معنای زندگی چیست بخش ۲

در وسعت این کائنات ما زیاد با قارچهایی که برای مدتی روی مدفوع گاو میرویند و بعد نابود میشوند نداریم. دنیا آنقدر بزرگ و قدیمی و آینده دار است که ما در برابر عظمت آن بسیار خردیم.

درست است که ما به کرات دیگر سفر کردیم، درست است که ما آسمانخراشها، دموکراسی ها، فیلمهای زیبا،‌داستانهای زیبا تاریخ زیبا و غیره ساختیم.

اما در واقعیت ما محکوم شدگانی هستیم که حکم قتلمان را پیش از پیدایشمان صادر کرده بودند. فکرش را که بکنید خواهید دید که ما هر لحظه ممکن است با یک ویروس اپیدمیک که از جایی اومده یا فرگشت یافته برای همیشه نابود شویم. یا ممکن است یکی از این سنگهای آسمانی بزرگ به دلیلی به سمت ما حرکت کنه و ما رو در لحظه نابود کنه. اگر این اتفاقها نیافته هم شاید ما خودمون رو همینجوری الکی نابود کنیم.

میدونید کامپیوترهای کوانتومی در حال طی مراحل اول حیاتشون هستند،‌ این کامپیوترها بجای قطعات الکترونیکی و استفاده از سیلیکون و نیمه هادی ها، کار نمیکنند بلکه محاسبات خودشون رو توسط اتمها انجام میدهند،‌ در نتیجه سرعتی که این کامپیوترها به آن میرسند در حدی خواهد بود که دولت امریکا نگران است شاید با این کامپیوتر ها هر رمزی را بتوان شکست. با این کامپیوترها شاید بتوان هوش مصنوعی را آنقدر ادامه داد که خودش به کشف دنیا بپردازد. میدونید همین یکی دو سوال پیش کامپیوترها قوانین نیوتون رو دوباره کشف کردند؟  این یعنی اینکه ما شاید بتونیم و در مسیری برویم که موجودات جدیدی بسازیم که خیلی از ما قویتر فکر میکنند و شاید از ما قویتر هم بشوند. شاید ما برده روباتها بشویم روزی واقعا.

خلاصه اینکه وضع دنیا خیلی خرابه نازنین،‌دنیا جای خوبی برای زندگی امن داشتن نیست،‌۹۵ درصد موجوداتی که از ابتدای پیدایش زمین بوجود آمده اند اکنون  دیگر وجود ندارند و ما هم لزوما در این روال استثنا نیستیم،‌باکتریها و موجودات تک سلولی وجود دارند که از لحاظ مصرف انرژی و طول عمر در مقایسه با ما خیلی خیلی قوی تر هستند تا حدی که ممکنه هفت هشت تا کهکشان اونورتر هم به همین شکل زمینی وجود داشته باشند.

از همه اینها مهمتر ممکنه تا چند و چندین سال دیگه تمام دیدگاه ما نسبت به جهان تغییر کنه که میکنه،‌و این خودش ما رو متوجه خطرات جدید و البته راه حلهای جدید میکنه.

حالا با این توصیفات پرسشی که اینجا مطرح میشود این است که حال ما با در نظر گرفتن این واقعیت ها باید چگونه باشد؟

Advertisements

62 پاسخ

  1. و یه نکته دیگه اینکه
    من یقینا می میرم٬‌ بعد از مرگ من هر اتقاقی که می خواد برای زمین بیفته
    دیگی که برا من نجوشه هر کله خری که می خواد توش بجوشه!!!!

    • همین افکار کسایی مثل شماست که اغلب کشور های مسلمونتر.مذهبی تر و غیر مادی تر رو به خصوص ایران رو به این وضعیت انداخته تا به فکر دیگران نباشی هیچ گهی اتفاق نمی افته قارج هم کسانی مثل شمایند که فقط به فکر خودشونن بدونید با این طرز تفکر نه برای خودتون نه برای دیگران خوبیی وجود نخواهد داشت جناب ماهی خلی

  2. سلام خدمت تمام سرخوشان گرامی
    بعضی ها یه جور حرف می زنن که انگار میلیون ها سال قراره زندگی کنن
    اگر خدا و قیامت و آخرتی وجود نداشته باشه چه فرقی می کنه که زمین نابود بشه یا نشه
    راستی چقدر مهمه که اون قارچهای روی تاپاله گاو تو یه لحظه چرخ تراکتور از روشون رد و بشه و !!!!!!!!!!!!!!!

  3. درود آرش جان
    من خیلی سعی کردم سایت زندیق رو باز کنم. ولی انگار باز نمیشه.. آدرسش عوض شده؟

  4. خدمت آقا اشکان عرض کنم که هارون یحیی اهلی ِ ترکیه است برادر! به همین خاطر خیلی هم جدی اش نباید گرفت!!

  5. سىامين سالمرگ جان لنون را گرامى ميداريم

  6. آرش نکنه پولارو گرفتی در رفتی (:

  7. آقا وسط بحث جدیتون من یه جک بگم!
    چند روز پیش داشتم مطالب یه وبلاگ پارسی زبان طرفدار هارون یحیی رو میخوندم. یه شبهه تو فرگشت مطرح کرده بودن که واییییییی!!! فرموده بودند اگه زمین پاره ای از خورشیده و از خورشید جدا شده چطور دریاهای آب بر روی اون به وجود اومده؟؟؟!!!!!!!!!!!!!
    واقعا که بنیان بیخدایی منهدم شد رفت! این هارون یحیی هم عجب سوپر پروفسوری بوده و ما خبر نداشتیم!

  8. بابا آرش خان حضرت عباسى اين زنديق دردش چيه بگو ما تحملشو داريم:-S

  9. 2 هفته تاخیر 🙂

  10. انسان به دو گونه می‌تواند عمل کند. او می‌تواند چون یک دستگاه متفکر، چون یک کامپیوتر عمل کند. این همان چیزی است که مدارس و دانشگاه‌ها ما را برای آن آماده می‌کنند؛ عمل کردن چون یک کامپیوتر ماهر و حرفه‌ای. اما آن‌ها با این کار روح ما را از بین می‌برند. کامپیوتر می‌تواند هر کاری را که آلبرت اینشتین انجام می‌داد انجام دهد ولی کامپیوتر نمی‌تواند به روشنی (Enlightenment) برسد. نمی‌تواند کاری را که فقط یک بودا قادر به انجام آن است انجام دهد.
    انسانیت در حال مرگ است. چنان آرام و بی سر و صدا در حال مرگ است که حتی از آن آگاه نیستیم. مرگ با مسمومیتی بسیار آرام و تدریجی در حال روی دادن است. انسان روز به روز به یک کامپیوتر زنده تبدیل می‌شود.
    مرکز واقعی وجود تو قلب است. از آن غافل مشو. نسبت به آن بی‌تفاوت مباش. از ذهن استفاده کن اما مورد استفاده‌ی ذهن قرار مگیر. از ذهن چون یک دستگاه زیبا، چون یک خودرو، یک کامپیوتر و یک دستگاه تهویه … استفاده کن اما نه بیشتر از آن. ریشه در قلب داشته باش. با قلبت عمل کن. بگذار احساسات هر قدر هم که غیر منطقی به نظر می‌رسند تصمیم‌گیرنده باشند تا رقص، زیبایی، شادمان و خیر و برکت با پای خود بیایند.
    شری باگوان راجنیش اوشو، بیگانه در زمین

  11. نابودی حیات هوشمند بدست خودش اجتناب ناپذیره . اینو من نمیگم ریاضیات میگه :
    اصل مهم : هر چیزی در طبعیت یک بار رخ بدهد بارها رخ میدهد . پس در میان ترلیاردها تریلیارد ستاره ما نباید تنها باشیم ولی هستیم چرا ؟ چون عمر حیات هوشمند کوتاهه. اگر عمر حیات هوشمند مثلا یک میلیارد سال باشد فرصت کافی برای دریافت امواج آن برای ما بود در ثانی اصلا منقرص نمبشد چون خیلی هوشمند بود
    مثل اینکه به 2 نفر بگن در طول 10 ساعت شب به مدت یک ثانیه کبریتی روشن کنید شانس اینکه همزمان روشن کنند خیلی کمه ………
    بهر حال حداکثر 20 سال دیگر عمر سیاره ماست . و ما افتخار داریم آخرین انسانها باشیم و یزودی کاملا محو میشویم . سرنشینان ایستگاه فضایی چه حالی میشن وقتی یه روزی از خواب پا میشن با زمین تماس میگرن هیچ کس جواب نمیده . یه نفر بیرونه نگاه میکنه از زمین خبری نیست . در واقع زمین 30 هزار ساله به سیاهچاله تبدلیل شده و اونا داشتن با سرعت سر سام آور در مدار سیاه چاله جدید میچرخیده اند ولی چون زمان با افزایش سرعت کند میشود این 30 هزار سال فقط به اندازه چند ساعت برایشان سپری شده

  12. آیا تا به حال به تفاوت بین یک واحد ارگانیک و یک واحد ماشینی توجه کرده‌ای؟ تو یک موتور اتومبیل می‌سازی؛ برای این کار می‌توانی قطعات آن را از بازار خریداری کرده، روی هم سوار کنی. بعد آن موتور به صورت یک واحد شروع به کار می‌کند. یا می‌توانی قطعات یک رادیو را از بازار بخری و آنها را مونتاژ کنی. بعد آن رادیو به صورت یک واحد به کار می‌افتد – همه‌ی قطعات با هم در حکم یک رادیو شروع به کار می‌کنند. با این وجود، این واحد واحدی مکانیکی بوده و از بیرون پیاده شده است.
    اما وقتی یک مشت بذر را روی خاک می‌پاشی، آن بذرها جزئی از خاک می‌شوند و گیاهی از هر کدام می‌روید – این واحد، واحدی ارگانیک است؛ از بیرون پیاده نشده است. این واحد در درون خود بذر بوده است. دانه به جوش و خروش درآمده و هزار و یک چیز از زمین، هوا، خورشید و آسمان به خود جذب می‌کند – اما واحد از درون آن نشأت یافته است. ابتدا کانونی هست که بعد پیرامونی آن را فرا می‌گیرد. در یک واحد مکانیکی، ابتدا پیرامون شکل می‌گیرد و بعد نوبت به مرکز یا کانون آن می‌رسد.
    شری باگوان راجنیش اوشو، خلاقیت

  13. آرش عزیز معنای زندگی رو بی خیال بدون زندیق و گفتگو برا ما زندگیی نمونده دیگه دارم شک میکنم که گرفته باشنت

  14. آخه چرا دنیا جای امنی نیست؟اتفاقا اینکه ما به این فکر می کنیم که روزی روبات ها جای ما را بگیرد خیلی خیلی خوب است حداقل خوبیش اینه که ما خودمونو برای این اتفاقات آماده می کنیم تا چنین فجایعی اتفاق نیفتد.ببین داداش شما ناامیدانه به دنیا نگاه می کنی.مگه قرار نبود با بی خدایی از دنیا لذت ببریم.پیشرفت علم هم خطراتی داره جانم.مثلا همین اینترنت چقدر می تونه خطرات داشته باشه.یه نکته بگم.دقیقا اونایی که این حرفارو می زدن و از نابودی شدن خودشون حرف می زنن بعد میان و قیامتو اختراع می کنن.یه نکته دیگه اینکه تو تو «معنای زندگی چیست بخش یک»گفتی: «»یک کسی معنی زندگی خود را اینطور طراحی میکند که ما در این دنیا برده های یک موجود نهان هستیم و بعد از مرگ ما تداوم داریم و پرده ایست که در پس آن دنیایی افزون بر این دنیاست.
    چنین توهم خطرناکی این دنیا را در واقع بی معنی و کم ارزش میکند و انسان را ناانسان.»»
    حالا شما با این حرفات دنیارو بی ارزش نمی کنی؟

  15. لاری کینگ: بزرگترین چالش در پیش رو که باید بر آن پیروز شویم کدام است؟
    استیون هاوکینگ: به گمان من بزرگترین چالشی که با آن روبرو هستیم از غریزه‌های تجاوزطلب و خوی درازدستی بشر بر می‌خیزد. در روزگار غارنشینی، این‌ها برتری‌هایی به ما دادند که انگیزه بقا و ماندگاری‌مان شد و با انتخاب طبیعی داروینی، در ژن‌های ما رمزگذاری گردید. اما با جنگ‌افزارهای هسته‌ای، این غریزه‌ها و خوی درازدستس ما را به نابودی تهدید می‌کند. ما فرصت زیادی نداریم که به امید آن بنشینیم که تکامل داروینی این خو را از ما بستاند. ما باید از مهندسی ژنتیک بهره گیریم…

  16. زنده باد آرش باحال

  17. لعنت بر شما كه دين خدا را پيش مردم رسوا كرديد

  18. شما چون توان نقد ایده های رهایی آور مارکسیستی و کمونیستی رو ندارید میخواهید با خل و چل جلوه دادن کمونیستا و دستکاری سخنان آن ها مردم را از جذب شدن به این ایده بازدارید. مثلا اگه مارک پیشگویی کرد که در آینده کشور های بورژوایی و سرمایه داری که برده داری مدرن هستند کمونیستی مشوند اول هنوز مانده و زود است برای داوری. دوما اگر تا کنون نشده اند این است که رهبران سرمایه داری که خود از سرمایه دارانند متوجه شده اند اگر اینگونه پیش بروند کمونیستی میشوند و در نتیجه مزایای کاگران را بالا بردند که اینگونه نشوند. یک حزب های الکی هم مثل کارگر و… که شبه کومونیستی هستند بوجود آورده اند تا مردم را گول بزنند. شکا همین چند دوره ی اخیر نگا کن و ببین با یه بحران اقتصادی کوچیک که ناشی از شکست سرمایه داریست چقدر مردم به چپ گرایش پیدا کرده اند. یا اگه چشاتونو باز کنید میبینید که چقدر کشور های جدا شده از شوروی (حیف شد از بین رفت اما بزودی مانند ققنوسی سر بر خواهد آورد) مردمشان غصه روز های کمونیستی را میخورند.البته یک چیزی هم که ربطی ندارد ولی لازم به ذکر است اینست که پروژه های متن باز مانند گنو لینوکس یک ایده کمونیستی است چه با این هدف(کمونیستی شدن دنیای رایانه) ایجاد شده باشد و چه اتفاقی که این نشان میدهد انقلاب کمونیستی به دنیای مجازی راه یافته و بزودی همه ی جهان کمونیستی خواهد شد.
    بزودی کارگران دنیا و دهقانان پیروز میشوند و حکومت جهانی کمونیسم برقرار میشود. زنده باد کمونیسم.

  19. منم تقریبا موافقم، منتها نمیشه پیشبینی نزدیک به زاقعیتی کرد، مشخص نیست چه رخ خواهد داد، به نظر من مقایسه این دوره از زندگی بشری و رشد علم با تغییر و تحولات اعصار پیشین کار زیاد جالبی نیست، ضمنا من بیشتر دوس دارم بشر بمونه و به اونجا برسه که فناوری حیات دایمی فراگیر بشه و زندگی بشر مثل فیلم Wall-E بخور و بخواب بشه، یه کم رویاپردازانه به نظر میرسه ولی به نظر من این حالت خوبی هستش برای تصور کردن 100-150 سال آینده

  20. جالبه tolerance
    با این وصف چرا بیکار نشستی داری اینجا کامنت می ذاری
    این طور به نظر می رسه که تو تنها کسی هستی که از خطر آزمایشات cern مطلعی. سریع برو و این اطلاعات ذی قیمتت رو در اختیار رسانه ها بذار تا آژانس بین المللی انرژی هسته ای برای مجموعه تحقیقاتی cern یک ناظر تعیین کنه تا این احمقها با بی مبالاتی و حماقت مطلقشون یک سیاهچاله یا ضد ماده یا چیز دیگه ای درست نکردند و بشریت رو به نابودی نکشوندن.

    • این دستگاه رو خیلی وقت پیش به کار انداخته بودن و فقط محیط یک لیوان رو قورت داد البته من اینو شنیدم وخطری برای ترسو ها نداره

  21. فکر نکنم از این خبرا شه یاد داستانهای علمی تخیلی افتادم

  22. یه سوال
    در مقاله سنگسار از عایشه نقل کرده بودید :
    وقتی آیات مربوط به رجم نازل شده بودند، آنها را بر روی کاغذی نوشته بودند و زیر بالین من قرار داشت. بعد از وفات پیغمبر، درحالی که ما مشغول به سوگواری برای پیغمبر بودیم یک بز آن قطعه کاغذ را خورد.
    منابعش هم اینها بودند :
    سنن ابن ماجه جلد دوم صفحه 39 چاپ کراچی

    مسند امام احمد جلد 6 صفحه 269 چاپ بیروت
    اما اینها برام کافی نیستند … من منبع دقیقتر می خوام …
    یه نگاه به اینجا بنداز :

    http://fa.wikipedia.org/wiki/سنگسار

    آدرس دقیقتر رو لطفاً بده … خیلی مهمه … ممکنه به دلیل دقیق نبودن منبع ، حذفش کنند

  23. آقا این زندیق و گفتگو چی شد پس!! برنگشتن چرا؟

  24. برای فراگیر شدن استفاده از یک تکنولوژی جدید لازم است که تولید آن از لحاظ اقتصادی از تکنولوژی فعلی کم هزینه تر باشد. انسان در آزمایشگاه کلیه مواد آلی که گیاهان و جانوران می سازند را می تواند تولید کند ولی همچنان برای تأمین کلیه نیازهای غذایی و تا حدی دارویی خویش از ارگانیسم های زنده استفاده می کند چون به صرفه ترند. ممکن است روباتهایی اختراع شوند که همه کارهای معمولی انسانها را بتوانند انجام دهند اما قطعاً تولید یک انسان باهوش (با به‌نژادی [eugenics] یا مهندسی ژنتیک)، پرورش و آموزش آن به صرفه تر و کاراتر است؛ لذا انسان هیچگاه بیکار نخواهد شد و کمونیستها و برابری‌طلبان ضد تکامل و انتخاب طبیعی (که از حقوق ضعفا در برابر اقویا حمایت می‌کنند و در عین حال خود را داروینیست هم می‌دانند!) این آرزو را به گور خواهند برد!
    روبات ها هیچ گاه بر انسان ها مسلط نخواهند شد چون انسانهای باهوشی که آنها را طراحی می کنند فکر این جا را هم خواهند کرد، ولی می توانند به عنوان ابزاری برای تسلط انسان بر انسان به کار روند (همانگونه که مهندسی ژنتیک هم می تواند چنین کند) لذا وظیفه همه انسانهای عاقل این است که تا زمانی که علم و تکنولوژی این ابزار را در اختیار زورگویان قرار نداده است، دیوانگان حاکم بر عالم را به زیر بکشند!

    • کاملا در اشتباهی ! انسان بر ربات ارجحیتی ندارد . حرفات شبیه اون زمانیه که میگفتن زمین مرکز دنیاست .
      نیازی نیست توضیح بدم الان مدتهاست از تراکتور به جای گاو استفاده میشود . روزی هم که تکنولوزی ساخت گلوکوز بدست اومد کشاورزی منسوخ میشه چون راندمان فتوسنتز و میتوکندری پایینه. البته اگر بشر از آزمایشات CERN جون سالم ببره که از نظر آماری محاله

      • برادر! تکنولوژی ساخت گلوکز سالهاست که به دست آمده! انگار شما از ما قدیمی ترید!

        • منظور تولید اقتصادی است.
          بله الان در راکتور ها حتی مس را به طلا تبدلیل میکنند ولی اقتصادی نیست در مقابل تولید الماس مصنوعی اقتصادی است

    • اینطور نیست متاسفانه نازنین
      به این فکر کن که شاید دیگه لازم نباشه آدمها ربات درست کنند بلکه رباتها یاد بگیرند ربات درست کنند.

      میدونید سرعت فکر کردن رباتها خیلی از ما بیشتر خواهد بود. شاید اشتباه یک دانشمند روزی باعث بشه یک رباتی زیادی سریع فکر کنه و بتونه مشکلات جدیدی که براش پیش میاد رو حل کنه و حتی خودش رو ارتقاء‌ بده اینکه گفتم قوانین نیوتون رو یک کامپیوتر کشف کرده خودش یک مقدار ترسناکه.

  25. یه روز صبح داری صبحانه میخوری . همون لحظه در CERN دانشمندان اتم های سرب را بهم میکوبند . دمایی 10 میلیون برابر مرکز خورشید ایجاد میشود ظاهرا خطری نیست در صورت ایجاد سیاه چاله باید تبخیر شود ولی این آزمایش نظیری در طبعیت ندارد و غیر قابل پیشبینی . چایتو با لذت داری میخوری فکر میکنی زلزله اومده . ولی این زلزله هراران ریشتر قدرت دارد . ازمایش CERN باعث تولید ماده از هیچ میشود (درست مثل big bang-) بعد سیاهچاله به مرکز زمین میرود و همه چیز را از جمله ما را به خود میکشد :
    http://www.google.com/hostednews/ap/article/ALeqM5huJlYHJqZMhcioZKB2YFH_zyASwg?docId=ddae49b611c74f3ea12bae6eb7813a87

    بعد هم زمین که اکنون سیاهچال است خورشید را خواهد مکید :

  26. از میان تریلیاردها ستاره هیچ سیگنالی به ما نمیرسد . این یک پیام معنی دار دارد : حیات هوشمند خودبخود خود را نابود میکند. تصور من این است که سایر حیاتها مثل ما سیکلوترن میسازند و چون سیکلوترن با آزمایشاتی سر و کار دارد که در طبعیت نظیرش نیست ناگهان سیاهچاله ایی در سیاره پدید میاورند و خداحافظ

  27. بهتره دسته جمعی توبه کنیم و به خدا ایمان بیاریم و شهادتین رو بگیم و به دین اسلام مشرف بشیم تا اون دنیا بتونیم از حوریان کُس طلا بهره ببریم.یوهاهاهاه

  28. موضوع جالب و خیلی مهم و به درد بخوری رو انتخاب کردی برای نوشتن در موردش.در ضمن این دو تارو خواستی درست کن:
    پاراگراف یکم خط دوم قبل از نداریم یه «فرقی» کم داره
    پاراگراف چهارم خط اول آخر خط به جای «بجای» «با» لازم داره

  29. این تهدیدات و خطراتی که مطرح کردی از یک طرف جان یک انسان رو هدف قرار می دن و از طرف ذیگه خطر برای نوع بشر محسوب می شن. هر انسان به دلیل حفظ نفس اول نگران بقای خودشه بعد در مرحله بعدی نگران بقای بشریت. و از طرفی خطراتی که جان تک تک انسانها رو تهدید می کنه خیلی بیشتر و گسترده تر و قطعی تر از خطراتی هست که کل بشریت رو هدف قرار می دن و به حدی قطعیه که می شه گفت تا بحال کسی سابقه نداشته تا بتونه از خطر مرگ و نابودی رهایی پیدا کنه. حالا با در نظر گرفتن این واقعیت ما دو راهکار رو مد نظر قرار بدیم. یا نیمه خالی لیوان رو ببینیم و دائم قصه بخوریم و یا نیمه پر لیوان رو ببینیم و و فکر کنیم ما هیچ و نیست بودیم اما از شانسمون یک فرصتی پیدا کردیم تا انسان باشیم و غرایز و احساسات و ادراکاتی داشته باشیم و می تونیم ازش لذت ببریم یا عذاب بکشیم. من در اینجا تفکر اپیکوری رو می پسندم که هدف رو در لذت بردن از زندگی می بینه. و البته معنی زندگی هر کسی بستگی به میزان لذتی که از زندگی می بره داره. من فکر می کنم هرچه ما بتونیم پتانسیل و توانایی درک و لذت بردن بیشتری در خودمون اتیجاد کنیم کیفیت زندگیمون متعالی تر و معنی زندگیمون عمیق تره. برای مثال شاید نهایت رشد و تعالی برای کسی در حدی باشه که شاید بیشترین لذتی که براش قابل درک باشه مثلا ناشی از اعمال غریزی یا مثلا ناشی از گوش کردن به موسیقی پاپ باشه اما ممکنه فرد دیگه ای وجود داشتخه باشه که با رشد و دریافت و شناختی که پیذا کرده قادر باشه مثلا از موزیک کلاسیک یا مثلا مطالعه ادبیات یا با پرداختن به هنر یا علم لذتی ببره به مراتب بیشتر از نهایت لذتی که فرد اول از لذتبخش ترین فعالیت زندگیش که مثلا همون موزیک پاپ باشه می بره. اینجاست که به نظر من زندگی فرد دوم معنی دار تر و پربار تره. همچنین هستند کسانی که استعدادشون رو در جهت های دیگری از زندگی تقویت کردند و از فعالیت هایی مثل آگاهی دادن به دیگران، تولید، مهر ورزیدن، خدمت به بشرست، در خدمت نه فقط بشر که کل هستی بودن و حتی فدا کاری لذت می برن و گاهی حتی با استناد به برخی از اثار عرفا می شه گفت بعضی اعتقاد دارند بیشترین لذت ممکن رو می شه ار راه فنا شدن بدست آورد که البته به نامها و روش های مختلفی این موضوع توسط افراد مختلف مطرح شده. گاهی نام تیروانا گرفته و گاهی نام موکشا و گاهی نام وحدت و فنا و شهود.
    حالا اینکه چطور ممکنه کسی به چنین مرحله ای برسه و اینکه آیا واقعا عمیقترین لذت در این حال هست یا نه و مردن از خود زنده شدن در بینهایت است یا نه و خیلی از اما ها و اگر های دیگر موضوعی هست که من خبر ندارم.

  30. روش ما برای کنترل وحشت معمولاً پنهان کردن آن با یک خیال یا تصور آرامش‌بخش است. اجازه بدهید مثالی ساده و معمولی بزنیم: به زندگی پس از مرگ معتقدیم چون نمی‌توانیم بپذیریم که مرگ نقطه پایان و غیر قابل اجتناب است. البته ما نمی‌توانیم اعتقاد به زندگی بعد از مرگ را روان‌پریشی تلقی کنیم، زیرا این اعتقاد از طرف جامعه رسمیت یافته، اما اگر اکثریت و یا تعداد زیادی به زندگی پس از مرگ باور نداشته باشند، در آن صورت چه؟ این اعتقاد غیر منطقی («غیر منطقی» به این دلیل که بر روی هیچ اصل معتبری پایه‌گذاری نشده) می‌تواند باور کسی باشد که اصولاً در بقیه موارد هم غیر منطقی می‌اندیشد، اما به دلیل وحشت بنیانی مجبور است برای دور کردن آن احساس وحشت در این دُورِ بی‌منطق چرخ بزند. او برای هماهنگی این تضاد آشکار در عقاید منطقی و غیر منطقی که در راستای هم قرار دارند ممکن است به اعتقاد غیر منطقی دیگری مستمسک شود، اعتقادی که می‌گوید در وجود همه ما بعدی غیر منطقی و تاریک وجود دارد که نیازمند ادلّه و توضیح می‌باشد.
    تمام این این روبنای عقیدتی صرفاً به علت عدم احساس آن احساسات واقعی به وجود آمده است.
    – آرتور جانو (Arthur Janov)، همان

  31. روان‌رنجور، عاجز از احساس واقعی زندگی‌اش، غالباً مجبور است در ذهن خود چیزی ماورای زندگی و یا زندگی پس از مرگ اختراع کند؛ جایی که در آن زندگی حقیقی در جریان است. او مجبور است تصور کند معنای واقعی و هدف غایی زندگی در جایی دیگر قرار گرفته. او ممکن است فکر کند متفکران می‌توانند آن معنا را برای او بیابند، در صورتی که تنها کسی که می‌تواند این کار را بکند فقط خود اوست. انسان بهنجار از طریق کشف جسم خود، نیاز به خلق مکان خاصی ندارد که زندگی واقعی در آن جاری است. روان‌رنجوری که به دنبال روان‌درمانی است، تلویحاً به دنبال یافتن معنایی برای زندگی است. انسان طبیعی فقط کشف ساده‌ای کرده است، و آن کشف این است: معنای زندگی چیزی قابل کشف و شناخت نیست، بلکه تنها باید آن را احساس کرد.
    – آرتور جانو (Arthur Janov)، همان

  32. انسان طبیعی در پی یافتن معنای زندگی نیست، چون معنای زندگی از احساس سرچشمه می‌گیرد. هر قدر انسان زندگی‌اش را احساس کند، به همان نسبت زندگی‌اش معنا می‌یابد. روان‌رنجور که در کودکی مجبور شده است بر حقایق تلخ و فجیع زندگی‌اش چشم فروبندد، مجبور است بطور خودآگاه و یا ناخودآگاه به دنبال معنا باشد. ممکن است او در پی یافتن این معنا در کار و یا سفر باشد، و اگر مکانیزم‌های دفاعی‌اش فعال باشند، ممکن است این تصور را داشته باشد که زندگی‌اش با معناست. روان‌رنجوران دیگر، احساس می‌کنند چیزی در زندگی‌شان گم شده و برای جستجوی این معنا راهی می‌شوند. آنها ممکن است برای ملاقات عارفان دست به سفر بزنند، فلسفه مطالعه کنند، خود را در مذهب و یا معتقدات دیگر غرق سازند و تمامی اینها برای یافتن معنایی است که فقط به اندازه‌ی یک نفس عمیق با آنها فاصله دارد.
    – آرتور جانو (Arthur Janov) روان‌شناس آمریکایی، The Primal Scream

  33. دعای یک بسیجی: خدایا پس از پیروزی بدنم را قطعه قطعه کن تا این اعضای گناهکار بدنم از بین بروند!

    • عجب شیطونی بوده! به قیافش نمیخورده اینقدر بلا باشه!!!! عجب دل پر دردی هم داشته. فکر کنم قبل جبهه 10-15 تا خواهر رو به فیض رسونده بوده!!!!

    • نشد دیگه شهیدای کشور رو مسخره کنیدها! ده ه

  34. عرض ادب و احترام
    تعریف تکراری نمیکنم فقط دو تا پیشنهاد اول مهمترین و زیباترین بخش زندیق پاسخ به سوالات رایج مسلمانان بود که از نگر من مهمترین قسمت برای تازه واردین که اکثرا با عقاید فابریک و نقد نشده وارد میشوند
    مطلب دوم اگه میشد مطالب بیخدای رو یا جدا کنی یا از مطالب پیش تر و اول صفحه جدا کنی چرا که افرادی با دیدن این مطالب شبیه پرش به پله اخر، سایت رو ترک میکنند چون یا سواد کافی ندارند یا ادعای روشن فکری و تحصیلات عالی دارند در هر حال بنده با چندین موارد اینگونه برخوردم که خدمتون عرض کردم

    • ممنون از کامنت شما.
      یکبار یک آخوندی به من میگفت این وبسایت شما شیوه میلیتاریستی داره در سمت راست عقاید ما رو تحت عنوان سفسطه مطرح کردی و در سمت دیگر افکار خودت رو در قالب سوال تبلیغ کردی.

      اینجانب هم دیدم راست میگه و فشار خیلی گویا آورده اینجا بود که تصمیم گرفتم این حالت رو همیشه حفظ کنم.

  35. چون عاقبت جهان نیستی است چو هستی خوش باش

  36. از خیام باید پرسید:

    می خور که فلک بهر هلاک من و تو
    قصدی دارد به جان پاک من و تو
    در سبزه نشین و می روشن می خور
    کان سبزه بسی دمد ز خاک من و تو

  37. منظورتون از اینکه گفتید دیدگاه ما تا چند سال آینده درباره جهان تغییر خواهد کرد اینه که دانشمندا یه انقلاب علمی رو پشت سر میزارن و میدان پارادایم جدیدی بوجود خواهد آمد؟
    به نظر اینجانب کاری که در زمان حال باید انجام بشه اینه که بیایم آسیب شناسی کنیم و ببینیم این تغییرات چه تاثیراتی توی زندگی بشر میتونه داشته باشه, اگه فکر میکنیم بعضی تغییرات موجب این میشه که امیال بیشتری از نوع بشر ارضاء بشن, پس شرایط رو برای اون تغییرات فراهم میکنیم, اما با هرگونه تغییرات و اتفاقاتی که خلاف امیال بشره و باعث افزایش الم میشه باید مبارزه کرد.
    مهمترین قسمت برای شروع این تلاش ها اینه که شرایط رو برای ساختن یه حکومت واحد فراهم کنیم, تقریباً یه جورایی این حکومت میتونه الهام گرفته از ایده های افلاطون تو کتاب جمهوری یا صورت پیشرفته اون, ایده های راسل در کتاب های مختلفش از جمله آینده بشری و جهان بینی علمی باشه.
    باید روی علمی شدنش کار بشه, اینکه هر کشوری ساز خودش رو بزنه, شوربختانه در نهایت منجر به نابودی بشر میشه.

    • > منظورتون از اینکه گفتید دیدگاه ما تا چند سال آینده درباره جهان تغییر خواهد کرد اینه که دانشمندا یه انقلاب علمی رو پشت سر میزارن و میدان پارادایم جدیدی بوجود خواهد آمد؟

      بله.

      >به نظر اینجانب کاری که در زمان حال باید انجام بشه اینه که بیایم آسیب شناسی کنیم و ببینیم این تغییرات چه تاثیراتی توی زندگی بشر میتونه داشته باشه, اگه فکر میکنیم بعضی تغییرات موجب این میشه که امیال بیشتری از نوع بشر ارضاء بشن, پس شرایط رو برای اون تغییرات فراهم میکنیم, اما با هرگونه تغییرات و اتفاقاتی که خلاف امیال بشره و باعث افزایش الم میشه باید مبارزه کرد.

      تصمیم گیری اینکه خوبه یا بده با کیه؟‌ افکار مختلفی بوجود میاد و یهو یکی قدرت میگیره و نظرش رو اجرا میکنه.

      >مهمترین قسمت برای شروع این تلاش ها اینه که شرایط رو برای ساختن یه حکومت واحد فراهم کنیم,

      این فکر هم مشکلاتی داره ولی خوب به نظر من هم اگر نه یک حکومت جهانی بلکه نهادی جهانی باید وجود داشته باشه که قدرت داشته باشه و مستقل از دولتها اداره بشه مثلا برای خودش انتخابات الکترونیکی برگزار کنه.

      • بله حق با شماست, افکار مختلفی بوجود میاد و امکان داره یهو یک نفر قدرت رو بدست بگیره, به خاطر همین گفتم نیاز به یک دولت جهانی داریم , و این دولت تصمیم گیرنده خواهد بود.
        همچنین این دولت باید به قدری قدرت نظامی داشته باشد که اگر کشوری دست به شورش زد و خلاف قوانین تعیین شده عمل کرد, امکان کنترل اوضاع و جلوگیری از اعمال آن کشور برای رفع خطرات احتمالی که ممکن است برای دیگر ملت ها بوجود آید را داشته باشد.

هرچه میخواهد دل تنگت (اگر بدرد بخور هست البته) بگو.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: