کشف جدید ناسا، حیات روی شهاب سنگ ها

البته قبلاً هم آثار حیات روی شهاب سنگها دیده شده بود، اما خیلی از دانشمندان معتقد بودند این شواهد کافی برای اعلام وجود حیات در فضا نیست.

با کشف اینکه روی مریخ در گذشته آب مایع وجود داشته، اکنون دیگر در صورت درستی این مدعا شکی وجود نخواهد داشت که در فضا حیات وجود داشته و احتمالاً دارد، و حیات گرچه میتواند روی زمین نیز شکل گرفته باشد احتمالاً از آسمان به زمین آمده.

جزئیات بیشتر این کشف تازه را اینجا بخوانید:

http://blogs.nationalgeographic.com/blogs/news/breakingorbit/2011/03/nasa-alien-fossils-found-meteorite.html

همچنین توصیه میکنم این نوشتارمنشا حیات روی زندیق کریم رو بخونید تا بیشتر با ساختار شیمیایی مورد نیاز برای شکل گیری حیات آشنا شوید.

این کشف میتونه برای علاقه مندان به مسئله وجود خدا نیز دارای اهمیت باشه، نه از این نگر که این اتفاق وجود خدا را نفی میکند، بلکه از این جهت که فرضیه های پیشین را اثبات میکند و همینطور بیشتر نشان میدهد قضیه آدم و حوا و اسطوره خلق آدم از گل توسط فوت توسط خدای آسمان چقدر مضحک است.

برای افراد معمولاً در این باب این دو پرسش مطرح است که حیات چگونه اساساً شکل گرفت، و همینطور چگونه به وضعیت فعلی رسید. پاسخ پرسش نخستین مرتبط با این موضوع است و پاسخ پرسش دوم نیز فرگشت است، ارتباط این دو را در روز هفتم روزنگار زمین شناسی میتوانید ببینید، با علامت سوالی که جلوی آن است.

Advertisements

45 پاسخ

  1. همانطور که کوروش گرامی فرمودند و من تاکید بسیار بیشتری می کنم چون تخصصی در این زمینه دارم، عدم قطعیت جز ذات ماده است و وابسته به ابزار اندازه گیری و شخص اندازه گیری و … نیست. به لحاظ تئوری در محاسبه عدم قطعیت، خطای دستگاه و شخص اندازه گیر کاملا صفر فرض می شود و بعد عدم قطعیت آن محاسبه می شود.
    ضمن این که باز همانطور که کوروش فرمودند، هر جسمی ولو بسیار بزرگ را یک تابع موج توصیف می کند. یعنی مکان قطعی آن غیر قابل تعیین است. فقط می توان گفت که در چه جاهایی احتمال حضور آن جسم بیشتر است. مثلا احتمال حضور یک الکترون از یک اتم کره زمین، در کره خورشید وجود دارد (جل الخالق!) گرچه احتمال آن بسیار کم است.
    صرفنظر از همه موارد بالا، همان طور که آرش فرمودند در کوانتوم واقعا پدیده هایی اتفاق می افتند که علت مشخص و قطعی ندارند. یعنی در شرایط کاملا یکسان یک بار ممکن است یک اتفاقی بیافتد و دفعه بعد اتفاق دیگری! (البته بسته به میزان احتمالها)

  2. واقعا برا شما که از عقل و خرد دم می زنی متاسفم!!!

    برا اینکه استدلال کنی که جهان تصادفی بوجود اومده اصل عدم قطعیتی رو مطرح می کنی که نخ نما شده و خود دانشمندای غربی اونو انکار کردن!!

    وقتی این استدلالات سست تهی رو دیدم فهمیدم که شما هدفی جز انحراف این مردم ندارین و با مغلطه گری می خواید سر مردم رو شیره بمالید، اما خیلی براتون متاسفم که اسم خودتون رو گذاشتین صاحب خرد!!!!

    برا رد فرضیه کوانتوم همین بس که بدونید:

    حتی ریزترین جزء اتم (الکترون ذره بنیادی پایداری با بار الکتریکی منفی 1.602X10-19 کولن و جرم در حال سکون 9.109X10-31 کیلوگرم) که این اعداد و ارقام ریاضی در تمام عالم یکسان می باشد و اصل عدم قطعیت هم بر این مطلب تاکید دارد، ولی چون الکترون بسیار ریز بوده و جرمش درحد نور و سرعتش خیلی بالاست ابزار سنجش ما حتی در آرام ترین شرایط باعث بهم خوردن سرعت و مکان آن می شود که جناب هایزنبرگ می گوید می توان حرکت یک توپ پینگ پنگ را ، بدون آنکه مسیر آن را تحت تاثیر قرار دهیم، تعقیب کنیم. اما در مورد مسیر حرکت یک الکترون هرگز وضع به همین منوال نیست و تعقیب الکترون بدون متاثر ساختن مسیر حرکت تقریبا غیر ممکن است و همین امر سبب ایجاد یک عدم قطعیت در مشاهدات ما می‌گردد.

    اصل عدم قطعیت در واقع ناتوانی و نداشتن ابزار مناسب اندازه گیری رو ثابت می کنه، نه تصادف رو

    برای آنکه بتوانیم وضعیت ذره را دقیقتر محاسبه نماییم، باید از نوری با طول موج کوتاهتر استفاده نماییم و در این صورت انرژی هر کوانتوم نور افزایش یافته و سرعت ذره ، بیشتر دستخوش تغییر خواهد شد. این بدان معناست که هرچه بخواهیم مکان ذشره را دقیق‌تر اندازه بگیریم، دقت اندازه گیری سرعت آن کمتر می‌شود و بالعکس.

    • نخست اینکه من خودم رو یک «صاحب خرد» به معنی همه چیز را دانستن نمیدانم، خردگرا بودن یعنی خرد را محور قرار دادن نه همه چیز را دانستن.

      دوم اینکه در یک بحث منطقی زیاد جالب نیست شما برای طرف مقابل زیاد تاسف بخورید چرا عواطفتون رو برای خودتون نگه نمیدارید؟ تا الان بحث های رو شخصی نکرده بودید بهتر نبود همانطور ادامه میدادید؟

      >برا اینکه استدلال کنی که جهان تصادفی بوجود اومده

      من نمیدونم شما چجوری به این نتیجه رسیده اید نوشتار من صدفه را رد میکند و بی معنی میداند، حرف اصلی این است که علل طبیعی برای توصیف جهان و شکل گیری آن کافی هستند.

      > برا رد فرضیه کوانتوم همین بس که بدونید
      >اصل عدم قطعیت در واقع ناتوانی و نداشتن ابزار مناسب اندازه گیری رو ثابت می کنه، نه تصادف رو

      نظریه کوانتوم تفاسیر متفاوتی دارد یکی از این تفاسیر تفسیر کوپنهاک هست در این تفسیر که مورد توجه بیشینه دانشمندان هم هست عدم قطعیت به این معنی که حوادثی طبیعی «بی علت» هستند نه اینکه «عللی ناشناخته ای دارند» متصور هستند.

    • >اصل عدم قطعیت در واقع ناتوانی و نداشتن ابزار مناسب اندازه گیری رو ثابت می کنه، نه تصادف رو

      اصل عدم قطعیت ربطی به سیستم اندازه گیری (شامل ابزار اندازه گیری، شخص و روش اندازه گیری) نداره و طبق تئوری، این یک ویژگی (یا به تعبیری نارسایی) جهان مادی است. این اصل حتی در جرمی به بزرگی شخص شخیص شما هم صادقه و نیازی نیست الکترون رو براش به زحمت بندازید.

      • کوروش گرامی اگر مایل بودید کمی بیشتر در این مورد توضیح و رفرنس بدهید.

        • درود جناب آرش؛ با کمال میل؛

          اصل عدم قطعیت در هر اندازه گیری میتواند صادق باشد و مطابق تجربه نیز هست. حتی در اندازه های بزرگ. فرض کنید جرم شخصی m 70 کیلوگرم باشد و dV یا دقت در اندازه گیری سرعت حرکت او در حد میلیمتر یا 3-^10 باشد. در اینصورت عدم قطعیت در اندازه حرکت او dP برابر میشود با 0.07

          مطابق فرمول عدم قطعیت، ثابت پلانک تقسیم بر 0.07 میشود عدم قطعیت در اندازه گیری مکان شخص که تقریبن برابر است با 32-^10 . اگر چه این رقم ناچیز است ولی ثابت میکند که همچنان عدم قطعیتی در نهاد این اندازه گیری وجود دارد. هیمن ناچیز بودن ثابت پلانک سبب شده است که دوربین ثبت سرعت پلیس بتواند همزمان هم پلاک ماشین را بخواند و هم سرعت آنرا! از دید برخی فیزیکدانان متاخر این ویژگی یک کمبود تکنولوژیکی است. از آنجایی که ما راهی برای اندازه گیری این خواص جز تاباندن یک فوتون به آن نداریم و همین فوتون سبب تغییر در سیستم میشود و عامل دیگر را به شدت متاثر میسازد.

          ولی در مکانیک کوانتوم کم کم این دیدگاه رنگ باخته است. امروز کتابی از مکانیک کوانتوم نمی یابید که در آن اشاره نکرده باشد که این عدم قطعیت یک ویژگی ذاتی و طبیعی سیستم های مورد مطالعه است. در واقع این ویژگی جهان پیرامون است، نه کمبود در سیستم اندازه گیری. توضیح اینکه در تحلیل سیستم های اندازه گیری، یک سیستم اندازه گیری شامل دستگاه اندازه گیری، شخص یا خواننده اندازه یا کاربر دستگاه اندازه گیری و روش مورد کاربرد است. امروزه گمان میرود که اینها دخلی در عدم قطعیت ندارند، «تنها می توانند سبب محدود شدن یک طرفه توزیع تابع احتمال یکی از جفت های خواص سیستم شوند». یعنی میتوان انتظار داشت که یکی از جفت ها در یک محدوده ای نوسان کند.

          استوین هاوکینگ شرح مختصری البته بدون ذکر دلیل در کتاب تاریخچه مختصر زمان فصل چهارم داده است. همینطور در کتاب جهان کوانتومی نوین – نشر حریر، فصل دوم این مساله توضیح داده شده است. ولی حقیقت اینست که اصل علت برقراری عدم قطعیت در راز دوگانگی موج-ذره نهفته است. بر پایه اصل دوگانگی دوبروی (موج-ذره) هر جرمی با یک تابع موج واحد میتواند معادل سازی شود و بلعکس. باز هم حتی در اندازه های بزرگ از اندازه های انسانی گرفته تا کیهانی این اصل صادق است. ولی دلیل اینکه این اصل در اندازه های کوانتومی دارای ارزش و اعتبار است کوچک بودن ثابت پلانک است.

          در نتیجه در اندازه های متاثر از ثابت پلانک (اندازه های کوانتومی) ما در فرض کردن یک جرم یا معادل آن یک موج دستمان باز است! یعنی آنجا که نیاز باشد میتوانیم الکترون را موج فرض کنیم و آنجا که نیاز باشد میتوانیم آن را ذره فرض کنیم. همین تفسیر باعث میشود نتیجه بگیریم که یک ذره در هرکجا که تابع موج آن دارای دامنه غیر صفر است میتواند وجود داشته باشد و این وجود احتمالی است و بسته به فاصله مکان از مرکز جرم رو به صفر میگراید. پس یعنی در اندازه گیری یک مکان در اندازه های کوانتومی با یک محدوده احتمالی از حضور جرم سر و کار داریم که سبب بروز عدم قطعیت در اندازه گیری ها میشود.

          چنانچه عرض شد، این مساله سرشتین و ذاتی جهان است. برای مثال، فرض کنید همان شخص 70 کیلوگرمی را بخواهیم با دقت بالایی اندازه گیری کنیم. به سبب زیادی جرم او، تابش یک فوتون پربسامد موجب آشفتگی مکان وی نمیشود. پس اندازه گیری سرعت را با دقت نانومتر انجام میدهیم. نتیجه در عدم قطعیت مکان او میشود 24-^10 که باز هم صفر نیست. مقدار dV را به دلخواه بسیار زیاد افزایش دهید. مثلن 35-^10 ! نتیجه dX میشود 1، یعنی عدم قطعیت در اندازه گیری برابر است با 1 متر.

          البته توضیح چرایی این اصل چندان ساده و راحت نیست. در دانشگاه ها اساتید هر کدام با توجه به تجربه خود به نحوی تلاش میکنند این قضیه را توضیح دهند ولی در همین توضیحات هم یک عدم قطعیت وجود دارد. نظرات شخصی بعضن بسیار دخیل در این توضیحات هستند. شخص من نیز به سهم خود گمان میکنم که اصل عدم قطعیت ارتباط با عدم قطعیت در اندازه گیری های منفرد دارد. یعنی آنجا که یک اندازه گیری نیاز است، مثلن اندازه گیری طول یک مداد، به راستی طول حقیقی آن مداد قابل خواندن نیست. چرا که میتوانید با هر دقتی یک اندازه را برای آن مثال بزنید. مثلن با دقت 10 رقم اعشار، یا 30 رقم اعشار یا بیشتر تا بی نهایت! بهترین و ساده ترین پاسخی که من شنیده ام اینست: به این علت که معادله عدم قطعیت منتج از سایر معادلات مکانیک کوانتوم است (یعنی یک قضیه تحلیلی است) !

  3. مشکل شماها اینه که تا یه چیزی رو نبینید، وجودش رو نفی می کنید! اما نمی دونم چرا خودتون رو صاحب عقل می دونید! مگه عقلتون رو از نزدیک دیدید؟! … آهان! شاید بگید ما از آثارش می فهمیم! که باید بهتون گفت: اوهوم شما آثار عقلتونو می بینید اما آثار خدا رو نه؟؟؟؟ این همه نظمی که تو جهان هست رو می گید شانسی و با تغییرات فیزیکی و شیمیایی بوجود اومدن! بعد با خودتون نمی گید حالا اینا شانسکی بوجود اومد(!!!!!) اون موجوداتی که این نظمهای عظیم رو قبول کردن، این قابلیت رو از کجا آوردن! … اما ممکنه بگید نه! اونام شانسکی بوجود اومده … اصلن همه چی شانسکی و یه هویی بوجود اومده! … اما اگه این حرفو بزنید ما شاید به خودمون اجازه بدیم که بگیم با اجازه تون ما اثری از عقل تو شما نمی بینیم چون دارید مقدمات کاملا عقلی رو رد می کنید!

    باشه ایراد نداره! شما که همه چی رو رد می کنید و تا نبینید نمی پذیرید، اگه یهو یکی بهتون بگه از کجا معلوم آدمایی، هزاران یا ملیونها و یا ملیاردها سال قبل از جریان آدم و حوا روی زمین زندگی نکرده باشن؟ دیگه خیلی خیلی خیلی بعیده که فکرشو هم بکنید!

  4. اقای ارش بیخدای گرامی

    من از غرب اطلاع ندارم و نمیدانم که سطح اگاهی مردم غرب در چه حد است. اما در مورد مردم ایران.همینطور که گفتید مشکل ایرانیان ایکیو پایین نیست. اما این حقیقت دارد که سطح اگاهی های مردم ایران کم است.
    برای مثال :
    60 درصد مردم ایران اصلا نمیدانند که کودتای سوم چیست.
    25 درصد مردم تصور میکنند که رضا شاه با انجام این کودتا احمد شاه را خلع نموده و خود به سلطنت رسیده است.
    و تنها 15 درصد از مردم میتوانند تعریف درستی از کوتای سوم اسفند ارایه کنند.

    اکثر دانشجویان ایرانی به غیر از کتب درسی هیچ مطالعه دیگری نداشته اند. انها اگر در کتب درسی بخوانند که مثلا رضا شاه توسط انگلستان به قدرت رسیده ان را( صرف نظر از این که درحققیقت دروغ است یا نه) باور کرده و هیچ وقت حاضر نمی شوند در این زمینه کوچکترین تحقیقی نموده و ببینید که این موضوع تا چه حد با واقعیت منطبق است.

    مشکل دیگر جامعه این است که هنوز فرهنگ ازادی بیان و ازادی اندیشه و ارزش دانش و لزوم پاسداشت هویت ایرانی برای مردم ایران نهادینه نشده است. یک ایرانی باید باور کنند که هر کس حق دارد باندیشد و اندیشه خود را تبلیغ کند. یک ایرانی باید باور کنند که اگر یک زن بدون روسری در خیابان قدم بزند اسمان به زمین نمی اید و انتخاب نوع پوشش حق هر فردی است.

    جمهوری اسلامی نیز تنها به همین دو دلیل به سانسور گسترده روی اورده است

    دلیل اول جلوگیری از افزایش اگاهی های عمومی
    دلیل دوم جلوگیری از نهادینه شدن ارزش های متعالی انسانی و ایرانی به جای فرهنگ منجمد اسلامی

  5. به مناسبت 14 مارس، 128مین سالمرگ کارل مارکس:
    http://www.maskannews.ir/?lang=fa&state=showbody_news&row_id=732

  6. طیفور،
    1-من تنها راوی آنچه اتفاق افتاده تا گونه انسان از تک سلولی به انسان فعلی تبدلیل شود بوده ام در طی این راه طولانی تجاوز و قتل و هم نوع خواری بارها رخ داده .
    با انکار این موضوع و یا بازی با کلمات واقعیت تغییر نمیکند
    2- مستحکم ترین ازدواج ها از نظر آماری ازدواج مرد سادیستی با زن مازوخیسمی است.
    3-در هیج کتاب علوم تجربی جیزی به نام روح نده ایم تصور نمیکنم چیزی به نام روح وجود داشته باشد

    • «مستحکم ترین ازدواج ها از نظر آماری ازدواج مرد سادیست با زن مازوخیست است.»
      لطفاً مدرک ارائه کنید!
      «در هیج کتاب علوم تجربی چیزی به نام روح ندیده ایم تصور نمیکنم چیزی به نام روح وجود داشته باشد»
      منظور از روح، حیات و هشیاری است. منظور از روح والاتر یعنی هشیاری شدیدتر

      • طیفور ! شما به مسایل بدیهی هم تردید دارید . مدرکش در کتاب kaplan موجود است الان بهش دسترسی ندارم در اینترنت Sadomasochism را سرچ کنید اطلاعاتی هر چند ناقص بدست میارید

        روح تعریف شما با مرگ جاندار میمیرد و این خوبه یعنی مادیه .

  7. داروین عشق منه! دست خیلی از دین مدارها را از جامعه کوتاه کرد

  8. شاید از این نکته آگاه نباشید که سکس فقط موقعیتی را خلق می‌کند که در آن، اگر همه چیز مناسب باشد، یک روح نازل می‌شود. شما فقط آن فرصت را به وجود می‌آورید. شما به کودک زندگی نمی‌بخشید، فقط فرصتی را برایش فراهم می‌کنید تا وارد رحم شود. بسته به کیفیت و متناسب بودن آن فرصت، یک روح مشخص وارد می‌شود.
    اگر فرصتی بیمارگونه ایجاد کرده باشید – اگر در هنگام آمیزش خشمگین بوده باشید، اگر احساس گناه و تشویش داشته باشید، روحی که آن رحم را انتخاب می‌کند در همان سطح از معرفت خواهد بود. نمی‌تواند از سطحی بالاتر باشد.
    برای دعوت از روحی والاتر، محیط و فضای سکس نیز باید از نوعی والاتر باشد. فقط در آن صورت است که یک روح والا می‌تواند زاده شود، فقط در این هنگام است که سطح معرفت انسان می‌تواند نهایتاً ارتقا یابد. برای همین است که می‌گویم که روزی که بشریت بتواند تماماً با هنر و علم سکس آشنا شود – روزی که بتوانیم این علم را، این هنر را در تمام دنیا به جوانان و به افراد مسن آموزش دهیم – قادر خواهیم بود به انسان جدید تولد ببخشیم. انسانی که نیچه و اوروبیندو آنرا «ابرانسان» Superman خوانده‌اند، کسی که بتوان او را «روح بزرگ» خواند.
    چنین کودک و چنین دنیایی می‌تواند ساخته شود! تا وقتی که نتوانیم چنین دنیایی بسازیم، در این دنیا نمی‌تواند آرامشی وجود داشته باشد؛ تا آن زمان پایانی برای جنگ‌ها و نفرت‌ها نیست. تا آن زمان فساد اخلاقی و تباهی نمی‌تواند از بین برود و تاریکی حاضر نمی‌تواند نابود شود.
    …تا زمانی که نتوانیم یک ادراک عمیق و یک هماهنگی به عمل جنسی بیاوریم – تا زمانی‌که آن را عملی معنوی و روحانی نکنیم و از آن دری به سوی فراآگاهی نسازیم – یک بشریت بهتر به وجود نخواهد آمد. تا وقتی که چنین اتفاقی نیفتد، بشریت بدتر و بدتر خواهد شد…

    – اوشو، از سکس تا فراآگاهی

  9. خدمت «راکی مانانوف» عزیز که تجاوز جنسی را از عوامل پیشرفت نژاد انسان برمی‌شمرند!:

    این نکته را به خاطر بسپار: فقط وقتی آماده‌ای که در فضایی مراقبه‌گرانه باشی، معاشقه کن و هنگام معاشقه، خودت این جوّ مراقبه را خلق کن. تو باید با آن مکان همچون مکان مقدسی رفتار کنی. آفرینش زندگی… چه چیزی می‌تواند از این مقدس‌تر باشد؟ تا آنجا که می‌توانی آن را زیبا، باشکوه و سرورانگیز برگزار کن. احتیاجی به عجله نیست. و اگر دو عاشق در چنین جوّی در بیرون و در چنین فضای خاموشی در درون به وصل هم درآیند، والاترین روحی را که در دسترس است به سوی خود جذب خواهند کرد.
    …اسپرم مرد و تخمک زن فقط موقعیت مناسب برای ورود روح را به وجود می‌آورند. این دو جسمی را پدید می‌آورند که روح بتواند در آن لانه‌گزینی کند. اما شما فقط آن نوع روحی را به این جسم جلب می‌کنید که فعالیت جنسی شما آن را میسر می‌سازد.
    …خود را برای آن آماده کن! و اساسی‌ترین چیز درک لحظه‌ی انزال است. لحظه‌ای خالی از فکر، زمان و اوهام – فقط آگاهی محض. در این آگاهی محض تو می‌توانی یک گائوتاما بودا را جلب کنی. با این روش که در پیش گرفته‌ای واقعاً جای تعجّب است که آدولف هیتلرها، موسولینی‌ها، استالین‌ها، نادرشاه‌ها، تیمور لنگ‌ها و چنگیزخان‌های بیشتری را جلب نمی‌کنی! تو فقط روحهای متوسط‌الحال را جلب می‌کنی. روحهای پست را هم جلب نمی‌کنی، چون برای این دست روحها سکس تو باید تقریباً تجاوز به عُنف باشد! اما برای جلب روحهای برتر، معاشقه‌ات باید مراقبه باشد.
    زندگی کودک از لحظه‌ای آغاز می‌شود که روح به زهدان پا می‌گذارد. اگر این روح به فضایی مراقبه‌گرانه‌ای وارد شده باشد، می‌توان کودکی داشت که شرطی نمی‌شود. درحقیقت کودکی که از مراقبه زاده می‌شود قابل شرطی شدن نیست؛ او در برابر این عمل سر به شورش خواهد گذاشت. فقط افراد عادّی و متوسط‌الحال را می‌توان شرطی کرد.

    – اشو، بلوغ

  10. به جای اینقدر مزخرف گفتن یه کم مطالعه علمی کنید.

    سـگ به درياي هفت‌گانه بشوي

    كــه چـو تـر شـد پليدتر باشد

    خــر عيسي گـرش به مكه برند

    چــون بيايــد هنــوز خر باشد

  11. راکی عزیز
    درست است که محیط و ژنتیک روی اخلاق و رفتار فردی تاثیرگذار است اما اخلاق و باورهای عمومی یک جامعه عمیقا محصول فرهنگ و آموزش آن جامعه است.میتوانید امتحان کنید (اگرچه امتحانش چندان مجانی نیست!) در کشوری که بالاترین ضریب هوشی را دارد تمام درها را ببندید. کتابها را بسوزانید. اینترنت و ماهواره را مسدود کنید. بعد یک مشت آخوند بفرستید در میان مردم جار بزنند «یا به حرفهای ما ایمان داشته باشید و در بهشت با حوریان عریان سکسی حال کنید یا ایمان نداشته باشید و در جهنم به … حال بدهید!!!» آن وقت تماشا کن بعد از ده سال چه بر سر چنین جامعه ای خواهد آمد.
    مگر خود من نبودم.یک عمر اعتقاد داشتم ماه زمانی دو شقه شده و نوح از هر حیوانی یک جفت به کشتی اش برده و عیسی مرده زنده کرده و امام زمان 13XX سال است که زنده است. اما زمانی به طور اتفاقی از فیلترینگ جمهوری اسلامی گذشتم و مطالب سایت افشا (ره) را مطالعه کردم.بعد آنها را با گفته های اسلامخویان مقایسه کردم و میلیونها بار خردپذیر تر یافتم.ضریب هوشی بالایی هم ندارم.برای پیشرفت یک جامعه و رهایی از خرافات به جای کنترل جمعیت باید سطح آگاهی عمومی را بالا برد.

  12. فرهنگ و محیطی که فرد درش به دنیا میاد و بزرگ میشه خیلی خیلی خیلی تاثیرش از آی کیو بشتره.
    یک ایرانی یا یک امریکایی یا یک سوئدی یا یک زردپوست یا یک ساه پوست هیچ فرقی در ساختار مغزیشون ندارند و به نسبت جمعیت همگی مقدار یکسانی آی کیو دارند.
    چیزی که باعث میشه مثلا یک ساه پوست افریقایی آدم عقب مانده ای باشه ولی یک سفید پوست سوئدی آدم پیشرفته ای باشه صد در صد با فرهنگ و محیط رشد اون فرد رابطه ی مستقیم داره.
    مشکل ایرانی ها هم فرهنگشونه. فرهنگ ما فرهنگ عقب مونده ی دیوثی اسلامیه.
    وقتی فرهنگ بی فرهنگی اسلام جای خودش رو به فرهنگ آزادی و فرد گرایی و احترام به حقوق و انسانیت داد اونوقت ما هم از پیشرفته ترین های دنیا کم نخواهیم داشت.
    انیشتین با اون آی کیو هم اگر در یک خانواده ی بی در و پیکر و معتاد متولد میشد در بهترین حالت میشد یک قاچاقچی باهوش عوضی بین المللی مواد مخدر که اینترپل آرزوش بود یک روزی دستگیرش کنه!
    و نمیتونست…

  13. آرش ببین از بس کفر گفتی خدا تسونامی فرستاد ژاپن :))

  14. ضريب هوشى تنها عامل پيشرفت نيست هستند بعضى كشور ها كه با ضريب هوشى نسبتا پايين پيشرفت هاى قابل توجه داشتند نمونه اش همين تايلند كه شايد 5% نخبه داره و 95% افراد كم هوش ولى اونا از مخ 5% نخبه هاشون كار ميكشن در حالى كه ايران شايد 30% نخبه
    داشته باشه كه تقريبا هيچكدومشون در اداره كشور دخالتى ندارن و اداره كشور دست اون 70% گوسفنده بيشتر و عامل پسرفت ما هم همينه

  15. بر فرض بخواهیم تولید متل انسان های کم هوش رو جلوشو بگیریم.آیا این کار اصلا شدنی هست که جلوی تولید مثل نیمی از انسان ها رو گرفت یا اون رو محدود کرد؟جدای از غیر اخلاقی بودن این کار

  16. خدمت راکی جان عرض کنم که بهتره یه خورده تو افکارت تجدید نظر کنی اینکه جلوی تولد یه آدم معلول جسمی رو بگیری خیلی فرق می کنه با اینکه جلوی تولد انسانی رو بگیری که محکوم به بزرگ شدن در جو و محیط و فرهنگ خاص است.ببین راکی عزیز شما فرض کن یه آدمی تو فرهنگ ابتدایی و وحشیانه ای بزرگ بشه بعد فرض کن همون آدم از بدو تولد رفته و تو کشور پیشرفته ای رشد می یابه به نظرت بین اینا اصلا فرقی وجود خواهد داشت یا نه مطمئن باش وجود خواهد داشت. بیشتر از اینکه به هوش و این جور چیزا ربط داشته باشه به محیط زندگی و فرهنگ و آموزش ربط داره.در ضمن شما گفتی باید جلوی تولد افراد کم هوش گرفته بشه ولی نگفتی چطوری؟مثلا پدر و مادرش الاغن پس بچشونم حتما الاغ میشه؟امکان داره این اتفاق نیفته خیلی ها هستند پدر و مادرشون یه تفکری دارند ولی خود طرف یه تفکر دیگری داره.در مورد انتخاباتم من اینجوری فکر نمی کنم و فکر می کنم تقلب شده.بهرحال دادن سهام عدالت خیلی تاثیر داشت ولی روستاییارو مقصر نمی دونم بهرحال این جوری بار اومدن و کاریشم نمیشه کرد.نکته آخر اینکه چرا الان ما مثلا اینقدر عقب افتاده ایم و دیگر کشورها پیشرفته؟با وجود عوامل زیاد من یه عامل خیلی مهمی رو تو این کار دخیل می دونم عاملی که دقیقا ریشه تاریخی داره ریشه در بی عرضگی حکام ما یعنی قاچار داره که دقیقا بدبختی های ما از دوره قاجار شروع شد همون دوره ای که دیگر کشورها داشتند با سرعت سرسام آوری رشد می کردند.این قاچاری ها هیچی نمی دونستند به غیر از سفر فرنگ رفتن عیش و نوش کردن و مردم بدبخت رو به حال خود رها کرد.ولی در مقابل فرنگی ها چیکار کردند از بی عرضگی حکام ما سو استفاده کردند و اموال مارو چپاول کردند.ولی اینو بدونین اونا به فکر مردم خودشون بودن به فکر پبشرفت کشورشون.و این قاچاری ها مارو اینقدر عقب انداختند.همین ناصرالدین شاه که 50 سال فکر کنم حکومت کرد چقدر جلوی پیشرفت ملت رو گرفت ایشون اومد و دانشگاه هارو جمع کرد و استبل اسبانش کرد اونجارو و اینطوری جلوی پیشرفت ملتو گرفت.مگه ما امیرکبیر نداشتیم و خیلی های دیگه ولی نزاشتن ایناهم زنده بمونن.این اوضاع تا زمانی ادامه داشت که اسلام وارد شد و فرهنگ تنبلی اعرابم با اون عجین شد و نتیجش همون چیزی است که ما الان داریم می بینیم

  17. فرارسیدن 20 اسفند، 65مین سالروز ترور ناجوانمردانه‌ی زنده‌یاد احمد کسروی توسط باند تروریستی فدائیان اسلام (اسلاف جمهوری اسلامی) بر همه‌ی آزاداندیشان جهان اسلام تسلیت باد.

  18. http://m.facebook.com/note.php?note_id=206513842692276&refid=46
    اثبات وجود الله توسط نابغه مسلمان ثابت كرده ايم كه ما ميتوانيم زرشك

  19. به کودکان یاد ندهید که سکس گناه است. در عوض، الزامی است که به آنان آموخته شود که سکس بخشی جدانشدنی از زندگی است، که ما از سکس زاده شده‌ایم و اینکه سکس خود زندگی ماست. این به آنان کمک می‌کند که رفتار پدر و مادرشان را به درستی درک کنند و وقتی بزرگ شدند و زندگی خودشان را تجربه کردند، از صداقت و صفای والدینشان سرشار از احترام خواهند شد. در شکل دادن زندگی مذهبی آنان، هیچ عنصری عظیم‌تر از کشف صداقت و درستی والدینشان نیست ولی امروزه تمام کودکان می‌دانند که والدینشان منافق و فریبکار هستند. سبب اصلی تضاد فرزندان و والدین همین است.
    نه! ما نیازی به مخالفت با سکس و محکوم کردن و تقبیح آن نداریم. آنچه مورد نیاز است آموزش جنسی به کودکان است.
    به محض اینکه آنان به قدر کافی بالغ شدند که سؤال کنند، باید هر آنچه را که به نظر اساسی می‌آید، هر آنچه را که می‌توانند درک کنند به آنان گفت تا بیش از اندازه در مورد سکس کنجکاو نشوند و تا نقطه جنون جذب آن نشوند که سعی کنند از منابع عوضی آن را فرابگیرند…
    دومین نکته اینکه باید به کودکان مراقبه را آموخت – چگونه آرام، باصفا و ساکت بمانند و چگونه به وضعیت بی‌ذهنی (no-mind) برسند…
    گام بعدی عشق است. باید عشق را از وقت نوزادی به کودکان آموزش داد. تاکنون چنین پنداشته شده که آموزش عشق منجر به دنیای سکس می‌شود. ولی این ترسی بی‌اساس است. آموزش سکس می‌تواند انسان را به عشق رهنمون شود، ولی آموزش عشق هرگز او را به جنسیت‌گرایی نمی‌کشاند. حقیقت درست عکس این است.
    هر چه عشق بیشتری در درون فرد رشد کند، انرژی جنسی بیشتری به عشق تبدیل می‌شود…

    اوشو، از سکس تا فراآگاهی

  20. علت بیخدایی از نظر اوشو:

    کودکانی که ایمانشان را به والدینشان از دست بدهند، هرگز قادر نخواهند بود به خداوند ایمان داشته باشند.
    کودکان نخستین لمحه از الوهیت را در والدینشان می‌بینند و اگر این ایمان شکسته شود، آنان در بزرگی به یقین انسان‌هایی بیخدا می‌شوند. کودکان نخستین احساس الوهیت را در پاکی والدینشان حس می‌کنند. والدین به آنان از همه نزدیک‌تر هستند. احساس ایمان و حرمت از طریق والدین در کودکان برمی‌خیزد. اگر ایمان کودک در هم بشکند، بازگرداندن کودک به نزدیکی با خداوند بسیار دشوار خواهد بود.
    نخستین خدایانشان به آنان خیانت کرده‌اند – پدر و مادر ثابت کرده‌اند که ریاکار هستند.
    امروزه نسل جوان وجود خداوند یا روح را انکار می‌کنند و مفهوم رهایی غایی را به تمسخر می‌گیرند و مذهب را فریب و حیله می‌دانند. نه به این سبب که خودشان جست و جو کرده و به نتیجه‌گیری شخصی خودشان رسیده‌اند، بلکه به این سبب که والدینشان را منافق و فریبکار یافته‌اند.
    و تمام این فریب بر اساس سکس قرار دارد و حول محور جنسیت می‌گردد…

    • شبیه همون حرف های چهارده تازی است که میگویند مخالفان ما حرامزاده هستند و مشکل خانوادگی دارند.

      برای یک بچه که توی خانواده بودایی بدنیا میاد از اولش خدایی تعریف نمیشه که روزی بخواهد آنرا بپذیرد یا رد کند.

      خوندن تاریخ و تفکر نقادانه هم بزرگ ترین دشمن افکار دینی هست از نظر من

      • 1) به همان معنايي كه يك بودايي بيخدا است، من هم بيخدا هستم.
        2) تعريف اوشو از خدا با تعريف 14 پيشواي مذهب تشيع متفاوت است:
        همه چيز الهي است. در حقيقت هيچ خدايي وجود ندارد، تنها «خداوندي » (الوهيت) است كه وجود دارد. خدا نه يك شخص ‌بلكه يك كيفيت و يك حضور است. شخص پنداشتن خدا به دوران اوليه باز مي گردد. ما اين پندار را در تصورات خود ساخته ايم. چيزي نيست جز فرا فكني خود انسان. آن خدا، خداي حقيقي نيست. علت اينكه بودا در مورد خدا ساكت است همين است. او از «خداوندي » سخن مي گويد و نه از خدا. همه هستي لبريز از خداوندي است. جهان عالم و خدا از يكديگر جدا نيستند. هستي الهي است. با اين ديد به هستي بنگر تا حيران شوي، زيرا چيزهايي خواهي ديد كه قبلاً هرگز نديده اي. هرروز چيزهاي يكساني از برابر ديدگان تو مي گذشته اند: همان درختان، همان پرندگان و همان اشخاص. اما هرگاه با اين نگاه به دنيا بنگري كه همه چيز الهي است، چيزهايي جديد خواهي ديد. آنگاه از نگاه تو دنيا ديگر نه معما، ‌نه مشكل و نه مسأله اي براي حل كردن، بلكه چون رازي براي زيستن جلوه گر خواهد شد.
        … خداوندي، ماده اوليه جسم ماست. همان وجود ماست. خداوند چيزي بيرون از ما نيست، بلكه دروني ترين هسته وجود ماست. لازم نيست به دنبالش بگرديم و آنرا جستجو كنيم. فقط بايد به خاطر داشته باشيم كه آنرا فراموش كرده ايم. خداوندي ما گم نشده است، بلكه ما هستيم كه فراموش كرده ايم كيستيم.

  21. آقای راکی تو پست قبل گفت که مشکل‌های فرهنگی جامعه ایران به خاطر هوش پایین مردم است. در آمریکا هم هنوز اکثر مردم فکر می‌کنند که جهان ۶۰۰۰ سال پیش «آفریده» شده است. این هم حتما به خاطر هوش پایین آمریکایی‌هاست!

    نظرتان راجع به پروفسورهای خرافاتی چیست؟ اون ها هم کم‌هوشند؟

    • کارل !
      1-لطفا موردی قضاوت نکنید . آمار نشان میدهد میانگین هوش آمریکاهایی از مثلا آفریقایها بالاتر است . این موضوع با روش علمی اندازه گیری شده.
      2- اعتقاد به آفرینش جهان در 6000 سال پیش دلیل هوش بالا نیست ولی دلیل کم هوشی هم نیست بیشتر میتونه دلیل عدم مطالعه باشه بهتره بین هوش و نا آگاهی فرقی قایل شوید
      3- من مدعی نشده ام که پروفسورهای خرافاتی کم هوش هستند ولی آمار نشان داده که آدم های باهوش کمتر مذهبی هستند این به منزله عدم وجود آدم باهوش و مذهبی نیست (هوش جنبه های متفاوتی دارد و تک بعدی نیست)
      4 – برای ایجاد تحول در جامعه باید تعداد افراد تحول خواه به حد معینی برسد . در ایران هم برای گذر پایدار از مرحله جامعه سنتی به سکولار نیاز به افراد کافی با حداقل هوش است .

      کن کایز (ken keyes) در کتاب صدمین میمون درباره این نظریه گفتگو می کند که چگونه زندگی همه اعضای یک نژاد یا گونه بر یکدیگر تاثیر می گذارد .

      دسته ای میمون در سواحل ژاپن مورد مطالعه قرار گرفتند, روزی میمونی از میان این دسته , سیب زمینی های خودش را به شیوه ای خاص در آب شور دریا شست و در روزهای بعد نیز به این کار ادامه داد . چندی نگذشت که تعدادی از میمون ها از کار او تقلید کردند . زمانی که تعداد میمونها به عدد خاصی رسید (ما فرض میکنیم این عدد 100 بوده) ناگهان تمام میمونها این کار را تکرار کردند.

      حالا ممکنه در آمریکا کسانی اعتقاد به آفرینش جهان در 6000 سال پیش داشته باشند ولی جامعه به استاندارد صدمین میمون رسیده که مانع از عقب گرد و پسرفت میشود .
      در یک جامعه (حتی آمریکا) جنگ بین جهل و خرد همواره در جریان است بدیهی است افراد هر چه باهوشتر باشند احتمال بیشتری میرود که سرباز جبهه خرد شوند.

    • یه نمونه جالب رابطه کم هوشی و بدبختی انتخابات گذشته ایران بود. به اعتراف حکومت بیشتر دانشگاهیان و تحصیل کردها به موسوی رای دادند .
      بیشترین اعتراض به حکومت از شمال تهران بود که عمدتا مردم باهوش به آنجا مهاجرت میکنند.
      در واقع اگر مردم سایر شهرستانها هوش و فراست مردم تهرانو داشتند دولت جهل و نادانی احمدی نژاد به آسانی نابود میشد .
      خیلی از الاغ هایی که باهشون صحبت کردم از یونجه ایی که احمدی نژاد وعده اش را داده بود سرمست بودند.

      نمونه این اتفاق در پاکستان هم رخ داده اونایی که بعد از 20 30 سال به پاکستان برگشته اند از پسرفت فرهنگی جامعه حیرت زده شده اند
      90 % IQ مربوط به ژنتیک و 10 % مربوط به محیطه . پس با آموزش کار چندانی نمیتوان کرد تنها چاره اینه که زاد و ولد الاغ ها را کم کنیم که وضع از این بدتر نشه .
      متاسفانه انتخاب طبیعی (قحطی جنگ بیماری و… ) کارکرد خودشو از دست داده و کره الاغ های کم هوش با سرعت مشغول ازدیاند . حتی ریس الاغ ها (احمدی نژاد)این امرو تشویق میکنه . افراد باهوش باقی مانده هم در حال فرارند.

      • این حرفها کاملاً بی پایه و اساس هست، موضوع ربطی به آیکیوی عوام نداره. مشکلات متعدد دیگری قابل ذکر هستند.

        اتفاقاً آیکیوی شما پایینه که اون مشکلات عمیق و پشت پرده رو نمیبینی، به همین دلیل عصبانی هستی و یک جورایی عقده ای، راه حل هایی که پیشنهاد میکنی هم کودکانه، غیر انسانی و احمقانه هستند.

        • درست است که راکی مانانوف از نقش محیط جغرافیایی و فرهنگ شکل گرفته در آن غافل است ولی راه حلش غیر انسانی نیست. همانطور که شما حق ندارید که یک کودک باهوش، قوی، سالم و زیبا را ناقص کنید، نباید در صورت اطلاع، کودکی خنگ، ضعیف، بیمار و زشت را به دنیا بیاورید! باید جلوی تولید مثل انسانهایی که IQ آنها از حد معینی پایینتر است و همچنین افرادی که شخصیت ضد اجتماعی دارند را گرفت! ترحم به نوزادان پیش از زایش مهمتر است از ترحم به آنان پس از تولد! یوژنیک و مهندسی ژنتیک (زیر نظر آکادمی بین‌المللی علوم و هنرها و نه سیاستمداران) راه حل قطعی درمان دردهای بشریت است.

          • شما باید توجه داشته باشید که من یک انسانگرا (اومانیست) هستم، برای من بشر به صرف بشر بودن دارای کرامت است، آیکیوی پایین یک انسان او را به ناانسان تبدیل نمیکند. شما آدمها رو مثل گوسفند میبینید، و به خودتون این اجازه رو میدهید، همونطور که گوسفند ها رو اصلاح نژادی میکنند شما فکر میکنید میشه آدمها رو هم اصلاح نژادی کرد، بر اساس تمامی تئوری های اخلاقی این کار محکومه، شاید مشکل همونیه که توی پست قبلی نوشتم شما اخلاق رو درک نمیکنید.

            استدلال کانتی خیلی ساده اینه که اینکار وسیله و نه هدف قرار دادن آدمهاست. استدلال سودمندگرایانه هم که نیاز به توضیح نداره پیامدهای اینکار و حتی این سبک تفکر قبلاً نشون داده شده.

            حق تشکیل خانواده هم حق ذاتی هر انسانی است (بند شانزدهم اطلاعیه جهانشمول حقوق بشر)، بنابر این این کار نه تنها کاملاً غیر اخلاقی هست بلکه غیر قانونی هم هست.

        • آرش عزیز از کی تا بحال کنترل جمعیت کودکانه، غیر انسانی و احمقانه شده ؟ کشورهای غربی سالهاست افراد باهوشو جذب میکنند و ذخیره ژنتیکیشون غنی میکنند.
          در مورد اینکه آیکیوی من پایینه یا عصبانی و یک جورایی عقده ای هستم واقعا نظری ندارم .بر خلاف بیماریهای جسمی آدم های دارای مشکلات روحی بندرت متوجه مشکلشون هستند باید خودمو به یه روانپزشک نشون بدم.

          • من البته نظرم نمیاد لزوماً مشکل شما روانی باشد (که البته شاید باشه، من که شما رو نمیشناسم، و اگر بشناسم هم من روانشناس نیستم که چنین تشخیصی بدهم، اگر آدم تنها و افسرده ای هستی و در ارتباط با دیگران مشکل داری مراجعه به روانپزشک خیلی خوبه)، بیشتر به نظر میاد مشکلت فکریه، فکرت بیشتر از این قد نمیده. چون رفتار جامعه رو درک نمیکنی ذهنت به این سمت میره که مشکل آیکیو و نژاد و اینهاست! مثل کسانی که دلیل باران آمدن رو درک نمیکردند و فکر میکردند مشکل اینه که خدا میخواهد یا نمیخواهد، اون آدمها مشکل روانی که نداشتند فکر کردن را نیاموخته بودند.

            با مطالعه بیشتر میتونی این مشکل رو حل کنی، هم میتونی بفهمی مشکلات اصلی چیا هستند، هم میتونی بفهمی نتیجه تفکراتت که قبلاً هم وجود داشته چی بوده و چرا این تفکرات کودکانه سیاسی ات کار نخواهند کرد.

            البته کلاً این قضیه زیاد مهم نیست برای همین منم دو خط بیشتر راجع بهش ننوشتم چون افکار سیاسی شما هم واضح البطلان هست هم شرایط پیاده شدنش هیچوقت وجود نخواهد داشت.

  22. «Atheism is a religion like «off» is a TV channel»

  23. این کشف جواب محکمی برای کسانی است که می گویند 4 میلیارد سال برای تولید حیات در کره زمین کافی نیست،شاید طول زمان ایجاد حیات با این کشف بیشتر شود.

  24. کشف هیجان انگیزی است باید منتظر دست آوردهای حیرت انگیزی باشیم کاش 30 سال دیگه زنده باشم و بتوانم قبل از مرگ نظاره گر تصویر واضح تری از جهان هستی باشم.

  25. Dorood bar shoma in neveshte vaghean mofid bood albate baghie ham.

هرچه میخواهد دل تنگت (اگر بدرد بخور هست البته) بگو.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: