چگونه میتوانیم دشمنان بهتری باشیم؟

تخیل بجای یاد آوری

باید بیش از اینکه سعی کنیم گذشته را بیاد بیاوریم، در تخیلمان پیکره آینده را بهتر بتراشیم. باید برنامه برای آینده داشته باشیم نه تحلیل از گذشته.

بخشش و بزرگی بجای کین توزی

نباید بگذاریم پلیدی دشمن انسانیت ما را تضعیف کند، باید در موقع لازم بتوانیم گذشت کنیم و گذشته را فدای آینده کنیم.

شناخت دشمن و شناخت خود

باید دشمنمان را بهتر بشناسیم، بتوانیم از دید او به مسائل نگاه کنیم، بدانیم او به چه فکر میکند، و چرا اینگونه فکر میکند، برای اینکه بتوانیم چنین کنیم باید برای دشمن احترام قائل باشیم، به او نزدیک شویم، او را بهتر از خودش بشناسیم. باید خود را نیز بشناسیم، توانایی ها و ضعف هایمان را بشناسیم، ضعفهایمان را بپذیریم و روی آنها کار کنیم، تواناییهایمان را تا جای ممکن استفاده کنیم، و بدانیم آنچه نمیدانیم.

روحیه قوی و تلاش برای ناراضی ماندن

ما بهترین های دنیا هستیم که با ستم سر ستیز داریم. ما اینجاییم که کارهای سخت انجام دهیم و بشر را بسوی بهتر شدن هل بدهیم، برای لذت بردن از آنچه از پیش مانده به دنیا نیامده ایم، ما آمده ایم همه چیز را بهتر کنیم و هیچوقت راضی نشویم.

Advertisements

12 پاسخ

  1. azizam
    tohi yani khali yani naboode boodan
    vaghti yechizi nis va ma naboodesho mikhaym rad konim migim tohie
    meslan man migam ke kalat tohie
    yani too kalat hichi nis
    nazanin vaghti migim nis va nabooode too hamoon majmooe yani vojod nadare
    A=[ ] alan inja hichi nis va tohie
    aya to too majmooe bala mitooni sabet koni adadi hast
    ya migi tohie?javab
    pas khoda ham nis va dari khodeto gool mizani
    nazanin age az rahe ellato malool ham jelo biay bazam harf daram barat

    • من که از نوشته های انگیزشی ِ تان لذت میبرم.
      لیدری شده اید!
      به امید این که به فعالیت های سیاسی هم رو بیاورید…

  2. بهتر نیست بجای دشمن از واژه دیگری استفاده کنیم

    دوست ناآشنا

    این واژه ها با بخشش کنار هم چندان جالب نیست

  3. بخشش را نیستم ،
    اگر قرار باشد جانورانی مثل هیتلر و خامنه ای و خمینی و … بخشیده شوند – سنگ روی سنگ بند نمیشود .
    به دادگاه کشاندن کسانی که فرزندانشان در نتیجه ی وحشیگری های اینها از دست داده اند حد اقل کاریست که باید انجام شود و سایرین که در این باره قربانی نداده ان صلاحیت بخشیدن در این رابطه را ندارند .
    پ.ن : اینهایی که گفتم ربطی به حکم اعدام نداره و به شدت باهاش مخالفم .

  4. ایا میخواهید بفرمائید ملاهاراهم ببخشیم؟ ازان بزرگتر اسلام را؟

  5. یک از تائو متولد می‌شود.
    دو از یک به وجود می‌آید.
    سه از دو زاده می‌شود.
    و همه چیز از سه بوجود می‌آید.
    (لائوتزو، تائو ته چینگ)
    پس تائو (اصل باطنی اشیاء) همان عدد صفر است (دقت کنید که نخستین بار هندیان عدد صفر را به کار بردند و ملل دیگر عددی به نام صفر را نمی‌شناختند) و از آنجا که صفر همان مجموعه تهی است (نگاه کنید به: http://en.wikipedia.org/wiki/Natural_number#Constructions_based_on_set_theory) و در ریاضیات همه اشیاء (اعداد، توابع، بردارها، ماتریس‌ها و …) مجموعه هستند و همه مجموعه‌ها با مجموعه تهی ساخته می‌شوند، می‌توان گفت که از نظر ادیان مبدأ همه چیز (خدا) همان مجموعه تهی (Φ) است!
    برای اثبات این فرضیه می‎توان به خود مذاهب به ظاهر متضاد رجوع کرد:
    ا) بودائیان برترین حقیقت را «تهی» می‌خوانند که در آن از چیزی که به نسبیت بستگی داشته باشد نمی‎توان سخن گفت، اما تهی به معنای عدم یا هیچ و پوچ نیست؛ از آن رو تهی است که از همه‌ی اسم‌ها و وصف‌های نسبی تهی است. به عبارت دیگر مطلق است، یعنی هرچه از آن بگویند هیچ تصویر درستی از آن به دست نمی‎دهد. (دقت کنید که لازمه وصف یک چیز مرکّب بودن آن است)
    2) علی بن ابیطالب در نهج‌البلاغه خطبه ا می‌گوید: کمال توحید خداوند اخلاص برای اوست و کمال اخلاص نفی صفات از اوست زیرا هر صفتی گواه بر این است که غیر موصوف خود است و هر موصوفی گواه بر این است که غیر صفت خود است. پس هر کس خدای سبحان را وصف کند او را به چیزی مقرون ساخته و هرکه او را به چیزی مقرون دارد دو چیزش پنداشته و هر که دو چیزش انگارد چنان است که به اجزایش تقسیم کرده و «هر که او را به اجزایش تقسیم کند او را نشناخته است.»
    فلاسفه اسلامی مانند ملاصدرا هم بسیط‌الحقیقه (موجودی فاقد اجزاء) را واحد، واجب‌الوجود بالذات و من جمیع‌الجهات و «کل‌الاشیاء» می‌دانند.

    پس کسانی که خدا را منکر می‌شوند در حقیقت همه چیز را انکار می کنند و «هستی‌شناسی» آته‌ایستی را می‌توان اینگونه خلاصه کرد: «من بیخدا هستم، پس من نیستم!»
    در پایان سخنم را با کلامی دیگر از لائوتزو پایان می‌برم:
    قبل از تولد جهان
    چیزی بی‌شکل و کامل وجود داشت
    آن آرام است، تهی
    تنها، تغییرناپذیر
    بی‌نهایت، حاضرِ ابدی
    مادرِ جهان است
    چون نام بهتری برایش نمی‌یابم
    آن را تائو می‌خوانم
    در هر چیز جاری است
    بیرون و درون
    و به منبع اصلی باز می‌گردد…

    • حالا که چی مثلا؟ تهایتا می خوای بگی تائو آخر همه دست محمد شمشیر داده که بکش و دست و پا و گردن قطع کن و سنگسار کن و چادر سرت کن و … این قوانین بر مبنای فطرت بشر است؟ فلاسفه ایران باستان هم می گفتند اول و آخر وجود بی نهایت و ابدی است و زروان نام دارد. زروان همان زمان بیکران است از ازل بوده و نور و ظلمت و ماده معنی از دل او زاده شده (زمان کرانه مند با بدن فلک و دنیای مادی حاضر) و در آخر به او برمی گرده! (بازگشت مجدد به زمان بی کران)

  6. آرش گرامی بالاخره سرنوشت انجمن گفتگو چی شد؟! چرا برنمیگرده؟! تو که گفتی قرار هست بیاد رو زندیق…

  7. آرش بیخدای گرامی، درود به شما
    من از آخرین نوشتار شما بسیار بهره بردم و مانند همیشه +- سخنان شما را بسیار رئالیست و بر اندیشه برنا بنا شده است.
    برایتان پیروزی و پایداری خواستارم
    پاینده باشید

  8. جدیدا آنتونی رابینز و استفان کووی زیاد میخونی انگار.

  9. Wonderful

هرچه میخواهد دل تنگت (اگر بدرد بخور هست البته) بگو.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: