آرش هنرور

وقتی محمد صادق (آرش) هنرور رو دستگیر کرده بودند من بطور خلاصه توضیح دادم که او من نیست، و من نیز او نیستم.

ولی او هنوز در زندان است، و اخیراً او هم گفته که من نیست و من نیز او نیستم.

علی رغم اینکه او یک آخوند هست، و مروج حماقت و خشونت (یعنی اسلام) در جامعه، با اینحال همچنان یک انسان بیگناه است که به جرم فکری در زندان به سر میبرد و با شرایط بسیار سخت. آخوند بودن او شاید سبب شده که دیگران از او به اندازه دیگر زندانیان سیاسی دفاع نکنند، که این درد آور است.

ما اگر به ارزشهایمان (انسانگرایی و دموکراسی) پایبند هستیم، باید پایبندی خود را در شرایط دشوار نیز نشان بدهیم نه اینکه فقط وقتی رفقایمان را دستگیر میکنند به ارزشهایمان پایبند باشیم.

دچار بیماری صرع است و در تهیه دارو برای بیماری اش دچار مشکل است. وزارت اطلاعات یا بخشی از حزب اللهی ها هم او را به این متهم میکنند که آرش بیخدا است.

خیلی جالب است که او همچنان در زندان است و من همچنان مینویسم و آنها همچنان میگویند او آرش بیخداست. فعالیت های فرهنگی من و خیلی های دیگر جمهوری اسلامی را به این وا داشت که مراکزی با پول مردم برای «پاسخ به شبهات» باز کنند، و همین باعث شاغل شدن چندین آخوند بیسواد و بی هنر شد که اگر چنین مراکزی نباشند معلوم نیست کجا باید کار کنند، آخوندهای مفت خور عزیز میتوانید پیامهای تشکر آمیزتون رو برای من در همینجا ارسال کنید.

یکی از این سایتها نوشته است:

برخی از سایت ها از وی با عنوان “آرش بی خدا” نیز نامبرده اند. جستجو در پایگاه های اینترنتی و پرس و جو از طلابی که در سایت های اینترنتی به کار شبهه شناسی اشتغال دارند به این نتیجه ما را رساند که از هنگام بازداشت آرش هنرور شجاعی، حضور آی دی “آرش بی خدا” در سایت های ضد دین، بسیار کمرنگ شده است. لذا می توان نتیجه گرفت وی همان آرش بی خدا است. وسعت اطلاعات دینی وی این نتیجه را تا اندازه زیادی تایید می کند.

نخست اینکه خوشحالم از اینکه یک مشت آخوند میگویند وسعت اطلاعات دینی من خیلی زیاد است، و لابد من هم یک آخوند هستم. 🙂 واقعیت اینه که من قبلاً مرجع تقلید بودم نه یک جوجه آخوند مثل شماها، الانم دارم روی پایان نامه ام برای مفتی بیخدایی در ایران شدن کار میکنم.

دوم اینکه همانطور که گفتم اینجانب بسیار بسیار خوشتیپ تر از محمد صادق هستم.

سوم اینکه ببینید چقدر این اراذل ابله تشریف دارند، نوشته اند چون فعالیت اینترنتی من پس از دستگیری آرش هنرور کم شده، پس من او هستم!

ابله ها وقتی کسی دستگیر بشود و در زندان باشد فعالیت او کم نمیشود، صفر میشود! از اینکه فعالیت من صفر نشده میتوان نتیجه گرفت که او من نیست، یا شاید در فرض او من باشد ولی برادران وزارت اطلاعات اکانت من را دزدیده باشند و با نام من بنویسند.

ولی اگر اینطور بود حداقل به اندازه من تند نمینوشتند، یک مقدار از تندی میکاستند، یا چه میدانم سعی میکردند دیگران را از طریق من شناسایی و دستگیر کنند.

چند وقت پیش داشتم به این فکر میکردم که بهترین اتفاقی که ممکن است در زندگی من بیافتد این است که سرطان بگیرم، دکترها به من بگویند مثلاً دو سال بیشتر زنده نخواهی ماند.

اگر این اتفاق بیافتد در یک سال اول مینشینم نوشتارهای نیمه کاره ام را تمام میکنم، شاید هم یک کتاب بنویسم. در پایان عمر هم با اسم خودم میام ایران که اصل جنس رو دستگیر بفرمایید، یک مقدار هیاهو بشه بلکه افراد بیشتری با رذالت و پستی اسلام آشنا شوند.

این است که برادران و خواهران مسلمان، بشینید برای سرطان گرفتن اینجانب به شرمگاه خدای عرب دعا کنید، من هم سعی میکنم با سیگار کشیدن به این امر کمک کنم.

پروردگارا به من سرطان عاجل عطا بفرما،
الهی آمین،
صدلواط بر محمد و آل محمد

آرش بیخدا

Advertisements

160 پاسخ

  1. خودت همونی و اگر فکر کردی با این حرف های انحرافی می تونی ذهن ها رو به سوی دیگری ببری کور خوندی.
    می دونی از کجا فهمیدم که تو همونی و همو تو؟

    • آقای مرصاد من ذهن شما یکی رو قطعا به یک سوی دیگر خواهم برد یک روزی وایسا و ببین.

  2. شما در بیخدا شدنه من بی تاثیر بودین ولی در اینکه من به بیخدا بودنم افتخار کنم دلیله بزرگی هستین

  3. اولین اصل انسانگرایی رعایت اخلاق….کسی نباید به مخالف محق یا غیر محق خودش توهین کنه … آخوند بودن رو مساوی با حماقت گرفتن نه تنها از یک مروج انسانیت بعیده بلکه در تضاد با اونه…آخوند بودن یا نبودن به خودی خودش ارزشی نداره…

  4. دوستان ، حتما 10 تا فایل صوتی که در آدرس وبلاک زیر موجود هست و توسط یکی از دوستان درست شده است را دانلود و گوش کنید و حتما در حد توان آن را بین دیگران و در وب به اشتراک بگذارید.
    من امروز اینو پیدا کردم. واقعا زیبا و منطقی و روانشناسانه مغلطه های روحانیون و مروجان ادیان مختلف رو نشون میده و کالبدشکافی میکنه.
    واقعا حرف نداره.
    آرش این برای قرار گرفتن در پندیق زندیق هم بسیار مناسبه:

    https://maghlateha.wordpress.com

  5. بیا ارش می خواد بزارتت توی این چارته! رفتی توش دست ما را هم بگیر

  6. […] کردم ! خود آرش هم چندین بار در این خصوص توضیح داده آرش هنرور برای بار چندم من رو دستگیر […]

  7. من تقریبا تمام نظرات خواندم ..به خصوص مباحثه شما و fio و لینک های پیشنهادی… در پاسخ های شما جواب صریح نبود…فقط سفسطه و تسلسل باطل…

    به فرض اسلام جواب برای سوالات ندارد (هر چند که مدعی بی خدایی باید کافر به همه ادیان باشد وهمه باورها را زیر سوال ببرد ولی نظرات شما اسلام ستیزی است که مغایر با اسم انتخابی است و این نوعی دورویی است که مغایر با اخلاق انسانی است) شما چرا از جواب دو دو تا طفره می رویدو به قول معروف می پیچانید…

    ا

  8. مطمئنی که آرش هنروز شجاعی تو زندانه؟ این عکس ها رو نیگاه ! ریشو کلش از پشت این همه آدم تابلو میزنه ! این چجوریاست که بیرونه ! مگه 4 سال واسش نبریدن(تصویرش کنار اون خزعلی آدم فروش و عامل حکومت) http://www.irangreenvoice.com/photo/27612

  9. آقای مخلف سانسوری که خودش سانسور میکنه . هه هه هه هه هه
    جالب بود واسم
    خوش باشی

  10. نظارتی رو که باب میلت نیست پاک میکنی ؟
    نظرمو نمیبینم .

  11. «چون آدم با استدلالی نیستم منم لازم ندیدم باهات با استدلال حرف بزنم .»

    این جمله رو اصلاح میکنم :

    چون شما آدم با استدلالی نیستی منم لازم ندیدم باهات با استدلال حرف بزنم .

    من تو بحث عادلانه اهل توهین نیستم و درواقع کلا اهل توهین نیستم به هیچ عقیده ای .
    اما تو جون عقایدت بر توهین بنا شده اینجا لازم دیدم این حرفا رو بهت بزنم .
    چون تو اهل توهین هستی شاید واست خوشایند باشه .
    لذا شاید باعث ناراحتیت نشه .
    بگذریم …

  12. حرفایی که توی وبلاگت نوشتی یه مشت دروغه که داری تحویل مردم میدی .
    و مستندی واسشون نداری . یا اگر داری ساخته دست امثال خودت . دروغ بافی میکنی که خودت رو حق جلوه بدی .
    من نیازی ندارم تا تو برام آرزو بکنی .
    حرفات در مورد متافیزیک بسیار بچه گانه و نا آگاهانه ست . البته انتظاری هم ازت نیست . وقتی تجربه نکردی نباید چیزی دربارش بدونی .
    یه مش نادون هم مثل خودت به خزعبلاتت گوش میدن فکر کردن چه حرفای مستدلی میزنی .
    حرفات پر از مغلطه و شانتاژ بازیه .
    من از اونایی نیستم که با حرفای مزخرفت النگوهام بشکنه . اما اینو بدون که آدم اگر عقل داشته باشه سعی نمیکنه استدلالتش رو با توهین پیش ببره . چون آدم با استدلالی نیستم منم لازم ندیدم باهات با استدلال حرف بزنم .
    تویی که حتی حرفای خودت رو هم قبول نداری (یه جایی بین جملاتت خوندم) کار احمقانه ای میکنی که استدلالت پوچ و بی اساست دو به عنوان حرفهای مستدل انتشار میدی .
    متاسفم برات .
    ازت متنفرم .
    حتی تو عاقلانه هم عمل نمیکنی .
    معلوم نیست با نفی خدا از چی داری دفاع میکنی .
    از عقلانیت ؟ یا از روش های نوین توهین به عقاید دیگران ؟؟
    اگر قراره من با دین داری احمق باشم اما با کنار گذاشتن دین موجود کثیفی مثل تو بشم ترجیح میدم احمق باشم تا احمق تر .
    آدم پلید ، پاکی دین رو نمیفهمه . و برای رد اون به انواع دروغ پردازی ها و تهمت ها دست میزنه مثل شخص شما .

    • fio جان به این برخورد میگن «برخورد فله ای»، اگر دنبال بحث و گفتگو هستی این برخورد مناسب نیست باید بیای بطور جزئی یک مورد رو اشاره کنی و راجع بهش بحث کنی، اگر دنبال بحث نیستی هم که خوب فحشت رو دادی منم خوندم دیگه به هدفت رسیدی…

      >آدم پلید ، پاکی دین رو نمیفهمه . و برای رد اون به انواع دروغ پردازی ها و تهمت ها دست میزنه مثل شخص شما .

      به نظر شما سنگسار و چشم در آوردن و اینها کارهای «پاک» ای هستند؟

      • نه که برخوردای تو فله ای نیست .
        تو توی پست های مختلفت کثیف ترین توهین ها رو کردی . این حرفایی که من زدم یک هزارمش هم نیست . جواباتم دیدم به این و اون میدی !!! به جای جواب دادن مسخره بازی در میاری بعضی جاها مثلا یکی ازت دلیل خلقت این عالم رو خواسته در جوابش گفتی دلیل یا علت ؟ معلومه که منظور پرسش کننده علت به وجود آورنده این عالمه نیازی به مسخره بازی برای باسواد جلوه دادن خودت نیست . عین بچه آدم جواب بده .

        در مورد سنگسار هم باید عرض کنم که سنگسار به همین کیلویی که شما فکر میکنی نیست .
        سنگسار در مورد زنای محصنه ست یعنی زن و مرد متاهل (زن شوهر دار و مرد زن دار) اون هم نه در صورتی که امکان عمل جنسی با همسر نباشه . بلکه امکان رابطه با همسر خودشون واسشون هست . بیان در ملاء عام اونم نه در مقابل چشم هر آدمی .مقابل 4 تا آدم عادل و درستکار راستگو. که اینم اتفاق افتادنش بسیار بعیده . این قانون هم مال این جامعه اسلامی و ما با جوامع دیگه کاری نداریم . اونا که با مادر و خواهر و دختر خودشونم دارن عمل جنسی انجام میدن (البته این حرفم ناظر به کل جامعه شون نیست). اینا همش کثافت بازیه و پلیدی .
        شما فکر نکن که آدمهای خوب فقط اونایی هستن که زحمت کشیدن و وزنه میبرن بالای سرشون . هر چند زحمت اینها هم قابل تقدیره اما داشتن اخلاق و روح سالم بالاتر از اینهاست .
        تازشم در حق الله بهتره قاضی چشم پوشی کنه .
        آقای فاطمی نیا میگه :
        مستحب با جایز فرق دارد. مستحب یعنی وقتی انجامش دادی یک چیزی هم گیرت می آید. حالا یکی از مستحبات قاضی که در مسند قضا نشسته این است که اگر متهمی را پیش او آوردند، دید موضوع اتهام از حقوق مردم است، باید ساکت شود شواهد را جمع کند و حکم کند.

        اما اگر قضیه از حقوق خدا بود، مستحب است، یعنی مثل نماز نافله می ماند، که قاضی حرف در دهان متهم بگذارد. مثلا متهمی را بیاورند که این شراب خورده است. قاضی بگوید: کی؟ نه! یک داروهایی هست برای درد دندان که بوی بدی می دهند، این بنده خدا از آن ها استفاده کرده است. قاضی باید این ها را بگوید. اگر دین این چیزی بود که در کوچه خیابان می دیدیم، صرف نمی کرد امام حسین در راهش شهید بشود.

        یارو میومد پیش امام اعتراف میکرد امام ازش قبول نمیکرد .
        اگر واقعه گناه منافی عفتی رو خبر میدادند به پیامبر ، ایشان امیرالمومنین را میفرستاد و امیر المومنین چشمان خود را می بست و خبر میآورد چیزی ندیدم .
        به قئل استاد فاطمی نیا دین این چیزی نیست که در کوچه و خیابان است .
        دشمنان اسلام تا جایی که تونستند دروغ و تهمت به اسلام چسبوندن .
        حالا مردم کوچه خیابان یا هر کسی درست عمل نمیکنه و چهره اسلام رو بد کردن باید به بدی عملکرد اینها ایراد بگیریم و بگیم بدی از اینهاست نه قانون اسلام .

        حرفای شما (منظورم توهین های بی شرمانه ست) خیلی باعث ناراحتی من شد .
        شما نباید بگی حق نداریم ناراحت بشیم . چون داری به کسایی که ما دوست داریم توهین میکنی .
        لطفا اگر میخوای مبارزه کنی با چیزی فقط دلیل بیار . توهین کار عاقلانه ای نیست .
        منم با همه ناراحتی ای که از حرفاتون دارم ازتون عذر خواهی میکنم بابت بی ادبی هایی که کردم . خودم میدونم کار درستی نکردم . دلیلشم گفتم چی بود . قول میدم دیگه تکرار نکنم .
        یه حرف دیگه از استاد فاطمی نیا :
        » این روزها حرف زدن سخت شده است. بین مبتدا و خبر ایراد می گیرند. نمی گذارند مبتدا را بگویی بعد به خبر برسی. نمی گذارند جمله کامل بشود.

        نمی دانم ما چرا این طور هستیم. زندیق به فردی می گویند که به هیچ چیز معتقد نباشد. یعنی فوق کافر است. کافر داریم که بعضی مسائل را قبول دارد ولی زندیق کسی است که هیچ اعتقادی ندارد.

        زندیق ها نقل کرده اند که ما می رفتیم با امام صادق (ع) بحث می کردیم ایشان به قدری زیبا گوش می داد که فکر می کردیم در بحث ایشان را محکوم کرده ایم.

        حرف ما که تمام می شد ایشان سرشان را بالا می اوردند همه بافته های ما را با یک جمله نقض می کردند.

        اما ما در برادری و خواهریمان حاضر نیستیم به حرف یکدیگر گوش بدیم. صبر کن! شکر توی کلامت! این شکر این جا به چه دردی می خورد؟ بیچاره زحمت کشیده، انرژی صرف کرده می خواهد نتیجه بگیرد بعد بگوییم شکر توی کلامت! یا وسط بحث اگر از یک جمله خوشش نیاید می پرد وسط حرف. آقا جان کمی صبر کنید! به خدا معلومات بدست آوردن به این راحتی ها نیست. «

        • >نه که برخوردای تو فله ای نیست .

          مغلطه خودت هم همینطور:
          http://moghaletat.wordpress.com/2008/02/16/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D9%85-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%B7%D9%88%D8%B1/

          من زیاد بقیه مطالبتون رو وقت ندارم بخونم، پس سنگسار نتیجتاً کار خیلی «پاکی» هست بله؟ چون کیلویی نیست و حساب کتاب داره

          پاکی دین این بود میگفتی که ماها نمیفهمیم؟ 🙂

          در ضمن مطالب وبلاگ من همینیه که هست، من نیاز ندارم شما با این افکار پاکت همچین علاقه داشته باشی به وبلاگ من خوشت نمیاد برو یجا دیگه، کی شما رو دعوت کرده بیای اینجا؟

          • فرزند مدعی !
            بنده خودم میدونم مغالطه چیه ؟
            تو خودت هم توی بحث به چیزایی که میگی پایبند نیستی .
            برخوردای خودت هم خیلی مغالطه آمیزه .
            «من زیاد بقیه مطالبتون رو وقت ندارم بخونم، پس سنگسار نتیجتاً کار خیلی «پاکی» هست بله؟ چون کیلویی نیست و حساب کتاب داره»
            پس لابد خوابیدن زن شوهر دار زیر این و اون کار پاکیه ؟؟؟!!!

            در ضمن من به وبلاگت علاقه ندارم و همه آزاد هستن به هر وبلاگ یا سایتی که میخوان سر بزنن شما نیازی نیست بنده رو به یه جای دیگه راهنمایی کنی .

            رفتن به وبلاگ ها هم دعوتی نیست .
            شما اگه خوشت نمیاد من بیام مشکل خودته .

            منم بخوام مثل تو حرف بزنم اینجوری میگم :
            پس خرد گرایی که میگفتی اینه ؟؟؟ که به عقاید دیگران که به خیال ما از روی نادونیه توهین کنیم . بعدشم هر کی اومد بحث بهش بگیم خوشت نمیاد نیا وبلاگم کی دعوتت کرده .

            عجب خردی ؟؟؟؟؟؟؟

            مواظب خردت باش .

            • عقاید شما مثل دفاع از سنگسار عقاید وحشیانه ای هستند دوست عزیز و این یکی از دلایلی است که بخاطر آن من حاضر نیستم به عقاید شما احترام بگذارم، عقاید شما هم احمقانه هستند هم وحشیانه، اینجا بیشتر توضیح داده ام چرا به اسلام نباید احترام گذاشت:
              http://www.zandiq.com/articles/0000000079.shtml

          • یه سوال آقای آرش بی خدا !
            با این سوال قصد بی ادبی و توهین ندارم
            اگر مادر جنابعالی با مردان دیگر رابطه جنسی برقرار کنه خرد جنابعالی چه حکمی براش تعیین میکنه ؟؟؟
            باز هم تاکید میکنم قصد توهین ندارم .
            فقط جواب خردمندانه میخوام .

          • استدلالهای به اصطلاح خردمندانه شما یجور وحشی گری مدرنه . اسمش گذاشتی خرد . بقیه رو هم احمق و نادون فرض میکنی . تو فقط واسه جسمو حق حیات و حق همجنسبازی و سکس کردن و این حرفا ارزش قائلی . نگاه حیوانی داری به انسان ها و روح اونها رو فراموش کردی .
            برات مهم نیست زن یه آدم به شوهرش خیانت کنی و روح و روان اون رو به بازی بگیره و با یه قرارداد احمقانه سرو تهشو هم میاری . چه بسیار از آدمها که اصلا اهل دین و ایمان نیستن و به خاطر دوست دخترشون دست به قتل میزنن اونم نه خیانت فقط واسه اینکه نمیخواد با این باشه . چه بسیار که خودکشی میکنن سر همین قضایا یا دختری رو که دوست داره اگه جواب نه بهش بده تیکه پاره ش میکنه .
            در حالی که با رایطی که اسلام گذاشته تقریبا اعمال سنگسار رو غیر ممکن کرده . بر فرض که سنگسار وحشی گری باشه این نظر خردمندانه تو وحشیگری بیشتری تو دلش خوابیده که انسان رو به مرز حیوانیت پایین میاری .
            آره اگه خدا رو منکر بشیم و بگیم انسان ها روح ندارن و با مرگ همه چی تموم میشه مثل حیوون زندگی کردن میشه همون حقوق بشری که تو میگی .
            پس من به عقایدت احترام نمیزارم چون وحشیگری از نوع خردمندانه ست .
            هر چند معلوم نیست تو از چه خردی حرف میزنی .

            • چیزی به نام تقریباً غیر ممکن نداریم، سنسگار یا ممکنه یا محاله،

              اگر ممکنه که دین شما وحشیانه است تموم شد رفت
              اگر محال هم هست دین شما خیلی احمقانه است که قوانینی داره که محال روزی رخ بدهند، کدوم رو ترجیح میدی احمقانه بودن یا توحش؟

              در ضمن اینکه میگی «برات مهم نیست زن یه آدم به شوهرش خیانت کنه» هم یک دروغه، اینکار جرم هست ولی مجازاتش مرگ یا سنگسار نیست. انسانها از نظر بیولوژیکی حیوان هستند ولی با بقیه حیوانات برابر نیستند حق و حقوق و حیثیتی دارند.

              راستی شما از من سوالی پرسیدی من هم پاسخ دادم، خود شما اگر مادرتون با مردان دیگر رابطه جنسی برقرار کنن چکارشون میکنید؟ سنگسارشون میکنید؟

          • >»در ضمن اینکه میگی «برات مهم نیست زن یه آدم به شوهرش خیانت کنه» هم یک دروغه،»

            .::. من منظورم این نبود که واست اصلا مهم نیست . منظورم اینه که وقتی با یه قرارداد میخوای سروتهشو هم بیاری این کار کار درستی نیست . اینجا به قول خودت که پای روانشناسی رو میکشی وسط تو به روان اهمیت چندانی نمیدی . اینکار بازی با روح طرف مقابله چه مرد باشه چه زن . این شاید از مرگ هم برای طرف بدتر باشه که عشقشو فروخته به دیگری. حتی حیوانات هم اجازه نمیدن که به ماده شون تعرض بشه. این با تعهدات روانی و عاطفی سازگار نیست .

            > «چیزی به نام تقریباً غیر ممکن نداریم، سنسگار یا ممکنه یا محاله،»
            بزار واضح تر منظورمو بگم
            ممکن بودنش که ممکنه . یعنی عقل منعی نمیکنه زن شوهر دار یا مرد زن دار همزمان با دسترسی به همسر و با وجود امکان رابطه جنسی در ملاء عام جلوی چشم انسان هایی که رعایت اصول اخلاقی و انسانی رو میکنن مرتکب این عمل بشه .
            اینجا زن یا مرد متاهل دارن حریم های متعددی رو میشکنن .
            1- دستور خدا رو نادیده میگیره (شما وجود خدا رو فرض بگیر)
            2- حرمت جامعه ای رو که این رو هم خلاف قانون میدونه و هم خلاف شرع در نظر نمیگیره .
            3- حرمت همسر خودش رو نگه نمیداره و عواطف و احساسات همسرشو پایمال میکنه .

            در ضمن همه ی اینا با فرض اینه که این زن مسلمون باشه . یعنی با اینکه این قوانین رو قبول داشته و میدونسته عملش همچین مجازاتی داره این عمل رو مرتکب شده .
            همه ی اینها هو در زمانی که به همه احکام اسلامی و عدالت اجتماعی در جامعه عمل بشه . در غیر اینصورت کسی اجازه سنگسار نداره .
            اگر فرض کنیم سنگسار پامال کردن حق یک نفره در اینجا اینو در نظر بگیر که سنگسار شونده سه تا حق رو پایمال کرده . که هر سه تا حق هم شدت بالایی داره . هرچند سنگسار هم شدید باشه .

            > «انسانها از نظر بیولوژیکی حیوان هستند ولی با بقیه حیوانات برابر نیستند حق و حقوق و حیثیتی دارند.»

            درسته که از لحاظ بیولوژیکی شبیه حیوان هستند اما در اداره این زندگی مثل حیوانها نیستند. از عبارتتون که مطالعه کردم هنوز به درستی درنیافتم که روح رو قبول دارید یا نه یا اگر دارید تعریفتون از روح چیه . و روح بعد از مرگ چی میشه ؟ . چرا کسی نمیتونه جلوی مرگش رو بگیره ؟
            در ضمن بفرمایید حقوق و حیثیتی که انسان ها بر سایر حیوانات دارن از چی ناشی میشه و هر منشای هم اگر داشته باشه چرا باید عرصه در زندگی زیستی توسط انسانها بر حیوانها تنگ بشه ؟ آیا مثلا فقط به خاطر عقل به لحاظ زیستی انسان حق داره عرصه رو بر حیوان تنگ کنه یا اونو بکشه و بخوره ؟ یا حتی گیاهان ؟ گیاه ایا حق ادامه حیات نباتیشو نداره ؟ چرا انسان برای رفع نیازش باید سیر زیستی موجود دیگه ای غیر انسان رو از بین ببره ؟
            البته من خوم جواب هایی واسه این دارم اما جوا شما رو از منظر خرد میخوام بشنوم .

            >»خود شما اگر مادرتون با مردان دیگر رابطه جنسی برقرار کنن چکارشون میکنید؟ سنگسارشون میکنید؟»

            اگر مادر من مرتکب همچنین عملی بشه و من ببینم هیچ کاری نمیکنم . چون حق ندارم کاری بکنم . همین دین به من اجازه نمیده کاری بکنم . مادر در اسلام فوق العاده احترام داره و فرزند حق هیچگونه بی حرمتی به مادر رو نداره حتی اگر مادرش کافر باشه .
            اما اگر مادر من در ملاء عام مرتکب چنین عملی بشه و 4 عادل در اونجا حضور داشته باشند . اونها اگر شهادت بدن قاضی میتونه حکم به سنگسار کنه اما باز من دلم برای مادرم میسوزه .
            هرچند در حق الله بهتره شهود برای شهادت نرن . و حتی اگر رفتند باز در حقوق الهی قاضی بهتره چشم پوشی کنه . این همه سخت گیری برای اینه که مرتکب این عمل نشن .
            اگر مرتکب شونده از اون خردی که شما میگی استفاده کنه میره در خفا اینکار رو میکنه یا حداقل در ملاء عام جلوی 4 تا شاهد عادل اینکارو نمیکنه .

            من هم با این که کار زیاد دارم و سرم شلوغه وقت میزارم عبارات شما رو مطالعه میکنم شما هم متقابلا اگر میشه همه عبارات من رو بخونید .
            (البته مختارید – اجباری در کار نیست -این فقط یه خواهش بود)

            • fio جان خیلی زیاد نوشتی نازنین من وقت خوندن اینرو ندارم خلاصه توی یکی دو پاراگراف بنویس ببینیم حرف حسابت چیه نازنین

          • اجباری نیست بخونی
            منم کار و زندگی دارم و یه عالمه کار رو سرم ریخته با این حال وقت گذاشتم حرفای طولانی تو رو خوندم . اما شما این مطلب رو که چند دقیقه بیشتر وقت نمیگیره نمیخونی .
            هر جور راحتی

      • استاد شما با اینا بحث نکنید …استاد شما این روزها و خب بهتره بگم این سالها در حاله نوشتن هستید ….من به شخصه میگم بحث با این آدما ممکنه کمی باعثه ناراحتیتون بشه و حتی اگه اون ناراحتی یک درصد از کارآییه عملکرده فوق العادتون کم کنه این به ضرره من میشه !!!!!

  13. همه مطالبت توهمات ذهنیه یک بیمار روانیه . و فقط از حرومزاده هایی مثل خودت بر میاد همچین چرت و پرتایی بنویسن که هیچ گونه مستندی نداره .
    امیدوارم همیشه مورد لعن الهی باشی و در بدبختی و بیچارگی که البته هستی سر کنی .
    خوشحالم که بالاخره روز مرگت فرا میرسه و عرضه اینو نداری جلوی مرگت رو بگیره انوقت میبینیم همدیگه رو .

    • ممنونم نازنین از ابراز لطفتون

      من هم در مقابل آرزو میکنم شما دست همکیشان خودت یکروز نیافتی و شیشه نوشابه الله تحولیت ندن مثل یک آدم عادی زندگی کنی مثل یک آدم عادی هم بمیری.

    • مثلا توی حرامزاده مسلمان و یا محمد زنباره بزرگ اسلام تونست جلوی مرگش را بگیرد و یا عقب بیندازد؟؟؟
      چرت و چرند نویسی هم هنر میخواهد که شما مسلمانان بیخرد ازش سالهای نوری دور هستید

  14. مرتیکه بز

    • آخی!
      بیچاره از خواب پا شده رفته جلوی آینه، بعد از دیدن خودش، اولین چیزی که به ذهنش رسیده رو اومده اینجا نوشته!!!

  15. اولا که از صمیم قلب امیدوارم این دوست خوبمون که به اشتباه دستگیر شده زودتر از چنگ این حیوونای ادم خوار خلاص شه و توام تا همیشه به سلامت این راه سخترو ادامه بدی و روزی برسه که بتونی توی کشور خودمون مستقیما با همفکرات جامعه مخصوص خودترو بدون ترس از جان داشته باشی و افکارترو ترویج بدی. ولی ارش جان یه درخواست ازت دارم حتما یه سر به وب این مردک بی سواد رائفی پور بزن ته خندست.میدونم کار درستی نیست ادرس یه وب دیگرو بدی به کسیو یه جورایی بهش تحمیل کنی بخوندش ولی بخون و بخند.اگه تونستی با این قلم نیش دار خودت یه حالیم بهش بده.من مطالب تورو که اکثرا بوی طنز میده خیلی دوست دارم.و البته از نوشته هات تو سایت زندیق هم خیلی ساتفاده کردم!فکر کنم بدک نباشه با قدرت نویسندگیت یکم برینی(با پوزش) بهش!!!
    ممنون میشم یه حالی بهش بدی.یه سوالم دارم اگه دوست داشتی جواب بده.میخواستم بدونم چند سالته…اگه رقمم نمیگی لااقل بگو میانسالی یا جوون..ببخش فضولیمرو رفیق.
    در پناه خرد ..زنده باد ازادی،پاینده ایران.
    ادرس سایت این احمق:
    http://antisemitism.blogfa.com/

    • درود نازنین،

      ببین نازنین من شدیداً مشغول زندگی شخصیم هستم در حال حاضر و مبارزه با اسلام یک بخش حاشیه ای از زندگی من هست، اگر وقت کنم و بخواهم با اسلام مبارزه کنم هم سعی میکنم این وقت رو بگذارم روی ده ها مطلب سودمندی که نیمه کاره مانده اند نه نقد یک دیوانه که تعداد قابل توجهی از مردم و عوام رو هم نمایندگی نمیکنه.

      در مورد سن من، توی اطلاعاتی که راجع به خودم دادم نوشته ام چه سالی به دنیا اومدم میتونید جمع و تفریق کنید ببینید میشه چند سال. 1984 بدنیا آمده ام اینجانب.

  16. ببین نازنین جان مقالتو خوندم,پر مغالطست,اومدی یه چند تا حرف از خداگرایان رو برداشتی و ردشون کردی و نتیجه گرفتی خدا وجود نداره,این اصلا جایی تو منطق نداره,ببینم اولا اون تعریفی که اومدی از خدا دادی یه تعریف انسان ایجادانه است ممکنه اشتباه باشه و اشتباه بودن اون خدا رو زیر سوال نمی بره,دوم اینکه اومدی و گفتی اگه اثبات کنیم اونا اشتباه می گن پس یعنی خدایی وجود نداره بازم اشتباس چون تو داری اونارو رد می کنی کاری به خدا نداره این,بعدشم من منتظرم یه پدیده بگی که دلیل نخواد,همون بیگ بنگ که انقدر روش مانور می دی رو کی بوجود اورد؟ یه جا دیدم گفته بودی قبل از بیگ بنگ زمان نبوده پس خدا نمی تونسته وجود داشته باشه این حرف خیلی خنده داره عزیزم خدا تو زمان و مکان نمی گنجه زمان هم افریده خداست تو تصور من و تو هم نمی گنجه,سوسک توالت خونه تو چه چیزی از تو و وجود تو و احساسات و … تو می فهمه؟ تو هم نسبت به خدا می تونی همینطور باشی(در مثال مناقشه نیست)…منتظرم یه پدیده بگی دلیل نخواد زود باش وگرنه نظریت فقط در حد یه نظریه می مونه….

    • تعریف غیر «انسان ایجادانه» شما از خدا چیه نازنین برای خودت خدا درست کردی اسمش رو گذاشتی «خدای واقعی»؟

      در مورد «پدیده بی دلیل» گفتم منظورت از دلیل همون علت هست یا نه؟ اگر نیست پس منظورت چیه؟

    • در کوتاهترین و عاقلانترین راه ممکن اینه که خدای شما اگه وجود دارد لطف نموده و رخ بنماید که روی دگر اندیشان بیخدا را سیاه کند در غیر اینصورت شما را رو سیاه نموده بیخودی هم فلسفه بافی و فلسفه چینی نکند ما اوایل قیام وقتی میخواستیم بریم سرکارمان از محل تا مقصد با مینی بوس یا اتوبوس دسته جمعی میرفتیم یه آخوند کوندهی هم داشتیم که تا اونجا سربسر و انگشت به اونجاش ور میکردیم خلاصه ازش مپرسیدند کمونیست پعنی چی؟؟؟
      میگفت کمون یعنی خدا و نیست هم خوب معلوه یعنی نیست همیهنانم اگر یه کمی مطالعه کنید خودتان علامه دهر خواهید شد و نیازی به مشتی نان مفت خور ندارید
      پایند باشید

  17. ارش جان میشه این جوابه منا بدی بد جوری در گیر شدم اخه! راستی حالا که اون سایت گفتگو نیست سایتی نیست که شما توش به سوالات پاسخ بدید یا مناظره کنید( این قدر دوست دارم یکی از این اخوندا را در حال مناظره با شما ببینم، اخه همش یجوری ما را می پیچونند، نمی دونم مغلطه می کنند و ……) اینم سوالم که در جواب شما دوباره پرسیدم!

    شما:آیا از این بند برداشت میشود که تمایل و نیاز باهم ربط دارند؟
    من:نمی دونم چرا من دارم برداشت می کنم
    اخه شما گفتی لزوما باید نیاز داشته باشه و بعدش هم: اگر نیازمند به S نداشت یا تمایل به آن نداشت W را انجام نمیداد یعنی اگه چون تمایل داشته پس نیاز هم داشته؟
    ببخشید و سپاس که پاسخم را میدی

    • نازنین این بند:
      ««3- A لزوما باید به تحقق S نیاز داشته باشد، اگر نیازمند به S نداشت یا تمایل به آن نداشت W را انجام نمیداد»»

      داره میگه تمایل «یا» نیاز، یعنی بین ایندو تفکیک قائل شده، از این بند برداشت نمیشه که تمایل با نیاز ربط داره، هرچند در واقعیت ممکنه ربط داشته باشه.

      اینه که من نگفته ام «باید نیاز» داشته باشه، گفته ام «نیاز یا تمایل».

    • نوشتار باورمندان و دکانداران دینی و اصل آن که همین قران میباشد همه جا به وفور و رایگان یافت میشود چه نیازی به این هست که یه آخوند مفتخور دین فروش را با یک انسان خردگرا و ناباور را در مناظره بخواهیم!! نوشته ها و اسناد مربوطه هم که هی و حاضر میباشد طولی نمیکشد که مردم میهنمان خودشون علامه دهر دین ستیزی خواهند شد چه این جوجه اطلاعاتی ها بسیجی ها و مسلمانان بخواهند یا نخواهند دست خودشان که نیست وگرنه سر همه بیدینان را میبیدند

  18. ببین ارش یا هرکی که اسمته چندتا چیزو بیا مشخص کن: اول اینکه تو الله رو می خوای رد کنی که محمد معرفی کرد یا خدارو در معنای واقعیش؟ برای رد کردن خدا یا مثلا الله از چه دلایلی استفاده می کنی؟ مثلا همین که یه جا گفته بودی خصوصیات الله متضاده,تو خصوصیات الله رو از کجا فهمیدی؟ سوم اینکه یه بار دیگه ازت می پرسم یه پدیده مثال بزن که دلیل نخواد,چهارم بگو ببینم اون دلایلی که می خوای ازشون برای رد یه خالق واسه همه چی استفاده کنی به کدام براهین متصل اند؟ تو همه براهینو بلدی؟ اگه نه,پس چجوری با قطعیت می یای نظرتو بیان می کنی نازنین؟

    • >ببین ارش یا هرکی که اسمته چندتا چیزو بیا مشخص کن: اول اینکه تو الله رو می خوای رد کنی که محمد معرفی کرد یا خدارو در معنای واقعیش؟

      جفتش.

      > برای رد کردن خدا یا مثلا الله از چه دلایلی استفاده می کنی؟
      http://www.zandiq.com/articles/0000000193.shtml

      >مثلا همین که یه جا گفته بودی خصوصیات الله متضاده,تو خصوصیات الله رو از کجا فهمیدی؟
      همان

      >سوم اینکه یه بار دیگه ازت می پرسم یه پدیده مثال بزن که دلیل نخواد
      دلیل یا علت؟

      >چهارم بگو ببینم اون دلایلی که می خوای ازشون برای رد یه خالق واسه همه چی استفاده کنی به کدام براهین متصل اند؟ تو همه براهینو بلدی؟ اگه نه,پس چجوری با قطعیت می یای نظرتو بیان می کنی نازنین؟

      ااااا، راست میگیا، ببخشید دیگه نظرم رو بیان نمیکنم 🙂

  19. درود،
    آرش عزیز میخواستم عمر روشنگری شما در فضای مجازی را بدانم. خودم از سال 2004 و فرناندو را به یاد دارم. بدون رودربایستی بگویم اینکه نقد دین و آتئیسم در وب فارسی مد شده بیشتر به خاطر فعالیتهای شما است. صفحات آتئیستی و ضد دین در فیسبوک بیشتر توسط افرادی که مستقیم و غیر مستقیم تحت تاثیر نوشته های شما بودند درست شده. بیشتر مقالات و نوشته های تالیفی و ترجمه ای توسط همین افراد و اعضای سابق گفتهگفتگو انجام شده است. بزرگترین سایت ضد اسلام توسط شما ایجاد شده است. برخی نوشته ها در فلسفه دین تنها شما به فارسی برگردانده اید. و بسیاری دیگر. خیلی خوب میشود اگر بتوانیم یک بزرگداشت مجازی در وبلاگها برای شما بگیریم.
    ارادتمند نادر

  20. زندیق کمونیست های عزیز !!!! باز همان تقسیم بندی شهروندان به بورژوا و پرلتاریا!!!!!!!!
    خوب این دارو دسته هم بدنبال آزادی و فردگرایی نیستند اینها دسته ای از شهروندان را که تیپ و قیف متفاوتی دارند براحتی بورژوا مینامند دیگر از این بدتر؟!!! لابدا اگر هم به قدرت برسند مثل آخوندها به ازار و شکنجه این اقشار خواهند پرداخت. در لیبرالیسم سبک زندگیت را خودت انتخاب میکنی و بر چسب بورژا و هتاک و کافر و…. به شما نمیچسبد که کسی بتواند بر آن اساس از شما سلب انسانیت کرده و مقدمات سرکوبی شما را فراهم کند.
    مثل جمهوری اسلامی که از برچسب برای سلب انسانیت از گروه های مخالف بهره میگیرید و زمینه روانی برای برخورد تند با آنها را مساعد و تئوریزه میکند.(مارقین- محاربه با خدا- فتنه گران-نهروانیان و…..)
    فریب این لعابهای زیبای روشنفکری را که کمونیستها بر عقاید خطرناکشان(و البته آرمانهای شعاریشان)میکشند نخورید.همانقدر که از اسلامیها بیمناکید از این بیصفتان با آن تاریخ ننگینشان هم بترسید و بر حذر باشید.

    • چی شد من متوجه نشدم، چون مردم رو میشه از نظر وضعیت اقتصادی به گروه های مختلف تقسیم کرد نتیجه گرفتید من کمونیستم و آدمکش و به دنبال آزار و شکنجه مردم؟

      • شما نه نازنین! سو تفاهم شده است // منظورم آن زندیقی است که دوستمان در بالا لینک کرده اند(هر چند مطالب مفید هم در آن موجود است)http://www.zendic.org/?p=641
        از شما خواهشمندم بصورت رندمی برخی مطالب آن سایت را بخوانید!! حتما درد بنده را درک خواهید کرد// بله از نظر اقتصادی میشود آن طبقه بندی را کرد و با شما موافقم ولی اگر سر این مرزبندیها در آخور ایدئولوژی (کمونیسم) باشد خطرناک است و موجب تولید نفرت میشود و ….
        //////// زندیق شما سالار است بزرگوار////////////

    • آقای ایرانی عزیز،

      لحن نامودبانه و فحاشانه شما در برابر سوسیالیست‌های ایرانی یا حاکی از عدم مطالعه و بی‌اطلاعی شما است و یا نشانگر اینست که چنان سر خود را در آخور ایدئولوژی خود (لیبرالیسم) فرو برده‌اید که دیگر نمی‌توانید جهان را آنگونه که هست ببینید (ببخشید که از ترمینولوژی خودتان برای این جمله بالا استفاده کردم)
      من از خون ده ها هزار شهید کمونیست و سوسیالیست که برای آزادی ملت ایران در برابر جوخه‌های اعدام حکومت اسلامی ایستادند و جان دادند، شرم می‌کنم که به چنین کامنت‌هائی پاسخ دهم. اما در برابر این شرم مقاومت می‌کنم و برای اطلاع خوانندگان روشنگر این وبلاگ، نکات زیر را برمی‌شمرم.
      1- سوسیالیسم یک ایدئولوژی نیست بلکه یک «شیوۀ تولید اجتماعی» است. همانگونه که در نظام سرمایه‌داری انواع دزدی مذموم شناخته شده و مورد مجازات هستند، در شیوۀ تولید سوسیالیستی یک نوع دیگر دزدی (که در نظام سرمایه آزاد و بی‌مجازات مانده است) به جمع این جرائم افزوده می‌شود و آن «مالکیت خصوصی بر ابزارهای تولید اجتماعی» است. مجازات این نوع دزدی پایه و اساس شیوۀ تولید سوسیالیستی است و ربطی به اعتقاد، ایمان، رنگ پوست، جنسیت و ملیت شما ندارد. نگران نباشید، سوسیالیست‌ها هرگز شما را بخاطر شیوۀ زندگی شخصی و اعتقاداتان مجازات نخواهند کرد. آنها شما را فقط به‌سبب دزدی وقیحانه از ابزارهای تولید اجتماعی مجازات خواهند کرد.
      2- مطمئن هستم که در پاسخ این کامنت، به طور طوطی وار و کلیشه‌ای به خیانت‌های پاسداران و بسیجیان مسلمان چپ نما (یعنی حزب توده و اکثریت) اشاره خواهید کرد. دوست عزیز اینها سوسیالیست ایرانی نیستند و هرگز هم به اعتقادات باطنی‌شان (اسلام) خیانت نکرده‌اند. حزب توده و اکثریت بسیجیان مسلمانی هستند که برای انحراف اعتماد جامعه از سوسیالیسم، نام سوسیالیست بر خود نهاده‌اند، اما عملکرد آنها با پاسداران حکومت اسلامی کاملاً همخوان و همراستا است.
      3- من از سه ماه پیش با قلم توانا و ژرف‌نگری‌های «زندیک» آشنا شدم و به قلم او دل بسته‌ام. به‌نظر من کتاب «اطلاعات و ماهیت ارزش» چه از نظر توانائی قلم و زبان پارسی و چه از نظر ژرف‌نگری و دوراندیشی سوسیالیستی در میان جنبش چپ و سوسیالیست ایرانی معاصر یگانه است. پیشنهاد می‌کنم که این کتاب را بخوانید و اگر پس از خواندن آن و آشنائی نظری با سوسیالیسم ایرانی دیدگاهی نقادانه داشتید آنرا به عنوان کامنت در هرکجا که می‌خواهید اظهار کنید، اما پیش از این، با بی‌ادبی و فحاشی خودتان را مورد سخره و خنده خوانندگان مطلع و آگاه قرار ندهید. دوست عزیز مطمئن باشید که فحاشی روشنگری نیست.
      4- اما درباره سوسیالیسم اروپائی: آنچه که در اروپا به عنوان آرمانشهر می‌شناسید، حاصل برنامه‌ریزی و مبارزات معاصر سوسیالیست‌هائی است که در قالب سوسیال دموکراسی اروپائی به فعالیت اجتماعی و سیاسی (چه در قدرت و چه در اپوزیسیون دولت) مشغولند. ندیدن این دستاوردهای اجتماعی در اروپا، چشم بستن بر حقیقت جهان واقعی است.
      به شما پیشنهاد می‌کنم که درباره ایدئولوژی (بالاخص لیبرالیسم خودتان) بیشتر مطالعه کنید و با سیاه و سفید انگاشتن جهان، خود را در دام مهلک انسان‌ستیزی نیفکنید. فراموش نکنید که کمونیست‌ها و سوسیالیست‌ها در جهان امروز، در تمامی شکنجه ها و جنایاتی که در عراق، افغانستان، لیبی، مصر و سوریه به واقعیت می‌پیوندند هیچگونه نقشی ندارند و این جنایات اتفاقا به سبب همان نظام سرمایه‌داری (که آنرا لیبرالیسم می‌نامید) در حال وقوعند. جنایاتی که آنقدر آشکار و فاحش هستند که هیچکدام از این قبیل کامنت‌های شما دیگر نمی‌تواند بر آن پرده‌پوشی کند.

      راستگو باشید
      نسترن زمانی

      • ایرانی نازنین حرف این خانم نسترن رو گوش نکن

        مطالب سوسیالیستی کمونیستی همچین ارزش خوندن ندارن سرو تهشون رو بزنی خلاصه اش میشه همین چیزهایی که خانم نسترن گفت، سوسیالیسم به به است و کامیتالیسم اخ است، هر سوسیالیستی هم که گند زده نه تنها سوسیالیست نبوده بلکه کاپیتالیست بوده و همه جنایات و بدی های دنیا بخاطر کاپیتالیسم هست. دو تا از این مقاله ها و نوشته ها رو که بخونی میبینی سومیش تکراری میشه 🙂

        وقت رو اگر بگذاری دو تا کتاب راجع به چیزهایی که میتونن توی آینده بهت کمک کنن توی زندگی کاریت بخونی خیلی بهتره، وقت رو بگذار روی اینها شاید یکروز ابزار تولید به دستت افتاد شونصد نفر رو استخدام کردی هم برای خودت بهتره هم برای اجتماع. چون هم خودت پولدار میشی، هم به اون آدمهایی که استخدام میکنی و خانوادشون کمک میکنی غذا میذاری توی سفرشون، هم کلی مالیات میدی اون مالیات برای ساختن مدرسه و راه و زیر ساختهای کشور و کمک به فقرا و بهداشت و این حرفها استفاده میشه. هر سرمایه داری اصولاً ارزش و جایگاهش از چند اتوبوس از این «رفقا» برای اجتماع بیشتره نازنین. یک آدم مثل بیل گیتز و مرحوم استاد استیو جابز برای بشریت خیلی مفید تر بود تا مجموعه تمام این عزیزان کمونیست بیکار که گلیم خودشون رو هم به زور میتونن از آب بیرون بکشن.

        وقتی آن ابزار تولید دستت اومد اونقوقت به این عزیزان چپول سن بالا که کنار خیابان وایسادن داد و بیداد میکنن و یکی در میون خودشون نشریه خودشون رو دارن و هر روز انشعاب میکنن و احزاب دو نفری سه نفری درست میکنن نگاهی عاقل اندر سفیه میکنی و تبسمی ملیح از روی تمسخر و دلسوزی بر لبانت شکل میگیره.

        دکتر خوئی که خودش پیشینه چپی داره یکبار میگفت خوشحاله از اینکه کمونیستها توی ایران پیروز نشدن و الا اینها که نمیخواستن ایران رو فرانسه و آلمان کنن اینها به کمتر از کوبا و کره شمالی و شوروی راضی نبودن 🙂 توی ایران پل پتیسم راه می انداختند وضعیت از اینکه امروز هست هم بدتر میشد.

        • آرش جان،

          میبینم که سطح علمی و تحلیلی بحث هایت راجع به سوسیالیسم از سطح بحث های سیاسی توی تاکسی های گرمای تهران زیاد بالاتر نیست. برای کسی که ادعای دو دو تا چهار تا و برخورد علمی با مذهب و هزار ادعای دیگر میکند توقع بحث مستدل تر و عمیق تری داشتم.
          این منطقی که گفتی دقیقاً درباره کامنت خودت هم صدق میکند: یعنی اینکه کاپیتالیسم به به است و سوسیالیسم منشا همه بدبدختی های جهان است 🙂
          اما حالا من نمیفهمم تو که اینقدر سطحی سنگ کاپیتالیسم را به سینه میزنی، اساساً مشکلت با مذهب چیست؟ مذهب امروز جهان نه تنها تمام عیار توسط نظام کاپیتالیستی حمایت میشود بلکه خود مذهب نیز از بزرگترین حامیان ایدئولوژیک نظام کاپیتالیستی است. نظام کاپیتالیستی ایران نیز از این دایره مستثنی نیست و تمامی ساختارهای وجودی اش را در حمایت متقابل از مذهب باز مییابد.
          برای اینکه آقای «ایرانی» باید وقت بگذارد تا ابزارهای تولید به دستش بیافتد هم دیگر خیلی شده است. قبلاً افرادی مانند رفسنجانی و پسرانش زرنگتر بوده اند و وقت گذاشته اند و ابزارهای تولید را اشغال کرده اند و شونصد نفر را که هیچ، شونصد هزار نفر را هم استخدام کرده اند که دعاگوی ولی فقیه، مشغول کاسبی خویشند 🙂
          نمیخواهم با تو دعوای الکی کنم، اگر دعوا میکنیم دعوایمان باید خوب و مستدل باشد. میخواهم بفهمم که منطقت چیست و در کجای دنیا ایستاده ای و مشکلت با نظام تولیدی فعلی در ایران چیست؟ اینهائی که میگوئی (کاپیتالیسم) که هم اکنون حاضر در ایران وجود دارد. آیا مشکلت اینست که اینها در لوای اسلام اتفاق می افتد و باید در قالب دیگری اتفاق بیافتد؟ فرقش چیست؟ آیا فکر نمیکنی که اسلام فقط ابزاری ایدئولوژیک برای حفظ همین نظام تولیدی است؟ یا اینکه فکر میکنی که اسلام همان گربه سیاه در تاریکی است؟ اصلاً اسلام برای تو چیست؟ یک عقیده و ایده ولنگار و آویزان در میان زمین و آسمان تاریک اوهام؟ یا اینکه یک ساختار اجتماعی ایدئولوژیک با پایه های عینی اقتصادی و سیاسی حافظ آن؟ آیا فکر میکنی این بسیجیانی که اگر یکروز گیرت بیاورند با پوست کله ات آش رشته درست میکنند، فقط به خاطر این بسیجی شده اند که شبها خواب امام زمان را میبینند؟ نه عزیز اینها دارند اورت پول میگیرند و در استخدام تمام وقت ادارۀ فخیمۀ اسلام هستند. این پولها از کجا می آید؟ کمونیست ها که پول ندارند بدهند، پس لابد کاپیتالیست ها دارند این مایه ها را میدهند دیگر… دو دو تا مساوی است با چهار تا.
          اما ضمناً اگر مقصودت از کاپیتالیسم، همان سوسیال دموکراسی (دولت رفاه) اروپائی است که به تو پیشنهاد میکنم کمی راجع به ریشه های اقتصادی و تولیدی پیدایش استبداد ایرانی مطالعه کنی تا بدانی مادامیکه این ریشه های اقتصادی ریشه کن نشده اند، ایران سوئد یا سوئیس نخواهد شد. این رویاها را بگذار کنار. ایران مساوی نیست با سوئیس!(مگر در خواب) در ضمن مبارزات سوسیالیستی (سوسیال دموکراتیک) را از اروپا حذف کن تا ببینی همین نظام کاپیتالیستی چگونه استخوان مردم را هم خواهد خورد. همانطور که در مصر و لیبی و عراق و افغانستان سربازهای آمریکائی دارند زن و بچه مردم را زنده زنده میخورند.
          خلاصه اینکه به نظر من نقد اسلام بدون نقد شیوۀ تولید، ساختارهای اجتماعی و سیاسی و نظام اقتصادی حامی آن، سنگ در هاون کوبیدن است. زیرا امروز پول پایه و اساس همه ایدئولوژی های جهان است. پول…مانی!
          البته نمیگویم که اینکارت کار بدی است، زیرا هر میخی که تو از منبر اسلام بکنی، قدمی در راه سوسیالیسم و «مذهب افیون توده ها است» کارل مارکس برداشته ای. دست گلت درد نکند. سوسیالیست ها از این حرفهای تو بهترین استفاده ها را میتوانند بکنند زیرا میتوانند آنها را با نقد اقتصاد سیاسی اسلام ترکیب کنند و به نقدی تغییرخواه و انقلابی دست بیابند. این سنگ ها که میکوبی بی ارزش نیستند و فرداروزی بسیار به درد ما خواهند خورد. مرسی!

          راستگو باشید (کمی هم شبها مطالعه کنید و دندان هایتان را هم خوب مسواک کنید)
          نسترن سوسیالیست

        • سپاس از لطفتان آرش عزیز.با شما همداستانم.و در کنار دکتر اسماعیل خویی به محمد ارسی هم بنده اشاره میکنم وی پشیمان و برگشته از اندیشه های چپ است.
          در جواب نسترن:
          لیبرالیسم و دموکراسی جدایی ناپذیرند در ثانی نمیتوان آنها را صرفا ایدئولوژی نامید چونکه تمامیت خواه نیستند و ایدئولوژی های گوناگون میتوانند در آن با رای مردم بیایند و بروند لذا اسم ایدئولوژی صرف بر آن نهادن کمال حماقت است بلکه لیبرالیسم(لیبرال دموکراسی) یک بستر است برای آزمایش آرا (سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و….) و ایدئولوژی های گوناگون با رای و انتخاب مردم.پس اگر پای کمونیستهای عزیز در یک کفش است و دوست دارند آنرا تا سطح یک ایدئولوژی تمامیت خواه مثل کمونیسم (نگاهی به چین و روسیه بیندازید) تقلیل دهند و آنرا فقط «»» یک ایدئولوژی «»»» بخوانند خیالی نیست اما توجهشان باید به جوانب دموکراتیک آن نیز معطوف باشد بلکه اندکی نرمش و تغییر در ایدئولوژی خودشان پدید آرند و البته کمی هم خجالت بکشند!!!!
          حالا این نرمش را میتوانند مثل اسلامیون با تفسیر و مسخ واژگان و دگرسایی معانی آنها پدید آورند(در این باب بهتر است از بنی صدر و سروش و اشکوری و کدیور و احمد قابل و… مشورت بگیرند.) در لیبرالیسم تصحیح و جود دارد اما در حکومتهای ایدئولوژیک همه چیز مطلق است هر جور که شده باید انرا پیاده کرد اگر نتایجش گند از آب در آمد بجای تصحیح برنامه و روند کار می آیند از ایدئولوژی دفاع میکنند و سراغ فرافکنی و سفسطه گری میروند(دسیسه خارجی و…) و دوباره با اصرا سعی می کنند همان راه را بروند تا نتیجه متفاوت بگیرند!!!!!! و خدای ناکرده گردی بر دامن درستی و محبوبیت ایدئولوژی و رهبر عزیز آن ننشیند.
          لیبرال موکراسی یک بـــــســــتر سالم برای نبرد دموکراتیک ایدئولوژیهاست.
          بـــــــســـــــتر!!!!!!!!!!!!!!

        • در پاسخ شما: که هیچگونه شناختی نه از تاریخ و نه از انقلابات دنیا و مخصوصا روسیه ندارید بخوانید و برای همیشه ذهنتان را از آلودگی هائی که در مورد (کمونیسم) و… استالین دارید را از مفزتان تهی از مطالعتان بیرون کنید

          —————————-
          دول و جریاناتی که در جهان بعد از مرگ لنین و تحت تاثیر مارکسیسم ملغمه ای از سیاست ها و افکار غیر پرولتری را بنام مارکسیسم به خورد جهان داده اند و خود را کمونیست نام نهاده اند ، با کمونیسم و مدافعان اصلی آن هیچ سنخیتی ندارند . کمونیسم و به طریق اولی مارکسیسم ، هیچ جنبش و انقلاب رخ داده ای را غیر از کمون پاریس و انقلاب اکتبر و هیچ کشوری را تا به حال غیر از شوروی زمان لنین ، سوسیالیستی نمیداند . مارکسیسم واقعی فقط بر اساس اندیشه های انقلابی و ماندگار بنیانگذارانش ، مارکس ، انگلس و لنین پی ریزی شده و کمونیست ها باید مبارزۀ طبقاتی را بر بنیاد نظرات آنان پیش ببرند.ه
          بحث ما ، بحث مارکسیسم و سوسیالیسم است. قطعا» مبارزۀ انسانها در طول تاریخ در راه رهایی و آزادی قابل تقدیر است نبرد استالینگراد و مبارزۀ کمونیست های آن دوره بر علیه فاشیسم از یاد نرفتنی و ستایش انگیز است
          اما در مورد استالین باید گفت تا مقطع مرگ لنین او از همراهان لنین و از بلشویک های برجستۀ حزب بود . سیاست های بورژوایی و قتل عام های استالین در سالهای بعد نه تنها با کمونیسم همخوانی ندارد ، بلکه بزرگترین ضربه را در تاریخ بر پیکرۀ کمونیسم زده است .ه

          بهروز شادیمقدم

          • به عبارت دیگه کمونیسم ناب محمدی داریم، و کمونیسم وهابی و رافضی.

            اینکه شما چه توهماتی راجع به کمونیسم دارید یک طرف قضیه است، اینکه وقتی کسانی که توهماتی مثل شما داشته اند به قدرت رسیده اند چه اتفاقی افتاده و کارنامه این طرز تفکر چیه یک طرف دیگر قضیه.

            طرف اول زیاد اهمیتی نداره چون «حرف» هست، و حرف مالیات نداره طرف دومه که مهمه.

            • اره از شما بر میاد که شبیه اخوندها بجای نقد ان طوطی وار از خودتون بنگ ار ی د
              نازنین یک اندیشه هست نه دین ناب محمدی!اندیشه است درکش نیاز به فشار زیادی ندارد
              اونچی که در هرجای دنیا با نام انقلابات کمونیستی اتفاق افتاده چه ربطی به اندیشه های مارک دارد؟؟
              زرنگی با سوادی مطالعه داری خوب این گوی و اینهم میدان بنقد ان بپردازید
              حرفهای قدیمی خودت که مسلمانان به شما پاسخدادند را دارید بما پاسخ میدهید
              فکر کنم تاثراتش زیاد بوده دست خودتان نیست کمی خدائی پیغمبری شدید
              پس الله نگه دارتا!!!!

              • نازنین ما وقت نداریم هر اندیشه ای رو بشینیم نقد بکنیم که، اینه که مجبوریم هر حرفی که نسبتاً معقول هست رو نقد کنیم بقیه حرفها رو فعلاً نادیده بگیریم، کمونیسم و سوسیالیسم از دسته دوم هستن یعنی تا زمانی که به یک مشکل تبدیل نشده اند نیاز چندانی به جدی گرفتنشان نیست. اگر الان 30 سال پیش بود من مینشستم به تفصیل دیدگاه هام رو راجع به کمونیسم و چپولیسم مطرح میکردم ولی الان که تعداد شما عزیزان اندک است و میانگین سنی کمونیستهای ایرانی بالای شونصد سال هست چه اهمیتی داره؟

                • این یکی از گفته های لنین کبیر میباشد تو چی داری بگوئی؟؟؟

                  ملتی که بر ملتهای دیگر ستم روا میدارد نمیتواند ملتی آزاد باشد.

                  • برای من شر و ورهای کمونیستی ننویس اینارو برید توی همون وبلاگها و روزنامه هاتون با چهارتا ویزیتور بنویس حالش رو ببر من گفتم کمونیسم در حال حاضر عددی نیست که نیاز به نقد یا ارزش توجه من رو داشته باشه… کمونیست ها در حال حاضر آدمهای متوهمی هستند مثل همین کسایی که میگفتن دنیا قراره 21 دسامبر تمام بشه، کسی که هنوز دنبال اقتصاد غیر کاپیتالیستی هست از نظر من از مرحله پرته…

        • آرش جان از تو بعیده!!!! تو چرا دست به این کارها شدید!؟ اگه من هم بگویم حضرات گوش به این آرش بیخدا ندهید اینها بیخدایند و شما چه انتزاری از ایشان میتوانید داشته باشید آیا درست عمل کردم؟ آیا دقیقا همین پاسخ شما به ایشان نیست؟؟ آیا بجای نقد سوسیالیسم جدا آخوندوار باید گفت گوش ندهید؟؟؟ بابا ایول از شما بسیار بعید بود!!! آخه سوسیالیسیم که قران نیست! اراجیف گوئی و نویسی نیست یک علم هست و همیشه برای رد ان میبایستی مطالعه داشته باشید تا بتوانید بنقد آن بپردازید که از شما انتزار نمیرود پس شکیبا باش و برای اعتبار خودت دست به چرت نویسی و بدونه ادله حرف زدن نزنید من سال هاست که از نوشته ها و نقدهای اسلامیتان در بسیاری از گروها مخصوصا در گروه ادبستان کاوه آهنگر و چگوارا دوستان اقلیت و .. انتشار دادم و با اینکه صد در صد تفاوت دیدگاه های سیاسی مبارزاتی و اندیشه ای داریم هرگز متوسل به اراجیف گوئی نسبت به شما نشده ام ونخواهم شد پس شما هم سوسیالیسم را نقد کن تا ما مثل همین دین ستیزی ات استقبال کنیم
          پاینده باشید
          ریهانی

      • در جواب نسترن:
        لیبرالیسم و دموکراسی جدایی ناپذیرند در ثانی نمیتوان آنها را صرفا ایدئولوژی نامید چونکه تمامیت خواه نیستند و ایدئولوژی های گوناگون میتوانند در آن با رای مردم بیایند و بروند لذا اسم ایدئولوژی صرف بر آن نهادن کمال حماقت است بلکه لیبرالیسم(لیبرال دموکراسی) یک بستر است برای آزمایش آرا (سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و….) و ایدئولوژی های گوناگون با رای و انتخاب مردم.پس اگر پای کمونیستهای عزیز در یک کفش است و دوست دارند آنرا تا سطح یک ایدئولوژی تمامیت خواه مثل کمونیسم (نگاهی به چین و روسیه بیندازید) تقلیل دهند و آنرا فقط «»» یک ایدئولوژی «»»» بخوانند خیالی نیست اما توجهشان باید به جوانب دموکراتیک آن نیز معطوف باشد بلکه اندکی نرمش و تغییر در ایدئولوژی خودشان پدید آرند و البته کمی هم خجالت بکشند!!!!
        حالا این نرمش را میتوانند مثل اسلامیون با تفسیر و مسخ واژگان و دگرسایی معانی آنها پدید آورند(در این باب بهتر است از بنی صدر و سروش و اشکوری و کدیور و احمد قابل و… مشورت بگیرند.) در لیبرالیسم تصحیح و جود دارد اما در حکومتهای ایدئولوژیک همه چیز مطلق است هر جور که شده باید انرا پیاده کرد اگر نتایجش گند از آب در آمد بجای تصحیح برنامه و روند کار می آیند از ایدئولوژی دفاع میکنند و سراغ فرافکنی و سفسطه گری میروند(دسیسه خارجی و…) و دوباره با اصرا سعی می کنند همان راه را بروند تا نتیجه متفاوت بگیرند!!!!!! و خدای ناکرده گردی بر دامن درستی و محبوبیت ایدئولوژی و رهبر عزیز آن ننشیند.
        لیبرال موکراسی یک بـــــســــتر سالم برای نبرد دموکراتیک ایدئولوژیهاست.
        بـــــــســـــــتر!!!!!!!!!!!!!!
        در ضمن در کمونیسم آزادیهای فردی و اجتماعی و سیاسی محدود است(چین و روسیه و…)
        فرهنگ سیال و تصحیح شدنی نیست مردم باید فرهنگ ایدئولوژیکی داشته باشند
        نفرت از اشخاص پولدار و سرمایه مند از ارکان هویتی کمونیسم است.
        ایدئولوژی کمونیسم تک بعد است(اقتصادی) اما لیبرالیسم همه جانبه و اما نسبیگراست و منعطف در برابر یافته های علمی جدید در زمینه های گوناگون.
        اجازه ورود غیر خودی به دستگاهش را نمیدهد و تحمل نمیکند.نظامی که بر پایه آن شکل میگیرد توتالیتر و تک حزبیست اما در همین لیبرالیسم کمونیستهای عزیز هم میتوانند با آرا عمومی موقتا قدرت را بگیرند.
        کمونیسم تاریخش خونین و نگین است.
        و….

        • دوست عزیز این اطلاعات «دست اول» را از کجایتان در می آورید؟
          اگر این لیبرالیسم شما اینقدر به آزادی اعتقاد و آراء مبتنی است، پس چرا افرادی از قماش لیبرال ها (امثال جنابعالی) به خودشان اجازه میدهند که در هر وبلاگی هر فحاشی بی سند و مدرکی را راجع به سوسیالیست ها بکنند. آیا همین لیبرال ها اگر قدرت در دست داشته باشند این فحاشی های امروزشان را به شکنجه و اعدام فردای سوسیالیست ها تبدیل نخواهند کرد؟ چه کسی در مغز شما با سنبه فرو کرده است که سوسیالیسم یک نظام توتالیتر و تمامیت طلب است؟! در کدام مرحله تاریخی در روسیه و چین مالکیت خصوصی بر ابزارهای تولید لغو شده است که بتوانیم این کشورها را سوسیالیست بنامیم؟
          سوسیالیسم به عنوان یک شیوۀ تولید اجتماعی، تعریف دارد: تعریف آن لغو مالکیت خصوصی از ابزارهای تولید اجتماعی است. چنین محو و لغوی تاکنون در تاریخ بشری اتفاق نیافتاده است که بتوان درباره آن قضاوت از پیش کرد.
          اما شما در کدام مرحلۀ زندگی خود مورد شکنجه و آزار و اذیت اجتماعی یک سوسیالیست قرار گرفته اید که اینهمه برایتان خاطره بد شده است؟! فعلا که در اروپا سوسیالیست ها (سوسیال دموکرات ها) دارند حقوق سوسیال و بیمه های اجتماعی تان را تآمین میکنند و نازتان را میکشند تا شما به آنها فحش بدهید!!!
          آیا این اظهارات شما صرفا یک کپی دست چندم و هضم نشده دادگاه های مک کارتیستی جنگ سردی بر علیه سوسیالیست هائی مانند آلبرت اینشتین و چارلی چاپلین نیست؟
          بیدار شوید و دور و برتان را نگاه کنید و ببینید که جنگ سرد دیگر تمام شده است و تمامی جنایاتی که اکنون در سطح جهان صورت میگیرند هیچکدام مورد دخالت سوسیالیست ها نیستند. این کاپیتالیست ها و نظریه پردازان کاسه لیس آنها هستند که باعث و بانی این جنایاتند.
          اینهمه توهین بی ارزش به سوسیالیست ها میکنید که چه بشود؟ خواننده آگاه معمولاً به فرد موهن حق نخواهد داد و خود تحقیق مستقل خواهد کرد.
          دیگر وقت عزیزم را با این مزخرفات کهنه و دست چندم شما و این آقای آرش بیخدا (که به نظر من کاملاً از پایه و اساس به خدا و نظام حامی آن یعنی کاپیتالیسم معتقد است) تلف نخواهم کرد. هر خزعبلی را بر علیه سوسیالیسم که دلتان میخواهد بگوئید تا آن دل حقیرتان خنک شود. این بیخدائی شما همه اش نمایش است. یک نمایش مضحک و رسوا.

          راستگوئی و صداقت کار امثال شما نیست
          بیخدائی تان هم نیرنگ است
          نسترن

          • نسترن جان دیگه بسته بیا برو برای خودت یک وبلاگ راه بیانداز اونجا انقلاب کارگریت رو ادامه بده وبلاگ اینجانب تریبون شما نیست منم حوصله این خزعبلات رو ندارم. اصولاً سوسیالیسم زیاد چیز مهمی در دوره زمانه ما نیست نازنین که ارزش وقت گذاشتن و توجه برای من و امثال من داشته باشه. اگر در دهه 60 زندگی میکردیم شاید دیدگاه های شما اهمیت میداشت ولی امروز زیاد اهمیتی نداره (از نظر من البته).

            • اینجا هم که ارش جان بجای اینکه با منطق پاسخی دهند دست بدامان فراری دادن نسترن خانم میشوند خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــر ارش جان این راهش نیست
              بینید من نه خلبانی میدانم نه فضا نوردم در اینموارد وارد گفتگو نمیشوم اما اگر در باره ساختار کامپیوتر برنامه نویسی نصب ویندوزی تفاوتهای این با ان و و .. میتونم تا جائی که دانش و مطالعه دارم بنویسمواگر با ادله و با منطق بیاد و هر انچه من میدونم را رد کند با جان و دل پزیرا میشوم زیرا مغزم را تنها برای نابودی مذاهب بکار نگرفتم که مثل مسلمانان منجمد شود و .. بماند اقا ارش چرا بجای پیشنهاد سایت و تریبون واینحرفها در باره سوسیالیسم باهاش منطقی برخورد نمیکنید؟؟
              چرا روک و راست نمگوئید در این باره هیچی نمیدانید و همینتوری از روی غضب و تعب نوشتید؟؟

              داستانکی
              اوایل قیام تازه از زندان آزاد شده بودیم هنوز قیام مردمی پیروز نشده بود از اونجائی که ما دهاتی هستیم از منزل تا شهر حدودا 5کیلومتری راه بود که با مینی بوس رفت و امد میکردیم در این راه هر روز هم به کلک بسرها برخورد میکردیم و برای دست انداختن این وهوش وخندان دیگر مسافرها که مینی بوس هم پرتر از پر بود میپرسیدم :
              حاج اغا لطفا توزیح دهید کمونیست یعنی چی؟؟
              ایشان مثل روز قبل و مثل نفر قبلی و دقیقا مشابه ان توزیح میداد

              کمونیست مساویست با خدا نیست
              زیرا کمو یعنی خدا و نیست هم یعنی خدا نیست

              حالا کار آرش بیخداست و نداشتن آگاهی از اندیشه های سه بنییانگزار مارکسیست و دست به خودکشی انتحاری زدنش است که خانم نسترن سایتهای بسیاری هست بفرمائید انجا!!! دست خوش
              ریهانی
              بخاطر غلط هائی که در نوشته ها هست قبلا پوزش میخواهم حال و حوصه دوباره خوانیش نیست زیرا وقت کم و عمرها کوتاست ومردم میهنمان نیاز به کمک دارند نه مردم فریبی

          • اگر این لیبرالیسم شما اینقدر به آزادی اعتقاد و آراء مبتنی است، پس چرا افرادی از قماش لیبرال ها (امثال جنابعالی) به خودشان اجازه میدهند که در هر وبلاگی هر فحاشی بی سند و مدرکی را راجع به سوسیالیست ها بکنند. آیا همین لیبرال ها اگر قدرت در دست داشته باشند این فحاشی های امروزشان را به شکنجه و اعدام فردای سوسیالیست ها تبدیل نخواهند کرد؟
            — اول فحاشی نبود و نقد بود
            — یعنی شما عمو استالین را سند نمیدانید.روسیه و چین و کوبای امروزی سند زنده نیستند؟؟؟!!!!
            — خیر چون قدرت را در دست دارند و به سوسیالیست کشی هم نمیپردازند و احزاب کمونیستی هم در آنها فعالند(فرانسه را بنگرید)
            بقیه اش بقول آرش خیلی آبگوشتی بود و نیاز به پاسخ نمیبینم.
            —————————————————————
            در ضمن من هیچ حمله شخصی به شما نکردم و توهین و افترایی هم نبستم و فقط نقدم را نوشتم اما شما که بنده را فحاش میخوانید بهتر است نگاهی به نوشته های خودتان بکنید:

            راستگوئی و صداقت کار امثال شما نیست—————->> فحاشی و توهین
            بیخدائی تان هم نیرنگ است——————–>> تهمت و توهین

            دیگر وقت عزیزم را با این مزخرفات کهنه و دست چندم شما و این آقای آرش بیخدا (که به نظر من کاملاً از پایه و اساس به خدا و نظام حامی آن یعنی کاپیتالیسم معتقد است) تلف نخواهم کرد. هر خزعبلی را بر علیه سوسیالیسم که دلتان میخواهد بگوئید تا آن دل حقیرتان خنک شود. این بیخدائی شما همه اش نمایش است. یک نمایش مضحک و رسوا. —————>>توهین و فحش و افترا

            راستگو باشید (کمی هم شبها مطالعه کنید و دندان هایتان را هم خوب مسواک کنید)——————————————>>>>فحش و استهزا و توهین
            خوب دوست عزیز کداممان فحاشیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    • ایرانی نازنین شما معنی کمونیست و فرق کمونیست با کمونیسیم هم میداند یا اینکه تشریف آوردید حرف بزنید یهوئی غلط خوردید راه افتادید؟؟؟
      راستی فرق میان کمونیسم با سوسیالیسم هم میدانید؟؟ اگر میدانید توزیحی بدهید!! و در صورت امکان چند تا انقلاب کمونیستی را نام ببرید

  21. یه سایت زندیق دیگه هم راه افتاده:
    http://www.zendic.org/

    اینم یه خورده حرف درباره ترانه ی تو حلقم شاهین :
    http://www.zendic.org/?p=641

  22. با درود
    آرش جان قبلن ها یک مقاله نوشته بودی حدود 2 سال پیش با نام

    علیت و فیزیک نوین، یک از دو

    اما با این که قول داده بودی قسمت دوم اون رو بنویسی الان انگار ننوشتی هنوز.آخه اصل مقاله به قسمت دومشه و نکتش توی اون هست.

    میشه جوابمو بدی
    خیلی مایلم ادامش رو بخونم باید چیکار کنم؟؟؟

    • خواهم نوشت.

      • پس لطف کن زودتر بنویس آخه چرا ادمو زجر میدی.2 سال فاصله بین یک مقاله ی دوقسمتی آخه!!!خیلی گلی زود بنویس که مورد نیازه پسر

        راستی آرش تو از نویسنده وبلاگ ناباور و فرگشت خبر نداری. مدتهاست که دیگه چیزی نمینویسه. خبری ازشون نداری؟

  23. اعترافات بازداشت شدگان مرتبط با کمپین امام نقhttp://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/-e01087f195.html

  24. آرش جان یه سر به این لینک بزن:

    محمدصادق (آرش) هنرور شجاعی، از روحانیون زندانی که اکنون در مرخصی به سر می برند، عکس خود را همراه با پیامی برای ما ارسال داشته اند. وی می گوید؛

    «نه به حجاب اجباری؛ نه به بی حجابی اجباری،نه به اجبار در دین الهی.
    دین خداوند عرصه اجبار نیست. چه اگر عرصه اجبار بود خداوند میتوانست تکوینا این اجبار را در وجود آدمی اعمال نماید.»

  25. درود
    ارش جان یه سوال پیش اومده برام در مورد این اصولی که توی مغاله ی مقایسه الله با خدا نوشتی!
    شما نوشتی که:
    «3- A لزوما باید به تحقق S نیاز داشته باشد، اگر نیازمند به S نداشت یا تمایل به آن نداشت W را انجام نمیداد»

    من مثلا به یک گدا کمک کنم یا به یک زندانی برای آزادیش بدون این که به ان کار نیاز داشته باشم البته تمایل دارم ولی تمایل داشتن به نیاز داشتن ربطی دارد؟
    یعنی انجام آن یا عدم انجامش برای من فرقی نمی کرده

    • آیا از این بند برداشت میشود که تمایل و نیاز باهم ربط دارند؟

      • آرش بيخدا ،
        خواهش ميكنم به من حتما جواب بديد … چون اين وبلاگ تنها راه ارتباط من و شماست ،
        آيا شما راجع به اين داستان كه يه (شمن) تو ايران داره جريان رو ازطريق ساختارگرايي اداره ميكنه چيزي ميدونيد !!؟
        سپاسگزارم

      • نمی دونم چرا من دارم برداشت می کنم
        اخه شما گفتی لزوما باید نیاز داشته باشه و بعدش هم: اگر نیازمند به S نداشت یا تمایل به آن نداشت W را انجام نمیداد یعنی اگه چون تمایل داشته پس نیاز هم داشته؟
        ببخشید و سپاس که پاسخم را میدی

  26. آرش جان بحث مغالطات رو نمیخوای ادامه بدی؟
    یا اینکه تنها به همان چند مورد بسنده کردی نازنین؟
    البته کاملا متوجهم که مغالطاتی که شرح دادی به صورت هوشمندانه ای انتخاب شدن و کاربردشون در اسلام ستیزی بیشتر مد نظر بوده ولی اگه سایر مغالطات رو هم شرح بدی خیلی خیلی مفید خواهد بود.
    با تشکر

  27. واقعاً خنده داره که متوهمی مثل سروش بیاد کتاب پندار خدا رو نقد کنه. نقد چیز خوبیه، به شرطی که اساساً منتقد اول از نظر عقلی مطلب مورد نظر رو مورد انتقاد قرار بده. آخه اینکه مردم دنیا گرایش های مختلفی به خدا دارن مطالب این کتاب زیر سوال میره؟ خب منم شاید تو ذهنم به یه خر صورتی رنگ با سم هایی از جنس طلا باور داشته باشم، نه تنها من شاید یک میلیارد نفر دیگه هم باور داشته باشن، اون موقع هم اگه کسی کتابی علیه این باور پوچ بنویسه، حتما دکتر سروشی پیدا خواهد شد و در ردش سخنرانی خواهد کرد. من نمیخوام بگم کتاب پندار خدا از نظر فلسفی یه اثر کامل بود، ولی خودمونیم فیلسوفی که کنج اتاق بشینه و اسرار جهان رو با ذهن مبارکش کشف کنه امروز به درد هیچ کس نمیخوره، فلسفه باید مبتنی بر فرض های حقیقی باشه و راه رو برای ناشناخته های علم باز بکنه، همین.
    من فکر نمی کنم این به اصطلاح دکتر خودشم اصلا بفهمه داره چی میگه. آقاجان شما اول بیا وجود خدا رو اثبات بکن، بعد درباره ی باقی مسائل حرف یزن. شما اونو فرض گرفتی بعد هر چی به ذهنت میرسه میگی، اسم خودتم گذاشتی فیلسوف. خجالت آوره واقعا.
    آرش شما یه چیزی بگو.
    حالم بهم میخوره از این روشنفکرای دینی متوهم و خود فریب و سرگشته. مثل زالوهای کثیف شیره ی جون جامعه رو که همون تفکر و خرد جمعی باشه رو کاملا از بین میبرن. تا کی میخوان به حرف های بی اساس خودشون ادامه بدن اینا. دیگه وقتش رسیده که خردگراهای دنیا از لاک خودشون بیرون بیان، افرادی مثل هیچنز و داوکینز و حرفشونو به دنیا بگن، تا این افراد انقد خرافات دینی رو در قالب شکیل روشنفکری به خورد مردم ندن.

    • باید مینوشتید از این حرامزادگان نان به نرخ روز خورهای جانی و همدستان خونخوار رژیم قاتل اسلامی ایران

  28. در کتاب معاد نوشته ايت اله دستغيب شيرازي ايشان از پيامبر اسلام نقل قول مي کنندکه رسول خدا فرمود:هر مومن که شهيد مي شود در بهشت قصري انتظارش را مي کشد که در ان قصر70حجره است و هر حجره داراي 70 تخت است و بر هر تختي 70 فرش گسترانده اند و بر هر فرشي 70 حوري نشسته و انتظار ان شهيد کشته شده در راه اسلام را مي کشد .با بررسي اين سخن و با يک ضرب ساده رياضي مي توان به اين نتيجه رسيد که بر طبق سخني که از رسول خدا نقل شده ،70 به توان 4 حوري يعني رقمي معادل 24,010,000(حدود 24 ميليون ) حوري بهشتي فقط در انتظار يک شهيد اسلامي مي باشد . با فرض اينكه هر كدام از فرشها 6 متر مربع باشد مساحت كل فرش ها مي شود 2,058,000 مترمربع با در نظر گرفتن 20% راهرو ها و راه پله و فضاهاي بدون فرش، مساحت كاخ 2,469,600 متر مربع به دست مي آيد.كه مي شود عمارتي با زير بناي 20000 متر در 20000 مترو 62 طبقه به ارتفاع 186 متر پر از حوري فقط براي يك شهيد اسلامي.
    با فرض اينكه شهيد مورد نظر به هر حوري يك ساعت سرويس دهي نمايد بعد از 2,740 سال كار بدون وقفه نوبت به آخرين حوري مي رسد.
    ولی از من میشنوید نقد را وِل نکنید و نسیه را بچسبید
    و به قول خیام
    خیام اگر زباده مستی خوش باش با ماه رخی اگر نشستی خوش باش
    چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی؛ چو هستی خوش باش
    و به قول ایرج میرزا
    لب آب و می ناب و دلبر نیکو سرشت ای به تخمم که نرفتم به بهشت

    • ببین نمی خوام حرفتو رد کنم که اسلام راست می گه و این حرفا ولی اینم مد نظر داشته باش که این ضرب و تقسیم ها مال جهان کنونیه,ایا نمی تونی جهانیرو تصور کنی که توش این چیزا صدق نکنه؟ ایا خدا به معنای واقعیش نمی تونه این کارو بکنه؟ وقتی در مورد خدا حرف می زنیم در مورد یه چیز فرا تصور بحث می کنیم,خود ارش هم می دونه که نمی تونه توضیح بده جهان چجوری بوجود اومده,اگرم بگه بیگ بنگ باز ازش می پرسیم کی بیگ بنگ رو بوجود اورد؟ ایا قران نگفته:با انفجاری زمین و اسمان را از هم جدا ساختیم؟ پس این نکاتو در ذهن داشته باش.
      ارش سوال سخت من از تو: یه پدیده تو همین جهان بزن که خودبخودی باشه و دلیل نخواد؟ یکی فقط یکی مثال بزن.

      • به نظر نمیاد شما سوال بکنی که جواب بگیری و راجع بهش فکر کنی، بیشتر به نظر میاد که سوال میکنی تا جواب خودت رو زور چپان کنی نازنین، در نتیجه کلاً تو درست میگی.

  29. آرش جان میشه لطف کنی و نظرت رو در مورد «Scientific Determinism» بگی؟
    تا اونجایی که من اطلاع دارم در حال حاضر اکثر فیزیکدانهای برجسته جهان از جمله استفان هاگینگ هم کاملا به «Scientific Determinism» اعتقاد دارن. یکی از نتایج این اعتقاد هم عدم وجود اختیار به معنای مرسوم اونه. به عبارت بهتر همونطور که این فیزیکدانها میگن، پذیرش «Scientific Determinism» به این معنی هست که باید اختیار رو تنها به عنوان یک «تئوری موثر» («Effective Theory») بپذیریم. به این معنی که همونطور که به جای حل معادلات گرانشی حاکم بر تک تک اتمهای یک جسم و تک تک اتمهای کره زمین از مدلی ساده متشکل از جرم جسم و شتاب جاذبه استفاده می کنیم؛ در مورد تصمیمات به ظاهر اختیاری انسان هم از انجاییکه قادر به تشخیص، معادله سازی و حل هم زمان بیشمار معادله حاکم بر این تصمیمات نیستیم، در کاربردهای پراگماتیستی، همانند تشخیص و دسته بندی کردن حالات و فرآیندهای روانشناختی، تحت عموان یک «تئوری موثر» از مفهوم اختیار استفاده میکنیم.
    فکر میکنم برای دقت بیشتر در جزییات این مساله خواندن این دو مقاله ی کوتاه خالی از لطف نباشه:
    http://vinodwadhawan.blogspot.co.uk/2012/05/26-scientific-determinism-effective.html
    http://vinodwadhawan.blogspot.co.uk/2012/05/28-free-will-is-illusion.html
    از طرفی هم تا اونجایی که من فهمیدم نظر شخصی شما در مساله ی اختیار مشابه نظر آقای ویلیام جیمز هست. میشه لطف کنید وبگید که به نظرتون این دو تا ایده، «Scientific Determinism» و نطر آقای ویلیام جیمز آشتی پذیر هستند یا نه؟ و اگر نه چه نقدی بر نظر اول دارید؟

  30. آرش به نظرت این عقیده توطئه ای که بعضی ها دارند که می گویند کار کار انگلیسی هاست یا دست یهودی ها تو کار بوده یا کار فراماسونری هست و … آیا حقیقت داره یا همه اش چرته ؟ بعضی از سلطنت طلب ها تبلیغ می کنند که این انگلیس و آمریکا بود که حکومت شاه را ساقط کرد نه مردم ایران و این انگلیس بود که خمینی رو فرستاد تا حکومت شاه سقوط کنه و نگذاره ایران ابرقدرت منطقه بشه و … و دوام جمهوری اسلامی به خاطر اینه که انگلیسی ها خواستند تا الان باقی بمانه و انگلیسی ها پشتیبان ملاها هستند . نظرت رو میشه در این مورد بدی ؟

    • همهش چرت نیست، اتفاقی که توی ایران افتاد دلایل و علل متعدد داخلی و خارجی داره، مسئله مهم اینجا اینه که ما باید یاد بگیریم مسئولیت اشتباهاتمون رو بپذیریم، وقتی اشتباهاتمون رو می اندازیم تقصیر دیگران دیگه به اشتباهاتمون فکر نمیکنیم ازشون یاد نمیگیریم در نتیجه تکرارشون میکنیم.

      اگر غرب هم چراغ سبز به خمینی در ایران نشان داده باشه که البته داده بازهم تقصیر گردن ماست از دو جهت، یک اینکه چرا روابط ما با غرب اینقدر بد شده بود، این شکست دیپلماسی رژیم شاه و حرفهای غلط و اشتباهی بود که در اواخر میزد، دو اینکه چرا ما باید اینقدر ضعیف باشیم که غرب بتونه سرنوشت ما رو تا این حد تغییر بده.

      اما مهمتر از اون اینه که همانطور که گفتم دلایل خارجی تنها کافی نبودند برای اینکه در ایران این فاجعه اتفاق بیافته.

      اما اینکه یک عده میگویند انگلیس پشتیبان ملایان هست، و این حرفها، حرفهای عوامانه ایست نازنین زیاد جای تامل نداره. همونقدر احمقانه است که حزب اللهی ها هر اتفاقی در دنیا بیافته می اندازند گردن آمریکا و صهیونیسم 🙂

      البته یک چیز طبیعی هست عوام دنبال پاسخهای ساده میگردند…

  31. نقدی بر کتاب The God Delusion (توهم خدا) اثر ریچارد داوکینز توسط دکتر عبدالکریم سروش که در تاریخ June 8, 2012 در دانشگاه استنفورد انجام شد

    در این سخنرانی موضوعاتی مانند گرایش های مختلف به خدا، تفاوت بین دلیل و علت در پیدایش امور و همچنین مطالبی در رابطه با دعا و استجابت آن مطرح میشود

    دانلود
    http://s3.picofile.com/file/7422743973/The_God_Delusion_Dr_soroush.mp3.html

  32. سلام آرش جان.
    من همون دوستی هستم که یه نامه در مورد صحبت با یه آخوند در مورد به وجود آمدن جهان برات فرستادم.
    راستش چند روزیه که یه کلیپ از یه پژوهشگر مسائل فراماسونری به دستم رسیده که در مورد موسیقی حرف می زنه. طرف اسمش علی اکبر رائفی پوره و از اوناییه که می گن باید اول قرآنو خوند و بعد رفت سراغ علم!!!
    در مورد ضررهای موسیقی صحبت می کنه و می گه که اونایی که زیاد آهنگ گوش می دن، قلبشون دچار مشکل می شه و از این صحبتا. صحبتهاش هم تو دانشکده علوم پزشکی تهران بوده.
    آخرش هم می گه که اینارو اسلام گفته! ولی چون اون موقع کسی زیاد مطالب علمی سرش نمیشده، پیامبر و ائمه فقط می گفتن موسیقی حرامه.
    درخواستی که از شما دارم، اینه که مثل دفعه قبل منو راهنمایی کنی و بفهم که قضیه چیه.
    سپاس!

    • نازنین یکی از اصول مهم تفکر اینه که وقتی میخواهی با عقیده ای مخالفت کنی یا اون رو به نقد بکشی، باید بهترین و قوی ترین نمونه ها از طرف مقابلت رو انتخاب کنی، نه اینکه یک دیوانه از طرف مقابل رو انتخاب کنی بعنوان نماینده تفکر مخالف و سعی کنی جواب اون رو بدی.

      اینه که اگر از من راهنمایی میخواهی، راهنمایی من اینه که وقتی این کلمه «فراماسونری» و «شیطان پرست» و این دست تئوری های توطئه رو از کسی میشنوی، به این نتیجه برس که طرف *س مشنگ هست، و به چشم یک ابله و دلقک بهش نگاه کن نه بعنوان کسی که حرفی برای گفتن داره و از اون مهمتر حرفهاش ارزش وقت که گرانبها ترین چیز است را نداره… به همین جهت باید از کنارش رد بشی نازنین…

      ولی خوب بازهم اگر خواستی با یک ابله و دیوانه روبرو بشی و تفکراتش رو بررسی کنی باید توجه داشته باشی که بار اثبات همواره بر دوش مدعی هست، اینه که اگر یابویی ادعا کرد موسیقی بر قلب تاثیر منفی دارد، بار اثبات این ادعا بر دوش یابوی مذکور است، باید با استناد به منابع معتبر علمی و تحقیقات آکادمی معتبر اینرا اثبات کند.

      • ممنون از راهنماییت آرش جان.
        والا اینا همش می گن «دانشمندای غربی هم اخیرن به این مطلب رسیدن» !!! مهم نیست موضوع صحبت چی باشه، اونا به هر حال از این جمله استفاده می کنن!
        سپاس بابت راهنماییت.

  33. آرش چرا زندیق باز نمیشه
    درستش کن کار داریم بابا!!!

  34. نوشتارهای زندیق باز نمیشوند
    Forbidden
    You don’t have permission to access /articles/ on this server.

    Additionally, a 404 Not Found error was encountered while trying to use an ErrorDocument to handle the request

  35. درود بر صاحب وبلاگ و خوانندگان ارجمند. یک نمونه از پاسخگویی به شبهات را برایتان کپی کرده ام و دقت بفرمایید که پرسنده از «» تجاوز به زنان و دختران اسیر»» پرسیده است اما در پاسخ بحث را بصورتی کلی تحت عنوان «» برده داری»» کشانده اند(مغلطه بیربطی) و پاسخی در باب تماس جنسی با کنیز که پرسش اصلی بوده داده نشده است پس ملاحظه بفرمایید:
    سا 24: زنان شوهر دار بر شما حرام است مگر زنانی كه در جنگ مالك شدید…
    احزاب50: ای پیامبر بر تو حلال كردیم همسران تو را آنان كه مزدشان را پرداختی و كسانی كه مالك می شوی(كنیز یا اسیر)

    احزاب 52:از این پس زنها بر تو حلال نیستند هر چند زیباییشان تو را مجذوب كند مگر كسانی كه جزو ملكت تو هستند

    نسا3: اگر نمی توانید به مساوات با زنانتان رفتار كنید به یك همسر بسنده كنید یا به كنیزانتان اكتفا كنید

    معراج 29و30: و آنانكه خود را از شهوات نگاه می دارند مگر بر زنان حلال و همچنین كنیزان ملكی خویش كه در این صورت بر آنها نكوهشی نیست

    پاسخ:

    پرسشگر گرامي با سلام سپاس از ارتباط تان با اين مرکز
    اسلام برای آزاد کردن انسان ها آمده ،نه به بردگی کشاندن آن ها، اما در جاهایی به مصلحت جامعه و خود انسان ها اجازه به بردگی گرفته شدن بعض افراد داده شده است.
    در گذشته جنگ معمولا قبیله ای بود . در جنگ همه افراد قبیله از زن و مرد و پیر و جوان شرکت می کردند. قبیله غالب، همه افراد قبیله مغلوب را به بردگی و اموال آنان را به غنیمت می گرفت.
    اسلام اولا جنگ هجومی را اجازه نداده و مسلمانان حق ندارند به گروه ، قبیله و مردمی هجوم برند . مردان شان را کشته و زنان را به کنیزی و اموال شان را به غنیمت بگیرند مگر این که از جانب مشرکان و کافران مورد هجوم واقع شوند. در این صورت باید در صدد دفاع از خود و نظام و ناموس خود برآیند. مهاجمان را بکشند تا شکست آنان قطعی شود و آن گاه بقیه افراد حاضر در میدان جنگ اعم از زن و مرد را اسیر کنند .اموال را به غنیمت بگیرند و بعد حاکم اسلام حق دارد مطابق مصلحت بینی و رعایت مصالح جامعه و نظام اسلامی، اسیران را به منت آزاد کند یا در قبال آزادی آنان فدیه و جان بها بگیرد یا آنان را به بردگی گرفته و بین رزمندگان تقسیم کند.
    به بردگی گرفتن افراد شرکت کننده در میدان جنگ هجومی علیه مسلمانان، مقابله به مثل است که از نظر همه عاقلان پذیرفته شده می باشد. اگر آن گروه غالب می شد، همین برخورد را با مسلمانان می کرد. البته به بردگی گرفتن زنان و مردان مشرک جنگنده علیه اسلام، جایز است، نه واجب. این که حاکم معصوم یا عادل اسلام حکم به بردگی گرفتن بدهد ، بستگی به اقتضائات زمان و مکان دارد.
    برای اطلاع بیش تر از دلایل اسلام برای تجویز محدود بردگی مطلب زیر را مطالعه کرده و به کتب گفته شده مراجعه کنید:
    اسلام برده داری را با محدودیت های متعدد، به مصالحی به رسمیت شناخت.برای این که موضع اسلام در برابر برده داری و حقانیت آن، روشن شود ،لازم است نیم نگاهی به تاریخ برده داری بیندازیم:
    در قدیم از سه را انسان ها به بردگی گرفته می شدند:
    1. زور و قلدری: مثلاً رئیس قبیله به زور می توانست دیگران را به بردگی بگیرد یا یک قبیله بدون دلیل به قبیله دیگری شبیخون زده و هجوم برده و افراد قبیله دیگر از زن و مرد و کودک را به اسیری بگیرد.
    2. داشتن ولایت ارث و شوهری; به عنوان مثال: پدر می توانست فرزند خود را بفروشد;
    3. جنگ ؛ برده گیری در جنگ های دفاعی حتی در بین ملل دارای تمدن نظیر روم، هند، یونان، ایران; نیز معمول بوده است. ابتدا این گونه بود که قبیلة پیروز در جنگ خواه مهاجم یا مدافع، تا آخرین نفر از طرف مغلوب را می کشت; امّا در طول زمان، و نیز از باب نوع دوستی، بنا را بر این گذاشتند که اسیران جنگی را به عنوان غنیمت تملک کنند، هر چند در آن دوران هم روش ها فرق می کرد و رومی ها و یونانی ها سختگیرتر بودند.(1)
    دین اسلام قانونی به نام برده داری تأسیس نکرد; بلکه از سه روش فوق; دو روش زور و ارث را ردّ و روش سوم یعنی جنگ دفاعی را تحت شرایطی امضا کرد تا به مرور زمان و با شرایطی که قرار داده است، زمینه های آن نوع برده داری را هم از بین ببرد.
    اما اینکه چرا اسلام راه سوم برده گیری را مردود ندانست; بلکه محدودیت هایی در آن ایجاد کرد؟ بدان خاطر بود که :
    1. اصلاح عادات غلط به زمان نیازمند است;
    2. در آن زمان بردگان فراوانی وجود داشتند . گاهی بخش عظیمی از جامعه را بردگان تشکیل می دادند. اگر از ابتدا بردگی به طور کلّی ملغا می شد، رهایی بردگان باعث نابودی آنان و خانواده های شان می شد; زیرا بردگان در آن زمان نه کسب و کار مستقلی داشتند و نه زندگی مستقلی.( 2)
    حداقل اثر سوء آزاد کردن این جمعیت انبوه، مختل کردن امنیت جامعه بود. بررسی این نکته نشان می دهد که برخورد ضربتی و دفعی با مسألة برده داری، امری غیر حکیمانه، بلکه غیر ممکن است; از این رو اسلام، در برخورد با این مسأله ـ چنان که در مورد «شراب» عمل کرد ـ به اصلاح تدریجی پرداخت.
    3. بندگان در آغاز اسلام منبع اقتصادی و نیروی نظامی نیرومندی برای مشرکان و حتی مسلمانان بودند. مشرکان آنان را در مزرعه ها، نخلستان ها و میدان های جنگ به کار می گرفتند; چنانچه اسلام در همان ابتدا دستور آزادی بردگان را می داد، بدیهی بود که تنها مسلمانان به آن عمل کنند; چرا که مشرکان به آن اعتقادی نداشتند.
    این شیوه رفتار، پیامدهای بسیار ناخوشایند و ضربه مهلکی برای جامعه اسلامی نوپا در پی داشت، از جمله:
    الف: مسلمانان به یکباره از نیروی اقتصادی و نظامی عظیمی محروم می شدند و این ضربه مهلک اقتصادی به آنان بود.
    ب: بندگانی که به اسیری گرفته می شدند، چنانچه آزاد می شدند، چون جا و مکان و درآمد مناسبی نداشتند، به ناچار به پیش مشرکان باز می گشتند . آنان دوباره، از این ها برای تقویت بنیه اقتصادی و نیروی نظامی استفاده می کردند.
    حاصل آن بود که آزادی بندگان به تدریج، مانع از خسارت اقتصادی و نظامی مسلمانان شد.
    4. به طور کلی، دشمن محارب در صدد نابود ساختن است. فطرت بشر چنین فردی را محکوم به فنا دانسته و دست کم به بردگی گرفتن او را تجویز می کند.
    5. علاوه بر حکم فطری، تا آن جا که تاریخ نشان داده است، انسان ها دشمنان خود را به عنوان غنیمت اسیر می گرفته اند.(3)
    برده گیری که اسلام معتبر دانسته، حقی است که با فطرت بشر مطابقت دارد که برده گیری دشمنان اساس دین و مجتمع اسلامی است. چنین کسانی به حکم اجبار به داخل جامعه جذب می شوند . در لباس بردگی درمی آیند تا به تربیت صالح دینی تربیت یافته و به تدریج آزاد شوند ،همانند مریضی که طبیب آزادی عمل او را تحت کنترل در می آورد تا به سلامتی برسد.
    جهان متمدن هر چند به ظاهر، نظام برده داری را ملغا اعلام کرد، امّا هنوز همان نظام به شکلی دیگر در جهان معمول است. با نگاهی کوتاه به جنگ جهانی دوم و قیمومیت بر ملل محروم و مغلوب می بینید که چه فجایعی به بار آوردند. هنوز هم محرومان ملل، گرفتار آن نظام قیمومیتی غلط هستند.(4)
    اسلام نه تنها برده داری را تأسیس نکرد; بلکه برای حل تدریجی اما سریع آن راه حل هایی را ارائه داده است که در محورهای زیر آن ها را مورد توجه قرار می دهیم:
    الف) بستن سرچشمه بردگی:
    اسلام از بین سه راه معمول برده گیری در آن زمان، دو راه را به کلی ردّ کرد و نپذیرفت (زور و قلدری، ولایت شوهر، ارث و غیره) و به عللی که گذشت، برای از بین بردن راه سوم (راه برده گیری در جنگ) محدودیت هایی ایجاد کرد، حتی در صورت پیروزی در جنگ هم گرفتن برده الزامی نبوده ، بلکه دستور اسلام در این مورد این است که بعد از خاتمة جنگ با کفار، افرادی که اسیر می شوند، به چند صورت با آنان برخورد شود:
    ـ از آنان فدیه گرفته شده، آزاد شوند;
    ـ با اسیران مسلمان مبادله شوند;
    ـ و در نهایت، در مواردی که دو راه قبلی صلاح نبود، به جای این که آن ها را بکشند، اسیرشان کرده و برای خدمت، به کار بگمارند و بین مردم تقسیم کنند.(5)
    ب) گشودن دریچة آزادی: اسلام، تمهیداتی دیگر برای آزادی بردگان اندیشیده است، از جمله
    ـ آزادی اسیر را یکی از کفارات قرار داده است(6)
    ـ با ازدواج زنی که برده است با یک انسان آزاد و بچه دار شدن آن زن، فروش آن زن ممنوع می شود تا از سهمیة ارث فرزندش آزاد شود.(7)
    ـ سهمی از زکات برای خرید برده و آزاد کردن آنان قرار داده شد که بدین ترتیب یک بودجة دایمی برای این کار از بیت المال در نظر گرفته شده و تا آزادی کامل همة بردگان ادامه خواهد یافت.(8)
    ـ آزادی بردگان یکی از عبادات شمرده شده و بزرگان در این زمینه پیش قدم بوده اند تا آن جا که گفته شده حضرت علی بن ابی طالب با دسترنج خود هزار بنده را آزاد کرد.(9)
    ـ هر کس سهم خود از بردة مشترک را آزاد کند، سهم شریک دیگر به طور قهری آزاد می شود.(10)
    ـ هرگاه کسی مالک یکی از پدر، مادر، اجداد، فرزندان، عمو، عمّه، دایی، خاله، برادر، خواهر، برادرزاده و یا خواهرزادة خود شود، آنها فوراً آزاد می شوند.(11)
    ـ در برخی موارد، اگر صاحب بَرده نسبت به بردهاش مجازات های سختی انجام دهد، آن برده خود به خود آزاد خواهد شد.(12 ) و…
    ج) احیای شخصیت بردگان: در دورانی که بناست بردگان به تدریج آزاد شوند; دین مبین اسلام برای اِحیای حقوق آنان اقدامات وسیعی کرده است; به طوری که هیچ فرقی بین بردگان و آزادها قرار نمی دهد; جز به تقوا و پرهیزکاری; به بردگان اجازه می دهد همه گونه پُست های اجتماعی را عهده دار شوند . از فرماندهی گرفته تا پست های حساس دیگر که به عنوان نمونه سلمان، بلال و قنبر را می توان نام برد.(13)
    د) رفتار انسانی با بردگان، در اسلام دستورهای زیادی در مورد مدارا با بردگان آمده است، از جمله:
    ـ پیامبر(ص) فرمود: جبرئیل آن قدر برای آزادی برده سفارش کرد که فکر کردم برای آزادی برده مهلت معینی مقرر گردید.(14)
    روایاتی داریم که در مورد بردگان، أجل هفت سال را مطرح کرده و فرموده اند: بعد از هفت سال برده را از کار معاف و او را آزاد کنید.(15)
    حضرت امام صادق می فرمود: هرگاه پدرم به غلامش دستوری می داد و ملاحظه می کرد که آن کار، سخت است، خودش
    بسم الله می گفت و کمک می کرد.(16)
    خوشرفتاری نسبت به بردگان در این دوران انتقالی، به حدی است که حتی بیگانگان نیز از آن تمجید کرده اند; به عنوان نمونه، جرجی زیدان می گوید: اسلام نسبت به بردگان فوق العاده مهربان است .پیامبر در مورد بردگان سفارش بسیار نموده است; به عنوان مثال: «کاری که برده تاب آن را ندارد، به او واگذار نکنید» یا «هرچه خودتان می خورید ،به او بدهید».(17)
    بنا بر این اسلام در آن زمان که برده داری وجود داشت، وجود آن را تا حدودی تجویز کرد تا با یک برنامه حساب شده و موفق به مبارزه با آن پردازد . به هیچ وجه اسلام این قانون را ایجاد نکرد. طریقی هم که اسلام برای مبارزه برگزید، طریق تدریجی بود و با موفقیت قرین شد، در حالی که اگر طریق مبارزه یکباره را پیش می گرفت، علاوه بر اینکه زیان بزرگی به جامعه نوپای اسلامی می زد، با موفقیت هم قرین نمی شد. اتفاقا در تاریخ مبارزه با بردگی توسط غربیان با مبارزه قاطع و یکباره مواجهیم که به شکست انجامید.
    اما در جامعه اسلامی کنیزان از دو راه وارد می شدند:
    1-زنانی که در میدان های جنگ شرکت می کردند و اسیر می شدند. در قدیم در جنگ های معمولا قبیله – که سیار زندگی
    می کرد – به تمامی در جنگ در گیر بود ،یعنی زنان و مردان و کودکان همگی اعضای میدان نبرد بودند و برای پیروزی بر طرف مقابل تلاش می کردند . سهم زنان کم تر از مردان نبود .وقتی یک طرف شکست می خورد، تمام مردان و زنان و کودکان و اموالی که در میدان بود،به تصاحب طرف مقابل در می آمد.
    2- زنانی که قبلا در جامعه غیر اسلامی اسیر و کنیز شده بودند. برده فروش ها آن ها را به جامعه اسلامی می آوردند و می فروختند. در اسلام خرید و فروش اینان نیز جایز شمرده شد تا راهی برای ورود آنان به جامعه اسلامی و در معرض آزادی قرار گرفتن باشد

    • خیلی از این نظریه تحلیلی لذت بردم چون گویای واقعیت های متعددی است. اول آنکه در اسلام هر کاری توجیه پذیر است. به راحتی اجازه دادخ می شود که از ذیگران بیگاری کشیده شود چون جامعه نوپای اسلامی نمی تواند بدون نیروی کار برده ها پیش برود. به همین دلیل هم نمی بایست آزاد شوند چون امکان داشت برگردند پیش مشرکان. به تعبیری ذیگر باید به قهر و زور به مسلمانان بیگاری می دادند تا اولا کار های مسلمانان به راحتی پیش برود و ثانیا بردگانی که به اسلام باور نداشتند نتوانند به نزذ هم فکران و هم کیشان خود باز گردند. اگر همین منطق را که همان ماکیاولیسم هست ادامه بدهیم اتفاقا تمام فوانین اسلامی را می توانیسم توجیخ کنیم. از این قبیل: به کنیزان برای این نیاز بود که مشکل تمایلات جنسی مردان مسامان به راحتی قابل حل باشد و عدم توانایی تشکیل خانواده مردان را آزار ندهد تا بتوانند با نیرو و اراده قوی تری با مشرکین بجنگند. دزدیدن و سرقت مسلحانه از کاروانهای مشرکین نظیر آنچه در بدر اتفاق افتاد هم جایز بود چون از طرفی جامعه بسیار معصوم و نوپای اسلامی دچار تنگی معلش و سختی و عسرت بود و برای لینکه بتواند رشد کند به اموال و منابع مالی مشرکین و کفار نیاز داشت. کشور گشایی و حمله به اقصی نقاط دنیا از قبیل ایران و هند و مصر و اسپانیا و اورشایم هم برای آن بود که جامعه اسلامی به منابع مالی و اقتصادی بیشتری نیاز داشت و چون عمدتا صحراهای حجاز مستعد کشت نبود. البته طبیعی است که آزادی برده ها در مقاطعی تشویق شده باشد. برای مثال کنیزی که صاحب فرزند است و اربابش مرده چه بهتر که حق ارثش فرزندش را برای آزادیش هزینه کنیم وگر نه مادر که کنیز بوده به فرزند که وارث است ارث می رسد و آن موقع رابطه مادر و فرزندی و کنیز و اربابی در یک زمان بین دو فرد غیر عقلانی و غیر ممکن می شود. آزادی برده ها وقتی پیر شدند و به قولی بعد از هفت سال بیگاری هم کار خوبی است چون برده ها بعد از این مدت به علت کار مفرت و تغذیه بد و نا کافی و عذم رسیذگی و بهداشت غالبا ناتوان و مریض می شوند و نگهئاری آنها فاقد صرفه اقتصادی خواهد بود. به همین دلیل هم توصیه شده است که کار سخت و تغذیه ناکافی برای برده اعمال نشود تا کارایی خود را از ذست ندهد. می توان به راحتی مشاهده کرد که در اسلام هدف وسیله را توجیه می مند و آنگاه که هدف حفظ اسلام است هر کار ناپسندی جایز است و انسانیت در اسلام معنی و مفهومی ندارد و آنچه مهم است دین لسلام است. انگار نه انگار که دین آمده است تا انسانها خوشبخت شوند. گویا در اسلام قضیه بر عکس است. انسانها آمده اند تا فدای اهداف و خواستهای صاحبان قدرت و مقام و نفوذ در اسلام شوند.
      از نگاهی دیگر باید متذکر شد این نوع تحلیل و توجیه ادعای اسلام را مبنی بر کامل بودن زیر سئوال می برد. در متن فوق آمده است که تصمیم اسلام حذف تدریجی برده داری بوده است. چون خود ایلام این کار را انجام نداده است و بردخ داری را ملغی نکرده است پس لابد خدا تصمیم داشته در آینده دین دیگری بیاورد که آن دین برده داری را لغو کند.
      برداشت دیگر من از متن فوق آن است که قول لا اکراه فی الین دروغی بیش نیست. چرا که اسیران در جنگ مخیر به پذیرش اسلام و یا پذیرش بردگی بوده اند. پس بی شک شمار زیادی از مسلمانان از ترس گرفتار آمدن و به بردگی کشیده شدن به اجبار اسلام آوذده اند.
      جهانشمول بودن اسلام هم گویا دروغ است. ادعا شده است این قوانین در شرایط نابسامان حجاز و برای جامعه فقیر و نوپای اسلامی لازم بوده است. پس می توان نتیجه گرفت که این قوانین متناسب با شرایط همان جامعه بوده و با جوامع پیشرفته و متمدنی مثل ایران و مصر و هند و اسپانیا سنخیتی ندارد و در جوامع فوق الذکر کارایی مثبتی ندارد چرا که قرنها قبل کشوری مثل ایران مراحل بیابانگردی و بادیه واقع نشینی را پشت سر گذاشته و شهروندان آن کشور مشمول حقوق و امکانات مالی و اقتصادی و اجتماعی بسیار پیشرفته تری بوده اند. چگونه می توان نوجیه کرد که قوانینی که ادعا شده است بر مبنای اقتضا و شرایط یک جامعه فقیر و عقب مانده و ضعیف معرفی شده است در آن کشور متمدن مفید واقع شود.
      گویا خدای اسلام فقط خدایی قبیله ایست. چگونه می شود باور داشت که خدایی جهانشمول به عده ای که وضعیت معیشتی نامناسبی دارند اجازه بدهد که برای رفع این مشکل به جامعه متمدن تر و ثروتمند تر بتازید.
      در انتها آنچه اینگونه توجیهات برده داری می رساند رسوا کردن هرچه بیشتر مدعیان الهی بودن و کامل بودن و جهانشمول بودن و انسانی بودن اسلام است.

      • جناب تقی یک نکته را هم بنده می افزایم و آن اینکه خود اسلامیون اخلاقیات را مطلق می دانند و میگویند اگر اخلاق را نسبی بگیریم خواسته یا نا خواسته زیر آب دین را زده ایم و درست هم میگویند از طرفی در برخورد با قضیه فوق مسئله را تا حد یک رسم اجتماعی آن دورانی کاهش میدهند و از آنجا توجیهاتشان را آغاز میکنند اما ما میدانیم همخوابی با دختر و زن اسیر بیشتر از آنکه یک رسم اجتماعی آن دورانی باشد ارتباط آن با اخلاق جلب نظر میکند و ابتدا باید اخلاقی بودن اینکار را اثبات کنند و چون این کار به روشنی خلاف اخلاق می نماید لذا از یک دینی که ادعای اخلاق مداری دارد انتظار میرود با چنین رسومی مبارزه کند و شدیدا آنرا محکوم و ممنوع کند نه اینکه از سر ناچاری و برای اینکه دل مردمان حجاز را نرنجاند آنرا تایید کند از سویی با ادعای جهانی بودن اسلام هم در تضاد است چون با ادعای جهانی بودن دیگر نمیتوان آنرا چنین توجیه کرد که از رسوم اعراب عربستان بوده و اسلام آنرا امضا و قانونمند کرده است و لذا یک رسم منطقه ای را مبنای قانون گذاری جهانی کرده باشد!!!!!!! از این دست احکام در اسلام که با ادعای جهانی بودن در تضاد است بسیار میتوان نام برد مانند (ماههای حرام که اعراب در آن به جنگ و خونریزی و غارت نمیپرداختند و…..)
        نکته ی جالب اینجاست که اسلامیون در برخورد با منتقدان سریع به شرایط آنزمان منطقه ی عربستان اشاره میکنند و احکامشان را توجیه مینمایند اما د هنگام وضع قانون همین قوانین را که میگویند مربوط به آن دوران بوده را قانون میکنند جالب است نه؟!
        http://wikifeqh.ir/%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C

      • فکر میکنم این نظر رو در مورد پست دیگری داده اید نازنین نه در مورد این نوشتار.

        • درست است/یکباردر فیسبوک پیامی در این باب برای خودتان هم فرستادم.این مسئله رو جدی بگیرید لطفا

  36. اقای ارش بدون خدا این سایت زنبق ازدسترس خارج شده
    یه کاریش کن دوباره راه بیفته

  37. سلام آرش جان چند روز سایت زندیق در ایران در دسترس نیست دارم دیوونه میشم با هر VPNیا فلترشکنی هم امتحان کردم نشده میشه آرشیو زندیقو تو یه سایت دیگه آپلود کنی خیلی ممنونت میشم

  38. سالار جان زحمت کشیدی که در مورد مضرات سیگار و ماری جوآنا و حشیش و اینا مطلب نوشتی اما راستش رو بخوای کسانی که اهل این چیزا باشن زیاد حوصله نمیکنن بشینن همه اینارو بخونن.همه کم و بیش از مضرات سیگار باخبرن،اصلا همین که طرف عکس روی پاکتهای سیگار که ریه سالم افراد غیرسیگاری و ریه به گا رفته افراد سیگاری رو میبینه و بازم سیگار میکشه دیگه معلومه که مطالب عمیق تر اما در لفافه و غیرشفاف تاثیری روش نداره.
    البته از شما چه پنهان که خود من هم یک جورایی اهل دود و دم هستم اما مداوم نیست.بعضی هفته ها یکی دو پاکت در هفته میکشم ولی بعضی هفته ها اصلا نمیکشم.فکر نمیکنم روزی چند نخ سیگار شما رو بکشه،به خصوص اگه روزی یه یک ساعتی بدوید و ورزش کنید تاثیر مخربش به خودی خود خنثی میشه.معمولا کسانی که به سلامتشون اهمیت میدن هر پنج شش ماهی هم یک چکاپ از خودشون میکنن که بدونن اوضاع و احوال جسمی شون چطوره.من که خودم تو این دو سال گذشته سیگار کشیدن غیر مداوم زیاد برام مشکل ایجاد نکرده اما اگر کار ادم به سیگار کشیدن بسته ای در روز بکشه،اون موقع است که باید یه فکری به حال خودش بکنه.چون هم تاثیرات منفی دراز مدت داره هم اعتیاداوره و اگه بعد از مدتی بدن به نیکوتین عادت و نیاز پیدا کنه،ترکش سخت میشه.بابای خود من چند سال پیش بعد از سی سال، سیگار کشیدن رو گذاشت کنار اما اگه چسبهای نیکوتین دار یا ادامسی که با جویدنش هوس گذاشتن سیگار کنار لبش به سرش نزنه نباشن،بازم میره سراغ سیگار.
    البته نمی دونم سیستمش چیه،ولی سیگار علاوه بر حال دادن باعث میشه فکر ادم درست کار کنه.خیلی وقتها میشه من خودم سر مسائل ساده نیم ساعت فکر میکنم و اخر سرم به جواب نمیرسم اما با سیگار مسائل سخت رو پنج دقیقه ای حل میکنم.کلا چهار چیز باعث میشن مغز خود من بهتر کار کنه:دختر،موسیقی،مشروب و سیگار.تو شب نشینی ها و یا جمع های دوستانه یا گرم گرفتن با دخترها هم که بعد از یکی دو ساعت کلا بدجور حس سیگار کشیدن یا اگه موقعیت جور بود سیگار و مشروب با هم،بدجور ادمو قلقلک میده.
    به هر حال به نظر من اگه تو سیگار کشیدن افراط نشه،چیز بدی نیست.ارش تو هم مراعات کن یه وقت یه چیزیت نشه این پاسدارها بگن طرف غیبش زد پس این ارش هنرور همون ارشه|o|

  39. آرش بيخدا @ درسته كه سيگار (نيكوتين) تمركز و حافظه كوتاه مدت مغز رو افزايش ميده كه ميشه ازش در رياضي و مطالعه علومي كه به تمركز و قدرت حافظه كوتاه مدت ، نياز دارند استفاده كرد ! اما عوارض جانبي منفي زيادي داره ! و از همه بدتر اينكه نيكوتين وابستگي فيزيكي ايجاد ميكنه (اعتياد آوره) !
    اما من به شما توصيه ميكنم ابتدا سيگار را ترك كنيد و سپس هر از گاهي !!! (مقدار كمي) فقط هنگام مطالعات فلسفه و علوم انساني مثل جامعه شناسي ، روانشناسي ، و علومي كه نياز به تحليل فكري و حافظه بلند مدت دارند و مخصوصا كارهاي هنري ، كمي (با دوزاژ پايين ) چيز بكشيد ؛) يعني گياهي كه غنچه هاي جنس ماده آن كه توسط گياه نر بارور شده باشد و داراي «تي.اچ.سي» باشد . زياد نكشيد (بدون توتون و نيكوتين) چون دوزاژ بالا شما را دچار گيجي ميكند !
    بچه ها مواظب باشيد !!!!!!!
    ؛)
    به اين لينك سر بزنيد من نظراتم رو در «بخش كامنتها» با نام سالار رادپور ، بطور دقيقتر توضيح دادم :

    http://chakosh.wordpress.com/2010/04/17/%C2%AB%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B3%C2%BB-%DB%8C%D8%A7-%C2%AB%D9%85%D9%86-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86/#comment-808

  40. آرش بیخدای جعلی هم رسید! اونم فکر کنم چینی ها برای سپاه کپی کردن جونورایی هستنا این یکی آرش باخدا هست کم کم داره گیج کننده میشه حالا آرش تو خودتی یا یه افسر سپاه؟

    http://arashbakhoda.mihanblog.com/

    یکی دیگه هم هست
    http://arashbikhoda.mihanblog.com/

  41. سكس روي شتر !! اسلام زن رو فقط براي ك* مرد ميخواد !

    balatarin.com/permlink/2012/7/13/3086155

  42. 1- سیگار رو بگذار کنار ، سینه ات رو به گا میده
    2-زیاد زور نزن ، تا 6 ماه دیگه بر اثر شورش گرسنگان ، حکومت اسلامی ساقط میشه ، اون وقت این بخت برگشته ها هم آزاد و رها می شوند

  43. آرش جان به نظرم فیسبوک زندیق خیلی راکد و مرده است یه خورده تحرک اگه بهش بدی خیلی خوب میشه حالا لازم نیست مثل وبلاگت مطالب مفصل داشته باشه , چه میدونم یه نکته ای جمله ی قصاری , نظرسنجی چیزی حتی اگه روزی یه پست هم باشه باعث پیشرفت صفحه میشه کلا

  44. یک بحث کمی متفاوت با بحث های رایج می خوام پیشنهاد بدم و فکر می کنم پرداختن بهش خیلی لازم باشه. اغلب آتئیست های مخاطب این وبلاگ از قشر جوان جامعه هستند. خیلی هاشون استقلال مالی ندارند و یا با پدر و مادرشون زندگی می کنند. در موارد زیادی برای اینکه مشکلی پیش نیاد مجبورند به دروغ به پدر و مادر و یا اقوامشون خودشون رو مذهبی نشون بدن یا در مراسم مختلف مذهبی مثل عزاداری ها و اعیاد مذهبی و مجلس ترحیم شرکت کنند. فکر می کنم اینجا جای این بحث مطرح می شه که چطوری می شه هم رابطه مثبت و مفید رو با جامعه و اقوام و دوستان و خانواده حفظ کرد و هم دیگران رو مجاب به احترام گذاشتن به باور های خود کرد. من می تونم سناریو های زیادی از این دست رو مثال بزنم وقتی واقعا گیج می شی و نمی دونی چکار کنی:
    1- رفتی سر قبر پدربزرگت. همه دلا شدن انگشتشون رو گذاشتن روی قبر دارن فاتحه می خونن و تو ..
    2- پدرت می فرستتت دنبال آخوند برای فلان مراسم.
    3- مادرت داره سر نماز زار می زنه که خدا یا اگر این بچه من رو از گمراهی و بی دینی نجات بدی دیگه حاجتی ندارم.
    4- دوست دخترت که ماجرا رو می فهمه باهات بهم می زنه.
    5- خاله ات از کربلا برات مهر می آره.
    6- داییت اصرار می کنه باهاش بری هیات.
    7- دوستت دعوتت می کنه افطار بری خونشون.
    8- مادر بزرگت گیر می ده تو چرا نمازت قضا شده.
    فکر می کنی کدوم راحت تره؟ دروغ گفتن و دورویی و تزویر و کتمان واقعیت یا تحمل عتاب و خطاب و اشک مادر و آه پدر و از دست دادن دوستان.
    می دونم لزوما همه این شرایط رو ندارند ولی به هر حال در جامعه مذهبی مثل ایران این گونه برخورد ها کاملا رایجه. پیشنهاد می کنم در این مورد هم مطلبی بنویسی.

  45. من و یکی از دوستان نزدیکم تا چند سال پیش، یعنی در دوره‌ی دبیرستان، سمبل بچه‌های مذهبی کلاس و حتی مدرسه بودیم. و ضمنا عضو بسیج. تو زندگی ما رو ۱۸۰ درجه عوض کردی آرش عزیز، هرچند نمی‌تونم توصیف کنم این عوض شدن برای ما چقدر دردناک بود. ولی ارزشش رو داشت. فقط می‌تونم بگم اجرت با امام نقی.

    خواهشا به سایت زندیق یک سر و سامون اساسی بده.

  46. بابا جرم اون بابا چیز دیگه ای ولی حالا می خواهند به این بهانه یک کم بیشتر اذیتش بکنند. مضحک تر از این اتهام وجود نداره. می گن تیری در تاریکه. این طوری هم آرش بیخدا را اذیت می کنیم هم این بیچاره رو!

  47. پاسخ به Arash_Bikhoda >

    شما هنوز هم خلط حیطه سوال میفرمایید .

    سوال کننده در حیطه هستی شناسی سوال کرده شما بحث را با معرفت شناسی قاطی کردید بعد برای اثبات نظر خود در رد یا پذیرش یک اصلِ به قول خودتان متا فیزیکی , شاهد مثال از یک فیزیکدان میاورید .اگر این بحث متافیزیکی و مربوط به تاریخ فلسفه است پس چرا استیون هاکینز نظر آوردید . !

    کلمه » وجود » مثل تمام واژگان معنا دار, در بر دارنده مفهومی خاص هست نه اینکه یک ربط فعلی باشد مثل اگر و اما … و مفهوم آن نیاز به توضیح و تفسیر ندارد که بگوییم فلاسفه متأخر روی آن مانور نداده اند . وجود یک معنای کاملا بدیهی دارد .

    واکنش نشان ندادن فلاسفه متأخر بر روی مسئله وجود دلیل بر بی ارزش بودن این مقوله نیست . به یک کودک هم بگویید توی این اتاق لولو وجود دارد , داخل اتاق نمیشود چون او از » وجود لولو » یک استنباطی دارد که موید بدیهی بودن آن در ذهن انسان است . انسان اولا و بالذات به «وجود» چیزها واکنش نشون میده نه دانستن یا ندانستنشان . اگر شما به همان بچه بگویید لولو , او در مقابل کلمه لولو کاری نمیکند ولی وقتی بگویید در این اتاق لولو» وجود» دارد او با تمام ناآگاهی اش از هستی و لولو نسبت به کلمه » وجود » واکنش نشان میدهد . پس اصالت با وجود است . من مثال خیلی ساده زدم که موضوع جا بیافتد وگر نه میتوانم عمیقتر موضوع را بررسی کنم .

    • من توضیح دادم که در حوزه متافیزیک قائل به هیچیک از دو اصل نیستم.

      همچنین توضیح دادم وجود معنا ندارد، اینکه ما آنرا میفهمیم برابر با این نیست که دارای معنی هست، همانطور که «در این اتاق لولو وجود دارد»، قابل درک است «اگر باران بیاید زمین خیس میشود» نیز قابل درک است، این به آن معنی نیست که «وجود» و «اگر» به خودی خود معنی دارند (یعنی به چیزی در حقیقت اشاره میکنند) و میتوان راجع به چیسیتی و چگونگی اگر نشست و فلسفه بافت.

      من البته فکر میکنم بحث در مورد وجود ارزش دارد ولی همانطور که گفتم در حیطه تاریخ فلسفه، برای فهم دیدگاه های فلاسفه باستان. شبیه بررسی دیدگاه های کیمیاگران برای تبدیل اشیاء به طلا.

  48. نمیدونم نویسنده افغانی کیست دقیقن ؛ اما وقتی دیروز عنوان arash bikoda‏ را در google ‎‏ سیرچ کردم به نوشتاری برخورد کردم که نوشته بود نشر مقاله
    ‏ ‏arash bikoda‏
    باعث گردیده جورنالیست افغان تبار در دادگاه محکوم گردد ! به هر حال شاید شما نباشید چون شما arash bikhoda ‎‏ هستید 🙂

    ترجمه نوشته بالا :
    /آنالوگ گربه ی سیاه\

    فلسفه: مثل این است که در اتاق تاریک در جستجوی گربه ی سیاه باشی *
    متافیزیک: مثل این است که در اتاق تاریک در جستجوی گربه ی سیاهی باشی که در آن اتاق نیست **

    تیولوجی : مثل این است که در اتاق تاریک در جستجوی گربه ی سیاهی باشی که در آن اتاق نیست و تو با این وجود فریاد بزنی ‹یافتم› ***

    علم: مثل این است که در اتاق تاریک همراه با داشتن چراغ قوه در جستجوی گربه ی سیاه باشی ****

  49. و ديگر اينكه مواظب خودت باش .

  50. آرش بيخدا…همين كار تو كه داري از حقوق انساني شخصي دفاع ميكني كه از نظر فكري با تو در تضاده ثابت ميكنه كه انسانيت به دين و مذهب و اينجور مسائل نيست.
    مني كه در ايرانم دارم ميبينم كه دروغ و رياكاري و تظاهر بدجوري عادت روزمره مردم شده.
    كاشكي اندكي از انسانيت و شرف تو رو ديگران نيز داشتند.

  51. من تصور نمیکردم اینقدر خطرآفرین باشی 🙂 امروز فهمیدم تو علاوه بر آرش هنرور ؛ باعث دردسر جانی نویسنده گنج افغانی شده ای نیز :o‏ و حس ششم من بر افزایش تعداد ضرردیدگان از وجود شما تاکید دارد شدیدن !
    به هرحال من نمیتوانم کمکی کنم و ناراحتم؛
    راستی آرش این تشبیه رو
    به تازگیست که دیده ام و
    به قلبم نشسته است_داد از فلسفه کبوتر جان؛کاش به قدر تو سر در بیاورم از این درس زشت 😦

    Fəlsəfə qaranlıq otaqda qara pişiyi axtarmaq kimidir.
    Metafizika qaranlıq otaqda orada olmayan qara pişiyi axtarmaq kimidir.
    Teologiya qaranlıq otaqda orada olmayan qara pişiyi axtarıb “Tapdım” qışqırmaq kimidir.
    Elm qaranlıq otaqda cib fənəri ilə qara pişiyi axtarmaq kimidir.

  52. Arash_Bikhoda > خیر، این اصل من در آوردی است. من با «اصل بر وجود است» نیز موافقت ندارم، اصل بر «ندانستن» است..

    منطقا , سور یا جهت قضیه اگر ناظر بر هر چی که باشد باید بر مبنای همون جواب داد .
    دانستن یا نداستن ناظر بر معرفت شناسی هست Epistemology
    وجود و عدم ناظر بر هستی شناسی هست … Ontology

    طلبه >جناب آرش درود بر شما؛
    آيا به نظر شما گزاره «اصل بر عدم است» صحت دارد؟

    اصالت بر ماهیت یا اصالت بر وجود داریم ولی اصالت بر عدم نداریم . هر چند اصل بر وجود است و اصالت وجود یکی از زیر ساختهای اصلی فلسفه ارسطویی یا مشائی است و ده ها برهان بر اصالت وجود تقریر شده . اصالت بخشیدن به عدم شرح الاسمه ……..

    • من برای همین نظرم رو عوض کردم و توضیحات بیشتر خواستم، کسانی که از اصالت وجود صحبت میکنند ممکن است دو منظور داشته باشند

      الف- همان که در بالا گفتم، اگر ندانیم چیزی موجود است یا معدوم کدام را ملاک قرار میدهیم، برخی میگویند اصل بر عدم است یعنی در صورت ندانستن وجود یک چیز میتوان فرض کرد معدوم است. من به این اعتقاد ندارم

      ب- بحث بر سر ترجیح وجود بر معدوم است، آشیخ استیون هاکینز بریطانیایی میفرمایند یک پرسشی که برایش مانده است این است که چرا هستی موجود است و بجای آن «هیچ» حاکم نیست. در اینجا برخی میگویند اصل با وجود است، یا به عبارت دیگر «تقدم» با وجود است، به این معنی که نیازی برای توضیح اینکه وجود از کجا آمده و آیا از جایی آمده نیست چون وجود همواره موجود بوده

      بطور کلی به نظر من این دست بحثهای متافیزیک مربوط به تاریخ فلسفه هستند، متافیزیک بافی و تفلسف بیش از حد و شبیه شعر هستند، بازی با مفاهیمی هستند که در واقعیت وجود ندارند بیش از حد انتزاعی و بی در و پیکر هستند از همین رو فلاسفه متاخر وقت خود را چندان روی این بحث ها وقت تلف نمیکنند.

      خود واژه وجود چندان دارای معنی نیست شبیه «اگر» و «شاید» و «وخیم» است، مفهومی است قراردادی و مربوط به بشر، حالا بحث بر سر اینکه وجود چیست و چگونه است و غیره بر میگردد به تلاش فلاسفه باستانی و البته متکلمانی که این حرفها به نوعی به دردشان برای اثبات خدایشان میخورده است.

  53. امیدوارم این زندانی بیچاره رو هر چه زودتر از جرم مسخره ای که بهش نسبت دادن آزاد کنن. البته زندانیانی مثل ایشون کم نیستن. آرش جان، ما به زنده ی افرادی مثل شما بیشتر نیاز داریم. شما با اینکه سن زیادی نداری طوفانی در ذهن این ابلهان و در این دین ضد بشری به پا کردی که داره طومارشونو در هم می پیچه. شما همین الانشم در صورت تمایل می تونید کتاب بنویسید و در اینترنت منتشر کنید، من هم اولین کسی خواهم بود که اونو دانلود می کنم. من براتون آرزوی سلامتی می کنم که همچنان در راه خردگرایی همراه من و امثال من که در ایران هستیم باشید. موفق باشی.

  54. درود …
    راستش من خیلی فکر کردم .. به راهی برای نجات آرش هنرور .. که یهو یه فکری به ذهنم رسید ! یک فکر بکر ! و اون اینکه تو بری خودت رو به برادران عزیز اطلاعاتی معرفی کنی و خودتو در اختیار اون ها بذاری بلکه دست از سر اون بیچاره بردارند ! به هر حال فداکاری و ایثار که میگن همینه دیگه ! :دی

    • آفرین خیلی فکر خوبیه، فقط مشکل اینجاست که آرش هنرور تنها زندانی سیاسی نیست، و آخرین آنها هم نیست، بقیه را چگونه آزاد کنیم؟

    • اونوقت جفتشون رو میگیرند و میگن یکی ارش بی خداست دومی داداشش ارشیا بیخداست.

    • ایشون زندانی عقیدتی هستند. در ضمن آرش بیخدا با معرفی خودش کار بقیه دوستانی که مربوط به پرونده ضد ادیان بودند رو با اعترافات جدیدی که ازش میخوان بکنند رو سخت تر و شاید ….

      اگر هنرور شجاعی 4 سال دیگه از زندان خارج شود بهتر از آن است که با دستگری آرش 50 نفر مثل پرونده سایت های ضد اخلاقی مجرم اعدامی ساخته شود

      ایو ویدویی که آرش در وب سایت خود گذاشتند بخشی از ویدو کاملی هست که همان روز از تلویزیون رسمی ایران پخش شد حدودا 35 دقیقه است
      این هم کلیپی دیگر از محمدصادق هنرور شجاعی https://www.youtube.com/watch?v=c7IZZoWDjQ0

      ولی او در اعترافات تلویزیونی هرگز نگفت که من آرش بیخدا هستم !

      من از دوستان همسر ایشون هستم

  55. آرش جان تر به حضرت عباس بی دست به این روحانی بخت برگشته کمک کن با مصاحبه با رادیوها و ارسال پیام به اونها خدا در ان بهشت خوش خوشان هزار قصر بده که در قصر هزارتا اتاق داشته باشه در هر اتاقی هم یک حوری و یک پری باشه آرش اینا توی قرعان هست ؟حساب کردی به ما مومنین چند تا میرسه این بدبخت مومنات توی بهشت چه میکنند باید حجاب سر بکنند یا اینکه فاطی زهرا و زنیتب کبرا را میشه بی حجاب دید و ترتبشون داد یا اینکه غلامان باید ترتیبشون بدهند آرش تکلیف ما را مشخص کن ببینم چی میشه میشه مومنین زن خامنه ایی را دربهشت هر روز ترتیب بدهند اسپرم هم دارند یا اب بیخودی هست ؟

    • من وقت اینکه بیافتم دنبال رسانه ها رو ندارم ولی وزارت اطلاعات و رسانه ها میتونن از طریق برگه زرین زندیق کریم در فیس بوک با اینجانب تماس بگیرند کافیست برای من Message بفرستند.

      https://www.facebook.com/Zandiq

  56. بگذارید یکدفعه هم یک ملا فدای یک ادم بشود چه عیبی دارد؟ یک ملا کمتر هم جهان بهم نمیخورد.

    • چرا بهم میخورد، ما باید بیاموزیم حافظ حقوق یکدیگر باشیم، ملایان نیز مینشینند کنار یکدیگر مثل شما فکر میکنند میگویند یک کافر کمتر بشود چیزی فرق نمیکند.

      اگر شما از حقوق دیگران دفاع نکنید فردا کسی از حقوق شما دفاع نخواهد کرد، امروز دیگری قربانی است، فردا دوست شما، پس فردا خود شما. دفاع از حقوق بشر رو باید همیشه انجام داد هم وقتی کار آسونیه (مثل دفاع از حقوق خودمان)، و هم وقتی کار سخت تریه، (دفاع از حقوق یک آخوند).

  57. آرش عاشقتم پسر . خیلی باحالی
    تو فقط و فقط یه نفری ، ببین چطور پوز یک سیستم بزرگ و عظیم و طویل رو که داره بر ایران حکومت میکنه تونستی به خاک بمالی

    پس از امروز هر کدوم از ما باید سعی کینم یه آرش باشیم.

    وقتی حرفت منطقی و عقلانی باشه و وقتی حرفت حق باشه ، اینجوری میشه دیگه ، یعنی وقتی تو تک و تنها بلند شی و بگی 2 ضربدر 2 میشه 4 ، اونوقت 1 میلیارد نفر با زور و خفقان بخوان بگن میشه 5 ، خوب معلومه که تو پیروز میشی

  58. جناب آرش درود بر شما؛
    آيا به نظر شما گزاره «اصل بر عدم است» صحت دارد؟

    • اصل بر وجود است،وجودازلی انرژی.شما میتوانید ان انرژی قبل از مهبانگ را خدا بنامید ولی نه خدای هوشسمند و…..

      • نه جانم!
        اصل بر عدم است.
        چرا حرف مفت می زنید؟
        بقیه حرفهاتون هم نشونمی ده که چیزی از بیگ بنگ نمی دانید!
        یعنی چی آن انرژی قبل از بیگ بنگ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
        مگه اصلا مجبوریم چیزی رو خدا بنامیم!
        نیست آقا!نیست!
        خدایی نیست!

    • باید بیشتر توضیح بدهیم منظورتان چیست دقیقاً

    • منظور همون مقدمه ايه كه در استدلال وجوب و امكان استفاده ميشه. اين مقدمه ميگه اصل بر عدم هست. ولي جهان هست درحاليكه ميتواند نباشد. پس بايد مرجحي بر اين ترجيح وجود داشته باشد. من رديه شما رو قبلا خوندم بر اين برهان. ولي آيا توضيحي و نكته اي قابل توجه بر اين مقدمه داريد؟ مثلا چرا اصل بر وجود نبايد باشه؟ در حاليكه عدم قابل تصور هم نيست چه برسه به اينه اصالت داشته باشه.

      • اینکه اصل بر عدم است یا بر وجود یک بحث است

        اینکه ترجیح بلا مرجح ممکن است یا نه، بحثی دیگر.

        در مورد بحث نخست باید بگویم که من در حوزه متافیزیک (هستی شناسی) معتقد نیستم اصلی وجود دارد چه بر وجود چه بر عدم. در حوزه اپیستمولوزی (شناخت شناسی) اما معتقدم اصل بر «ندانستن» است.

        به عبارت دیگر اگر ما ندانیم که X موجود است یا معدوم، نمیتوانیم بگوییم چون اصل بر عدم یا وجود است پس X موجود یا معدوم است، تنها چیزی که میتوانیم بگوییم این است که «نمیدانیم X موجود یا معدوم» است.

  59. -< ابله ها وقتی کسی دستگیر بشود و در زندان باشد فعالیت او کم نمیشود، صفر میشود!
    ترکیدم از خنده خیلی باحال بود

  60. مرد حسابی کون به کون سیگار میکشی که سرطان بگیری که بعد پاشی بیای ایران تا اینا بگیرنت؟ اینم شد کار؟

  61. ارش اینا چون دستشون بهت نمیرسه بدجور کونشون سوزش گرفته،حالا هم این بابا رو گرفتن که باورشون شه که تونستن پوز تو رو بزنن از یه طرفم بگن،اره هیچ دشمنی از دست ما جان سالم به در نمیبره.
    حالا یه بچه اخوند گرفتن که چیو ثابت کنن؟ مثلا طرف جاسوس دوجانبه و مامور نفوذی بوده و از این حرفها؟
    دوباره هم بهش چسبوندن که نوکر غربه،اخه مادرقحبه ها،یعنی شماها همتون فرشته اید و فقط شیاطین اجیر شده غرب و امریکا با شما مخالفن؟

    • واقعاً خنده داره یک نفر رو بخاطر تشابه اسمی به این متهم کنند که آرش بیخداست. امام حسین لعنت الله علیه نیز هم اسم صدام حسین و حسین اوباما بود. برای همین توی نماز جمعه شعار میدادند مرگ بر صدام یزید کافر!

      در حالی که یزید علیه صلاة و السلام و الغیره هیچ ربطی به حسین نداشت چه امام حسین چه صدام حسین چه حسین اوباما.

  62. عهد ما با لب شیرین دهنان بست——ما همه بنده و این قوم خداوندانند(حافظ)
    ای بزرگوار شیرین دهن و شیرین سخن من و مای ایرانزمین به چون شماهایی نیازمند است. نام و سخن شما چنان در مردمان ایران شناخته و دنبال میشود که خواب را از این مردمان خوارمایه گرفته و هر کس را که در بند می آورند او را آرش بیخدا گویند چون دوست می دارند که آن بندی آرش باشد و براستی با این گفته آرزوی خود را که همانا بندی کردن آرش است آشکار میکنند.
    و این جز پیروزی آرش پیامی ندارد.پس خجسته و همایون باد این پیروزی شما را.
    زنده باد آزادی جاوید ایران زمین…………

  63. «ولی اگر اینطور بود حداقل به اندازه من تند نمینوشتند، یک مقدار از تندی میکاستند، یا چه میدانم سعی میکردند دیگران را از طریق من شناسایی و دستگیر کنند.»اصرار بر اینکه ملت بیان و در فیس‌بوک شما عضو بشوند رو پس چه جوری توجیه می‌کنین، چیزی که خودت قبلا گفتی‌ که استراتژیت عوض شده و دلیلی‌ نمیبینی که توضیحی در این باره بدی.

    • بله درسته من مایلم نیستم توضیحاتی در این موارد بدهم. من اصراری هم ندارم کسی بیاید عضو برگه فیسبوک شود در ضمن.

  64. جناب آرش بیخدا
    لطفا یک فکر جدی تر برای آرش هنرور بکنید. من می دونم که شما تقصیری ندارید ولی این اطلاعاتی های بی شرف این آقا رو نابود کردن هنوز هم ول کنش نیستند. نمی دونم اخبار این روزها رو درباره اش خوانده اید یا نه. فکر کنم شما بتونید از یک راه دیگه غیر از وبسایتتون ازش دفاع کنید. من از نزدیکانش هستم. مادرش تنهاست و غمگین و خودش هم در اوین است. الان نزدیک به دو سال داره می شه. هزار بلا به سرش آوردن که نمی تونید تصورش را هم بکنید. خواهش می کنم که یک فکر جدی بکنید. این از انسانیت به دوره که یک بیگناه در زندان شکنجه بشه و صداش به جایی نرسه. من را بی خبر نگذارید

    • جناب نورالدین

      ضمن ابراز همدردی، از دست من کار زیادی بر نمیاد، من در نهایت یک نویسنده هستم، گروه ها و سازمانهای مدافع حقوق بشری هستند که پیگیر پرونده های زندانیان سیاسی هستند، من فکر میکنم همشون هم در این قضیه در حال فعالیت باشند. شما میتوانید به رسانه ها و این سازمانها مراجعه کنید. یا با رسانه ها تماس بگیرید.

هرچه میخواهد دل تنگت (اگر بدرد بخور هست البته) بگو.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: