بجای تو رو خدا و به خدا چه بگوییم؟

بعضی وقتها از این سوالها از من میشه،

پاسخ این پرسشها یکم پیچیده تر از پیشنهاد یک واژه دیگر است.

برای نمونه این پرسش، پاسخش این است که اساساً چرا باید چنین عبارتی استفاده شود؟

امید این است که با رها کردن اسلام آدمها خوی اسلامی که یاوه گویی و حرافی و دروغ است را نیز کنار بگذارند، یک نامسلمان برای چه باید نیاز به قسم خوردن به چیزی داشته باشد؟ مگر یک نامسلمان هم به تقیه و توریه و یاوه گویی داره؟

هرکسی آدم دروغگویی هست نیاز به قسم خوردن داره، قسم خوردن نشون دهنده ضعف هست، برای نمونه میبینید که در قرآن الله برای خر کردن ملت و اثبات یاوه هایش علاوه بر تهدید و تطمیع  بارها به در و دیوار و قابلمه و بادمجان  و شتر و زمین و زمان، و به خودش قسم میخورد! مگر شما مثل الله یاوه گو هستید که نیاز به قسم خوردن داشته باشید؟ قسم خوردن در فرهنگ اسلامی به این دلیل جا دارد که یاوه گویی هم در این فرهنگ رایج است! آنقدر چرت و پرت میگویند که وقتی یک حرف راست را هم میخواهند بگویند مجبورند قسم بخورند، و این یکی از زشتی های فرهنگ فعلی ماست! تازه قسم دروغ هم میخورند! به همین دلیل خود این قسم خوردن هم اتفاقاً برعکس نشون دهنده دروغگویی و بودار بودن ماجراست. دروغگو ترین و ذلیل ترین آدمها از این دو عبارت شوم استفاده میکنند.

البته بین مسلمانها هم آدمهای شریف و معتبر هستند، آنها هم قسم نمیخورند. برای نمونه من یکبار در تمام عمرم از پدرم زمانی که مسلمان بود نشنیدم بگوید به خدا یا تو رو خدا، هروقت هم تحت فشار قرار میگرفت میگفت من قسم نمیخورم برای هیچ چیزی. پدر من آدمی بود و هست که حرفش برو داشت یعنی وقتی حرف میزد بقیه با دقت گوش میکردند چون نه زیاد حرف میزد نه حرف زیادی میزد.

ولی یک نامسلمان چرا باید چنین کند؟ چرا باید آن خوی پلید را در خود نگه دارد؟ هروقت میخواهید این واژه پلید را که ماحصل فرهنگ اسلامی است استفاده کنید دریابید که یک جای کارتان لنگ است، به اندازه کافی اعتبار نزد مردم کسب نکرده اید، یاوه گفته اید، دروغ گفته اید، مردم روی حرف شما حساب نمیکنند، ایراد کلی از رفتار خود شماست!

یا حقیقت را بگویید، یا در صورتی که میخواهید دروغ بگویید بجایش سکوت کنید و بگویید به پرسش مطرح شده پاسخ نمیدهید، از اینکه به دیگران بگویید به شما ربطی ندارد خود داری نکنید، نه در چیزی که به شما ربطی ندارد دخالت کنید نه به کسی اجازه بدهید در چیزی که به وی ربطی ندارد دخالت کند.

من نمیگویم دروغ نمیگویم ولی من برای چیزی که زیر پنجاه هزار دلار ارزش داشته باشه حاضر نیستم شان خود را نزد خود پایین بیاورم! حداقل کاری که میتونید بکنید اینه که این کار شرم آور رو نکنید!

این روش صریح بودن و رک بودن رو اگر پیش بگیرید خواهید دید که بیش از پیش به شما و حرف شما احترام خواهند گذاشت، خودتان نیز راحت تر و شاد تر خواهید بود.

دهان را مگشایید مگر برای گفتن سخن تا جای ممکن حق، منصفانه، حکیمانه، معتبر و مستند! اگر کسی حقیقت را باور نکرد به او تنها بگویید «باور کن!» و اگر نپذیرفت راهتان را بکشید و کنار بروید، هرگز سخن ضعیفی نگویید که اثباتش نیاز به قسم خوردن داشته باشد. وقتی ادعایی مطرح میشود یا آن ادعا درست است که باید بتوان درستی اش را اثبات کرد یا غلط است که باید بتوان غلط بودنش را اثبات کرد، قسم خوردن یک شیادی و دغل کاری است برای رها شدن از این بار اثبات.

عزیزان من میدونم توی ذهنشون الان اینه که پس توی دادگاه روی یک کتاب قسم میخورند چی؟ پاسخ اینه که خودتون رو لوس نکنید میدانید آن چیز دیگریست و بحثی دیگر!

Advertisements

108 پاسخ

  1. انسان خطاکاره قسم دروغ هم خواهد خورد.ولی قسم به دروغ گناه و خدا هم تو قران اشاره کرده به این موضوع.
    ولی قسمهای خدا تورو اگاه میکنه که به اون چیزایی که اشاره میکنه ایمان بیاری و اگر نیاوردی بهت میگه که گفته بودم اینارو ولی به شیطان رو اوردی و به بازی گرفتی!!!!
    اعوذ بالله من الشیطان العین الرجیم
    بسم الله الرحمن الرحيم
    سوره نسا ایه 76:
    كسانى كه ايمان دارند، در راه خدا پيكار مى‏كنند؛ و آنها كه كافرند، در راه شیطان [= بت و افراد طغيانگر]. پس شما با ياران شيطان‏، پيكار كنيد! [و از آنها نهراسيد!] زيرا كه نقشه شيطان‏، [همانند قدرتش‏] ضعيف است‏.

  2. اعوذ بالله من الشیطان العین الرجیم
    بسم الله الرحمن الرحيم
    سوره سبا ایه 39-40-41
    » [به خاطر بياور] روزى را كه خداوند همه آنان را بر مى‏انگيزد، سپس به فرشتگان مى‏گويد: (آيا اينها شما را پرستش مى‏كردند؟!)
    آنها مى‏گويند: (منزّهى [از اينكه همتايى داشته باشى‏]! تنها تو ولىّ مائى‏، نه آنها؛ [آنها ما را پرستش نمى‏كردند] بلكه جنّ را پرستش مى‏نمودند؛ و اكثرشان به آنها ايمان داشتند!)
    [آرى‏] امروز هيچ يك از شما نسبت به ديگرى مالك سود و زيانى نيست‏! و به ظالمان مى‏گوييم‏: (بچشيد عذاب آتشى را كه تكذيب مى‏كرديد!)

  3. سوگندهاى قرآن عموما دو مقصد را تعقيب مى‏كند : نخست اهميت مطلبى كه سوگند به خاطر آن ياد شده ، و ديگر اهميت خود اين امور كه مورد سوگند است ، چرا كه سوگند هميشه به موضوعات مهم ياد مى‏شود ، به همين دليل اين سوگندها فكر و انديشه انسان را به كار مى‏اندازد تا در باره اين موضوعات مهم عالم خلقت بينديشد ، و از آنها راهى به سوى خدا بگشايد .
    در واقع خدا اتمام حجت میکنه با انسان وتاکید میکنه که یاداوره همه اینها بودم!!

  4. aria عزیز من هم ممنونم از وقت و حوصله ای که به خرج دادید . امیدوارم یادگاری از گفتگوهایمان داشته باشید وقتی یک بیخدا از لزوم رفتار اخلاقی صحبت میکند و متوجه باشید که در آن هنگام فقط از مزایای رفتار اخلاقی میگوید و حاشیه میرود یا الزام آور بودن را هم میتواند بگوید !
    و بیاد داشته باشید که اگر کسی واقعا به نسبیت اخلاق اعتقاد داشت نه میتواند خوب و بد را تعریف کند و نه میتواند کسی را مسئول رفتار اجتماعی بداند (چون برای هرکس یا حداقل هر جامعه اخلاق معنی متفاوتی خواهد داشت ) و نه میتواند در برابر سایر افراد و باورها کلماتی قبیل انسانی یا غیر انسانی – درستکاری یا نادرستی بکار برد !
    اما میبینید که هم این کلمات توسط بی خدایان و با خدایان بکار میرود و هم هردو افراد را مسئول رفتار خود میدانند هرچند در هر تفکر میزان مسئولیت فرد کمتر یا بیشتر است .اینها همه شواهدی است بر اینکه اخلاق نسبی نیست . البته اینها که گفتم دلیل و استدلال برای مطلق بودن (در برابر نسبی ) اخلاق نیست فقط شواهدی است که نشان میدهد «نسبیت اخلاق با واقعیات جاری و روزمره هماهنگی ندارد «.
    بازهم از وقتی که گذاشتید ممنونم

  5. اين كه چه معياراى اخلاقى ثابت هست ،كدوم دسته از مجازات ها بايد تغيير كنند؟كشوراى ديگه چطور ارزش هاى اخلاقى رو تعريف ميكنن ؟(به خصوص جاهايى كه به اخرت اعتقاد ندارن)،عقايد مذهبى تا جه حد تاثير گذاره؟از چه راهايى ميشه جامعه رو به سوى اخلاق مدارى سوق داد؟… اينا همه مسائلى هست كه بهتره در موردش تحقيق و مطالعه كافى داشته باشيم تا ندانسته و صرفا از روى احساسات حرفى نزنيم،بحث با شما اين حسنو داشت كه بيشتر متوجه نقايص و نااگاهيامون بشيم،ممنون از حسن مصاحبتى كه داشتيد،شاد و سرافراز باشيد

  6. ariaجان ابتدا مطلبی حاشیه ای را خدمتتان بگویم و آن اینکه در اینگونه گفتگو ها استفاده از عباراتی مانند اعراب بدوی یا «نتيجش اين ميشه كه ما تو قرن 21 هنوز مثل انسان هاى اوليه فكر ميكنيم » جایگاهی ندارد و یادآوری کنم که این حرفها فقط مربوط به قرن 21 نیست همان زمان بعثت پیامبر هم همین حرفها را میگفتند مثلا آیه ای همین گفتار را از قول کفار آورده است که «و اذا قیل لهم آمنوا کما آمن الناس قالوا انومن کما آمن السفها؟»خلاصه عرض کنم که این قرن 21 و بدوی نه تازگی دارد نه چیزی را اثبات میکند .
    حالا برگردیم بر سر موضوع نسبیت اخلاق . شما میفرمایید باید دید جوامع امروزی چطور تونستن اینکار را کنن ؟! اتفاقا خیلی جالب بود !من نمیدونم جوامع امروزی چطور خوب و بد را تعریف کردند ؟! شما که بیشتر با جوامع امروزی آشنا هستید بفرمایید . من احتمال میدهم که جوامع امروزی اساسا خوب و بد ندارند که مجبور به تعریف اون باشند ! البته در مقام وعظ و خطابه خیلی شعار میدهند همانطوریکه بیخداهای معتقد به نسبیت اخلاق از شرافت و آزادگی و بعضا عدالت با احساس فراوان میگویند اما وقتی وارد بحثهای نظری شویم می بینیم که تناقضهای زیادی دارند که یکیش همین تعریف خوب و بد در نسبیت اخلاق هست و احتمالا نتیجه عدم الزام آوری رفتار اخلاقی در بیخدایی را میتوان به این قسمت هم گسترش داد البته احتمالا .یعنی ابتدا نه من اطمینان داشتم و نه شما چندان متوجه بودید که رفتار اخلاقی در بیخدایی هیچ الزامی ندارد و اینبار به این نتیجه خواهیم رسید که در نسبیت اخلاق نمیتوان خوب و بد را تعریف کرد ! من به اینجا که میرسم همیشه یاد عبارتی از داستان مکبث میرسم که شیاطین به مکبث ظاهر شدند و ابتدای اغوای مکبث را اینگونه شروع کردند .foul is fair and fair is foul
    بهرحال منتظر چگونگی تعریف خوب و بد در جوامع امروزی هستم موفق باشید

  7. حسين عزيز متوجه منظور شما هستم،شما ميفرماييد با مجازات هاى انسانى نميتونيم الزام اخلاقى ايجاد كنيم و معياراى ثابتى داشته باشيم
    »ﺍﺯ ﻃﺮﻓﯽ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺍﺳﺎﺳﺎ
    ﺧﻮﺏ ﯾﺎ ﺑﺪ ﺭﺍ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﻨﺪ ؟! ﻫﺪﻑ ﺧﻮﺏ ﯾﺎ
    ﺑﺪ ﺭﺍ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﻨﺪ؟!
    بايد ببينيم جوامع امروزي چطور تونستن اين كارو كنن،به هر حال بستگى به خودمون داره كه الگوى خودمونو از از اعراب بدوى بگيريم يا حقوق بشر و قوانين انسانى

    • ممنون aria عزیز از لینک کتاب داوکینز من قبلا قسمتهایی از اونرا خواندم(مشروح نه خلاصه آنرا) تا جاییکه بیاد دارم در بخش اخلاق نتیجه گیری قطعی نمیکند ! بگذریم اینکه نگاه دینی من یا غیر دینی شما قسمتی از هویت ما شده یا نشده را نمیدانم و البته اینجا ارزشی هم ندارد .برای همین به آن نمیپردازم . اما در باره نسبیت اخلاق گفتید به «خصوص اينكه هنجاراى اجتماعى ثابت نيستن وبسته به زمان و مكان متفاوتند»
      بسیار خب فرضا اینرا قبول میکنم حالا بفرمایید اگر احکام اخلاقی تحت تاثیر زمان و مکان قرار میگیرند پس چگونه معتقدین به نسبیت اخلاق که اغلب بیخدایان هستند قوانینی را که قبول ندارند را با القابی مانند وحشی -غیر انسانی (همان بد ) خطاب میکنند در حالیکه احکام اخلاقی نسبت به مکان میتواند متفاوت باشد !؟ از طرفی چگونه میتوانند اساسا خوب یا بد را تعریف کنند ؟! هدف خوب یا بد را تعریف کنند؟!
      توجه داشته باشید که وقتی میگوییم هیچ اصل ثابت اخلاقی وجود ندارد و اصول اخلاقی وابسته به زمان و مکان هستند در واقع معیاری برای احکام خوب یا بد وجود ندارد یا اینکه من معیاری نمیشناسم .

  8. شايد اون اي دي شما نبوديد اما چند جا به طور اتفاقى به اسمتون رسيدم و اياتى كه معمولا بكار ميبريد،احتمال دادم خودتون باشيد،بگذريم…از صحبت هاتون اينطور فهميدم كه سن بالايى داريد و باوراى شما بخشى از هويت شماست،پس سعى ميكنيم از زاويه ديد شما به مسائل بپردازيم،ببينيد دوست گرامى معمولا ادما خودشونو برحق ميدونن حتى اون هيتلر و سزار و نا پلئون هم حقو به خودشون ميدادن و يه توجيهى براى اعمالشون داشتن،يه مثلي بين خداباورا هست ميگه خدا انسان را افريد و انسان توجيه را، پس سعى نكنيم از اين ديد و براساس خدا پرستى مرزاى اخلاقى رو تعريف كنيم! اخلاقيات مقوله ايه كه بايد جداگانه مورد بررسى قرار بگيره. اينكه حتما يه نگهبان چماق بدست بايد باشه اون بالا تا به قول شما رفتار اخلاقى رو الزام كنه به دلايلى كه قبلا ذكر شد چندان عقيده محكمى نيست. ما براى زندگى اجتماعى ساخته شديم و به تكامل رسيديم،بالاترين لذت خلق لذت براى ديگرانه،شادى و ارامشى كه در كمك به همنوعمون هست نميتونيم با دزدى و تجاوز به حقوق ديگران بهش برسيم،از طرفى كسانى كه مجرم و بيمارن و دست به رفتاراى ضد اجتماعي ميزنن خداباورى نتونسته جلوشونو بگيره،نه اعتقاد به خدا از ملزومات اخلاقه و نه بي خدايى،اما يه بى خدا ميتونه بجاى قوانين مرسوم كه جوامع بدوي قرن ها پيش اونارو وضع كردن تابع اصول اخلاقى و معياراى انسانى و امروزى باشه،به خصوص اينكه هنجاراى اجتماعى ثابت نيستن وبسته به زمان و مكان متفاوتند ،ديگه نميدونم چطورى بايد منظورمو برسونم . در مورد نسبيت اخلاق و اينكه در چه مواردى نسبيه بهتره همون به منابع خودتون رجوع كنيد،يه نمونه بارزش همين دروغ مصلحتى كه شماها داريد
    شاد و تندرست باشيد

  9. دوست گرامي با جستجو در اينترنت و خوندن نظرات شما به اين نتيجه رسيدم كه بحث با شما بي نتيجه ست…از قرار شماچند ساله با افراد مختلف بحث ميكنيد ،يه جا برهان فطرت رو بكار ميبريد يه جا دفع خطر احتمالى،اينجا هم كه سعي داريد با برهان اخلاقى يا تحدى قران حرفاتونو ثابت كنيد(خوبه هنوز به برهاناى اصلي نرسيديد)،با جهان بينى اسلامي شما بي خدايي رو هم مثل يه دين مي بينيد كه مثلا داوكينز بيامبرشه و بايد رهنموداى اخلاقي ارائه بده! بهر حال هميشه با فرضيات خودتون بيش ميريد و به همون نتايج قبلي ميرسيد.يه ساختار ثابت بر افكارتون حاكمه واصلا به اين فكر نميكنيد كه ميشه اين معادلات به يه صورت ديگه دراورد و به نتايج بهترى رسيد…

    • aria عزیز من نمیدانم چگونه توانستید فعالیت مرا آنهم چندساله ! را ببینید شاید با آیدی من افراد دیگری هم باشند به هرصورت من مدتهاست که «دفع خطر احتمالی » را قبول ندارم و اساسا یادم نمیاید هیچ وقت این برهان را قبول داشته باشم و از آن استفاده کنم .البته اگر منظورتان گفتاری باشد که بطور خلاصه میگوید اگر قیامت نباشد ما ضرر نکردیم اما اگر قیامت باشد شما (منکرین قیامت ) متضرر میشوند ! من اساسا این حرف را قبول ندارم مثلا همین دیروز برای ملاقات کاری نزد یکی از دوستان رفتم و در بین صحبت شخص ثالثی وارد شد که دوست دوست من بود و از آخرین مسافرت اروپای خود همراه با خیلی خوشگذرانی تعریف کرد و چندین بار از دوستم و من دعوت کرد که به منزل ییلاقی او به اروپا برویم .من از ابتدا قبول نکردم حالا اگر قیامت نباشد در این مورد ضرر کردم در حالیکه خطری هم متوجهم نبوده!
      بگذریم گفتید :به اين نتيجه رسيدم كه بحث با شما بي نتيجه ست
      aria عزیز من فکر میکنم حداقل اینبار بحث با من بی نتیجه نبوده چون شما بنا به قول خودتان به درک بیشتری از عدم الزام رفتار اخلاقی در بیخدایی رسیدید و من هم به اطمینان بیشتری از این موضوع رسیدم چون معمولا به همه چیز شک میکنم و بیشترین کمک را در افزایش اطمینان و نیز دیدن نقائص را بیخدایان به من کردند مثلا من بعد از بحث با یکی از دوستان بیخدا به درک عمیقتری از برهان علیت رسیدم .
      حالا هم اگر دوست داشتید تعریف خود از نسبیت اخلاق را بیاورید تا ادامه دهیم و گرنه تا همینجا هم از وقتی که برایم گذاشتید بسیار ممنون هستم .خیر پیش .

  10. يكي ﺍﺯ ﺍﻳﺮﺍﺩﺍﺗﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺑﻲ ﺧﺪﺍﻳﺎﻥ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﻴﺸﻪ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺍﺧﻼﻕ ﻭ ﺯﻭﺍﻝ ﺍﺧﻼﻕ ﺩﺭ ﻧﺒﻮﺩ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺩﻳﻨﻪ ﺩﺭ ﻧﺸﺴﺘﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻫﻤﻴﻦ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺮﺍﻟﻴﺎ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﺷﺪ ﺩﺍﻭﻛﻴﻨﺰ ﺩﺭ ﻗﺒﺎﻝ ﭘﺎﺳﺦ ﻓﺮﺩﻱ ﺩﺭ ﺧﺼﻮﺹ ﺯﻭﺍﻝ ﺍﺧﻼﻕ ﻣﻴﮕﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﺧﻼﻕ ﻣﻄﻠﻖ ﻛﻪ ﺗﺤﺖ ﺍﻭﻥ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﺩﻳﻨﻲ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﻣﻴﺸﻦ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﻱ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ ﻏﻴﺮ ﻣﻄﻠﻖ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺑﺎ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﻏﻴﺮ ﺩﻳﻨﻲ ﻣﻴﺘﻮﻧﻴﻢ ﺍﺟﺮﺍ ﻛﻨﻴﻢ.

    • ممنون لینک داوکینز را بعدا می بینم . بسیار خب فرض کنید اخلاق غیرمطلق را بتوانید با قوانین غیردینی اجراکنید (فرض کنیم ) اما آیا الزام آور بودنش را هم میتوانید ایجاد کنید . یادتان باشد که در توجیه هر عمل غیراخلاقی میتوان گفت :من اینجوری حال میکنم ! می بینید که این «غیر الزام آور » بودن را صریحا نمیگوید .خوشحالم که علاوه بر خودم و راکی مانانوف شما هم این غیرالزام آور بودن اخلاق در بیخدایی را به صراحت قبول کردید.

  11. RDawkins Clip Farsi Absolute Morality.mp4
    http://www.mediafire.com/?zvmdjmwfmlu#2

  12. این ویدیو را نگاه کنید :

    ما فقط یه مشت واکنش شیمیایی و فیزیکی هستیم حتی آنچه که اراده و اختیار Free Will مینامیم اصالات ندارد چه برسه به اخلاق

    • راکی جان آیا شما همین جمله خود را یعنی «اخلاق اصالت ندارد » و یا همان که قبلا من و آریا گفته بودیم که اخلاق چیزی بیش از قرارداد بین انسانها نیست را به همین صراحت در گفتار مبلغان نامی بیخدایی دیده یا خوانده اید . اگر بله لطفا لینک آنرا بگذارید. ممنون خواهم شد

      • حسین عزیز متاسفانه من رفرنس مناسبی نیستم تقریبا هیچ مطالعه ایی در زمینه اخلاق و بی خدایی و مبلغانش نداشته ام . زندگی کوتاه تر از آن است که انسان به این صورت هدرش دهد و درگیر سفسطه ها و بحث های ناسرانجام شود.
        دلیل حضور من اینجا اول سرگرمی است دوم نگاه به افرادی از گونه انسان است که متفاوت می اندیشند . این وب سایت فوق العاده آزاد فرصت بینظر این مطالعه را پدید آورده است

        بحث های علوم انسانی زمانی برای من مفهوم جدی میگیرند که در چارچوب علوم تجربی مورد تحلیل و آزمایش قرار بگیرند.

        • ممنون راکی جان میتوانم بگویم که حداقل در یک مورد اشتراک داریم و آن صراحت بیان است .بازهم ممنون

  13. در بيخدايى ضمانتى براى اخلاق نيست،اخلاقيات هم نسبيه،خب راه حلش چيه؟يعنى شما قاچاق نميكنيد چون اين كار گناه داره؟!حتما بايد يه مترسك خيالى باشه تو اسمونا مراقبمون باشه؟ ادم هاى معمولى زندگى گوسفندى دارن و اگه اخرتى نبود ميتونيم گرگ باشيم و همديگه رو بدريم؟!يكى اين عقيده رو نداشت ميتونه دست به جرم و جنايت بزنه چون نگهبان نداره؟(حتى در تئورى)شايدم بهتره خداى جديدى اختراع كنيم منطبق با قوانين امروزى؟(مثلا رد شدن از چراغ قرمزو حرام اعلام كنه) اين مثال پيرزن كه دوستتون اورد مثل اينه كه به بچتون بگيد دوستتو اذيت نكن تا لولو نخوردت! واونم وقتى بفهمه لولويى در كار نيست بگه پس من ميتونم بزنمش،وسايلشو بردارم ! نتيجش اين ميشه كه ما تو قرن 21 هنوز مثل انسان هاى اوليه فكر ميكنيم و دركمون از اخلاق،انسانيت،قوانين مدنى،حقوق شهروندى در حد همون خدا، پيغمبر باقى مونده…

    • aria عزیز اجازه بدهید یک اصلاحیه روی جمله اول شما انجام دهم .گفتید :»در بيخدايى ضمانتى براى اخلاق نيست»
      من اینجا دنبال ضمانت نبودم بلکه گفتم رفتار اخلاقی در باور بیخدایی الزام آور نیست ! توجه داشته باشید که این کمی با ضمانت اجرایی تفاوت دارد . و بهرحال شما هم قبلا با من موافق بودید که رفتار اخلاقی در بیخدایی الزامی نیست .تاکید روی این نکات موجب عدم انحراف در گفتگو خواهد شد .
      احساس میکنم که شما هم مانند من مطلبی از بزرگان مبلغ بیخدایی نیافتید که همین مورد غیر الزامی بودن رفتار اخلاقی در بیخدایی را به صراحت گفته باشند .! پس لطفا یادتان باشد از این به بعد هروقت گفتاری در اخلاق از یک مبلغ بیخدایی خواندید یا شنیدید حداقل به حاشیه رفتن های او و حمله به خداباوران بجای دادن پاسخ صریح توجه داشته باشید و چون نخواستید نظرم را درباره علت این حاشیه رفتنها و ندادن پاسخ صریح بیان کنم چیزی در اینباره نمیگویم .
      حال شما جمله ای را بیان کردید که خود بحث برانگیز است و آن «اخلاقيات هم نسبيه،»بود . پس لطف کنید و توضیحی کوتاه بدهید در باره اینکه از کجا متوجه شدید که اخلاقیات نسبی هست ؟! اگر در پایین کامنت من جایی برای پاسخ نبود از انتهای کامنتهای همین فصل استفاده نمایید . موفق باشید .خدانگهدار

  14. جمله معروفى هست از اديسون كه بالا اونو با هيتلر مقايسه كرديد ميگه «ﺑﺤﺚ ﻭ تعقل ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺎ ﮐﺴﻰ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﻯ
    عقل ﻭ ﺧﺮﺩ، ﺩﻳﻦ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩﻩ،
    ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﺠﻮﻳﺰ ﺩﺍﺭﻭ ﺑﻪ ﺑﺪﻥ ﻳﮏ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.»

    • aria گرامی متاسفانه ابراز تاسف مشکلی را حل نمیکند و من به درک خوب و بد با معیارهای انسانی از نظر شما نائل نمیشوم . من چند مثال ساده و عینی آوردم مثالهایی بسیار واقعی و.پاسخی خواستم .همین! آیا این درخواست زیادی است که مرا به مرده تشبیه کنید ؟!
      ariaگرامی هر باوری نقاط ضعف و قوتی دارد ! بی خدایی هم هر نکته مثبتی داشته باشد این نکته منفی را خواهد داشت که تکیه گاه اخلاق نیست ! برای همین هم معمولا بیخداها بجای بحث بر سر موضوع اخلاق در بیخدایی بیشتر حاشیه میروند و به نحوی از پاسخ مستقیم طفره میروند . مثلا شما به کلیپی از داوکینز نگاه کنید که اتفاقا در همین وبلاگ هم هست . او در پاسخ به اخلاق در بخدایی سریعا حاشیه رفته و با حالتی تمسخرآمیز و نیش دار میگوید what is absolute morality و شروع به حمله به برخی احکام دینی میکند که مثلا آیا اخلاق سنگسار کردن است و غیره ! او بطور واضح از پاسخ دادن به جایگاه اخلاق در بیخدایی طفره میرود ! اما چرا ؟واقعا چرا ؟ لطفا کمی به این بیاندیشید که چرا aria بعد از چند گفتگوی کوتاه با حسین به نتیجه واقعی میرسد و صریحا میگوید :»در بحث هاى بالا شما هم منظور منو تا اخر متوجه شديد،هم براى پاسخ گويى كمك كرديد ،اتفاقا مثال خوبيم اورديد اخلاق يه سرى قراردادهاى انسانيه كه بايد بر اساس منافع اجتماعى بهش پايبند باشيم »
      بعبارت سادتر چیزی بیش از قوانین راهنمایی ورانندگی نیست . اما داوکینز با آنهمه مطالعه و سخنرانی چنین مطلب صریحی را نمیگوید ؟! واقعا از شما میخواهم در تمام آثار بیخدایان معروف که برای عامه نوشته شده جستجو کنید و ببینید آیا هیچگاه در آنها گفته شده که در باور بیخدایی هیچ الزامی برای رفتار اخلاقی نیست ! اگر پیدا کردید به من هم بگویید بسیار ممنون خواهم شد و اگر نجستید و نظر مرا خواستید در خدمت خواهم بود .

  15. واقعا باعث تاسفه كه هنوز به اون دركى از انسانيت و تمدن و روابط اجتماعى نرسيديم كه بتونيم خوب و بدو با معياراى انسانى از هم تشخيص بديم

    • aria جان ممنون از تصویری که نشان دادید . امیدوارم خودتان را قانع کرده باشد .حالا این مثال تکراری هم برای مطالعه بد نیست تا نتیجه قراردادی بودن اخلاق را بیشتر بدانیم .
      جوانی هستم ابتدای زندگی ! با شرکت در قاچاق مواد مخدر میتوان به راحتی و طی مدتی کمی پولدار شوم و البته میدانم که اینکار خطرناک است اما من علاوه بر پولدار شدن خطر کردن را هم دوست دارم ولذت میبرم .شما میتوانید بعنوان یک بیخدا ذخیره ژنی مرا معیوب بدانید ! میتوانید از نظر روانی مرا بیمار بخوانید ! اصلا مهم نیست چون بقولی تاریخ را پیروزها مینویسند ! من اگر میلیاردر شدم صدتا وکیل و خدمتگزار میگیرم و اگر هم نشدم و در این راه کشته شدم بازهم خوشحالم چون کشته شدن در راه پولدار شدن را به زندگی گوسفندی (ببخشید من دارم نقش آن جوان را بازی میکنم ) شما ترجیح میدهم اما شما میتوانید زندگی گوسفندی خود را مثلا به نفع بشریت بدانید !و خلاصه من اینجوری حال میکنم !

  16. شما فرموديد رشد اقتصادى ميتونه باعث رشد بيخدايى بشه و چندين بار اين ايه رو بكار برديد
    “ﺍﻥ ﺍﻻﻧﺴﺎﻥ ﻟﯿﻄﻐﯽ ﺍﻥ ﺭﺍﻩﺀ ﺍﺳﺘﻐﻨﯽ ”

    و خودتون بخوبى پاسخ داديد :

    ﭘﺲ ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ ﭼﺮﺍ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻭﯾﺘﻨﺎﻡ
    ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﺩﺭﺻﺪ ﺑﯿﺨﺪﺍﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ ﺭﺷﺪﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ
    ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﺎ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﮐﻤﺘﺮﯾﻦ ﺩﺭﺻﺪ
    ﺑﯿﺨﺪﺍﯾﯽ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯿﺪﻫﺪ ؟!
    دشما فرموديد رشد اقتصادى ميتونه باعث رشد بيخدايى بشه و چندين بار اين ايه رو بكار برديد
    “ﺍﻥ ﺍﻻﻧﺴﺎﻥ ﻟﯿﻄﻐﯽ ﺍﻥ ﺭﺍﻩﺀ ﺍﺳﺘﻐﻨﯽ ”

    و به اين خوبى خودتون پاسخ داديد :

    ﭘﺲ ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ ﭼﺮﺍ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻭﯾﺘﻨﺎﻡ
    ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﺩﺭﺻﺪ ﺑﯿﺨﺪﺍﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ ﺭﺷﺪﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ
    ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﺎ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﮐﻤﺘﺮﯾﻦ ﺩﺭﺻﺪ
    ﺑﯿﺨﺪﺍﯾﯽ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯿﺪﻫﺪ ؟!
    در بحث هاى بالا شما هم منظور منو تا اخر متوجه شديد،هم براى پاسخ گويى كمك كرديد ،اتفاقا مثال خوبيم اورديد اخلاق يه سرى قراردادهاى انسانيه كه بايد بر اساس منافع اجتماعى بهش پايبند باشيم (و نه دستورات الهى كه در اون صورت ميتونيم همچنان چندين زن و كنيز وبرده داشته باشيم يا سر ودست قطع كنيم) ،در كل هر اعتقاد و باورى هم ميتونه چنين كاركردى داشته باشه(الزام اور باشه) بي خدايى يه باور نيست ،صرفا رهايى از يه باور نادرسته ميتونه جاشو به سكولاريسم و اومانيسم بده يا به فاشيسم و كمونيسم يا هر چيز ديگه.بسيارى از مذاهب خاور دور هم هست كه انسان ها رو ملزم به رعايت اصول اخلاقى ميكنه (بدون اعتقاد به خدا و اخرت) و اينم خودتون بهتر ميدونيد اگه به عشق هورى وپرى كار خوب بكنيم اون ديگه اصلا اسمش اخلاق نيست! ممنون از وقتى كه گذاشتيد،شاد و پيروز باشيد

    • aria گرامی من چندین بار گفتم «میتونه » نه اینکه حتما و الزاما ! وقتی میگم «میتونه » یک روی دیگرش این هست که «شاید هم نتونه » ضمنا من در اینجا فقط خواستم که فعلا و با لینکی که شما از آمار بیخدایی دادید نمیشود رابطه مستقیمی بین بیخدایی و رفاه یا پیشرفت اقتصادی را نشان داد .
      در مورد اخلاق هم کاملا موافقم من خواستم همین را نشون بدم که شما گفتید :»اخلاق يه سرى قراردادهاى انسانيه كه بايد بر اساس منافع اجتماعى بهش پايبند باشيم»
      اما این فقط اخلاق بیخدایی هست و به نظرم ناقص چون همانطور که قبلا گفتم برای هر شخص جدای از شرایط محیطی الزام آور نیست و برای توجه بیشتر دوباره داستان این کلیپ را برایتان دوباره گویی میکنم البته با اجازه
      «کلیپی که زن جوان را نشان میداد که در حال دویدن به طرف یک تختخواب مجلل بود بعد یک مرد جوان بدنبال زن خود را به تخت میرساند و نوشته ای به زبان انگلیسی میامد که ایندو همسر دارند اما با هم ازدواج نکردند ” بعد مرد زن را در آغوش میگرفت و مشغول بوسه میشدند نوشته میامد که “زود یک شریک جنسی بگیرید ” و در ادامه بزرگ میامد “عمر کوتاه است “. میبینید که در مکتب بیخدایی بحث بر سر کوتاه بودن عمر نیست چون همه قبول دارند اما بحث آنستکه در این عمر کوتاه چکار کنیم . اگر انسان آفریده ای عبث باشد پس هرچیز قابل توجیه است .!
      “أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثاً وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لا تُرْجَعُونَ “
      خدانگهدار

  17. دوست عزيز يه بار كامنت خودتونو با دقت بخونيد! مقايسه امريكا و ويتنام مثال نقضه براى حكمى كه در اخر داديد

    • اگر شما بیخدایی را عامل رشد اقتصادی بدانید بله مقایسه آمریکای مذهبی با رشد اقتصادی بالا در برابر ویتانام اکثرآ بیخدا و با رشد اقتصادی پایین یکی از مثالهای نقض هست .مگرنیست ؟

  18. در كل حرف شما درسته،ما خدايى نداريم كه هنجاراى غارنشين ها رو براى زندگيمون حاكم كنه وبر اساس قوانين مرسوم در جوامع بدوى ما رو شكنجه كنه و پاداش بده ،ما فكر ميكنيم نيازى هم به وجودش نداريم و ميتونيم بجاى اون با قوانين انسانى يه جامعه شاد و ازاد و سالم داشته باشيم كه اتفاقا امار جرم و جنايت در اون كمتره و شاخص هاي رشد و پيشرفت و اميد به زندگى هم به مراتب بالاتره مثل سوئد ، نروژ،دانمارك،ژاپن… خرد نگهدارتون

    • aria عزیز ممنون همینکه قبول دارید بدون وجود خدا «اخلاق » چیزی بیشتر از قراردادهای اجتماعی نیست و کارکردی بیش از قوانین راهنمایی و رانندگی ندارد برای من کافیست .
      حالا فقط خواستم در باره تحلیلی که کردید یک سئوالی بکنم .در این لینک که گذاشتید

      به نظرم آمد که خواستید بین بیخدایی و شاخصهای رشد ارتباط مستقیمی را برقرار کنید پس بفرمایید چرا در حالیکه ویتنام بالاترین درصد بیخدایی را دارد رشدی بسیار کمتر از آمریکا با تقریبا کمترین درصد بیخدایی را نشان میدهد ؟! و جالب آنکه در بسیاری از کشورهای اروپایی عدم باور به وجود خدا کمتر از عدم باور به وجود مذهب هست بعبارتی مردم غیر مذهبی اما خداباور بیشتر هستند ؟! خواستم نشان دهم که این رابطه میتواند مستقیم نباشد یا شاید اصلا رابطه ای بین دو متغیر بیخدایی و رشد وجود ندارد و شاید بشود نشان داد که بیخدای موجب رشد اقتصادی نمیشود اما رشد اقتصادی میتواند توجه داشته باشید «میتواند » موجب رشد بی خدایی شود .یعنی
      «ان الانسان لیطغی ان راهء استغنی »
      موفق باشید

  19. Top 50 most non religious nations

  20. مفهوم بى خدايى،عقيده بى خدايى..دوست گرامى شما بى خدايى رو با يه نوع ايدئولوژى اشتباه گرفتيد! بي خدايى يعنى عدم اعتقاد به خدا يا خدايان، همين و بس.خيلى طيف گسترده اى داره،به اين صورت كه شما ميگين نميشه خط كشى و مرزبندى كرد،حالا اون بى خدا ميتونه يكى مثل بيل گيتس باشه يا يه فيلسوف مثل فرويد،نيچه،راسل،هيوم(برگرفته از ليست بى خدايان نامى) يا يه ادم معمولى يا يه جنايتكار!ميتونه كمونيست باشه،ماترياليست باشه يا حتى يه بودايى…در مورد اخلاق هم به عوامل زيادى بستگى داره مطمئن باشيد نه خداباورى،نه انسان گرايى،مادى گرايى،قانون فرهنگ،اموزش،ارزش ها و هيچ گرايش و باورى صددرصد الزام اور نيست! اينم كه بخوايم بچمونو از يه زندگى ازاد و انسانى محروم كنيم،لذت ها و خوشياى عادى رو براش حروم كنيم،دورش حصار بكشيم با خدا و شيطون و جن و پرى گولش بزنيم كه يه وقت كار بدى نكنه اين خودش يه كار غير اخلاقيه

    • aria عزیز با بخشهایی از نظرات آخرتان موافقم مثلا خداباوری در عمل صد در صد الزام آور نیست و برای همین هم من بطور مداوم بر روی کلمه «تئوریک » تاکید میکردم یعنی خداباوری در «تئوری » میتواند رفتار اخلاقی را الزام آور کند اما این خاصیت در هیچ یک از مکاتب مادی وجود ندارد اما اینکه آیا این خاصیت چقدر اثر دارد ؟! آیا اثر آن به حدی هست که سایر متغیرها از جمله وضع اقتصادی -اجتماعی را تحت الشعاع قرار دهد ؟! آیا فواید آن در برابر مضار احتمالی کمتر یا بیشتر است ؟! اینها همه وهمه سئوالاتی است که برای علاقمندان قابل پیگیری بوده و قابل مطالعه است من فقط خواستم نشان دهم در فلسفه بیخدایی اساسا واژه هایی مانند «اخلاق » و «رفتار اخلاقی » و تمام مشتقات آن از قبیل راستگویی -درستکاری – شرافت – آزادگی قراردادی و فاقد خاصیت الزام آوری هستند . امیدوارم به این هدف رسیده باشم . خدانگهدار

  21. حسين :
    ﻣﯽ 5, 2011 ﺩﺭ 7:53 ﺏ.ﻅ.
    aria ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﻧﻮﻉ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﯾﮏ
    ﻋﻘﯿﺪﻩ ﭼﻪ ﺳﻮﺀﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﻧﺠﺎﻡ
    ﻫﺴﺖ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺑﺤﺚ ﻣﻦ ﻧﺒﻮﺩ.
    همين سخنتون نشون ميده شما از معيارى بجز خدا و دين براى تشخيص اخلاقى بودن يك عمل استفاده ميكنيد و در نتيجه بخش هاى غير انسانى اونوكه زمانى در جوامع بدوى مورد قبول بودن (بى عدالتى،سنكسار،شلاق،ناديده كرفتن حقوق زنان و كودكان،شكنجه و كشتن مخالفين ، تاييدبرده دارى، بريدن سر و دست…)الان احتمالا به سو استفاده تعبير ميكنيد

    • aria عزیز لطفا توجه فرمایید .سخن اصلی من در اینجا آن بود که بیخدایی نمی تواندپایبندی به اخلاق را الزام آور نشان دهد . همین .اما اینکه چه چیزهایی سوءاستفاده هست یا نه و معیار تشخیص سوءاستفاده چیست که فعلا مورد بحث نیست . حتی معیار اخلاقی بودن یک رفتار هم موضوع بحث نبود بلکه الزام آور بودن آن رفتار مورد سئوال است .!بالاخره شما میتوانید با استفاده از مفهوم بیخدایی به فرزندتان بگویید کار بد (با هر تعریفی که از کار بد داشته باشید ) نکن و «بد نکردن » را برایش الزام آور کنید ؟!

  22. دوست عزيز در بيخدايى باورى نيست كه بر اساس اون ادم ها رو بخاطر عقايدشون بكشه يا شكنجه بده،سر و دست قطع كنه يا سنگسار كنه و شلاق بزنه،به عبارت واضح تر بسيارى از اين جنايات به خاطر يه اعتقاده كه انجام ميگيره نه از روى بى اعتقادى! (اين عقيده ميتونه فاشيستى،نازيستى باشه يا بنيادگرايى و باوراى خرافى و دينى)،به عنوان نمونه كسى نميتونه به اسم بى خدايى بره انتحار كنه خودشو با چند صد نفر ديگه از بين ببره،يا زندگى خودشو بقيه رو جهنم كنه به اميد اينكه ميره اون دنيا تو بهشت! درقوانين سكولاروامروزى هم اومدن جوامع به جاى خدا و اخرت قوانين انسانى رو ملاك قرار دادن،قوانينى كه با ازمون و خطا و با معيار ازادى و همزيستى و منافع انسان ها بدست اومده

    • aria گرامی اینکه در نوع استفاده از یک عقیده چه سوءاستفاده هایی قابل انجام هست موضوع بحث من نبود . شما اگر میتوانید نشان دهید که «عقیده بیخدایی می تواند رفتار اخلاقی را الزام آور کند » همین وتمام . اجازه بده خاطره ای را بیان کنم . روزی در نوجوانی به مرحوم پدرم گفتم اگر گناهی لذت بخش انجام دهم چه میشود و او گفت حتی اگر در این دنیا نتیجه را نبینی مطمئن باش در آخرت عذاب خواهی شد و من در پاسخ گفتم اشکالی ندارد من خربزه را میخورم و پای لرزش هم مینشینم ! او هم با راحتی گفت اشکالی ندارد فقط میتوانی جزء بسیار اندکی از آن لرز را امتحان کنی مثلا یک قطعه ذغال سرخ شده کوچک را یک دقیقه کف دست خودت نگهدار .اگر توانستی هر گناه لذت بخشی را هم انجام بده ! حالا فرض کن پدرم بیخدا بود ! در اینصورت به هزاران دلیل مانند انسانیت (که البته مانند هر مفهومی از این قبیل در بیخدایی مفهوم قردادی دارد و نه ذاتی ) و مجازات دنیوی و عدم شادی واقعی متوسل میشد اما همه وهمه راه پاسخگوی داشت مانند همان مثال جوانی که بدنبال قاچاق مواد مخدر است و میگوید یا بسیار پولدار میشوم یا مرگ را به زندگی گوسفندی مثل شما ترجیح میدهم و اینجا در فلسفه بیخدایی هیچ راهی برای پاسخگویی نیست !
      ————————
      اما در عمل هم خیلی به فلسفه بیخدایی و یا همان سکولاریسم بقول شما دل خوش نکن چون با اینکه حکومتهایی از این سبک تاریخ کمتر از 300 سال دارند اما در جنایت از حکومت پیشینیان مذهبی خود کم نداشتند مثلا حکومت شوروی یا خمرهای سرخ در کامبوج سکولار بود و بسیار جنایت کار ! حکومت آمریکا سکولار است اما دامنه جنایاتش از ویتنام تا عراق کشیده شده ! فقط بیاد داشته باش که در جریان تحریم 10 ساله عراق توسط همین حکومت سکولار آمریکا بیش از یک میلیون کودک توجه کن کودک عراقی براثر نبود دارو و غذا کشته شدند ! از طرفی بیخدایی لزوما جلوی جایگزینی انواع دیگر حکومت مثل نژاد پرستی را نمیگیرد ! آیا تاکنون توجه کردید که اسراییل اصرار دارد که نه بعنوان یک کشور بلکه بعنوان یک کشور یهودی شناخته شود و آیا میدانی همین الان یهودیانی هستند که در اسراییل از برخی حقوق شهروندی محرومند چون نتوانستند یهودی بودن خود را اثبات کنند و بعد از بیش از 20 سال قانونی صادر شده که این یهودیان در صورت رفتار مانند یک یهودی ارتدوکس به مدت یکسال میتوانند حق شهروندی اسراییل را داشته باشند تازه اینها قبلا با انجام تست ژنتیک ریشه یهودی بودن خود را اثبات کرده اند تا شامل حال این قانون شوند ! حالا بزرگترین حامی این رزیم نژاد پرست کیست ؟ بجز آمریکای سکولار و سایر کشورهای غربی سکولار ! خلاصه موارد نقض باندازه ای زیاد است که به جرات میگویم دلتان را به صرف یک حکومت سکولار خوش نفرمایید .
      «فبشر عبادی الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه «

      • aria گرامی کامنتی که در مورد سخنان مشاهیر بود را بعدا دیدم یعنی دیرتر نمایش داده شد برای همین این مورد را اضافه میکنم.مارک تواین گفته :یک فیلسوف تا بحال یک روحانی رانکشته درحالیکه روحانیون تا بحال فلاسفه زیادی را کشته اند…
        ——————-
        این عبارت به نظرم صحیح نیست چون تا 200 سال پیش فیلسوفان بیخدا اساسا قدرت تشکیل حکومت را نداشتند که بخواهند روحانیون را بکشند اما با قدرت گرفتن بیخداها هم کم جنایت نکردند و مثالهایی از جنایاتشان را در کامنت قبلی گفتم . شما فکر میکنید در شوروی چند روحانی کشته شده باشند ؟من از آلبانی یک کشیش را در زمان حکومت انور خوجه شنیده ام که بجرم غسل تعمید دو کودک کشته شد !

  23. inja comenta nemiad,bashe,shoma dorost migi…

  24. اگرکسی یک نفر را بکشد قاتل است،میلیون ها نفر را بکشد فاتح است و اگر همه را بکشد خداست

    روستان

    من نمی توانم خدایی را تصورکنم که مخلوقات خود را پاداش یا کیفر می دهد و اهدافش مطابق اهداف ما انسان ها شکل گرفته است چنین خدایی به طور خلاصه انعکاسی از ضعف و ناتوانی ما انسان هاست.

    آلبرت انیشتین

    تنها عذر موجه خدا در مقابل بدبختی ها و رنج های این عالم این است که وجود نداشته باشد

    مارک تواین

    یک فیلسوف تا بحال یک روحانی رانکشته درحالیکه روحانیون تا بحال فلاسفه زیادی را کشته اند…

    دنیس دیروت

    می پرسند چه چیزی راجایگذین دین از دست رفته مان کنیم؟ مثل این است که بگوییم ماسرطان خطرناکی داشتیم که اکنون ازبین رفت! حالا چه چیزی راجایگذینش کنیم؟!

    ولتر

    با دين يا بدﻭﻥ ﺁﻥ، ﻣﻰ ﺗﻮﺍﻧﻴﻢ ﻣﺮﺩﻣﺎﻧﻰ ﺧﻮﺏ ﻳﺎ ﺑﺪ
    ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎﻯ ﺧﻴﺮ ﻳﺎ ﺷﺮ ﺍﻧﺠﺎﻡ
    ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ. ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﻯ ﺧﻮﺏ ﮐﺎﺭﻫﺎﻯ
    ﺷﺮ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺣﺘﻤﺎ ﭘﺎﻯ ﺩﻳﻦ
    ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺍﺳﺖ. ﺍﺳﻴﺘﻮﻥ ﻭﻳﻨﺒﺮﮒ

    انسان ها هرگزبه اندازه ای که بامفاهیم دینی توجیح شده باشند شرارت را به کمال و بالذت انجام نمی دهند

    پاسکال

  25. اولين باركه اين سوال اينجا مطرح شد اقاى ارش جواب خوبى دادن شما بايد اول يه جامعه امارى بياريد،كه بيخدايى باعث بى اخلاقى شده باشه،در غيراين صورت بيشتر شبيه فالگيرى و رماليه ،اين بالا هم مغلطه اسكاتلندى واقعى رو به كار برديد،البته شايد شما خودتونو الگوى اخلاقى ميدونيدبراى دنيا يا تصورتون ابنه بى اعتقادى به خداى اديان سامى و اخرت باعث افزايش دزدى و جنايت ميشه كه مثال نقضشو تو سونامي اخير ژاپن ديديم كه برخلاف نمونه هاى مشابه جاهاى ديگه دست به دزدى و غارت اموال همديگه نزدن
    يه تحقيقى صورت گرفته بود بين زندانيان امريكا و نتبجه اين بود كه درصد خيلى كمي از اونا بيخدا هستند( حدود 1%) البته شايد جاهاى ديگه نتيجه متفاوت باشه اما موضوعى كه در نظر نگرفتيد اينه كه اون دزد و جاني و قاتل و تبه كار معمولا حتى به نتايج ملموس و عينى كارشون فكر نميكنند، چه برسه به خدا و مذهب كه براشون كليشه است و در حاشيه قرار ميگيره…اونم خداى مهربان و توبه پذير و امرزنده كه از قصه هاى مادربزرگا تو ذهنشون نقش بسته…خب اونا فوقش ميرن پيش كشيش اعتراف ميكنن يا مثلا با تعايف ما با چند ركعت نماز و روضه ابولفضل بيشتر گناهاشونو ميبخشه،مردم عادى كه مثل من و شما نيستن زوم كرده باشن رو اين موضوعات

    • به موضوعات تکراری اما خوبی اشاره کردید و من هم چندین بار قبلا گفتم که از لحاظ تئوری خوب دقت کن از لحاظ تئوری نمیشود بیخدایی را با زندگی اخلاقی جمع کرد بعبارتی در بیخدایی اساسا لزوم پایبندی به اخلاق (با هر تعریفی که داشته باشید ممکن نیست اما اینکه در عمل چه اتفاقاتی موجب اخلاقی تر شدن انسان میشود یا موجب کمتر شدن معیارهای اخلاقی میشود مسئله ای است که جدا گانه باید مورد بحث قرار بگیرد فقط برای مثال به این مثال شما که هی میگید در زندانهای آمریکا بیخداها کمتر بودند اشاره میکنم که بیخدایی در پولدارها بیشتر از بی پولها است (ان الانسان لیطغی ان راءه استغنی -سوره علق آیه 6و7) و نیاز به جرائم اقتصادی هم در اینها کمتر است پس این میتواند توضیح دهنده یکی از دلایل کمتر بودن آمار بیخداها در زندانیان آمریکایی باشد . بهتر است در تحلیلهای آماری همیشه به bias توجه داشته باشید .

  26. In 1929 Einstein told Herbert Robbi S Goldstein «I beleive in Spinoza’s God who reveals himself in the lawful harmony of the world,not in a God who concerns himself with the fate and the doings of mankind»
    http://en.wikipedia.org/wiki/Albert_Einstein?wasRedirected=true

  27. >ماهی گلی وقتی شما با اخلاق آشنا نباشی فکر میکنی چیزهایی که من میگم کشفیات خود منه
    در حالی که اینها الفبای اخلاق هست،

    اینجا خیلی خوب معنای این جمله که آدم خواب رو می شه بیدار کرد اما بیدار کردن آدمی که خودش رو به خواب زده تقریبا محاله!
    البته من به شما حق میدم که برای هر آنچه در اطرافت می بینی نوعی اصالت قائل بشی چون چاره ای غیر از این نداری یه غریق باید به هر چی دم دستش میاد چنگ بزنه!
    فکر می کنی چون موجودات مفلوکی بنام انسان پیرامون یک موضوع مثل اخلاق صحبت کردند این موضوع سندیت پیدا می کنه و می شه مرجع برای یه آدم دست چندمی مثل آرش بیخدا!!!
    ببخشید در توهم بودنتان را روشن تر از این نتونستم بیان کنم.

    >اسلام این تفکر ضد انسانی برای اینکه شما رو به بردگی در بیاره باعث شده که شما فکر کنید زندگی و شادی کم ارزش است، برای اینکه پیامبر شما این دین رو درست کرد که با تخریب دنیای دیگران دنیای خودش رو بدست بیاره.

    چه اشکالی داره اینطوری که خیلی بهتر از عملکرد ارباب های وحشی و خونخوار جنابعالیه که برای یه قطره نفت حاضرند دریای خون راه بندازن؛‌ خدا که وجود نداره پس هر انسانی حق داره برای مال خود کردن منافع مالی و انسانی دیگران برنامه ریزی کنه و نقشه بکشه!
    و در این راه هر چه خون کمتری ریخته بشه او نقشه انسانی تره
    نه؟
    > اما این که مرگ پایان زندگی است خود زندگی و شادی رو بی ارزش نمیکنه نازنین، زندگی چیزهای زیادی برای موجودات زنده داره برای همینه که توی خیابان گربه هایی رو میبینید که لنگ میزنند و یک چشم ندارند، آنها هم میخواهند خوب زندگی کنند و شاد باشند، لذا اگرچه دین شما خود شما را نسبت به این نیاز طبیعی شما بد بین کرده است، و اگرچه باور به آخرت خیالی و ابدیت شما رو نسبت به این دنیا بد بین کرده است و پیامبر و امام شما میگفتند این دنیا برای ما از تف سگ کم ارزش تر هست، ولی وقتی بیخدا شوید و دست از خود ستیزی بردارید این دنیا برای شما تمام آنچه هست خواهد بود، زندگی ارزش زیستن خواهد داشت، دنیا ارزش بهتر شدن خواهد داشت، تمام ارزشهای انسانی که شادی بخش هستند پر رنگ تر خواهند شد، شادی معنای بیشتری پیدا خواهد کرد، و این پرسش پیش خواهد آمد که چگونه میتوان شاد بود؟

    و مرحوم سقراط ابرمرد تاریخ پاسخ بسیار جالبی به این پرسش دارد، برای مشق هفته دیگه و بجای اینکه بیای اینجا حرف مفت بزنی برو یاد بگیر بیا اینجا بنویس.

    روضه بسیار خوبی بود حیف این همه استعداد تو روضه خونی که پا شدی رفته اونور آب و کیبورد صدتا یه غاز فشار میدی!
    جناب تئوریسین بیخدایی
    منهای خدا انسان به معنای خاص رو نمی تونی تعریف کنی چه برسه به اینکه بتونی شاد بودن را دلیلی بر بودن او بدونی
    البته من می دونم که تو این چیزها رو هزار بار بیشتر از من میدونی اما لازمه گاهی تذکر داده بشه که یه عده فکر نکنند حرفای آرش بیخدا وحی مسلمه.

  28. >آرش بیخدا:اشکال کار شما این است که علی رغم اینکه خود میدانید صرف خداباوری یک آدم را اخلاق مدار نمیکند، و قبول دارید که هر بیخدایی اخلاقمدار نیست، ولی وقتی نوبت به بیخدایان میرسد فکر میکنید ما باید بتوانیم همه بیخدایان را اخلاقمدار کنیم! به دنبال چیزی هستید که خلاف طبیعت موجودات زنده است، اما به این توجه نمیکنید که خداباوری هم این را ندارد! پس این یک ضعف در بیخدایی نیست بلکه ضعف در درک شما از اخلاق است.
    ———————————————
    نه عزیز دل برادر ! نه ما فکر میکنیم که بیخداها لزوما بی اخلاقند و نه فکر میکنیم که شماها باید بیخداها را بااخلاق کنید همانطور که مدعیان خداباوری هم که بی اخلاق باشند در نظر ما فقط مدعی هستند ونه خداباور واقعی ! من تنها چیزی که میخواستم نشان بدهم این که از لحاظ تئوری یک بیخدا نمیتواند خوب توجه کن «نمیتواند » نه اینکه «نخواهد » لزوم پایبندی به اخلاق را با هر تعریفی که خودش از اخلاق داشته باشد ثابت کند . همین وتمام . و تمام موضوعات فرع بر اخلاق مانند آزادگی -درستکاری – راستگویی -شرافت و غیره هم در برابر یک بیخدا از لحاظ تئوریک قابل اثبات نیستند و بازهم نه اینکه لزوما یک بیخدا بی شرف هم باشد فقط از لحاظ تئوریک قابل اثبات نیست ! حالا شما هم میتوانید هزاران صفحه در باره نحوه پیدایش اخلاق و یا چگونگی تغییر آن بنویسید اما اگر روزی توانستید لزوم اخلاقی زندگی کردن آنهم با طول عمر انسان فعلی را ثابت کنی لطفا به من هم خبر بده ! هروقت توانستی ثابت کنی که الان بین هیتلر و ادیسون تفاوت هست (خوب توجه کن همین الان که هردوتا خاک شدند) لطفا به من هم خبر بده .
    ——————
    >آرش بیخدا :تا زمانی که موجودات زنده وجود داشته باشند اخلاقمداری و بی اخلاقی موجود خواهد بود.

    اما میتوان بی اخلاقی را کم و کمتر کرد، با هرچه بیشتر مرتبط ساختن رفتار غیر اخلاقی با کسب شر!
    —————————
    با این قسمت موافقم اما این ربطی به اثبات لزوم پایبندی یک فرد به اخلاق نیست بلکه سخنی از راسکلنیکف قهرمان داستان جنایت و مکافات نوشته داستایوفسکی را یادآوری میکند که : پس از کشتن پيره‌زن رباخوار، با پول او بزرگ‌ترين نيکي‌ها را در حق مادرش روا داشته که اين چنين زير بار تحمل مخارج زندگي او رنج مي‌کشد و نيز در حق خواهرش که سعادت او بستگي کامل به اين اقدام دارد. از طرفي، خود او مي‌تواند آزدادنه و سرافراز به دانشگاه بازگردد و مقدمات زند‌گي خود را فراهم سازد. و نهایتا اینکه میگوید :می خواستم برای خود ناپلئون بشوم برای همین او را کشتم
    ———–
    >آرش بیخدا :بدترین اتفاق در این میان این است که اخلاق شناخته نشود و چیزهای دیگری جای اصول فلسفی اخلاقی را بگیرند مثل دین!
    —————
    اگر دین را برابر با خداباوری فرض کنیم (حتما میدانید تعاریف دیگری هم از دین وجود دارد ) امیدوارم شما و دوستان گرامی مانند سوگل و آقا مصطفی توجه داشته باشند که بدون خدا هیچ اصول اخلاقی قابل توجیه و پایبندی به آن قابل اثبات نیست .

  29. اسامه بن لادن فقط یک فرده. ایکاش ریشه این طرز تفکر برچیده بشه.

  30. هلاكت اسامه بن لادن، جنايتكار بزرگ تاريخ معاصر بر همه آزادگان جهان مبارك و فرخنده باد!

  31. A bad man does bad things but it takes religion to make good man do bad things
    Mark twain

  32. خب شما مثلا لیبرالها چرا اینقدر بی منطق و خشک مغزید؟من فرضیات رو مطرح کردم ولو درست یا غلط.من کی گفتم که ای کاش شوروی ایران رو اشغال می کرد؟!از نظر من بهترین حالت ماندن مصدق در قدرت بود و استحکام بخشیدن به جریان دمکراسی نیم بند در ایران.ولی مصدق ذاتا فردی ترسو و اهل ممشات بود امااین استحمار بریتانیا بود که درشب کودتای نافرجام 25 مرداد توده ایهای قلابی رو فرستاد تو خیابون تا مجسمه شاه رو بکشند پایین و شعار جمهوری سر بدهند.و مصدق هم فریب این صحنه سازی رو خورد.بعد از این جریان اخوند کاشانی یک نامه فدایت شوم برای اعلیحضرت نوشت و درخواست عاجزانه کرد که اعلیحضرت به وطن برگردند!امریکایی ها مصدق رو راضی کردند که به نفع شاه از قدرت کناره گیری کند ودکتر هم قبول نمود!تمام ماجرای کودتای 28 مرداد یک سناریوی از پیش نوشته شده بود.امریکا مقصر اصلی در سرنوشت فعلی ایران است و خود مادلین البرایت وزیر خارجه سابق امریکا به دست داشتن این کشور در سقوط مصدق اعتراف و از پیشگاه ملت ایران پوزش خواست.من از امریکا بدم نمیاد ولی خوشم هم نمیاد.مجموع عملکرد امریکا در قرن بیستم،کاملا غیر قابل دفاع است.اگر تاریخ بین استالین و ترومن فرقی گذارد تاریخ نیست.بهر حال ارش جان من هم از شما خرده بورژواها چندان خوش ندارم.البته امثال شماها کبریت بی خطرید.اگر اسلحه به دستتان دهند جرات شلیک ان راندارید.فقط درمسایل تئوریک وارد شده واهل عمل نمیباشید.شما خرده بورژوایان بعد از انقلاب سوسیالیستی چاپلوسانه به کمیته های ما خواهید پیوست و البته ما هم ترجیح میدهیم شما را نادیده بگیرم اما در حال حاضر مشکل اصلی وبزرگ کمونیٍسم،مذهب و خرافه پرستیست و ما تا زمانی که میخ پولادین و دردناک کمونیسم را در ما تحت اسلام و مسلمین و دیگر مذاهب و باور های احمقانه،فرو نکنیم،دست از سرشان بر نخواهیم داشت.
    اما در پاسخ به ان احمق سلطنت طلب با نام «الله و عرب ستیز»:اولا که سپاس گذارم از مهر و الطاف تاریخ،طبیعت و سیاست که چنین دشمنان الاغی به ما اهدا نمود.
    ثانیأ:اینقدر ادرار دیگران رو قرقره نکن اگه حرفی با من داری لازم به کپی پیست کردن اراجیف تکراری احمقانی مثل خودت نیست که البته شاید سواد کامنت گذاشتن رو نداشته باشی.شما ناسیونالیستاخرتر از اونی هستید که ما بخواهیم با شما حرفی داشته باشیم.و مهمترین دلیل خر بودن شما همین است که هنوز فکر میکنید از نژاد اریایی هستید.
    اگر سلطنت طلبی باید به این سوأل مهیب پاسخ دهی که چطور تا قبل از انقلاب،سر در مستراح اسلام وشیعه اثنی عشری داشتید و اعلیحضرتتان را نظر کرده امام رضا میدانستید ولی امروز سر در اخور اهورا و اوستا کرده اید؟
    اما اگر از دار و دسته اراذل اوباش جبهه ملی و نهضت ازادی هستی باید بروی و افتابه ای که عبدلعلی بازرگان با خود از ایران خارج نمود تا با ان طهارت اسلامی بجا اورد را بیابی و به عنوان یک شئ عتیقه تحویل موزه لوور پاریس بدهی.
    ثالثأ:کدام احمقی به تو گفت که قذافی و اسد کمونیستند؟هر کس که تز ضد امریکایی دشته باشد که لزومأ کمونسیت نیست.
    بهرحال من فکر میکنم جوجه کمونیست بودن بهتر است از یک خر پیر خرفت درباری بودن.بدرود

  33. دوست عزیزی به نام مهران پرسشی را مطرح کرده و با پاسخهایی از سوی برخی دوستان هم مواجه شده است.تا آنجایی که من متوجه شدم منظور اصلی دوستمان از این پرسش القای این نکته است که اگر خدا و قیامت وجود نداشته باشد آدمها دست به هرکاری می زنند و زندگی بی اندازه تیره و تار می شود.این یک مغالطه قدیمی است به این صورت که یک گزاره را در نظر می گیرد و بعد درستی این گزاره را باعث نتایج منفی و وخیم می شمارد و در انتها نادرستی گزاره مزبور را نتیجه می گیرد. شکل ساده این مغالطه به این شکل است:اگر به اندازه کافی باران نبارد خشکسالی روی میدهد.خشکسالی باعث قحطی و کمبود آب و گرسنگی و بیماری میشود.نتیجه:حتما به اندازه کافی باران خواهد بارید
    فکر می کنم نیازی به توضیح بیشتر در خصوص مغالطه بودن این مدل استدلال نباشد

  34. بجای قسم بخدا بگوئیم حضرت عباسی یا به ناموس زهرا!
    راستی ناموس زهرا یعنی چی؟
    به نظرم به جای خاصی از زهرا میخواد اشاره کنه!!

    (o)

  35. من اعتقاد دارم خیلی از کلمات از احاظ ریشه یابی لغوی بر مبنای باور هایی شکل گرفتن که الان ما اون باور ها رو غلط می پنداریم. برای مثال جایی شمیدم کنه معنی اصلی کلمه دختر در زبان فارسی شیردوش هست. حالا مثلا در قرن بیست و یکم و زندگی صنعتی و … دیگه اصلا مصداقی نداره که بیایم ربطی بین دوشیدن شیر گاو و فرزند مونث خانواده پیدا کنیم ولی کماکان از این لغت استفاده می کنیم. و هیچ هم ریشه این کلمه رو بیاد نمی آریم. بنا بر این من فکر می کنم در مواردی حفظ لغات بسیار رایج مذهبی که جنبه عمومی پیدا کرده اشکالی نداشته باشه. البته منظورم قسم و آیه و اصطلاحات آخوندی و خاله زنکی و غیر رایجنیست

  36. من همیشه از این اصطلاحا برای خنده استفاده میکنم. مثلا به قران خیلی بامزه است شبیه طرز حرف زدن بچه های کوچیکه!:))

  37. از همین تریبوناز امت همیشه در صحنه دعوت می کنم برای قسم خوردن از قسم به نام جلاله خداوند تبارک و تعالی خودداری کنند که قسم به خدا در اسلام حرام است و این از عجایب بی خدا یکبار حرف حساب زده است.

    برادران می توانند برای قسم های دروغ به جان آرش بیخدا قسم بخورند که صواب هم دارد.

    نصرمنالله و فتح قریب

    • شما انقد قسم دروغ بخور تا خسته بشی ستیزجان. ما هم اگه خال به تن ارش افتاد به خدای شما ایمان میاریم!

    • معمولاً کفار حرف حساب بیشتر میزنن نازنین
      همین حرفهای حساب این کامپیوتر رو جلوی شما گذاشته و الا شما الان مثل پیامبرت با عرق شتر نجاستخوار روبرو بودی و سرت شپش داشت

  38. اينشتين يك عقيده‌ي بنيادي داشت كه بر طبق آن، قوانين طبيعت بايد برحسب معادلات زيبا قابل بيان باشند… و اين، اساس تمامي روشهاي كار او را تشكيل مي‌داد. مطابقت با تجربه به هيچ وجه يك وي‍ژگي غالب در كارهاي اينشتين نبود.
    … نگرش اينشتين صحيح بود. اين نگرش مشخصه‌ي او بود و مستلزم اين است كه ايمان بيشتري به انديشه‌هاي مبتني بر رياضيات زيبا داشته باشيم تا نتايج تجربي. آزمايشگران همواره در دقت نتايجشان اغراق‌گويي مي‌كنند و در معرض خطا هستند.
    … ممكن است بپرسيد كه چرا اين معادلات (بنيادي) بايد چنين زيباييِ فوق‌العاده‌اي داشته باشند. ما نمي‌توانيم به اين سؤال جواب قاطع بدهيم. مي‌توان گفت كه اين اصلي است كه خصوصاً در دست اينشتين مفيد واقع شده است. بايد قبول كرد كه خداوند جهان را چنين آفريده است و ما را به ميدان طلبيده كه رياضياتِ زيربناييِ فيزيك را بيابيم.
    – پل ديراك، فيزيكدان مشهور بيخداي؟ انگليسي
    Dirac, P.A.M., «Einstein and The Developement of Physics,» in The Impact of Modern Scientific Ideas on Society, edited by C.M. Kinnon, (Dordrecht-Holland: D. Riedel, 1981), PP. 13-23

    • بعد چجوریاس که خود اینشتین بی خدا بود اونوقت؟

      • یا اصلا چرا راه دور بریم همین اقای دیراک که ازش نقل قول میکنی! اگه واقعا منظورش از خدا همون چیزی بوده که شما میپرستی چرا خودش بیخداست؟

        • سوگل جان!
          اولاً انیشتین بیخدا نبود:
          http://www.aftabir.com/lifestyle/view/81397/%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%b4%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%af-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa
          ثانیاً کجای حرفهایم گواه خداپرستی من است؟!
          من به تجربه شخصی تأثیری در دعا و توسل به پیشگاه خدا، پیامبر اسلام، ائمه، امامزادگان، عرفاو حتی عیسی مسیح نیافته‌ام و البته ممکن است در آینده نظرم تغییر کند و برای دیگران هم نسخه نمی‌پیچم. خداپرستی با خداباوری متفاوت است.

          • بله مرسی واقعا از سایت قابل اعتمادی لینک دادید! اون جناب بی خدا بودن و منظورشون از خدا در صحبتهاشون بیشتر جهان و نظم جهانه. فیزیکدانا از این اصطلاح زیاد استفاده میکنن. این کوت هم از اقای اینشتین:
            I do not believe in a personal God and I have never denied this but have expressed it clearly. If something is in me which can be called religious then it is the unbounded admiration for the structure of the world so far as our science can reveal it

            کلا بین این که ایشون اگناستیک بود یا اتئیست بحث هست اما صددرصد خداباور نبود. در ضمن مغلطه کار قشنگی نیست. من سوالم رو اصلاح میکنم و دوباره میپرسم: یا اصلا چرا راه دور بریم همین اقای دیراک که ازش نقل قول میکنی! اگه واقعا منظورش از خدا همون چیزی بوده که شما بهش باور داری چرا خودش بیخداست؟

          • به هرحال چون بعیده شما بتونی توضیحی بدی من جواب سوال خودم رو خودم میدم. آقای دیراک یک دانشمند بیخدا بودن، و کوتهای زیادی ازشون هست در این زمینه. اگه سرچ کنین خیلی راحت پیدا میکنین. اگرم نه بگید اینجا میذارم. تا جایی که هایزنبرگ در موردش یه جمله معروف داره: «دیراک اعتقاد داره که خدایی وجود نداره، و دیراک پیغمبرشه!» اما ایشون هم مثل بعضی از فیزیکدانها (اینشتین، هاوکینگ، و بعضیای دیگه) از کلمه خدا در مفهوم استعاری استفاده میکرده گاهی. یعنی خدا اینجا به معنی موجود ماورا طبیعی نیست بلکه به معنی طبیعت و یونیورسه

  39. آقا جان!
    اگر شما مقاله‌ی «آیا پولدارها سربار هستند؟» را می‌خواندید، متوجه می‌شدید که این مقاله، وجود پولدارها را برای رشد اقتصادی جامعه ضروری دانسته است!
    شاید تا الآن متوجه شده باشید که من هم همانند هر انسان عاقل و منصفی در جهان امروز که اندک آشنایی با علم اقتصاد داشته باشد، طرفدار بازار آزاد و مخالف مارکسیسم و ناسیونالیسم اقتصادی هستم!

  40. من معمولا از این که بخوام حرفمو به کسی اثبات کنم بیزارم نه به دلیل این که تاثیر منی داره بلکه میفمم خود اون شخص شخص درستی نیست که یک همچین انتظاری داره ولی زمانی که با کسانی روبرو میشی که تا حد زیادی نادانن مجبورم از بخدا استفاده کنم مامان خودم همیشه بجای بخدا اغلب میگه به خرما (;

  41. سلام جناب آقاي آرش بي خدا. عنوان وبلاگت نوشتي خردگرايي. خوشحال ميشم به سوالم به دور از هرگونه تعصب و تنها با تكيه به خردت جواب بدي. سوالم اينه: اگه فرض كنيم خدايي وجود نداره (كه شما اعتقاد داري خدايي وجود نداره) و فرض كنيم كه دنيايي غير از اين دنيا وجود نداره و هر چي هست همين دنياست و پاداش و جزايي هم نيست با فرض اين چيزايي كه گفتم آيا من مي تونم زن پير پولدار همسايمونو كه هيچ كس و كاري نداره و تنهاي تنها زندگي مي كنه و زمين گيرم هست بكشمش؟ آيا مي تونم؟ با اين فرض كه هيچ كس هم نمي فهمه و برام دردسر نميشه. بعدش راحت مي تونم با جواهرات توي خونش براي خودم يه زندگي مرفه بسازم. خيالم هم راحته كه نه كسي هست مجازاتم كنه و نه اون دنيايي هست كه بخواد بازخواستم كنه. اگه ميشه جواب صريحي به من بديد. و خواهشا اين سوال منو كامل با جوابش بذاريد روي وبلاگتون. البته اگه واقعا خردگرا هستيد.
    با تشكر

    • آرش بیخدای عزیز اگر اجازه داشته باشم می خوام نقطه نظر خودم رو در مورد این پرسش بیان کنم.
      مهران عزیز
      این که بتونیم تشخیص بدیم چه کاری درست و خوب هست و چه کاری نادرست و ناشایست هست نیازی به احکام الهی نداره. ( که البته من نسبت به الهی بودنشون شک عمیقی دارم.) ملاک قضاوت ما باید مصلحت جامعه بشری باشه ( لطفا هواداران حقوق حیوانات من رو عفو کنند.) ما انسانها به دست آورد عظیمی مفتخر هستیم که همان حقوق بشر هست. اعلامیه جهانی حقوق بشر قانون اساس کل دنیاست و بسیار عمیق تر و منصفانه تر از ده فرمان موسی گویا نوع رفتاریست که سعادت بشر را تضمین خواهد کرد و الگویی هست که با تکیه بر اون می توان در موارد پیچیده با کمی تعقل رفتار درست و غلط را از هم تشخیص داد. در اغب کشور های دنیا هم قوانین بر مبنای همان اعلامیه تدوین شدن و نه تنها منافاتی باهاش ندارن بلکه خیلی هم دقیق تر و مبسوط تر و با تکیه بر جزئیات بشتر رفتار های غلط رو مشخص کردند. لولو شاید خوبی هایی داشته باشه و از جمله اون خوبی ها شاید این باشه که باعث می شه بچه کار بد نکنه. اما بدی اصلی لولو اینه که بچه لولویی بار می آد و با این دید و تصور بزرگ می شه که من کار بدب نباید بکنم چون لولویی هست که می فهمه و می آد مجازاتم می کنه. این بچه وقتی بزرگ تر شد این لولو جایش رو به یک لولوی خیلی خطرناک تر و بزرگ تر می ده که هرگز هم نمی شه سرش کلاه گذاشت چون همه جا با ماست و همواره بما همی نگرد ( به قول سعدی الیه رحمه ) خوب اینجاست که اگر به طرف بگیم بابا جان لولویی در کار نیست خوب اولین چیزی که به ذهنش می رسه اینه که بره ترتیب پیرزنه رو بده. اما این بچه بیچاره رو اگر بجای ترسوندن با خوی انساندوستی و عشق بار می آوردن. اگر از اول بهش می فهموندن که همونطور که تو جون خودت رو و پدر و مادر و پدربزرگ و مادر بزرگت رو دوست داری دیگران هم جان دارند و جان شیرین خوش است ( باز هم به قول سعدی الیه رحمه) و اگر از اول جای عمه جز تو مخش لذت بردن از زیبایی و احترام و عشق به انسانیت و حقوق انسانی و خرد و علم و دانش و اخلاق رو تو مخش می کردن این فرد در بزرگشالی نمی رفت پیرزنه رو بکشه که هیچ حاضر بود بره براش خرید هم بکنه و کاراش رو هم انجام بده و این فرد هرگز حتی حاضر نمی شد که یک پولی رو که بهش تعلق نداره به زور تصاحب کنه. ضمنا خوشبختانه معمولا در اکثر ممالک دنیا پلیس و قانون و سیستم قضایی مناسب هم هست که اجازه نمی دن افرادی که به این حد از تکامل نرسیدن با رفتارهای خودخواهانه ضد بشریشون سلامت جامعه رو به مخاطره بندازن. اما حالا اومدیم و یکی تونست از دست قانون در بره و پولها رو زد به جیب. مجازاتش چی می شه حالا که لولو الکی از آب در اومد؟ در پاسخ باید بگم هر کسی خودش مجازات خودشه. اگر کار بدی کردی مجازاتت اینه که چنین آدمی هستی که چنین کاری می کنه. مجازات یک احمق حماقتشه و عذابی که از حماقت خودش می بره ( البته ممکنه اون خودش هم اصلا نفهمه احمقه و حتی هیچ احساس عذابی هم نکنه) ولی من و تو که از بالا داریم می بینیمش که می فهمیم اون در چه سطحی قرار داره و چقدر عاجزه از درک زیبایی و خوبی و درستی.

      • آقا مصطفی عزیز احتراما در باره آنچه پاسخ به مهران گرامی بود خدمتتان عرض کنم وتا حالا هم چندبار گفتم .در مثال مهران که سئوال نبود که چکار بکنیم یا چکار نکنیم ! سئوال خیلی واضح بود :چرا با وجود امنیت کامل و برای بدست آوردن پول قتل نکنم ! همین .خب چرا ؟!
        در اینجا اصلا در باره ذات انسان که تمایل به نیکی دارد یا اینکه مثلا ده فرمان موسی الهی هستند یا نیستند چیزی گفته نشده که شما با حقوق بشر مقایسه میکنید یا بعضیها میگویند بیخداها هم میتوانند «خوب » باشند بلکه پرسش صرفا تئوریک است .! جالب اینه که شما میگید یک احمق ممکن است حماقت خودش را درک نکنه و احساس عذاب هم نداشته باشه ! خب پس چطور مجازات کار احمقانه را فقط احمق بودن فرد میدانید ؟حال من دوباره پرسش تئوریک را تکرار میکنم :در صورت فقدان روز قیامت چرا باید خوب بود !
        در پایان خلاصه کنم که در غیاب خدا اساسا مفاهیمی مثل خوبی -صداقت -درستکاری مفاهیمی قراردادی هستند و هیچیک ارزش ذاتی ندارند .در بین بی خداهایی که دیدم تعداد کمی از جمله راکی مانانوف هم مفاهیم بی خدایی را درک کرده اند و البته صداقت آنرا هم دارند که بدون حاشیه سازی آنرا بیان کنند .

        • من راجع به جواب سوال شما زیاد مطالعه کردم دوستان عزیز و امیدوارم بتونم به طور خلاصه خوب جواب شما رو بدم. اول این که این مساله که از کجا ما میدونیم که ادم کشی کار بدیه و تمایلی نسبت بهش نداریم کاملا مشخصه. چون اگر برعکسش بود صددرصد نسل بشر از بین می رفت و الان من و شمایی نبودیم که بحث کنیم. در کل مشخصا ادمها علاقه به ادامه زندگی دارند. و مکانیسم زندگی اجتماعی در جوامع کوچیک اولیه باعث شده که ما امروزه یه غریزه ای داشته باشیم به نام اخلاق. شما اگه به گونه های دیگه جانوران اجتماعی دقت کنین میبینین که اونها هم تا حدی چنین اخلاقیاتی رو در جوامع کوچیک خودشون رعایت میکنن. برای مثال میمونها کاملا درک دارن نسبت به دادن سهم کسایی که باهاشون همکاری میکنن. یا آسیب نرسوندن به اطرافیانشون. این که چرا چنین درکی دارن هم تا حدودی بدیهیه. یکی میتونه به دلیل این باشه که در استخر ژنهایی که موجودات از اون انتخاب میشن ژنهایی که تمایل به اخلاق این چنینی رو زیاد میکنه بیشتر انتخاب میشن. چون احتمال زنده بودن کسی که با دیگران خوب رفتار کنه بیشتره. اما حالا این که در جوامع بزرگ ما چرا همچنان این اخلاق حفظ شده.. از این نظر مثل علاقه جنسی میمونه که دلیل تکاملیش بقای نسله. ولی امروزه این همه ادم هستن که برای بقای نسل سکس نمیکنن! بخش دیگه ای از اخلاق هم در جامعه ایجاد شده و به فرهنگ بستگی داره. برای مثال اگه کسی ادم دیگه ای رو بکشه مجازات میشه. ولی مثلا اگه کسی در عربستان یه بی خدا رو بکشه شاید ازش تشکر هم بکنن.

        • من جوابی که گذاشتم رو خودم نمیبینم. اما امیدوارم که گذاشته شده باشه. اما این که شما چرا ادم نمیکشی. با توجه به سوالتون باید بگم که اگه ادم بکشی تو دردسر میفتی دوست من! ممکنه اعدام شی یا بری زندان. حالا شما بگو اونایی که به قیامت اعتقاد دارن چرا ادم میکشن؟ در ضمن باید بگم شما اگه از زندانها نظرسنجی کنی از بین ادمهای زندانی اکثرا به خدا اعتقاد دارن و درصد کمیشون بی خدان. اینم جواب سوالی که به اخلاقگرایی بی خداها وارد کردید. البته این به خاطر این نیست که عقیده مذهبی تاثیری داره در قانونشکنی. بیشتر به این خاطره که بی خدا ها معمولا ادمهای تحصیلکرده و از سطوح بالاتر فرهنگی جوامع هستن. در کل به نظر من واضحه که عقاید دینی و اخلاقمداری دو چیز کاملا جدا از هم هستن

          • مثل این که اولین کامنت من نیومده. توش از ریشه های تکاملی اخلاق و اخلاقیات حیوانات صحبت کرده بودم که به راحتی اگر در اینترنت سرچ کنین مطالبی در موردش پیدا میکنین. پس خیلی اشکال نداره. اما در نهایت من میخوام یه سوالی از شما بپرسم که فکر میکنم ایراد موجود در سوال شما رو کاملا روشن کنه. با توجه به اسمتون و اصطلاحاتی که به کار بردید حدس میزنم مسلمون باشید. در دین شما اگر شما با کشور غیر مسلمانی بجنگید و زنی به دست شما بیفته میتونین به زور با اون سکس کنین حتی اگه شوهر داشته باشه. خود پیامبر اسلام این کار رو انجام میدادن و لغت کنیز هم در تقریبا همه موارد به چنین زنی اطلاق میشه. من فکر میکنم که شما به عنوان انسان با اخلاقی که در قرن بیست و یکم زندگی میکنه هرگز حاضر به تجاوز جنسی به یک زن که به تازگی تمام زندگیش رو در جنگ از دست داده نباشید. میتونم بپرسم با این که خدای شما این کارو مجاز دونسته و در قیامت از شما بازخواست نخواهد شد این کار رو نمیکنین؟

          • مثل این که اولین کامنت من نیومده. توش از ریشه های تکاملی اخلاق و اخلاقیات حیوانات صحبت کرده بودم که به راحتی اگر در اینترنت سرچ کنین مطالبی در موردش پیدا میکنین. پس خیلی اشکال نداره. اما در نهایت من میخوام یه سوالی از شما بپرسم که فکر میکنم ایراد موجود در سوال شما رو کاملا روشن کنه. با توجه به اسمتون و اصطلاحاتی که به کار بردید حدس میزنم مسلمون باشید. در دین شما اگر شما با کشور غیر مسلمانی بجنگید و زنی به دست شما بیفته میتونین به زور به او تجاوز کنین حتی اگه شوهر داشته باشه. خود پیامبر اسلام این کار رو انجام میدادن و لغت کنیز هم در تقریبا همه موارد به چنین زنی اطلاق میشه. من فکر میکنم که شما به عنوان انسان با اخلاقی که در قرن بیست و یکم زندگی میکنه هرگز حاضر به تجاوز جنسی به یک زن که به تازگی تمام زندگیش رو در جنگ از دست داده نباشید. میتونم بپرسم با این که خدای شما این کارو مجاز دونسته و در قیامت از شما بازخواست نخواهد شد این کار رو نمیکنین؟

          • سوگول عزیز از اینکه افکارت رو توی وبلاگ وزین اینجانب منتشر میکنی خوشحالم و استقبال میکنم.

            بعضی از کامنت ها میره توی فیلتر اسپم و میاد زیر تیغ اینجانب که تصمیم بگیرم دو شقه شوند یا منتشر شوند، وقتی یک کامنت نمیاد اجازه بدید یک چند روزی بگذره بنده حوس وبلاگ بازی کنم بیام تاییدش کنم.

            منم معمولاً اگر توش فحش خواهر مادر نباشه و تبلیغ نباشه تاییدش میکنم. البته فحش ها رو هم میخونم و برای خنده و انرژی مثبت و مدال موفقیت دوستشون دارم.

        • حسین جان
          این که آدمی ندونه در سطح بسیار پایینی از رشد و کمال و انسانیت و درک و فهم قرار داره دلیل این نمی شه که این فرد در سطح پایین قرار نداره. در قیاس فرض کن توانایی های یک کرم بیشتره یا یک عقاب؟ از نظر حسی و حرکتی و پیچیدگی سیستم عصبی و موارد بیشمار دیگه ای یک عقاب بسیار پیشرفته تر از یک کرم خاکی هست و بنابر این دامنه قدرت و فعالیت وسیعی داره و در زمینه مذکور نسبت به کرم برتری انکار ناپذیری داره. اما مسلما کرم خاکی نسبت به این قضیه اینسایت و اذعان نداره. همینطور، انسانها هم با دارا بودن سطوح مختلفی از شناخت و معرفت و علم و خودآگاهی ادراک هر کدام ماحصل آنچه هستند که از خود ساخته اند. هرچه در رشد خود کوشاتر بوده اند قادر به درک لذت های بیشتری هستند و هرچه بیشتر غرق در عقده های درونی و نادانی و تعصب و عصبیت و آنارشیسم احساسی و باور های مبتنی بر اطلاعات و داده های نادرست باشند کمتر قادر به درک لذت های واقعی هستند . بنابر این یک جنایتکار یا یک دزد و خلافکار که برای پول ذست به قتل می زنه بسیار بدبخت تر است از یک انسان سالم از نظر شناختی و رشد روانی و اجتماعی که حاضر به انجام چنین کاری نیست.

          • سوگل محترم بله من من مسلمان و شیعه هستم مطالبی که گذاشتید را خواندم و در ادامه سعی میکنم کوتاه و در پاسخی مشترک به آقا مصطفی بیان کنم .
            سوگل و مصطفی عزیز شما زحمت کشیدید و مطالبی در براه ریشه های پیدایش اخلاق ونحوه کارکردش گفتید اما فکر میکنم احتمالا من نتوانستم منظور خود را درست بیان کنم البته سوالاتی هم از من کردید که برای جلوگیری از حاشیه روی و طولانی شدن فعلا به آنها نمیپردازم . لذا سعی میکنم سئوال خودم را بطور عینی و ملموس تکرار کنم .
            همان داستان پیرزن که مهران گرامی گفت :خوب توجه کنید چون این مثال در عالم واقعیت دور از ذهن نیست !
            پیرزنی ناتوان و پولدار و کاملا مهجور که کشتن او مساوی با پولدار شدن بی خطر من ! خب چکار کنم ؟!
            من یک قدم جلو میگذارم و میگویم جوانی هستم ابتدای زندگی ! با شرکت در قاچاق مواد مخدر میتوان به راحتی و طی مدتی کمی پولدار شوم و البته میدانم که اینکار خطرناک است اما من علاوه بر پولدار شدن خطر کردن را هم دوست دارم ولذت میبرم .شما میتوانید بعنوان یک بیخدا ذخیره زنی مرا معیوب بدانید ! میتوانید از نظر روانی مرا بیمار بخوانید ! اصلا مهم نیست چون بقولی تاریخ را پیروزها مینویسند ! من اگر میلیاردر شدم صدتا وکیل و خدمتگزار میگیرم و اگر هم نشدم و در این راه کشته شدم بازهم خوشحالم چون زندگی کشته شدن در راه پولدار شدن را به زندگی گوسفندی (ببخشید من دارم نقش آن جوان را بازی میکنم ) شما ترجیح میدهم اما شما میتوانید زندگی گوسفندی خود را مثلا به نفع بشریت بدانید ! حال مثال را ادامه میدهم . من مردی قوی هیکلم و در یک نزاع خیابانی که البته کمی هم مست بودم یک نفر را کشتم و دوستانم مرا فرار دادند . الان حدود یکسال میگذرد و کسی هم دنبال من نیامده ! من درسی گرفتم که دیگر مست نکنم اما آیا به نظر شما دلیلی دارد که خود را به پلیس معرفی کنم . ؟! بهرحال زندگی من به خوبی در حال گذر است و باتوجه به گذشت زمان اثبات جرم قتل برایم مشکل شده و تازه اگر هم خودم را معرفی کنم برابر قوانین تخفیف قابل توجهی برای من صورت داده نمیشود ! خب چکار کنم .
            خلاصه از این مثالها زیاد است و دوستان بیخدا از لحاظ تئوری توجه کنید از لحاظ تئوری نمیتوانند مرا قانع کنند که در این شرایط هم نباید کار بد کرد . البته عملا «(نه در تئوری ) موضوع فرق میکند چون در عمل شرایط محیطی شامل نوع تربیت تاثیر زیادی در رفتار فرد دارند که فعلا به آن نیپردازم . در پایان یک کلیپ که در اینترنت (احتمالا یوتیوب (بود را خدمتتان میگویم . کلیپی که زن جوان را نشان میداد که در حال دویدن به طرف یک تختخواب مجلل بود بعد یک مرد جوان بدنبال زن خود را به تخت میرساند و نوشته ای به زبان انگلیسی میامد که ایندو همسر دارند اما با هم ازدواج نکردند » بعد مرد زن را در آغوش میگرفت و مشغول بوسه میشدند نوشته میامد که «زود یک شریک جنسی بگیرید » و در ادامه بزرگ میامد «عمر کوتاه است «. میبینید که در مکتب بیخدایی بحث بر سر کوتاه بودن عمر نیست چون همه قبول دارند اما بحث آنستکه در این عمر کوتاه چکار کنیم . اگر انسان آفریده ای عبث باشد پس هرچیز قابل توجیه است .!
            «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثاً وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لا تُرْجَعُونَ «

    • تونستنش که میتونید، منظور شما اینه که اینکار اخلاقیه یا نه؟ نا آشنایی شما با اخلاق در حدیه که شما حتی سوالتون رو هم نمیتونید درست بپرسید! بجای اینکه بگید میتونم اینکار رو بکنم یا نه باید میپرسیدید درست است که اینکار رو بکنم؟ خوب است که اینکار رو بکنم؟ اخلاقی است که اینکار رو بکنم؟ همین قیامت و خزعبلات مشابه باعث میشه شما احساس نیاز به اخلاق و یادگیریش نکنید.

      معلومه که اخلاقی نیست اون پیرز زن مالک جان و مالش هست، سوال خیلی راحتی بود.

      بین آدمها یک سری اخلاقمدار هستند یک سری نیستند، بیشتر به تربیت و فرهنگ و سلامت روانی و اجتماعی و میزان فهم و شعور آدمها ربط داره نه به اینکه خدا رو قبول دارند یا نه.

      ما آدمهای اخلاقمدار و نسبتاً اخلاقمدار دنیا هم برای مبارزه با بی اخلاقی و آدمهای بیمار تدابیری اندیشیده ایم مثل پلیس و قانون، که تا جای ممکن جلوی این مسائل رو برای کسانی که اخلاق مدار نیستند بگیریم. بطور قطعی نمیشه جلوی جرم و جنایت رو گرفت ولی میشه میزانش رو پایین آورد، راه حلش هم خر کردن آدمهای نادان و قبولاندن آخرت به آنها نیست، من وقتی به یک کشور مسلمون که همه آخرت رو قبول دارند مسافرت میکنم بیشتر مواظب این هستم که توی پاچه ام چیزی نره تا توی سوئد و ژاپن که خیلی کم پیش میاد کسی به این خرافات باور داشته باشه.

      شما منظورت اینه که هیچ خداباوری در طول تاریخ اینکار رو نکرده؟ همین پیامبر اسلام به عنوان یک آدم خداباور حرفه و شغل و سرگرمیش کارهایی توی همین مایه ها بود نازنین!

      یا اینکه هر بیخدایی یک زن همسایه کشته؟ یا آدمهای بیخدا کم اخلاق تر از آدمهای خداباور هستند؟ همه اینها نیاز به سند و اثبات و آمار داره نازنین.

      توضیحات بیشتر رو من در اینجا داده ام مطالعه بفرمایید:
      http://www.zandiq.com/articles/0000000183.shtml

      • اگر از امروز تا آخر عمرت آسمان و ریسمان ببافی که اخلاق چنین است و چنان
        آنچه در نهایت ثابت می شود این است اخلاق مدار بودن بهتر از بی اخلاق بودن است که خب مشخص است این مقدار از معنای اخلاق مدار بودن نیاز به اثبات ندارد و خودبخود روشن است
        آنچه مهم است این است که بدون فرض وجود خدا چه دلیلی بر لزوم (تاکید می کنم لزوم)‌ اخلاق مدار بودن وجود دارد؟

        الآن که حدود بیش از نیم قرن از مرگ هیتلر گذشته چه فرقی بین او و مثلا ادیسون وجود دارد در حالیکه هیتلر سبب مرگ ده ها میلیون و رنج بیشمار صدها میلیون نفر شده است اما از نتیجه تلاش ادیسون تا همین اکنون میلیاردها نفر از منتفع شده اند؟

        هر دو مرده اند و بیش از مشتی خاک و شاید چند تکه استخوان بیشتر از آنها باقی نمانده است!

        • این سخنان اینجا با هم تناقض دارن:

          آنچه در نهایت ثابت می شود این است اخلاق مدار بودن بهتر از بی اخلاق بودن است که خب مشخص است این مقدار از معنای اخلاق مدار بودن نیاز به اثبات ندارد و خودبخود روشن است
          و

          آنچه مهم است این است که بدون فرض وجود خدا چه دلیلی بر لزوم (تاکید می کنم لزوم)‌ اخلاق مدار بودن وجود دارد؟

          خوب طبیعی هست که حتی بدون اثبات واضح هست که اخلاق مدار بودن بهتر است ( به نفع جامعه بشری هست) پس هر انسانی که خودش را عضوی از جامعه بشری بداند و به این درک رسیده باشد که سعادت فردی اش در گرو سعادت جامعه بشری هست بنا بر اصل منافع مشترک خود رامقید به رعایت قولنینی می بیند که بشر برای سعادت خویش لازم می دیده و بنا نهاده.
          راحت تر بگم. آبراهام لینکن از قهر خدا نترسید که برده ها رو ازاد کرد. چون اگر می خواست بر مبنای آموزه های دین اسلام تصمیمی بگیره نه تنها لزومی نداشت برده ها رو آزاد کنه که هیچ بلکه فتوای جهاد رو هم از علما می گرفت تا در راه بسط دین مبین اسلام به قاره افریقا حمله کنه. اون خیلی هم دلش نمی سوخت و وجدانش درد نمی گرفت چون عادی شده بود این برده داری. بلکه لازمه گدر از جامعه کشاورزی به صنعتی این طور اقتضا می کنه که برای بشر حقوق بیشتری قائل بشیم. و آزادی انسانها رو به رسمیت بشناسیم. در حقیقت لازمه هرچه بیشتر پیشرفت و رشد اقتصاد امنیت و آزادی و برخورداری هر چه بیشتر افراد جامعه از رفاه و ثروته. سلامتی فرد با سلامتی جامعه ای که در اون زندگی می کنه در هم آمیخته و عجینه. و انسان اگر یک دره چشمش رو باز کنه و دو قدم جلو ترش رو ببینه نیازی نداره که از ترس حقوق دیگران رو رعایت کنه.

          • با یک عبارت دیگه می گم شاید متوجه شوید؛
            این حرفهای شما تنها یک سری موعظه اخلاقی بر برتری اخلاق مدار بودن بر بی اخلاقی است
            که خب کاملا روشن است و نیاز به بحث ندارد.

            اما اشکال من یک اشکال منطقی است نتیجه یک گزاره منطقی همیشه یکی از دو طرف نقیض است
            اگر آفتاب برآید
            هر آینه روز محقق شده است و
            اگر آفتاب بر نیاید روزی هم در کار نخواهد بود
            نمی شود هم آفتاب برآید و هم روز محقق نشود

            در بحث اخلاق در فرضی که خدا وجود نداشته باشد نتیجه گزاره منطقی این گونه است:
            اگر اخلاق رعایت شود ممکن است من به سعادت برسم و ممکن هم هست که نرسم و برعکس

            اگر اخلاق رعایت نشود لزوما به معنای هلاکت من نیست و چه بسا به سعادت بیشتری هم دست پیدا کنم

            اما با فرض وجود خدا این لزوم کاملا روشن و پیداست

            اگر اخلاق رعایت شود سعادت ابدی حاصل است و
            اگر رعایت نشود هلاکت ابدی نتیجه آن است.

        • ماهی گلی، همونطور که گفتم این پرسشها برای شما به دلیل نا آشنایی با اخلاق پیش میاد، من که چیز بدی به شما نمیگم دارم بعنوان کسی که چند روزی تحصیلات آکادمیک در این زمینه داشته به شما کمک میکنم که بفهمید نمیفهمید، راه فهمیدنش هم مطالعه در حوزه اخلاق است، توصیه من به شما خواندن در این زمینه است، توصیه بدی هم نیست، من این حرف را برای تحقیر شما نمیزنم تحقیر شما برای من لذتی ندارد، اگر من شما رو از نزدیک میشناختم خودم بهتون کتاب قرض میدادم. من اگر کسی بهم بگوید چیزی را نمیفهمم و راه فهمش را هم به من نشان بدهد از او تشکر میکنم، نمیدونم شما چرا نمیکنید. شما به وبلاگ من میایید به دلیل اینکه برای حرفهای من ارزش قائل هستید، این بزرگترین هدیه ای است که من به شما میدهم، چرا بیهوده در مقابلش مقاومت میکنید؟ اگر شما اخلاق رو بهتر درک کنید بهتر هم میتونید از اسلام عزیزتون دفاع کنید، پرسشهای بهتری میتونید مطرح کنید حداقل برای دفاع از اسلام عزیز و دست بریده ابوالفضل بروید این مطالعه رو انجام بدهید.

          شما فکر میکنید در خداباوری «لزومی» بر اخلاق مدار بودن وجود داره، این لزوم رو هم تنبیه و تشویق شدن در آخرت آدمها میدونید. اجتناب از تنبیه و کسب تشویق چیزی نیست جز تلاش برای اجتناب از «شر» و کسب «خیر»! اینکار رو هم بهش میگن رسیدن به شادی!

          چیزی که حالا شما باید درک کنید اینه که رسیدن به شادی هدف تمام موجودات زنده از جمله انسان است! به همین دلیل عدم وجود خدا و وجود او در اخلاق تاثیری ندارد. چون در زندگی هر موجود زنده ای شادی هدف است، پس کسب «خیر» و دفع «شر» مفهومی موجود است، پس اخلاق موجود است! این نشون میده که ادعای «در یک بیخدا اخلاق لزوم ندارد و در یک خداباور اخلاق لزوم دارد» گزاره غلطیست، و اصولاً ناشی از نگاه غلط به اخلاق است.

          • در جواب جناب مصطفی جواب را به صورت منطقی بیان کردم که متاسفانه نمی دونم چرا منتشر نشد.

            خلاصه اینکه
            لزوم رعایت اخلاق از جهتی که شما یا جناب مصطفی بیان کردید نیاز به استدلال ندارد و به عنوان یک موعظه اخلاقی قابل پذیرش و عقلانی و عقلایی است اما این به معنای لزوم عقلی آن نیست.
            توضیح اینکه نتیجه هر گزاره عقلی همواره یکی از دو طرف نقیض است

            اگر آفتاب برآید هر آینه روز محقق شود

            و اگر آفتاب طلوع نکند روز محقق نمی شود
            حالت سومی وجود ندارد
            در باب لزوم رعایت اخلاق بدون فرض وجود خدا٬‌ این معادله منطقی برقرار نیست
            اگر اخلاق رعایت شود لزوما سعادت یا آنچه مدعای شماست یعنی رسیدن به شادی محقق نیست مثلا کشته شدن در راه وطن اخلاقی است اما هیچ شادی و سعادتی برای کسی که کشته شده به دنبال ندارد.
            و
            اگر اخلاق رعایت نشود لزوما شقاوت یا عدم شادی را به همراه نمی آورد شاهد آن هم میلیاردها عمل غیر اخلاق است که تاکنون در زمین انجام شده و کسی که مرتکب بی اخلاقی ها شده بدون مجازات از منافع آن بهره مند شده است.

          • ادامه …
            اما در فرض وجود خدا
            رعایت اخلاق سعادت و شادی ابدی و عدم رعایت آن هلاکت و شقاوت ابدی را به دنبال دارد.

            اگر یک بار دیگر حرفهای خود در جواب به من را مرور کنید ملاحظه می کنید تنها منبر رفته و روضه خوانده اید.

            در مورد اینکه هدف از زندگی کسب شادی است و بس
            نمی دانم چرا درک این نکته بسیار ساده که با مرگ تمام شادی ها و غم و رنجها صفر می شود برای شما این مقدار دشوار است.

            شما که این مقدار دم از عقل و منطق می زنید چطور می توانید برای هدف زندگی خود اینگونه اسیر احساسات شاعرانه شوید و سر خود را شیره بمالید؟

            • ماهی گلی وقتی شما با اخلاق آشنا نباشی فکر میکنی چیزهایی که من میگم کشفیات خود منه
              در حالی که اینها الفبای اخلاق هست،

              >نمی دانم چرا درک این نکته بسیار ساده که با مرگ تمام شادی ها و غم و رنجها صفر می شود برای شما این مقدار دشوار است.

              اسلام این تفکر ضد انسانی برای اینکه شما رو به بردگی در بیاره باعث شده که شما فکر کنید زندگی و شادی کم ارزش است، برای اینکه پیامبر شما این دین رو درست کرد که با تخریب دنیای دیگران دنیای خودش رو بدست بیاره.
              اما این که مرگ پایان زندگی است خود زندگی و شادی رو بی ارزش نمیکنه نازنین، زندگی چیزهای زیادی برای موجودات زنده داره برای همینه که توی خیابان گربه هایی رو میبینید که لنگ میزنند و یک چشم ندارند، آنها هم میخواهند خوب زندگی کنند و شاد باشند، لذا اگرچه دین شما خود شما را نسبت به این نیاز طبیعی شما بد بین کرده است، و اگرچه باور به آخرت خیالی و ابدیت شما رو نسبت به این دنیا بد بین کرده است و پیامبر و امام شما میگفتند این دنیا برای ما از تف سگ کم ارزش تر هست، ولی وقتی بیخدا شوید و دست از خود ستیزی بردارید این دنیا برای شما تمام آنچه هست خواهد بود، زندگی ارزش زیستن خواهد داشت، دنیا ارزش بهتر شدن خواهد داشت، تمام ارزشهای انسانی که شادی بخش هستند پر رنگ تر خواهند شد، شادی معنای بیشتری پیدا خواهد کرد، و این پرسش پیش خواهد آمد که چگونه میتوان شاد بود؟

              و مرحوم سقراط ابرمرد تاریخ پاسخ بسیار جالبی به این پرسش دارد، برای مشق هفته دیگه و بجای اینکه بیای اینجا حرف مفت بزنی برو یاد بگیر بیا اینجا بنویس.

          • >آرش بیخدا:چیزی که حالا شما باید درک کنید اینه که رسیدن به شادی هدف تمام موجودات زنده از جمله انسان است!
            >آرش بیخدا:به همین دلیل عدم وجود خدا و وجود او در اخلاق تاثیری ندارد. چون در زندگی هر موجود زنده ای شادی هدف است،
            ———————————————————–
            گزاره دوم مبهم است .معنی شادی لزوما در این دنیا یکسان نیست . هیتلر از کشورگشایی شاد میشد حتی به قیمت قتل عام غیرنظامیان و ادیسون از اختراع شاد میشد .
            من هم بعنوان یک خداباور دقیقا همینرا میگویم . یعنی اگر هیتلر بگوید :شادی من از کشورگشایی بدست میاید هیچ پاسخی نمیتوان داد و بدتر آنکه اساسا ارزش هیتلر و ادیسون تفاوتی نخواهد داشت !

            • این درست است که موجودات مختلف درک های مختلفی از آنچه شادشان میکند دارند. بعضی از این درک ها اشتباه هم هستند مثلاً یک معتاد به هروئین «فکر میکند» هروئین او را شاد میکند، این فکر او اگرچه اشتباه است اما او همچنان به دنبال شادی است. هیچ موجود زنده ای که دارای رفتار است نمیتواند بی اخلاق باشد، ممکن است از اخلاقیات غلطی پیروی کند، اخلاقیاتی که به جمع صدمه میزند، اما او هم باید و نباید دارد و پایبند به اصولی است، حال این اصول میتوانند به واقعیت نزدیکتر یا دورتر باشند.

              به همین جهت شادی محور اخلاق و دلیل ترجیح یک رفتار بر رفتار دیگر در موجودات دیگر است، حال با تشکیل اجتماع در موجودات زنده اجتماعی، واحد های بزرگتر از فرد پیش می آیند که رفتار آنها در شادی یک فرد دخیل هستند به همین دلیل آدمها به دنبال ابزارهایی برای کسب شادی جمعی هستند به همین دلیل تمام جوامع بشری از ابتدا تا کنون با قانون و اخلاق زندگی کرده اند یعنی باید و نباید و تشویق و تنبیه داشته اند. آنچه شما باید درک بکنید این است که وجود یا عدم خدا در وجود یا عدم اخلاق دخیل نیست، وجود اخلاق مبتنی بر وجود شادی است.

              اشکال کار شما این است که علی رغم اینکه خود میدانید صرف خداباوری یک آدم را اخلاق مدار نمیکند، و قبول دارید که هر بیخدایی اخلاقمدار نیست، ولی وقتی نوبت به بیخدایان میرسد فکر میکنید ما باید بتوانیم همه بیخدایان را اخلاقمدار کنیم! به دنبال چیزی هستید که خلاف طبیعت موجودات زنده است، اما به این توجه نمیکنید که خداباوری هم این را ندارد! پس این یک ضعف در بیخدایی نیست بلکه ضعف در درک شما از اخلاق است.

              تا زمانی که موجودات زنده وجود داشته باشند اخلاقمداری و بی اخلاقی موجود خواهد بود.

              اما میتوان بی اخلاقی را کم و کمتر کرد، با هرچه بیشتر مرتبط ساختن رفتار غیر اخلاقی با کسب شر!

              بدترین اتفاق در این میان این است که اخلاق شناخته نشود و چیزهای دیگری جای اصول فلسفی اخلاقی را بگیرند مثل دین!

    • مهران جان اینها خوب میدونن خدایی وجود داره و اون دنیایی هم هست ولی شیطان نمیذاره که به این چیزا فک کنن اونا باید خدارو انکار کنن چون دستور شیطانه!!
      شیطان به خدا گفت من به بنده تو سجده نکردم ولی مطمین باش بنده ات رو به سجده خواهم اورد!!
      که اورد.البته نه اونایی که به خدا ایمان دارن!!

  42. این حسن حسن زاده آملی هم یه اوباش خالی بند دجالیه
    مث بقیه آخوندا.تمام اینا هم کسشعر و خالی بندیه.

  43. در ادامه این بحث باید بگم کلمات دیگه ای هم هستند که رنگ و بوی اسلامی دارن. مثلا سلام، خدا حافظ، خدا به همرات، خدا بیامرز، مرحوم، انشا الله، خدا رو شکر، بارک الله، الحمد لله،یا علی، یاالله، بسم الله و…
    من فکر می کنم بهتره تا جایی که می تونیم از این کلمات و کلمات مشابه استفاده نکنیم. من شخصا غیر از سلام و خدا حافظ که در حقیقت خیلی دیگه رایجه و نمیشه کاریش کرد از بقیه این کلمات استفاده نمی کنم و سعی می کنم در مولقع ضروری از مشابه های غیر مذهبی اونها استفاده کنم. اما به حدی این کلمات رایجند که گاهی فکر می کنم شاید بشه با استفاده مداوم از اونها کم کم رنگ و بوی مذهبی رو ازشون گرفت و تبدیلشون کرد به کلمات عادی. دوست دارم نظر تو رو در این مورد بدونم.

    • دوست گرامی، به جای ( سلام ) می توان گفت: ( درود ) و به جای ( خداحافظ ) می توان گفت: ( به درود – بدرود ) و در ایران پیش از اسلام نیز درود و بدرود گفته می شد.

      • می دونم ولی مسخره می شه. من حتی پدر و مادرم بجای سلام و خدا حافظ می گن درود و بدرود اما من دوست ندارم. زبان فارسی مال منه و نمی خوام یک سری از لغاتش رو به دشمنانم تسلیم کنم. من هم حق دارم بگم خدا حافظ بدون اینکه اصلا خدایی وجود داشته باشه چون من برای طرف مقابلم آرزو دارم ه حفظ شده و ایمن باشه. شاید تعبیری که اونها از خدا دارن با تعبیر من فرق می کنه ولی فرق نداره کی چی منظورشه. منظور منم از خدا حافظ اینه که امیدوارم اتفاقات و روند جریانات و رخداد های مختلف آسیبی به شما نرسونه حالا چه این روند رو موجودی فرضی به نام خدا آغاز کرده باشه و خواه ماحصل یکم سلسله منطقی از حوادث علمی باشند.

  44. عجب خزعبلي. در عجبم با داشتن چنين پدري چطور توِِ يه (همون شما!) فاجعه پرورش پيدا كردي!

    به وبلاگ تراواشات يك مغز معيوب خوش آمديد.

  45. آرش شما براى خودت يه مذهب درست كردى مثل ساير مذاهب با يه سرى هنجارهايى كه آدماى ثروتمند و قدرتمند براى كنترل مردم زيردستشون ساختن(مثل اخلاق،صداقت انسانيت و…) و دارى اين مزخرفات رو به خورد بيخدايان ميدى شما خودتو از بند اسلام رها كردى دوباره دارى واسه خودت محدوديت درست ميكنى و از همه بدتر نقدپذير نيستى و نميتونى نظرات منطقى يكى مثل راكى مانانوف كه يه آتئيست واقعيه رو تحمل كنى و به اون برچسپ مسلمون بودن ميزنى غافل از اين كه راكى هميشه يه قدم جلوتر از شما بوده يعنى تو تفكراتش محدوديتى قايل نيست

    • موافقم راكي افكارش هيچ محدوديتي نداره كلا افكار ايشون از هفت دولت ازاده!

    • شما و امثال شما که اخلاق رو قبول ندارید برای چه به انتقاد پذیر یا نا پذیر بودن من گیر میدید از نظر شما که خوب و بد وجود نداره و این حرفها برای کنترل مردم درست شده که بین انتقاد پذیر بودن و نبودن فرقی نیست؟

      امثال این تناقضات در حرفهای شما که خودتون هم درکش نمیکنید باعث میشه من زیاد جدی نگیرمتون بعد فکر میکنید انتقاد پذیر نیستم من، من به حرفی واکنش نشون میدم که کمی بی ارزه نه حرف مفت و پرت و پلا.

      بین بیخدایی و خداباوری و نهیلیسم اخلاقی و رئالیسم اخلاقی رابطه مستقیمی نیست یعنی هر چهار حالت ممکن موجود است. مشکل شماها بجای اینکه فلسفی باشه روانی هست شماها چون توی اون جامعه بیش از حد لازم محدود زندگی میکنید و محدودیت های غیر منطقی بر جامعه شما حاکم هست یک شورش روانی درونتون شکل گرفته که فکر میکنید به قول خودتون بی محدودیت بودن چیز خوبیه، و تازه درست هم هست. یعنی از افراط به تفریط کشیده شده اید و سقوط اخلاقی شما ناشی از این از دست دادن تعادل شماست.

  46. درود بر ارش بيخدا
    برادر عجب جواب دندان شكني دادي به من تو اون پست قبليه!اوف اوف دهنم سرويس شد!!تو چرا زودتر بدنيا نيومدي تا جلوي فاجعه كمونيسم رو بگيري!؟اگه يك قرن زودتر بدنيا ميومدي،بلشويكا غلت ميكردن كودتا كنند!ببينم ناقلا،نكنه اون نامه معروف خميني به گورباچف رو تو نوشته بودي؟
    فرمودي كه كمونيستا همشون يه مشت سبيلوي پير پاتالن!!اتفاقا من الان نه سبيل دارم و نه پيرم.خيلي هم جوونم و سه سال از تو كوچكترم!
    اما يه نكته اي توي اين وبلاگ بود كه من بعد از خوندش از فرط تعجب يه بيست دقيقه اي رسما بيهوش بودم!يك همچين چيزي بود»اگر امريكا كودتا نميكرد،توده اي ها مصدق رو كنار ميزدند و ايران رو در اختيار شوروي قرار ميدادند»!
    خب برادر شما كه زحمت كشيدي و همچين استدلالي كردي،الان به من بگو اگه كودتا نميشد،الان ما تو كشوري زندگي ميكردم كه پسوند اسلام رو با خودش يدك ميكشيد؟
    خب پس بذار من هم مثل جنابعالي استدلال خودم رو داشته باشم»اگر حزب توده قدرت رو از مصدق ميگرفت،ايران هم مثل لهستان يا چكسلاواكي،تبديل به يكي از اقمار شوروي ميشد».تا اينجا رو كه قبول داري؟اما پس از فروپاشي شوروي،ايران تبديل به يك كشور ازاد ميشد كه مردمش ميتوانستند،خودشان سرنوشت خود را تعيين كنند(مثل اكراين يا روماني) و در نتيجه انقلاب اسلامي كه ماحصل كودتاي 28 مرداد بود،هيچگاه بوقوع نمي پيوست و خميني در اوج گمنامي سقط ميشد!خامنه اي يك دستش قطع نميشد و…
    البته اول بايد فرض رو براين بذاريم كه مصدق توسط يك كودتا از جانب شاخه نظامي حزب توده از قدرت بر كنار ميشد كه البته فرض غلطيه.
    فرض دوم اينكه حزب توده بعد از قبضه قدرت،كشور رو در اختيار كرملين قرار ميداد كه نميشه گفت اين اتفاق صد در صد بوقوع مي پيوست.
    بهرحال بنده شما رو از حيث خرا فه ستيزي در كنار خود ميبينم و نه در برابر خود.بدرود

    • توی یه وبسایتی یه کامنت باحال دیدم از یکی با نام marxisthaye rousi va porn که خیلی خوشم اومد! گفتم اینجا پیست کنم یه حال اساسی به این جوجه کمونیستمون که هنوز سیبیلش در نیومده که بلند کنه داده باشم!:

      فراماسونری مارکسیستهای روسی به کار دزدی ، جعل ، نقبداری ، ترور شخصیت و خلاصه هر چیزی که لنین به آنها یاد داد تا قدرت را بدزدند مشغولند . همه جمع شده اند در کشورهای سرمایه داری ، به سرمایه داری و دموکراسی لیبرال حمله میکنند اما در مورد حرامزاده کاسترو حتا یک خط نمینویسند، خایه های قذافی و اسد را هم که فراوان واکس میزنند .
      دوچه وله ستاد توده ایهای مزدور نقابدار در آلمان هر روز یک اشغالی را از زباله دان مارکسیست های روسی میکشه بیرون بزرگ میکنه ! حالا رفته سراغ آشوری ! یک بیسواد دیگه مثل دولت آبادی و ابراهیم گلستان ! منم منم کردن های این یکی دیگه منو کشته !
      تو هیچ گوزی نیستی . هی منم منم نکن . اینکه ۴ تا اشغال را توده ایها و فراماسونری مارکسیست های روسی در این وب سایت ها بیارن تبلیغ کنن ، بعد چهره های بزرگ روشنفکری ، روزنامه نگاری ، فلسفه ، و سیاست ایران را بکوبند خیلی نخ نما شده تازه عصر این کارها هم بین ۱۳۲۰ تا ۱۳۶۰ بود . تمام شد دوره ای که مارکسیست لنینیستها الکی ۴ تا کتاب به نام یک مزدور منتشر میکردند بعد خودشان در رسانه ها به به و چه چه میکردند تا یارو گنده بشه .
      شولوخوف که یادت هست ؟ جزنی چطور ؟ این فدائیها همشون سر هم به ا ندازه یک جوان دانشجوی تحکیم وحدتی امروز سواد ندارند ، اونوقت جزنی را میارن بزرگ میکنن که چنین و چنان مینوشت ! یا اون حکمت یا بقیه جاسوسان مشترک روسیه و ج ا .
      شما ها مزدور ک گ ب هستید . با این معلق بازیها گهی نمیتونین بخورین چون عصر شما و رژیم های ساخت ک گ ب تمام شده . تو ۳۲ سال پیش چه گهی میخوردی ؟ که حالا اومدی وسط ؟ شما این ج ا را به ایران تحمیل کردید . مصدق را شما له کردید ، شاه را شما به دیکتاتوری کشاندید ، همون بختیاری که ازش دم میزنید جزنی را از کنگره جبهه ملی انداخت بیرون چون دیکتاتورها و جاسوس ها همدیگر را خوب میشناسند . بختیار دو بار مانع شد جبهه ملی دولت را در دست بگیرد و کار به اینجا نکشد . در رادیو فردا به مصدق میتازید و بیشرمانه او را مسول کودتا علیه خودش میدانید ، نقش شوروی را که در کودتا دست داشت و نقش ترور شخصیت و بلوا سازی حزب توده را پنهان میکنید . مصدق کجا سوسیالیست یا سوسیال دموکرات بود ؟ برید جای دیگه بساط جاسوسی روسی تان را پهن کنید . نسل جوان ایران مثل مصر و تونس و ترکیه و کره جنوبی و بقیه دنیا دنبال لیبرال دموکراسی است .
      چون با شروع عصر اینترنت ، ماهواره ، و مهاجرت کسی به کس شعر های روسی شما گوش نمیده حتا اگر ادویه مصدق به ان بزنید . امروز نسل طغیانگر جوان که در عصر اینترنت خودش را از همه شما فسیل ها بی نیاز میبیند با این باند بازی و نقابهای قلابی و ادعاهای کشکی شما کس خل های عو ضی که مسول شکست های متعدد جنبش های ایران هستید وقعی نمیگذارد . چرا باید به شما گوش کند ؟ قهرمان های شما کاسترو و قذافی و صدام و عبدالناصر و چه گوارا و اسد و موگابه و کم جنگ ایل و مائو و لنین و استالین و …. مشتی ورشکسته دیکتاتور فاسد خونخوار هستند که مردم کشورهاشان را بدبخت کردند .
      اینکه حالا شما به دستور استاد اعظم پوتین از ایران ریختید بیرون مثل گله گوسفند در اروپا و امریکا تبلیغ سوسیال دموکراسی ! میکنید بدون انتقاد به امثال کاسترو و همزمان دل به عشق قذافی و اسد و بقیه وشکسته ها دارید، درست آدم را یاد ان داستان ایرج میرزا می اندازه که ان زن چادری سخت رو گرفته در حالیکه لنگش باز بود و ان مرد از او کام میگرفت اندر فواید حجاب و تعریف برادر شوهر از پاکدامنی او میگفت !!!
      شما مثل ان زن بیچاره دارید تظاهر به دموکراسی میکنید اما همان کمونیست استالینیست هستید در عمل ! اگه غربزدگی بد است و جلال ال احمد بد میگفت شما مسدوران مارکسیست روسی چرا زن و بچه تان را برداشتید آزادانه رفتید اروپا عشق و حال میکنید ؟ اون خوئی که به زن خودش خیانت کرد ، با اون ایتالیایی چرا عشق و حال میکنه ؟ برین کوبا بدن فروشی ۲۰ دلار ! برین لیبی با امپریا لیسم و سرمایه داری بجنگین دیگه . اخ شما کس مشنگ ها خودتون میفهمین چی میگین ؟ اون زنهای چریک فدایی که در کنگره فدائیان دو تا بلوز ۵ دلاری آستین حلقه ای پوشیدن تا سر زن مدرن و غرب گرای شیک ایرانی را که دنبال ریحانه ، کیتی پری ، … است مثلا شیره بمالن که ما زن مدرن هستیم ولی غرب گرا نیستیم ! این همه تظاهر برای چیست ؟ کار شما با کار فائزه هاشمی که در ایران شلوار لی میپوشید زیر چادر تا به مدرنیسم شهره شود چه فرقی دارد ؟ تازه او انقدر شجاع بود که در ایران ۶۸ این کار را میکرد .
      اگه خیلی حالیت میشه به جای ترجمه اثر نیچه برو یک تحلیل بنویس که چگونه کاسترو پس از ۵۰ سال قدرت مطلق کشورش را غارنشین کرد ؟ چرا حالا گه میخورد قلپ قلپ ؟
      چرا شما سوسیال دموکراتهای قلابی خفقون گرفتین در مورد این افتضاح مارکسیستی لنینیستی در کوبا حرفی بزنین ؟
      اونوقت چپ و راست به موسوی و کروبی میگین کشتار ۶۷ را محکوم کنند
      به رضا پهلوی میگین باباش و پدر بزرگش را محکوم کند
      به لیبرال ها و ملیون میگین پیوستنشان به انقلاب ۵۷ را محکوم کنند
      به سروش و گنجی میگین اصلا حرف نزنند چون ۳۰ سال پیش که شما از کون آخوندها میلیسیدید با لذت ضد امپریالیستی آنها در سمت ج ا بودند .
      به بهنود میگین خفه شو چون در زمان شاه روزنامه نگار بودی ، در زمان ج ا کس شعر های ما رو بلغور نمیکردی ، حالا هم مستقل نظر میدهی .
      واقعا که شما مزدوران روسیه خیلی وقیح و بیشرم هستید .
      بهتره مثل رادیو زمانه همون مبارزات برای ازاد سازی حق نام بردن از واژن در فضای عمومی را دنبال کنید ، مثل اخبار روز پورنوگرافی پخش کنید و مهبل تان را در برابر احلیل کاسترو به لرزه در آورید و مثل خودنویس از حق ولد الزنا و الفاحشه دفاع کنید . برای رزومه تان خوب است .

      • ha ha ey val baba, basi estefadeh nemoodim, inha ra vali ba kamio edit va be shekle bahsi elmi va tahlili mosheh baraye saithaye irani ferestad ta morede estefadeh omoom gharar begireh…

    • با فرض غلط نتیجه غلط بدست می آید
      مشکل اینجاست اگر ایران هم مثل لهستان يا چكسلاواكي ،تبديل به يكي از اقمار شوروي ميشد دیگر شوروی فرونمیپاشید که ایران دوباره آزاد شود . عراق هم به آسانی به کام روسیه می افتاد. بعد نوبت عمان بود. بعد سوریه .
      تصور کنید تنگه هرمز در دست ناوگان شوروی بود قیمت نفت سرسام آور میشد . اگر اشغال ایران باعث شکست غرب نمیشد حداقل باعث میشد تا امروز شوروی باقی بماند
      بخاطر همه اینها کودتای 28 مرداد اجتناب ناپذیر بود در واقع مساله مرگ و زندگی دنیای غرب بود همون طوری که اشغال ایران در جنگ دوم جهانی اجتناب ناپذیر بود و ربطی به اعمال رضاشاه نداشت
      اگر خاطرات ژنرال شوراتسکف رو بخوانید به روشنی نوشته برنامه این بوده که در صورت حمله روسیه به ایران با سلاح اتمی پاسخ داده شود همزمان سربازان آمریکایی در فلوریدا که آب و هوایی شبیه شمال ایران داشته مشغول تمرین بوده اند

      • آقا فلوریدا آب و هواش شبیه شمال ایرانه؟!
        ما که آمریکا رو از نزدیک ندیدیم ولی تو این 4تا فیلم هالیوودی هم که دیدیم بیشتر هواش شبیه کیش و قشم بود تا شمال!!!
        ژنرال هم اطلاعات کاملی داشته ها!!

        • OPLAN 1002 Defense of the Arabian Peninsula
          قسمتی از این سناریو بود که عمدتا قرار بود در کوهای زاگرس اجرا شود
          http://www.globalsecurity.org/military/ops/oplan-1002.htm
          The strategy of the original plan called for five and two-thirds divisions to march from the Arabian Gulf to the Zagros Mountains and prevent the Red Army from seizing the oil fields of Iran.
          منظور از Arabian Gulf در این سناریوی جنگی دریای احمر است
          deployment and use of tactical nu- clear weapons, including nuclear
          land mines and other …
          در واقع ماهوارهای آمریکایی از تجمع هزاران تانک و نفربر ارتش سرخ پشت مرز های ایران خبر داده بودند . اووف !!
          اما ظاهرا اینبار آمریکا مصمم بوده بر خلاف افغانستان مستقیم درگیر بشه. برژنف حمله نکرد و کمونیسم نابود شد.
          شاید اگر کریستوکلمب قاره آمریکا رو کشف نکرده بود چیزی به نام ملت ایران وجود نداشت و روسها کلکمونو میکندند.
          بعدها این سناریو نظامی ستون فقرات عملیات طوفان صحرا شد .

          • به نظرم اگر کریستف کلمب قاره آمریکا رو کشف نکرده بود روسیه خیلی زودتر از ایران از بین میرفت!
            من آدم نژاد پرستی نیستم ولی مطمئنم اگر دخالت آمریکا نبود هیتلر زمان جنگ جهانی دوم حتما شوروی و ایضا انگلیس رو تبدیل به قبرستان میکرد!
            ولی دخالت آمریکا در جنگ رو قابل دفاع میدونم. چون هیتلر بدنبال تک قطبی کردن جهان بود و با اون وضعیت اگر موفق میشد نسل آدم هم نابود میشد!

          • به نظر من احتمال اینکه جهان به ورطه یک دیکتاتوری ابدی فرو میرفت بسیار بالا بود .امپراتوری هایی مثل مغول و ایران و … بخاطر عدم پیشرفت علم امکان نابودی داشتند و نابود شدند مثلا اگر گوشه ایی شورش میشد ماها طول میکشید نیرو به منطقه اعزام شود ویا از دشمنان احتمالی اطلاعات کمی موجود بود
            ولی امروزه در واقع علم دنیا را کوچک کرده اگر هیتلر دنیا را فتح میکرد نژاد آلمانی به تدریج بقیه نژادها را نابود میکرد البته این اتفاق بارها افتاده و گونه ما نژادهای دیگر بشری را قتل عام کرده اند
            اگر هیتلر جنگ را آغاز نمیکرد بلاخره یکی از کشورهای اروپایی نخستین سلاح اتمی را میساخت (که فکر میکنم آلمان میبایست باشد چون اولین کشوری بود که این پروژه رو شروع کرد)
            صبح یک روز مردمی که فرضا در اسکاتلند بودند متوجه میشدند دیگر صدایی از بی بی سی نمی آید در واقع لندن و پادشاه و ملکه و دولت و وزیر دفاع همه در یک لحظه پودر شده اند چند روز بعد هم دسته سربازان آلمانی می آمدند و هر که مقاومت میکرد میکشتند
            مثل نابودی ارامنه در ترکیه که دیگر وجود خارجی ندارند
            برای بقیه کشورها هم سرنوشت بهتری متصور نبود آمریکا هم مجبور بود تسلیم شود.

            در واقع ظهور هیتلر و بلطبع نابودی پروژه هسته ایی آلمان مابقی دنیا را از مرگ و حداقل از بردگی دایمی نجات داد .
            از بین هزاران امکان موجود که به دیکتاتوری ناشی از دسترسی به سلاح اتمی و تسلط اطلاعاتی توسط کشور خاصی ختم میشد سرنوشت جهان ما تکثر بوده .
            ولی تردیدی نکنید که در جهانهای موازی ما که ممکن است تنها در تعداد چند ذره اتمی با ما تفاوت داشته باشند بارها و بارها روزنامه نیورک تایمز این خبرو چاپ کرده است:
            Germany captured the world

            • راکی شما وقتی راجع به تاریخ و سیاست حرف میزنی به نظر میاد حرفهای جالبی برای گفتن داری، جای تعجبه که چرا راجع به موضوعات دیگری که نمیفهمی حرف میزنی؟… شاید به این دلیله که برای اون موضوعات موضوعیت قائل نیستی و فکر میکنی موضوعات کوچیکی هستند مثل اخلاق برای همین مطالعه و توجهی بهشون نکردی.

    • همین که آرزوی شما این هست که ایران میشد مثل اوکراین و رومانی خودش اثبات حرفهای من است، شما حاضر بودید شوروی مخوف و آدمخوار ایران رو هم زیر پا له کنه و بشه بخشی از جماهیر شوروی ولی این کشور با آمریکا روابط دوستانه و سازنده نداشته باشه.

      در مورد اینکه اگر کودتای مرداد شکل نمیگرفت احتمال پیروزی شوروی خیلی بیشتر میشد اشخاص دیگری توضیحات خوبی دادند نیاز به تکرار نیست ولی حالا گذشته که گذشته و پیروز گذشته ما ها بودیم که تونستیم حداقل جلوی فاجعه کمونیسم رو بگیریم، در آینده هم امیدوارم پیروز میدان ماها باشیم.

      من هرگز شما رو کنار خودم نمیبینم شماها دشمن بشریت و دشمن ایران هستید قرار نیست برای مبارزه با اسلام ما با دیگر آدمخواران هم پیمان شویم، اصولاً نیازی به اینکار نیست، تفکر قالب و قدرتمند در جامعه ما و در جهان امروزی لیبرالیسم هست شما مترود و مردود و شکست خورده هستید هم پیمانی با شما غیر از بدنامی برای ما و سرنوشتی شوم چیزی برای ما لیبرالها نداره.

      • محمد دخالت امریکا یقیناً در شکست آلمان و ژاپن و ایتالیا نقش مستقیم داشت! خود هیتلر به این موضوع اعتراف کرده بود.

        ولی دخالت مستقیم آمریکا فقط توی جنگ جهانی جلوی فاجعه رو نگرفت!

        امریکا در بیست و هشت مرداد، حمله به ویتنام، دخالت در بوسنی، دخالت در سیرالئون، جنگ خلیج، دخالت در کردستان عراق، حمله به افغانستان و عراق، و اخیراً دخالت در لیبی جلوی فاجعه های انسانی و جهانی رو گرفت.

        بزرگترین قدرت دنیا بودن بزرگترین مسئولیت در دنیا داشتن را هم برای آمریکا به همراه می آورد.

        البته من نمیگم همه دخالتهای امریکا نتیجه مثبت داشته، ولی چیزی که من میبینم اینه که همه این دخالت ها دلایل موجهی داشته، جریان اخلاقی و انسانی درستی پشت سرشون بوده، بعضی هاشون هم بطور کلی نابجا بوده.

        ولی از این بدتر و از این مهمتر اینه که بعضی جاها باید دخالت میکرده و نکرده! و این خیلی جرم بزرگتریه آمریکا باید جلوی خیلی اتفاقات دیگر رو هم میگرفت مثلاً روشن ترین مواردش سومالی و رواندا بود، از اون یکم کمرنگ تر حل مشکل ایران و کره شمالی بود.

        مهمترین دلیل این عدم دخالت ها وجود چپی ها و جلبازی آنها با آمریکا توی دنیاست! عدم دخالت امریکا در مشکلاتی که میتونه حل کنه یکجورایی جنایت علیه بشریته، موجب کشته شدن آدمهای بیگناه و تباهی زندگی میلیونها آدم میشه.

هرچه میخواهد دل تنگت (اگر بدرد بخور هست البته) بگو.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: