کردن طرف بحثت استفاده میکنی که این خیلی ظالمانه ست . یکم به اون آیاتی که خودت تو کتاب زمینتون هست و ازش دفاع میکنی توجه کن حداقل خردمندی که میگی باش . که گفته بود با ظالمین با شمشیر مقابله نمیکنید و ظالمین رو هدایت میکنید .
            زبان تلخی که داری از شمشیر هم بدتره .
            من چه بهت بگم چه نگم احساسم به تو تنفره تا ادعات بهم اثبات نشده اما بابت توهین هایی که کرده بودم ازت عذر خئاهی کردم اما تو همش سعی میکنی طرف بحثت رو بچه و نفهم جلوه بدی .
            برای من زیاد این رفتارات مهم نیست اما باید بدونی که انسانی نیست این رفتارت .
            من بسیاری از مقالاتت رو ذخیره کردم واسه مطالعه و باهات نمیخوام کیلویی بحث کنم .
            من ایراداتی به این کتاب گرفتم خب شما رفعش کن ببینیم چطور رفع میکنی ؟؟
            نباید پیش دستی کنی بگی اگه رفع کنم رفع میکنی .
            این یه جوری طلب قبول قبل از بیان استدلاله که اصلا کار عاقلانه ای نیست .
            در ضمن توی مقالاتت همه منابع رو اعم از شیعه و سنی یه کاسه کردی و میخوای اسلام رو بکوبی .
            در حالی که با هر اعتقادی مبارزه میکنی باید از منابع خودشون استفاده کنی .
            خلاصه ما هم نفهمیدیم حرف حساب شما چیه ؟
            آیا با استدلال میخوای مبارزه کنی یا با تمسخر و استفاده از وقایع تاریخی دروغ بعضا و تحریف معانی آیات و روایات و برداشت های غیرصحیح و مورد نظر خودت از عبارات .
            اگر تو ما رو مسخره میدونی باید به ما هم اجازه بده که استدلال های تو رو مادامی که قانع کننده نیست قبول نکنیم .
            خیلی دوست دارم بدونم تجربه های شخصی خودت از ماوراء چیه ؟ از روح و جن و امثالهم چیه ؟

            • یکبار دیگه شما به استدلال فکر کن عزیز من

              شما داری میگی متنی که برای پاسخ به تعدی قرآن آورده شده، قابل قبول نیست چون 1- ایرادات دستور زبانی داره 2- ایرادات نگارشی داره

              منم دارم میگم وقتی از یک متن کسی ایراد دستوری میگیره، مثلاً میگه زمان فعل ها غلطه، همون کسی که این ایرادها رو میگیره میتونه ایرادها رو رفع هم بکنه، مثلاً من اگر بیایم بگویم «آسمان آبی میبوده باشد»، شما میتونی بیای بگی این جمله ایراد دستوری داره توی زبان فارسی میبوده باشد نداریم، شمایی که این ایراد رو میگیری میتونی رفعش هم بکنی! وقتی کسی ایرادی رو مشخص میکنه در حوزه زبان، اون ایراد قابل رفع هست، مثلاً میتونی بگی درستش اینه که «آسمان آبی است»، حالا این مثال در مورد هر زبانی هم صدق میکنه!

              بنابر این ادعای من تا اینجا اینه که «هرگاه اشکالی بر نوشته ای وارد شود، آن ایراد قابل رفع خواهد بود»

              اینو قبول داری یا نه؟

              در ضمن من گفتم میخونم نوشتت رو الان ولی نه. توی یکی دو روز آینده وقتم آزادتر میشه.

              در مورد نوشته های تاریخی من و اینکه میگی از منابع شیعی باید استفاده کنم:
              http://www.zandiq.com/articles/0000000110.shtml#3

          • ما مقالات شما رو میخونیم شما هم مقالات آقای رحیم پور ازغدی رو بخونید .
            تا رعایت اصل تحقیق رو کرده باشید .
            شاید اینجا چیزایی ببینید که تابحال به گوشتون نخورده باشد.

            http://rahimpour.ir/index.aspx?siteid=81&siteid=81&siteid=81&pageid=3853

            • من نمیدونم آخرین چیزی که نوشتید چرا پاک شد، فکر میکنم وردپرس دچار مشکل شده باشه، اگر بر نگشت لطف کنید یکبار دیگه اون ایراد دستوری که مطرح کرده بودید رو مطرح کنید.

          • من حرفم اینه که اگر یک چیزی بخواد بی عیب و نقص باشه این باید در همه جهات سریان و جریان داشته باشه .
            صحبت سر ایراد دستوری نیست که حالا بیایم بگیم آقا این میخواست بگه ذو اما گفت ذا پس هیچی حالیش نیست .
            اما اگر بخواهیم بگیم که بی عیب و نقصه حتی ایراد ادبیاتی هم نباید داشته باشه چه برسه به تناقضات و ایرادهای محتوایی و بلاغی .

            این کتاب پر از اشکاله و توانایی هماوردی با یک کتاب عربی معمولی رو هم نداره و معلوم نیست کی اینو نوشته . حداقل میدادن یه متخصص ادبیات عرب مینوشت که ایرادای به این تابلویی نداشته باشه .
            نمیخوام با رد این کتاب قرآن رو اثبات کنم . اما وقتی کتاب کلی ایراد داره موندم چرا بعضیا میگن از قرآن قویتره .
            شما یه حرفی زدی با مثالای مربوط به ادبیات فارسی زدی اون در زمانی صادقه که ادبیات نگارشی ما عوض میشه و قبلی در زمان خودش و بعدی هم در زمان خودش صحیحه .
            اما ادبیات عرب یک قواعد ثابتی از قدیم داشته و داره و موارد اختلافی در اقوام مختلف هم منقوله و مشخصه و این کتاب در اون اصول ثابت که تغییری نکرده مرتکب ایرادات فاحشی شده .
            مثلا : هو ذا الفرقانُ الحقُ نوحیه فبلغه للضالین من عبادنا و للناس کافة و لا تخش القوم المعتدین .
            من با در نظر گرفتن حالات متعدد ایراداتم رو وارد میکنم .
            اگر ذا در اینجا به معنای صاحب باشه باید میگفت هو ذو الفرقانِ یعنی مرفوع باید میشد . و الفرقان به عنوان مضاف الیه مجرور میشد در حالی که آن هم مرفوع آورده شده و به تبع آن الحق هم همینطور .
            و اما معنا «او صاحب فرقان حق است ما وحی میکنیم » این کلا یعنی چی ؟ یه پرش از غایب به متکلم بی فایده . حتی اگر در پی بیان عظمت این کتاب بود باید از ذلک استفاده میکرد نه هو .
            گفته : نوحیه … وحی کردیم به کی ؟ نوحیه الی … ؟؟
            مثلا در سوره توحید کلی از عباراتش اصلا مال خودش نیست از تو قرآن آوورده و اصلا سوره درباره توحید نیست بعضی از عبارات رو از قرآن دزدیده کنار هم چسبونده .
            و اگر در پی بیان توحید باشه نباید سوره ها با بسم الآب الکلمه الروح الاله الواحد الاوحد استفاده کنه که با توحید در تناقضه .
            نویسنده این کتاب اگر یذره دقت میکرد حداقل یجور مینوشت که با نگاه اول اینهمه ایراد تابلو به چشم خواننده نخوره .

            • >اگر ذا در اینجا به معنای صاحب باشه باید میگفت هو ذو الفرقانِ یعنی مرفوع باید میشد .

              من فکر میکنم شما یا استدلال من رو درک نمیکنید یا خودتون رو به کوچه علی چپ میزنید و فکر میکنید که حالا دارید با من بحث میکنید نباید هرگز در هیچ موضوعی با من توافق نظر داشته باشید.

              برای همین یکبار دیگر به همین مسئله بطور جزئی ادامه میدم،

              شما به ایرادی که میگیرید یکبار به دقت توجه کنید، دارید میگید «اگر ذا در اینجا به معنای صاحب باشه باید میگفت هو ذو الفرقانِ یعنی مرفوع باید میشد .»

              در اینجا شما دارید میگید:

              «در اینجا نباید میگفت X باید میگفت Y»

              هر ایراد دستوری که به یک متن وارد بشه همین حالت رو داره، ایراد X وجود داره، راه حل Y هم وجود داره

              من دارم به شما میگم این ایرادی که میگیرید خودتون دارید راه حلش رو میدید، فرض کنیم ایراد شما وارد باشه، اونوقت میشه X رو کرد Y، جمله ای جدید را جایگزین جمله قبلی که ایراد داشت کرد، اینجا این ایراد شما رفع میشد، آیا اون موقع میپذیرید که این جمله جدید، و جملات جدیدی که پس از رفع اشکال تولید میشوند در حد قرآن هستند یا نه؟

              نمیخواد توضیح بدی فقط بگو آره یا نه؟!

              اگر آره، پس چون اینکار ممکن هست باید بپذیری که ادعای قرآن رد شده.

              اگر نه، پس قبول کن موضوع بیخود و بیهوده ای رو اساساً مطرح کردی، در نتیجه به متنی که بعنوان پاسخ تعدی به قرآن داده میشه ایراد دستوری وارد نیست!

              تا اینجا نظرت رو راجع به این اعلام کن!

          • عزیزم من که اون فرض رو مطرح کردم به این معنا نیست که در فرض دیگه درست میشه .
            در کلمه «ذا » اگر به معنای صاحب باشه یه ایراد هست و اگر به معنای اسم اشاره باشه یه اشکال دیگه . و اون اینکه ضمیری رو که برای انسان به کار میره به عنوان مبتدا برای غیر انسان میاره و به جای ذلک از هو استفاده میکنه .
            یعنی در همه فروض این عبارت غلطه و هیچ جایگزین صحیحی نداره .
            تازه با فرض دوم بدون ذلک آووردن به معنای اینه که این نوشته در نزد مولفش دارای عظمت نیست که اینگونه اوورده شده .
            من همه فرض ها رو در نظر میگیرم و هیچ وجه صحتی برای این کلام در ادبیات عرب نمیبینم . لذا الکی از این کتاب دفاع نکنید.

          • در ضمن در مورد سوره توحید هیچ توضیحی ندادی !!!
            چرا مضامینش نا مربوطه ؟ چرا در عین تثلیث حرف از توحید میزنه ؟
            کتاب خنده داری این کتاب . بیچاره نویسنده بی سواد این کتاب !! اصلا دقت نکرده چه پریشان نویس متناقض گوییه .

    • یا شما متخصص ادبیات عرب هستید که در این صورت نکات ادبی و فنی کتاب رو باید بگید و علت سر بودن در نکاتی رو که میفرمایید بیان کنید . یا باید از کسانی که خبره این فن هستند خبری بیارید بر صحت این بیانتون اونم در صورتی که دیگر اهل فن بر خلاف اون حرف نزده باشه .

  27. آرش من نمی دونم تو چقدر در جامعه ایرانی حضور داشتی و از اون ها آمار داری. ولی من ملت ایران رو مثل گوسفندانی می دونم که از دین اسلام راضی اند ( و همچنین از گوسفندی خویش) و اصلاً دلشون نمی خواهد عقلشون رو به کار بگیرند، حتی وقتی نقد دین می کنی سعی می کنند به سفسطه های آخوندها متوصل بشوند تا وجدانشون رو راضی کنند، بلکه اون دنیا حوری های سیه چشم رو از دست ندهند. به نظر چند ده یا چند صد سال طول میکشه تا این ملت خر رو سر عقل بیاریم ؟

    • 123 سال 🙂

      این حرفی که راجع به ملت ایران میزنی البته اشتباهه دوست عزیز، خیلیها هم شنیده اند و اسلام را کنار گذاشته اند…

      • خیلی ها ؟ مثلاً 22 هزار نفر طرفدار کمپین امام نقی ؟ بعد فکر می کنی این تعداد در دریای 75 میلیون کس خل مسلمون گم نمیشه ؟

    • صد رحمت به گوسفند!

  28. به دوستانی که به آثار فیزیکدان مشهور استفان هاکینگ علاقه دارند و بالاخص اگه کتاب پر فروش اخیر ایشون یعنی Grand Design رو خوندن، توصیه میکنم که این مستند شبکه ی دیسکاوری که توسط خود آقای هاکینگ ساخته شده رو تماشا کنن.در واقع در این مستند در دو اپیزود مطالب کتاب به شکل خلاصه توضیح داده میشن.
    در قسمت اول به نام The Meaning of Life به زبان ساده توضیح داده میشه که چرا برداشت عمومی از اختیار، به معنای مرسوم اون، منطبق بر درک فعلی بشر از تئوریهای علمی نیست. و همچنین این مساله مورد بررسی قرار میگیره که چطور امکان پذیره که توسط چند قانون پایه ای نه چندان پیچیده، به الگوهای پیچیده ای رسید و اسم اون رو هوش (intelligence) گذاشت. دست آخر هم به نتایج این نوع تفکر در جواب به سوال تاریخی هدف زندگی پرداخته میشه.
    در قسمت دوم به نام The Key to the Cosmos هم به تاریخچه ی جستجو برای یافتن «تئوری همه چیز» حاکم بر جهان پرداخته میشه. از تئوری های نیوتن تا نظریه ی نواری (String-Theory) و امکان وجود جهان های موازی (Multiverse).

    Part 1: The Meaning of Life
    https://rapidshare.com/files/3752994641/stephen.hawkings.grand.design.s01e01.the.meaning.of.life.hdtv.mw.xvid.avi

    Part 2: The Key to the Cosmos
    https://rapidshare.com/files/2906297563/stephen.hawkings.grand.design.s01e02.the.key.to.the.cosmos.hdtv.mw.xvid.avi

  29. آرش خان!
    هیچ اسلامگرایی نمیتوانست چنین بلایی بر سر زندیق و گفتگو بیاورد!
    شما دو سال است هر دو را نابود کرده اید. بهترین تارنماهای ضد اسلام را که نظیر نداشت را نابود کردید. متاسفم.

    برای دوستان جوان که آن روزهای اوج را ندیده اند:
    زندیق:
    http://web.archive.org/web/20071219113603/http://www.zandiq.com/indexfa.htm

    گفتگو:
    http://web.archive.org/web/20090302023532/http://goftegu.com/vb/index.php

    • سلام
      من نمی دونم از زندیقتون دیگه چی مونده . همه شبهه هاشو جواب دادن .
      چرا شما که اینقدر ادعا تون میشه جواب مسلمونارو نمیدید .
      مثلا سایت Askquran

      • به سه دلیل

        1- وقت ندارم، من اگر پاسخ بدهم آنها هم پاسخ خواهند داد، به پاسخ آنها هم باید پاسخ بدهم و بازهم آنها پاسخ خواهند داد، اینه که من و آنها تا ابد باید کار و زندگیمون رو ول کنیم بشینیم پاسخ بدهیم
        2- پاسخها از انتقادهای من نقش بهتری برای آشکار شدن اسلام بازی میکنن، من وقتی این پاسخها رو میخونم با خودم میگم اگر من مسلمان بودم هرگز چنین چیزهایی نمینوشتم، یعنی پاسخها از حمله های ما بهتر است و ابعاد تازه تری از فاجعه را آشکار میکند، در واقع انتقادهای ما رو بهتر معرفی میکنند و چون از زبان مسلمانان هم خارج شده در میان مسلمانان سخنان ما رو پخش میکنه که من از این بابت خیلی خوشحال هستم
        3- من تنها منتقد اسلام روی کره زمین نیستم خیلیهای دیگر هستن در وبلاگها و فرومها و جاهای دیگر که پاسخهای بسیار جالبی داده اند

        • مثلا كجا ؟

          • توی هر محیطی بری بالاخره هستند، بالاترین، اینور اونور، یخورده یاد بگیر گوگل کنی، همین اسم من رو گوگل کن فرومهایی که بالا میاد رو بررسی کن.

          • سلام من تو هیچ فرومی جواب شبه ها رو پیدا نکردم. میشه خودتون بگید کجا برم ؟ البته می دنم که هیچ جا نمی تونه جواب محکمی به اونا بده

            • اگر میدونی که هیچ جا نمیتونه جواب محکمی به اونها بده کار از کارت گذشته نازنین تصمیمت رو قبل از بررسی حرفهای دو طرف گرفتی که البته خیلی کار نابخردانه ایه، اینه که شما هم برو وقت من رو بیخود نگیر. هر وقت در شک بودی یعنی دنبال فهم بیشتر بودی میتونی برگردی و راهنمایی بخواهی.

هرچه میخواهد دل تنگت (اگر بدرد بخور هست البته) بگو.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: