بزرگان ایرانزمین

سایت بی بی سی یک نظر سنجی جالب در مورد برخی از شخصیت های برجسته تاریخی ایران کرده

و از خیلی از شخصیت های برجسته امروزی خواسته که یکی را انتخاب کنند، شخصیت های تاریخی اینها هستند:

  • مصدق
  • ابوعلی سینا
  • کوروش
  • حافظ
  • فردوسی
  • زرتشت

البته اینکه چرا مصدق در این لیست قرار داده شده یک مقدار جاش تعجب داره، ولی از این 6 چهره شما اگر میخواستید یکی را انتخاب کنید، کدام را انتخاب میکردید؟

برای من این لیست اگر قرار بود بر اساس میزان تاثیر مثبت در تاریخ ایران قرار بود مرتب شود، ترتیب اینگونه بود

  1. فردوسی
  2. حافظ
  3. کوروش
  4. ابوعلی سینا
  5. مصدق
  6. زرتشت

حالا چرا فردوسی در مقام نخست است؟

من به چیزی شبیه به «روح اجتماع» باور دارم، ذهن ما آدمها همه چیز را تفسیر میکند، و این تفسیر مبتنی است بر چهارچوبهای فکری که ما آنها را پذیرفته ایم، این روح اجتماع همان چهارچوبهایی است که در جامعه رواج دارند.

وقتی اعراب مسلمان بیابانی به ایران حمله کردند چهارچوبهای فکری ما را تغییر دادند و به روح اجتماعمان آسیب رساندند، فردوسی کسی بود که این آسیب را رسد کرد و در پی درمان آن کوشید. بیشتر کسانی که فردوسی را دوست دارند به این دلیل دوستش دارند که پارسی را نه تنها نجات داد بلکه جاودان کرد، این خوب البته کم چیزی نیست، ولی کار بزرگتر فردوسی این بود که انسانی نو خلق کرد. انسانی که فردوسی خدایش است انسانی است نیرومند، سربلند، پر افتخار و واقعی. این نوع انسان پس از حمله اعراب تنها پس از فردوسی بود که در سرزمین ما متولد شد و تداوم یافت، ما به این گونه از انسان نیاز داشتیم.

حافظ اما معمایی است حل ناشدنی، گیج کننده مثل خود زندگی، و شیرین بازهم مثل همان، کشورها و فرهنگهایی که حافظی ندارند یک چیزهایی کم دارند.

ابوعلی سینا را هم من دوست دارم به دو دلیل:

یک به دلیل اینکه واقعاً لیاقت فیلسوف خوانده شدن را داشته است، ابن سینا معترف است که معاد را  با عقل نمیتوان ثابت کرد و با ایمان به نبوت محمد به آن میتوان باور داشت، این کاملاً درست است، پذیرش این واقعیت برای او در من احترام بسیار زیادی برمی انگیزد. او همچنین در مورد چگونگی درست کردن شراب و خواص آن نوشتارهایی دارد.

من ترجیح میدهم زرتشت را پاک کنم جایش مولوی را بگذارم، چون نماینده بسیار شایسته ایست برای تفکر غیر فلسفی.

من نیچه را مخلوطی از مولوی و فردوسی میبینم، حالا بعداً شاید توضیح دادم چرا و چگونه…

البته من دوست داشتم بجای مولوی، خیام برنده میشد، ولی خیام متاسفانه یک مقدار کم کاری کرده، یک مقدار باید بیشتر مینوشت، اینه که جایزه رو میدیم به مولوی.

کوروش رو هم ما غلط میکنیم چیزی بهش بگیم چون همین شماها میگیرید میکشید ما رو… اینه که یک مدال برنز حالا بهش دادیم بروید حال کنید…

مصدق را هم من اگر بودم جایش را با رضا شاه عوض میکردم…

Advertisements

59 پاسخ

  1. درباره این آکل و ماکول توی زندیق یک نوشتار به اسم «در رد نامیرائی» از کِیت آگوستین قبلا خونده بودم که باز هم به همین مسئله اشاره می کنه :
    «نظریه ی رستاخیز اجساد پوسیده با یک معضل لاینحل روبروست: چگونه قرار است اجزای برسازنده ی جسدی که مدتها قبل متلاشی شده و جذب اجسام دیگر انسان ها شده، به همراه آن اجسام دیگر رستاخیز یابند؟ آدمخواری نیز همین مسئله را پیش می نهد.»

  2. آرش: معاد در اسلام معاد جسمانی هست و ابن سینا این را عقلایی نمیدانست.
    پس میشه گفت ابن سینا اصلا معاد اسلامی رو قبول نداشت چون در کتب های قدیمی اش میگفت معاد جسمانی از راه عقل قابل اثبات نیست ولی در کتاب جدید ترش (رسالة أضحویّة فی أمر المعاد) گفته معاد جسمانی اصلا امکان پذیر نیست و باطل است

  3. سلام
    من توی کامنت قبلی نظر قدیمی ابن سینا رو نوشتم ولی الان فهمیدم که نظرش در طول زمان تغییر کرده :
    ابن سینا در کتاب های قدیمی اش گفته که معاد (جسمانی) را با عقل نمیتوان ثابت کرد و با ایمان به نبوت محمد به آن میتوان باور داشت

    اما توی کتاب جدیدترش (رساله اضحویه فی امر المعاد) خوندم که به طور کلی معاد جسمانی رو منکر هست

    در پایان فصل ثالث از رسالة أضحویّه می نویسد :
    فإذا بطل أن یکون المعاد للأبدان وحدها و بطل أن یکون للنّفس والبدن جمیعاً و بطل أن یکون للنّفس علی سبیل التّناسخ، فالمعاد إذا للنّفس وحدّها علی ماتقرّر.
    یعنی : چون معاد برای بدن به تنهائی باطل گردید و نیز عقیده به معاد برای نفس و بدن با هم، باطل شد و همچنین معاد نفس از راه تناسخ مردود گشت، در اینصورت تنها معاد برای روح آدمی باقی می‌ماند چنانکه ثابت شد

    دلیلش هم تقریبا توی این جمله خلاصه میشه:
    ان الشّرایع واردة لخطاب الجمهور بما یفهمون مقّربا مالا یفهمون إلی أفهامهم بالتّشبیه والتّمثیل و لو کان غیر ذلک لما أغنیت الشّرائع ألبّتة، فکیف یکون ظاهرالشّرایع حجّة فی هذا الباب؟!
    یعنی : شرایع و ادیان بنابر فهم عموم وارد شده و سخن گفته‌اند و حقایقی را که مردم نمی‌فهمند از راه تشبیه و تمثیل، به فهم آنها نزدیک کرده‌اند و اگر جز این بود البته شرایع سودمند واقع نمی‌شدند پس چگونه ظاهر کلمات شریعت در این باب می‌تواند حجّت باشد

    • سپاس از توضیحات شما، یک جریانی هست در فلسفه اسلامی معروف است به نام آکل و ماکول، من نمیدونم از کدام فیلسوف یا متکلم ریشه گرفته ولی ادله جالبیه… جریان اینه که میگن اگر شخص الف بخشی از بدن شخص ب رو بخوره، و آن گوشت به بدن او اضافه بشه، در روز قیامت آن قسمت از بدن به کدام شخص تعلق میگیره الف یا ب؟ البته اینجور استدلالها برای رد معاد یک مقدار کودکانه است چون کل قضیه بی پایه است.

  4. «ابن سینا معترف است که معاد را با عقل نمیتوان ثابت کرد و با ایمان به نبوت محمد به آن میتوان باور داشت»
    سلام
    لطفا ویرایش کنید, چون ابن سینا فقط معاد جسمانی را از نظر عقلی قابل اثبات نمی دانست اما باور داشت که معاد روحانی با برهان عقلی قابل اثبات است

    ابو علی در کتاب الهیات شفاء فصل هفتم ( فصل في المعاد) می نویسد:

    1. يجب أن يعلم أن المعاد منه ما هو منقول من الشرع ولا سبيل إلى إثباته إلا عن طريق الشريعة وتصديق خبر النبوة وه الذي للبدن عند البعث، وخيرات البدن وشروره معلومة لا يحتاج إلى أن تعلم، وقد بسطت الشريعة الحقة التي أتانا بها نبينا وسيدنا ومولانا محمد صلى الله عليه وعلى آله حال السعادة والشقاوة التي بحسب البدن.

    2. «ومنه ما هو مدرك بالعقل والقياس البرهاني» وقد صدقته النبوة وهو السعادة والشقاوة الثابتتان بالقياس اللتان للأنفس وإن كانت الأوهام ههنا تقتصر على تصورهما الآن لما نوضح من العلل

    1. لازمست‌ دانسته‌ شود كه‌ معاد بر دو قسم‌ است‌: يك‌ قسم‌ آن‌ در شرع‌ نقل‌ شده‌ است‌، و راهي‌ براي‌ اثبات‌ آن‌ جز از طريق‌ شرع‌ و تصديق‌ إخبار پيغمبر اكرم‌ نيست‌. و آن‌ معادي‌ است‌ كه‌ براي‌ بدن‌ است‌، در وقت‌ برانگيخته‌ شدن‌؛ و خيرات‌ بدن‌ و شرور بدنْ معلوم‌ است‌ و احتياج‌ به‌ تعلّم‌ و آموختن‌ ندارد.
    و به‌ تحقيق‌ كه‌ در شريعت‌ حقّه‌اي‌ كه‌ آنرا پيغمبر ما و آقاي‌ ما و مولاي‌ ما محمّد صلّي‌ الله‌ عليه‌ و آله‌ براي‌ ما آورده‌ است‌، حال‌ سعادت‌ و شقاوت‌ بدنيّه‌ بطور مبسوط‌ و مفصّل‌ بيان‌ شده‌ است‌.

    2. «و قسم‌ ديگر از معاد با عقل‌ ادراك‌ ميشود و با قياس‌ برهاني‌ پايه‌ريزي‌ ميگردد»؛ و اين‌ قسم‌ از معاد، نيز از جانب‌ نبوّت‌ تصديق‌ شده‌ و به‌ امضاء رسيده‌ است‌؛ و آن‌ سعادت‌ و شقاوتي‌ است‌ كه‌ نسبت‌ به‌ نفوس‌ ثابت‌ شده‌ است‌ و متحمّل‌ آنها خود نفوس‌ بشريّه‌ مي‌باشد؛ گرچه‌ أوهام‌ و افكار ما فعلاً از تصوّر آن‌ كوتاه‌ است‌ و از ادراك‌ حقيقت‌ آن‌ به‌ جهت‌ عللي‌ كه‌ ذكرش‌ را خواهيم‌ نمود قاصر است‌.

    • نیاز به ویرایش نیست، معاد در اسلام معاد جسمانی هست و ابن سینا این را عقلایی نمیدانست. البته از اینکه جزئیات را پیدا کردید بسیار سپاسگزارم دوست گرامی.

  5. سلام آرش جان عیدت مبارک
    نوشته ی شما و نظرات دوستان رو خوندم خیلی جالب بود.
    به نظر من هم جای رضاخان در این لیست خالی بود
    ولی نمفهمیدم منظور مسعود بهنود از آوردن اسم خاتمی در این لیست چی بود؟
    شاید ما از اسهال طلب ها خیلی بیشتر از ظرفیتشون توقع داریم
    نمیدونم
    سال خیلی خوبی در سایه ی موفقیت و پول داشته باشی

  6. خیام کجا کم کاری کرده بنده خدا. خیام قبل از اینکه شاعر باشه ریاضیدان و منجم بوده.

  7. به عنوان یک نفر ایرانی از سرزمینهای غربی ایران، از دیدگاه بسیار زیبای آقای اشکان در مورد آذریها و … تشکر می کنم. واقعا لپ مطلب را گفتند.

    افرادی که در ایران به اسم تجزیه طلب تبلیغات می کنند بسیار اندکند ولی به علت افراطی بودن بسیار شدید و همین طور بیسوادی شدید، خیلی به چشم می آیند. تصور می کنم این افراد اگرچه کم هستند ولی به علت تندروی و احیانا استفاده از خشونت و همین طور حمایت خارجی ها بعد از سرنگونی این حکومت می توانند بسیار تاثیر گذار و خطرناک باشند. باید از الان برای آنها فکری کرد.

  8. آرش جان ، من با شما كمي اختلاف نظر دارم ؛ اول : فردوسي (به خاطر همون چيزايي كه بهش اشاره كردي) ، دوم: كورش (چون كورش تقريبا همان كار فردوسي رو در «دوران باستان» انجام داد)، سوم: رضاشاه (چون رضاشاه هم تقريبا باز همان كار فردوسي رو در «دوران معاصر» انجام داد) . چهارم: آرش بيخدا (چون همون كار فردوسي رو در «زمان حال» داره انجام ميده)
    و اما : آخوند حافظ و ملا مولوي و باباطاهر كون برهنه و سعدي بچه باز و شاملو گوزو و سهراب سپهري بنگي و عطار منگ و سنايي ملنگ و تمام و تمام شاعران باعث ننگ و بدبختي و زوال خرد و تعقل و خمودگي و جمود فكري مردم يران شدند ( شاعران همان كاري را كه آخوندها براي مردم بيسواد و عامي ميكنند ، براي مردم باسواد ميكنند ! شعرا زبان موزون و تودل برو آخونديسم براي مردم عقبمونده ايرانند . آخوند ابزار تخدير فكري كه استفاده ميكنه قرآن و نهجالملاغه و فقه و اصوله ، و شاعران از ابزار عرفان و كشكول و عشق و شقايق و گل و بلبل و سكنجبين و ان گبين براي خرافاتي كردن جامعه استفاده ميكنند . ولي روي هم رفته مبشه گفت تو ايران ما اصلاً آدمي كه واقعاً بزرگ باشه مثلاً در حد (ارسطو) ، كم داريم ٠
    من به جاي زرتشت ، گلشيفته فرهاني و سينه هاي عريانشو قرار ميدم . چون بنيان زنستيزي اسلامي رو به لرزه در آورد.

    خواهش ميكنم نظر منو به خاطر توهين به مقدسات و شعرا حذف نكن !
    سپاس

  9. راستی سال نو هم مبارک، یادم رفته بود عید رو تبریک بگم.

  10. سلام. من معتقدم افرادی مثل مولوی به ایران و به هر کسی که داشت از اسلام می برید خیانت کردن. البته این افراد انسان های باهوشی بودن ولی چون تربیت اسلامی داشتن جای خدای اسلام رو با خدای ساختگی و شخصیتی افسانه ای در ذهن خودشون عوض کردن و به این ترتیب نسل های بی شماری از افراد روشنفکر رو خواب کردن. اینکه مولوی منتقد فقه و شریعت بود برای اینکه او رو فرد بزرگی بدونیم کافی نیست. مثنوی پر است از شرح داستان های محمد و علی و بقیه. افرادی که اگه زنده بودن مولوی رو از دم تیغ می گذروندن. به نظر من مولوی در دام دین گرفتار بود و به این ترتیب یه حال اساسی به عرفان داد و عرفان رو بالاتر از دین قرار داد. ولی آرش جان عرفان خطرش بیشتره، روشنفکر دینی خطرش از آدم متعصب بیشتره، چون نمی دونی بالاخره با کی طرفی. آدم های خود فریبی هستن. اگه نظری در رابطه با حرفم داری خوشحال میشم نظرتو بگی. موفق باشی.

  11. جناب مهرورز
    شما مرا به مهدی شمشیری ارجاع دادید.باید بگم که من تقریبا همه کتابهای مهدی شمشیری رو خوندم.کتابهاش انقدر غرض ورزانه و پر از جعلیات و تحریفات تاریخی هستند که نیازی به بررسی نداشته باشند.مطالعه اثار و گوش دادن به اراجیف شمشیری دقیقا مثل این میمونه که برای بررسی و مطالعه فاجعه انسانی هولوکاست،به حرفهای نئوفاشیستها و نازی ها استناد کنیم.
    ایشان یک سلطنت طلبه دوآتشه است،کسی که در سایت ایرانبانان پیام تبریک به مناسبت کودتای بیست و هشت مرداد تحت عنوان شرم اور قیام ملی(!)بیست و هشت مرداد داده اند و در بسیار جاها از شاه تحت عنوان مضحک(( آریامهر بزرگ)) یاده کرده اند.کسی که در اثارش به دفعات به مزخرفات اردشیر زاهدی،فرح و اشرف پهلوی استناد کرده.خودمانیم،اگر قرار باشد یکی از کسانی که پوست و گوشت و خونش از کودتاست به اضافه همسر و خواهر شاهی که با ان کودتا به قدرت مطلقه رسید،28 مرداد را قیام ندانند، پس چه کسانی باید کمر به ان بندند؟!
    چند تا از اثار شمشیری که در مورد مصدق نوشته هم،توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده اند.واقعا جالبه! در چنین مواقعی اتحاد سلطنت طلبان و اخوندها برای خراب کردن چهره های ملی و میهن پرست،اصلا عجیب نیست!

  12. شما دلتون خوش باشه به همون مهدی شمشیری…
    بحث بر سر این مسائل مثل این میمونه که ادم بیاد در قرن بیست و یک به یکی که به زمین مسطحه اعتقاد داره،بخواد ثابت کنه که زمین کرویه…
    متاسفم،فقط همین…

  13. xrosh جان
    مشکل ما دقیقا همین است که حاکمیتها برخواسته از اراده ملت ایران نیستند.اگر حقیقتا یک دولت ملی،مردمی و پلورال داشته باشیم،مطمئن باشید که این اختلافات قومی نیز به خودیه خود حل خواهند شد اما نیل به ان هدف نیازمند یاری و همدلی همه ما ایرانیانیان اعم از فارس و اذری و لر و کرد و بلوچ و … است.
    من انکار نمی کنم که به کردها ظلم شده،اما مگر به سایر اقوام ظلم نشده؟ اگر ملاک این باشد،پس همان کسی که تهرانی هست هم میتواند بگوید حکومت به من ظلم کرده،من میخوام از ایران تجزیه شم!
    به هر حال هر ظلمی هم که به کردها شده باشه،مطمئن باشید به اندازه ای که ما اذری ها را تحقیر و خرد کردند،شما را نکردند.ما اذری ها در دو مقطع حساس فرصت بسیار مناسبی برای تجزیه از ایران داشتیم(یکی در دوران استبداد صغیر و دیگری هم در مناقشه معروف حزب دموکرات اذربایجان)،اما ترجیح دادیم ایرانی بمانیم و برای کشورمان بجنگیم و قربانی دهیم.اما باز هم در نهایت این سر ما بود که بی کلاه ماند! من مسلما از این موضوع خوشحال نمیشیم که یکی بیاد و علی رغم همه زحمات و جانفشانی هایی که اذری ها برای این مملکت متحمل شدند، به من و قومیتم توهین کنه.اصلا همین که به ما آذری ها میان میگن ترک،خودش به خودیه خود برای من توهینه،حال بماند که دیگر چه ها میگویند… .
    اما من بسیار خوشبینم که این وضعیت در اینده تغییر کند و ان هم منوط به بینش و تلاش و قدرت انتخاب و تصمیم گیریه ماست و انکه تا چه اندازه فرصتهای تاریخی را غنیمت بشماریم و در مقاطع حساس و سرنوشت ساز دست در دست یکدیگر بگزاریم.در رفع ظلمها و تحقیرهایی که نسبت به اقوام ایران روا داشته میشه،به نظر من در مقطعی به کارگیری زور و محدودیت لازم است.از نزدیکان سن و سال گذشته شنیدم که در زمان شاه،چون فرح اصالتا تبریزی و اذری بوده،درست کردن جوک برای اذری ها و توهین و تحقیر انها ممنوع اعلام شده بود و ممکن بود در صورت انجام چنین اعمالی جریمه و زندان و در مراتب بعدی،اقدامات جدی تری انجام شود.
    مثلا همین کار رو ما هم اگه لازم باشه باید در مورد توهین به اذری ها و سایر اقوام در اینده و راهکارهای دیگر به خصوص در اموزش و پرورش و پایگاه های فرهنگی متمرکز انجام بدهیم تا بلاخره این نفاق و جدایی که بین ما ایرانی ها وجود داره از بین بره و همه در ایران ازاد و مستقل با امید به اینده و پیشرفت و ترفی و یکدلی، به زندگی مون ادامه بدیم.
    من امیدوارم که شما در ناحیه کردنشین عراق همیشه شادکام و موفق باشید،ولی حقیقتش در مورد شکل گیری یک کشور کردنشین متشکل از کردهای ایران و عراق و ترکیه و سایر مناطق من جدا شک دارم.ان هم به این دلیل خیلی واضح که در صورت جدی شدن تجزیه یک ناحیه،بقیه دول که بخشی از جمعیتشون کرد هستند نمی ایستند و نگاه کنند که یک ناحیه جدا بشه،تا بعد از اون نوبت به بخش کرد نشین خودشون برسه.از بابت ناحیه های اذری که خودم در انجا متولد شدم و مدتی زندگی کردم و اکنون هم در فاصله های کوتاه مدت به انجا سر میزنم و اقوام و اشنایانم در انجا زندگی میکنند،هم نگرانی ندارم.تجزیه طلبان در تبریز و ارومیه و سایر مناطق کمتر و ضعیف تر از انند که به چشم بیایند،در اردبیل هم که گاهی اوقات سعی میکنند حرکتی انجام دهند،خود مردم حسابشان را میرسند.
    این رو هم بگم که به هر حال به دلیل دید ملی گرایانه ای که من به موضوع تجزیه طلبی دارم اون رو لزوما یک موضوع قومی نمی دونم،اتفاقا این مسئله ای ملی است و همه مردم ایران در اون سهیم اند.

    • بە مقطع جالبی از تاریخ اشاره کردی کە دو حکومت آدری و کرد در جوار همدیگر درست شدن و بە خاطر یکپارچگی ایران، این ٢ حکومت منحل شد.. جالبتر اینکە رئیس جمهور کردها «قاضی محمد» کە بە خاطر یەکپارچهی خاک ایران و جنگ نکردن با حکومت مرکزی و ویرانی شهرها خودشو تسلیم بە ایران کرد و اعدام شد!!!!!!! سر همە هم بی کلاه موند (:دی) مطمئن هستم کە کردها اگە حقوقی مثل تحصیل بە زبان مادری و آزادیهای دیگر و البتە خدمت و آبادانی (در حد جانفشانیهایی کە کردن ) در چهارچوب ایران داشتە باشن دنبال جدا شدن نیستن.. ولی بە دست آوردن اطمینان این مردم توسط حکومت مرکزی کار مشکلیە بە خاطر تجربیات تاریخ.. مرزهای کشورهارو بە رسمیت نمیشناسم و برام بشر بودن مهمە.. ای کاش اصلا» مرزی در کار نبود.. ولی وقتی پای یە ملت ستمدیدە در میان باشە تمام بشریت باید بە صدا در بیاد.. سپاس از متنت کە فکر کنم نتیجەی اینە کە بە موضوع اهمیت میدی.. دوس دارم در مورد منطقەی کردستان عراق کمی تحقیق کنی تا بفهمی ما میتونیم کشور رو آباد کنیم اگە بهمون فرصت بدن.. از همە مهمتر کردستان عراق یکی از مراکز بزرگ همزیستی اقوام،گویشها و ادیان مختلف در منطقە هستش.. در مورد خدماتی هم کە بە بقیەی عراق کرده باید بگم کە تمام منابع زیرزمینی و واردات اقتصادی بر حسب قانون بین تمام مردم عراق تقسیم میشە و درصد کردهم صرف کردستان میشە، کە این رو میتونیم بە عنوان یکی از نشانەهای خوب زندگی مشترک ببینیم.. و چون امنیت ما در دست خودمونە، در روزهایی کە تمام مناطق عراق در جنگ و نا امنی بە سر میبرن ما داریم بە سرعت مسیر پیشرفت رو طی میکنیم.. برای مثال همین نوروز ٨٢ هزار توریست رو پذیرا هستیم کە برای ٣ استان عدد بالایی هستش… (بخش زیادی از ایران اومدن کە آذری های زیادی هم توشونە!!!) همەی اینهارو میگم کە بدونین ما مردم تشنەی آزادی و پیشرفت هستیم و فقط بە فرصت نیاز داریم.. قربان شما.. ممنون از بحثی کە با من داشتین و صرف نظر از اختلاف آرا، مطمئنم کە دوستان با سواد و خوبی دارم.. شاد باشین و فرصت کردین بیاین!!!

  14. جناب مهرورز
    راستش من نمیخوام سر یک سری بدیهیات تاریخی کل کل کنم.شما هم اگه میخواهید طوطی وار حرفهای مهدی شمشیری رو تکرار کنید،من حرف خاصی در مقابل این دشمنی های بی منطق با یک ازاداندیش میهن پرست ندارم.
    کارنامه خدمات مصدق بلند بالاست ولی بزرگترین خدمتش انچه بود که ما اکنون از نبودش در حال بال بال زدنیم.آیا انکار میکنید که در کل تاریخ ایران ما تنها در دوران کوتاه نخست وزیری مصدق ان هم با وجود ان همه فشار و مشکلات طاقت فرسا ازادی های سیاسی و ازادی بیان داشتیم؟

    • مصدق اصلا دمکرات نبود. مجلس هفدهم را چه کسی منحل کرد؟ ضمنا مصدق دست پنهانی در برخی از ترور ها و اعمال تروریستی داره. لطفا بروید حرف های مهدی شمشیری را بشنوید. چون حرف حساب میزنه.

  15. *اون موقع کە در تهران و دیگر شهرها، حکومت «جمهوری اسلامی» رو با کف و سوت و هورا آوردین و خمینی و دگر آخوندها رو سوار ملت ایران کردین، ما کردها چی کار کردیم؟ قیام بر ضد این حکومت.. اون موقع کە بقیه از پیروزی انقلاب مست و سرخوش بودن، ما ٣٠ سال قبل قیام کردیم.. میدونید حکومت آخوندی چیکار کرد؟ سرکوب.. همون کاری کە رضا شاهتون کرد و الآن دارین بە نیکی ازش یاد میکنین!!! پس در این مورد رضا شاه و خمینی هیچ فرقی نداشتن.. تا الآن هم ٣٣ سال از حکومت میگذره، نتونستین باهاش کاری بکنین.. قبول کنین کە خودتون دوس دارین این حکومت بمونه.. اگە دوس ندارین چرا ٣٣ سال تحملش کردین.. بە سوریە نگاه کنین.. تا الآن ٨ هزار کشتە دادن ولی تا بشار رو ساقط نکنن ولکن نیستن.. شما ٢ سال پیش واسە بازگشت بە دوران طلایی امام اومدین تو خیابون و فورا» هم برگشتین!!!.. شیخ و امیرتون هم قهرمانان دهەی ٨٠ میلادی حکومت آخوندی بودن کە خودشون باید قبل از همە محاکمە بشن.. تا امروز با آخوندا در نیفتادین.. همین جناب آرش کە در ایران هم نیست هنوز نمیتونه هویت واقعی خودش رو اشکار کنه.. این مردمن کە جوانها رو فراری میدن.. وقتی ساعت ٤ صبح میرن کە اعدام جوان ایرانی رو ببینن.. !!! وقتی گشت ارشاد دختر رو میگرە و بهش بی احترامی میکنه، ٣٠ نفر ازش فیلمبرداری مکنن هیج کس کاری نمیکنە!!! آفرین کە اینجوری جوانها رو فراری میدین و آفرین کە اینجوری از شرافت دختراتون دفاع میکنین..
    یادتون باشه.. من فرهنگ ایرانی رو دوس دارم وقتی این فرهنگ حافظ و مولوی و فروغ رو بە بشریت تقدیم میکنە.. اما باید ببینین کە مصر، تونس، لیبی، یمن دیکاتوراشون رو ساقط کردن.. (مبارک مصر از خامنەای خیلی آدمتر هم بود).. این شمایین کە از حکومتهای خونخوار ایران دفاع میکنین.. نمونەش همینهایی کە از «سرکوب» رضا شاه بە نیکی یاد میکنن.. سرکوبی کە درش جان بیگناهان زیادی گرفتە میشە و کسان زیادی آوارە و بیوە و یتیم میشن.. اینە دموکراسی؟؟؟ تا شما از حکومتهای مرکزی ایران یکی پس از دیگری دفاع کنی، همین میشین کە الآن هستین.. یە عدهی «زیاد» خوش خرم از حکم آخوند، یە عده آوارە و ناشناس و دو رگە، یە عدە زیر آخوندها.. یە تعداد دختر هم توی دبی!!! مبارکتون باشە… یە نگاه بە دوروبرتون بندازین، ببینین کجای دنیا قرار دارین.. *

    • Xrosh عزیز،

      شما باید بتونید بین «کُرد» و «تجزیه طلب» تفاوت قائل بشوید،

      و اگر نمیشوید به اندازه کافی واقع بین نیستید، شما در نوشتارتون این دو تا واژه را به عنوان مترادف استفاده میکنید، کسی که دنبال تجزیه ایران هست از نظر من و بقیه ناسیونالیست ها اسمش دشمن هست، و من نه او را زن میبینم، نه مرد، نه کرد نه هیچ چیز دیگر، او دشمن است و بس و در حال تجاوز به ملت ما و حقوق ملت ما، ما با دشمنی که فعالانه دشمنی میکند هم نمیتونیم دوستی کنیم. چنین دشمنی رو باید باهاش جنگید، چون ما قوی تریم و جنگ رو میبریم شما اسمش رو میگذارید سرکوب! در حالی که اگر قدرت دشمن بیشتر بود این دشمن بود که ما را سرکوب میکرد.

      شما حق تعیین سرنوشت رو هم با حق تاسیس یک کشور و جدا کردن خاک از کشور دیگر برابر میبینید، من نمیبینم، کردستان مال کرد ها نیست، کردستان و هر قطعه از خاک ایران مال هر فرد ایرانی هست، به عبارت دیگر تمام ایران مال کردها «هم» هست، معنی و مفهوم کشور و ملیت همینه، اگر شما فکر میکنید توی یک کشور فقط باید یک قومیت باشه مثلاً چون شما کردید باید کشور خودتون رو داشته باشید این شما هستید که عقب مانده اید و قبیله گرا هستید، قبیله گرایی مترقی تر هست یا ملی گرایی؟ ملی گرایی مفهومش اینه که هر رنگ و نژاد و دین و مذهب و قومیتی که داری از نظر سیاسی و حقوقی دارای اهمیت نیست، شهروند یک کشور هستی و حقوقت با بقیه برابره!

      من و شما الان با شورت پشت یک کامپیوتر نشستیم و داریم راجع به حدود صد سال پیش قضاوت میکنیم، وقتی پا به عرصه عمل بگذاری، حتی عملی کوچک، مثل من که یک وبلاگ باز کرده ام اونوقت میفهمی که باید یک مقدار از خشونت هم استفاده کنی و الا یک سری عزیزان میان حتی توی وبلاگت جیش میکنن! چه برسه بخواهی یک کشور را پس از دوره قاجار به یک کشور تبدیل کنی! دنیا اینجوری نیست، وقتی دعوا و جنگ میشه یا میزنی یا میخوری!

      اینکه به کردها و دیگر اقوام ایرانی ستم بیشتری شده درست هست، ولی خوب شما باید ببینید که آیا این حکومت مثلاً به فارسها رحم کرده؟ اگر فارسها هم مثل بعضی از کردها اسلحه به دست میگرفتند شما فکر میکنید جمهوری اسلامی میگفت چون شما فارسید اشکالی نداره؟ مگه سازمان مجاهدین و کمونیست ها فارس توشون نبود؟ این حکومت یک حکومت دینی هست و تبعیضش بر اساس دینه نه بر اساس نژاد.

      خشونتی که رضاشاه بکار برد متناسب با دشمنانش بود، بد نیست شما بروید کمی پرس و جو کنید ببینید قبایل ترکمن چگونه زندگی میکردند، مثل قبیله های جنگلهای آمازون به هم چند وقت یکبار حمله میکردند و همدیگر را غارت میکردند، نه به آن معنی که بقیه جاهای ایران مردم مثل مردم فرانسه زندگی میکردند، (البته فرانسه ای که چند دهه بعد یک و نیم میلیون نفر را در الجزایر میکشد) در آن دوره مردم دموکراسی مگه میفهمیدند و همه دموکرات بودند که رضاشاه هم دموکرات باشه؟ وضعیت آن موقع ایران رو اگر میخواهید درک کنید به نقاط دور افتاده افغانستان نگاه کنید، فرق ایران و افغانستان در اینه که ایران رضاشاه داشت افغانستان نداشت! اونجا هنوز قبیله و قوم و خون و نژاد و کدخدا و خان وجود داره، این قبیله با اون قبیله دعوا داره، رضاشاه این وضعیت رو تغییر داد و بدون خشونت هم نمیشد شما دوستان اگر اینرو درک نمیکنید شاید بخاطر اینه که تجربه مدیریتی عملی ندارید دنیا را کارتونی و همه چیز رو خوشگل میبینید 🙂

      اینه که به نظر من شما اگر بجای تجزیه طلبی، به دنبال حقوق دموکراتیک باشید مثل بقیه ما، و بجای من کُردم یا فارسم یا هرچه هستم، نقاط مشترک بین ماها را ببینی، و این واقعیت رو هم بپذیری که نژاد پرستی توی ایران در بدترین نوعش جوکهایی هست که مردم به هم میگن، این هم برای آینده کشورمون بهتر است هم برای قوم خودت که ظاهراً بیشتر از بقیه دوستشون داری.

      دست به دست هم دهیم، میهن خویش را کنیم آباد

    • شما که میفرمایید سی سال «ما کردها» با جمهوری اسلامی مبارزه کردیم، منظورتون اینه که مثلاً نماینده کردستان در مجلس اهل رشت هست؟ فقط شما مبارزه کردید ما نشستیم نگاه کردیم؟ این که شما کردها را «ما» میبینید و بقیه را «شما» خودش خیلی جای تاسف داره نازنین…

      • جناب بیخدا.. ممنون از متن بلندتون.. من نگفتم ما سی سال مبارزه کردیم، گفتم قبل از سی سال اون موقع کە بقیە مست پیروزی انقلاب بودن… اگە اشتباه تعبیر کردم ببخشین.. دوم اینکە کردها الان هم از حقوقی مثل تحصیل بە زبان مادری محروم هستن کە چیز خیلی پیش پا افتادەای بە نظر میاد.. عزیزم تمامیت ارضی ایران وقتی معنا میدە بە حقوق بقیە احترام گذاشت،، متن رو طولانی نمیکنم.. من کرد عراق هستم و نە ایران،، ولی مدت زیادی رو در بین کردهای ایران بودم (بە دلیل دیکتاتوری صدام) و ارادتمند نە تنها کردها بلکە تمام مردم ایران هستم ولی همەی ما در قبال تاریخ مسئولیم و نماید همین جوری بشینیم.. بە خاطر اینە کە من از این دورە و مردمش گلە دارم کە تا حالا اخوندارو از ایران بیرون ننداختن.. در مورد نمایندگان مجلس.. مجلس خودش یە صحنەی تئارە مسخرس کە بە اون ایمان نداریم.. شما برای من فرد قابل احترامی هستین.. شاد باشین.. از شهر زیبای اربیل کە الان پر از ایرانی شدە براتون پیام میفرستم.. اینجا حکومت خودمختارمون رو داریم و چون حقوقمون رو گرفتیم داریم با سرعت مسیر ترقی رو طی میکنیم..!!! شاد و خرم باشین.. بە امید آزاد بودن تمام بشریت..

    • دوست خوب آذری من.. دفاع از حقوق ابتدائی کار هر انسان شریفیە.. ولی شما اینو در یاد داشتە باشین کە کردها توی تاریخ خیلی بهشون ظلم شده و اگە فرصتی پیش بیاد دیگە نمیتونن بە حکومتهای مرکزی تهران و آنکارا اطمینان کنن… این موضوع منە.. دوم اینکە اگە حق تعیین سرنوشت رو اگە الان جلو کردها بذاری شاید اونا جور دیگەای فکر کنن کە در گر صورت همە باید بە رای مردم احترام بذاریم، خواه ماندن با حکومت مرکزی و خواه نماندن باشه.. تاریخ ایران پر است از خوش خدمتیهای دیگر ملیت ها کە متاسفانە حاکمان خیلی نمک بە حرومن (:دی) نمونەی نزدیک اینە کە جنگ ٨ سالەی عراق ویرانی شهرهای کردنشین و عربنشین رو بە همراه داشت و قربانی زیادی دادە شد.. (برای مثال بمباران شیمیای مردم بیدفاع و مدنی سردشت) شما میدونین کە چقدر لطمە خوردیم از این جهت و چقدر عقب افتادیم از لحاظ پیشرفت و شهرسازی.. مردم دیگر شهرهای ایران شهدای زیادی دادن ولی جنگ توی مرز ها بود و اونجا رو ویران و نابود کرد.. اڵان ٢٤ سال از اتمام جنگ میگذرە.. او شهرها هنوز ویرانن.. همون طور کە در جواب آرش عزیز گفتم من کرد ایران نیستم ، کرد عراقم.. برای فرهنگ ایرانی هم احترام زیادی قائلم.. برای متن طولانیتون کە برای پاسخ نوشتەی من نوشتین هم ممنونم.. شاد باشین

    • صرف قیام کردن و جنگیدن نشان از شعور و ازادمنش بودن قوم یا ملتی نیست. مصری ها قیام کردند. مردم سوریه قیام کردند و یا مردم لیبی و بحرین. اما شعور اجتمایی این ملل کمتر از ایرانیان است. بلواقع انها در مرحله انقلاب 57 ایران هستند. ایرانیان 30 سال جلوترند و به بلوغ سیاسی و اجتمایی نزدیکترند. اسلام گرایی و خرافه پرستی در ایران مرحله اوج خود را طی کرده و در سراشیبی است. موتور اسلام گرایان در ایران چه از جنس خمینی و چه از جنس شریعتی خاموش شده است. در حالی که در سوریه و مصر و لیبی اسلام گرایان هنوز پتانسیل زیادی برای واپسگرایی دارند. اکثر افرادی که در سوریه و سایر کشور های عربی وارد خیابان شده اند خودشان هم نمیدانند دقیقا چه میخواهند. اگر شورش ها سرکوب شود بعد از یکی دوسال کلا فراموش میکنند در ممکلکتشان چه خبر بوده است. حافظه مردم کشور های جهان سومی خیلی ضعیف است.

      اما در ایران یک انقلاب سخت و خونین مشابه سوریه و لیبی نه ممکن و نه مفید است. اگر فکر کنیم که قضیه کاملا برعکس بود. یعنی اقشار ازاد اندیش و روشن فکر حکومت را در دست داشتند .و اسلامگرایان در صدد رسیدن به حکومت بودند امکان انقلاب وجود داشت. چون یک مسلمان مغز شسته به راحتی از جان خود به هوای بهشتی که بعد از مرگ پیش روی اوست میگذرد. وارد خیابان میشود و با تمام وجود میجنگد. اما یک جوان ازاد اندیش ایرانی که میداند که تنها یک فرصت برای زندگی کردن در اختیار دارد نمیتواند به راحتی ازادی و جان خود را به خطر بیاندازد. پس امکان ندارد این قشر دست خالی در مقابل اسلامگرایان تا دندان مسلح کاری از پیش ببرد. این انقلاب در این حال مفید نیست. چون مشکل ایران فرهنگی و یا به عبارت ساده تر اسلام است. وقتی ما حیوان باشیم استثمار میشویم. فرقی نمیکند که ادم ها بر ما حکومت کنند یا خوک ها.

      پس عجیب نیست که جمهوری اسلامی سالها دوام بیاورد. چون جمهوری اسلامی ریشه در اعتقادات مردم ایران دارد. این حکومت رضا شاه است که مردمی نبود. یا به عبارتی از سر مردم ایران زیاد بوده. هر مسلمان معتقد بلاقوه یک هوادار جمهوری اسلامی است. ممکن است اکنون مخالف باشد وبه خامنه ای هم فحش بدهد. اما همین مسلمان وقتی بداند که اگر جمهوری اسلامی برود مادرش میتواند بدون حجاب باشد و خواهرش میتواند دوست پسر داشته باشد موضع خود را تغییر میدهد.

      • صرف قیام کردن و جنگیدن نشان از شعور و ازادمنش بودن قوم یا ملتی نیست…
        .
        .
        .
        این پست خیلی پست جالبی بود
        مرسی

  16. اره ارش جان این رو باهات موافقم.ولی حیف، ای کاش یه سری سیاستهای شوونیستی رو لحاظ نمیکرد.من برای رضاشاه احترام زیادی قائلم و به عنوان شخصیتی که به هر حال خدمات زیادی به این مملکت کرده و کشورمون رو از خطر تجزیه نجات داده واسش ارزش زیادی قائلم ولی ای کاش بعد از اینکه ایران رو یکپارچه کرد،اداره امور مملکت رو به دست اشخاص کاردان و لایق و باسوادی مثل فروغی ها میداد تا خود به عنوان نماد اتحاد کشور سلطنت کند و لایقین هم سیاستمداری شان را بکنند(در ان صورت پسر نالایقش هم ایران رو به گند نمی کشوند تا در نهایت به دست اخوندهای ده بار بدتر از چنگیزخان مغول بیفته).
    Xrosh جان اگر قرار باشد تکلم به یک زبان دیگر دلیلی بر خود مختاری باشد الان هند باید به هزاران تکه تقسیم شود عزیز من.باور کنید تجزیه طلبی راه نجات ما نه تنها نیست،بلکه جز به نابودی ایران و فلاکت و بدبختیه بخشهای تجزیه شده نمی انجامد.پاکستان فکر میکنم نمونه خیلی خوبی باشد.شما الان یه نگاه به هند بکنید،یک نگاه هم به پاکستان! دو کره هم فکر کنم نمونه دیگری باشد،الان وضعیت همسایه الاغ شمالی رو بنگرید و یه نیم نگاهی هم به کره جنوبی کنید!
    در مورد امریکا هم واقعا فکر نمی کنم اگر در جریان جنگهای داخلی چند تکه میشد،بخشهای منشعب یک دهم موفقیتهای فعلی این کشور رو بدست می اوردند.
    راه نجات و رهایی ما در اتحاد است نه اینکه هرکی که فکر میکنه مثلا به یه زبون دیگه(به عنوان یک گویش محلی و قومی)صحبت میکنه بقچه اش رو بذاره رو کولش و بگه من میخوام یه کشور مستقل واسه خودم داشته باشم!
    من خودم اذری ام.البته شاید دلیل خاصی نداشته نباشه که ادم به اذری و کرد و لر و بلوچ بودنش بباله ولی من به این موضوع افتخار میکنم و به نظر من مقدم بر اینکه من اذری و به یکی از اقوام این کشور کهن تعلق دارم،ایرانی هستم.مطمئنم همه میدانند که کردها و اذری ها و سایر اقوام ایران تا توانسته اند به این مملکت خدمت کرده اند و چهره های شاخص و تاریخ ساز گوناگون در طول تاریخ این موضوع رو به خوبی اثبات کرده.پس بهتره انقدر بدقلقلی نکنیم و به خاطر چهار تا حاکم جاکش بی پدر مادر انقدر اسباب نفاق و جدایی بین خودمون نشیم،چرا که دقیقا خواست و هدف حاکمان خودکامه هم همین بوده و هست.
    جدا از این مسائل مطمئنا خود شما هم اطلاع دارید که کردها و اذری ها جزو اصیل ترین ایرانی ها هستند.اینکه یه بچه تهرانی(البته بلانسبت همه بچه های اینجا،صرفا جهت مثال عرض میکنم) چون فکر میکنه بدون لهجه،فارسی حرف میزنه(حالا همین تهران انگار چند وقته اصلا وجود داره! تبریز و کرمانشاه از دیرباز محل ابادانی و خرد و دانش و دفاع از این ملک بوده اند)این یه امتیازه واسش و برای اقوام ایران جوک درست میکنه،این نشون دهنده خریتشه نه چیز دیگه.
    من و شما نباید روی این موضوعات ابتدایی مانور بدیم.اگر هم پای امتیاز در میان باشه اصلا در همین درجه اول من فکر میکنم که همین که ما اقوام از همان ابتدای حیاتمون به راحتی به دو زبون صحبت میکنیم،خودش یک امتیاز باشه.
    در هر صورت مشخصه که راه نجات ما در اتحاد صمیمانه و یکدلانه هست تا از این شرایط بغرنج تاریخی نجات پیدا کنیم،اگرنه در اینده یک ایران چند پاره و ده ها و صدها هزاران کوروش و فردوسی و خیام و حافظ و صادق هدایت و مصدق اواره ای میماند که یا در حال عملگی و کون شوری عرب ها هستند یا استعداد و ظرفیتهای بالقوه شون رو در جهت اهداف کشورهای غربی و شرقی و امریکا(به جای مملکت خودشون)به کار میگیرن و تنها آه حسرت و پشیمانی برای ما میماند که با کوتاهی و یک دندگی و افکار غلط،کشور و ملتمون رو به بیراهه و ویرانی و اوارگی کشاندیم.

  17. ارش جان کون لق تجزیه طلبها که دسته کمی از بنیادگراها ندارن و خیلی هاشون ته مونده اون چپی های فسیل و منقرض شده اند ولی فکر نمی کنم ممنوعیت گویش و لهجه های اقوام ایران و یا لباسهای محلی،برخورد با تجزیه طلبی باشه.
    رضاشاه با این اعمال خامی زیادی به خرج داد و به نظرم واسه همین موضوعات به ظاهر کوچک از جانب خیلی آذری ها،کردها،لرها،بلوچ ها و … تحویل گرفته نمیشه.حالا ممکنه بگید به تخمم که تحویل گرفته نمیشه ولی خوب این چیزیه که وجود داره و رو وجه عمومی رضاشاه به عنوان یک شخصیت تاثیرگذار در تاریخ مملکت ما تاثیر میذاره.البته ایشون زنده نیستن که به این موضوع اهمیت بدهند ولی در هر صورت به نظر من،رضاشاه یک چهره ملی مثل کوروش و فردوسی و مصدق به حساب نمیاد.
    در زمان رضاشاه هم مثل الان اکثریت دنیا ازاد نبود ولی در هر صورت الان به طور عمومی کسی از مردم المان،ایتالیا،اسپانیا و … از هیتلر و موسیلینی و فرانکو به عنوان کبیر و قهرمان ملی و … یاد نمی کنه.

    • درسته این حرفها ولی حالا که کسی اینجا نیست نازنین خودمونیم بیا یکم رضا شاه را تحویل بگیریم به گردن این سرزمین حق بسیار دارد

    • برای من کرد، ٢ دلیل هست تا رضا شاه رو قبول نکنم:
      ١- استفاده از تجربیات مصطفی کمال اتاتورک، درسته کە این کار رو کرد کە تا حدودی بە سکولاریسم نزدیک بشە، ولی اتاتورک این قدرت رو از طریق نسلکشی ارامنه و کردها به دست آورد (یادتون باشه اونهاهم انسان تشریف دارن و زندگیشون قابل احترامه).
      ٢- سرکوب و خفقان شدید، عدم اقرار بە حقوق شهروندی غیر فارسها.. عدم رسیگی بە مشکلات پرورشی و بهداشتی.. هیچ کدام از اون لیست کارهایی که در بالا نوشتین شامل حال مناطق دیگە نشدن و به همین خاطر باعث بروز قیامهای متعددی در اون مناطق شد..
      نمیشە کە ما هر کاری بکنیم انگ نوکری انگلیس رو بە ما بچسپونین!! کردها ٤٠ ملیون انسان بدون حکومت و در بین ٤ کشور تقسیم شدن.. اگه حقوق بشر رو خوندە باشی، میدونی که «حق تعیین سرنوشت» جزو اصلیترین ابتدایی انسانه.. حالا ما اگه نوکر بیگانه بودیم برامون یه کاری میکردن.. حدود مرزی کنونی کشورها نتیجەی اون جنگهاست.. معلومه کە نیروی بیگانه واسه کی خوب بوده واسه کی بد..
      ولی شیوەی مقابله رضا شاه رو با نیروی دینی قبول دارم.. ای کاش این راه در ایران و تمام کشورهای این منطقەی فلکزدە ادامە پیدا میکرد..
      و البتە بە نکتەه خوبی اشارە کردی.. قابل احترام بودن بزرگان.. از هر ملت و زبانی باشند.. برای همە ما بزرگانی چون فردوسی و مولوی و حافظ و نیچە و هیگل و غیرە رو مال خودمون (تمام بشریت) میدونیم..

      • عدم اقرار به حقوق شهروندی غیر فارس ها در مورد رضا شاه صحیح نیست. برای رضا شاه تمایزی بین کرد و فارس و ترک وجود نداشت. شما بروید و شرایط مختلف اجتمایی و اقتصادی و فرهنگی زمان رضا شاه را مطالعه کنید. برای ومثال اقتصاد ایران در ان زمان تازه استارت خورده بود و یک هزارم درامد های کنونی نیز وجود نداشت. این درامد نیز در درجه اول صرف اولویت ها مانند تامین امنیت کشور میشد. به لحاظ طرح های عمرانی و بهداشتی نیز مسلما کلان شهرها به دلیل جمعیت بیشتر در اولیوت بودند.

        عده ای از کرد ها و ترک های عزیز خود را مظلوم دانسته و بلاخصد معتقدند در دوره پهلوی به انها ظلم شده است! اما وقتی نگاهی به تاریخ بیندازیم می بینیم که زمانی که همین اقوام قدرت را در دست داشتند مرتکب بدترین جنایت ها شده اند. اگر نگاهی به جنایت های {اغا محمد خان قاجار} ترک و {شاه اسماییل و شاه عباس } کرد بیاندازید گفته مرا تایید میکنید.

        متاسافانه برای اکثر ایرانیان این که چه کسی چه شعاری میده مهمتر از اینه که چه کاری میکنه. مصدق عملا هیچ خدمتی به ایران نکرده. فقط یه سری شعار عوام فریبانه داشت. اگه شما طرفدار مصدق هستی خواهشا یکی از خدمات مصدق را نام ببر؟ . اکثر مردم مصدق را از زمان شعار عوام فریبانه ملی کردن صنعت نفت می شناسند. ولی سابقه این اشراف زاده قاجار در سیاست به خیلی سال قبل برمیگرده.سابقه ای سرشار از خیانت و عوام فریبی.

        دوستان طرفدار مصدق خواشا تاریخ را مطالعه کنند و بدون مطالعه قضاوت نکنند. برای مثال بروید بخوانید که مصدق به همراه دایی خود عبدالحسین فرمان فرما و یا مشیرالدوله چه نقشه های شومی برای ایران در سر داشته است

  18. تو این نظرات بی بی سی یه نظری خیلی خنده دار بود.
    من امام خمینی و امام خامنه ای رو انتخاب میکنم چون با همه وجود برای دفاع از حق مظلومان دنیا رو به روی ظالمان ایستادند.
    یه عده ای هم نام خمینی ملعون رو به تنهایی اوردند.خیلی جالبه،این کوس کشها خودشون از صدقه سر حکومت خمینی با فیلترشکن میان سایت بی بی سی اون وقت میگن خمینی…!

  19. مهرورز جان,به غیر از اخوندها و سلطنت طلبهای دو اتشه کسی به مصدق نمیگه خیانت کار.
    بله اشتباهاتی کردوحتی خیلی ها(مثل میرفطروس یا میلانی)این اشتباهات رو با آب و تاب زیادی بیان میکنند ولی باز هم نه تنها مصدق خائن نبود که یک میهن پرست ازاده و مترقی واقعی بود.
    به نظر من اصلا بحث بر سر این موضوع الان مسخره است که مصدق میهن پرست بود یا خائن.
    رضاشاه هم جاش باید در تاریخ محفوظ باشه چون اگه بخوایم بیشتر از این جلو بیایم مطمئن باشید موجب ازار قومیتهای مختلف ایران میشه که رضاشاه در حقشون اجحاف و ظلم کرد و این با توجه به اختلافاتی که همین جوریشم وجود داره،اصلا به نفع ما نیست.رضاشاه خدمات خودش را داشت ولی به نظر من خیلی بعیده که در اینده به عنوان یک چهره ملی شناخته بشه.
    این صحبتها واقعا ارزش تاریخی ندارند،پس خودتون رو به تاریخ منگنه نکنید لطفا…

    • کار تاریخ ارزش گذاری روی آدمها نیست نازنین، جستجو و شناخت گذشته است و بس.
      به نظر من کار رضا شاه در زمان خودش خوب بوده، الان دوره آن کارها گذشته، برخورد ما با پدیده تجزیه طلبی باید یک مقدار متفاوت باشه، در عین حال وقتی کسی بخاطر پیامدهای یک سخن، آنرا پنهان میکند یا نمیگوید دیگر نمیتوان اسمش را گذاشت اندیشمند، در بهترین حالت میتوان گفت «سیاست باز» است.

  20. در مورد نظر سنجي بايد بگم که اين نظر سنجي کمي غرض ورزانه است. چون براي مثال شخصيت زردتشت تا حدودي افسانه اي است و اصلا مشخص نيست که که بوده و چه خدمتي انجام داده است. مصدق نير جز خيانت کاري نکرد. يعني فقط شعار هاي عوام فريبانه داد. شعار هاي که در عمل شدني نبود . و خود او نيز اين موضوع را ميدانست. در زماني که وريز ماليه بود با اجراي قرارداد ارميتاژ اسميت خيانت بزرگي به کشور کرد.
    اما من رضا شاه را انتخاب ميکنم
    او در زمان سلطنت خويش برخلاف خواست و اعتقاد جامعه خود حرکت کرد ولي درست حرکت کرد. براي مردمي که تنها مرجع تحصيلاتشان مکتب و حوزه بود دانشگاه ساخت. با ايجاد دادگاه هاي عرفي قدرت روحانيان را کم کرد.
    يادمان باشد ملت ايران در زمان رضا شاه ملت احمقي بود و پتانسيل خشونت بالايي نيز داشت. مشابه انچه اکنون در افغانستان ميبينيم. اما رضا شاه در چنين جامعه عقب افتاده اي دولتي پيشروترقي خواه و قدرتمند تشکيل داد.
    دولتي که اسلاميان تند رو و روحانيان در مقابل ان ناتوان بوده و هرگز نتوانستند در زمان او از حماقت مردم استفاده کرده و ايران در حال پيشرفت را به يک کشور متحجر اسلامي تبديل کنند.
    در چنين جامعه متجري که عقب افتادگي اسلامي در تمام اقشار جامعه و حتي برخي از دولت مردان وجود داشت امسال کسروي با خيال اسوده مينوشت و قانون کشف حجاب اجرا شد. اين نشان از درايت و قدرت رضا شاه بود.

    ميگويند رضا شاه ديکتاتور بود و راست ميگويند. چون رضا شاه بر يک کشور مترقي حکومت نميکرد. اگر کوچکترين سستي به خرج ميداد مذهبي ها يا کمونيست ها ايران را نابود ميکردند.

    در مورد سرکوب کرد ها و اقليت هاي قومي رضا شاه کار بسيار خوبي کرد. همچنين در مورد اسکان عشاير. چون اقليت هاي قومي بلاخس کرد ها با حمايت انگليس و شعار هاي تجزيه طلبانه باعث ناامني و بي ثباتي و عدم وحدت مي شدند. رضا شاه ميخواست يک جامعه واحد با هويت ملي بسازد نه با هويت قومي.

    اما در مورد اين که چرا رضا شاه از الماني ها براي پيشبرد صنعت ايران استفاده کرد جواب روشن است. چون راه حل ديگه اي وجود نداشت. استفاده از مستشاران الماني به اين معني نيست که رضا شاه به هيتلر علاقه اي داشته است.

    در جنگ جهاني دوم هم رضا شاه بهترين کار را کرد. يعني بعد از سه روز مقاومت دستور عدم مقاوت را صادر کرد. دليل اين مسعله اين بود که ايران توان مقابله با ارتش مجهز غرب را نداشت. و مقاوت بيشتر باعث ميشد تمام ساخت و ساز هايي که رضا شاه در طول 16 سال با خون دل ساخته بود نابود شود بدون اين که بتوان از اشغال ايران جلوگيري کرد. اکنون که ارتش نوين ايران 90 ساله است توانايي مقابله با انگليس و امريکا را ندارد. ارتش 20 ساله رضا شاه چگونه ميتوانست در مقابل ماشين جنگي غرب مقاومت کند؟

    خاصيت ديگري که رضا شاه را از ديگران متمايز ميکند اين است که برخلاف همه حاکمان قبل از خود که به براي مشروعيت بخشيدن به خويش خود را نماينده خدا معرفي ميکردند و سلطنت خويش را { چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام.} موهبت الهي ميدانستند رضا شاه هيچ وقت چنين ادعايي عوام فريبانه اي نداشت.

    در ضمن بگم که من سلطنت طلب نيستم و اونچه گفتم تنها يک برداشت تاريخي بود.

    • من کاملاً با شما موافقم، کارهای مهم رضاشاه از نظر من همین هایی که فرمودید من ده دلیل می آورم برای اینکه فکر میکنم رضا شاه باید در این لیست باشد:

      1- تاسیس مدرسه در ایران (تا قبل از آن آموزش کودکان دست ملایان در مکتب خانه ها بود)
      2- تاسیس دانشگاه در ایران (تا قبل از آن تنها چند دبیرستان وجود داشت که معلم های آن از خارج آمده بودند)
      3- تاسیس دادگستری و ثبت احوال در ایران (تا قبل از آن دادگستری منظم وجود نداشت و قضاوت توسط ملایان انجام میشد مثل الان! و مجازات هم توسط ارازل و اوباش) و پلیس!
      4- کشف حجاب، ورود زنان به عرصه اجتماع
      5- تغییر نام ایران به ایران و تحکیم و بازسازی هویت ملی و مبارزه با قوم گرایی
      6- سرکوب اقوام بدوی و جدایی طلبان و حکومت های محلی وابسته به بیگانگان
      7- حفظ ایران در جنگ جهانی اول و دوم با اعلام بی طرفی، و نشان دادن انعطاف در دو جنگی که بیش از 80 میلیون نفر در آنها کشته شدند از بینی یک ایرانی خون نیامد
      8- راه آهن، استخراج نفت، راه سازی، امن کردن جاده ها، ارتش، و تمام زیر ساختهایی که یک کشور مدرن به آن نیاز دارد
      9- ممنوع کردن لباس آخوندی برای ملایان بیسوادی که در امتحان دینی رد میشدند!
      10- رضاشاه در ابتدا به دنبال تاسیس جمهوری بود، با مخالفت ملایان روبرو شد و سپس شاه شد، در جنگها خود حضور داشت، و بسیار ایران دوست بود

      هر کسی را (مگر اینکه ادعا کند معصوم است!) باید با توجه به شرایط تاریخی خودش سنجید، در دوره حکومت رضاشاه، در آمریکا برده داری هنوز بود، در چین و شوروی میلیونها آدم از گرسنگی جان باختند، هشتاد میلیون نفر در جنگ کشته شدند، کسانی که از رضا شاه انتظار دارند دموکرات باشد شبیه این است که بگویند او بد بوده چون آیفون و آیپد نداشته…

      البته این به این معنی نیست که انتقادی بر او وارد نیست و او اشتباهی نکرد، همچنین به این معنی نیست که پادشاهی چیز خوبی است، سخن این است که آن مرد عامی و بیسواد سالهاست رفته است ولی آنچه از او مانده است چیزی جز نیکی نیست، برای همین برای من تصورش دشوار است که کسی ایران را دوست داشته باشد ولی رضاشاه را دوست نداشته باشد، کسی که از رضاشاه خوشش نمی آید لابد اسلام را بیشتر از ایران دوست دارد یا قوم و قبیله گراست و مفهوم ملیت را درک نمیکند و یا نمیپذیرد…

  21. اتفاقا من امروز صبح برنامش رو از شبکه بی بی سی دیدم
    برای من جالب بود یکی از داور ها به خاتمی رای داد به عنوان شخصیت موثر در تاریخ ایران! البته خیلی سخته که بخوایم از بین این شش شخصیتی که کاندید هستن یکی رو انتخاب کنیم اما وقتی صحبت از تاثیر گذار ترین شخص باشه به نظرمن فردوسی انتخاب اول هست, بی برو برگرد

    • باز خوبه حالا شریعتی و گل سرخی و جزنی رو نیاوردن این وسط یک نامه تشکر من باید برای بی بی سی بفرستم.

  22. من می خواهم یک حرف متفاوت بگویم. به نظر من همه این افرادی که از آنها نام برده شده آدمهای بزرگی بودند اما به نظر من آدمهای دیگری هم بودند و هستند که در سرنوشت ایران ما نقش بسیار مهمی دارند. این نقش البته سالها بعد (شاید ده سال یا بیست سال یا بیشتر) هویدا می شود. به نظر من شجاع الدین شفا، مسعود انصاری (روشنگر) و آرش بیخدا از بزرگترین مردان این سرزمین هستند. چرایی آن را از خود بپرسید. حتما متوجه خواهید شد

    • لطف دارید دوست عزیز، من تعارف نمیکنم ولی خوب خودم رو شایسته قرار گرفتن بین نام شجاع الدین شفا و مسعود انصاری نمیبینم به دلیل اینکه این عزیزان عمری را برای اینکار هزینه کردند و من نکردم.

  23. در ضمن آقای آرش اعراب جمع عرب نیست جانم،گفته میشود، قوم قوریش در عربستان خودشان را عرب میدانستند و میدانند و هر کس بجز آنها زبان عربی را صحبت میکند و دین و فرهنگ عربی را دنبال میکند، اعرابی (مانند مصری یا عراقی یا آخوندها و دار و دسته)

  24. دکترخسروخزاعی پردیس رییس انجمن زرتشتیان اروپا میگویدکہ درآن سر مرز کشور مان اعراب بیابانی باشتر ھای لنگ وشمشیر کھنہ وشکستہ تجمع کردہ بودند بالای ایران زمین حملہ ورشدند آرش بیخدا ایمان ھم در زندہ گی انسان نقش تعین کنندہ دارد ‏.‏ مثل کہ مبارزین چون سعدبن ابی وقاص درمقابل رستم درزمان یزگرد سوم شھامت خود را ثابت کرد

  25. درود
    منم رای میدم به

    1 فردوسی چرا که ایران و زبان پارسی را از یک هجوم ویرانگر نجات داد

    2 کورش چرا که میشه به جرات وی را بنیانگذار اولین امپراطوری جهان و پدر ایرانیان نامید

    3 حافظ بنا به دلایلی که همه میدانیم

    4مصدق به دلیل تفکر مدرن و دموکراتیک در دوران قرون وسطایی تاریخمان

  26. سال نوت مبارک …اگه مقصد تو از ایرانی بودن فارس بودن هست که اینطور هم هست، و لکن بدانکه ابن سینا همچو فارابی ایرانی نیست….این افکار شما(تحلیل شخصیتهای بالا) برایم بود خیلی جالب….اگر تاثیر اسلام در رشد افراد شعرباف مورد تمجید شما، نبود، پس که بود؟ این اسلام نبود سامان دهنده ی افراد مستعد فلات ایران؟ ^_^

    • آقا یا خانم طلبه 1990 , اولا به نظر میرسد شما از طریق مترجم گوگل دارید متن ترجمه فارسی میگذارید چون فعل و فاعل ها درست نیست و انتخاب کلمات کمی ناشیانه میباشد .

      اگر ابن سینا ایرانی نیست پس کجایی است ؟؟
      شاعران معروف ایران , معروفتشان را وام دار اسلام نیستند . حافظ بدون اسلام بازم حافظ است .فردوسی هم که اصلا مسلمان نبوده . مولوی هم که یک صوفی تند و تیز بوده که اندیشه اش در تخالف صد در صد با فقه و شریعت است .
      بنده از اسلام فقط یک چیز را مقبول میدانم و آن توحید در اسلام است . فیلسوفان اسلامی در الهیات پیشرفت خوبی داشتند . بهترین براهین وجودی در اثبات خدا از آن فیلسوفان اسلامی ست .
      به عنوان مثال برهان صدیقین ملاصدار یکی از بی نقص ترین براهین وجودی در اثبات خداست و تنها برهانی ست که از علیت مایه نمیگیرد .

      • دوست من آقای کبوتر(حس ششمم گفت:) ، از توجه شمابه شرحم سپاس می گذارم …من بانو هستم و از اینکه جای نهاد و گزاره پس و پیش افتاده صمیمانه عذر میخاهم..اشکال از ترانزلیت ذهن ماست….بسیار خوشحالم هموطن فلسفه دوستی چون شما را پیدا کردم…به نظر من فرزند سینا ترک تبار باید باشد..اما چنانچه آقای آرش گفت نباید در این مسأله جنجال کرد….نظرتان در مورد عدم تاثیر اسلام در استعدادپروری اشخاص برایم بسیار بود جالب..چون مطالعات و سواد شما بیش از من است ،شاید راست می گویید..

    • منظور از ایرانی بودن قطعاً فارس بودن نیست، و کلاً هم زیاد مهم نیست که این بزرگان مال کدام کشور هستند من زیاد روی این قضیه حساسیت ندارم از نظر من خیلی خوب هست که مردم کشورهای همسایه هم این بزرگان را متعلق به خود میدانند، این شخصیت ها به تاریخ بشریت متعلق هستند برای نمونه من برای هیوم و نیچه و راسل و دیگر بزرگان تاریخ هم همینقدر یا بیشتر احترام قائل هستم.

  27. من ابن سینا رو انتخاب میکنم چون فلسفه یونان رو به بیش از دویست مبحث افزون کرد و منطق دو بخشی ارسطو را نه بخشی نمود و تاریخ عقلی ایران را دگرگون کرد . وی را میتوان به تمام معنا یک فیلسوف نامید فیلسوفی که مسلمان بود اما چون عقلش با دینش تضاد پیدا کرد زیر آب معاد را که اصول ثابت دینش بود نپذیرفت و ره تکفیر پیشه نمود . این کار در آن برهه زمانی شجاعت بسیاری میخواست .

    در مقام بعدی , فرودسی را انتخاب میکنم اما بر این عقیده ام اگر در لیست سهرودی وجود داشت حاضر بودم بنا به دلایلی جای او را به فردوسی دهم ….

    مقام سوم را به حافظ میدهم چون حافظ علیرغم توانایی بالایی که در ادبیات و غزل سرایی دارد و کتاب او بیشتر از قرآن خواننده دارد , یک عارف و فیلسوف به تمام معناست و گاهی در برخی ابیات هنرش مشخص میشود .
    ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند / دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش .

  28. آرش بیخدا ازکجا میدانید کہ ابوعلی سینا بلخی چنین سخن راگفتہ است شما کہ جزسفسطہ ،مغالطہ و وارونہ نشان دادن رادمردان اسلامی ‏‏(ازجملہ مولوی بزرگ و امثالھم‏)دیگر کار ندارید.‏ ذھن بیچارہ تان بینھایت سرگردان است

  29. و اما بازھم مقایسہ دو بزرگ مرد فردوسی و مولانا جلال الدین با یک مریض روانی فرد ریش نیچہ‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏؟؟؟؟؟؟؟

  30. آرش بیخدا شما چرابہ چیزی شبیہ انرژی اجتماع،ذھن اجتماع باورندارید کہ بہ روح اجتماع باور دارید مگر این مشکل زبان پارسی است یا مشکل عقیدتی تو
    ‏ ‏.لوووووول

  31. آرش بیخدا بہ نظرمن اگرچہ شبکہ بی بی سی آزاد ومستقل است ولی بازھم شبکہ دولتی میباشدکہ مجبور است سیاست ھای انگلیس را دنبال کند شایدمصدق رابہ این خاطردرصف اول قرار دادہ کہ تاابراز مخالفت باشد باجمھوری اسلامی.

  32. بیخدای عزیز، من کردی هستم از عراق و وبلاگت رو ددنبال میکنم.. باهات موافقم کە باید مولوی توی این لیست بودد، اما با حضور رضا شاه مخالفم.. چرا که در زمان سلطەی رضا شاه وضعیت اقلیتها خیلی بد بوده و قدرت سپاه رو از طریق کشتار مردم بە دست آورده بود، برای داخل ایران خیلی خود شاخ بوده، اما بە محظ ورود ٢ لشکر خارجی تسلیم شده.. سپاهش تنها در ضدیت ملت قوی بوده و نتونستە خاک ایران رو محافظت بکنە، ایران رو بە جولانگاه نیروهای هیتلر تبدیل کردە و باعث حملەی روسیە و انگلیس شد، و توان مقابلە با اونها رو نداشت، از طریق دیپلماسی دولت بود کە ایران رو نجات داد.. کارهای رضا شاه با خیلی از اون شعارهایی کە بالای وبلاگت نوشتی مطابق نیست.. اون اقتدار رو از طرق نا انسانی بە دست اوردە بود… برای حرفهام مارک تاریخی دارم اگە خواستی در خدمتم.. شاد باشید آرش جان.. نوروزت پیروز باد

  33. راستی یه سوال،چرا عجیبه که مصدق تو این لیسته؟

  34. درود
    اول عید رو خدمت آرش جان و همه ایرانیها و هم زبانان و کسانی که کلا عید نوروز رو جشن میگیرند،تبریک میگم.
    با نظرت موافقم،زرتشت بیشتر از نظر محبوبیت بین ناسیونالیست های دو آتشه در این لیست بود.البته من اون رو مرد بزرگی میدونم ولی به نظرم دیگه خیلی گندش کردیم.
    مصدق رو ولی پایه نیستم،به نظرم نباید اول لیست میبود ولی جاش تو لیست محفوظه.البته رضاشاه هم خدمت کرد و بر منکرش لعنت(این رو بیشتر به خاطر این حزب اللهی ها گفتم) ولی خوب یه سری کارها هم کرد که ای کاش نمیکرد ولی بازم مرد بزرگی بود(هرچی باشه فکر کنم تنها سیاستمداران دمکرات تو کل تاریخ ایران باشه).ولی خوب میدونی که،اسمش اگه تو این لیست میومد بازم یه سری از این املها و ضد سلطنتهای بی منطق که اسمی از یه شاه بیاد انگار فحش مادر بهشون دادی و برادران چپی و ملی مذهبی و الخ صداشان در می آمد و خوب بی بی سی هم که از قدیم به این هفت خطی ها و ملاحظه کاری ها مشهور است.

  35. فعد از خسته نباشی وتبریک عید سعید باستانی ایران زمین،باید عرض کنم که از تو یکی انتظار این حرف های بیهوده وبیخاصیت وبی نتیجه را نداشتم
    ببخشید انتقاد تلخ است

    • خواهش میکنم، نازنین بالاخره این کامنت شما هم نشون میده که از افکارتون انتقاد شده، شما هم ببخشید انتقاد تلخ است.

    • «تبریک عید سعید» یک بار عربی بگو خودت و ما را راحت کن
      نوروز فرخنده و پیروز

هرچه میخواهد دل تنگت (اگر بدرد بخور هست البته) بگو.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: