پرسشی که حسین شریعتمداری از آن فرار میکند.

من از بچگی با خواندن نوشته های حسین شریعتمداری بزرگ شدم، خانواده ما مشترک روزنامه کیهان بود یعنی هر روز این روزنامه برای ما فرستاده میشد، اصلاح میکنم، دو نسخه فرستاده میشد یکی برای محل کار پدرم و یکی برای خانه. البته هدف دسترسی به یک روزنامه کثیر الانتشار بود نه علاقه به مطالب آقای شریعتمداری. اما همین حضور کیهان من را به یکی از خوانندگان مطالب حسین شریعتمداری تبدیل کرد.

من از صراحت گفتار و شجاعت شریعتمداری خوشم می آید و در بیشتر مواقع ادله او را میپذریم اما نتایجش را نه. از طرفی البته من اینکه ایشان معمولاً در تریبونهای حکومتی تنها به قاضی میرود و راضی هم بر میگردد، یعنی بدون حضور اندیشه مخالف و حق دفاع برابر، به محاکمه ایشان میپردازد، ایشان را فردی منصف نمیدانم، من طرفدار گفتگوی آزاد و برابر هستم.

بعد از این همه سال از آقای شریعتمداری پرسشی دارم و امیدوارم ایشان به پرسش من پاسخی بدهد، اگر نه با انگیزه تناظر و تفکیر، بلکه دستکم به دلیل اینکه من سالها مشتری کیهان بوده ام و به ایشان پول داده ام و از مشتریان قدیمی هستم.

آقای شریعتمداری، شما و همفکران شما مکرراً از «بخشی از مردم» که به نفع عقاید شما در صحنه حاضر میشوند، با فر نام «مردم» یعنی «تمام مردم» نام میبرید. و مخالفان خود را همواره اقلیت و دشمن و نوکر بیگانه و خلاصه «نامردم» میخوانید. به یاد ندارم هیچگاه شما پذیرفته باشید که دیدگاه شما در اقلیت است، همواره مردم در سخنان شما طرفدار نظام و ولایت و غیره فرض شده اند.

البته این تنها شما نیستید که اینگونه سخن میگوید، بسیاری از مخالفان شما هم همین رفتار را پیش میگیرند، یعنی هم فکران خود را مردم میخوانند و دیگران را مزدور و غیره. اگر پا را کمی فراتر بگذاریم و به تاریخ و جهان نگاه کنیم میبینیم که ظاهراً این یک عادت سیاست مداران و سیاست بازان است که همواره مردم را طرفدار خود و خود را طرفدار مردم بخوانند و از طرف مردم سخن بگویند.

من اما به روشنی میبینم که بخش بزرگی از مردم همفکر شما هستند، گرچه شما نمیبینید که بخش بزرگی از مردم هم مخالف شما هستند. تعداد هواداران شما و مخالفان شما مشخص نیست. وقتی چنین چیزی مشخص نیست، اما با اینحال شما آنرا مشخص و دانسته میپندارید، در واقع دارید دروغ میگویید. من به خود اجازه نمیدهم که بگویم اکثر مردم ایران مخالف شما هستند چون آمار معتبری برای اثبات این ادعا ندارم، اما شما هم با اینکه ندارید چنین دروغی را تکرار میکنید.

شما و رهبر انقلاب و سایر مسئولان همواره از حضور بخشی از مردم در یک صحنه، مثلاً نماز جمعه یا فلان تظاهرات را نشان دهنده اکثریت بودن همفکران خود تلقی کرده اید. اما لازم به توضیح نیست که تعداد افرادی که در چنین تظاهرات هایی شرکت میکنند مشخص نیست، و از آن بدتر امکانات برابر برای مخالفان شما برای تظاهرات وجود ندارد. تظاهراتی که به نفع شما شکل میگیرد از صدا و سیما و رسانه خود شما و دیگر جاها تبلیغ میشود، و بعد از انجام معمولاً بزرگنمایی میشود. اما تظاهرات مخالفان با شدت تمام سرکوب میشود. بنابر این استناد به یک تظاهرات هواداران حکومت استناد معتبری نزد هیچ آدم معقولی نیست!

راه ها و گمانه زنی های غلط  و عوام فریبانه متعددی برای روشن شدن این حقیقت که چه بخشی از مردم ایران مخالف شما هستند و چه بخشی موافق هستند وجود دارد اما تنها یک راه درست و منطقی و معقول موجود است. راه منطقی که من و بسیاری از دیگران پیشنهاد میکنیم رفراندوم است، در یک رفراندوم همانند آنچه در ابتدای انقلاب انجام شد میتوان افکار عمومی را بدون هیچ حرف و حدیثی سنجید.

این رفراندوم دستکم مورد حمایت 3 تن از روسای جمهوری پیشین نظامی که شما طرفردار آن هستید هم مورد حمایت قرار میگیرد. اما شما با این نظر سنجی عمومی، آزاد و منطقی مخالفید. آقای شریعتمداری، آنرا که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟ شما چه دشمنی با حساب و شمارش و ریاضیات دارید!؟

با این مقدمه، پنجاه سال دیگر اگر بچه های این سرزمین تاریخ کشور خود را بخوانند و دریابند که حسین شریعتمداری و رهبر جمهوری اسلامی و سایر مسئولین از سنجش آزاد آرای عمومی شدیداً هراس داشتند، غیر از این که فکر کنند حسین شریعتمداری و رهبر جمهوری اسلامی یقین داشتند که در چنین شمارشی شکست خواهند خورد، باید چه فکر دیگری بکنند؟

با سپاس،

آرش بیخدا

اگر مایلید پاسخ حسین شریعتمداری به این پرسش را بدانید، لینک این مطلب را برای او ارسال کنید.

Advertisements

25 پاسخ

  1. به نظر من اگر بالاترین نگران آزادی بیان است، که فکر میکنم هست، و از طرفی هم نگران اهانت نشدن به اسلام است، که بازهم به نظر میاد هست، راه حلش این نیست که بیاد مطالب اهانت آمیز نسبت به اسلام رو حذف کنه!

    راه حل ساده اش اینه که برای مطالب اهانت آمیز نسبت به اسلام یک فلگ بگذاره و اونها رو فقط به کسانی که مایلند مطالب اهانت آمیز را بخوانند هم نشان بده. یک چیزی توی مایه های Moderate Search که در Google Images هم وجود داره.

  2. آرش جان حتما با بالاترین آشنایی دارید. متاسفانه اخیرا مدیران بالاترین برای حفظ عورت های اسلام بسیاری از کاربران و لینکهایی رو که مربوط به اسلام بود بصورت فله ای حذف و مسدود کردن. بسیاری از کاربران هم بخاطر نقض آزادی بیان و سرکوب کاربران مجبور به ترک بالاترین شدن.
    خوشبختانه با پیگیری بچه ها تونستیم سایت جایگزینی رو راه اندازی کنیم.
    امیدوارم که اونجا ببینمتون
    http://www.risheha.com

  3. سوال شما چند اشکال اساسی داره
    یکی اینکه چنین رفراندومی به ندرت و تنها در مواقع خاص مثل بعد از انقلابی بزرگ یا … برگزار می شه نه به صرف درخواست یک یا چند گروه خاص
    اشکال دیگه اینکه تا زمانی که بیش از نیمی از مردم در انتخابات مهم شرکت می کنند اصلا نیازی به برگزاری چنین رفراندومی نیست و شرکت اکثریت به معنای راضی بودن به نوع حکومت است هر چند صدرصد این افراد هر کدام به نوعی از بعضی از امور شکایت داشته و به گونه ای ناراضی باشند.
    اشکال سوم در خواستگاه این درخواست است که بعضی چون اکثریت افراد نزدیک به خود را مخالف حکومت می بینند فوری نتیجه می گیرند که اکثریت مردم ایران مخالف حکومت هستند یعنی همان چیزی که عده ای از مردم تهران در انتخابات قبلی گرفتار آن شدند و این همه مشکلات را برای کشور درست کردند در حالیکه در بقیه کشور تقریبا هیچ واکنش قابل ملاحظه ی رویت نشد.
    و نکته دیگر اینکه جناب آرش و امثال او بهتر است این نکته را درک کنند که مردم ایران برای علم کردن چنین حکومتی ذره ذره جان و قطره قطره خون را را داده اند لذا به راحتی از آن قطع امید نکرده و به امید فردایی بهتر صبر پیشه می کنند و حداقل تا یکی دو دهه دیگر برگزاری چنین رفراندومی کاری عبث است
    روزی یکی از آشنایان می گفت همه مردم به حکومت فحش می دهند بعد روز راهپیمایی همه آنها می آیند و مرگ بر آمریکا می گویند!!!!!

    • >یکی اینکه چنین رفراندومی به ندرت و تنها در مواقع خاص مثل بعد از انقلابی بزرگ یا … برگزار می شه نه به صرف درخواست یک یا چند گروه خاص.

      وقتی شکی قوی نسبت به اینکه مردم حکومت رو قبول دارند یا نه وجود داشته باشه که داره (مراجعه کنید به این بخش از استدلال من که سه تا از رئیس جمهور های قبلی همین نظام هم موافق رفراندوم هستند)، اونوقت وقت خوبی هست برای برگذاری رفراندوم.

      افزون بر این اگر رفراندوم برگذار نمیکنید، و اگر آدمهای منطقی و معقولی هستید دستکم نباید ادعای بی پایه «اکثریت بودن هواداران جمهوری اسلامی» رو مطرح کنید.

      >اشکال دیگه اینکه تا زمانی که بیش از نیمی از مردم در انتخابات مهم شرکت می کنند اصلا نیازی به برگزاری چنین رفراندومی نیست و شرکت اکثریت به معنای راضی بودن به نوع حکومت است هر چند صدرصد این افراد هر کدام به نوعی از بعضی از امور شکایت داشته و به گونه ای ناراضی باشند.

      این حرف خیلی واضح البطلان هست، حضور مردم در انتخابات برابر با تایید حکومت نیست موقع هر انتخاباتی که تاحالا شده شما میبینید که بخش زیادی از مردم با توجیه «ترجیح بد بر بدتر» در انتخابات شرکت میکنند یا از ترس نرفتن به دانشگاه و غیره.

      این حرفها رو شما برای خارجی ها بزنید شاید قبول کنند (که البته عقلاشون نمیکنند) ولی من که خودم در ایران دبیرستان رفتم و مدیر مدرسه ما قبل از انتخابات میگفت هرکی انتخابات شرکت نکنه دانشگاه نمیره، این حرف همواره به نظرم خیلی شیادانه و دروغ جلوه خواهد کرد.

      افزون بر این سلامت انتخابات در ایران محل تشکیک است.

      اگر شما به مردم بگویید بیاییند و بین کینگ کنگ و گودزیلا یکی رو انتخاب کنند، طبیعی است که مردم بیایند آنکه کمتر درنده است را انتخاب کنند، اما آیا این به آن معنی است که مردم کینگ کنگ یا گودزیلا را قبول دارند؟ البته که نه.

      بنابر این شرکت اکثریت در انتخابات شرط کافی برای تثبیت اینکه اکثریت هوادار نظام هستند نیست.

      >اشکال سوم در خواستگاه این درخواست است که بعضی چون اکثریت افراد نزدیک به خود را مخالف حکومت می بینند فوری نتیجه می گیرند که اکثریت مردم ایران مخالف حکومت هستند یعنی همان چیزی که عده ای از مردم تهران در انتخابات قبلی گرفتار آن شدند و این همه مشکلات را برای کشور درست کردند در حالیکه در بقیه کشور تقریبا هیچ واکنش قابل ملاحظه ی رویت نشد.

      من نمیدونم شما فارسی روان من رو چرا درک نمیکنند ندیدید که من نوشته ام ادعای مخالفت اکثریت مردم هم بی سند هست؟ به نظر میاد شما میخواهید با افزودن شبهات الکی شماره اشکالات رو بالا ببرید 🙂

      >و نکته دیگر اینکه جناب آرش و امثال او بهتر است این نکته را درک کنند که مردم ایران برای علم کردن چنین حکومتی ذره ذره جان و قطره قطره خون را را داده اند لذا به راحتی از آن قطع امید نکرده و به امید فردایی بهتر صبر پیشه می کنند و حداقل تا یکی دو دهه دیگر برگزاری چنین رفراندومی کاری عبث است

      اینها شعار است ارزش پاسخ ندارد. البته من از شما سپاسگزاری میکنم که در وبلاگ من نظر میدید ولی خوب شعارهاش رو کمتر کنید بهتر هم میشه.

      • >وقتی شکی قوی نسبت به اینکه مردم حکومت رو قبول دارند یا نه وجود داشته باشه که داره (مراجعه کنید به این بخش از استدلال من که سه تا از رئیس جمهور های قبلی همین نظام هم موافق رفراندوم هستند)، اونوقت وقت خوبی هست برای برگذاری رفراندوم.

        متوجه منظورتون از سه تا رییس جمهور قبلی نشدم ولی همونطور که اشاره کردم صرف درخواست یک عده یا گروههای مختلف دلیل کافی و لازم برای اجرای رفراندوم نیست.

        > افزون بر این اگر رفراندوم برگذار نمیکنید، و اگر آدمهای منطقی و معقولی هستید دستکم نباید ادعای بی پایه “اکثریت بودن هواداران جمهوری اسلامی” رو مطرح کنید.

        حتما از استصحاب و میزان اعتبار اون چیزی به گوشتون خورده؛ زمانی یقینا مردم ایران موافق جمهوری اسلامی بوده اند الآن شک داریم که آن موافقت یقینی به حال خود باقی است یا نه
        اصل استصحاب به می گوید یقین سابق را تنها با یقین دیگر می توانید نقض کنید و شک چنین صلاحیتی ندارد پس تا چنین یقینی محقق نشود مدافعان جمهوری اسلامی حق دارند واژه مردم را به نفع خود مصادره کنند.

        >این حرف خیلی واضح البطلان هست، حضور مردم در انتخابات برابر با تایید حکومت نیست موقع هر انتخاباتی که تاحالا شده شما میبینید که بخش زیادی از مردم با توجیه “ترجیح بد بر بدتر” در انتخابات شرکت میکنند یا از ترس نرفتن به دانشگاه و غیره.

        شاید به قول شما بخش زیادی از مردم! چنین انگیزه ای از شرکت در انتخابات داشته باشند اولا این دسته از مردم شاید در عدد تعداد زیادی باشند مثلا یک یا دو میلیون نفر اما در درصد اصلا قابل ملاحظه نیستند شاید دو تا چند درصد
        من الآن حدود چهل و پنج سال سن دارم و حتی یک مورد پیش نیومده که برای انجام کاری از من فتوکپی صفحه ای از شناسنامه که مهر انتخابات می خوره را خواسته باشند و فکر نمی کنم از شما یا سایر نزدیکانتان نیز چنین چیزی خواسته باشند.
        با فرض فوق دیگه جایی برای مطرح کردن انتخاب بین بد و بدتر باقی نمی مونه بلکه راه سومی هم هست و آن شرکت نکردن در انتخاباته
        شما هم مثل من حتما کسانی رو می شناسید که تا کنون در هیچ انتخاباتی شرکت نکرده اند و از نظر کارهای اجرایی و دانشگاه و کوپن و مانند اینها هیچ مشکلی براشون پیش نیومده

        >این حرفها رو شما برای خارجی ها بزنید شاید قبول کنند (که البته عقلاشون نمیکنند) ولی من که خودم در ایران دبیرستان رفتم و مدیر مدرسه ما قبل از انتخابات میگفت هرکی انتخابات شرکت نکنه دانشگاه نمیره، این حرف همواره به نظرم خیلی شیادانه و دروغ جلوه خواهد کرد.

        اینجا فقط می تونم بگم مدیر مدرستون …. خورده غلط کرده سه سه بار که روهم می شه نه بار!!!!!

        >افزون بر این سلامت انتخابات در ایران محل تشکیک است.
        حداقل انتخاباتی که اصلاح طلبها برگزار کردند فکر نکنم جای شک داشته باشه

        >اگر شما به مردم بگویید بیاییند و بین کینگ کنگ و گودزیلا یکی رو انتخاب کنند، طبیعی است که مردم بیایند آنکه کمتر درنده است را انتخاب کنند، اما آیا این به آن معنی است که مردم کینگ کنگ یا گودزیلا را قبول دارند؟ البته که نه.
        البته که نه اما به شرطی که راه سومی در بین نباشه

        >بنابر این شرکت اکثریت در انتخابات شرط کافی برای تثبیت اینکه اکثریت هوادار نظام هستند نیست.

        با این فرض و بیان که من گفتم هست

        >من نمیدونم شما فارسی روان من رو چرا درک نمیکنند ندیدید که من نوشته ام ادعای مخالفت اکثریت مردم هم بی سند هست؟ به نظر میاد شما میخواهید با افزودن شبهات الکی شماره اشکالات رو بالا ببرید

        وقتی امثال شما نمی تونید درک کنید که به صرف یک ادعای بی سند درخواست برگزاری رفراندوم درخواستی احمقانه است ما مجبور می شیم که از ادعای یقینی خودمون دفاع کنیم و برای اون شاهد و قرینه بیاریم
        اینجا بهتره یک مقداری هم روی قاعده ید مطالعه داشته باشید

        >اینها شعار است ارزش پاسخ ندارد. البته من از شما سپاسگزاری میکنم که در وبلاگ من نظر میدید ولی خوب شعارهاش رو کمتر کنید بهتر هم میشه.

        اگر تنها مقداری از ظاهر این شعار رو درک می کردید سی و خورده ای سال تموم وعده فروپاشی امروز و فردای جمهوری اسلامی رو به هم نمی دادید
        جمهوری اسلامی امروز صدها برابر قوی تر از جمهوری اسلامی دهه شصت و هفتاد است
        و من به شخص اعتقاد دارم که اگر اتفاق خاصی در منطقه نیفته در دهه نود اثری از مشکلاتی که ما امروز شاهد اونها هستیم نیست کما اینکه امروز دیگه اثری از مشکلات دهه شصت و هفتاد نیست.

      • چرا متن های نسبتا بلند همون موقع نمایش داده نمی شه؟

  4. چند نکته:

    نکته با اهمیت کمتر اینه که بجای همایت بنویسید حمایت.

    ولی مهمتر اینه که صحت این رفراندوم فرضی هم جای شک داره. در واقع میشه گفت امروزه میتوان افرادی رو پیدا کرد که به صحت هر گونه صندوق اخذ رای که در جمهوری اسلامی برپا میشه شک خواهند کرد.

    اگر هم منظورتون یک رفراندوم زیر پرچم و نظارت سازمان های بین المللی و بی طرف هست، باید گفت اینکار نیاز به ایجاد زیر ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و ایدئولوژیک زیادی داره که اگر چه در تئوری شدنی هست ولی میشه استنباط کرد که در اینصورت جمهوری اسلامی ماهیت خودش رو از دست میده و بنا بر این، دیگه اون جمهوری اسلامی که در رفراندوم مذکور مورد پرسش قرار میگیره این جمهوری اسلامی کنونی نیست.

    • بدون نظارت سازمان های بین الملی هم می شه یه انتخابات سالم داشت. البته منظورم واقعا سالم هست چون همیشه یه عده ای به صحت انتخابات اعتراض خواهند کرد.
      کافیه به حزب غیر حاکم هم این امکان رو داد که تو شمارش آرا نظارت داشته باشن. نه مثل اینجا که شب شمارش آرا پاشن برن همه ی ناظرا رو بکنن تو زندان.

      • حزب غیر حاکم هم در رفراندومی با موضوع «جمهوری اسلامی» ذینفع خواهد بود و نه بی طرف.

        • انتخابات سالم برگذار کردنش زیاد سخت نیست، به نظر من ما اگر قوه قضائیه مستقل و قوی داشتیم که لازمه اون اخراج آخوندها از قوه قضائیه هست میتونستیم انتخابات سالم هم داشته باشیم.

          ولی قوه قضائیه ایران بجای دفاع از عدالت و دادگستری هدفش دفاع از ولایت و اسلام گستری هست. یعنی بی طرف نیست.

          • این میشه همون شق دمی که گفتم جمهوری اسلامی ماهیتش از بین میره. در اونصورت بسیاری از آرای سرگردان و نظرات وسط، متمایل به رای مثبت به اون میشند و هزینه جابجایی و تغییر رو نمی پذیرند.

  5. آرش جان رفراندوم واسه چی آخه؟ مقایسه ی حکومت حاکمی که اثرات و نشانه هاشو مردم دارن مستقیما درک می کنن با حکومتی که هنوز نیومده و اصلا معلموم نیس چجوری می خاد اداره بشه کاملا بی معنی هستش.
    می شه مشابه رفراندومی که زمان انقلاب برگذار شد.
    به نظر من رژیم فقط در یه حالت می تونه مردم رو از بدبختی دربیاره و اونم جون گرفتن جنبش سبز با حفظ نظامه (تو پرانتز بگم که هم با رژیم و هم با جنبش سبز مخالفم).
    تنها در این حالته که بین دو حزب ممکنه یه رقابتی پیش بیاد و رفاه و آسایش مردم می تونه یه کم مورد توجه بشه.
    رژیم جدیدی که میاد مشابه رژیم کنونی یه نظام تکصدایی رو بوجود خواهد آورد 😦

    • اگه همه پرسی گذاشته بشه(که نمیشه)یه حرکت جهشی به سمت حذف نظامه.
      الان با هر برادر ارزشی که صحبت میکنی میگه شما 2 درصد بیشتر نیستین !
      ولی واقعا این جوریه؟!؟

      • بهتره ی بجای رفراندوم ازشون بخایم که یه انتخابات سالم با حضور اصلاح طلب ها برگزار بشه.
        این طوری جامعه از چند صدایی درمیاد و هم تاریخ و هم عقل گواهی میده که تو جوامع چند حزبی محکوم به پیروزی و پیشرفت هستن.
        داخل پرانتز بگم که منم مثل شما بی خدا هستم و ماهیتا چه با محافظه کارها و چه اصلاح طلب ها همفکری ندارم. اما فکر می کنم که جامعه ی کنونی ایران رو فقط یه همچین تفکراتی می تونه هدایت بکنه.
        شریعت مداری هم راست می گه. امثال من و شما و آرش بیخدا کمتر از 2 درصد که سهله از 2 میلیونیوم درصد هم کمتریم.

  6. منم فکر میکنم همونجور که خودت گفتی، بسته به شرایط عقایدت رو تغییر میدی.
    هروقت عقیده ای «خز» شده باشه، تو میری سراغ یه باور دیگه. اینو میشه از چند نوشته های اخیرت، در مقایسه با نوشته ای زندیق تشخیص داد.
    خیلی ها از شریعت مداری متنفرن، و به هیچ وجه اونو قبول ندارند، اما نظر تو با اونا خیلی فاصله داره.
    مثل چند سال پیش که خیلی ها اسلام اسلام میکردن، و تو زندیق رو بوجود آوردی.
    همیشه میخوای تک باشی و این خیلی خوبه. هم برای تو، هم برای کسانی که باورهات رو دنبال میکنن.

    • بازهم تکرار میکنم، ثابت بودن در مورد چیزی که متغییر هست منطقی نیست، اگر جمهوری اسلامی مدام تغییر کنه و ما انعطاف از خودمون نشون ندیم هرگز بر آن پیروز نخواهیم شد.

      در ضمن اگر بالای وبلاگ من رو بخونید مواضع روشن من رو میبینید و مخالفت با جمهوری اسلامی رو در اونها نمیبینید مخالفت با جمهوری اسلامی یک هدف برای من نیست، هدف چیزهایی است که اونجا میبینید.

      من هیچوقت ادعای این رو نداشته ام که عقایدم ثابت است، من هر روز چیزهای جدید یاد میگیرم lol

      ولی با همه اینها هیچکدوم از مواضعی که من مطرح کردم چه در این نوشتار چه در جاهای دیگه آنچنان نسبت به گذشته تغییر نیستند.

      • >در ضمن اگر بالای وبلاگ من رو بخونید مواضع روشن من رو میبینید و مخالفت با جمهوری اسلامی رو در اونها نمیبینید مخالفت با جمهوری اسلامی یک هدف برای من نیست،

        چمهوری اسلامی در تضاد مستقیم با بیخدایی ، سکولاریسم ، دموکراسی ،جمهوریت و در تضاد غیر مستقیم با خردگرایی و حقوق بشر هست!
        اقتصاد درست و حسابی هم نداره که ببینیم کاپیتالیسم هست یا نه!

  7. من هم مثل ایرانی کم کم داره ازت بیشتر خوشم میاد قبلا هم البته خوشم میامد همانطور که از خطابه های مثلا سیاسی سعیذ سکویی در تلویزیون آریامهر یا شهرام همایون در کانال یک خوشم میامد یعنی بعنوان یک جوک ! اما اخیر کمی تا قسمتی عناصر عقلانی و واقعیت توی نوشته هایت پیدا شده ! من سعی میکنم کمی اضافه کنم .
    اولا این جریان رفراندم در قانون اساسی فعلی هم وجود داره یعنی به دولت اختیار و امکان رفراندم (همه پرسی عمومی ) البته در برخی موضوعات را داده اما اینکه چرا از رفراندم استفاده نمیشه را میشه اینطوری دید که مثلا در تمام کشورهای اروپای غربی و آمریکا هم سابقه رفراندم خیلی ناچیز هست یعنی تقریبا هر دولتی سعی میکنه به رفراندوم گردن نذاره و این دلیل واضحی دارد به این شکل که افکار عمومی بسیار به تبلیغات حساس هست و برای همین هم در دنیای واقعی طرفداری بین حکومتها نداره اما در برابر مخالفان همیشه استقبال کردند نه اینکه خیلی بخودشون مطمئن باشند بلکه بدلیل اینکه حتی اگر هم شکست خوردند چندان چیزی برای از دست دادن ندارند که نگران شوند .
    ثانیا از لحاظ عملی اگر توجه کنید اینطور میگویید :»راه منطقی که من و بسیاری از دیگران پیشنهاد میکنیم رفراندوم است، در یک رفراندوم همانند آنچه در ابتدای انقلاب انجام شد میتوان افکار عمومی را بدون هیچ حرف و حدیثی سنجید.»
    خب افکار عمومی را برای چی باید به این روش سنجید !؟ اگر برای بدست آوردن اطلاعات هست که همینکار را بدون حرف وحدیث میشود با نظر سنجیهای محرمانه (یعنی بدون هو وجنجال ) انجام داد ! کاری که همین الان هم وزارت کشور و اطلاعات تقریبا بطور منظم انجام میدهند و از طرفی قدرت که فعلا دست همون امثال شریعتمداری هست پس حتی اگر از اکثریت هم برخوردار نباشد انجام برنامه های مخفی تبلیغاتی -سیاسی -اقتصادی برای گرفتن اکثریت (حتی اگر دغدغه آنرا داشته باشند ) هم قابل انجام است !
    خلاصه اینکه طرح رفراندم هرچند برای مخالفین حکومت دلچسب است اما برای حکومت نه عقلانی است و نه کارآ و این نوع گفتمانها کودکانه که مثلا «اگر راست میگی دستت را باز کن » یا همان «آنرا که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است» بیشتر بکار تبلیغات مخالفین حکومت میخورد ! در پایان نخواستم طرفداری یا مخالفت با رفراندم بکنم بلکه خواستم واقعی تر با این موضوع برخورد کنم .

    • اینکه جمهوری اسلامی احتمالاً هیچوقت به رفراندوم تن نخواهد داد مسئله نسبتا روشنی هست و هدف من هم این نیست که رفراندومی برگذار بشه.

      مسئله این است که حزب اللهی ها چپ و راست از «مردم» استفاده میکنن، و این یک سفسطه است، جلوی این سفسطه رو هم با استدلال ساده ای که من کردم میشه گرفت.

      حرفی که من زدم رو میشه در جمهوری اسلامی هم در مقابل مسئولین جمهوری اسلامی هروقت از مردم یاد میکنند زد، اصولاً روش مبارزاتی من علیه اسلام همواره همینه که به تفکرات غلط رایج و پرسشهای اسلامگراها پاسخ بدهم بجای کین ورزی.

      >مثلا در تمام کشورهای اروپای غربی و آمریکا هم سابقه رفراندم خیلی ناچیز هست یعنی تقریبا هر دولتی سعی میکنه به رفراندوم گردن نذاره.

      دلیلش شاید این باشه که این کشورها واقعاً از میزان آزادی خیلی بیشتری برخوردار هستند و وقتی مردم چیزی رو میخواهند حکومتی که واقعاً نماینده مردم هست اون چیزها رو به مردم میده.

      • >دلیلش شاید این باشه که این کشورها واقعاً از میزان آزادی خیلی بیشتری برخوردار هستند و وقتی مردم چیزی رو میخواهند حکومتی که واقعاً نماینده مردم هست اون چیزها رو به مردم میده.
        —————————
        البته نه این که منکر این موضوع باشم اما این هم تمام مطلب نیست و این سکه روی دیگری نیز دارد ! حکومتها در غرب خصوصا آمریکا سیاستی را در پیش گرفتند که تا حد زیادی مردم را غیر سیاسی کنند و از طرفی نسبت به ناهنجاریهایی که میتواند موجب تنش شود حساسیت زدایی کنند . برای مثال نابرابری اقتصادی از عوامل ایجاد استرس روانی و تنشهای اجتماعی است اما در حالیکه آمریکا یکی از بزرگترین شکافهای طبقاتی در دنیا را دارد مردم نسبت به آن نسبتا بی تفاوت شده اند ! بیش از 40 میلیون آمریکایی یعنی بیش از 15 % زیر خط فقر زندگی میکنند !
        این در حالیست که شکاف طبقاتی موجود در آمریکا از بسیاری از کشورها از جمله ایران شدیدتر است . در عوامل نابسامانیهای اجتماعی نقش اقتصاد و شکاف طبقاتی محرز است اما می بینیم که جامعه آمریکا از این لحاظ تنش جدی را تجربه نمیکند و این بدلیل سیاست تبلیغاتی حساسیت زدایی دولت است . اما نکته جالبتر اینکه معمولا تبلیغ میشود که در آمریکا دموکراسی زیادی وجود دارد و لذا امکان تغییر قوانین و یا ایجاد قوانین برای گروههای مختلف اجتماعی براساس تعداد آنها میسر است اما نه تنها نظریات تئوریسینهایی مانند فوکویاما این چنین جالتی را رد میکند و فوکویاما به صراحت میگوید که ثروتمندان علیرغم داشتن کمترین تعداد بیشترین تاثیر را تصویب و تغییر قوانین دارند بلکه اساتید دیگر دانشگاه طی مطالعاتی اثبات کرده اند که اساسا نقش طبقه متوسط آمریکا در تغییر قوانین نزدیک به صفر است ! و قوانین به نفع ثروتمندان تغییر میکند ! با اینهمه باز هم از تنش وسیع هنوز خبری نیست ! اینها همه بدلیل سیاستهای تبلیغی حکومت آمریکاست ! بی دلیل نیست که تعداد زیادی از آمریکاییها اساسا نام رییس جمهور و پایتخت خود را نمیدانند و از لحاظ اطلاعات عمومی رده های پایینی در جهان را به خود اختصاص داده اند .لذا آمریکا با همان سیستم تبلیغاتی که در سایر کشورها تنش را تشدید میکند با حساسیت زدایی از مردم خود اقدام به کنترل حداکثری جامعه آمریکا مینماید .!

        • این تا حدودی درسته ولی منحصر به امریکا نیست
          در بیشتر کشورهای غربی دولتمردان کار خودشون رو درست انجام میدهند، قوه قضائیه قوی و مستقل وجود داره که جلوی تخلفات رو میگیره، رسانه های آزاد وجود دارند که حاکمیت رو تا جای ممکن نقد میکنند، به عبارت دیگر «سیاسیون» کار خودشون رو درست انجام میدهند، جدا از این ساختار تئوریک حکومت (در امریکا قانون اساسی) آنقدر قوی هست که رفاه و آزادی مردم را تا حدود زیادی تضمین میکنه.

          من بعنوان کسی که در غرب زندگی میکنم شخصاً نمیدونم مثلاً توی این کشوری که سالهاست زندگی میکنم سری قبل چه کسی در مجلس رای آورد و چه کسی رای نیاورد در حالی که در مورد ایران همه چیز رو با دقت دنبال میکنم، افزون بر همه اینها توضیع قدرت توی این کشورها به خوبی انجام شده و نماینده های دولت در استانها و ایالت ها و شهرهای مختلف نقش قوی تری در زندگی روزمره مردم دارند تا رئیس جمهور! برای همین من اگر مشکلی داشته باشم شهردار شهر بهتر میتونه این مشکل رو حل کنه.

          جدا از اینها این کشورها الیت فهمیده و کار درستی دارند، کسانی که ثروتمند هستند از روی لیاقت ثروتمند شده اند بیشتر میلیونرهای امریکایی میلیونر زاده نیستند، این الیت سالم است و درست کار میکند، برای همین کسی به اونصورت نگران سیاست نیست. آرامشی که نسل های قبلی برای نسل فعلی باقی گذاشته اند باعث میشه مردم زیاد نیازی به فعالیت سیاسی نداشته باشند، در آرامش زندگی میکنند و سعی میکنند پیشرفت کنند. منافع سیاسی این دست مردم را بخشی از سیاسیون که نماینده آنها هستند به خوبی انجام میدهند و این وظیفه سیاسیون است! اما در ایران اینگونه نیست کسی ما را نمایندگی نمیکند برای همین مجبوریم خود از حق خود دفاع کنیم، یا بهتر بگویم جلوی مرگ تدریجی خودمون رو بگیریم.

          توی ایران ولی قضیه خیلی فرق میکنه سیاست تمام ابعاد زندگی شخصی شما رو هم در بر میگیره، مثلاً امروز نان شما 8 برابر دیروز قیمت داره، پلیس مزاحم زن و بچه شما میشه، دانشگاه سعی میکنه شما رو خفه کنه، تلویزیون در مورد شما دروغ میگه، فضای خفقان اعتماد رو از بین برده، بطور کلی به نظر میاد توی کشورهای کمونیستی و شبهه کمونیستی و تک حزبی مثل ایران مردم زیاد تر توی سیاست دخالت میکنند!

          افزون بر این سیاسی شدن تعداد زیادی از مردم لزوماً چیز خوبی نیست، چون افکار سیاسی هم یک جورایی مثل دین شخصی هستند و آدمها نسبت به عقاید سیاسی شون هم عواطف قوی نشون میدن، در اخلاق کاری «Work Ethics» همواره گفته میشه که راجع به سیاست صحبت نکنید، و این چیز خوبیه!

          • >جدا از اینها این کشورها الیت فهمیده و کار درستی دارند، کسانی که ثروتمند هستند از روی لیاقت ثروتمند شده اند بیشتر میلیونرهای امریکایی میلیونر زاده نیستند، این الیت سالم است و درست کار میکند، برای همین کسی به اونصورت نگران سیاست نیست
            …………….
            آرش جان اومدی و نسازی ها! ببین من قبلا از فوکویاما و نیز دئتن از اساتید آمریکایی نقل قول کردم اونهم براساس مطالعاتی گذشته نگر نه آینده نگر ! خوب توجه کن یعنی براسا مطالعاتی که دوتن از اساتید آمریکایی از دانشگاههای ییل و برکلی در باره چند سال گذشته انجام دادند این نتیجه گرفته شده که :
            When well-off people strongly supported a policy change, it had almost three times the chance of becoming law as when they strongly opposed it. When median-income people strongly supported a policy change, it had hardly any greater chance of becoming law than when they strongly opposed it
            یعنی بطور خودمانی موافقت یا مخالفت طبقه متوسط با یک سیاست (هرچند تعداد زیادی در این طبقه هستند ) هیچ شانسی در تغییر آن سیاست ندارد در حالیکه اگر ثروتمندان از سیاستی حمایت کنند 3 برابر شانس تغییر سیاست بیشتر از هنگامی هست که ثروتمندان با سیاستی مخالفت کنند ! این حرف حسین شریعتمداری نیست حنتیجه تحقیقاتی دوتن از اساتید دانشگاه است ! بعبارت دیگر قوانین براساس منفعت ثروتمندان تصویب میشود ! حالا به فرض 30 سال پیش طبقه الیت کار درست توی آمریکا بودند که خودش قابل بحث است و باید اثبات شود اما به فرض درست بودن آیا قوانین اجازه میدهد ثروت از انحصار این طبقه ثروتمند خارج شود !؟ اینجا بحث قوانین وسیاستهای یک طرفه هست ! آرش خان فکر نکن مثلا اگر 3000 سال پیش در هند تصور میشده که سر خدا از ثروتمندان تشکیل شده و پای خدا از دهقانان ! این تصور یک شبه بوجود آمده !یا فکر نکن داستان فره ایزدی ه برای پادشاهی در ایران لازم بوده ناگهانی ایجاد شده یا اعتقاد چینیها که فکر میکردند بدن امپراطور از طلا و نقره درست شده بطور ناگهانی پیدید آمده ! نخیر همه اینها تدریجی هست و از همینجا شروع شده که «طبقه الیت کاردرست هستند و ثروتمندان از روی لیاقت ثروتمند شدند ! پس وقتی با تغییر قوانین و سیاستها ثروت در انحصار قرار میگیرد بتدریج معنی «فره ایزدی » یا «سر خدا » هم نام میگیره یا بعبارتی تئوریزه میشود !
            من مقاله ای چند سال پیش خواندم که الان بیاد ندارم فکر کنم از نیویورک تایمز بود که طی مطالعه ای نشان داده شده بود که در 20 سال گذشته آمریکا هیچ جابجایی طبقاتی جدی صورت نگرفته ! وگرنه میدانم که مثلا سوزان بویل ناگهان پولدار میشود و در بوق تبلیغاتی قرار میگیرد اما جابجایی جدی طبقه نخیر !
            ————————————————————
            >در بیشتر کشورهای غربی دولتمردان کار خودشون رو درست انجام میدهند، قوه قضائیه قوی و مستقل وجود داره که جلوی تخلفات رو میگیره، رسانه های آزاد وجود دارند که حاکمیت رو تا جای ممکن نقد میکنند، به عبارت دیگر “سیاسیون” کار خودشون رو درست انجام میدهند، جدا از این ساختار تئوریک حکومت (در امریکا قانون اساسی) آنقدر قوی هست که رفاه و آزادی مردم را تا حدود زیادی تضمین میکنه.
            …………………….
            رفاه و آزادی که چه عرض کنم ! همون بیش از 15% زیر خط فقر آمار رسمی یا میزان مصرف داروهای آرامبخش در آمریکا نسبت به جمعیتش خود همه وهمه نشان از رفاه دارد اما جوک تازه ای که از استقلال قوه قضاییه آمریکا گفتید موجب انبساط خاطر گردید .بازهم مجبورم یادآوری کنم که چون در آمریکا تنش جدی سیاسی وجود ندارد لذا احتیاجی به تصمیم گیری سیستم قضایی آمریکا کمتر وجود دارد و وقتی که تصمیمی گرفته نشود خودبخود وابستگی هم معنی خارجی پیدا نمیکند اما همیشه اینطور نیست ! در سال 2000 و در پی انتخابات دوره اول بوش پسر که اختلافی بین او والگور با ادعای تقلب انتخاباتی توسط الگور تنش ایجاد شد و کار به بالاترین مقامهای قضایی آمریکا رسید بالاخره تحت فشار لابی های قدرت به سیستم قضایی البته مستقل ! آمریکا بوش پیروز شد ! اما کیکی از نه قاضی عالی رتبه آمریکا که ظاهرا اسقلال به میزان قابل توجهی بهش تنقیه شده بود در پایین رای دادگاه برای پیروزی بوش چنین نوشت !
            Although we may never know with complete certainty the identity of the winner of this year’s Presidential election, the identity of the loser is perfectly clear. It is the Nation’s confidence in the judge as an impartial guardian of the rule of law.
            حیفم آمد برای خواننده گان ترجمه نکنم :
            در حالی که ممکن است ما هرگز درنیابیم که برنده واقعی انتخابات چه کسی بوده است اما بازنده کاملا مشخص است. (بازنده) اعتماد مردم است نسبت به این داگاه که آنرا چون داوری بیطرف تصور می کردند.
            بله بازنده انتحابات در واقع مردمی بودند که فکر میکنند سیستم قضایی آمریکا بی طرف است ! با اجازه آرش جان ههههههههههههه

  8. مطلب جالبی بود.
    البته با نظرسنجی توسط وزارت اطلاعات احتمالاً خودشون خبر دارند آرش نازنین !!

  9. کم کم داره ازت خوشم میاد … نقاط اشتراکمون داره زیاد میشه

  10. حرف تازه ای نبود.می دانیم ومیدانند.اینهامیدونندکسی روندارند

هرچه میخواهد دل تنگت (اگر بدرد بخور هست البته) بگو.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: