اسلامگرایان در داخل، اسلامگرایان در خارج

Advertisements

55 پاسخ

  1. سلام آرش جان!
    می تونی یه وبسایت بهم معرفی کنی، که مثل وبسایت خودت (زندیق) که خیلی عالی «خدا و اسلام» رو رد کردی، «مسیحیت» رو رد کنه؟ البته فارسی باشه!

  2. آرش جان…بنده میخواهم به سایت زندیق وارد شوم،گویا مشکلی برای سایت بوجود آمده که لود نمیشود…دوستان بنده نیز همین مشکل را دارند.لطفاً رسیدگی کنید.

  3. چرا بعضی نظرات رو حذف می کنین ؟
    نظرای من کلا پاک میشه .
    تازه حرف رکیک هم نداشتم .

    واقعا زشته……………………………………….

    • اینکه شما پست میکنی نظر نیست نازنین میای تبلیغ وبلاگت رو میکنی، برو توی بالاترین اینکار رو بکن.

  4. هادی جان میدونی بزرگترین مشکل شما چپی ها چیه؟ اینه که شما همه چیز رو به یک شکل کاملا ایده آلیستی نگاه میکنید و همچون مذهبی ها به دنبال درست کردن یک آرمان شهر هستید،در حالیکه که در سرتاسر تاریخ هر وقت سخن از اتوپیا امده،ما با بدلی از جهنم طرف هستیم که بهمون با عنوان بهشت غالب میشه.دو سه سال پیش یک بازی کامپیوتری کردم به اسم bioshock که اون هم تصویری از یک آرمان شهر واقع در بستر اقیانوس ارائه میداد که به علت ذات آرمانی بودنش و همه دسیسه هایی که زیر ان اتوپیای دروغین خوابیده بود به یک دوزخ واقعی تبدیل شده بود.توصیه میکنم در همین ضمن فیلم kiss of the spider woman را هم ببینید که به شکل هنرمندانه ای به نقد خیال پردازی های آرمانی بشر پرداخته.
    خود مارکس معتقد بود که کمونیسم در جوامع امپریالیستی(پیشرفته ترین شکل سرمایه داری)برد پیروزی داره،اما برعکس نظر او، این جوامع فلک زده و فقید که عمدتا به شکل فئودالی(شکل ابتدایی سرمایه داری) اداره میشدند،بودند که به سمت کمونیسم جذب شدند و وضعیتشون از گذشته هم بدتر شد.چرا که ادمهای باسواد و منطقی دنبال این شعارهای چپ گرایانه و یا مذهبی نمیرن،بلکه واقعیتهای موجود در دنیا را میبینند و طبق اون برای ایندشون برنامه ریزی میکنند.شاید به همین دلیل باشه که امروزه سوسیال دموکراسی هواخواهان زیادی پیدا کرده،کمونیسم خواستار نابودی سرمایه داریه(که به نظر من غیر ممکنه)اما سوسیال دموکراسی به دنبال اصلاح سیستم سرمایه داریه و به عقیده من دومی منطقی تر و دست یافتنی تره.
    چپ گرایی با برابر کردن انسانها در تمامی وجوه در جریان حیات اجتماعی،به شکل اشکاری دموکراسی را نقض میکند و امکان دخیل شدن اراده ازاد انسانها و حق طبیعی انتخاب برای بهره گیری از توانایی های فردی به جهت پیشرفت و ترقی را با بهانه برابری و برادری و نان برای همه و این قبیل صحبتها میگیرد و از انجا که نگاه مطلقی به بشر و فعل و انفعالات او دارد از نگر واقع بینانه عاجز میماند.از نظر اقتصادی هم فکر میکنم تجربه شوروی به وضوح نشان داده باشد که اقتصاد دولتی محکوم به شکست است.خصوصی سازی یکی از دلایل اصلی پیشرفت جوامع و اشتغال زایی و خلاقیت است.
    سرمایه داری ممکن است مثل بسیار چیزهای دیگر کامل نباشد،اما دنیای مدرن ما بی گزافه حاصل کاپیتالیسم است.اگر سرمایه گذاران،مالکیت شخصی و بازاریابی نبود شاید من و شما اکنون اصلا پشت مانیتورها و کامپیوترهای شخصی مان(پی سی)در حال فعالیت و جستجو در صفحات وب نمی بودیم.
    هیچ گاه هم نباید یک دستگاه فکری خاص با زمینه های ایدئولوژیک و مذهبی در قدرت قرار بگیره،چرا که بسیار بعید است که به فعالیتهای سازمان یافته علیه باورهایی که انها را مذموم و نادرست میداند دست نزند و یک دگماتیسم گسترده در جامعه ایجاد نکند.مارکس هم هرچند ادم مذهبی نبود و بر ضد مذهب هم مقالاتی نگاشته اما جنگ او،جنگ با مذهب نبود و اساسا شاید این موضوع،مورد چندان مهمی هم در فلسفه او محسوب نشود.مبارزه با مذهب یک امر فرهنگی است و در همین زمینه هم باید قرار بگیرد.

    • اشكان عزيز

      اولاً خيال پردازي مقوله ي جدايي از نظريه پردازي هست …

      خيال پردازي محصول و خداي راستي هاست … چپي ها هستي و اجتماع رو تئوريزه ميكنن

      تئوري هم اگر حقيقي باشه يه علمه و در غير اين صورت همون خيال پردازيه ….
      كاري كه راستي ها مي كنن ….

      فعاليت چپي ها و گسترش اونها هم از اروپا شروع شد و اونا در حال غالب شدن به كشورهاي غربي بودن كه توي پروژه هاي جنگ هاي جهاني اول و دوم قتل عام و سانسور شدن ….

      كمونيست ها و جنبش چپ بر خلاف راستي ها اعتقاد به عدم وابستگي نيروي كار به واسطه و دسترسي برابر نيروي كار ( با توجه به توانش ) به ابزار كارش براي ارائه ي كار و محوصلش دارن

      به همين شكل در تضاد با راستي ها ما به تناسب توان ذهني و بدني با اختيار فرد در اجتماع داريم …

      به نظر شما نظر و رأي يه متخصص جامعه شناسي كه سالها توي فعاليت هاي اجتماعي حضور داشته با يه گوسفند كه ه رو پ تشخيص نمي ده يكيه ؟!

      يعني بايد بيارن يه گوساله و يه كره خر رو انتخاب كنن و نامزد رياست كشور كنن و بعد آدمها هم بدون اينكه مشخص بشه سواد و دانششون در چه حده بيارن و فله اي رأي بدن و بعد هم معلوم بشه كه بالأخره اون گوسالهه ميشه رئيس يا اون كره خره ؟!

      تمام پيشرفت بشري كه امروز شاهدش هستيم ناشي از انقلاب علمي اي هست كه از چند قرن پيش شروع شد تا حماقت و توهم رو ريشه كن كنه …

      منتها ظاهراً انسان ها عادت كردن كه منطق و دانش رو هم ابزار حال و هول بدونن … يعني فقط اگر خوششون اومد ازش استفاده مي كنن و اگر نه بهش پشت مي كنن … انگاري كه علم از آسمون افتاده روي زمين ! … درست همون طور كه فيريك و شيمي با تفكر و تحقيق به دست ميان جامعه شناسي ، اقتصاد و روان شناسي هم با تفكر و تحقيق به دست ميان و وقتي مشخص شد كه چيزي درسته يا غلطه بايد بهش پايبند بود

      هر حكومت و نظامي چارچوب خودش رو داره

      مگه آمريكا قانون و چارچوب حقوقي ، سياسي ، اقتصادي و اجتماعي و … نداره ؟!

      مسئله سر منطقي و علمي بودن يا باسمه اي بودن قوانين هر سيستمه

      ماركس منطق و نظام فكري اي رو بنا نهاد كه با هر نوع تفكر وهمي و احمقانه تضاد داشت ، چه دين باشه و چه افكار بر آمده از دين ( مثل سرمايه داري )

      اگه اعتقاد به مذهب و روان پريشي فقط در حد يه تز باقي بمونه ( كه غير ممكنه ) ما هم باهاش فرهنگي برخورد مي كنيم ولي وقتي به جامعه تحكم ميشه ما هم با تحكم ريشه شو مي خشكونيم !

      • رفیق هادی ما که یکبار اعتراف کردیم در مقابل منطق کارگری شما کم آوردیم و حق کلاً با شماست، بیا این بحثها رو ببر توی وبلاگ خودت، کلاس وبلاگ ما رو نیار پایین. اینجا ما دوستان کاپیتالیست داریم با جت های شخصی میان میبینن زشته.

        • اختيار داريد جناب !
          من هم كه اعتراف كردم منطق ما در مقابل منطق انگلي و ميكروبي شما شكست خورده !

          من هيچ نيازي ندارم نظري توي وبلاگ آب دوغ خيارت بنويسم

          فقط صرفاً مي خواستم بدونم كه چرا عليه كمونيسم و چپ گرائي بدگويي مي كني كه ديدم درست مثل مسلمونها كه بدون هيچ اطلاعي از اديان ديگه و فلسفه هاي ديگه اسلام رو قبول مي كنن و شروع مي كنن به دادار دودور نظري نداري !

          اين دوستمون هم كه نظرش رو در مورد چپ گرائي براي من نوشت خواستم پاسخش رو بدم

          بازديد كننده ها يا نيروي كار هستن كه فريب توي آخوند صفت رو مي خورن يا بايد يه مشت دزد و لاشخور باشن كه از يه ولي فقيه بي عمامه خوششون بياد

          سلام ما رو هم به جت سوارات كه يه زماني مثل خودت سوار فرغون بودن برسون !

          • شما به اندازه کافی بورژوا نیستی که بشه برات احترام قائل شد و درست باهات گفتگو کرد و رابطه فکری برقرار کرد نازنین عمله هستی باید بری با بقیه عمله ها که هم زبان خودت هستند صحبت کنی، برای یک آدمی مثل من تنها کاری که قابل انجام دادن هست اینه که ازت فاصله بگیره که بوی گندت کمتر مشام رو آزار بده.

            تازه اگر این بوی گند رو هم نمیدادی حرفهات و موضوعات مورد علاقه ات و مواضعت چرت و پرت هستند ارزش وقت من رو ندارند.

  5. این ویدئو را ببینید به تازگی پخش شده از استرالیا بگید این مسلمانهای استرالیا چه مرضشونه:
    http://au.tv.yahoo.com/sunrise/video/-/watch/29754792/behind-the-veil/

  6. آرش، نظرت در مورد پست مدرنیسم و پست مدرنیته چیه؟ در این زمینه مطالعه داشتی؟

    • پست مدرنیسم و پست مدرنیته جفتشون یک چیز هستند نازنین یکی انگلیسی هست یکی فرانسوی.

      بله داشتم، نظر خاصی نمیتوانم نسبت به این مجموعه مکاتب فلسفی بدهم، این سوال مثل این است که از کسی بپرسید نظرت راجع به هندسه، چیه، خوب خیلی خوبه!

      من اصولاً پیش زمینه فلسفی تحلیلی دارم، نه کانتیننتال، ولی میان ایندو ناسازگاری نیز نمیبینم، به موضوعات مختلفی میپردازند با نگرشهای مختلفی.

  7. کاش یه شبکه ماهواره ای در زمینه نقد اسلام، ادیان، رد برهان های وجود خدا و… ایجاد میشد اگه بشه چی میشه…

  8. آرش جان میدونی چرا نمیتونی کله خراب این مذهبی را درست کنی؟اینها هیپنوتیزم شدهانهد.یه برنامه یی داشتم میدیدم درباره هیپنوتیزم .یارو را هیپنوتیزم میکنن و بهش القا میکنن که عدد هفت وجود نداره و فراموشش کن بهدا بهش میگن تا 10 بشمار و اینکار را میکنه و ععد هفت را نمیشماره.بهد یه سوال جالب میکنن میگن انگشت دستت چندتاست میگه 10تا میگن بشمار از یک شروع میکنه و هفت را نمیشماره و به 11میرسه چندین بار اینکار را میکنه خود هیپنوتیزم شده گیج شده که چرا یازده میشه و ده تا انگشت نمیشه .واقعا جواب نداره که چرا 11تا میشه ولی میدونه که 10تا انگشت داریم
    حالا شده کار شما هی بیا منطق و دلیل بیار ملت هیپنوتیزم شده کلشون کار نمیکنه باید یه راهی پیدا کنی که از هیپنوتیزم در بیاری
    ملت دنیارا از بچگی هیپنوتیزم کردن در مورد خدا حالا هی بیا دلیل بیار که فلان هست و بساره

  9. به طور خلاصه یک ناشناخت‌گرا:

    با بی‌خدایان موافق است که واژه «خدا» به چیزی که وجود دارد اشاره ندارد.
    با بی‌خدایان مخالف است که واژه «خدا» به چیزی که وجود ندارد اشاره دارد.
    با ندانم‌گرایان مخالف است که واژه «خدا» به چیزی که شاید وجود داشته یا نداشته باشد اشاره دارد.
    با خداباوران موافق است که واژه «خدا» به چیزی که وجود ندارد اشاره ندارد.
    با خداباوران مخالف است که واژه «خدا» به چیزی که وجود دارد اشاره دارد.
    یک ناشناخت‌گرا مدعی است که واژه «خدا» اصلا معنی و اهمیت واقعی ندارد، مثل «خپا» که معنی خاصی ندارد.

    • وقتی چیزی معنی نداشته باشه میشه وجودش رو نپذیرفت، وقتی کسی وجود خدا رو نپذیره میشه بیخدای منفی گرا. به نظر من واژه خدا وقتی بصورتی که اشاره شد تعریف بشود دارای معنی هست. خدا شبیه «خپا» نیست، خدا شبیه «ققنوس، اسب شاخدار، هما» است، یعنی چیزی است که دستکم تا حدودی قابل شناخت است، ولی واقعیت ندارد.

      چطور یک ناشناختگرا میتونه اثبات کنه واژه خدا دارای اهمیت هست یا نیست؟ ابزار سنجش اهمیت یک مفهوم یا موضوع چیست؟

  10. من یک مطلبی نوشتم اما پرید نمی دونم چی شد. حالا دوباره خلاصه می گم: من از ویکیپدیا این مطلب مرتبط با ایگنوستیزم رو خوندم قبلا با این ترم برخورد نکرده بودم اما در بحث های مرتبط با خدا با دوستانم این مفهوم رو دریافته بودم. من اینطور برداشت کردم که بحث این نیست که بگن خدا به تخمم و این لوس باریا. بحث اینه که چون هر کسی دیدگاه متفاوتی از خدا داره و حتی فلاسفه تعاریفی که از خدا ارائه می دن گاهی به نوعی مفاهیم ارزشمندی هست که براشون اهمیت داره مثل عشق یا مثل خرد یا علم یا انسانیت. با این حساب نمی تونیم بگیم خدا هست یا نیست مگر اینکه اول بفهمیم منظور از خدا اصلا چی هست. بعد در هر مورد خاص بیایم رد یا قبولش کنیم. برای مثال اسپینوزا خدا رو کل هستی می دونه و هر چیزی که وجود داره. اراده خدا رو قوانین علمی می دونه و اعمال خدا رو هم هر چیزی که اتفاق می افته و البته همش بر مبنای قوانین علمیه و ماورا طبیعه رو هم اون چیزی از طبیعت می دونه که هنوز برای انسان ناشناخته است و ممکنه روزی شناخته بشه. با این تعریف از خدا نظرش تفاوتی با ماتریالیزم نداره فقط اسامی ممکنه فرق کنن. و بنا بر این نمی شه خدای اسپینموزا رو مثلا با خدای محمد یکی دونست. و ایگنوستیک ها میگن بحث سر اینکه خدا هست یا نیست بحث بی مفهومیه اگر معلوم نباشه منظور از خدا چیه. اونها معتقدند برای هر خدایی باید بحث مجزایی انجام بشه.
    با تشکر از اینکه این مطلب بسیار جالب رو مطرح کردین.

  11. من رفتم ویکیپدیا این مطلب مربوط به ایگنوستیزم رو خوندم. من قبلا از وجود چنین واژه ای بی خبر بودم اما این مفهوم کاملا برام آشنا بود. ماجرا این نیست که بگن به قول شما خدا به تخمم و از این لوس بازی ها. بحث اینه که شما وقتی با ادم های مختلف در مورد مسئله وجود خدا بحث می کنین می بینین که هر کسی یک برداشت متفاوتی از خدا داره و به قول معروف به تعداد انسانها خدا هست. گاهی می بینی یک کسی حتی می گه خدای من عشقه. خدای من علمه یا خدای من انسانیته و در حقیقت منظورش از خدا مفاهیم انتزاعیی هست که در زندگی این فرد ارزشمند و محترمه. برای نمونه حتی بعضی فلاسفه دیدگاهایی دارند که در همین قالب قابل توصیف هستند مثلا اسپینوزا می گه علم اراده خدا هست یعنی اگر ما به چیزی به نام خدا قائل باشیم باید برای چیستی یا ذاتش و صفاتش و اعمالش تعاریفی داشته باشیم. به باور اسپینوزا خدا کل (هر آنچه که هست) هست و اعمالش یا اراده اش هم قوانین طبیعی هست در مورد صفات هم فکر می کنم که این بحث رو بی مفهوم و مبتنی بر درک فرد قلمداد می کنه. خلاصه بگم این که بگیم خدا هست یا نیست بر می گرده به این که منظورمون از خدا چیه. من اگر بیام بگم کل هستی خداست و اراده خدا قوانین طبیعی هست مفهوم حرفم هیچ تفاوتی با طبیعت گرایی نداره. اینجاست که این مفهوم ایگنوستیزم مطرح شده که می گه اصلا بحث سر وجود خدا بی معنیه وقتی اصلا معلوم نیست خدا چیه.

    • دیدگاه اسپینوزا راجع به خدا یک دیدگاه خیلی محدود و تقریباً انفرادی هست تک و توک میبینید آدمهایی پیدا بشوند در میان فلاسفه که از دیدگاه او دفاع کنند، در حالی که بیخدایی و خداباوری خیلی فراگیر هستند. دئیسم و پلیتئیزم جایگاهی در دوایر آکادمیک امروز دنیا ندارند، چیزی که برای من خیلی جالبه اینه که من در اینجا (غرب) که زندگی میکنم تقریباً هیچوقت نمیشنوم کسی به خدا باور داشته باشد و به مسیحیت مثلاً باور نداشته باشد، ولی توی جامعه ایرانی در چند سال اخیر زیاد میبینم آدمهایی که میگویند ما دین را قبول نداریم ولی خدا را قبول داریم.

      به همین جهت این موضع از نظر من یک مقدار مربوط به اوضاع سیاسی ایران هست، موضعی عامیانه است، بحث بر سر اینکه منظور از خدا چه هست و تعریف خدا چیست از قدیم میان فلاسفه وجود داشته، از ارسطو شما بگیرید تاابن سینا و غزالی و سینت آگوستین و دکارت و هیوم و گرفته تا فلاسفه امروزی مثل کوئنتین اسمیت، مایکل مارتین، ویلیام لین، الوین پلانتینگا، و غیره… و اختلاف نظر هم معمولاً سر تعریف خدا نیست، چیستی خدا مورد قبول هر دو طرف هم بوده، یعنی هم خداباوران هم بیخدایان توافق داشته اند بر سر اینکه خدا چه هست، خدا موجودی کامل، بینهایت، خالق همه چیز غیر از خود و ماوراء طبیعی است، این همان دیدگاهی است که در فلسفه آنالیتیک بر سر آن بحث وجود دارد، چون تعریفی بسیار پخته است فلاسفه متعددی از دوره باستان تا امروز سر وجود و یا عدم آن ادله آورده اند. همین چند ویژگی و صفت راه را برای اثبات عدم یا وجود او باز میکند.

      حالا این وسط اگر کسانی پیدا میشوند که آن تعریف را قبول ندارند مثل اسپینوزا که شما به درستی به آن اشاره کردید، این به خودی خود این نتیجه را نمیدهد که «اصلاً معلوم نیست خدا چیه»، چرا معلومه خدا چیه، لازم نیست تمام آدمها روی چیستی یک چیز باهم اتفاق نظر داشته باشند که بتوان راجع به آن بحث کرد.

      این البته نه بدان مفهوم است که بحث بر سر چیستی خدای اسپینوزا بیهوده است، برای همین تفاوت است که از دیدگاه اسپینوزا نسبت به خدا با نام «خدای اسپینوزا» یاد میکنند، نه «خدا»

      • آرش عزیز
        فرمایش شما کاملا درست هست که مفهوم اشاره شده توسط شما به عنوان مفهوم رایج و غالب برای خدا در بحث های آکادمیک رایج مطرح است اما پانتیزم و پانانتیزم و انواع تفکرات وابسته به اونها هرچند از قرنها پیش و به صورت نحله های فکری منشا گرفته از ادیان دیگه مثل بودیسم و هندوئسیم و کابالیسم و گنوسیسم و تصوف و … وجود داشتند اما اون طور که عنوان کردی بحث های تاریخ مصرف گذشته و بایگانی شده ای نیستند و هنوز طرفداران زیادی دارند. ابن عربی وهگل و اسپینوزا شاید دیگه خیلی مطذح نباشند اما پال هریسون و استیون هاوکینگ و کارل ساگان قطعا در جوامع آکادمیک مطرح هستند.

        • استیون هاوکینگ و کارل ساگان پلیتیئست بودن/هستن؟

          • آرش عزیز
            پلی تئیست نه! نوشته بودم پانتئیست. کارل ساگان بیشتر به عنوان اگنوستیک معروفه اما اشاره های زیادی داشت در مصاحبه هلش به این نکته که به خدای اسپینوزا اعتقاد داره. اینشتین هم که صراحتا اعلام کرده بود که به خدای اسپینوزا اعتقاد داره. استیون هاوکینگ هم که به عنوان آتئیست شهرت داره اما در مصاحبه ای گفته the universe is governed by he law of science که شباهت زیادی داره این حرف با بحث اسپینوزا در مورد خدا.
            اینجا همون بحث دوست ایگنوستیکمون مطرح می شه که اگر کسی اتئیست هست باید معلوم بشه که به کدوم خدا ناباور هست. خدای سامی یا خدای پاگانیسم یا خدای اسپینوزا و پانتئیزم و …
            این چهره های معروف معتقد به پانتئیسم که نوشتم همه از افراد مطرح در بحث های آکادمیک هستند چون این چیزی بود که تو خواسته بودی. در بین شعرا و ادبا و چهره های هنری هم تعداد بیشماری رو می توان مطرح کرد که از دیدگاه توحیدی مشرک هستند! یعنی به خدایی غیر از خدای سامی معتقدند و موحد نیستند.

  12. فکر کنم کسی تصور کنه این هنرور شجاعی همین ارش بیخدا هستند

    خیلی ساده لوحه

    غیر ممکنه
    چون اگر
    کسی بیاد همین وبلاگ رو نگاه کنه دیگه سایت زندیق

    که منکرات منکرات
    از لحاظ اخوندها

    توی این سایت

    از دیدگاه اخوندها
    و ملاها

    همش توهین به اسلام خدا محمد و امامان نوشته شده

    کمترین حکم برای ارش

    حکم اعدامه

    اخه مگر ممکنه ارش رو دستگیر کنن بعد از اون طرف یه زندان و ازادی

    وقتی برای شاهین نجفی که یک شعر در توصیف امام نقی خوندن

    اومدن صد میلیون برای سرش جایزه تعیین کردن

    اخه مگه میشه

    این وحشیها ارش رو دستگیر کنن بعد بگن به سلامت

    اون هنرور شجاعی هم از عوامل اطلاعاته

    و ارش بیخدا نیست

    درستکه من در مواردی با ارش اختلاف دارم

    ولی ارش واقعا برای من محبوبه

    وحتی میتونم اینو بگم

    ارش همیشه جاویدان و اسرار امیزه

  13. آرش جان سلام … اینو خودت درست کردی؟!! فوق العاده س !

    میرم همه جا پخشش می کنم !

  14. سلام

    آرش جان من از سالها پيش مطالب سايت افشا رو كه شامل مطالب شما هم ميشد مطالعه مي كردم … حالا هم هر از چند گاهي به وبلاگت سر مي زنم … اما شما هميشه نسبت به تفكرات چپ ضديت داشتين … و خود شما هم جزء افرادي بودي كه عليه ماركسيسم و كمونيسم موضع گيري كردي … و خودت رو ليبرال ميدوني … اين در حاليه كه ليبراليسم مبتني بر دين و مذهب هست ، منتها به شكل تكامل يافته …
    من خودم يه چپي هستم … توي يه سايتي كه عضو شدم و مطلب مي نويسم مطلبي رو عليه خداباوري و مذهب نوشتم كه بيشتر گرايش چپي داشت … ميشه اونو مطالعه كني و نظرتو بهم بگي ؟

    http://7tir.info/index/./viewtopic.php?t=79592&p=615729#p615729

    همون آيدي Windswept

    • درود نازنین،

      مطلب شما رو خوندم ولی زیاد چیزی از مواضع چپی در آن ندیدم، منظور شما اون بخشیه که میگویید مالکیت اصل اساسی اسلامه؟

      • بله …

        چپ ماترياليسم رو به اوج نهايي خودش مي رسونه … هر مفهوم و عقيده اي كه در ذهن هر شخص پيدا ميشه بايد مبتني و متناسب با محيط و ساختار هستي باشه … اين ملاك سلامتي فرد و جامعه هست …

        مثلاً مالكيت يه مفهوم قرار داديه … و فقط تا زماني به رسميت شناخته ميشه كه توي محدودي خودش واقع بشه يعني سهم فرد از جامعه در ازاي بروز و پيشروي خصوصيت هاي انساني و مدني فرد

        دستگاه حاكم در دنيا كه شيوه ي زندگي « حماقت و توهم » رو ترويج و تبليغ ميكنه … در مقابل منطق مسحكم چپي ها و بيخداها مگسي بيش نيست … براي همين هميشه با سانسور و فريب و جنايت و بازي هاي سياسي با اونها مقابله مي كنه …

        حتي توي غرب هم كه اين همه تبلغات مثبت براش ميكنن پر از جنايت هايي كه والدين نسبت به كودكان روا مي دارن ، جنايت هايي كه مردها نسبت به زن ها مرتكب ميشن و جنايت هايي كه انسان ها نسبت به طبيعت و حيوانات انجام ميدن …

        تا زماني كه « خرد و دانش » به جامعه تحكم نشه اون جامعه غرق در فساد و لجنه …

        به چه حقي انسان ها حيوانات رو خريد و فروش مي كنن ؟

        اين عين برده داريه …

        هر چند سال يك بار يه نفرو كه توي شكنجه كردن حيوون خونگيش شورش رو در آورده به يه ماه حبس محكوم ميكنن و همه جا ميذارنش توي بوق و كرنا كه بگن اينجا جامعه هاش خيلي متمدنن !

        آزار و اذيت زنها توي جوامع هرج و مرج طلب كه شيوه « حماقت و توهم » رو پيشه كردن بيداد ميكنه … چه ميخواد ايران باشه … چه آمريكا يا هر جاي ديگه …

        بچه ها مدام مورد آزار و اذيت ، توهين ، تخقير قرار مي گيرن و اونوع محدوديت هاي نا به جا بهشون اعمال ميشه …

        چرا نبايد نهاد خانواده ريشه كن بشه ؟

        به جاش خانواده هاي چند صد نفري و چند هزار نفري كه تو در تو به هم وصل هستن و تحت نظارت نظام علمي و خرد جمعي هدايت ميشن به وجود ميان …

        مدام ميارن و شعار آزادي ميدن …

        اين در حاليه كه تمام حرفهاشون پوشاليه !

        اگر امروز توي غرب آسايش ، آرامش و امنيتي هست فقط مديون دانشمندان و انديمشدان بزرگش بوده و نه يه مشت كثافت و آشغال مفت خور كه مذهب و خرافات رو تبليغ مي كنن يا پيروش هستن

        مثل اين ميمونه كه يه نفر بگه من آزادم پول چاپ كنم و خرجش كنم !

        خوب پول يه چيز اشتراكي و اجتماعيه !

        اگه قرار باشه توي مسائل اجتماعي به جاي قوانين علمي و منطقي قدرت و پدرسوختگي و شارلاتان بازي افراد حاكم بشه اون جامعه طويله ست نه جامعه ! ( درست مثل جوامع امروزي ما )

        ما كار مي كنيم و فقط با كسي معامله مي كنيم كه كار كنه

        اين حق نيروي كار توي جامعه ست

        تمام نهاد هاي اقتصادي هم بايد در همين راستا كار كنن

        نه اينكه هر كس پولش بيشتر بود وام بيشتري بگيره !

        چرا بايد هميشه افرادي كه كار مي كنن براي پول تأسيس كارشون محتاج يه سرمايه دار باشن كه اصلاً كار نمي كنه و فقط واسطه گري مي كنه و مثل يه انگل خون جامعه رو مي مكه …

        چرا بايد اجازه بديم تا مفت خورها وارد اقتصاد جامعه بشن ؟
        .

        اگر بخوام مسائل سياسي رو هم توضيح بدم و باز كنم كامنت خيلي طولاني ميشه …

        ولي اوج ننگ و خواري اينجاست كه حتي حكومت هايي كه شعار ضد سرمايه داري ميدن هم همشون دست نشانده هاي دستگاه سرمايه دارين … مثل جمهوري اسلامي يا مثل اتحاديه جماهير شوروي يا چين

        فقط بابت اثبات اين حرفم به يكي از اون مسائلي كه قبلاً نوشته بودم اشاره مي كنم …

        اولين نفري كه يهودي بودن مادر احمدي نژاد رو علني كرد كوروش عرفاني بود … ميگن محسن رضايي هم توي سايت بازتاب بعد از اون اين مطلب رو نوشته بوده ولي من نديدم … ولي من اولين نفري بودم كه با رسوا كردن احمدي نژاد در قضيه قتل پدرش مسئله ي يهودي بودن مادر احمدي نژاد رو هم در كنارش توي وبلاگ خودم كه به كلي از روي اينترنت حذف شد نوشتم كه مورد توجه اقشار مختلف جامعه قرار گرفت كه بعدها از طرف چندين رسانه خارجي و داخلي هم اين مسئله مطرح شد …

        البته اين موضوع كوچكيه …

        در مقابل جنايت هايي مثل مثلث برمودا ، بشقاب پرنده ها ، كشتي تايتانيك ، هولوكاست ، بچه دزدي ليندبرگ ، قتل آنا نكول اسميت و خيلي هاي ديگه …

        در واقع سرمايه دارها در دنيا امپراطوري مي كنن

        • ببین نازنین،

          من پوزش میخواهم شاید باید اینرو زودتر میگفتم که شما وقت برای نوشتن این پست هم نمیگذاشتید،
          ولی من اصولاً علاقه ای به اینجور بحث ها ندارم چون به نظرم ابطال وقته،

          من یک کاپیتالیست هستم، وقت و زمان با ارزش ترین چیز ممکن هست، و من وقتم رو سعی میکنم خیلی خوب سرمایه گذاری کنم توی چیزهایی که نتیجه میده. شما که بیخیال بشوی کمونیسم و چپگرایی نیستی، و تازه اگر بیخیال بشو هم بشی و چپ گرایی رو بگذاری کنار اتفاق خاصی نمی افته میشی یک آدم معمولی مثل میلیاردها آدم غیر کمونیست دیگه…

          اینه که بیا باهم توافق کنیم که باهم مخالفیم، امیدوارم شما دستکم به دموکراسی اعتقاد داشته باشی و از اون چپی هایی نباشی که دموکراسی رو هم ابزار استعمار و استثمار و کاپیتالیسم بدونی.

          توی دموکراسی شما میتونی بری این نظراتت رو مطرح کنی و از مردم رای بگیری…

          ولی وقتی اینها رو برای من نوشتی لابد خواستی نظر من رو بشنوی، نظر من اینه که بیخیال این حرفها شو، وقتی میخوای چیزی رو عوض کنی باید اول خوب درکش کنی، شما اقتصاد رو چقدر میفهمی؟ تحصیلاتی در این زمینه داری؟

          • آرش جان من نظراتمو نوشتم به اميد اينكه نظر شما رو تغيير بدم … درست همون طور كه شما نظراتت رو مي نويسي به اميد اينكه نظر اسلام گراها رو تغيير بدي …

            و هيچ چيز با ارزش تر از دانش نيست … و بخشي از تحصيل دانش و خرد هم با بحث كردن به دست مياد …

            البته اگر علاقه اي داشته باشي كه حقيقت رو كنكاش كني …

            و به نظرم اگر فقط به جاي تكثير افكار و آراي ضد اسلامي و مذهبي نظرات و عقايد خودت رو در مورد اعتقاداتي كه مدافعشون هستي بنويسي اونجا بيشتر مي تونيم با هم بحث كنيم … ( منظورم همون كاپيتاليسمه البته بهتره كه منطق ها و شيوه هاي فكر كردن و زندگي فردي و اجتماعي از منظر خودت رو هم بنويسي تا بقيه فقط از اسلام دور نشن بلكه بدونن كه چه طور بايد فكر كنن و درست و غلط رو از هم تشخيص بدن )

            مدركي توي زمينه هايي كه بحث مي كنم و عقايدم رو نشر ميدم ندارم … ولي سواد به مدرك نيست ! … درست همون طور كه شما مدرك فلسفه نداري ولي در مورد اسلام بحث مي كني …

            اگر نظر و ديدگاه خاصي در مورد اقتصاد كاپيتاليستي داري كه فكر مي كني درسته و مي توني من رو قانع كني من خوشحال ميشم بشنوم … ولي مطمئن باش سوادش رو دارم كه اگر اشتباه بود اشتباه بودنش رو برات توضيح بدم

            • ببین نازنین،

              نخست اینکه شما نمیدونید من مدرک دارم در رشته فلسفه یا نه، نمیدونم چگونه به این نتیجه رسیده اید که ندارم؟!

              دوم اینکه ما کاپیتالیست ها اصولاً اونجلیکال نیستیم، ما همچین چیزی شبیه به «عقاید» نداریم، آنطور که شما کمونیستها دارید، آنچیزی که شما باهاش مخالفی در واقع همان «علم اقتصاد» است، یعنی شما کاپیتالیستی پیدا نمیکنی که مثل شما کمونیست ها حزب کاپیتالیستی بخواهد تشکیل بدهد، و یا نشریه کاپیتالیستی بخواهد تشکیل بدهد.

              کاپیتالیست یا در دانشگاه در حال تدریس اقتصاد، مدیریت، و شاخه های مرتبط با آن است، یا در حال اجرای چیزهایی است که از علم اقتصاد و مدیریت و غیره آموخته است.

              خوشحالم از اینکه شما گفتید هدفتان تغییر دادن نظر من هست، مفهوم این جز آن نیست که شما برای بحث و گفتمان نیامده ای، آمده ای افکارت رو تبلیغ و تحمیل کنی و بروی، البته اگر برای گفتمان هم میامدی من علاقه چندانی به این موضوع و این گفتمان ندارم، ولی حالا که برای گفتگو هم نیامده ای، خوب باشه من حرفهای شما را شنیدم.

          • اگه فكر مي كني كه مي توني با بلوف زدن ثابت كني كه مدرك فلسفه داري … فقط به درد عوام و ساده لوح ها مي خوره !

            نوشته هات بيداد مي كنن كه اشرافي به فلسفه نداري چه برسه به اينكه مدركي هم داشته باشي !

            طرح و تعريف مالكيت و دفاع از اون اولين عقيده كاپيتاليست هاست !

            كي گفته كه ما با علم اقتصاد مخالفيم ؟!

            پس فكر كردي كتاب « سرمايه » ماركس در مورد الكترونيكه ؟!

            مگه شما كه داري مطالب ضد اسلامي مي نويسي داري اونو به اسلامگراها تحميل مي كني ؟

            اگه خودت مقصود و منظورت اين بوده مشكل خودته !

            من همچين منظوري نداشتم …

            گفتم نظراتم رو مي نويسم و در ازاش شما هم نظراتت رو مي نويسي … مگه همين الان خودت همين كار رو توي وبلاگت نمي كني ؟!

            اشتباه از من بود كه فكر مي كردم كه در مقابل آراي چپ ( كه مي خواي باهاشون مخالفت كني ) ديدگاهي داري كه بتوني ازش دفاع كني …

            ببخشيد جناب استاد كه مدعي علم اقتصاد هم هستي ميشه بگي چرا چند وقته اوضاتون بي ريخته ؟

          • خواهش مي كنم !

            شكسته نفسي نفرمائيد !

  15. نه منظورم این هست: http://en.wikipedia.org/wiki/Ignosticism

    راستش بعد از مدت ها به این نتیجه رسیدم که من بیخدا یا ندانمگرا نیستم، بلکه یک Ignostic هستم 🙂 Ignostic ها اصلا خدا را به … خود حساب نمیکنند که به بخوان بگند هست یا نیست! به نظر این گروه خدا یک واژه من دراوردی است که هیچ معنی خاصی ندارد. تا به حال کسی فارسیش نکرده، شما متخصصشی لطف کن یک برابر فارسی برای ما بساز. مرسی.

    • خدابتخم باور
      بیخدایی لوسگرایانه
      بیخدایی شُل اندیشانه
      شُلمندگرایی
      خداشیَه گرایی

      از شوخی گذشته ولی چون noncognitivist هستند شاید بشه گفت
      خداناشناختگرا

  16. آرش جان یک سوال داشتم. فارسی Ignosticism چیست؟

    • Agnosticism اگر منظورتون هست میشه ندانمگرایی، Agnostic میشه ندانمگرا
      لاادریون هم میگن به اگنوستیک ها

  17. این مدرس و محقق حوزه علمیه قم که از سوی وزارت اطلاعات و برخی رسانه‌های همسو با نهاد امنیتی متهم گردیده که تحت عنوان «آرش بی‌خدا» در فضای مجازی و از جمله سایت زندیق فعالیت می‌نموده، در حالیکه در شرایط نامناسب جسمانی قرار داشته به مرخصی ۲۰ روزه آمده و بلافاصله با عزیمت به شهر قم در این شهر سکونت گزیده است.

    https://hra-news.org/1389-01-27-05-27-21/12644-1.html

  18. درود به شما. موفق باشید

  19. برای من جای سوال داره آرش که این آخوندا آیا به جعلی بودن خودشون واقفن یا نه ؟ (چند درصد)
    ساده انگارانه خواهد بود که آنها را پاک و منزه بپنداریم اما در مواردی آخوند ها و مذهبی هایی یافت میشوند که به ظاهر پاک ند ( در مورد باطن باید شناخت بیشتری از آنان پیدا کرد)
    که در این مورد بسیار نادرند
    بنابر این فکر میکنم این عرصه برای اینگونه افراد با 2 هدف دنبال میشود
    1 – دسته ای که با اطلاع از چرند بودن داستان دین وارد این عرصه میشوند به هدف چپاول مردم
    2 – دسته ای که از ضمیر پاک در اوان نوجوانی برخوردارن و به دنبال پر کردن خلا درونی به سبب میل انسانی به علاقمندیها (میپندارن بزرگان دین انسانهای خوبی هستند و آنها را الگو و سرمشق خودذ قرار می دهند و دنباله رو دستورات آنها میشوند) به این عرصه پا میگذارند و بسته به نوع وسوسه و درجه -به گفته خودشان- ی ایمان از خط اصلی دور میشوند

    البته شاید سوالی که در خط اول مطرح شد در خطوط بعدی پاسخ داده شده …..

    • مهم نیست که اینها به کارکرد و عواقب ان واقفند یا خیر
      مهم این است که چه از سر ریا امده باشند و چه با نیت صاف و پاک
      عواقب فعالیت انها برای بقیه ویرانگر است

      یکی مثل خامنه ای سالم کردن جامعه را برای به دست گرفتن قدرت بهانه میکند و نتیجه اش میشود همینی که میبینی
      و دیگر مثل منتظری به ظاهر پشت به مقام دنیوی میکند و او هم میخواهد جامعه سعادتمند شود ولی نتیجه افکار او هم ویرانگر خواهد بود
      چرا که هر فرد مذهبی خوب یا بد احساس میکند که کلید بهشت در دستان انهاست و یگانه راه سعادت بشریت همان راهی است که انها میروند و بقیه کافر و ملحد گمراه و…. هستند

      و اینجاست که خطر به کمین همه نشسته و باید از همان اول جلوی انها ایستاد
      همه انها ابتدا با مهربانی بر روح و روان تو چیره خواهند شد انگاه تو را مسخر خویش میکنند

      و بعد به اسم دین ازادی تو را میگیرند

      انکس که ازادی تو را میدزدد نان تو را هم خواهد دزدید

  20. این کاریکاتور که ظاهرا در پاسخ به مدعای سروش در خصوص نقد علمی دین کشیده شده حاوی یک درد تاریخی است که هیچگاه فرصت داده نشده کسی به این موضوع بپردازد

    و در تایید این کاریکاتور و در پاسخ به دکتر سروش :

    اقای سروش

    مگر دینداران پاسخ علمی به انتقادها میدهند؟
    مگر کسانی که وارد نقد !! لاییک ها میشوند همه از دانشگاه فارغ التحصیل شده اند؟

    اصلا مگه دیالوگی هم برقرار هست؟ من خودم بالشخصه مشکلی با اعتقادات دیگران ندارم ولی چه کنم که اعتقادات انها با من کار دارد و به اسم علی و حسین و نقی و چه میدانم تقی مدام ما را تحدید و تهدید میکنند

    بزرگترین مشکل اسلامگراها هم همین ادبیات منبری است یعنی ادبیات مونولوگ یک نفر سخن میگوید و هر اراجیفی دلش میخواهد میگوید و دیگران هم مثل بز باید گوش بگیرند و اگر هم یکی سوالی داشت شمشیر تکفیر همیشه بالای سرش هست

    شما چند نفر از مقلدانی که حکم تکفیر و ارتداد را اجرا میکنند دیدید که با ادبیات علمی با مخالفانش صحبت کنند؟

    اشاره داشتید که شما خود محکوم به ارتداد هستید ولی ایا سراغی از عموی من و هزاران مثل عموی من دارید که بدون هیچ گفتگویی حکم ارتداد انها صادر و اجرا شد و گلوی وی را گوش تا گوش بریدند به نام دفاع از گلوی بریده علی اضغر

    شما ابتدا انها را از منبر پایین بیاور و مونولوگ انها را به دیالوگ تبدیل بکن شمشیر تکفیر را از انها بگیر
    ما که نه شمشیری داریم و نه منبری فکر کنم قضیه به خودی خود حل خواهد شد

    شاید درست باشد مسخره کردن عقاید دیگران کار پسندیده ای نباشد ولی علت را اشتباه اومدی علت را جای دیگری باید جست

  21. امام به منظور اشاعه و ترویج فرهنگ ماله کشی اقدام به برپایی مسابقه بین المللی روشنفکری دینی نمودند. برای شروع فردی را بصورت تصادفی از میان تماشاگران فراخوانده و او را سر بریدند، سپس با زن و بچه اش در انظار عمومی جماع کردند و بعد آنان را نیز قطعه قطعه نموده و بر اجسادشان بول و غائط کردند، سپس رو به ماله کشان فرمودند حالا این را از منظر اسلام توجیه کنید… بازیکن اول شهید مطهری گفت: «در اسلام رابطه انسان و جهان از نوع رابطه کشاورز است با مزرعه و چه زیبا امام این رابطه را نشان دادند، ابتدا مزرعه را با جماع مبارکشان بذر پاشی و سپس با شمشیر خود چون داس درو کردند و در نهایت مزرعه را کود دادند» صحابه متحیر مشغول ربط دادن موضوع بودند که بازیکن دوم دکتر سروش گفت: «من نیز در ورای این عتاب و غلاظ و شداد نوری از رحمانیت دیدم، عمل هرچه که بود ماحصل مقصود است و آن حقیقت اسلام است که می ماند» صحابه همچون عفیر در گل مشغول پیدا کردن معنی عتاب و غلاظ شدند که ناگهان دکتر شرینقی قائطید: «شمشیری که با عشق و خلوص فرود آید درد ندارد، آنچه دل را به درد می آورد نفاق است، ای کاش من هم زیر تیغ عشق میرفتم» صحابه دچار فرج پریشی فلسفی شدند که کدیور رسید و کل ماجرا را از بیخ عوض کرد: «اصلا چه کسی میگوید اینها را امام کشتند؟ اینها عده ای مرتد بودند که به عذاب الهی گرفتار شدند» در این لحظه صحابه که خشتک فنگ شده بودند نعره زنان به سوی بیابان گریختند و امام جایزه ویژه ماله زرین را به خاطر کار تیمی خوب به چهار شرکت کننده اعطا نمودند.

  22. امام شبی ماله کشان مخصوص خود را به منزل دعوت کرد و برای اذیت کردن آنها انواع مشروبات و تعدادی کنیزک رومی و روسی در جلوی آنان قرار داد. یه نیم ساعتی گذشت و کم کم فضا بر 4 تن آل ماله فشار آورد و امام که چنین دید فرمود: اجازه دارید از این نعمات لذت ببرید به شرطی که من را از نظر شرعی توجیه کنید.

    حاج pussy دباغ گفت: براستی که در قبض و بسط تئوریک دین الان ما در اوج نقطه قبض هستیم و شراب و جماع از دایره گناهان خارج شده است. و به سمت خمره شراب یورش برد
    گنجی گفت: در روایات تاریخی اشاره ای به ممنوعیت شراب و زن در صورت رضایت امام عصر نشده است. و به دید زدن کنیزان ادامه داد
    کدیور(در حالی که دست و پایش از هیجان میلرزید): هم شراب. هم جماع. جانم فدای قرآن….!
    دکتر شریعتی در حال پایین کشیدن شلوارش نعره زد: کجایند ابوذر ها و عمارها و معاویه ها و یزید ها و…. که ببینند چهره این دین رحمانی را… کجایند آنان که میگویند اسلام با لذت مخالف است و نمیبینند شکوه جماع در حضور امام را …. آری اینچنین جماع کن برادر….
    امام که رسما برابر قدرت ماله کشی آنان کم آورده بود محفل رابا شادی ترک کرد و فرمود: براستی که ماله بر شمشیر پیروز است.

    مثنوی مالوی – باب 69

  23. نقد علمی!!!!!!!!!!
    نقد علمی «پرتاب شهاب سنگ به سمت اجنه از سوی بارگاه الله برای جلوگیری از استراق سمع»!!!
    نقد علمی «» پر و بال جبرییل»»!!!!
    نقد علمی «» وحی»»!!!
    و…..
    از سوی روشنفکر دینی!!!!!!!
    چه شود!!!!!!! چه علمی!!!!!!!!!!!

  24. اخرش یک جواب بله خیر ساده به سوال نمار میخونید نگرفتم

    نمیدونم چرا این روشنفکرها( ارش بیخدا)

    همیشه عادت دارند

    به قول خودمانی

    از احکام ماله کشی

    که در وبلاگ امام نقی اومده استفاده کنند

    ایران قسم خورده همیشه عقب افتاده باشه

    چون

    تا وقتی که

    قاضی ها زنا کار رو حکم سنگسار میدن اما در خفا خودشون زنا میکنند

    تا وقتی که بیخدا ها نماز میخونند

    تا وقتی که …

    • شما نازنین لطف کن این پرسشهات رو بگذار یک مقدار از ارسال پست بگذره بعد بیا بپرس، که اینطور به نظر نیاد که خوانندگان وبلاگ وزین اینجانب آیکیوی جلبکی هستن، بعد هم یک مقدار این پرسشهایی که میخواهی از من بپرسی رو از سه چهار نفر دیگه بپرس بهت جواب میدن لازم نیست بیای هر سوالی رو از من بپرسی که.

      من موندم در سر شما چی میگذره که میای این سوالها رو میکنی، به نظر تو کسی که خدا رو قبول نداره میشینه نماز میخونه؟ چند سالته شما نازنین؟!

هرچه میخواهد دل تنگت (اگر بدرد بخور هست البته) بگو.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: