آقای موسوی، آدم دموکرات اطلاعات از مردم مخفی نمیکنه

آقای موسوی تهدید کرده اند که اگر تحریفها در مورد جنگ ادامه پیدا کنه لب به سخن خواهند گشود و اطلاعاتی را فاش خواهند کرد.

چیزی که این وسط خیلی جالب هست برای کسانی که فکر میکنند مثلاً موسوی با احمدینژاد خیلی فرق داره اینه که آقای موسوی فکر میکنه حق داره اطلاعاتی که دانستنش حق همه ایرانیهاست رو مخفی نگه داره. اون هم اطلاعاتی که دیگه حساسیت امنیتی برای کشور نداره، بیش از دو دهه داره از جنگ میگذره این اطلاعات رو ایشون اون موقع اگر افشا نکرده این تا حدود زیادی قابل درک و دفاع هست چون امنیت کشور رو به خطر می انداخت ولی دیگه الان چرا پنهانکاری و دورویی؟

8 سال ما رفتیم جنگیدیم به گا رفتیم، به هممون فشار اقتصادی اومده، ایشون ولی منفعت دزدان حکومتی رو تاحالا ظاهراً به منفعت مردم ترجیح داده و تاحالا لب به سخن نگشوده! بعد حالا سر کل کل با رفیقدوست اومده تهدید میکنه که من رو دارید مجبور میکنید افشا کنم!

یعنی ایشون گویا متوجه نیست که توی دموکراسی اونهم در زمان صلح، این دست اطلاعات جزو ما یملک مردم حساب میشن، ایشون براش مردم مهم نیست که تاحالا این اطلاعات رو بازگو نکرده و تازه الان هم نمیکنه، ولی خودش برای خودش خیلی مهمتر از مردم هست برای همین وسط کل کل چون احساس میکنه به خودش اهانت شده حاضره برای کل کل با رفیق دوست اطلاعاتی که مال ما مردم هست رو وسط بکشه! یعنی برای خودش بیشتر از 70 میلیون نفر ایرانی احترام و اهمیت قائل هست، و این مشخصه یک آدم دموکرات نیست! پولی که هزینه جنگ شد پول بابای شما نبوده آقای موسوی پول جیب همین 70 میلیون نفر بوده و شما اصولاً حق نداری این اطلاعات رو از ما پنهان کنی، وقتی پنهان میکنه یعنی آدم صادقی نیستی و این اطلاعات رو برای آینده سری نگه داشتی که به موقعش ازشون استفاده سیاسی بکنی، یعنی مثلاً اگر زیادی حرف زدند در موردت برگردی بگی من این اطلاعات رو فاش میکنم، چون کون خودت اصطلاحاً گهی هست.

اینکه شما اطلاعات اینجوری رو از مردم مخفی کنید، یعنی چیزی که مال مردم هست رو بهشون ندید زیاد با اینکه پول بیت المال رو بخورید فرقی نمیکنه، شما نه تنها بهتره که این اطلاعات رو اعلام کنید بلکه وظیفه شما هست که اینکار رو بکنید و همین که تاحالا هم اینکار رو نکردید نشون میده که در ذاتتون هنوز مثل خمینی فکر میکنید مردم گوسفندند و حق دانستن ندارن، این حرفی که زدید بعنوان یک نمره ردی زشت دیگر در کارنامه شما باقی خواهد ماند، و نشون میده که شما کفایت کار دولتی رو ندارید، و آدم قابل اعتمادی هم نیستید، همونطوری که در مورد جنگ خفه خون گرفتید هزار و یک مسئله دیگر هم احتمالاً میدانید که نمیگویید، چون بخشی از این باند مافیایی و خلافکار دولت هستید و در متعفن کردن حاکمیت 30 سال گذشته ایران نقش داشتید و این نقشتون رو هنوز دارید ادامه میدید، وفاداری شما به مردم نیست به حکومته.

و البته اگر کسی هم غیر از این از شما که طرفدار خمینی هستید و بودید انتظار داشته باشه، اشکال کار از اون شخص هست که اینقدر ساده اندیشه.

Advertisements

59 پاسخ

  1. حرف از یه جهت درسته داش ارش..
    من به عنوان یه خوزستانی همیشه دنبال آنالیز جنگ بودم…
    آنالیز جنگ در هر زمان این قدیسین ساختگی مثل ایت الله خمینی و آیت الله خامنه ای و هاشمی… برای اکثریت مردم میشکنه! (یعنی کاملا میشکنه که چه کارهای با جون جوونا در عملیات لو رفته ای مثل والفچر مقدماتی نکردن!و..)
    ولی متاسفانه دوران خاتمی دوران خوبی میتونست برای این آنالیز باشه! که خیلی از این محافظه کاریها و.. خاتمی و برگشت از اون شعارهای اولیه اش تو اون دوران فرصتش مهیا نشد! هر چند گنجی و… چراغ هایی رو روشن کردند ولی زود خاموش شدند…
    تو الان هم زمان خوبی نیست! یعنی زمان درستی برای انتشار این گزارشها و آنالیز با این وضع خراب حکومتی معلومه که به جای آنالیز علمی این جنگ، به سمت درگیریهای سیاسی و شخصی میکشه و کلا هیچی به هیچی…
    ولی در اولین زمانی که شرایط مهیا بود و به قولی عقلانیت در جامعه جریان داشت،باید این آنالیزها انجام بشه و بازخواستها از همه ی عاملان دست اندر کار بشه…
    به هر حال..
    الان زمان مناسبی نیست….
    با تشکر..
    یا حق

  2. یه سوال در سوره ی نور (40)به تاریک بودن دریای عمیق اشاره داره استنباط اهل خرد چیه؟

  3. یه سوال در سوره ی نور (40)به تاریک بودن دریای عمیق اشاره داره استنباط اهل خرد چیه؟

  4. یه جک هم همین جا میگم با اجازت.
    تو یه بحثی بود درمورد نظریه فرگشت, یه طلبه ادعا کرد که قرآن نظریه فرگشت رو تایید کرده!!!!!!!!!!!! آقا سوژه خنده من بود تا یه هفته!…
    فکر کن مثلاً یه همچین آیه ای پیدا کنن تو قرآن :
    فلینظر الانسان مم خلق… خلق من قرد… :))

  5. با اجازت من قسمت اول نوشته ات رو در یه بحثی قرار دادم.
    بعد دو تا ایراد بهش گرفته شد, و من به این ایرادات پاسخ دادم. ( اگه اشتباه گفتم منو در جریان بزارین):

    ایرادات:

    در مورد علیت در فیزیك كوانتومی دو احتمال وجود دارد كه حتی یكی از آنها برای رد مدعای عدم علیت كافی است
    1_اینكه ما علت را نمیدانیم دلیل بر عدم علیت نیست و البته این را با قانونی فیزیكی موگویند كه مردود است و ذاتا علت بردار نیست كه این هم باید اثبات شود به عنوان صعری قیاس!
    2_ خلط میان علیت و موجبیت شده است كه با لینك هایی كه در پائین كپی پیست شده اند این احتمال و احتمال اول تقریر شده اند با بیان علمی

    پاسخ من :

    در مورد آزمایش یانگ به هیچ وجه علیت با موجبیت یکی گرفته نشده. اصلاً در فیزیک کوانتوم دلیلی نداره موجبیت با علیت یکی گرفته باشه بنابراین ادعای دوم شما باطل است. فقط این گاهی در فیزیک کلاسیک اتفاق میوفتد. از اینکه بگذریم میتوان نشان داد كه در مكانیك كلاسیك نیز رابطه اى موجبیتى باشد ولى حكایت گر رابطه على نباشد و بالعكس.

    مثلاً بسیارى از روابط فیزیك را نمى توان بر اساس تغییرات یكطرفه نوشت. برای نمونه مى دانیم كه براساس رابطه گاز ها در دماى ثابت، اگر حجم یك گاز را دوبرابر كنیم فشار آن نصف مى شود.( (PV=NRTپرسش این است كه آیا دو برابر شدن حجم علت كاهش فشار شده است یا كاهش فشار باعث بالارفتن حجم؟ بنابراین برخى از روابط فیزیك كلاسیك نیز نمى توانند تمایزى میان علت و معلول برقرار كنند

    . همانطور كه مى دانیم روابط موجود در فیزیك كلاسیك ، روابطى قطعى و معین هستند. به عنوان مثال در رابطه F=ma یعنی قانون دوم نیوتون , اگر شما جرم یك جسم و شتاب وارد بر آن را بدانید به صورت قطعى مى توانید مقدار نیرو را محاسبه كنید و به جرم مورد نظر نسبت دهید. پس این رابطه یك رابطه موجبیتى است. اما این سؤال پیش مى آید كه آیا نیرو علت شتاب گرفتن جسم است یا شتاب وارد بر جسم علت وارد آمدن نیرو است؟ همانطور كه مشاهده مى كنیم شكل رابطه این را نشان نمى دهد. به همین دلیل ما روابط فیزیكى را بر حسب تغییرات مینویسیم. به عنوان نمونه در رابطه مذكور به جاى شتاب مى توان نسبت تغییر سرعت به تغییر زمان را نوشت یعنی dv/dt ( مشتق V تقسیم بر مشتق t ). البته گاهی اوقات نیز معادلات فیزیكى علاوه بر این كه حكایت گر رابطه اى موجبیتى هستند، علت و معلول را نیز مشخص مى كنند( درحالی که گاهی اوقات اینطور نیست). به همین دلیل الگوى علیت در فیزیك كلاسیك به «الگوى تابعى» علیت معروف شده است، الگویى كه در مكانیك كوانتومى به «الگوى شرطى علیت» تغییر پیدا مى كند.

    اما ببینیم كه چرا مكانیك كوانتومى به طرد موجبیت مى انجامد. همانطور كه لاپلاس میگوید اگر كسى مكان و سرعت ذره را در یك لحظه بداند مى تواند با توجه به نیروهاى حاكم بر ذره مكان و سرعت ذره را در تمامى لحظات بعدى بداند. مشكل در این نكته قرار دارد كه براساس مكانیك كوانتومى نمى توان مكان و سرعت یك ذره را توأمان با هم دانست و این عدم شناخت ناشى از كمبود اطلاعات ما نیست بلكه خود ذره اساساً در یك لحظه نمى تواند هم مكان قطعى داشته باشد و هم داراى سرعت مشخصى باشد. بنابراین مى توان نتیجه گرفت كه موجبیت لاپلاسى در مورد جهان كوانتومى اعتبار ندارد. دلیل موجه براى نفى موجبیت در مكانیك كوانتومى وجود احتمالات در روابط كوانتومى است. در نظریه كوانتوم دیگر نمى توان گفت كه مقدار انرژى در لحظه بعدى فلان مقدار قطعى است. بلكه صرفاً مى توان گفت كه با فلان احتمال انرژى فلان مقدار است. از طرف پدید آورندگان نظریه این احتمال ناشى از جهل ما نیست و على الاصول ناموجبیت در جهان حكمفرماست. بنابراین تعبیر سنتی علیت که با دترمی سیسم (جبرگرایی ) تطبیق می کند حذف میشود. پس ادعای اول شما نیز باطل است.

    درواقع مثالی که من برای شما زدم, به عنوان مثال تقض بود, من نگفتم در همه سیستم ها علیت معنایی ندارد, بلکه فقط گفتم سیستم هایی پیدا میشود که از این اصل پیروی نمیکنند و نمونه آن هم شرح دادم ( آزمایش دو شکاف) و این را بسط ندادم. پس اگر شما این مثال نقض را بسط دهید و به سیستم های دیگر نیز تعمیم دهید, این یعنی مغلطه حمله به سپر پوشالین, زیرا فرض مرا تغییر داده اید. ( از سیستم های کوانتمی کوچک به همه سیستم ها و همچنین سیستم های مختل نشده.) که البته احتمالاً این مغلطه عمدی نبوده و دلیل آن بی اطلاعی شما در این زمینه است.

  6. یه نوشته قبلاً داشتی درمورد علیت و فیزیک کوانتوم.
    گفتی قسمت دومشم قرار میدی چرا نزاشتی نازنین.
    اگه ممکنه بزارش, بدرود.

  7. یه سوال داشتم … چرا در قسمت معرفی نامه ایمیلت را نمی نویسی تا راحت تر بشه باهات تماس داشت ؟
    من می خواستم مطلبی اضافه کنم به سایت زندیق ، ولی نمیشه .. دستورالعملش چیه ؟ چطوری میشه مطالبم رو اضافه کنم ؟ حتماً نیازی به تائیدیه شما داره ؟

    • ایمیلم رو نمیزنم چون من حرف خصوصی با مخاطبام ندارم و اگر ایمیل بنویسم تعداد زیادی ایمیل میگیرم که همین الانم میگیرم و نمیتونم بخونم چه برسه به جواب
      حرف خصوصی هم اگر بود امکانش رو من فراهم کرده ام
      در مورد ارسال مطلب به زندیق بله باید مورد تایید من قرار بگیره
      روش ارسال رو هم توی سایت توضیح دادم مفصلاً یک لینک ارسال مطلب در همه بخش ها هست.

  8. راست میگه دیگه فکر کردم خدایی نکرده اتفاقی برات افتاده!!!

    • من خیلی سگ جون تر از این حرفها هستم نازنین، رفته بودیم بطور موقتی قاطی مرغها

  9. کجایی عزیز دل؟… دیر به دیر میای… چرا آپ نمیکنی؟… به هر حال ما منتظر نوشته های روان و زیبای شما میممونیم 🙂 …

  10. ‹یا همچون ظلماتی در یک دریای عمیق و پهناور که موج آن را پوشانده، و بر فراز آن موج دیگری، و بر فراز آن ابری تاریک است؛ ظلمتهایی است یکی بر فراز دیگری»
    این ترجمه آیه 40 سوره نور از مکارم هست.
    میگه یک دریای عمیق هست که موج روشو پوشونده بالاشم یک ابر تیره نتیجه میشه تاریکی بالای تاریکی دیگه (اول تاریکی دریای عمیق بعد ابر تیره) حالا بعضیا میان میگن این تاریکی بر فراز تاریکی به لایه های اقیانوس اشاره داره :)) عجب آدمای کسخلی هستن

  11. چند روز پیش با یکی از دوستانم راجع به اسلام و ادیان بحث میکردم و دلایل و توجیهاتی رو که در زندیق و جاهای دیگه خونده بودم براش گفتم.بسیاری از مسائل رو تازه شنیده بود برخی رو سعی کرد پاسخ بده اما چرت و پرت گفت اما خداییش بعضی چیزا رو خوب جواب داد.از همون چندتا جواب درستش اینطور نتیجه گرفت که اسلام دین کاملیه و اشکالاتی که من ازش گرفتم درست نیستند و سوالاتی رو که خودش نتونسته پاسخ بده آگاه تر از خودش میتونند جواب بدن و درنهایت گفت که برخی چیزها حکمت خداوندیه و ما توان درکش رو نداریم و باید حواله ش کنیم به خداوند و خیلی چرت و پرتای دیگه.در کل ایشون مثل خیلیای دیگه ست که سعی میکنه اسلامو توجیه کنه،و گمان میکنه با این توجیهات مسخره یا منطقی میتونه امثال منو به سوی خدا و دین بازگردونه.اما من در پاسخش چیزی گفتم که نمیدونم پاسخ درستی بود یا غلط.بهش گفتم:«بیخدایی به دو دسته تقسیم میشه!بیخدایی فلسفی و بیخدایی مبارز!مبارزان با دین اسلام هم به دو دسته اند:اسلام ستیزان فلسفی و دوم اسلام ستیزان مبارز.بیخدایان فلسفی و اسلام ستیزان فلسفی که با دلیل و منطق و علم و اشکالاتی که در روایات و اتفاقات اسلامی و اطرافشون و از نحوه عملکرد موجودی به نام خدا دیدن اسلام و خدا رو منکر شده اند و رد کرده اند و شاید با دلیل و منطق برگردند اما دسته دیگه یعنی بیخدایان و اسلام ستیزان مبارز کسانی هستند که معتقدند:«مهم این نیست که اسلام تئوری درست یا غلطی ست،مهم ایت نیست که تئوری وجود خدا درست است یا غلط،مهم اینست که تئوری وجود خدا و بودن چنین خدایی برای جهانِ ما و بشریت خطرناک است.وجود اسلام و اجرای قوانینش برای بشریت خطرناک است.مخالف با حقوق بشر و آزادی ست.پس ما بیخدایان مبارز حتی در صورت وجود چنین خدایی و در صورت صحیح بودن اسلام با قدرتی مضاعف باهاش مبارزه خواهیم کرد.چنین خدایی باید دست از سره دنیا ورداره!»

    • مفاهیم درستی رو اشاره کردید. البته نامگذاری باید با دقت انجام بگیره.

  12. احمدی نژاد باعث ابرو ریزیه نشونش میداد میگفت ممه رو لولو برد

  13. البته یادم رفت یه توضیح اینکه خوردن الکل بیش از حدباعث اون بلا ها میشه

  14. خوردن الکل باعث میشه تا کبدت اسیب ببینه و بید از مدتی باید بکنیش بندازیش دور و باعث از بین رفتن اعصاب و کاهش بینایی و …………………

  15. روزه مضرات زیادی داره یکیش همین فامیل خودمون که روزه باعث شد مشکل انسلین پیدا کنه و…. حوصله ی نوشتن ندارم برو تو اینترنت بگرد پیدا می کنی

  16. جناب ارش بیخدامن شما را تا حد زیادی قبول دارم یک سوال داشتم نظر شما در رابطه با اینکه در قران به لایه های رنگی اقیانوس اشاره شدهچیست و چه استدلالی دارید

  17. آرش تبریک وبلاگتو تو بی بی سی نشون داد

  18. آرش تو گفتگو یکی از دوستان ازت یه سوالی کرده.گفتم شاید ندیده باشی:

    http://www.goftegu.com/vb/showthread.php?t=175&p=1474#post1474

  19. درود بر آرش عزیز.
    آیا نوشته ای درمورد روزه و مضرات آن دارید؟

  20. 8 سال ما رفتیم جنگیدیم به گا رفتیم،
    شما جنگیدید؟مگه اون موقع شما چند سالتون بوده نازنین که رفتین جنگیدین

  21. آیا میشه ثابت کرد که خدایی که در دین معرفی شده عادل نیست؟
    یه نوشتاری در همین مورد خوندم و این بود که خدای عادل و بخشنده با هم نمیتونه وجود داشته باشه.
    ولی آیا میشه ثابت کرد خدای عادل هم به تنهایی نمیتونه وجود داشته باشه؟

    • «خدایی که در دین معرفی شده» یک خدای مشخص نیست ادیان خدایان مختلفی دارند.

      اگر منظور اسلامه از نظر من میشه از دو جهت
      1- رفتارهای خدا مثل قتل عام نوح این پیامبر خبیث و فاشیست
      2- مسئله معاد! که خودش بی عدالتی هست

  22. الکل از نظز پزشکی مقدار مفیدش نصف پینت برابر حدود 150 سی سی آب جو یا نصف استکان ودکا یا ویسکی یا حدود بیست سی سی هست در حقیقت حدود 6 سی سی الکل روزانه برای بدن مفیده اما تا 12 سی سی هم روزانه اگر کسی بخوره فایده اش بیشتر از ضررش هست و بالای 12 سی سی الکل خالص اگر کسی مصرف کنه ضرر هاش بیشتر از سودش می شه رفرنس این مطلب هم کتاب روانپزشکی آکسفورد هست. حالا ممکنه جاهای ذیگه یک چیزهای ذیگه نوشته شده باشه.
    اما فوایدش: جلوگیری از سکته قلبی هست حالا قضیه آرتروز رو نمی ذونم. اما بدی هاش اینا هستن:
    1- سیروز کبدی
    2- دپرشن
    3- کمبود ویتامین ب و تیامین ایجاد می کنه
    4- الکلیسم یا وابستگی روانی به مصرف مداوم الکل
    5- از بین رفتن حافظه کوتاه مدت یا آمنزی
    6- گاستریت اروزیو و اولسر پپتیک
    7- ذمانس
    اما غیر از اینها مصرف کنترل نشده و مداوم الکل می تونه باعث کاهش سطح هوشیاری بشه و همین می تونه خطرات دیکه ای به دنبال داشته باشه مثل پنومونی آسپیریشن یا خطرات محیطی مثل تصادف و سقوط از بلندی و …
    اصولا من فکر می کنم اگر می تونین به صورت صد در صد کنترل شده و در حد 6 تا 12 سی سی الکل مصرف کنین فبها اگر نه می خواین مست کنین و الکلی بشین و … اصلا سنگین تره طرفش نرین.

    • از نظر من زیاد مهم نیست که الکل برای بدن خوبه یا نه!
      چیزی که برای بدن شما خوب نیست لزوماً برای «شما» بد نیست.

  23. خب یه عده میگن خوبه یه عده میگن بده.
    تازگی ها یه دلیل دیگه واسه مفید بودن کشف شده و میگن درد آرتوروز رو کم میکنه. ولی محققا گفتن با این وجود الکل رو توصیه نمیکنند. حالا من دنبال دلیلم… چرا شما میگی خوبه؟ (غیر از دلیلی که اخیراً کشف شده یعنی همون درد آرتوروز)

  24. من نمیدونم این الکل خوردن بالاخره خوبه یا بده؟
    به نظرت الکل بخوریم یا نخوریم؟

  25. منظورم هم عواطفه و هم قوای حسی پنج گانه.

    • البته من میدونم شما همینجوری کیلویی از این واژه «حس» استفاده میکنید بدون اینکه با انواع و اقسام مکاتب و معانی مختلفی که از این واژه استفاده میکنند احتمالاً آشنا باشید، و چیزهایی که من میگم رو نخواهید فهمید ولی به هر حال من توضیح میدم شما وقتی با این مکاتب آشنا شدید میتونید برگردید و کامنت من رو بخونید شاید اون موقع متوجه منظور من بشید.

      خوب این دو تا موضوع باهم خیلی فرق میکنند من دریافت حسی رو همونطور که مبنای علوم تجربی هست قبول دارم.

      اما در مورد عواطف و علوم حضوری باید عرض کنم خدمتتون که اصولاً مبنای تفکرات را یا باید بر خرد گذاشت یا بر همین علوم حضوری و عواطف، وقتی مبنا رو یکی قرار بدهید دیگه نمیتونید بگید این مبنا رو با چیز دیگر باید تثبیت کرد، چون چنین موضوعی شبیه اینه که شما بگید یک سانتیمتر چرا یک سانتیمتر هست.

      بنابر این دو سنت دیرینه سوفسطائی و خردگرایی همواره در تاریخ فلسفه وجود داشته اند و خوب هم بیخدایان و هم خداباوران از هر دو سنت وجود داشته اند برای نمونه نیچه و سارتر از درخشان ترین بحثهای سوفسطائی در دفاع از بیخدایی رو توی آثارشون انجام داده اند ولی من به اون سبک از تفکر گرایش ندارم چون من ذهن ریاضی و آنالیتیک و تحلیلی دارم برای همین به منطق و این سبک فلسفه نزدیک تر هستم.

      دلیل این گرایش برتری است که من در فلسفه تحلیلی میبینم، روشن بودن، قانونمند بودن، قوی بودن، روان بودن، قابل انتقال بودن، استدلال پذیر و اثبات پذیر بودن تمام اینها از جذابیت های خردگرایی برای من هست. این سبک فکری به همین دلیل که چهارچوب پذیر و منطقی هست برای من جذابیت داره و سبک دیگر از تفکر که فلسفه کانتیننتال به اون گرایش داره برای من جذابیت نداره چون به نظرم میاد بجای تلاش برای معنی و مفهوم داشتن تلاش روی زیبا سخن گفتن هست که این زیبایی به اندازه حقیقت برای من ارزش نداره. یک حرف از نظر من بهتره درست باشه تا اینکه زیبا باشه.

      اینه که شما پرسیدید «چرا باید از عقل کمک گرفت»، پاسخ اینه که «باید» ای وجود نداره سبکهای مختلف فلسفه وجود دارند من به فلسفه عقل محور گرایش دارم خیلی های دیگه به انواع دیگر فلسفه. نوشتارهای من هم با کسانی که همین سبک تفکر رو قبول دارند سخن میگویند نه با کسان دیگر. البته من در آینده به سبک دیگر هم خواهم نوشت چون ممکنه گیرنده هایی در آن سبک هم وجود داشته باشند.

      درست همونطور که رقص باله قانونمند هست و کیلویی نیست، و رقص مثلاً هیپ هاپ یکمی شیر تو شیر هست، سبک های مختلف تفکر هم وجود دارند.

      از نظر من نمیشه گفت واقعاً یکی برتر از دیگری هست مسئله بیشتر به سلیقه و پیش زمینه های فکری ربط داره.

      • آرش جان يه مقدار بيشتر توضيح بده من گيج شدم.اين کانتیننتال رابطش با ايده‌اليسم چيه؟
        و ربط اين تقسيم بندي با ذهنگرايي و تجربه‌گرايي چيه؟
        سپاس

        • توضیحش به جای مناسب و وقت زیاد نیاز داره نازنین، ولی در کل این واژه ها خیلی گشاد هستند یعنی تر تمیز و مشخص و دقیق نیستند.

          • توضیحات شمارو خوندم.
            اما کمی مبهم بود.
            علوم حضوری چه ربطی به سوفسطائی داره؟
            درواقع من هنوز جوابمو خیلی واضح نگرفتم.
            من میگم وقتی با عواطفت به یه عقیده باور داری, آیا نیازی هست که با منطق و عقل هم اون عقیده رو بپذیری؟
            اگه نیازی هست, پس این برتری عقل بر عاطفه از کجا میاد؟
            من خودم کتابای عرفانی زیاد میخوندم, و کلاً با احساسی که داشتم تونستم الله رو از خودم دور کنم.
            بعد اندیشه های اون کتابا مثل کتاب «گفتگو با خدا» اثر نیل دونالد والش, خدا رو به صورت کاملاً متفاوت اراده میکرد. مثلاً میگفت خدا یعنی عشق… یعنی زندگی… یعنی شادی… و این حرفا… نظرم هم درمورد دیگران همین بود, و فکر میکردم همه ما یکی هستیم و مثل یه خانواده هستیم که باید همدیگرو دوست داشته باشیم…من به خاطر همین اینجور خدا رو با حس عشق قبول داشتم.
            اما بعد با نوشته های شما آشنا شدم, مدتی دگرگونی عظیمی در من بوجود اومد, بعد من تونستم با منطق حتی اون خدایی که از نظر من به عشق تشبیه شده بود و حس خوبی راجع بهش داشتم رو هم رد کنم و به یه بیخدا تبدیل بشم.
            البته الان با عقایدم مشکلی ندارم, فقط جواب سوالم رو میخواستم.
            اگه ممکنه درمورد این دو علم بیشتر توضیح بدید.

            • >توضیحات شمارو خوندم. اما کمی مبهم بود.
              پرسش شما پرسش ساده ای نیست به همین دلیل پاسخش هم ساده نیست، در واقع نیچه به این پرسش میگه پرسشی خطرناک!

              > علوم حضوری چه ربطی به سوفسطائی داره؟
              سوفسطائی ها، عرفا، متصوفه، و فلاسفه کانتیننتال علوم حضوری رو ارجح بر علوم حصولی میدونن.

              >من میگم وقتی با عواطفت به یه عقیده باور داری, آیا نیازی هست که با منطق و عقل هم اون عقیده رو بپذیری؟

              پاسخ من هم این بود که ضرورتی وجود نداره، پیروی از خرد یک سنت هست و برای پیروان این سنت هم مثل سنت دیگر یک اصل هست که خود نه میتواند مبتنی بر خرد باشد نه هست.

              چنین ناتوانی البته محدود به خردگرایی نیست، تمامی مکاتب دیگر چنین مسئله ای براشون مطرح هست که اساساً شبه مسئله هم هست.

              اگر دلیلی بخواهیم برای ارجحیت خردگرایی بر دیگر مکاتب بیاوریم این دلیل تنها میتواند دلیلی اخلاقی و در نتیجه سودمندگرایانه یا کانتی باشد چون اینجا بحث بر سر این است که چرا پیروی از خرد خوب است؟ و چرا بهتر از عواطف و یا آنچه علم حضوری خواندیم میشود.

              پاسخ این مسئله از نظر سودمندگرایانه هم روشن است به دلیل موفقیت های چشمگیر این مکتب. البته باز اینهم محل شک هست.

          • ممنونم که سعی کردید به من کمک کنید تا فرق بین این دو رو متوجه بشم.
            اما من اگه عادت رفتن به دنبال سوال های خطرناک رو نمیداشتم, هیچگاه دنبال نوشته های شما نمیرفتم!
            اگه ممکنه کتابی, نوشتاری, چیزی در این مورد معرفی کنید.
            انگلیسی یا فارسی فرقی نداره.

            • کتاب بخصوصی توی این زمینه من نمیشناسم ولی تقابل بین این دو دیدگاه در بالاترین حالتش بین مرحوم سقراط و مرحوم نیچه هست، یک مقدار با سقراط از روی کتابهای افلاطون اگر آشنا بشوید با سنت عقل گرایی بیشتر آشنا میشوید و بعدش هم نیچه حسابی به سقراط حمله میکنه، البته خوب این بحثها پیچیده هستن باید زیر نظر استاد درس بخونید که مطلب رو تا حدود زیادی درک کنید با کتاب خوندن فکر نمیکنم حل بشه.

              ولی آخرش رو من به شما گفتم دیگه، نگاه کنید مبنای پذیرش افکار رو هرچیز که بگذارید (مبنای 1) دیگه نمیتونید اون مبنا رو با چیز دیگری (مبنای 2) توجیه کنید، چون اگر مبنای 2 از مبنای 1 قوی تر باشه تا حدی که بتونه توجیهش کنه دیگه چرا بجای 1 از 2 استفاده نمیکنید؟!

              بنابر این کاملاً OK، هست که شما یک مبنا رو به دلایل سودمندگرایانه بر دیگری ترجیح بدهید.

  26. سلام. یه سوالی واسم پیش اومده نمیدونم شما میتونی کمکم کنی یا نه! سوالم اینه :
    برای یافتن حقیقت چرا باید از عقل کمک گرفت؟ چرا از احساس کمک نگیریم؟
    همه میدونند که عقل و احساس مانند همه قوای بشری مصون از خطا نیستند.
    هم احساس گاهی اشتباه میکند و هم عقل گاهی استدلال های غلط ارائه میدهد. پس چرا باید به عقل پناه برد و به احساس نه؟
    تمام نوشته های شما بر پایه عقل است, چه دلیلی دارد که از عقل استفاده کنیم وقتی آن هم مثل احساس مصون از خطا نیست؟ چرا از احساس برای رسیدن به حقیقت استفاده نکنیم؟

    • منظور شما از احساس چیه؟ عواطف هست یا دریافت حسی؟ راجع به Intuition (علوم حضوری) صحبت میکنید یا Empiricism (حس گرایی) ؟

  27. موسوی کاراش مصون از خطا نبوده… ولی در حال حاظر شما پیشنهاد دیگری به غیر از موسوی دارید؟
    کار سیاست اینه که با حداقل ها بهترین نتایج را فراهم کنه.
    ولی شما به عنوان یه فیلسوف اگه به قضیه نگاه کنی, بله اونوقت نظر شما درسته… چون یه فیلسوف دنبال حداکثر هاست… ولی در حال حاظر انتخاب بین بد و بدتره… که عاقلانه اس بد رو انتخاب کنیم نه بدتر…

    • درسته من با این مشکلی ندارم، ولی خوب ما در عین حالی که باید از افرادی مثل موسوی استفاده ابزاری برای بهتر شدن شرایط خودمون بکنیم، خوبه که با نشر دیدگاه هامون در مورد شرایط ایده آل انتظارات دموکراتیک جامعه رو تقویت کنیم و بالا ببریم.

      در واقع حرف من در تایید حرف شماست یعنی من دارم یادآوری میکنم که موسوی در حد اندازه دموکرات بودن نیست، بیخودی دل نباید کسی بهش ببنده اگر ما از موسوی استفاده کنیم هم فقط برای بهبود شرایط و رسیدن به جاهای بهتر هست نه اینکه موسوی امام زمان ما باشه.

  28. چرا نظر من حذف شد؟

  29. کدوم دمکراسی ؟ دلتون خوشه
    وزارت خارجه‌ي آمريكا اسناد محرمانه‌اي دارد كه انتشارشان ممنوع است و هر رسانه‌اي كه اين اسناد را منتشر كند، تحت پيگرد قانوني قرار مي‌گيرد اما انتشار همان اسناد با گذشت 30 يا 50 سال از ممنوعيت بيرون مي‌آيد.

    • من دقیقا نفهمیدم نظر شیطان رجیم در تایید حرف من بود یا رد حرف من.

      • امیر جان به نظر من حرف شما درست است و با شرایط فعلی ایران و موقعیت منطقه ایی ایران تطابق دارد.
        حرفهای آرش هم زیباست ولی برای کشورهایی مثل سوید و نروژ مناسب است که تنش بین الملی کمی دارند و مردم بسیار تحصیل کرده و با فرهنگی دارند .
        احمدی نژاد شاید در انتخابات شکست خورد ولی کم رای نیاورد . من با کارمندانی در شهرستان صحبت میکردم که فریب افزایش حقوق انتخابی را خورده بودند . روستایی که به شهر آمده بود و کارمند جایی بود و دلش خوش به سهام عدالت بود . فریاد میزد خاتمی و دولتهای پیشین هیچ کاری برای ما نکردند. او فقط مفهوم کمک مستقیمو درک میکرد . نمیفهمید رونق پارس جنوبی یعنی ارز یعنی برق ارزان برای چاه کشاورزی یعنی مرکز بهداشت یعنی سد سازی یعنی جلوگیری از واردات بیرویه.
        مردمی که آنقدر فقر فرهنگی دارند که با توزیع سیب زمینی به دیوانه ایی چون احمدی نزاد رای میدهند هنوز به بلوغ لازم برای دانستن همه چیز نرسیده اند

        • خوب اگر کسی اینجوری فکر میکنه و فکر میکنه مردم صغیر هستند (=نظریه ولایت فقیه)، میشه به این تفکر هرچند ابلهانه هست و صغارت عقلی خود گوینده رو از نظر من نشون میده احترام گذاشت، ولی نمیشه طرف این رو بهش باور داشته باشه از طرف دیگر ادعای دموکرات بودن بکنه، مشکل اینجاست.

          برای جنتی که این حرف شما رو میاد مستقیماً میزنه بیشتر میشه احترام قائل شد تا موسوی و شما که در عمل این برخورد رو میکنید. حق دارند بیچاره ها به شماها میگویند منافق.

          • معلومه که منافقم . انتظار دارید در برابر یه مشت آدم هیپنوزیم شده توسط مذهب چکار کنم ؟ جار بزنم ملت خدایی نیست و نبوده . تکه تکه ام میکنند ! موسوی چکار باید کنه ؟ این آدم پشیزی برای ولایت فقیه ارزش قایل نیست . یه آدمی است مثل خود ما . ولی الکی وانمود میکند عاشق امامه . وقتی داره مدریت جنگو زیر سوال میبره در واقع به بی عرضگی فرمانده کل قوا یعنی خمینی اشاره داره. یعنی میدونه خمینی شعور اداره جنگو نداشته .

            حتی خود خامنه ایی هم میدونه ولایت فقیه کشکه . خود بدبختش ذات فرومایه خودشو میشناسه !

            در این شرایط اگر کسی منافق نباشد احمق است مثل اینکه یکی وسط طرفدارهای تراکتور سازی جوک تورکی بگه !
            -مردم معلومه قیم میخوان . تو آمریکاش هم همینه . بعضی کشورها ارباب های مردم بهترن ولی بعضی جاها افتضاح .

    • پس چرا مسئولان سایت ویکی لیکس که پیش از این اسناد مهمی رو افشا کرده اند و حالا هم اسنادی رو رو کرده اند که نه تنها آمریکا بلکه اروپاو ایران و پاکستان و افغانستان رو به گا میده کسی حرفی از دستگیری شون به میون نیاورده یا قصد دستگیر کردنشون رو ندارن و یا سایت شون رو فیلتر نمیکنند؟زمان بی ارزش شدن اسناد 30سال یا 50 سال نیست.4یا5 ساله.اون سرویس اطلاعاتیه انگلیسه که خیلی مخفی کاری میکنه.درضمن کاره غلط اروپا و آمریکا کاره غلط هر الاغ دیگه ای رو توجیه نمیکنه(منظورم از الاغ ج.اسلامی هستش نه مسترپرزیدنت موسوی).کارها و حرفای آمریکا و اروپا وحی منزل نیست و من معتقدم باید اصلاح بشن البته نه از نوع اصلاحاتی که القاعده الگاییده بهش معتقده.

  30. جناب امیر اطلاعاتی که یک سازمان رسما منتشر میکنه با اطلاعاتی که یک نفر, اون هم یه سیاست مدار اسقاطی لو میده خیلی فرق داره فکر نمیکنم این سه موردی که شما مثال زدین به اطلاعاتی که موسوی قصد افشای اونها رو داره ربطی داشته باشه
    احتمالا موسوی میخواد بگه که مثلا رفسنجانی چطور در قیل و قال جنگ دزدی میکرده یا اینکه چطور به بهانه ی جنگ یه عده به قدرت رسیدن و …
    من اصلا نمیدونم هدف موسوی از این کار ها چیه؟ فکر میکنه که با لو دادن همچین اطلاعاتی فک مردم رو زمین می افته و همه از تعجب شاخ در میارن حالا اگه دو روز قبل از انتخابات پارسال همچین حرف هایی میزد شاید براش مفید تر بود آخه نمیدونم الان با این حرف ها میخواد چیکار کنه؟
    من میخوام به موسوی بگم که:
    آقای موسوی یه کم تخم داشته باش بهتره به جای این کس کلک بازی ها یه فکر اساسی کنی و هر چه زود تر تکلیف خودت رو روشن کنی داری کم کم شبیه مادر عروس میشی که هر چند وقت یه بار میپری وسط و یه چیزی میگی حکومت هم اینو فهمیده و کم کم حرف هاتو به تخمشون هم نمیگیرن اول ها توی تلوزیون دولتی زیاد کلمه ی «سران فتنه» رو میشنیدیم ولی دیگه خبری ازت نیست
    آقای موسوی اگه واقعا به فکر مردمی و جزء این باند مافیایی نیستی یه کار مفید در عمرت انجام بده بزن تو خط سکولاریسم و روی این پروژه کار کن اگر هم میخوای حرف بزنی پاشو یه چیز اساسی بگو مثلا بگو غلط کردم تو این سالها جلوی حکومت سکوت کردم نظرم در مورد ولایت فقیه عوض شده و دیگه قبولش ندارم و طرف دار 100% سکولاریسم هستم درسته که میگیرن اعدامت میکنن ولی با این کار حد اقل من تکلیف خودم رو میدونم و به خاطرت میام تو خیابون در غیر این صورت جون مادرت دیگه حرف نزن هم خودت زندگی کن هم بذار ما زندگیمونو کنیم

    • چیزی که من گفتم تو جواب آرش بود (من از یادداشتش برداشتم این بود که تو حکومت‌های دموکراتیک همه چیز به مردم گفته می‌شه و … .) چیزی که می‌خواستم بگم این بود هر حکومتی برای خودش خط قرمزهایی داره و …

      من با پاراگراف آخری که نوشتی هم کاملا مخالف هستم (من خودم طرف‌دار سکولاریسم و جدایی دین از سیاست هستم). من به یاد کتاب «جامعه‌شناسی نخبه‌کشی» افتادم. یکی از مشکلات اصلی ایران این‌ه که ما ایرانی‌ها همه منتظریم یکی جلو بیافته تا بعد پشت سرش راه بیافتیم. همه‌ی هزینه‌ها را اون طرفی که جلو افتاده بده و … و اگه پیروز شد می‌‌گیم ما هم پشت سر تو میومدیم پس ما هم باید تو این پیروزی سهم داشته باشیم. این جور فعالیت‌ها مثل یه بازی می‌مونه که هر کی بیشتر سرمایه‌گزاری کنه در صورت برد پول بیشتری می‌بره و در صورت باخت هزینه‌ی بیشتری می‌پردازه.

      ظمنا من احساس نمی‌کنم موسوی طرف‌دار سکولاریسم باشه (تو یکی از بیانیه‌هاش به این اشاره کرده) ولی گفته نظر سکولاریست‌ها هم برای من محترم‌ و به اون‌ها هم گوش خواهم داد….

  31. هرچند در نهایت مطلوبترین نوع حکومت باید چنین که گفتی رفتار کرد اما فکر مل کنم در کشوری مثل ایران هر کسی در درجه اول بنارو بر حفظ خودش می ذاره و سعی می کنه تا جایی پیش بره که در درجه اول خودش رو به خطر جدی نندازه بعد در اون چارچوب تا جایی که موقعیت بهش اجازه می ده از حقیقت پاسداری می کنه و برای اعتلای حقوق ملت تلاش می کنه. اگر بخوای اینگونه که نوشتی در مورد افراد قضاوت کنی که باید همه ملت ایران رو مجرم بدونی. خود مل وقتی توی ایران بودیم مگه چکار می کردیم؟ من در بین مناصب بسیار مهم دولنی ایران انسانهای بسیار درستی رو می شناسم که فقط برای اینکه کار رو به یکباره به دست فرومایگان نسپرند و برای اینکه این موقعیت روداشته باشند که قذم مثبتی در راه مردم بردارند مجبورند خیلی از رفتارهاشون رو مطابق با خواست حکومت تغییر بدن یا حتی خیلی از واقعیت ها و حقایق رو فاش نکنند. اگر بخواهیم غیر عاقلانه عمل کنیم جز نابودی نتیجه ای نخواهیم گرفت.

  32. من نمی‌خوام از موسوی و یا حکومت ایران دفاع کنم (چون تو خیلی جاها جای دفاع ندارن) ولی این چیزی که نوشتی رو اگه من تو گوگل‌ریدر از وب‌لاگ تو نمی‌خوندم فکر می‌کردم یه پیرمرد تو یکی از اتوبوس‌های تهران این حرف‌ها رو داره می‌زنه!

    کی گفته یه کشور دموکرات همه‌ی اطلاعات رو در اختیار مردمش قرار می‌ده. این سه تا مثال در باره‌ی آمریکاست :
    ۱- آمریکا که به نوعی آزادترین کشور دنیا به حساب میاد اطلاعات سری را دسته‌بندی می‌کنه و ۴ یا ۵ سال پس از سوخته شدن اون اطلاعات اون‌ها را در اختیار مردم آمریکا (و دنیا) قرار می‌ده. مثلا هنوز آمریکا مدارک مربوط به حمله‌ی ایرانی‌ها به سفارتش تو تهران و گروگان‌گیری (و این‌که آیا این کتاب‌هایی که به عنوان مدارک لانه‌ی جاسوسی یه مدتی تو ایران چاپ می‌شد درست بودن یا نه) را منتشر نکرده (در حالی که بیش از ۳۰ سال از اون موقع گذشته).
    ۲- آمریکا قبل از حمله‌ی اتمی به ژاپن، یه بمب اتمی را تو دور و بر ایالت بریتیش کلمبیا‌ی کانادا گم کرده (هواپیمای حامل بمب سقوط کرد و …) ولی آمریکایی بدون‌ه این که به کانادایی‌ها اطلاع بدن از کانادایی‌ها خواستن که دنبال هواپیما بگردن و … . و آخرش هم چند سال پس از حمله‌اتمی به ژاپن اسناد این بمب اتمی پخش شد.

    ۳- بوش موقع حمله به عراق می‌گفت که ما اسنادی داریم که نشون می‌ده عراق سلاح‌های کشتار جمعی داره!‌ خوب پس چرا همون موقع این اسناد رو منتشر نکرد و ….

    • من نمیدونم شما چرا اینقدر بی دقتید، تمام این مثالهایی که زدید اتفاقاً نشون میده که این اسناد بعد از سوخته شدنشون منتشر شدن، برای همین مثالهاتون بر خلاق حرف من نیست بلکه حرف من رو تایید میکنه، مگه نمیبینید من گفتم این اطلاعات مربوط به جنگ 20 سال پیش دیگه الان حساس نیست؟؟ خوب معلومه که زمان جنگ اطلاعاتی که دشمن بتونه ازش استفاده بکنه علیه یک کشور باید مخفی بمونه!

      از اون گذشته تمام این مثالهایی که زدید بی ربط به اعتراض من به موسوی هست، موسوی خودش گفته اگر زیاد باهاش کل کل بشه این اطلاعات رو لو میده، یعنی انگیزش از لو ندادن حفظ اسرار حساس مملکتی نیست بنابر این قیاس شما قیاس مع الفارق هست، عزیز من انگیزه شخصی داره و چنین شخصی نمیتونه ادعا کنه دموکراته و طرف مردم!

      توی امریکا یک پدیده ای وجود داره بنام «freedom of information act» شما میتونی هر سوالی راجع به اسناد دولتی غیر سری که تاریخشون گذشته از دولت بکنی و دولت موظف هست که پاسخ بده و اگر نده میتونی شکایت کنی. اینه که وقتی میگی امریکا این رو منتشر کرده اونرو منتشر نکرده من متوجه نمیشوم شما اینهارو از کجا کشف میکنی؟ مثلاً پرسیدی و بهت جواب ندادن؟ یا جلوی در CIA نشستی هرچی اطلاعات فاش میشه بررسی کردی بعد اینها که دنبالش بودی رو پیدا نکردی؟

      مورد سوم شما البته بی ربط هست، امریکا نگفت صدام سلاح کشتار جمعی داره، بلکه ادعا این بود که در پی تولیدشون هست و اینهم فقط امریکا نبود سرویسهای اطلاعاتی چندین کشور این رو تایید کرده بودند نازنین.

هرچه میخواهد دل تنگت (اگر بدرد بخور هست البته) بگو.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: