تجدید نظری در قتل بن لادن

خوب وقتی خبر قتل بن لادن رسید من مثل خیلی های دیگه خوشحال شدم، ولی حالا که یک مدتی از اون خبر گذشته وقتی به ماجرا نگاه میکنم نقاط سیاه و خاکستری قابل توجهی توی این ماجرا میبینم.

کاخ سفید متاسفانه در مورد این قضیه شفافیت لازم رو نشون نداده، و خیلی جای تاسفه که من باید امروز در این مورد با چپی ها و مایکل مور در مورد این قضیه همفکر باشم تا حدود زیادی…

همچنین در مورد این قضیه سکوت کردن رو من جایز نمیبینم به دلیل اینکه علاقه مند بودن من به آمریکا نه تنها باعث نمیشه که از اشتباهات امریکا انتقاد نکنم بلکه این علاقه برعکس باعث میشه که مثل یک دوست خوب نتونم از این اشکالات ساده بگذرم.

اولش اعلام شد که بن لادن توی درگیری نظامی کشته شده، از یک زن بعنوان سپر انسانی استفاده کرده و اون زن هم کشته شده.

ولی در مدت کوتاهی اعلام شد که بن لادن خودش مسلح نبوده، و اون زن هم مسلح نبوده.

کماندوها گویا وقتی وارد ساختمان میشوند با یکی دو نفر درگیری نظامی پیدا میکنند ولی وقتی به بن لادن میرسند گرچه با مقاومت  او و آن زن مواجه میشوند ولی نکته مهم این است که مسلح نبوده اند!

یعنی بن لادن اول اسیر شده بعد کشته شده! و این از نظر اخلاقی درست نیست! بن لادن باید زنده دستگیر میشد و دادگاهی و مجازات میشد، نه اینکه یک سرباز یک گلوله توی مغزش خالی کنه.

درسته که بن لادن از پست ترین خوک های کثیف تربیت شده مکتب آن دیگر تازی سیه خوی، محمد بن عبدالله، روی زمین بوده، ولی دادگاهی بن لادن، گرامیداشت بن لادن نیست بلکه احترام به کرامت بشر و قانون و اخلاق است! یعنی وجه افتراق مسلمانان و غرب، مدنیت و بربریت! درست است که چند هزار آدم بیگناه در یک روز بخاطر بن لادن زنده سوختن و زیر آور له شدند و هزاران افغان و عراقی و امریکایی در پیامدهای آن اتفاق کشته شدند، اما هیچ یک از اینها نباید ماهیت آمریکا را عوض کند. شرارت اسلامگرایان نباید ماهیت آمریکا را تغییر دهد. برای تمدن آنگلوساکسون که قرنهاست به این اصول پایبند بوده و دادگاه واقعی سابقه دیرینی در آن دارد، امروز این اتفاق حقیقتاً مایه شرم و تاسف است!

ممکن است دلایل سیاسی خوبی برای اینکار آورده شود، از جمله اینکه محاکمه او موجب گسترش بنیادگرایی اسلامی و تبلیغ پیام وی شود، ولی هیچ دلیل سیاسی نمیتواند در این میان کافی باشد، بن لادن تنها اگر در هنگام درگیری مسلحانه کشته میشد، میتوانستیم بگوییم کشته شدنش موجه بود، نه در هنگام اسارت.

البته قابل درک است که در این عملیات، کماندو ها نمیدانستند چه پیش خواهد آمد و باید با احتیاط فراوان عمل میکردند و کار را تمام میکردند، مثلاً ممکن بود شک داشته باشند که بن لادن کل ساختمان را منفجر کند! ولی این چیزی نیست که کاخ سفید آنرا تایید کرده باشد، کاخ سفید در مقابل این عمل سکوت کرده است و توضیحات بیشتری هنوز نداده است. این توضیحات میتواند یا قضیه را روشن کند و نشان دهد که قتل او قابل دفاع بوده است، یا اینکه نشان خواهد داد خطایی در انجام این عملیات رخ داده که خاطیان باید مشخص و محاکمه شوند. هر چیز غیر این حداقل برای من قابل قبول نیست! و عدم شفافیت کاخ سفید و پنتاگون در این مورد حیرت انگیز و شان امریکا به دور است.

Advertisements

54 پاسخ

  1. آرش با اینکه هم عقیده هستیم اما روشهایی که استفاده میکنی جالب نیستن
    تا حالا چندین نظر از منو با اینکه چیزی نداشت تایید نکردی و این خلاف قواننین وبلاگته
    در ضمن اینکه کسی فکر کنه طاغوت ستیز کسی غیر از خودت یا نزدیکانته مضحکه
    و میدونم این کامنت هم تایید نمیشه

  2. بسم الله القاصم الجبارین
    اخوی کافرمان به موردی اشاره کردند که ندای مظلومیت مسلمین بوده است. عوامل صهیونیتی و فراماسونری حاکم بر غرب در برابر مسلمین رسوم و قوانین خود را اجرا نکرده و سرداران اسلام از داشتن وکیل و محاکمه که قانون کشورهای غربی است محروم میشوند و ناجوانمردانه به قتل می رسند ولی مسلمین حتی هنگامیکه سر کفار اسیر شده را طبق دستور اسلام می برند تمام قوانین را رعایت کرده و مثلا قبل از سر بریدن جرعه ای آب به کافر میدهند و با رعایت احترام و ادب با تاسی به مولایمان شیر خدا حضرت علی(ع) که اسرای مجرم را با رعایت ادب و احترام گردن میزدند ، سر از بدن کفار جدا می کنند.
    انشالله با ظهور آقا امام زمان سر تمامی صهیونیستها و فراماسون ها را خواهیم برید.
    نصر من الله و فتح قریب

  3. پیکر مطهر عالم ربانی مرحوم آیت الله سید
    محمد کاظم قزوینی داماد مرحوم آیت الله العظمی سید میرزا مهدی حسینی
    شیرازی قدس سره، مولف موسوعه الامام صادق علیه السلام و کتاب من المهد الی
    اللحد به کربلای معلی منتقل شد.

    این عالم جلیل القدر در تاریخ 12 شوال سال 1348هـ در کربلای معلی به دنیا
    آمد و در 15 جمادی الثانی سال 1415هـ در شهر مقدس قم از دنیا رفت و بدن
    مطهرشان نیز به صورت امانت درحسینیه ای در شهر مقدس قم مدفون گشت.

    مسئله بسیار مهم این است که پس از مدت 17سال از ارتحال آن عالم ربانی و
    پیرغلام ابا عبدالله الحسین علیه السلام در جریان انتقال پیکرش به کربلای
    معلی بدن او را سالم و تازه می یابند و این در حالی بود که حتی کفنش هم
    سالم و از بین نرفته بود.

    حضرت آیت الله
    العظمی حاج سید صادق حسینی شیرازی مدظله العالی بر بالین پیکر پاک ایشان
    حاضر شدند و فرمودند: این مساله، نتیجه محاسبه روزانه نفس است و جا دارد از
    این امر عبرت بگیریم و در راه خدا و ائمه اطهار علیهم السلام قرار گرفته،
    تا در دنیا و آخرت جاودانه بمانیم.

    قابل ذکر است که پیکر پاک این عالم ربانی روز پنج شنبه 8 جمادی الثانی
    1432ق (22/2/90) در شهر مقدس کربلا تشییع و در مقبره خاندان آیت الله
    العظمی شیرازی در حرم مقدس حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام دفن می شود.
    http://shirazi.ir/php/shownews.php?Code=2913

  4. بسم الله القاصم الجبارین
    اخوی به موردی اشاره کرد که نشاندهنده دو رویی محافل صهیونیستی در ارتباط با مسلمین است. مسلمین همواره در برخورد با عوامکل استکباری طبق احکام اسلامی عمل کرده اند و هرگز سر کسی را بر موازین غیر شرعی نبریده اند ولی این غربی ها بر خلاف قوانین خود عمل کرده و حق محاکمه و دسترسی به وکیل مدافع را از سرداران اسلام سلب کرده اند.

  5. مخالفم عزیزم ، مخالفم !
    این مثل همون قضیه می مونه که بیرون گود می شینی و می گی لنگش کن…ببین عزیزم من عقیده دارم آدم باید با سگ هار مثل خودش رفتار کرد..چه انتظاری داری؟ مگه کماندوها رفته بودند یه آدم متشخص و آدم حسابی رو بگیرن که میگی باید اسیرش می کردند؟ البته در این که شما به حقوق بشر احترام می ذاری شکی نیست ولی به قول خودت اونا کف دستشون رو بو نکرده بودند که بن لادن مسلح نیست..خودتو بذار جای اون کماندوهای آمریکایی ! هر لحظه ممکن بود بن لادن از یه سوراخ سمبه ای یه هفت تیری چیزی دربیاره و اونا رو بکشه …پس توی این مواقع ریسک جایز نیست و باید کار رو تموم کرد…بعدشم به قول اون دوستمون هزینه ی اسیر بودن بن لادن می تونست برای آزاد کردنش توسط مسلمون های افراطی یه فاجعه به بار بیاره

  6. بن لادن مرده؟
    لابد مثل قضیه 11 سپتامبرشون دیگه!!!!
    خداییش شیطونو درس میدن اینا!!

  7. شما میفرمایید که وجدان هم مانند ترشی و شیرینی و…
    یک واکنش مغزیه و در اثر تکامل بوجود آمده و از زمان تولد همراه انسان است …
    ولی اصلا اینطور نیست :
    وجدان یک نوع تربیت است که وجود خارجی ندارد و ریشه در فرهنگ و باور های خوانوادگی و قومی و ناحیه ای دارد که از طریق تربیت پدر و مادر به فرزندان القا میشود و در گوشه ای از ذهن افراد جا خشک میکند …
    و جلوی آزاد اندیشی را میگیرد و اندیشه را محدود میکند …
    اگر باور ندارید که وجدان یک نوع تربیت خوانوادگی است یک آزمایش بکنید که خوب این آزمایش احتمالا باعث مرگ شما نیز خواهد شد و ریسک بزرگی است :
    به فرزند خود از بدر تولد یاد دهید که کشتن آدم به هیچ وجه کار بدی نیست و همه میتوانند آدم بکشند و حق این کار را دارند , فواید آدم کشی را به او یاد بدهید, و چیزی در مورد اخلاقیات و کمک به هم نوع و … به او یاد ندهید , آن وقت ببینید چیزی به آن معنی که مد نظر شماست در او وجود دارد یا خیر ؟!

  8. اخلاق یعنی بایدها و نبایدها ی قراردادی. بر اساس یک ذهن « پراگماتیست» بایدها و نبایدها بر اساس ضرورت تعیین میشوند. ضرورت را « جلب حد اکثر نفع» و دفع« حداکثر زیان» تعیین میکند. تفاوت بسیاری میان « اخلاق نظری» و « اخلاق عملی» وجود دارد. بکار گیری « اخلاق نظری» در بسیاری از موارد « عملی» نیست و به همین خاطر از « تبصره ها» و تعبیر و تفسیرها استفاده میشود. « پارادوکس» میان « اخلاق نظری» و « اخلاق نظری» را تنها یک چیز حل میکند که آن هم « ضرورت» است. در مسائل نظامی و سیاسی گاهی « فرمانها» کاملاً بسته است و در زنجیرهٔ سیستم فرماندهی؛ اگر فرمان اجرا نشود؛ شیرازهٔ کار از هم دریده میشود.
    من فکر میکنم که آقای آرش بیخدا ؛ شاید بیخدا باشد ولی هنوز یک فرد «مذهبی» است و « پروتوکل»های اخلاق مذهبی را لازم الاجرا میداند. در میدان نبرد؛ زمان زیادی برای فکر کردن ندارید و فرمان باید اجرا شود و بودن شما در میدان نبرد نیز تنها به خاطر « اجرای فرمان» است و الّا شاید اگر دست خودتان بود بیشتر دوست داشتید که هم حقوق ماهیانه تان را بگیرید و در جزایر هاوایی حال کنید. دقیقاً به همین خاطر هم « سیستم حقوق نظامی و سیاسی» با « سیستم حقوق مدنی» فرق میکنند.

  9. «اقتربت الساعة و النشق القمر»
    سوره قمر/54 -آیه 1

    «قیامت نزدیک شد و ماه دو پاره گردید»

    در قرآن کلمه ی /قمر/ که در اولین آیه سوره همان نام واقع شده ،هم معنای
    کلمه ی (تبدیل معنا مخصوص از ترکی به فارسی )ماه /کره ماه/ در زبان فارسی است.دقیقاً
    از این آیه تا آخرین آیه ی قرآن به تعداد 1390 آیه موجود است.سال 1390هجری قمری در سال 1969میلادی تقابل یافته
    است.و آن سالی بود که واقعه ی قدم گذاشتن اولین انسان بر روی کره ی ماه اتفاق افتاد. حال آن که قران به تاریخ یکی از رخداد های مهم پیشرفت انسانی چهارده قرن پیش از وقوع ان اشاره کرده است.(راستش را خدا می داند). نقل قول از

    هارون یحیی در نوشتاری عاید به عدنان اوکتار

    نگرت بابت این معجزه! آرش..

  10. فری مایند عزیز
    شما گویا فقط اخلاق مبتنی بر نفع شخصی رو قابل قبول می دونین و در حقیقت دفاعتون از اخلاق مبتنی بر قوانین الهی هم به همین دلیله که فکر می کنین اونجوری له نفع شخصیتونه و اگر از احکام الهی پیروی کنین از مجازات رها شده و پاداش یا منفعت اخروی دریافت می کنین.
    من هم کاملا با تئوری مبتنی بودن اخلاق بر منفعت شخصی موافقم. فقط دو اختلاف کوچک بین من و شما هست. اول اینکه به داستانهای مرتبط با آخرت و پاداش اخروی اعتقاد ندارم و بنابر این منفعت شخصیم رو در پیروی از اون احکام نمی ذونم ثانیا متوجه شده ام که منفعت شخصی من در کشتن دیگران و خیلی کارهای غیر اخلاقی دیگه نیست بلکه منفعت شخصیم یا بهتر بگم احساس لذت و خوشی من در اینه که اولا پایبند به قوانین در یک جامعه قانونمند و عدالت مدار باشم تا امنیت داشته باشم و مورد تعرض و آزار دیگان قرار نگیرم و ثانیا منفعتم رو لزوما در پول و ثروت و قدرت بیشتر نمی بینم. من منفعتم رو در عدالتمداری و حق مداری و خرد مداری و عشق می بینم. منفعتم رو در این می بینم که فرزندان و همشهری ها و هموطن هایم در جامعه ای بدور از تبعیض و زور و ستم زندگی کنند. منفعتم رو و لذتم رو در اعتلای انسانیت می بینیم. لذتم رو در کشته شدن در راه دفاع از خانواده و فرزندان و خویشان و هموطنان خودم می بینم. زیبا ترین مرگ برای من مردن در راه انسانیته.
    متاسفانه دین مداران هرگز قادر به درک ارزشهایی از این قبیل نیستند چون فقط منفعتشون رو در رفتن به بهشت یا در بهترین حالت در برخورداری از موهبت قرب الهی می بینن. مفهوم یونیورسال سلف براشون بی معنی هست و جای تاسف داره چون احتمالا اگر حتی شیطان یا نیروی اهریمنیی رو هم بر دنیا و جهان آخرت مسلط بدونن باز هم بر طبق روش خودمحور و منفعت گرایی که دارند فورا جزو هواداران اون نیروی اهریمنی مسلط در می آن تا مورد توجه اون قرار بگیرن و از مجازات مصون بشن و مورد لطف اهریمن باشن و سود ببرن.
    شما به عنوان دین مدار یک لحظه با فکر کن آخرتی وجود نداره. آیا حاضری برای پول مادرت رو بفروشی؟ مسلما نه. چون پی می بری ارزش مادر با پول قابل قیاس نیست. دوستت رو چی؟ اونم رو نه؟ پس کم کم داریم به تفاهم می رسیم که منفعت فقط پول و قدرت نیست و منفعت رو در محبت مادر و فرزند و دوست و در عشق به راستی و حق و عدالت و خیلی مفاهیم لرزشمند دیگه هم می شه یافت.
    لزومی نداره فقط مثل سگ از کسی یا قدرتی ترسید و کارها رو از روی ترس انجام داد. نظام برده داری خیلی وقته از جامعه رخت بر بسته و الگوی رابطه بنده و ارباب دیگه الگوی مناسبی نیست که بشه اخلاقیات رو باهاش تفسیر کرد.

    • دوست داشتن چیزی به جز فعل و انفعالات درونی مغز چیز دیگه ای نیست …
      البته همونشم نسبیه مثلا عبدالمالک وقتی سر میبره ذوق میکنه و شاد میشه آ رشم مثلا وقتی تیتاب بهش میدن ذوق میکنه و شاد میشه

  11. مسعود رجوی دستگیر شد.

    مسعود رجوی در حالیکه در یکی از تونلهای مخفیانه زیر زمینی اردوگاه نظامی اشرف مخفی شده بود دستگیر شد٬ وی که بشدت تغییر چهره داده بود در موقع دستگیر پیشنهاد مبلغ پنج میلیون دلار رشوه به ماموران دولت عراق داده بود. گفته می شود از مخفیگاه وی دهها میلیون دلار از پولهای اهدایی صدام حسین و همچنین مقادیر بسیار زیادی اسلحه جنگی کشف شده است. وی در موقع دستگیری ادعا کرده بود که قرارگاه اشرف از طرف صدام حسین رئیس جمهور قانونی وقت عراق به سازمان مجاهدین خلق اهدا شده و تا ابد متعلق به این سازمان خواهد بود و دیگر زمین این اردوگاه جزء خاک کشورعراق نبوده و او هیچگاه به دولت عراق اجازه تصرف اردوگاه اشرف را نخواهد داد.
    پیشتر دادگاهی در عراق حکم دستگیری ۳۹ تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران از جمله مریم و مسعود رجوی، رهبران این گروه، را به اتهام «جنایت علیه بشریت» صادر کرد. به گزارش خبرگزاری رویترز به نقل از سخنگوی دادگاه عالی عراق، این دادگاه اعضای سازمان مجاهدین خلق را متهم کرده است که به صدام حسین، رهبر سرنگون‌شده عراق، در سرکوب شورش شیعیان و کردهای این کشور کمک کرده‌اند.

  12. این جواب بازتاب جملات نارسای خودتان بود …
    تکامل به معنی کامل شدنه یعنی همواره یک موجود داره کامل تر میشه و به سمت کمال پیش میره … که فکر نمیکنم معادل خوبی برای کلمه ی Evolution باشه …!
    وجود وجدان را برای من اثبات کن که گشتم نبود …

    • دقیقا همین طوره! دوزیستان از ماهی ها، خزندگان از دوزیستان و پرندگان از خرندگان و پستانداران از پرندگان و انسان از همه ی اون ها پیشرفته تر و به نوعی کامل تر هست. فرگشت لغتی کاملا تخمی تخیلی و بی مبنا است! اما اگر معادل دقیق فارسی بخواهیم وضع کنیم
      شاید «بهدیسی» یعنی دارای دیسه ای (=ساخت یا طرحی) بهتر شدن یعنی «به صورتی بهتر شکل دهی یا طرح ریزی شدن» لغتی مناسب و خوب دقیق باشد.
      چنان که دگردیسی یعنی از دیسه ای (=طرحی
      ، ساختی) به دیسه ای دیگر (=طرحی یا ساختی بکلی متفاوت) تبدیل شدن. حقیقتا من زبانشناس بزرگ و با استعدادی هستم! حیف که بی فرهنگستان جمهوری اسلامی لیاقت امثال من رو نداره همون بهتر که مغزهایی مثل ما از اون جامعه فرار کنه!
      در ضمن تو هم بیا وجود مزه ی شور و شیرین و تلخ و ترش رو برای من اثبات کن تا من وجود وجدان رو برات اثبات کنم اونوقت راحت بدون گشتن پیداش می کنی!
      وجدان و اخلاق و خوبی و بدی درست مثل جذابیت و «شیرین» بودن مزه ی شکر است که شیرین بودن آن امری ذاتی نیست، بلکه به دلیل نحوه بهدیسی مغز انسان برای رفتن به سمت غذاهای انرژی‌بخش پدیدار شده است برای زندگی بهتر و طولانی تر! وجدان و اخلاق هم حاصل نحوۀ تشکیل و بهدیسی ساختار مغزی ماست برای رسیدن به شرایطی بهتر برای زندگی اجتماعی انسانی.
      شاید این فیلم به مایند کلوزت یه کمکی بکنه!

      • سر واژه ها که با هم بحثی نداریم !
        در مورد شوری و شیرینی و تلخ و ترش …
        که خودتون هم تقریبا جواب خودتان را دادید …
        چهار ظرف را از این مواد پر کنید: 1. نمک 2.شکر 3.شکلات تلخ (برای نتیجه ی بهتر 96% بگیرید) 4.آبلیمو
        حال یکی یکی آن ها را میل کنید , هر واکنش مغزی ای که حاصل خوردن هر کدام از آنهاست را نام گذاری کنید …
        به واکنش مغزی حاصل از خوردن نمک میگن شوری , به واکنش مغزی حاصل از خوردن شکر میگن شیرینی ووو
        خوب دیدید که چه راحت با یک آزمایش به وجود آنها پی بردیم , حالا با چه آزمایشی به وجود وجدان پی ببریم ؟!!

        • اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ …….؟؟؟؟؟؟ آهان!!! واکنش مغزی!!! عجب !!! تو با این هوشت چرا خرگوش نشدی؟
          البته تقصیری هم نداری هنوز مخت کشش و ورزیدگی درک و توان تجزیه و تحلیل داده ها و مطالب و قیاس اون ها رو پیدا نکرده، جدای از کندذهنی مذهبی ایمانی، ایرانی جماعت معمولا کر هم تشریف داره و نمی خواد به طرف بحثش گوش بده ببینه چی می گه، فقط می خواد به هرقیمتی کم نیاره!

  13. من نمی دونم شما چرا موضوع به این سادگی رو اینقدر می پیچونید؟ اخلاق هم محصول تکامل(جهش و انتخاب طبیعی) است همونطور که حواس پنجگانه ی انسان مزه ها و بوها و تصاویر و صداهای خاصی را در نتیجه ی تکامل و زیستی مطلوب تر، ترجیح می دهد، مغز انسان هم در تنظیم روابطش با دیگران اموری را بر امور دیگر بر مبنای سیر به سوی تکامل و تطبیق بهتر با محیط و جامعه ی انسانی، ترجیح می دهد که بصورت وجدان در درون (=ذهن) هر فرد متجلی می شود. من زمانی با ایمان بودم ولی بتدریج به پوچی و ساختگی بودن الله و کتاب محمد و ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی یقین پیدا کردم. نظام ارزشی من البته تغییر کرد اما خیلی بیشتر به سمت انسانیت رشد کرد! زمانی دور من توی یک شرکت کافر چینی کار می کردم، همکار کافر چینی من وقتی لیوان من رو می شست و با همون دست نجس خیسش برام چای می آورد من به چای (یواشکی جوری که نفهمه) لب نمی زدم یا وقتی که غذا درست می کرد بهانه می آوردم و نمی خوردم و خیلی هم مثل یک مسلمان بی شرف احمق افتخار می کردم! زمان مدرسه راهنمایی به علت شستشوی مغزی برای عملیات انتحاری توی مراسم و راهپیمایی پارچه امضا می کردم و اون زمان اگر امکان شهادت پیش می اومد حتما هم با نیروی ایمان حاضر بودم کفار رو جتی به قیمت جونم بکشم چون الله در کتابش گفته بود که جانم رو حتی باهاش معامله کنم! اما خوشبختانه خرد انسانی و تجربه و تفکر و استعداد ژنتیک، البته به همراه رشد عقلی در بستر زمان، من رو از این بیماری روانی «ایمان» نجات داد!

    • پس نگویید فلانی بد است و فلانی خوب است و فلانی کارش اخلاقی است و فلانی کارش غیر اخلاقی چون همگی رباط هایی هستند که بر اساس همان پردازش های مغزیشان عمل میکنند و هیچ دخل و تصرفی در آن راه ندارد … یعنی دست خودشان نیست , تقصیر فرگشت است که به این روزشان انداخته و چه ظالم است این فرگشت …

      • همین که «تکامل» ذهن و مغز یشر رو به رباط تشبیه می کنی نشون می ده که تصور و فهم درستی در زمینه ی «تکامل» نداری!
        در ضمن من نمی فهمم واژه ی مسخره ی تخمی نارسای بی معنی «فرگشت» رو کدوم اسکلی برای «تکامل» (جهش و انتخاب طبیعی) اختراع کرد؟ «فر» به کدوم معنی؟ «گشتن» به چه معنی؟
        عین این می مونه که به رییس بگی «فرنشین» (محصول فرهنگستان تخمی ادب فارسی!!)

  14. آرش من خودمو نمودم یه کامنت بزارم نشد که نشد. نمیدونم به کدوم کلمه حساس بود 😦

  15. «»شما چطور میتوانید یک فرد خداناباور آزاد اندیش را که به این نتیجه رسیده که عمر محدود است و اگر بمیرد همه چیز را از دست خواهد داد را وادار به از خود گذشتگی کنید تا به نفع انسان های دیگر رفتار کند ؟!»»

    نتیجه: برای اینکه متوجه محدودیت عمر نشویم و چیزی را از دست ندهیم باید خدا را باور کنیم!
    اما در مورد منفعت برای بشریت: در این مورد حق با شماست؛ آفریننده ی ایده ای که اکنون محرک انسان برای شناخت دنیای پیرامون خود، تغییر و به خدمت گرفتن و خدمت کردن به آن است، قطعا به این فکر بوده که در ازای طرح این ایده در دنیای واهی دیگری، پاداشی دریافت خواهد کرد. این پاداش بسته به خدمتی که فرد به بشریت کرده از هوریان زیباروی باکره با دمبلان سفید و گرد، و سوراخ هایی بین آن (مثلا سوراخ های بشتر برای افرادی که خدمت بیشتری کرده اند) تا جوی های عسل و خربزه (برای کسانی مثل شما که فقط حرف مفت میزنند و حق کپی رایت خداناباوران را می دزدند) متفاوت خواهد بود.

    ضمنن شما صفت «آزاد اندیش» رو به خداناباوران و خداباوری مثل خودت نسبت دادی (فری مایند) که بسی غلط زیادی کردی

    «»یک نفر خیر شخصی اش را در کشتن افراد دیگر میداند و خرد او به او چنین اجازه ای داده است , شما که جلوی او را میگیرید خرد ستیز هستید …»»

    هاه؟ برای بازی با حروف و معانی و چسباندن کلمات بیکدیگر از Office Word استفاده کنید.

    «»آری این شمایید که خرد ستیزید …»»

    بیچاره خرد

    • شما قبل از کامنت گذاشتن فکر هم کردید ؟!
      شما از کجا متوجه شدید که بنده خداباور هستم ؟!!
      به فرض که که بنده خداباور باشم ولی اکنون که وارد این سایت شدم ذهنم را از آن اندیشه خالی کردم
      حال من یک خداناباور آزاد اندیش هستم
      چرا آدم کشتن بد است ؟! چرا من نباید آدم بکشم ؟! چرا باید از خود گذشتگی داشته باشم ؟! چرا کسی که از کشتن آدم لذت میبرد را انسان بدی میدانید و کار او را غیر اخلاقی میدانید؟!
      من هیچ جوابی نگرفتم
      پس دوباره سوال خود را مطرح میکنم :
      چه چیز یا چه کس اخلاقی و غیر اخلاقی و بدی و خوبی افعال را تایین میکند ؟! و چرا باید بدان عمل کرد ؟!
      جناب آرش خردستیز فرمودند : شما با مسائل اخلاقی آشنایی ندارید !
      من تمام نظریه های اخلاقی را بیان کردم …
      فقط افرادی که پیرو نظریه های 1 و 2 هستند برای انجام اعمالشان میتوانند دلیل ارائه کنند , بقیه برای خودشان محدودیت تراشیده اند و بر خلاف سعادت شخصی خویش عمل میکنند ( خدا ناباوران آزاد اندیش پیرو نظریه 1 بر اساس سعادت دنیوی خویش عمل میکنند و خدا باوران پیرو نظریه 2 بر اساس سعادت اخروی خویش )
      پیروان نظریه های دیگر خرد خود را محدود کرده و پا بر روی خرد خود میگذارند …
      شما همان بهتر است که بروید خود را بنمویید …
      من از خود آرش خرد ستیز که خدا را کنار زده و خود بر چسب خوبی و بدی و اخلاقی و غیر اخلاقی بودن را به اعمال انسان ها میزند جواب میخواهم …

  16. با سلام
    این حقیقت را افراد مختلف به زبانهای گوناگون به ایشان تفهیم کرده اند
    اما جناب فری مایند مشکل اینجاست که

    نرود میخ آهنی در سنگ

    شما با یک انسان معقول و منطقی طرف نیستید بلکه طرف مقابل شما موجودی است که نفرت کور از اسلام تک تک سلولهای بدن او را آلوده کرده و آنچه به عنوان جواب به شما عنوان کرده که مثلا با مبانی اخلاق آشنایی ندارید
    معقول ترین و منطقی ترین و اولین و آخرین جوابی است که می توانید از ایشان انتظار داشته باشید.

  17. سلام!
    آرش در چند سایت انگلیسی زبان خواندم که یک گروه اسراییلی دختری را که هنگام سخنرانی نتانیاهو اعتراض کرده بود را ضرب و شتم کرده اند و بعد از اینکه دختر از بیمارستان خارج شده بود ماموران پلیس وی را دستگیر کرده اند عکسش را هم گذاشته بودند
    می خواستم بدانم چرا پلیس یهودی های مضروب کننده دخترک را دستگیر نکرده و چرا این خبر در سایتی مثل بی بی سی پخش نشده
    من از این عمل خیلی تعجب کردم و انتظار چنین برخوردی را نداشتم خیلی ممنون می شوم که در این مورد کمی برایم توضیح دهید
    با تشکر

  18. اینجانب هم با شما موافقم، این به هیچ وجه عمل اخلاقی نبود که بن لادن وقتی غیر مسلح بود به قتل برسونید.

    ممکنه یه عده استدلال کنن که با Utilitarian Justification میشه از این موضوع دفاع کرد که به نظر من اینطور نیست.

    اصلاً این نوع مجازات کاملاً واضحه که غیر اخلاقیه! حقوق یک انسان ( حالا هرچقدر هم از نظر شما کثیف و بی اخلاق و… باشه) زیر پاهای کسانی له شد که واقعاً انتظار نمیرفت و این واقعاً مایه تاسفه!

  19. بحث اخلاق به جای خود
    شاید من بتونم احساس آرشو درک کنم
    مساله فراتر از بن لادن است بن لادن برگ کوچکی در تاریخ آمریکاست
    مطابق قانون اساسی آمریکا که ثمره جان هزاران انسان آزادی خواه است هیچ کس حتی رییس جمهور بالاتر از قانون نیست هیچ قانونی هم کشتن بدون محاکمه اسیرو تجویز نمیکنه رییس جمهور هم این قدرتو نداره. اصلا ریس جمهور قاضی نیست. ظاهرا هیج قانون مخفی از دید مردم هم وجود نداره . کشتن بن لادن جنایت است .هیچ مصلحتی بالاتر از احترام به قانون وجود ندارد .
    به دیدگاه عوام کاری ندارم از نظر حقوقی جرم مشهودی واقع شده ولی کسی صداش در نمیاد
    این اتفاق موید وجود محفلی است که ورای مردم و قانون است.

  20. انواع نظریه های اخلاقی :

    1.خود محوری اخلاقی (Ethical egoism) : انسان بايد همواره خير شخصي خود را به حداكثر برساند

    2.نظریه فرمان الهی (Divine command theory) : هر آنچه خداوند فرمان دهد، درست است

    3.آخلاق مبتنی بر قانون طبیعی (Natural law ethics) : آدمي بايد همواره بر وفق طبيعت عمل كند

    4.مکتب کانت (Kantianism) : بايد همواره مطابق با ضابطه‌هايي عمل كرد كه بتوان آنها را جهان شمول نمود

    5.سودنگری (Utilitarianism) : انسان بايد همواره خير كلي ( يا مجموع) را به حداكثر برساند

    6.اصل عدالت (Principle of justice) : آدمي بايد همواره عادلانه عمل كند

    7.اخلاق مبتنی بر محبت (Ethics of love) : بايد همواره از روي محبت عمل كرد

    8.اخلاق مبتنی بر خشونت (Ethics of nonviolence) : انسان بايد همواره بدون خشونت عمل كند

    9.اخلاق دیگر گرا (Ethical altruism) : براساس اين نظريه، انسان بايد تا حد امكان منافع ديگران را بر منافع خود ترجيح دهد

    فقط شماره 1 و 2 هستند که قابل دفاع هستند , بقیه همه ابلهانه و باعث محدودیت احمقانه اند … !

    شما چطور میتوانید یک فرد خداناباور آزاد اندیش را که به این نتیجه رسیده که عمر محدود است و اگر بمیرد همه چیز را از دست خواهد داد را وادار به از خود گذشتگی کنید تا به نفع انسان های دیگر رفتار کند ؟!
    یک نفر خیر شخصی اش را در کشتن افراد دیگر میداند و خرد او به او چنین اجازه ای داده است , شما که جلوی او را میگیرید خرد ستیز هستید …

    در تمام این نظریه ها فقط شماره 1 و 2 عقلانی و خرد گرایانه هستند بقیه ابلهانه اند . …!

    چرا ؟
    شماره 1 مدعی این است که عمر کوتاه است و اگر بمیرد همه چیز را از دست میدهد پس تا آنجا که توان دارد به دنبال این است که از زندگی نهایت لذت را ببرد و نهایت پیشرفت را بکند , به هر قیمتی حتی کشتن افراد …
    شماره 2 مدعی است که پس از این جهان وارد جهان دیگر میشود که اگر در این جهان چیزی را از دست بدهد در آن جهان بهترش را به دست میاورد و در اصل چیزی را از دست نداده …

    شماره های بعدی افراد را اجبار به باید ها و نباید های بی دلیل و احمقانه کرده اند !

    حالا شما این را روشن کنید که چرا باید یک انسان انسان دیگر را نکشد ؟ چرا یک انسان باید از خود گذشتگی کند ؟ و چرا باید یک انسان به همنوعش کمک کند ؟!!

    آری این شمایید که خرد ستیزید …

    • اقاى حسين اسمتونو ازاد انديش گذاشتيد اما بين اين موارد فقط ديدگاهى رو قبول كرديد كه در تاييد باورها و پيش فرض هاى شماست، قبلا هم بهتون گفتم همه چى تو دنيا نسبيه،حتى خود نسبيت…حالا شما معيارتون براى اخلاق چيه؟ منظورتون از فرامين الهى كدوماست؟ درباره مورد 2 بيشتر توضيح بديد، لطف كنيد معيار سنجش و تعريف خودتونو از اخلاق براى ما بگيد

      • احتمالا من را با فرد دیگری اشتباه گرفته اید …
        مورد دوم یکی از نظریات اخلاقی است که دانشمندان ارائه کرده اند , من ارائه نکردم که در موردش توضیح دهم … !؟!
        من گفتم که فقط موارد 1 و 2 قابل دفاست …
        دلایلشم ذکر کردم .

  21. مثال دیگه:
    فرض کن کسی بیاد با یک آدم پولدار و موفق ازدواج کنه و از موفقیت و ثروت طرف بهره زیادی ببره بعد که زذ و طرف دچار مشکل یا بیماری یا ورشکستگی شد طلاق بگیره بره پی کارش:
    اگر این سناریوی یک فیلم درام باشه خیلی ها حق رو به اون بدبختی می دن که ورشکسته و مصیبت زده شده و کار همسرش رو غیر اخلاقی می دونن ولی حالا همسر بابخت بیاد طرف رو ببره دادگاه حتما شکست می خوره چون این دفاعیه رو می شنوه که تا حالا دوست داشتم باهاش زندگی کنم ولی از این به بعد دوست ندارم. قانون هم در اکثر کشور های مترقی حق می ده بهش که اگر نخواست زندگی مشترک رو طلاق بگیره بره. و این کار کاملا قانونیه.

    • ببینید آقای مصطفی، من هم گفتم چنین اتفاقاتی ممکنه افتاده باشه، ولی این توضیحات رو باید آمریکا بده و خودش رو موجه کنه نه اینکه ما حدس و گمان بزنیم.

  22. آرش عزیز
    من فکر نمی کنم این کار غیر اخلاقی بوده. اولا از لحاظ قانون آمریکا این کار قانونی بوده البته من در زمینه حقوقی صاحب نظر نیستم و فقط نقلب قول می کنم از مصاحبه هایی که با حقوقدانهای مختلف در رسانه ها پخش شده و شنیدم. دوم اینکه از لحاظ حقوق بینالمللی هم مرتبط می ه به اینکه آیا پاکستان به آمریکا چنین اجازه ای بده و یا اعتراض بکنه یا نه چون مسئله بر می گرده به قرارداد های بین المللی بین این دو کشور. و چون پاکستان اعتراضی نکرده پس مشکلی نیست. اینکه چون مسلح نبوده باید اسیر می شده و طبق کنوانسیون ژنو باید از حقوق اسرا برخوردار می شده هم نادرسته چون اولا القاعده یک کشور نبوده بلکه یک گروه تروریستی بوده و کنوانسون ژنو در موردش صادق نبوده و اسیر جنگی نبوده. و از همه مهمتر اینکه اینکه اگر شخصی مسلح نباشه هم دلیل کافیی برای شلیک نکردن بهش نیست. در درجه اول سربازی که داره شلیک می کنه از کجا باید بدونه طرف مسلح یا نه وقتی تمام محافظانش مسلح هستند و در حال درگیری مسلحانه بودن. این وسط که نمی تونی بیای دونه دونه چک کنی وسط درگیری مسلحانه کی داره تیر می زنه و کی نمی زنه. در درجه دوم بدونه هم که طرح مسلح نیست باز نمی تونه ریسک کنه و جون خودش رو به خطر بیندازه. از لحاظ اخلاقی هم که باید دونست مبنای اخلاقیی که داری بهش استناد می کنی چیه؟ اگر قرآن دهست که باید ذر دم می کشتی دشمنت رو!!! وقاتلو هم حتی لا تکون فتنه. تا فتنه باقی نمونه که شباهت زیادی به ماکیاولیسم داره. اگر مبنای اخلاقت نظریات علمای علم اخلاق هستند هم که بار قضیه کنتروورسیال هست و هر کسی حرفی می زنه و اجماعی وجود نداره. هر مکتبی با اصالت دادن به موضوع متفاوتی نتیجه متفاوتی می گیره. با اصالت دادن به سود جمعی کار درست بوده. با اصالت دادن به انسان کار غلط بوده با اصالت دادن به واقعیت یل لذت یا .. هم نتایج متفاوتی حاصل می شه و عقیده شخصی من اینه که موضوعی اخلاقی در قوانین بین المللی و ملی متباور نشه و فقط به عنوان موضوعی در حال بحث در داخل محافب علمی و فلسفی باقی بمونه ارزش پرکتیکال نداره و جای خرده وجود نداره. برای مثال حقوق حیوانات تا حدی جنبه قانونی پیدا کرده و قابلیت عملی داره ولی در حدود وسیعتری فقط جنبه مباحثه ای و مناظره ای داره و هنوز اجماعی برش نیست و وارد قوانین نشده و قابل استناد هم نیست و نمی توان کسی رو بر مبنای اون مقصر دونست که چرا مثلا مرغ رو می کشه و می خوره! حالا ما مخالف باشیم با کشتن مرغ و خوردنش رو بد بدونیم جایی برای اعتراض به طرف نداریم.

  23. شما اول باید اینو روشن کنید که چه چیزی را اخلاقی و چه چیزی را غیر اخلاقی و چه چیزی را خوب و چه چیزی را بد میدانید ؟! که اگر یک خداناباور واقعی باشید همه ی اینها نسبی است … , شما برای خودتون و افکارتون محدودیت درست کردید ! دقیقا مانند همان عکس بالای وبلاگتون که ماهی ای از تنگ آب محدودی وارد تنگ آب محدود دیگری شده است
    اگر من بخواهم شما را در یک جمله توصیف کنم : شما مانند فرد خدا باوری هستید که داره در جاده ی خداباوران حرکت میکنه ولی با این تفاوت که روشو 180 درجه برگردانده و دارد همان مسیر را عقب عقب میرود … !
    یک فرد خدا باور خوبی و بدی و اخلاقی و غیر اخلاقی بودن افعال رو ذاتی میدونه و معتقده که این افعال از همون روزی که توسط خدای خلق و پردازش شدند برچسب خوبی و بدی و اخلاقی و غیر اخلاقی هم توسط او بر آن افعال خورده , که یک فرد خدا باور و خدا محور واقعی بر اساس همان عمل میکند …
    پس شما باید اینو روشن کنید که چه چیز یا چه کس , اخلاقی و غیر اخلاقی و خوبی و بدی را تایین میکند ؟! که اگر یک خداناباور و ذهن آزاد واقعی باشید و برای خود محدودیت نتراشید همه ی اینها نسبی است …

    • اخلاق مختص خداباوران نیست شما با مسائل اخلاقی آشنایی ندارید

      توی گوگل عبارت Normative Ethical رو جستجو کنید.

    • ttp://fa.wikipedia.org/wiki/فهرست_مغالطه‌ها

    • این تصور کاملا غلط است که در صورت خدا باوری و یا ایمان به معاد مشکل نسبیت اخلاق حل میشود. کما این که در بین خداباوران و معاد باوران و… نیز به اندازه بی خدایان و کافران تفاوت و اختلاف سلیقه دیده در مورد اخلاق دیده می شود.در قضیه قتل بن لادن گروهی از مسلمانان قتل وی را اخلاقی و گروهی غیر اخلاقی می دانستند.چون اخلاق نزد خدا باوران توسط خدا تعریف نشده است. بلکه اخلاقی که خداباوران به ان معتقدند نیز توسط نوع بشر تعریف شده و به مذاهب راه یافته است..بنا بر این خدا باوری و اعتقاد به معاد مشکل نسبیت اخلاق را برطرف نمی کند.اما تفاوتش در عمل این است که خدا ناباور بهتر از یک مسلمان در تعریف اخلاق استقلال دارد. چرا که نزد یک مسلمان اخلاق توسط خدا در هزار و چهارصد سال پیش تعریف شده و او صرفا باید در این زمینه از پیشوای مذهبی خود تقلید کند و. از این جهت بخش اعظمی از این تعاریف به او تحمیل میشود.
      اما به نظر من اخلاق هرچند نسبی است ما با توجه به این که بین قریب به اکثر انسانها تعاریف مشترکی وجود دارد(چون همه انسان ها دارای خصوصیات و خصلت های مشترکی هستند) میتوانیم از ملاک اکثریت استفاده کنیم و بگویم که مثلا وقتی که 99 درصد انسان ها قتل انسان بیگناه را غیر اخلاقی میدانند اگر یک درصد خلاف این معتقد باشند باید رای اکثریت به طور مجازی به عنوان یک معیار مطلق بپذیرند..
      بنابراین همین اخلاق نسبی میتواند چاره ساز باشد بلاخص وقتی تاثیر ان به لحاظ تجربی مطلوب باشد. همانطور که داروی پنسلین میتواند برای درمان بیماری موثر باشد هرچند گروه کوچکی تاثیر ان را نپذیرند.

      • یا من منظورمو به خوبی بیان نکردم یا شما متوجه نشدید…
        من 9 نظریه اخلاقی را که دانشمندان و فلاسفه مطرح کردند را ذکر کردم …
        عرض کردم که از این 9 نظریه اخلاق فقط پیروان نظریه 1 و 2 میتوانند برای رفتارشان دلیل عقلی ارائه کنند :
        مثلا اولی اگر کسی را بکشد دلیل می آورد که کشتن این فرد برای من نفع شخصی دارد و به من سود میرساند …
        دومی اگز به همنوعش کمک کند و به او پولی بدهد و از او بپرسند به چه دلیل این کار را کردی ؟ با این کار تو پولی را از دست دادی ؟ او پاسخ میدهد :
        شاید من به ظاهر من مالی را از دست داده باشم ولی در اصل من چیزی را از دست ندادم چون به جهانی پس از مرگ اعتقاد دارم و هر مالی را در راه کمک به دیگران در این دنیا از دست بدهم آن به صورت ثوابی برای من ذخیره شده و در دنیای دیگر به من باز میگردد و قابل برداشت است و در اصل چیزی را از دست نداده ام …
        ببینید من فعلا قصد دفاع از مذهب و دین را ندارم , من دارم با دید فلسفی به این موضوع میپردازم…

    • و در پاسخ به این گفنار شما

      ((یک فرد خدا باور خوبی و بدی و اخلاقی و غیر اخلاقی بودن افعال رو ذاتی میدونه و معتقده که این افعال از همون روزی که توسط خدای خلق و پردازش شدند برچسب خوبی و بدی و اخلاقی و غیر اخلاقی هم توسط او بر آن افعال خورده , که یک فرد خدا باور و خدا محور واقعی بر اساس همان عمل میکند …))

      همین تعریف منجمد و غیر منعطف از اخلاق باعث شده که بن لادن مرتکب چنین جنایاتی بشه. بلاخص که اعمال بن لادن نص صریح قران بود. و به عبارتی بن لادن مرتکب اعمالی شد که طبق قران برچسب خوب روش خورده بود (مثل قتل کافران) . بنابر این این مظلق پنداشتن کامل و بی چون و چرای اخلاقیات یک نقطه ضعف است. بن لادن هم معتقد بود که (کشتن کافران) کاری است که از روز ازل از طرف الله برچسب خوب روش خورده…اگر بن لادن هم معتقد به نسبیت اخلاق بود و به تعاریف خویش از خوب و بد کمی تردید می داشت, هرگز بن لادن نمی شد.

      • پاسخی به کامنت قبلی شما دادم ولی هنوز ثبت نشده است …
        نسبی بودن اخلاق اینجا هم خودش را نشان میدهد:
        شما افعال بن لادن را جنایت خطاب میکنید …
        شخصی دیگر بیطرفانه از کنار افعال بن لادن میگذرد
        و شخص دیگری افعال او را مفید میداند …
        حتما میگویید رای با اکثریت است …
        اگر به چنین چیزی معتقد هستید , اکثریت مردم ایران هم مذهبی و مسلمان هستند , پس چرا به اعتقادات آنان احترام نمیگذارید و به آنان توهین میکنید ؟!!
        2.به هر میزان اندیشه های شخصی و فرهنگی منطقه ای را وارد دستورات دینی کنند اخلاقیات دینی نسبی خواهد شد …
        3.آیا هر کسی خود را خداباور , دین دار و مسلمان خطاب کرد واقعا چنین است ؟!
        4.در این که آیا کشتن همه کافران حتی آنان که آزاری نمیرسانند در اسلام مجاز است یا خیر به فراوانی در سایت های دیگر بحث شده است و هر دو طرف بحث دلایل فراوانی ذکر کرده اند …
        ولی در اینجا حق را به شما داده و فرض میکنین که کشتن همه ی کافران مجاز باشد , آیا به راستی همه ی افرادی که به دست بن لادن کشته شدند بی خدا و بی دین و کافر بودند ؟! اگر ماجرای 11 سپتامبر را حقیقت بدانیم و آن را کار بن لادن و دار و دسته اش بدانیم , آیا همه ی افرادی که در این ماجرا جان خود را از دست دادند کافر بودند ؟! که یقینا اینطور نیست و اکثریت آنان مسیحی بودند و حتی شاید در بین آنها مسلمان هم بوده باشد …

        • پاسخ مهرورز گرامى بسيار زيبا و كامل بود،فقط يه نكته رو اضافه كنم در مورد احترام به عقيده كه شما اونو با احترام به مردم يكى دونستيد! در كشوراى ازاد احترام به اشخاص لازمه نه به عقايد،يعنى شما ميتونيد مثلا مسيح رو مسخره كنيد اما معلمتونو نميتونيد ظاهرا تو كشوراي اسلامى قضيه برعكسه! گذشته از اون چطوري ميشه به عقايد همه احترام گذاشت؟ همين مردم مذهبي به قول شما به عقايد بقيه فرقه ها احترام نميذارن،مثلا شيعه ها عايشه رو ام المومنين نميدونن يا مراسم عمر كشون راه ميندازن،وهابي ها اهل تشيع رو مشرك و رافضي ميدونن سنى ها عدل و امامتو قبول ندارن و…

          • زیبا بودن هم نسبیه , از نظر شما پاسخ ایشان زیبا و کامله و از نظر من هم پاسخ ایشان بسیار مزخرف و ناقصه …
            در ضمن به گفته ایشان دقت کنید :
            چون همه انسان ها دارای خصوصیات و خصلت های مشترکی هستند) میتوانیم از ملاک اکثریت استفاده کنیم و بگویم که مثلا وقتی که 99 درصد انسان ها قتل انسان بیگناه را غیر اخلاقی میدانند اگر یک درصد خلاف این معتقد باشند باید رای اکثریت به طور مجازی به عنوان یک معیار مطلق بپذیرند..
            یعنی ایشون فرمودن که : باور های اکثریت افراد را معیار قرار میدهیم …
            دوما تو این سایت میتونید انواع فحش ها و توهین هایی که به افراد خداباور و مذهبی شده را مشاهده کنید … !

        • اولا ما به اعتقادات مسلمانان توهین نمیکنیم. بلکه انتقاد می کنیم. و این انتقاد را به لحاظ وظیفه انسانی خویش انجام می دهیم.

          دوم این که نود و نه درصد مردم ایران مسلمان نیستند.(درصد کمتری مسلمان هستند)

          سوم من از نود و نه درصد کل انسان های جهان صحبت کردم نه از نود و نه درصد مردم ایران. هدف من از ملاک قرار دادن 99 درصد مردم «جهان» این بود که دریابیم که ایا یک اعتقاد (به فرض قتل انسان بی گناه بد است) یک اعتقاد جهانی است یا یک اعتقاد فرقه ای.

          چهارم در مورد نسبیت قبلا توضیح دادم و گفتم که نسبیت را قبول دارم اما از نظر علارقم نسبی بودن اخلاق از لحاظ عقلی, باز هم به جهت هم سان بودن بسیاری از خصلت های انسانی , اخلاق داری نوعی اطلاق «مجازی» نسبت به انسان هاست.

          و چهارم این که خدا باوری مشکل نسبیت اخلاق را برطرف نمی کند. چون اخلاقیات خدا باوران نیز توسط نوع بشر تعریف شده است. و از انجا به مذاهب راه یافته است. در ثانی حتی اگر به فرض اخلاقیاتی توسط خدا تعریف شده باشد باز به این جهت برداشت های مختلف از ان تعاریف توسط انسان ها, نسبیت در اخلاق پا برجا میماند.

          و اخرین نکته این که مهم نیست که در مصداق چه کسانی توسط بن لادن کشته شده اند. بلکه مهم این است که در نظر بن لادن همه کسانی که به دستور وی کشته شده اند «کافر و مفسد بوده» و بر اساس نص قران واجب القتل بوده اند.
          جالبتر این که نسبیت یکی از نقاط ضعف مذاهب است. برای مثال در قران قتل کافر واجب است. اما تشخیص این که چه کسی کافر است بر عهده افراد است. مثلا بعضی از سنی مذهب ها شیعیان را کافر و واجب القتل میدانند. و برخی نه. جالب تر این که که در تعیین مصداق شیعه نیز نسبیت پیش میاید. و ممکن است شخصی فردی را شیعه, و فرد دیگر همان فرد را سنی بداند.

  24. چرا نظر من ثبت نشده ؟!!

  25. با حرفات موافقم مخصوصا بنیان اخلاقی و انسانی آمریکا که باید همیشه حفظ بشه ولی به احتمال زیاد مسائلی هست که ما ازش خبر نداریم و باعث شده که اینجور حالتی پیش بیاد، اما مطمعنم بعدا شفاف سازی میشه.

  26. هزینه های زنده موندن بن لادن تا زمان محاکمه اش ممکن بود خیلی بیشتر و گرونتر از قتل خود بن لادن تموم بشه! ممکن بود حمله های تروریستی و گروگان گیری برای آزادسازی یا حمایت از بن لادن شدت بگیره و جون مردم عادی رو هم به خطر بندازه.
    حتی جسد بن لادن هم در دریا غرق شد برای این که قبرش بهانه ی تحریک عرب های کثیف رو رفراهم نکنه

  27. آرش یعنی تو هنوز متوجه نشدی سیاست محل اخلاق نیست ؟! در این مورد حتی خداباوران هم ناخواسته دچار تناقضات زیادی میشوند چه برسد به بیخدایان که اساسا نمیتوانند به اصول اخلاقی اعتقاد داشته باشند (اخلاق برایشان نسبی هست !)

      • aria گرامی لینک مورد نظرتان را مطالعه کردم . اما بالاخره شما نتایج نسبی بودن اخلاق را قبول دارید یا نه ؟! من هیچوقت نگفتم چون آن نتایج خوشایند نیستند پس اخلاق مطلق هست . آیا وقتی جایی چنین چیزی گفته ام ؟ من فقط میگویم کسی که به نسبی بودن اخلاق معتقد باشد مانند هر اعتقاد دیگری باید آثار آنرا بپذیرد .

        • موضوعيت اين مباحث براى كسانيه كه با اخلاقيات مبتنى بر دين رشد كردن،اما همون طور كه ميدونيد چه تو كشوراي اروپايى، چه در اسيا و خاور دور بى اعتقادى به خدا و اخرت چنين نتايجى نداشته

          • aria عزیز من بطور مشخص از نتایج اعتقاد به نسبیت اخلاق صحبت کردم و از شما پرسیدم که آیا این نتایج را می پسندید یا خیر ؟حتی نخواستم با توجه به ناخوشایند بودن نتایج نسبیت اخلاق را رد کنم و همینطور در کشورهای اروپایی یا خاور دور با چه وضعی روبرو هستیم هم به جای خود قابل بحث هست . فقط به یک نکته بسنده میکنم و آن اینکه همانگونه که خدا وجود دارد چه ما قبول بکنیم و یا قبول نکنیم اخلاقیات هم مطلق هستند چه آنها را نسبی بدانیم یا ندانیم .! و رفتار ما حاصل برآیندی از محیط و ارث و البته باورهای ما است ! برای همین هم ما صرفنظر از گفتارمان در باره مسائل اخلاقی قضاوت میکنیم و مثلا کار دولت آمریکا را غیر اخلاقی تصور میکنیم .شما اگر بخواهید مقایسه ای انجام دهید تبعا باید حتی الامکان تمام متغیرهای موجود را مد نظر قرار دهید .

هرچه میخواهد دل تنگت (اگر بدرد بخور هست البته) بگو.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: