ابراز عقیده با استفاده از آلت تناسلی

استفاده از آلت تناسلی برای ابراز مخالفت یک مسئله طبیعی و قابل انتظار در میان عوام است.

اگر توی یوتوب یا توی فیسبوک نظری بیافکنید میبینید که بسیاری از هموطنان مخالف اسلام برای ابراز عقیده و مخالفت شلوار خود را در می آورند و یا از دستگاه تناسلیشان استفاده میکنند یا از دستگاه هاضمه، یا به عبارت دیگر دست به ابزارهای زیر شکمی میبرند.

من در طول مدتی که مدیریت چند محیط اینترنتی را بر عهده داشتم همواره مجبور شده ام حتی همفکران و دوستان نادان نزدیک خودم را به حکم عدالت و ادب و انسانیت از همنشینی با خود و دیگر همفکران محروم کنم، و در بسیاری از موارد نیز مارک «دیکتاتور» بودن را به همین دلیل به جان خریده ام.

من نمیخواهم در اینجا به کسی درس ادب بدهم، به سه دلیل یک اینکه من خودم هم همچین زیاد اسطوره ادب و نزاکت نیستم، دوم اینکه من این دوستان را درک میکنم و امیدوارم آنها نیز مرا درک کنند، و سوم اینکه خوب این دوستان عصبانی هستند و آدم عصبانی فحش میدهد!

واقعیت این است که پایین کشیدن شلوار کار دشواری نیست، همه ما روزی چندین بار آلت مبارک را یا برای تخلی یا برای سکس مشاهده میکنیم، آلت کشی، اصولاً آسانترین عکس العملی هست که هرکسی میتواند آنرا انجام بدهد، هروقت به فکر استفاده از آلت برای ابراز مخالفت افتادید به این نکته توجه کنید که طرف مقابل شما هم آلت دارد و میتواند از آن در پاسخ به شما استفاده کند، بنابر این شما با استفاده از آلت این قانون را وضع میکنید که استفاده از آلت اشکالی ندارد!

و این بسیار حیف است، چون برخورد دو انسان با یکدیگر میتواند بر اساس گفتگو و منطق و احترام باشد، نه بر این اساس که کدامیک بهتر از آلت خود استفاده میکند، البته این بحث اصولاً مختص ما آقایان است چون بانوان گرامی نمیتوانند اینگونه استفاده ابزاری از آلت بکنند! lol

تاریخ بشر پر است از کسانی که با آلت سخن میگفتند، بجای استدلال میریدند یا میشاشیدند، اما هیچ یادی از آن اکثریت قالب مردم باقی نمانده است، نامهایی که باقی مانده است مربوط به کسانی است که از مغز استفاده میکردند، کسانی جریان تاریخ را تغییر داده اند که توانسته اند ارتباطی پر معنی با دیگران برقرار کنند، دیگر فحاشان همچون تک درختی که در جنگلی انبوه خشک میشوند و می افتند از یاد میروند.

جدا از این آدم فحاش آدم ضعیفیست، آدمی است که بر عواطف خود کنترلی ندارد، بلکه این عواطف هستند که او را کنترل میکنند. جدا از این هم گوش من آرش بیخدا هم گوش اسلامگرایان شناخته شده پر است از این دست فحاشی ها، این حرفها روی ما تاثیری نمیگذارند، تنها باعث میشوند شان گوینده به پست ترین جای ممکن نزول کند و حتی اگر گوینده حرفهای ارزشمندی هم داشته باشد در نظر دیگران آن حرفها بی ارزش جلوه کنند.

وقتی کسی فحش میدهد نشان میدهد که جزوی از عوام است، فرقی با اکثریت ندارد، مخالف شما هم میتواند به شما فحش بدهد، اما وقتی حرف مستدل و مستندی بزنید این حرف مرزی نخواهد شناخت، نه تنها مرزهای جغرافیایی را بدون ویزا طی خواهد کرد و خود را به دور افتاده ترین ناکجا آباد ها خواهد رساند بلکه در تاریخ هم خواهد ماند، اگر حلاج بجای «انا الحق» میگفت «ک*رم تو خدا» امروز کسی نام او را نمیشناخت، هر آدم فهمیده ای او را به دیده یک ابله نگاه میکرد، مادران هم دوره او فرزندانشان را از شنیدن سخنان او محروم میکردند ،  اما او باقی ماند چون حرفش پر مغز بود… فحش دادن سخت نیست، صبر داشتم، احترام گذاشدن به مخالف، حرف حساب زدن سخت است و هنر است. شما برای فحش دادن لازم نیست زیاد چیزی بیاموزید فقط کافی است با یک مشت آدم فحاش همنشین شوید، ولی برای سخن درست گفتن باید سخت بکوشید، فراموش نکنید که ما آدمها مجبور به سخن گفتن هم نیستیم، سکوت همواره بر یاوه گویی ارجح است.

من اصولاً وقتی با آدم بی اخلاقی روبرو میشوم، چه فحاش چه قاتل چه دزد، دلم برای او میسوزد و به حالش افسوس میخورم. میدانید چرا؟ چون ما آدمها راه فراری از خود نداریم، ما میتوانیم حقایق را از دیگران تا حدودی مخفی کنیم اما حقایق را نمیتوان از خود پنهان کرد.

ما وقتی هیچکس را نداریم، همچنان خود را داریم. خداباوران احساس میکنند به رضایت خدا نیاز دارند، احساس میکنند هم دم تنهایی هایشان خداوند است، یا آنطور که شریعتی میگوید اگر هیچکس را هم نداشته باشند بازهم خدا را دارند.

بیان سکولار، انسانی و غیر خرافی و واقعی و حقیقتی این مفهوم این است که بازهم خود را دارند، نه خدا را! یعنی چون ما دارای قوای فاکره هستیم و خود آگاه، حتی وقتی تنها هستیم نیز باز «خود» را داریم، با خود سخن میگوییم، با خودمان در ذهنمان بحث میکنیم، و همنشین خود هستیم، صدایی که از دل خود میشنویم صدای خدا نیست صدای خودمان است، فکر کردن اصولاً همان گفتگو و بحث با خود است! همانطور که یک پدر به فرزند خود ادب می آموزد چون میداند که نتیجه آن به نفع خودش خواهد بود، ما باید خود را نیز تربیت کنیم، از خود نگهداری کنیم، خود را تنبیه و تشویق کنیم…

کسی که فحاش است، خود را نابود میکند، در تنهایی اش، در تمام 24 ساعت روز خود را با یک فحاش همنشین میکند، غرور و احترام به خود را از دست میدهد و خود را در سراشیبی سقوط قرار میدهد. این است که به خود ظلم میکند، و یکی از با ارزش ترین چیزهایی که میتواند داشته باشد، یعنی غرور را از دست میدهد.

من شخصاً صرفاً از روی غرور و خودخواهی سعی میکنم آدم اخلاقمداری باشم چون دوست دارم برای خود احترام قائل باشم و وقتی تنها هستم به خود و آنچه کرده ام افتتخار کنم، من دوست ندارم وقتی سر بر بالین میگذارم به این فکر کنم که چرا فلان کار بد را انجام داده ام، و با خود بر سر اینکه آن کار بد بوده یا نه کلنجار بروم و کارهایم را توجیه کنم، حتماً شما هم اگر آدم معمولی و سالمی باشید در دادگاه آن قاضی سخت گیر ذهنتان که هر شب شما را محاکمه میکند احضار شده اید. چرا آن قاضی را راضی نگه ندارید؟ چرا آن قاضی نباید به شما بگوید دمت گرم کارت درست است؟

آدم نباید آنقدر ضعیف باشد که برای ابراز مخالفت شلوارش را پایین بکشد، آدم باید بتواند حرف بزند، و مهمتر از آن گوش کند.

من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم خواهی از سخنم پند گیر و خواهی ملال…

Advertisements

32 پاسخ

  1. طلبه @ حالا از اين اخلاق مخلاق بكش بيرون ، من الان زانوي غم به بغل گرفتم و به اين موضوع فكر ميكنم كه اين پست آرش بيخدا چقدر بيموقع بود !!! درست تو بهبهه حكم ارتداد براي توهين كنندگان به امام نقي و در پي اون براي شاهين نجفي بخاطر آهنگ اخيرش و توهين به امام نقي
    كاش ميشد مخش آرش و بزنيم اين پستشو پاك كنه :(((((
    اين مقاله به نفع خبرگزاري فارس و حكم آيت الله صافي گلپايگاني واسه ارتداده
    ميگم راستي «طلبه» تو با آرش بيخدا رفيق نيستي !؟ يجورايي مخشو بزني اين پست و ماستمال كنه ؟!؟ خيلي ستمه

  2. آرش اگه مايلي نظرت رو راجع به اين آهنگ و خوانندش برامون بگو خيلي دوست دارم بدونم نظرت چيه سر اين آهنگ جنجالي بين كفار و مومنين برپاست!
    [audio src="http://dl.ashrarmusic.com/Music/Naghi_shahin%20najafi%5BAshrarMusic%5D.mp3" /]
    به لوگوي آهنگ دقت كنيد خواهشا
    http://ashrarmusic1.com/1391/02/%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%81%D9%88%D9%82-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%82%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%AC%D9%81%DB%8C/

  3. https://docs.google.com/open?id=0B2cP7n9XUudWaEpLbXdyVlVqSHM

    کتاب ممنوعه و نایاب درسهایی درباره اسلام نوشته ایگناتس گلدزیهر

  4. کتاب ممنوعه و نایاب درسهایی درباره اسلام نوشته ایگناتس گلدزیهر
    https://docs.google.com/open?id=0B2cP7n9XUudWaEpLbXdyVlVqSHM

  5. من با Salar Radpoor‏ دیگر در مورد اخلاق مباحثه نخواهم کرد! x:
    چراکه او بزرگ و من کودک ..دلیلی بر قانع کردن من نیست و تو پندار من سیب زمینی فروش باشم !پس به
    چه سببی باید نظریه های
    اخلاقی را فرا گیرم؟..
    اشکان بیا بحثمان را اینطور ادامه دهیم >> من یک سوال در این موضوع از تو بپرسم و تو نیز در مقام یک بیخدا جواب بده (:
    جوابها از ‏100 کلمه بیشتر نباشد..
    ok?

  6. اینجا همه خودشون رو دانشمند نشون میدن در نتیجه براشون سخته حرفهای عامیانه و ساده بگن
    تا مبادا کسی بهشون نگه احمق و …

    من که برام این چیزها اهمیتی ندارن و سوالی داشته باشم میپرسم

    اون ادم ملیاردره تا برسه به اون گدا اون ادم مذهبیه تا برسه به اون بیخدا

    همه همه در طول روز نمیتونن به الت فکر نکنن

    این همه بحث اخلاق اخلاق واسه حس کنجکاوی و حسادت و شاید رقابت باشه

    مثلا میخوان بدونن اقا ارش اخلاق از دیدگاهشون معنیش چیه?

    حتی در جزییات هم دقیق فکر میکنن

    مثلا چند تا دوست دختر داره

    چطور باهاشون حال میکنه

    اگر من بیخدا بشم میتونم دوست دختر زیاد داشته باشم

    اگر مایل بودید اقا ارش شما جواب این سوالات و بدین یا حتی میتونین به پروفایلتون اضافه کنین

    یا قسمتهای ازش طبق زبان نوشتاری خودتون توضیح بدین تا مسیله اخلاق واسه همه حل بشه

    ببینیم معنی اخلاق از دیدگاه یک بیخدا چیه

    درباره اخلاقیات زیر نظرتون چیه موافقین یا مخالفین یا نظری ندارین

    داشتن چند شوهر?

    داشتن چند زن?

    صیغه?

    همجنسگرایی?

    دوجنسگرایی?

    بچه بازی?

    ازدواج انسان باحیوانات?

    سکس محارم?

    من الان بیشتر به ذهنم نمیاد

    هر طور خودتون مصلحت میدونین میتونین بهش اضافه هم کنین

    این وبلاگ شخصی شماست نظر شخصیتون برامون مهمه

    میدونم اخلاق در حوزه های گسترده تعریف میشه

    اما اخلاق رو اینجا درباره این اپتون گفتم تا بیربط نباشه

    نمیتونم اینجا بگم ببخشید که اینجوری حرف زدم تا مودبانه باشه اونوقت شما هم دیگه

    اینجوری با رعایت ادب و دانشمندی حرف میزنین

    نتیجه میشه اخرش نمیفهمیم اخلاق معنیش از دیدگاه شما چی میشه

    پس اگر ممکنه مثل همین نظر من بی ادبانه حرف بزنین

    تا حس کنجکاوی پرسیدن اخلاق حل بشه

    اخه با برخیا حرف زدم همش از عقل و استدلال منطق گفتن

    اما وقتی درباره احکام خدا ازشون پرسیدم یک باره مغزشون رو تعطیل کردن

    و فقط گفتن ما نمیدونیم خدا گفته حکم خدا باید اجرا بشه

    نه به اون ادعای داننشمندیشون نه به این تعطیلی مغزشون موقع پرسش درباره احکام خدا!

    اینجا هم همه میگن اخلاق و رول دانشمندا رو در میارن

    منظورشون از اخلاق همون الته میخوان بدونن

    اخلاق از نظر شما معنیش چیه درباره اون چیزها که جلوشون علامت سوال گذاشتم

  7. این بحث که پشتوانه اجرایی اخلاق روز معاد و کیفر اخروی هست یا نه خیلی دیگه خیلی تکراری شده. من پیشنهاد می کنم بر گردیم به موضوع همین پست. برای ادامه یک سئوال مطرح می کنم: اگر دینداران تابو ها خط قرمز هایی دارند که بی دینان باید رعایت کنند چرا بی دینان تابو های خودشو رو نداشته باشند؟ مثلا کسی حق نداره حقوق بشر رو نفی کنه. یا نفی واقعیات و حقایق تاریخی مجازات داشته باشه یا مثلا در بحث ها اگر دینباوران بیان به نظریه تکامل داروین یا حقایق علمی دیگه بد و بیراه گفتند ما هم بیایم داد و بیداد راه بندازیم.

  8. طلبه جان مشکل شما این است که اخلاقیات را مترادف خدا میدانید،در صورتی که ربطی بین این دو نیست.برای اثبات این مدعا کافی است به این همه آدم دانشمند و باسواد و ادمهای معمولی بیخدا در طول تاریخ و هم اکنون در دنیا یک نگاهی بی اندازید تا متوجه موضوع شوید.
    در یک مقیاس کوچک فرهنگ و باورها و ارزشهای یک فرد در کنار نظم و ترتیبی که در همان مقیاس(به طور مثال همین وبلاگ)باید وجود داشته باشد ممکن است دلیلی برای برخی ملاحظات و اخلاقیات باشد اما در مقیاس بزرگتر این نظم اجتماعی است که حرف اول را میزند.
    مثال سادش شاید چراغ قرمز راهنمایی رانندگی باشه.خیلی ها فقط برای ان پلیس راهنمایی رانندگی که در چهارراه وایساده چراغ قرمز رو رد نمی کنند تا جریمه نشن ولی مثلا اگه ساعت سه نصفه شب باشه و هیچ کنترلی وجود نداشته باشه خیلی راحت اون رو نادیده میگیرن.اما یکی به دلیل احترام به قوانین و نظم اجتماعی حتی اگه هیچ ماشینی تو خیابون نباشه باز هم چراغ رو رد نمی کنه.
    این یک وجه قضیه است،وجه دیگر قضیه هم این است که ان بابایی که ممکنه برای قانون احترام خاصی قائل نباشه میدونه که اگر چراغ قرمز رو رد کنه با توجه به سیل جاری ماشینهای خیابون رو به رو احتمال تصادف حتمی است.
    در مورد مسائل بزرگ تر و البته در مورد اخلاقیات به خصوص در مقیاس وسیع در جامعه هم این موضوع صادقه.خیلی ها به دلیل پایبندی خاصی که به ارزشها و اخلاقیات دارند مراعات بسیار مسائل رو میکنند و بود و نبود قوانین فارغ از اینکه چه نقشی در شکل گیری نوع نگرش انها دارند
    چندان تفاوتی برای انها نمی کند اما خیلی ها تنها به دلیل وجود همان قوانین و پاداش و جزا در سیستم قضایی است که مراعات قانون و هنجارها را میکنند.
    تفاوت مهمی که بین قوانین سکولار(در سیستمهای قضایی و غیره)وجود داره که یک نظم و دسیپلین و اخلاق اجتماعی رو شکل میده با قوانین الهی(!) در این است که قوانین اول به طور مستقیم باعث بهبود زندگی ما میشن ولی در مورد قوانین دوم این موضوع مشخص نیست.مثلا من نمی تونم بگم اون دنیا قوانین چطوری میتونه باشه و چه قضاوتی ممکنه صورت بگیره.یه مسلمون میگه شراب خواری حرامه(حالا بگذریم که شراب خواری در صدر اسلام جایگاه ویژه ای میان خلفا داشته) ولی یک مسیحی میگه حرام نیست.خوب اون موقع تکلیف ما اون دنیا چیه؟ قوانین ایا از یک انسان به اون یکی متفاوته؟
    دوم هم اینکه دیندار بودن اصلا دلیل مناسبی برای رعایت اخلاقیات نیست.این بستگی به ادمها داره نه دین و باورشون.مثلا ما در خیلی از جاها میشنویم که خودارضایی گناه کبیره است.ولی آیا تعداد مسلمین محترمی که جلق میزنند،کمه؟ یا اینکه تعداد قرائتها از دین و کتاب هر دینی سر به فلک میکشه.یکی با توسل به قرآن میشه یه عابد زاهد صالح بی آزار و وارسته و یکی میشه ماشین کشتار و قران رو هم برای خودش حجت میگیره.در مورد بیخدیان البته همینه،یکی میشه استالین و مائو و یکی میشه راسل و داوکینز.پس عملا سیر اخلاق چیزی نیست که شما بتونید اون رو به آئین و مسلک و باور خاصی محدود کنید.
    مسئله اصلا ایدئولوژی و دین باوری نیست بلکه خود ادمهان اما در مقیاس بزرگی مثل جامعه قوانین باید برای این نظم و اخلاق(تعریف اخلاق لزوما این نیست که فحش ندید)طرحهای مشخصی داشته باشند تا دیندار و بیدین تابع قوانین خاص و مشخصی باشند و نظم در جامعه شکل بگیره.

  9. من آقا نیستم ! اسم من فرحناز
    غیرطلبه لطفن در مورد موضوع ارتداد بحث نکن آن جداست
    آرش از کجا برداشت کردی من حرفمو تغییر دادم ؟
    ببین تو بیخدا را شبیه یک
    آدمی بدون که میتونه هر لحظه
    که بخاد نامرئی بشود .. بعد این آدم نامرئی هر غلطی که دلش بخواد انجام میده ..یعنی شبانه به خانه افراد میرود ، تجاوز میتواند کند و میکند ، آدم میتواند کشد و میکشد، و هرآنچه که یک حیوان تواند کرد..
    حال چه چیزی میتواند کنترل این فرد را داشته باشد ؟
    اخلاق؟کدامین الزام؟
    من اگر بیخدا باشم احتیاجی نیست به هیچ حصاری تن در دهم#

    • طلبه جان مبحث اخلاق رو نميشه تو دوتا كامنت حل و فصل كرد من با توجه به ايرادات بسيار كودكانه كه شما مطرح ميكنيد ( مثل نامريي و آدم ميكشه و …) من فكر ميكنم اگه الان بخوام هر توضيحي بدم بي فايده است !؟!
      پيشنهاد من اينه كه قبل از هر چيز كلاً اخلاق و علم اخلاق و فلسفه اخلاق و … طبقه بندي اونها اخلاق توصيفي Descriptive Ethics ، اخلاق هنجاري Normative Ethics ، فرا اخلاق Meta Ethics ، رو بشناسيد و با نظريه هاي اخلاقي و نقد اونها آشنا بشيد مثل سود گرايي Utilitarianism ، خود گرايي Egoism و ….

      بعد ديگه اون شبهاتي كه الان بسيار ساده و كودكانه است حل ميشه و سوالات شما در مورد اخلاق تغيير ميكنه

      • طلبه جان بعد از مطالعه اين مطالب كه گفتم متوجه ميشي كه درصد زيادي از خداباوران كارهاي اخلاقي كه انجام ميدنند لزوما ارتباطي به قبول داشتن اون پاسبان و ترس از مجازات اون نيست بلكه بطور طبيعي اين عمل اخلاقي رو انجام ميدند …..

    • توضیح دادم قبلاً لینک هم دادم شما نمیخواهی بفهمی که اخلاق رو نمیفهمی. همین که بهت گفتم الان من بهت فحش خواهر و مادر نمیدهم نشون دهنده وجود اخلاقه، با این واقعیت که روبرو میشوی بعنوان یک مثال نقض باید بفهمی که هرچی راجع به اخلاق فکر میکنی میدونی غلط و عامیانه هست.

  10. آقای طلبه یکم این که خدا باوران علاوه بر تابع یک سری قوانین بودن به یک موجود خیالی نیز باور دارند که این کاملا متفاوت است با صرفا تابع یک سری قوانین بودن .این نمیدونم کجاش مبهم هست؟!
    دوم این که خدا باوران قوانینی دارند که در اصل برای رضایت موجود خیالیست حال اون که ممکن هست کاملا برای بشریت مضر باشه.مثل حکم ارتداد در اسلام

  11. طلبه جان این استدلال اخرت خیلی باحال بود!
    پس اینطوری هرکس پیرو نظم و قانون و یک اصول مشخص اخلاقی است،به خدا اعتقاد داره؟!
    فرق مهم یک اخلاقمدار بیخدا و بیدین با یک اخلاقمدار دیندار اینه که ما همه این مسائل و گزاره ها رو برای یک زندگی دنیوی ارام و مثمر ثمر و باارزش و برپایه یکسری اصول مشخص مثل حفظ عزت نفس و ارزشهای آدمی انجام میدیم و نتیجش هم به طور مستقیم در همین دنیا حاصل میشه.خیلی از دیندارها فقط برای این یکسری مسائل رو رعایت میکنند که اون دنیا مجازات نشن وگرنه اگر بساط اخرت و قیامت و خدا و پاداش و جزا و … دروغ باشه بدشون نمیاد بعضی کثافت کاری ها رو بکنن،ولی برای ما وجود یا عدم وجود خدا در این بین هیچ وقت اصل نبوده.
    در ضمن به طور کلی این طبیعت جامعه بشری است که با وضع قوانین و هنجارهایی خاص، نظم و ترتیب خاصی در جامعه برقرار کنه که به مرور زمان جزو لاینفک فرهنگ و جریان باوری و به نوعی عادت اجتماعی بدل بشه.

  12. دوستان ، من از سخنان شما این گزاره را برداشت کردم ..
    ‏»بیخدایان برای بهتر زیستن تابع قوانین و اخلاق مدون و یا اخلاق فطری هستند »
    اطاعت از قوانین و اخلاق
    برای بهتر زیستن همانقدر اهمیت دارد که اطاعت از دستورات موجودی ذهنی (به قول شما)..
    شما با اطاعت از قوانین و اخلاق فرق چندانی با دینداران نخواهید داشت ! چراکه آنان نیز برای بهتر زیستن از اخلاق پیروی میکنند ..
    شما نیز برای بهتر زیستن، مطیع یک خدای خیالی شده اید :))

    • > شما با اطاعت از قوانین و اخلاق فرق چندانی با دینداران نخواهید داشت

      ولی شما پیش از این گفته بودید:
      >به نظر من قیدوبند ساختن بیخدایان در مورد روش گفتار و کردار خودشان ، کمی خنده دار است ..

      نخست بپذیرید که اشتباه میکردید و از نگر اخلاقمداری تفاوت چندانی در نظر میان خداباور و بیخدا نیست، بعد اگر پذیرفتید حالا میتوان راجع به این بیشتر بحث کرد.

      برای اینکه یک بحث خوب پیش برود لازم است اختلاف نظر ها ابتدا حل شود و بحث بر آن مبنی پیش برود نه اینکه شما یک ادعا مطرح کنید پس از گرفتن پاسخ ادعا را تغییر دهید و چیز جدیدی مطرح کنید.

  13. طلبه جان اتفاقا این موضوعات برای ما معنای بیشتری هم دارد،چرا که ما همه اینها را بر اساس معیارهای اخلاقی خودمان و بر اساس الگوهای مدون اجتماعی برای داشتن زندگی بهتر و هدفمندتری در نظر میگیریم و رعایت میکنیم.اگر هم جامعه ای آزاد باشد به مرور زمان چنین فاکتورهایی جزو جدای ناپذیر فرهنگ ان جامعه میشوند.
    رعایت این اصول به دلیل ترس از چماق و قضاوت الهی و قیامت و این قبیل مسائل نیست،بلکه بر اساس یک سری گزاره های کاملا عقلانی برای داشتن جامعه ای منظم و ایده آل است و به هیچ عنوان جنبه دستوری و فرمانی از سوی اربابی خشن که دسیپلین خاصی(که لزوما اخلاقی هم نیست)برای بنده هاش تجویز میکنه،نداره.

  14. به نظر من قیدوبند ساختن بیخدایان در مورد روش گفتار و کردار خودشان ، کمی خنده دار است ..
    شما آزاد هستید پس مجبور نیستید غیر دلخواهتان حرف بزنید ؛
    کسی شما را محاکمه نخواهد
    کرد ؛حتی ذهنتان !

    • طلبه جان @ بيخدايان هم مثل بقيه انسانها اخلاق دارند و اخلاقيات بشر لزوماً ارتباطي به دين و خدا نداره

      • این مسئله باورش نباید برای طلبه زیاد سخت باشه، چون ماها الان داریم با احترام با طلبه صحبت میکنیم در حالی که میتوانستیم به یک دیگر فحشهای خواهر و مادر بدهیم، آیا همین که ما اینکار را نمیکنیم به این معنی نیست که ما هم بالاخره یک مقدار اخلاق داریم حداقل!؟

        جدا از این من معتقدم اخلاق تا حدودی مسئله زیست شناسی نیز هست در حیوانات نیز اخلاق دیده میشود موجودی که قوای تفکر دارد و دارای اختیار است جبراً اخلاقیاتی نیز دارد.

  15. آقا سالار پس ما ملت عوام کی آدم بشیم ؟ کی بتونیم با هم درست بحث کنیم ؟ کی بتونیم با هم مخالفت کنیم بدون فحش و کتک کاری و بدون کلت کشی !
    این فحاشی در » وب» را اگر کنار نگذاریم یا محدودش نکنیم دامنه اون در زندگی فیزیکی و در زندگی روزمره همچنان قربانی خواهد گرفت… میگی نه …پس به من بگو چرا این همه معضل اجتماعی چاقوکشی و کتک گاری و … هر روز تو خیابونای شهرامون داریم ؟
    آیا درون هر کدوم ما یه آدم انتقاد ناپذیر خودخواه و کم تحمل زندگی نمیکنه ؟ چرا نباید ما عوام تمرین کنیم که مخالف باشیم ولی به طرف فحش ندیم اگه میدیم تو دلمون بدیم چرا نباید حرف زدن را تمرین کنیم؟
    نمیشه جالب و عوام پسند حرف زد بدون فحش ؟ آخه فحش دادن کار سختی نیست ولی جالب و جذاب نوشتن فکر میخواد مگه نه؟
    آیا دلیلش تربیت غلط ما نیست؟ شاید چون والدین ما موقع مخالفت ما از سلاح کتک زدن و تنبیه به جای قانع کردن و حرف زدن استفاده کردند … ما ملت نباید دوباره تربیت بشیم؟
    کی و چه زمانی باید «حرف زدن» رو تمرین کنیم ؟

    • ati@ ببينيد و بخونيد (چند بار بايد تكرار كنم ) بحث من فقط و فقط و فقط و فقط و فقط و فقط و فقط و فقط و فقط و فقط وفقط ………… راجع به توهين و بي احترامي و فحاشي و بي ادبي راجع به مباحثي است كه قدسي هستند ، مقدس هستند ! مقدسات ، مقدسات ، مقدسات مقدسات مقدسات مقدسات مقدسات است نه چيز ديگه دليلم هم اينه در مقدسات توهين كننده علاوه بر اينكه شخصيت خودشو بگا ميده ، قداست اون خدا و دين رو كه مردم از توهين بهش وحشت دارند ، ميشكنه و اين حداقل يك نيمچه فايده اي داره و خالي از لطف نيست
      وگرنه شما تويك بحث راجع به پزشكي و يا شيمي يا رياضي يا جامعه شناسي و يا …. معمولاً توهين نميكنيد ، اگر هم بكنيد فقط خودتونو ضايع كرديد
      تازه اون چيزي هم كه من ميگم مربوط به منظره و بحث بين يك دين دار و بيدين نيست (چون اونجا هم اگه توهين كنيد فقط بحث رو خراب كرديد و خودتونو ضايع كرديد )

      حرف من راجع به: «آزادي به سخره گرفتن و بي احترامي و حتي فحش دادن به مقدسات است»

      بيا يكبار ديگه اين قسمت رو كه از كامنت خودم گپي كردم رو بخون :
      حالا مطالبي كه از نظر من مهمه اينهاست كه ممكنه سوء تفاهم ايجاد كنه يا مبهم باشه كه تقي متوجه نشه :
      ١- بحث ها مربوط بحثها پيرامون اديان و مذاهب و خدا و خرماست (كه داراي قداست هستند) و با بحث هايي راجع به شيمي و پزشكي فرق ميكنه
      …..

      بحث چاقو كشي تو خيابونها و قتل و اينها ربطي به بحث ما نداره ، اون يك بحث بسيار بسيار ((((((عظيميست)))))))) و بايد براي رفع اون نظام طبيعي تنازع بقا و ساختار بيولوژيكي انسان ، سيستم عصبي و تاريخ و و اقتصاد و ژنتيك و سرمايه و سكس و سازه هاي شهري و ترافيك و سياست و …. البته فرهنگ و جهانبيني و فلسفه و دين و اينها رو تغيير داد

  16. سلام

    ممکنه درباره وجدان و عذاب وجدان اگر مقدوره واستون منبعی معرفی کنین یا خودتون توضیح بدین

    دلیلش چیه یا اینکه کسی(خدا) اون رو در بدن ما گذاشته ایا حیوانات هم عذاب وجدان دارند

    ایا داشتن یا نداشتن عذاب وجدان در انسان یا حیوانات میتونه

    اثبات کنه ماهیت ماورا یی داره
    اگر ممکنه به زبون ساده بگین

    فلسفیش کنین چیزی نمیفهمم

    به نظر من دلیل اینکه من از اسلام بدم میاد دیدن کلیپ سربریدنی بود که دو یا سه سال پیش بود دیدم

    که اون صحنه وحشتناک توهین به بشریت بود و همون باعث شد دین و مذهب خداحافظی کنم

    اینجا توهین این اثر رو روی من گذاشت

  17. اصلا بزار من حرفامو خيلي خلاصه و شفاف بگم ؛
    اول بريد مطلب آرش رو يكبار ديگه بخونيد …. خونديد ؟!؟ …. خوب …
    آقا جان من ميگم : شما يه وبلاگ داري يا يه تاربرگ تو فيس بوك داري كه قصد هدفت به اصطلاح مبارزه با اسلام و خدا و اين حرفاست !! خوب !؟!؟ ….. و حرفات و شيوه نگارشت. بسيار زيبا و خوش بيان و خلاصه آخر بچه مثبت و طوري هم مطالبتو منويسي با كلماتي چون ؛ غايي و استقرايي و منوط و ممسوت و مشموت جمرات و مممات و شبهات و ضعمات … و پر از نقل قولهاي تاريخي و فكت و آيه و حديث و مديس . خوب !؟!؟ …. كي مياد با شما بحث كنه كه شما روشنش كني و مخشو بزني ؟!؟ آفرين … درسته !!! … يكي كه مثل خودت حرف ميزنه و حرفاتو ميگيره مثلا يك دانشجوي بسيجي ، يا يك فرد مسلمان مودب با موهاي شانه كرده يه وري و عطر شابدولعظيمي و يا شايد كديور و اشكوري و اينجور جك و جونورا هم بيان !!! خوب ….. حالا اين وسط يهو هر از گاهي يه كسمشنگي مياد تو وبلاگ يهو شلوارشو درمياره معاملشو حواله ميكنه !!! شما چيكار ميكني ؟! بله … درسته با اردنگي ميندازيش بيرون !!! خوب يعني جاي اون آدم اونجا نيست …. خوب اين ديگه بحث نداره … تموم شد
    حالا يكم اونورتر يه بابايي يه وبلاگ داره يا يه صفحه تو فيسبوك داره كه زبون و قلم شما رو نداره و داره اونم با زبون خاص خودش مطلب مينويسه و عكس منتشر ميكنه و از اينكارا … كه معمولا هم مطالبش توهين آميزه و يكمي به اصطلاح خشن حال ميكنه !!! …. خوب ؟! …… مسلماً تا زماني كه قوانين اينترنت كشورش اجازه ميده حقشه كه اينكارو بكنه) ….
    خوب شما فكر ميكنيد اون دانشجو بسيجيه و اون بچه مسلمون عطر شابدولعظيميه و كديور و اشكوري ميرن با اون بحث نقلي و نوقلي ميكنند ؟!؟ …. آفرين !!!… نه كه نميكنند اونها ميان تو پيج شما

    اما اون وبلاگه و يا تاربرگ فيسبوكيه خواننده و يوزر داره (در برخي موارد ممكنه متاسفانه بيشتراز شما هم داشته باشه) …. خوب …. پس اون هم داره لنگان لنگان با مخاطبين خودش كارشو ميكنه و همشون دارن اونجا ماستشونو ميخورند ….

    حالا مطالبي كه از نظر من مهمه اينهاست كه ممكنه سوء تفاهم ايجاد كنه يا مبهم باشه كه تقي متوجه نشه :
    ١- بحث ها مربوط بحثها پيرامون اديان و مذاهب و خدا و خرماست (كه داراي قداست هستند) و با بحث هايي راجع به شيمي و پزشكي فرق ميكنه
    ٢- به نظر من اگه مقاله اخير آرش بيخدا رو بچلوني !! ازش اين جمله خارج ميشه كه نوعي فتوي ست :
    اليوم ، هركس در راه مباحثه از كلمات زشت و غير اخلاقي استفاده كند حرام است .

    من ميگم آقا مملكت ما سويس و لوكزامبورك نيست اونها هم مخاطبهاي خودشونو دارند ، و جامعه فلك زده ما نيازمند اونجور آدمها هم هست كه ترتيب اينجور آدمها رو بدند ، شما هم كه الحمدالله و المنه داري ترتيب اينجور آدمهاي كت و كلفت تر رو ميدي!
    خوب اين ديگه امر به معروف و نهي از منكِر ندارِد كه دادا ( به قولي اصفونيا )

    همين ……
    افتاد ؟!؟ يا باز بايد انشا بنويسم ؟!

    • ببینید سالار گرامی من نیز با این گفته ها موافقم، بطور گسترده تر راجع به این مسائل من بحث کردم در اینجا:
      http://www.zandiq.com/articles/0000000079.shtml

      بخصوص در مورد قداست و چیستی توهین.

      >اليوم ، هركس در راه مباحثه از كلمات زشت و غير اخلاقي استفاده كند حرام است .
      زیاد اینگونه نیست، من فحش را هم بخشی از زبان آدمها میبینم، چیزی که من اینجا نوشتم اگر بخواهیم از واژگان شما استفاده کنیم اینه که فحاشی «مکروه» است، و توضیح دادم که چرا، چون من میدونم خیلی از عزیزان فحاش هم با اینجانب حال میکنند و البته برعکس تا حدودی، و به حرفهای من گوش میدهند یکی در میون، این بود که من فکر کردم نوشتن چنین چیزی سودمند هست.

      به طور خلاصه من فکر نمیکنم فحاشی حرام است، همینطور فکر نمیکنم مسلمانان به ما حق دارند بگویند به عقاید ما توهین نکنید، توهین کردن شبیه سیگار کشیدنه، نکنی بهتره.

  18. سالار این مطلب که گفتی هر چیز جای خودش رو داره کاملا صحیح هست و اصلا موضوع بحث آرش هم همینه که فحش و جوک و حرفهای رکیک هر چند مجاز و آزاد است و راحت ترین نوع پاسخ هست اما جایی در بحث علمی و منطقی و فلسفی و آکادمیک نداره. گفتن اینکه مثلا محمد کوک آزار بود هم اصلا فحاشی و توهین نیست. فحاشی در حقیقت هیچ مفهوم قابل درکی نداره مثلا اگر کسی بگه ( ریدم به …) منظورش به هیچ وجه این نیست که شما رو از وقوع ماجرای عینیی مطلع کنه و فقط به نوعی تخلیه احساس خشم و نفرت هست. و این که ما خشم و نفرتمون رو از چیزی بیان کنیم برای دیگران نه جذابیتی داره و نه صحت ادعا مون رو اثبات می کنه. من خودم رو اصلا طرف مقابله و مجادله با کسانی که منطقشون فحاشی هست نمی دونم چون اولا این که کی فحش های آبدارتری باده را به هیچ وجه دلیل صحت ادعای اون فرد نمی دونم. دوم این که در این صورت باید الواط و اراذلی چون احمدی نژاد و خامنه ای رو به عنوان رهبران فکری و عقیذتی جامعه بپذیرم چون از همه بهتر و مردم فریبانه تر بلدند به کل تمدن بشری توهین کنند.

    • taghi عزيز ، مطالب شما مسايلي رو كه من مطرح كردم رو دربر نمي گرفت ! فقط تنها چيزي كه تو مكامنت شما يه نمه با حرفهاي آرش متفاوت بود اين بود «هر چيزي جاي خودش رو داره» و اين هم يك امر بديهي است شايد بشه در پاسخ گفت «بر منكرش لعنت» يكبار ديگه با دقت بخونيد همون ابتدا جمله هام بحث رو من از فحاشي ركيك كه توش آلت تناسليه خارج كردم و صحبت سر بي احترامي و توهين و مودب بودن همه در برخورد با مباحث ديني است ، بديهي است كه در مراسم تقسيم ارث. ، بحث سر معامله يك باغ و ملك ، يك مناظره تلوزيوني بين دو سياستمدار ، نشستي در دانشگاه ، نه كسي فحش ميده ، اگر هم بده با تيپا ميندازنش بيرون
      موضوع اينترنت و فيسبوك و چت و انتشار مطالب روي وبلاگ و دنياي مجازي و يا انتشار مقاله هجو آميز در يك نشريه طنزه
      من ميگم مهم ماندگاري نام نيست ، ماندگاري و كاركرد پيامه كه مهمه . مهم اينه كه تا چه حد مطالب شما به اشتراك گذاشته ميشه
      در روشنگري ديني و عقيدتي اگه مثل دكتر ايكس و يا مهندس ايگرگ حرف بزنيد مخاطب شما دكتر سروش و مهندس بازرگان خواهند بود ، ولي اگه قراره ساناز و مهناز و اقدس و اشرف و پيمان و كيوان و اكبر و اصغر رو آگاه كنيد بايد با زبان اونها حرف بزنيد تا هم جذب بشند و بحث كنند
      اصلا تقي ميدوني چيه !؟! بيا يه بار ديگه اينو بخون :

      تقي عزيز @ آيا دقيقا منظور شما استفاده از آلت تناسلي و جهاز هاضمه است ؟ (يا كلاً مخالف آنچه كه عوام به اون توهين و اهانت و بي احترامي و …. ميگن ، هستيد ؟!
      چون به نظر من چيزي به عنوان توهين يك امر نسبيه ، مثلا تو ايران و افغانستان بگي : محمد كودك آزار است (شما رو ميبرند كهريزك) اما در قوانين اكثر كشورهاي اروپايي و غربي. شما ميتونيد اين حرف يا بدتر از اين رو هم بگيد.
      اون حلاج با اون «انا الحق » كه بسيار پيچيده و دو پهلو و مؤدبانه بوده امروز هم شيخ و مريد آخوندهاست هم مسلمونا هم شريعتي هم سروش هم ( آرش بيخدا) و عوام كه هميشه اكثريت جامعه هستند حتي نام او را هم نميشناسند اگر از آنها بپرسي حلاج كيست ؟ طرف خيلي حاليش باشه !! ميه پنبه زن يا لاحاف دوز
      اما شعر ايرج ميرزا و جك عبيد زاكاني و يا تو دوران خودمون ؛ يك جك و يا يك كاريكاتور و يا يك ويدئو كليپ در دنياي ارتباطي امروز (به قول شما تا ناكجا آباد و آمازون دست بدست ميشه ) و به اصطلاح لايك خورش بالاست (همين تاربرگ زنديق و … در فيسبوك ببينيد ؟! از نظر محتوا و ادب و استدلال و منطق و …. حرف نداره ، ولي ماها كه طرفدارشيم خودمونو كشتيم تا چند نفر لايكش كنند اما در موازات اون تاربرگهاي ديگه ضد اسلامي كه از عكسها و جكها و مطالب عاميانه و تا حدي توهين آميز استفاده ميكنند خيلي توشون بحث و جدل ميشه و طرفدار دارند.
      ضمنن من فكر ميكنم نكته اي كه شايد شما فراموش كرديد (قداست) است ، شايد حرف شما را راجع به يك بحث سياسي و اجتماعي بشه پذيرفت (چون با توهين فقط توهين كننده خراب ميشه ، اما در مباحث ديني توهين كننده قداست دين رو هم همراه شخصيت خودش خورد ميكنه .
      اين «احترام احترام احترام» به اديان و عقايد و…. ادب و …. آقا اول شما بفرما … نه جون شما راه نداره … قربون شما مخلص شما …. بيشتر مربوط به ايران و افغانستان و كشورهاي پيزوريه . دركشورهاي اروپايي پيشرفته شما حق داريد به خدا و مسيح و محمد و موسي و پرچم يك كشور و شكسپير و دانته و ژاندارك و تمام موجودات عيني و ذهني توهين كنيد (به دو شرط: يك- اون موجودات چنانچه مالك حقيقي و حقوقي داشته باشند حق دارند از شما شكايت كنند ، مثلا ميتونيد روي انجيلي كه خودتان خريديد بشاشيد ، اما حق نداريد روي انجيل آقاي پتيبل بشاشيد…. دوم – توهين شما چنانچه داراي الفاظ ركيك است ! بايد از كودكان زير ١٨ سال بدور باشد)
      به هر حال من شخصا مثل شما فكر ميكنم و عمل ميكنم ، اما شايد تفاوت اينجا باشه كه من فكر ميكنم اون توهينها هم مخاطب و كاربرد خودشو تو جامعه (مخصوصا جوامع شرقي كه كمتر اهل مطالعه هستن) داره …. و من اون افراد رو » امر به ادب نميكنم»
      (كنايه از امر به معروف و نهي از منكر)
      سپاس

  19. آرش عزيز ، حرفهايتان را به طور كلي قبول دارم ، اما من ميخوام كمي مطلب رو بيشتر مورد ارزيابي قرار بدهم :
    آيا دقيقا منظور شما استفاده از آلت تناسلي و جهاز هاضمه است ؟ (يا كلاً مخالف آنچه كه عوام به اون توهين و اهانت و بي احترامي و …. ميگن ، هستيد ؟!
    چون به نظر من چيزي به عنوان توهين يك امر نسبيه ، مثلا تو ايران و افغانستان بگي : محمد كودك آزار است (شما رو ميبرند كهريزك) اما در قوانين اكثر كشورهاي اروپايي و غربي. شما ميتونيد اين حرف يا بدتر از اين رو هم بگيد.
    اون حلاج با اون «انا الحق » كه بسيار پيچيده و دو پهلو و مؤدبانه بوده امروز هم شيخ و مريد آخوندهاست هم مسلمونا هم شريعتي هم سروش هم ( آرش بيخدا) و عوام كه هميشه اكثريت جامعه هستند حتي نام او را هم نميشناسند اگر از آنها بپرسي حلاج كيست ؟ طرف خيلي حاليش باشه !! ميگه پنبه زن يا لاحاف دوز
    اما شعر ايرج ميرزا و جك عبيد زاكاني و يا تو دوران خودمون ؛ يك جك و يا يك كاريكاتور و يا يك ويدئو كليپ در دنياي ارتباطي امروز (به قول شما تا ناكجا آباد و آمازون دست بدست ميشه ) و به اصطلاح لايك خورش بالاست (همين تاربرگ زنديق و … در فيسبوك ببينيد ؟! از نظر محتوا و ادب و استدلال و منطق و …. حرف نداره ، ولي ماها كه طرفدارشيم خودمونو كشتيم تا چند نفر لايكش كنند اما در موازات اون تاربرگهاي ديگه ضد اسلامي كه از عكسها و جكها و مطالب عاميانه و تا حدي توهين آميز استفاده ميكنند خيلي توشون بحث و جدل ميشه و طرفدار دارند.

    ضمنن من فكر ميكنم نكته اي كه شايد شما فراموش كرديد (قداست) است ، شايد حرف شما را راجع به يك بحث سياسي و اجتماعي بشه پذيرفت (چون با توهين فقط توهين كننده خراب ميشه ، اما در مباحث ديني توهين كننده قداست دين رو هم همراه شخصيت خودش خورد ميكنه .
    اين «احترام احترام احترام» به اديان و عقايد و…. ادب و …. آقا اول شما بفرما … نه جون شما راه نداره … قربون شما مخلص شما …. بيشتر مربوط به ايران و افغانستان و كشورهاي پيزوريه . دركشورهاي اروپايي پيشرفته شما حق داريد به خدا و مسيح و محمد و موسي و پرچم يك كشور و شكسپير و دانته و ژاندارك و تمام موجودات عيني و ذهني توهين كنيد (به دو شرط: يك- اون موجودات چنانچه مالك حقيقي و حقوقي داشته باشند حق دارند از شما شكايت كنند ، مثلا ميتونيد روي انجيلي كه خودتان خريديد بشاشيد ، اما حق نداريد روي انجيل آقاي پتيبل بشاشيد…. دوم – توهين شما چنانچه داراي الفاظ ركيك است ! بايد از كودكان زير ١٨ سال بدور باشد)

    به هر حال من شخصا مثل شما فكر ميكنم و عمل ميكنم ، اما شايد تفاوت اينجا باشه كه من فكر ميكنم اون توهينها هم مخاطب و كاربرد خودشو تو جامعه (مخصوصا جوامع شرقي كه كمتر اهل مطالعه هستن) داره …. و من اون افراد رو » امر به ادب نميكنم» (كنايه از امر به معروف و نهي از منكر)
    سپاس

  20. عجب پست جنجالی ای،به خصوص اولاش…|o|
    فحش دادن به خصوص اگر درش افراط بشه مشخصه که تنها به دلیل عقده گشایی و تخلیه خشم و احساساته.فحش البته میتونه مفید هم باشه اگه درست ازش استفاده کنیم!
    به خصوص در بیان مطالب انتقادی و نیش دار در برانگیختن خواننده نقش به سزایی داره.در اشعار کسانی مثل میرزاده عشقی و خصوصا مرحوم ایرج میرزا(البته نه به طور مستقیم) با فحش یا الفاظ رکیک یا همان مسائل پایین تنه نیز،گاها رو به رو بوده ایم.
    البته کاملا مشخصه که در بحثهای آکادمیک و علمی به کار بردن فحش و دشنام کار احمقانه ایست ولی باز هم مثلا در زمینه هایی مثل موسیقی(خصوصا در سبک رپ و راک)تاثیر به سزایی داره.به طور مثال امینم در خیلی از ترانه هاش با الفاظ رکیک و یک تکست جمع و جور و ریتمیک، پیامهای کوبنده ای تو اهنگهاش داره.
    جدا از این مسائل همون طور که خودتون گفتید ملت عصبانی خب فحش میدن دیگه! در مورد اسلام توهین های انچنانی به نظر من اصلا کار درستی نیست و فقط ممکنه خوشایند کسانی که با اسلام مشکل دارن باشه نه کسانی که به هر دلیلی به اسلام اعتقاد دارند.ولی مثلا در مقابله مادر قحبگانی مثل خمینی و خامنه ای و ملا محمد عمر و بن لادن و عنتری و خاتمی ها(احمد و ممد) و جنتی و … و ایدئولوژی های تخمی تخیلی شان،فکر می کنم همان فحش بسنده باشد و نیازی به سوزاندن فسفر کورتکس مغز برای بیان حرفها و مسائل قلمبه سلمه نباشه…

هرچه میخواهد دل تنگت (اگر بدرد بخور هست البته) بگو.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: