استفاده ابزاری زنها از سکس

توی یکجا خوندم که یک سری میمون رو گشنه نگه داشتن توی یک آزمایش علمی، بعد به یکی از میمونهای نر یک مقدار زیادی غذا دادند و به بقیه ندادن، بعد اون میمون نر غذای خودش رو خورد ولی وقتی سیر شد غذای خودش رو به بقیه نداد، بلکه غذاش رو به بعضی از میمونهای ماده میداد و باهاشون همبستر میشد! میمونهای ماده هم سریع یاد گرفتن که کدوم میمون قدرتمند هست و فهمیدن که برای غذا خوردن باید گویا به همبستری تن بدن، بعد نوبتی اون میمون نر خوشبخت ترتیب همه بانوان جمع رو داد!

گویا به دلیل اینکه جنس نر کلاً علاقه بیشتری به سکس نشون میده جنس ماده یاد گرفته که دستگاه تناسلیش ارزش مادی زیادی داره و میتونه از سکس برای رسیدن به چیزهای دیگه استفاده کنه.

اگه به آدمها هم دقت کنید، بخصوص توی فرهنگهایی مثل فرهنگ ایران که روابط سنتی بین زن و مرد خیلی مزخرف و آشغال هست، زنها دقیقاً همین کار رو میکنن، یعنی خیلی از زنها  از سکس برای رسیدن به چیزهای دیگه استفاده میکنن و اگر بدونن که با سکس به اون چیزها نمیرسن احتمالاً سکس نخواهند داشت یا حداقل با بدبختی سکس خواهند داشت!

به نظر میاد هروقت یک زن به سکس داشتن با یک مرد فکر میکنه، توی ذهنش میگه خوب من با این خدمات جنسی که به این مرد میدم به چی میرسم؟ اگر اوضاع خیلی بیریخت باشه و اون زن دیگه خیلی بدبخت و مفلوک باشه انتظار رسیدن به یک سری مزایای مادی رو داره، مثلاً انتظار داره که مرد خرجش رو بده، یا ببرش رستورانهای خوب، این دیگه بدترین حالتشه و زنهایی که اینجوری هستن در واقع یک سری حیوانات خانگی برای مردها هستند، یعنی همونطور که شما یک گربه میخرید و براش خرج میکنید که از زیباییش و لوس بازی هاش توی خونتون لذت ببرید و همدش بشید، این دسته از زنهای خانگی هم در واقع همان حیوانات خانگی هستند که شما خرجشون رو میدید، اونها هم شما رو از نظر جنسی تمکین میکنن، براتون بچه میارن، کون بچه رو میشورن، از بچه ها مواظبت میکنن و غذا درست میکنند و خونه رو تمیز نگه میدارند. و این جایگاهی هست که اسلام برای زن میخواد یعنی یک زن خوب رو اسلام بعنوان یک حیوان خانگی خوب تعریف میکنه، و البته فقط اسلام اینجوری نیست تفکر سنتی راجع به زن تقریباً همه جا همین بوده، زن توی دیدگاه سنتی یعنی «Care taker»، کسی که پرستاری میکنه.

این دیدگاه به زن متاسفانه تربیت برخی از زنان رو هم عوض میکنه، یعنی با توجه به این انتظار و تقاضایی که وجود داره بعضی از زنها هم دوست دارند کلاً حیوان خانگی بشوند، یا به قول رازی مفسر بزرگ مسلمان حیوانات قابل گائیدن. برای همین توی زندگیشون دنبال کسب فضائل و ارزشها نیستند، مثلاً زیاد دنبال اینکه درس بخونن و بتوانند پول در بیارن نیستن بلکه بیشتر دنبال خوشگل شدن و شوهر پولدار گیر آوردن هستن. بعد چون یک سری از مادرها چنین شخصیتی دارند دخترهاشون هم با همون ارزشها بزرگ میشن. مثلاً اینجانب یک دوستی دارم که کارش صبح تا شب فکر کردن راجع به عشق و شعر و اینهاست بقیه وقتش رو هم به این فکر میکنه که چرا اینقدر چاق هست، چرا رنگ موهاش خوب نیست، چه لباسی رو میتونه بخره و چرا نمیتونه خوشگل تر باشه.

اینجور زنها نه توی اجتماع میتونن آدم باشند، یعنی تولید کنند و بسازند و مستقل باشند، نه از نظر شخصی میتونن انسانهای شادی باشند، چون وقتی شما به توجه دیگران معتاد بشوید این اعتیاد پایانی نداره، و بدتر از اونهم اینه که جاذبه علیه زنان کار میکنه، یعنی بعد از حدود سی سالگی همه چیز شروع به افتادن میکنه، سینه ها، گونه ها، ماتحت و غیره… برنامه زندگی خیلی از زنها اینه که تا قبل از این درگیری جدی با جاذبه، در اولین فرصت خودشون رو به یک مرد آویزون کنند که پس از تاثیر جاذبه، دیگه خیالشون راحت باشه، بعد وقتی آویزون مرد میشن، سریع هم بچه میخوان و از دلایل اصلی بچه خواستنشون هم اینه که میخوان شوهرشون نپیچونه!

چنین زنهایی مردها رو خوشحال نمیکنن، بلکه تبدیل میشن به یک «بدهی»، که مرد به دنیا داره، یعنی اون مرد هروقت از خواب پا میشه و زنش رو میبینه که کنارش خوابیده، به خودش میگه چه غلطی کردم زن گرفتم! بعد به این فکر میکنه که خوب حالا بچه هام رو که دوست دارم، زندگی هم دارم دیگه، این زن نباشه کی میخواد غذا درست کنه؟ اینجور زنهای خانگی مردها رو هم در واقع بی تربیت میکنن، یعنی مردهایی درست میکنند که نه بلد هستن غذا درست کنن نه بلدن لباس بشورن نه بلدن کارهای خونه رو انجام بدن، نه سلیقه دارن که مثلاً پرده بخرن.

حالا توی قرن بیستم گونه جدیدی از زنها و مردها بوجود اومدن که در اقلیت بودند ولی در قرن 21 ام به سرعت در حال تبدیل شدن به اکثریت هستند. این تفاوت فرهنگی و رفتاری مستقیماً ناشی از پیشرفتهای تکنولوژیکی بوده، و با انتقال تکنولوژی به خاک ما، ما هم همون تغییرها رو خواهیم کرد، منتها این تغییرات چون توی غرب بوجود اومده از نظر اسلامگرایان غرب زدگی و تهاجم فرهنگی هست، مثلاً شما باید از نظر اونها بنز سوار بشی و نیروگاه اتمی داشته باشی ولی سینه زنی بکنی و قبل و بعد از ریدن دعای ریدن بخونی و یکی در میون توی جمله هات ایشالله و ماشالله و به خدا قسم و قسمت و تقدیر و اینجور حرفهای بیابانی باشه.

زنهایی بوجود آمدند که مستقل بودند، یعنی حیوان خانگی نبودند بلکه انسان بودند، و علاوه بر انسان بودن زن هم بودند، مهمترین خصیصه این زنها هم همونطور که گفتم استقلالشون هست یعنی به یک مرد نیازی ندارند برای اینکه تحصیلات دارند، مهارت های شغلی رو فرا گرفته اند، کار میکنند، حساب کتاب سرشون میشه، از مغزشون یاد گرفتن که استفاده کنن، منطق دارند، مخالفت میکنند، جنگ میکنند، اعتصاب میکنند، حقوق خودشون رو میطلبند و غیره.

از طرفی بین مردها هم نوع جدیدی از مرد بوجود اومده که بهش میگن Metrosexual، که شاید برگردان پارسیش بشه «شهر-جنسی»، این دسته از مردها یکم شبیه همجنسگرا ها هستند از نظر ظاهری، یعنی بیش از اون چیزی که از یک مرد سنتی انتظار میره به خودشون میرسن! آرایش میکنن، مدل مو انتخاب میکنند، دوست دارن خرید کنن، اجناس لوکس گرون قیمت میخرن، باشگاه میرن که خوشگل باشن، آفتاب میگیرن، و خلاصه اونطوری که زن سنتی پول مرد سنتی رو به گا میداد، این دست از مردها خودشون پول خودشون رو به گا میدن، یعنی به قول معروف زندگیشون خرج داره! ول خرجیهایی میکنن که قبلاً این دست ول خرجی ها رو فقط زنها میکردن.

جدا از این مسئله، همونطور که زنهای جدید کارهای مردهای سنتی رو انجام میدن، مردهای جدید هم کارهای زنهای سنتی رو انجام میدن، یعنی دیگه برای غذا پختن لنگ یک زن نیستن! مثلاً اینجانب خودم دست پختی دارم که یک بیوه زن که سه تا شوهرش رو کشته نداره!

حالا بحث سر اینه که کدوم یک از این شیوه های زندگی بهتر هستند، کدومیک از این دو دست آدمها شاد تر هستند، مردها و زنهای سنتی شادتر بودند یا مردها و زنان جدید شاد تر هستند؟ خوب البته زنهای سنتی یک سری کارها رو باید میکردن که الان لازم نیست بکنه، مثلاً مادر مادر بزرگ شما احتمالاً به گوسفندها هم غذا میداده، یا پهن گاوها رو باید جمع میکرده، ولی مادر شما اینکار رو نمیکرده و خواهر شما از گاو و گوسفند میترسه! بچه شما هم اگر یکبار سر بریدن گاو و گوسفند رو ببینه شاید دیگه گیاهخوار بشه و گوشت نخوره. ولی جدا از این مسائل که پیشرفتهای تکنولوژیکی هستند، توی مسائل سکسی هم تفاوتهای مهمی این وسط شکل گرفته.

برای نمونه زنهای جدید، از سکس برای رسیدن به امیال مادی استفاده نمیکنن، شاید بد نباشه یاد آوری کنیم که کسی که برای مادیات تماس جنسی داره اصطلاحاً بهش میگن جنده! زنهای سنتی اگر دقت کنید در واقع دارن همینکار رو میکنن، و همین کار اونها رو ناخواسته از شخصیت و احترام برای خود خالی میکنه و تبدیل میکنه به همان چیزهایی که هستند، زنانی ضعیف و کتک خور و مصرف کنده و مفلوک و نادان و خرافاتی شله زرد پز و سفره ابوالفضل برو!

زن جدید اما سکس رو برای سکس میخواهد، و به همین دلیل هم خودش زندگی بهتری داره و شادتره، هم همزیستی و همسری با این زن لذت بخش تر هست هم برای شوهرش هم برای بچه های قوی که تولید خواهند کرد. هم زن برای خودش احترام بیشتری قائل خواهد شد هم مرد همه عمرش بگا نمیره برای اینکه خرج خانم رو بده.

زن جدید چون نیاز به مردانگی نداره، آزاد هست که خودش باشه، آزاد هست که زن باشه و زنانگی کنه. یعنی لازم نیست تبدیل بشه به کالایی که مردها دوست دارند، بلکه خودش هست حالا اگر یک مردی هم از اون چیزی که هست خوشش بیاد چه بهتر، اگر هم نیاد آسمون به زمین نمیرسه.

نه زنهای جدید و مردهای جدید از شیوه زندگی زنان و مردان سنتی خوششون میاد و نه برعکس! ولی طبیعتاً چون بشر نسبت به تغییر مقاوت نشون میده، در درگیری  که بین این دو دسته بوجود میاد طبیعتاً قابل انتظار هست که سنتی ها رادیکال تر باشند، برای همینه که شما نمیبینید یک جوان جدید به یک حاجی قدیمی گیر بده بگه مردک ریشت رو بزن قیافه ات شبیه آدم بشه، ولی مذهبیون به خودشون اجازه میدهند که به جدید ها گیر بدهند و تلاش کنند که نگذارند جدید ها جدید باشند!

ما جدید ها در ایران در حال حاضر به سرعت در حال تبدیل شدن به اکثریت هستیم، یعنی شیوه زندگی ما به سرعت داره رواج پیدا میکنه، تعداد زن و مردهایی که هردوشون کار و تحصیل میکنند و با هم یکجا زندگی میکنند ولی ازدواج سنتی نکردن روز به روز در حال افزایش هست.

حالا بحث اینجاست که ماها کی میخواهیم به این نتیجه برسیم که ما حق داریم اونطوری که هستیم باشیم و جامعه سنتی رو باید وادار کنیم که به شیوه زندگی ما احترام بگذاره همینطور که ما شیوه زندگی اونها و حق داشتن اون سبک افکار و رفتار رو به رسمیت میشناسیم.

بطور کلی مسئله به اینجور چیزها ختم نمیشه، کلاً جدیدها ارزشها و ضد ارزشهای متفاوتی از سنتی ها دارند

برای سنتی ها احترام و اطاعت خیلی مهم هست

برای جدید ها، حقوق و ذهن باز داشتن

یک نمونه کوچیک اینه که همیشه سنتی ها میگفتند به بزرگتر و والدین آدم باید احترام بگذاره! ولی برای ما جدیدها اینجور مسائل بی معنی هستند احترام زمانی خوبه که متقابل باشه و هیچکس به صرف ویژگیهای غیر اکتسابی که داره و ویژگیهایی که ما توش نقش نداشتیم از پیش شایسته احترام غیر عادی نیست.

حالا برنامه های ما چیه برای اینکه خودمون رو بشناسونیم و حقوق خودمون رو کسب کنیم؟ من چند پیشنهاد دارم

1- ما باید خودمون رو و افکار و شیوه زندگیمون رو تبلیغ کنیم، یعنی به بقیه نشون بدیم که ما کی هستیم و چی هستیم، اینکار رو به بهترین شکل با موسیقی و سینما میشه انجام داد و خیلی هم اتفاقاً در این زمینه خوب کار کردیم.

2- ما باید قبل از اینکه از دیگران بخواهیم که ما رو به رسمیت بشناسند، باید خودمون خودمون رو به رسمیت بشناسیم، یعنی درک کنیم که ما خلاف کار نیستیم، آدمهای گناهکار نیستیم، آدمهای خوبی هستیم و شایسته احترام متقابل، فقط ما مثل اعراب بیابان عربستان راجع به خیلی از مسائل زندگی فکر نمیکنیم، چون مذهبیون و سنتی ها اینطور شستشوی مغزی شده اند که گویا حق همیشه با اونهاست و بقیه باطل هستند، اینها هم همه از تکنیکهای مغز شوئی و پروپاگاندای آن کودک آزار زشت خو، محمد بن عبدالله بوده. این شناخت ما رو قوی میکنه و بهمون اعتماد به نفس میده و وقتی ما به این مرحله برسیم اونوقت هست که دیگران به ما احترام خواهند گذاشت و البته این «بدون گناه و پشیمانی زندگی کردن»، خیلی سبک زندگی خوبی هست. معرفی سبک زندگی ما به اقشار سنتی اینرو نشون میده که ما شیطان نیستم، ماهم آدمهای خوبی هستیم و هثل مذبیون روزی سه بار غذا میخوریم و شل زرد و نون خامه ای دوست داریم، به فقرا کمک میکنیم و سعی میکنیم نقش مثبتی توی اجتماع داشته باشیم، البته خوب همه ما ها که اینجوری نیستیم بین ما جدیدها هم آدم خلافکار و عوضی و بی اخلاق هست، منتها سنتی ها باید درک کنند که بی اخلاقی و عوضی بودن این عده به دلیل جدید بودنشون نیست همونطور که مثلاً این مردک کثیف آیت الله جنتی اگر سکولار هم میبود احتمالاً یک آدم آشغالی مثل همینی که الان هست میبود، ذهن خلافکار و خشن داشتن خیلی مسئله پزشکی و روانی هست بیشتر تا اینکه فکری باشه. از این گذشته باید درک کنیم که ما بخشی از این جامعه هستیم و از همین رو بطوری اجتناب ناپذیر ما هم فرهنگ این جامعه رو تشکیل میدیم. مثلاً وقتی توی خیابون به شما میگن آیا این لباس رو فرهنگ ما قبول میکنه یا نه، شما باید بگید من عضوی از این جامعه هستم، لباس من بخشی از فرهنگ این جامعه هست، فرهنگ این جامعه هم سلایق مختلفی توی لباس پوشیدن داره، کی گفته لباس شما فرهنگ این کشور هست و لباس من نیست؟

اگر یک لباسی واقعاً با فرهنگ یک جامعه ای سازگار نباشه هیچکس اون لباس رو نمیپوشه، مثلاً لخت تیوی خیابون اومدن یا با شرت اومدن وسط مرکز شهر در ساعاتی که مردم دارن توی هم میلولند که بروند سر کار یک کاری نیست که با فرهنگ ما سازگار باشه، به همین دلیل هیچ عاقلی اینکار رو نمیکنه، ولی وقتی مثلاً 50% دخترها مانتوهای چسبان میپوشن و تازه اگر آزادی باشه 90% میپوشن این نشون میده که این لباس بخشی از این فرهنگ این جامعه هست، این جامعه مانتوی چسبان رو تایید کرده و دوست هم داره. اینه که باید اعتماد به نفس داشته باشیم، ما از خودمون نباید خجالت بکشیم بلکه به آنچه هستیم باید افتخار کنیم و بقیه رو وادار کنیم به ما احترام بگذارند. این کشور همونقدر مال یک آدم سنتی هست که مال ماست، ما همونقدر از فرهنگ این کشور سهم داریم که اونها دارن، تازه اگر دقت بکنید بیشتر کارهای فرهنگی رو ماها میکنیم تا سنتی ها، سنتی ها اگر میتونستن موسیقی و سینما و هنر رو کلاً نابود میکردن، تقریباً تمام محصولات فرهنگی رو آدمهای جدید ایجاد میکنن!

3- ما باید به بنیادهای تفکر سنتی حمله کنیم و نشون بدیم که رفتارهای سنتی مبتنی بر باورهای سنتی هستند، و باورهای سنتی هم مبتنی بر یک مشت کس شعر مثل امام زمان و خدا و دست ابوالفضل و اینجور چیزها هستند! نتیجه این حمله ما دستکم این خواهد بود که از موضع تدافعی و انفعالی که همواره موضع ضعف هست خارج خواهیم شد. یعنی وقتی یک نفر دفعه بعد به شما گیرد داد که شما چرا مثلاً به موهات ژل میزنی، شما هم باید در مقابل به افکار طرف حمله کنید، مثلاً بهش بگید خوب این خدا حالا زیاد هم معلوم نیست وجود داشته باشه سخت نگیر.

4- ما باید خودمون رو معرفی کنیم، یعنی به بقیه اطلاع بدید که کمی بی دین هستید یا کلاً بی دین هستید یا دیندار نیستید یا اگر خیلی شاخ هستید مثل اینجانب رسماً بگید بیخدا هستید. لازم نیست تابلو هم کنید خودتون رو، هروقت یکی گفت ایشالله ماشالله و خدا بیامرزش و اینها شما به سبک خودتون بگید «احتمالا، امیدوارم اینطور بشه، یادش بخیر»، سریع بقیه میفهمن شما کمی فرق دارید و اگر آدم شایسته احترامی باشید دیگه فرداش نمیرن پشت سر شما فحش بدن. این اتفاق شاید برای خود شما هم قبلاً افتاده باشه که از یک گروه یا قشری متنفر باشید، بعد یکی از افراد اون قشر به شما یک خوبی میکنه و شما خجالت میکشید از خودتون. برای نمونه یک دختری بود که من بهش گفته بودم جنده هستی، چون خوب تماس جنسی با آدمهای مختلف زیاد داشت، اون دختر بعدها به یکی از بهترین دوستهای من تبدیل شد و من فهمیدم که این علی رغم اینکه جنده هست چقدر انسان خوب و دوست داشتنی هم هست، اینه که این ذهنیت منفی نسبت به جنده ها از ذهن من خارج شد. یا مثلاً یکبار من توی ساحل توی شن ماشینم گیر کرده بود یه یارو عرب عربستانی با اون لباس سنتیش اومد ماشین ما رو بکسل کرد از شن در آورد همینجوری الکی! چنین صحنه هایی رو برای افراد سنتی باید بوجود بیارید، این باعث میشه از خودشون خجالت بکشن، مثلاً وقتی یکی توی خیابون بهتون گیر میده که شما چرا روسریت کوتاهه، شما بهش بگید که عزیزم روسری شما خیلی زیباست حتماً شما دوست دارید اینطوری باشید، من هم فکر میکنم روسری من اینجوری زیباتره چون من آدم مذهبی هم نیستم اصلاً!

5- با آدمهای سنتی زیاد بحث نکنید، فقط بهشون بگید «شما سنتی هستید!» که البته بی ادبانه اش میشه «شما امل هستید!» و خوب ما نیستیم ما مثل شما فکر نمیکنیم شما اونطوری که دوست دارید زندگی کنید ما اونطوری که دوست داریم. و اینکه شما به خودتون اجازه میدید به ما بگید چجوری زندگی کنیم هم نشون میده شما بی ادب هستید، هم نشون میده خشن و خشک مغز هستید، که اینها هم ناشی از نادانی و خنگ بودن معمولاً…

یعنی بحث بر سر این نیست که کی بهتره کی بدتره، بحث بر سر اینه که هرکسی حق داره یکی از این دو گروه باشه، و اتفاقاً گروهی که اونیکی رو تحمل میکنه، یعنی گروه جدید نشونه برتریش همین تحملشه و خشونتی که گروه سنتی علیه گروه جدید همیشه استفاده میکنه نشونه ضعف و بدتر بودنش هست.

منتظر راه حلهای شما و افکار شما و البته مزخرفاتی که برخی از شما خواهید نوشت هستم.

About these ads

65 پاسخ

  1. اوایل زندگیم با همسرم، تو یه شهرستان با فرهنگ بسته و مذهبی، کل جامعه سنتی اطرافم و حتی دوستام منو یه آدم سرکش و حتی زورگو میدیدن که یه روز سرش به سنگ میخوره!
    اینکه به همسرم میگفتم کار خونه وظیفه من نیست و من فقط کارای خودمو انجام میدم! و وقتی لباساش شسته نشده و اتو نشده میموندوکارهای شخصیش انجام نشده و ظروف شسته نشده ای که یک در میون تو نوبت کارای اون بود ،در برابر اعتراضش، بهش توصیه میکردم که به عنوان یه بزرگسال باید بیشتر به زندگی و کارای شخصیش برسه و اونا رو گردن من نندازه ، اما مادرم میگفت من تنبلم و زن خانه داری نیستم!
    یا زمانی که شغلی نداشتم تمام جواهراتی که داشتم رو فروختم به اضافه ی پولی که ارث پدرم بود رو خرج مخارجم کردم وقتی همسرم میتونست هردومون رو تامین کنه و مادرم باز گفت خیلی ساده ام و عقل ندارم!
    زمانی که همه و همه به جز خودم فکر میکردن که دیگه وقت بچه دار شدنمه و من باز به خواست خودم کردم و همه گفتن پشیمون میشم!
    کار و تلاش سختم تومسیر شغلی که دوستش داشتم و جنگیدنم واسه ساده ترین حقوقم و تلاشم برای به دست آوردن استقلال تو تصمیم گیری وتغییر دادن تفکر همسری که قبولم داشت و دوستم داشت اما بعضی مواقع همفکر جماعت بود!
    و بالاخره زندگی ای که دوسش دارم و شادی ای که احساس میکنم و احترام و تحسین همه ی اونایی که ازم انتقاد میکردن، الان میبینم که الگو شدم واسه دخترای جوون تربین آشناهایی که سنتی زندگی کرده بودن همیشه، اما نمیتونن منکر اون چیزی بشن که دارم وتا حدودی میدونن که چه جوری به دستش آوردم.
    (و همسرم! که بر خلاف برادرا و بیشتر دوستان هم سنش که همه شدن یه روبات برنامه ربزی شده واسه تامین مخارج زن و بچه هایی که فقط منابع مصرف هستن، زندگی شاد و سبکبالی داره و به علایقش میرسه حتی الان شروع کرده تو رشته ای که همیشه دوست داشت درس میخونه!)
    اینایی که گفتم شاید واسه خیلیا عادی باشه اما تو محیط جامعه ی ما واقعا استثناییه!
    از خوندن مطلب شما هم خیلی لذت بردم و وبلاگتونو دنبال میکنم. پایدار باشید.

    • درود بر شما نازنین،

      به شما تبریک میگم که اینگونه زیستن رو انتخاب کردید، به خودتون اعتماد کردید و در نهایت چیزی که میخواستید رو بهش رسیدید.

      معمولاً وقتی یک آدمی چه زن و چه مرد میخواد کاری غیر عادی بکنه همه بهش میگن که نمیتونی و بیخیال شو و مثل بقیه باش و غیره… بعد یا اون آدم به حرف بقیه گوش میکنه و تمام عمرش حسرت میخوره که چرا اونکاری که میخواسته رو نکرده یا اینکه رویاهای خودش رو جدی میگیره و به حقیقت تبدیلشون میکنه.

      همه آدمهای موفق (کسانی که توی زندگیشون به اهدافشون میرسن) چنین چیزهایی رو تجربه میکنن و باید عمری با ناباوری دیگران و تنبلیشون کنار بیان و خودشون به خودشون روحیه بدن و بهترین دوست خودشون باشن. چنین دستاوردی بخصوص برای شما بعنوان یک زن و اونهم در ایران و در جامعه ای بسته تر بسیار ارزشمنده امیدوارم شما قدر خودتون رو بدونید.

      از نظر اسلام زن یک حیوان خانگی است، البته من اینرو هم بگم که زنانی که به اختیار و تصمیم خودشون خانه دار میشن قابل احترام هستند ولی وقتی یک دختری توانایی های بیشتری در خودش میبینه این خیلی جنایت بزرگی است که جلوش گرفته بشه و دیگران بجای کمک کردن کار رو براش دشوار تر بکنن.

      من اصولاً توی زندگیم از دیدن زنهای قوی خیلی خوشحال میشم، چون واقعاً قهرمانانه زندگی میکنند :)

      • سپاس. بله من واقعا احساس خوشحالی و پیروزی میکنم از اینکه در برابر اکثریت برابر با اتفاق! وا ندادم و به خودم اطمینان کردم.

        تو جامعه ی اسلامی خانه دارشدن یه گزینه واسه زن نیست و زن خانه دار در واقع یکی از اقشار جامعه نیست ، بلکه زن خانه دار یعنی یک زن متاهل! زن شاغل متاهل هم زن خانه داریه که شوهرش لطف کرده اجازه داده توی یه ساعات مشخصی از روز یک کار خارج از برنامه (شغل) داشته باشه.

        زن خانه دار اینجا، نمیدونه که کارش تو خونه ارزش مالی داره اما ارزش اجتماعی نداره، بلکه برعکس فکر میکنه خانه داری کار خیلی مهم و والایی از نظر ارزش معنوی هست اما خوب پولی توش نیست.
        یه زن خانه دارآگاه ،که خانه داری رو خودش انتخاب کرده میدونه که کارهایی که تو خونه انجام میده به اقتصاد خونه کمک میکنه یعنی اگه فرض بشه که تمام کارهای خونه و نظافت و آشپزی و بچه داری توسط کارگر و در ازای دریافت پول انجام میشه اونوقت معلوم میشه این کارها ارزش پولی دارن اما مثلا از دید شخصی من و برای خود من خانه داری به عنوان یه فعالیت اصلی و جایگزین شغل، بسیار کسل کننده و پست و بدون جذابیته.

        تو این جامعه زن تو موقعیت انجام کارای خونه و به اصطلاح شوهرداری یه کنیزه (برده ی بی مزد) تو موقعیت سکس یه روسپیه ( انتظار مزد داره!) وتو موقعیت خرید جواهر و لوازم آرایش و لباس ( و حتی حمل تمام خرید ها تا خونه!) یه چیزی تو مایه های ملکه ی بریتانیاست! :)

  2. سلام جناب آرش بیخدا میخاستم نظرتون رو راجع به این ها بدونم.
    http://www.manwomanmyth.com
    http://www.voiceformen.com
    http://m.youtube.com/watch?client=mv-google&hl=en&gl=US&feature=relmfu&rl=yes&v=P-Nw3
    تعداد این سایتا خیلی زیاده و به نظر من این افکار واقعن وحشتناکه به نظرتون اینا چه قدر میتونن تاثیر گذار باشن.
    به این هم سر بزنید بد نیست
    http://manboobz.com/

    • نازنین در دنیا آدمهای ابله زیاد هستن، قرار نیست ما نگران بلاهت تک تک افراد بشر باشیم.
      تا زمانی که حکومتی تشکیل ندهند یا مزاحمتی جدی ایجاد نکنند شایسته است آنها را به تخم خویش به حساب آوریم.

      • سپاس از پاسختون.حالا به نظرتون میتونن تاثیر گزار باشند یا قانونگزاری کنن آخه همونطور که گفتم تعداد اینجور سایتا خیلی زیاد شده

        • نه من فکر نمیکنم چنین اراجیفی بتونن آدمهای زیادی رو متقاعد کنند چه برسه به اینکه تاثیری روی قوانین و غیره بگذارند…

  3. مردم واسش ولى واسم تب نکرد!
    زندگيمو بپاش گذاشتم ولى انگار نه انگار!
    البته الان ديگه به کيرمم حسابش نميکنم ولى…
    بعد از اون افسرده شدم خيلى بد.هيچى بهم نميچسبه جز آهنگ غمگين.دوست دارم بميرم.حيف زندگيم بود که اول نوجوونى بگا دادم و از کلى لذت زندگى غافل شدم و هنوزم نميتونم خودمو از اين باتلاق آبکيرى!! بکشم بيرون.
    دلم يه شکم سير گريه ميخواد .زير بارون رو شونه هاى يه نفر «آدم»!!!که تو زندگى من از پيدا کردن قورباغه تک شاخ چهارچشم شش پا سخت تره.
    دلم يکيو ميخواد که تا ابد باهام باشه.و منم اونو به اوج ابرا برسونم ولى دختراى اين دوره زمونه همه جنده،پول پرست،لاشى،بي وفا،فيلم سينمايى،حسود،مغرور و خايه مال هستن.باور کن هر دخترى که تو عمرم ديدم يا راجعبش شنيدم اينطورى بوده!!!
    ما که هيچ اميدى بزندگى نداريم.توام يه دستى به زنديق نميزنى کيفمون کوک شه.اينم از مرام تو:’(

  4. حاج آرش ولم کرد مردم واسش واسم تب نکرد.به غرآن نقيد از اون موقع کسخل شدم.باور کن افسرده شدم.دارم ميميرم…:’(
    حاجى قبول دارى دختراى نسل جديد همه مغرور،حسود،جنده،مظلوم نما،خائن و پول پرست هستن؟
    دلم يه شکم سير گريه ميخواد زير بارون.حيف من بود اول نوجوونى زندگيمو بگا بدم.
    انقدر افسرده شدم ديگه هيچى بم حال نميده جز آهنگ غمگين.
    دختراى الان بدتر از قبل از سکس استفاده ابزارى ميکنن.
    حاجى زنديقو آپ کن کيف کنم تنها اميدم تويى…..:’(

  5. حاج آرش اگه بدونى از جنده بازى دختراى اين زمونه چى کشيدم :’(

    • چی کشیدی نازنین؟ یک مقدار توضیح بده نازنین ببینیم قضیه چی بوده بالاخره ما به عنوان مرجع تقلید بیخدایی توی مسائل اینجوری هم دخالت میکنیم مثل مراجع تقلید مذهبی.

      رابطه عرضه و تقاضا بین روابط زن و مرد برقراره، یعنی هر رفتاری بین دخترها هست به این دلیله که برخی پسرها اون رفتار رو میپسندند، و برعکس.

  6. استاد از این مقالتون واقعا واقعا واقعا درس های زیادی گرفتم …. بعضی وقتا واقعا نمیدونستم که چطور باید با اون آدما برخورد کنم..ولی با خوندنه این مقاله الان واقعا فکر میکنم تو موضع ه قدرت قرار گرفتم!!!!
    و جالب ترین قسمتش بنظرم اونجاست که من میگم (( شما سنتی هستید ….و البته من نیستم))
    ممنونم استاد

  7. سلام آرش جان
    مقاله تون بیشتر راجع به زندگی جدید و زندگی قدیم بود، ولی من ازش خوشم اومد. کلا به نظر من مهم نیست اسم و لیبل زندگیمون چی باشه مهم اینه که ما از اون راضی باشیم، ممکنه خیلی جدید نباشه یا ممکنه یه ترکیب عجیب غریب از قدیم و جدید باشه ولی تا موقعی که شما رو خوشحال میکنه خوبه.
    من آرزو داشتم میتونستم مثل شما اونطوری که فکر میکنم زندگی کنم اما واسه من و شاید خیلیا اوضاع خیلی پیچیده است. اینجا توی ایران واسه اینکه زندگی کنی باید یاد بگیری تظاهر کنی. من از اینکه یه امپراطوری بزرگ با من مخالف باشه واقعا نمیترسم. از این میترسم که نزدیکانم رو از دست بدم کسایی که منو دوست دارن و برام زحمت کشیدن و باعث شدن من اینی بشم که هستم ولی بحث کردن باشون هیچ نتیجه ای نداره، اونا اصلا نمیدونن داری درباره چی حرف میزنی! ولی به هر حال آدم یاد میگیره واسه استقلال خودش تلاش کنه. شاید یه روزی منم تونستم شجاعت پیدا کنم و یه ذره زندگی کنم.
    آرش جان من واسه این کامنت گذاشتم که دیدم نژادپرستی نداری. چون من عرب اهوازم و توی چندتا مطلبی که خوندم متوجه شدم نژادپرست نیستی و این به نظرم توی جامعه امروز ایران نادره. و این خیلی جالبه که هیچ کس حواسش نیست توی جامعه تکنولوژیک جدید که آدما به هم نزدیک میشن این مهمترین مساله است. حتی خیلی از متجددا و روشنفکرا هم این خصوصیت زشت رو دارن. بعضیا فکر میکنن اگه چهارتا فش به عربا بدن دارن مبارزه سیاسی میکنن. آرش نمیدونی عرب بودن تو ایران چقدر سخته، از هر طرف میخوری، و این خیلی خنده داره چون یه طرف ادعای دین عربا رو دارن، طرف دیگه اپوزیسیون هستن که انگار نمی بینن بزرگترین مساله روز دنیای جدید مبارزه با نژادپرستیه وبزرگترین دستاوردش هم رئیس جمهور آمریکاست.
    به نظرم نیاز روز جامعه ما ایران مبارزه با نژاد پرستیه، چون الان مرزها دارن برداشته میشن و قومیتهای ایران زیادن.
    از شما هم متشکرم

    • حسام گرامی
      ممنونم از پیام شما، و اگر چه من نمیتونم بدونم شما از تبعیض های نژادی و قومی توی ایران چه میکشید تا اینکه جای شما باشم، ولی میتونم تا حدود زیادی درک کنم قضیه رو.
      من توی فکر این هستم که مقاله راجع به اسلام ستیزی و عرب ستیزی بنویسم. به نظر من یکی از آفات اسلام ستیزی میتونه عرب ستیزی باشه، من آن مقاله را منتشر خواهم کرد روزی.

  8. یکی دوتا از دوستان راجع به ازدواج هم پرسشهایی رو مطرح کرده بودند، دیدگاه من اینه:

    ازدواج یک عقد بین دو نفر آدم هست که بندهای خاصی هم داره، اگر این بندها شامل محدود بودن روابط جنسی به خانواده بشه که معمولاً هم میشه! اون موقع رابطه جنسی با شخص دیگر ناقض این عقد هست و به همین دلیل طرف دیگر حق شکایت و درخواست خسارت داره و حقوق طرف دیگر هم به همین محدود میشه.

    و الا خود رابطه جنسی با شخص دیگر جرم نیست، بلکه زیر پا گذاشتن آن عقد جرم است.

    مثل اینکه فرض کنید با یکی قرارداد ببندید که پسته نخورید. پسته خوردن خودش جرم نیست ولی وقتی بعد از این قرارداد پسته بخورید به دلیل اینکه مفاد قرارداد را زیر پا گذاشته اید روشن است که میتوانید مورد پیگرد قرار بگیرید.

  9. خیلی سعی کردید خواننده رو نسبت به نوشته هاتون قانع کنید ولی به نظر من خیلی ضعیف نوشتید.
    ارزش یک بار خوندن رو داشت ( بخاطر اینکه بدونیم دور و برمون همچین تفکراتی هم هست ) ولی نتیجه ای ازش نمیشه گرفت.

    • کامنت شما ولی ارزش خوندن نداشت چون یک برخورد فله ای بود و نه نقدی توش بود نه حرف قابل تامل و پاسخی.

      • استاد دقیقا !!!!! در واقع رویا اصلا نگفته به چه دلیل حرفهای شما ضعیف هست و کجاش این ضعف رو به چه دلیل نمایان میکنه !!!! من بازم میگم نوشتارتون اخیرتون واقعا آموزنده بود …

        • البته شاید من هم که میگم آموزنده بود باید دلیلش رو بگم ولی اون وقت باید کل یا حداقل بخش زیادی از اون رو اینجا کپی کنم !!!!
          > وقتی توی خیابون به شما میگن آیا این لباس رو فرهنگ ما قبول میکنه یا نه، شما باید بگید من عضوی از این جامعه هستم، لباس من بخشی از فرهنگ این جامعه هست، فرهنگ این جامعه هم سلایق مختلفی توی لباس پوشیدن داره، کی گفته لباس شما فرهنگ این کشور هست و لباس من نیست؟
          = البته میگم نکات قابل توجه اینجوری خیلی هست ولی برای مثال بیان کردم
          بازم تشکر استاد

  10. این مقاله خیلی جالب بود مرسی

  11. بر اين اساس که شما چند بار تو نوشته هاتون گفتيد زني که با چندين مرد رابطه جنسي داشته جنده هست، شايد تو نظر بدي نسبت به کساني که بهشون ميگن جنده نداشته باشي ولي اين لغت (که نميدونم منظور شما تن فروش هست يا کلا زناني که با مردان مختلف رابطه جنسي داشتن) داراي بار منفي و به نوعي ارزش گذاري هست، من يه اين خاطر به شما گفتم تفکر سنتي داريد. چون از نوشته تون اين برداشت رو داشتم که مردي که با زنان زيادي رابطه جنسي داشته رو امري طبيعي ميدوني ولي همين نوع رابطه رو اگر براي زن فرض کنيم اون زن رو جنده ميدونيد.

    • نخست اینکه جنده بودن برای من برابر هست با زنی که شرکای جنسی متعدد داره، خود این واژه بار منفی برای من نداره، اینجا که من زندگی میکنم چنین زنهایی به خودشون هم میگویند جنده.

      دوم این بحث پیش میاد که این کار خوبه یا نه؟ من دو توضیح باید در این مورد بدهم، نخست اینکه من اینرو یک انتخاب شخصی میدونم، زنی که دوست داره شرکای جنسی زیادی داشته باشه هنوز هم یک زنه و یک آدمه، من این رو به عنوان یک ایراد نمیبینم، بین دوستان من زنهایی هستند که اینجوری هستند من برای اینکار ارزش منفی قائل نیستم. طرف مثل هر آدم دیگری زندگی میکنه و برای اجتماع هم خیلی مفیده، فقط دوست داره هرشب توی یک تخت باشه، این به من و دیگران ربطی نداره، نکته دوم اینه که این اما به آن معنی نیست که من مثلاً حاضر باشم با چنین زنی ازدواج بکنم، یا دوست داشته باشم نزدیکان من اینگونه باشند. من اگر تصمیم به ازدواج داشته باشم اطمینان حاصل خواهم کرد که من برای زندگی جنسی او و او برای زندگی جنسی من کافی باشیم چون فهم من از ازدواج این است.

      این شبیه اینه که من حاضر نیستم با یک دختری که چوپان هست ازدواج بکنم، من دوست دارم همسر من با من مشترکات بیشتری داشته باشه، ولی این خود بدان معنی نیست که برای یک دختر چوپان احترام و ارزش قائل نیستم.

      سوم اینکه در زبان فارسی به مردی که شرکای جنسی متعدد داره نمیگویند جنده، خوب این یک مسئله زبانی هست، تقصیر من هم نیست، من هم دوست داشتم که میشد این واژه را برای مرد ها هم استفاده کرد، ولی صرف استفاده از این واژه برای زنها به آن معنی نیست که تکرار همان فعل توسط مردها مورد تایید هست. من این فعل داشتن شرکای جنسی متعدد رو گرچه دلخواه خود نمیبینم ولی فعل بدی هم نمیبینم، بخشی از حوزه شخصی افراد میبینم! همونطور که من علاقه ای به پرش با اسب از روی مانع ندارم و شاید از آن بدم هم بیاید علاقه ای به داشتن شرکای جنسی زیاد ندارم چون آنرا در دراز مدت سودمند نمیبینم.

      بنابر این برداشت شما از حرف من درست نیست، من داشتن شرکای جنسی برای یک زن را مثل داشتن شرکای جنسی برای یک مرد میبینم، با هردوی آنها هم برای خود مخالفم! و برای هردوی آنها هم احترام قائل هستم.

      فراموش نشود که رابطه جنسی متعدد هم باید قانونمند باشد و الا من آنرا محکوم میکنم، قانونمندی اش هم خیلی ساده است

      1- باید بر اساس توافق طرفین باشد
      2- باید میان آدمهای بالغ باشد

      • بسیار آموزنده …من نمیدونم چرا این متن های با ارزش رو دیر میخونم !!! اینترنت با این آموزش هاست که برای من با ارزش میشه !

  12. مطلب جالبي بود، ولي نکته اي که توجه منو جلب کرد اين هست که آرش هنور هم تفکر سنتي رو داره در مورد زن. و سکس رو هنوز براي مرد ميدونه. البته شايد اشتباه باشه چون نظرشو در مورد مردهايي که با تعداد زيادي زن سکس دارن نگفت.
    در هر صورت انسانها اعم از مرد و زن جانوراني هوشمند هستند که براي رفاه و راحتي بيشتر در زندگي خيلي تلاش کردن ولي خيلي مواقع به دليل حس بلاهتشون و مغز تکامل نيافتشون راه رو به خطا رفتن و بدتر شرايط رو براي خودشون سخت کردن. سکس هم يکي از همين موارد هست، يه نياز طبيعي که تا تونسن براي خودشون پيچيده کردن. غافل از اينکه يه جانور هستن مثل بقيه با اين تفاوت که عامل برتريشون هوششون هست و سکس هم برعکس جانوران ديگه که معمولا در يک گونه يک نوع جفتگيري وجود داره در انسانها همه انواع جفتگيري وجود داره و ديده ميشه در اجتماعات مختلفشون. مثل چند زني، چند شويي، تک همسري، هرج و مرج جنسي و زندگي سکس دسته جمعي.
    زن يا مردي که به خاطر پول سکس ميکنه که اينکار تن فروشي هست ولي زني که به خاطر اينکه از سکس با مردان مختلف لذت ميبره و به نوعي جز خصوصيت رفتاري و روانيش هست رو نميتونيم برچسب خوب يا بد بودن رو بهش بزنيم. در واقع شايد از نظر کسي که تحت شرايط و محيط هست اموخته هاش و ذهنيتش، شايد رفتاري ناهنجار محسوب بشه ولي از نظر کسي که توانسته خودش را از قيد و بند هاي شرايط تحميلي نجات بده و ديدي واقع گرايانه داشته باشه. يعني انساني که تابع محيط و شرايط نيست عملکردش و ذهنيتش اين نوع رفتارها رو ارزشگذاري نميکنه.
    از نظر من يک زن که با مردهاي زيادي سکس داشته با يک مرد که با زنهاي زيادي سکس داشته از نظر ارزشگذاري هيچ فرقي ندارن با همديگه.

    • من مخالفتی با آنچه گفتید ندارم ولی متوجه نمیشوم چرا شما فکر میکنید من «سنتی» فکر میکنم خوب بود این مدعا را مستدل میکردید.

  13. salam bar farzandane iran_din akhunde sar kuchatun nist_eslam be zat khod nadarad eybi ,hareyb ke hast az mosalmaniye mast_shoma age miraftid donbale haghighat va saye mikardid befhmid din faghat hamin ruze va namaz va ghoran hamin mani zir nevis nist na age yek bar hata ye bar nahjolbalaghe mikhondid va dar un fekr mikardid(fekr mikonam az roman maryam heydarzade behtar bashe)ghatan hamchin harfaye nemizadid _berin donbale alemaye diniye khodetun albate un aleman ye ede kamiyan_kasani ke ba kamal ghenat va bozorgvari zendegi mikonan va baraye shoma delsuzan_khaheshan ba ghaziye ehsasi barkhrd nakonin_chon dar nahayat kasi ke zarar mikone shomayid na kase dige_fekr mikonam hadaghal harfaye din ma az kesafat karihaye sheytan parasta behtar bashe_lotfan in nazaro bezar tu sitet agha _arash

  14. از شما بعیده رازی نامسلمان بود

  15. فارغ از کلیه صحبت های دوستان، باید عرض کنم «کس» یه پدیده اینترنشناله !

  16. خب اگه ما بخوایم ملاکمون رو برای روسپی بودن «گرفتن هرچیزی در قبال ویژگی های مخصوص جنسیتی» بزاریم به نظر من تعداد کثیری از زنان روسپی به حساب میان!
    منظور من از روسپی بودن «دریافت چیزی به طور مستقیم از کسی تنها با تکیه بر سکس» هست و در پست قبلی منظورم رو بد رسوندم و فقط وجه نقد ملاک نیست ولی اگه قرار باشه در کنار یکسری عوامل دیگه مسئله سکس هم مطرح باشه من در این حالت طرف مقابل رو روسپی نمیدونم.
    مثلا در دهه 60 وقتی برخی از خلبان ها میمردند با توجه به حقوق بالا و جایگاه اجتماعی بالایی که داشتن معمولا زنهاشون از نظر چهره و بدن و امثالهم خیلی خوب بودن,این وسط برخی از فرمانده های سپاه که نظر روی اینها داشتن بدون اینکه اون زن رو مجبور به ازدواج با خودشون کنن بهش پیشنهاد ازدواج میدادن و بهشون میگفتن که ما هم پست بالایی داریم هم وضع مالیمون توپه و اگر زنه باهاشون ازدواج میکرد یک ویلا به اسم زنه میکردن و یه ماشین هم مینداختن زیر پاش. خب این وسط کسانی که با اینها ازدواج کردن به نوعی روسپی به حساب میان. البته بحث فقط بحث اینها نیست خیلی از زنهای دیگه توی اقسا نقاط دنیا و همین ایران توی ازدواجشون این مسائل تاثیر بسزایی داشته و داره ولی نمیشه راحت و بطور مستقیم اونها رو روسپی دونست.
    مثلا وقتی کسی خوش تیپ و خوش هیکل و خوشگل باشه و دختری حاضر باشه بخاطر اینها با اون رفیق بشه و این وسط اون دختره قرار باشه از ویژگی های طرف مقابلش استفاده کنه تا به رفیقاش پز بده و شاید هم حاضر شده باشه با اون طرف رابطه برقرار کنه ولی چیزی که مهمه اینه که این وسط پول نقد یا حتی آپارتمان و ماشین رد و بدل نشده بلکه ویژگی های اون فرد حکم وجه غیر نقدی رو داشته ولی من نمیتونم اون فرد رو روسپی بدونم شاید برخی رفتارهای اینچنینی رو قبول نداشته باشم ولی اون کس رو روسپی نمیدونم.

    در کل من دادن وجه نقدی یا غیر نقدی به جنس مونث از طرف جنس مذکر بطور مستقیم برای رسیدن به سکس رو ملاک روسپی بودن اون زن میدونم.

    ولی اگر در کنار وجه نقدی یا غیر نقدی مسائل دیگری مطرح باشه که ما بدونیم یا ندونیم من نمیتونم در این حالت حداقل بطور مستقیم اون دختر یا زن رو روسپی بدونم.

    البته این مسائل برای مسلمان در میان نیست چرا که زنش زر بزنه بلافاصله یا میره صیغه میکنه یا کنیز میگیره یا یک زن دیگه میگیره هرچند که به نظر من نیازی به اینها نیست حقوقی همانند تمکین و حق طلاق و کشتزار! و همچنین کتک به میزان لازم! میتونه جلوی استفاده ابزاری زنها از سکس رو بگیره!

  17. میدونید فرق اسلام با غرب درچیه؟در غرب اگر هم از بعض زنها به عنوان ابزار جنسی استفاده بشه این زنها فقط فاحشه ها هستند که اون ها هم البته با اختیار این کار رو به عنوان شغل انتخاب کردن اما در اسلام قضیه کاملا متفاوته.در اسلام همگی زن های شوهر دار ابزار جنسی مرد(کشتزار مرد) هستند و شوهر اون ها میتونه اون هارو کتک بزنه و به اون ها تجاوز کنه و در مقابل زن باید «مطیع» باشه.همین دو آیه از قرآن برای تایید حرف من در مورد جایگاه زن در اسلام کافیه
    «زنانتان کشتزار شما هستند. هرجا که خواهید به کشتزار خود درآیید. و برای خویش از پیش چیزی فرستید و از خدا بترسید و بدانید که به نزد او خواهید شد. و مومنات را بشارت ده»(سوره بقره,آیه 223)
    «مردان، از آن جهت که خدا بعضی را بر بعضی برتری داده است. و از آن جهت که از مال خود نفقه میدهند، بر زنان تسلط دارند. پس زنان شایسته، فرمانبردارند و در غیبت شوی عفیفند و فرمان خدای را نگاه میدارند. و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید، اندرز دهید و از خوابگاهشان دوری کنید و بزنیدشان»(سوره نسا آیه 34)

  18. یعنی هر کسی که با افراد مختلف زیادی سکس داشت جنده هست؟ (البته سوالم خیلی مرتبط با متن نیس اینو میدونم ولی به هر حال سواله دیگه…)

    • آره دیگه شما پس به کی میگید جنده؟

      • کسی که واسه رابطه ی جنسی ای که برقرار میکنه پول میگیره
        اگه واسه دل خودش با هرچند نفر هم سکس کنه جنده نیس
        بهش میشه گفت حشری یا شهوتی یا همچین چیزی

        • من زیاد با دقت این واژه ها رو انتخاب نکردم ممکنه حق با شما باشه، ولی خوب جنده و تن فروش بد نیست باهم فرق داشته باشن، بخاطر همین پولیه میشه تن فروش، کسی که با افراد متعدد سکس داره هم میشه جنده. تن فروش روسپی هم هست، من الان دسترسی به میلیونها کتابم ندارم مسافرتم هنوز.

          • زیاد سر اینکه مصادیق یک معرَّف (جو منطق گرف منو) کدومه پیشنهاد میکنم بحث نکنید. آخه بعضی وقتا هر کسی یک تعریف جداگانه از یک واژه خاص داره برای خودش.

            حداقل اول هر کدوم بیاید واژه «جنده «رو تعریف کنید. بعد قضیه خود به خود حل میشه…

      • این وسط کسی نظر من رو نخواست! ولی به نظر من کسی که بطور مستقیم وجه نقدی رو تحویل میگیره و خدمات جنسی ارائه میده بدون اینکه به طرف مقابلش اهمیتی بده روسپی هست.
        اگر هم قرار باشه کسی «صرفا» از سکس برای رسیدن به چیزهای دیگه استفاده کنه به نظر من هم بنوعی روسپی گری کرده ولی من اون رو مستقیم روسپی نمیدونم.
        به نظر من این که ما بگیم زن از ویژگی های جنسش برای رسیدن به اهدافش استفاده کرده (مثلا تبلیغات یا زیباییش یا بدنش البته غیر از خود عمل سکس منظورم هست) اون رو روسپی نمیکنه همچنین برقراری روابط جنسی براساس روابط دوستانه با نامزدش یا شریک خانگیش یا امثالهم هم فرد رو روسپی نمیکنه.اگر بخوایم از این دید به قضیه نگاه کنیم به نظر فمنیست های رادیکال میرسیم که میگن باید ویژگی های جنسیتی و روابط جنسی از بین بره تا روابط جنس مذکر با مونث زو بشه بررسی کرد یا جایگاه افراد رو مشخص کرد.

        • چطوری شما کسی که برای رسیدن به پول نقد سکس داره رو روسپی مستقیم میدونید
          ولی کسی که برای رسیدن به پول غیر نقد یعنی املاک منقول و غیر منقول و تغذیه و این حرفها سکس داره رو روسپی نمیدونید؟ اگر اون شخص اولی بجای پول مثلاً ماشین بگیره دیگه روسپی غیر مستقیمه؟

          • خب بر اساس این حرفی که شما میگی این قائده باید در مورد مردها هم صدق کنه
            یعنی مردی که هر روز با یکی میخوابه هم میشه جنده
            ولی من که تا حالا کسی رو ندیدم که به این دسته از مردا بگه جنده

  19. ممنون مطالبت را با ما در ميان مي گذاري اين جور كه از حرفات پيداست تو سكس براي زن را فقط به خاطر نياز غريزيش قبول داري.از اين كه زن مثل حيوان خانگي يا بهتر بگم مثل كالا كه مرد خرجش مي كنه تا ازش استفاده كنه قبول نداري.و معمولا هر حرفي كه ميزني بي مربوط به اسلام نيست و اسلام را يكي از مسببان اين كار مي دوني.براي من يه چيز خيلي جالبه اونم اينكه دقيقا اسلام همين اتهام رو به غرب وارد مي كنه و مي گه غرب داره از زنا استفاده ابزاري مي كنه.مثالم زياده همين تبليغات,كاباره ها و جنده خونه ها.يعني جاهايي كه زن به خاطر نياز مادي خودشو ميده(عرضه ميكنه)مثل همون مثالي كه جناب عالي گفتي((یعنی همونطور که شما پيش یک گربه ميرين و براش خرج میکنید که از زیباییش و لوس بازی هاش بيرون خونه لذت ببرید)).حالا من مي خواهم از شما بپرسم توضيحات شما در مقابل اين اتهام اسلام كه ميگه غرب از زنا استفاده ابزاري مي كنه چيه.همون اتهامي كه شما به اسلام و البته تمام تفكرات سنتي در مورد زن وارد مي كنيد.سوالم همين جا تموم ميشه.نكته آخر اينو بگم از جمله((ما جدید ها در ایران در حال حاضر به سرعت در حال تبدیل شدن به اکثریت هستیم، …..))به بعد چندان ربطي به عنوانت(استفاده ابزاری زنها از سکس)نداره.

    • شما میخواید آرش خان بهتون جواب بده ولی من نظر خودم رو در مورد حرفتون میگم:

      این وسط خیلی تفاوت وجود داره بین مواضع اسلام و دیدگاه غرب:

      مواضع اسلام:

      1-شما میتوانید 4 زن داشته باشید اما زن نمیتواند 4 شوهر داشته باشد (تبعیض)
      2-شما میتوانید بینهایت کنیز داشته باشید و با آنها رابطه جنسی هم برقرار کنید و حتی بچه دار هم بشوید و از همه بدتر میتونید با گرفتن پول اونها رو در اختیار بقیه قرار بدید (تایید برده داری به بدترین وجه ممکن)
      3-از دیدگاه شیعه میتونید بینهایت زن رو صیغه کنید ولی زن چنین اختیاری ندارد (تبعیض)
      4-در ازدواج نظر زن ملاک نیست (بدترین نوع تبعیض)
      5-شما با دختر بچه 2 ساله هم میتونید ازدواج کنید (زیر پا گذاشتن حقوق کودکان به بدترین نحو ممکن)
      6-زن حق طلاق ندارد (تبعیض)
      7-کتک زدن زن اگر مرد صلاح بداند جایز است البته نباید کتک زدن منجر به کبودی یا آسیب خاصی بشود ولی اگر هم شد مرد باید دیه زن را بدهد (زیر پا گذاشتن حقوق زنان)
      8-از دیدگاه اسلام زندگی زناشویی زندگی مشترک نیست چون وقتی که زن یا زنانی که به عقد مردی درمیایند شوهرشان حکم قیمشان را دارد و سرپرستشان به حساب میاید! (توهین به زن)
      9-مرد بر اساس تمکین اگر صلاح بداند میتواند زنش را در خانه حبس کند و همچنین میتواند با هر روشی با زنش رابطه برقرار کند و نظر زن در این میان ملاک نیست (تحقیر زن)
      10-زن بی هیچ دلیل خاصی بر اساس مهریه مبادله میشود! (بزرگترین توهین به زن همین مهریه است چرا که بر روی زن قیمت گذاری میکند و همانند مهریه ای که در صیغه به زن داده میشود این مهریه نیز براساس همان تفکر به زن داده میشود!)

      نکته=تمامی شرایط فوق ارتباط مستقیمی با نفقه دادن مرد دارد ولی در این میان اگر زن درآمدی داشته باشد آن درآمد مربوط به خودش است تا از ورود پول زن به زندگی جلوگیری شود تا قوانین فوق استوار بماند!

      همانطور که میبینید اسلام در جایگاهی نیست که بتواند در زندگی مدرن روابط زناشویی را تنظیم کند و در تمامی موارد نظر و مبنای اسلام در مورد زندگی زناشویی و جایگاه زن احمقانه است! حتی در مورد مسائلی همانند غیرت که معمولا مسلمین روی آن مانور میدهند و زندگی زناشویی در غرب را زیر سوال میبرند باید گفت غیرت در اسلام با آن چیزی که مسلمین ترجمه میکنند خیلی تفاوت دارد! غیرت به زبان عربی به معنای حسادت است نه تعصب در کار یا تعصب در مسائل جنسی و زناشویی. مثلا به این حدیث پیامبر توجه کنید:

      بهترین مردان با غیرت ترین مردان و بهترین زنان بی غیرت ترین زنانند.

      کاملا معنای حسادت در این حدیث مشخص است! از دیدگاه اسلام زن خوب زنی است که آنقدر نسبت به روابط شوهرش با زنان دیگر بدون حسادت است که حاضر میشود شوهرش 3 زن دیگر بگیرد و به بینهایت کنیز تجاوز کند و همچنین هرچقدر که خواست با زنان صیغه ای رابطه برقرار کند تا زیر شکم شوهرش آباد شود! ولی در طرف مقابل شوهر خوب شوهری است که تا آنجایی که میتواند رابطه زنش را با مردان دیگر محدود میکند و زنش را با کفن و روبنده و برقع باند پیچی میکند و با گذاشتن سنگ در دهان زنش کاری میکند که تنها نماد زنانگیش را هم از دست بدهد و همانند مردان گردن کلفت! صحبت کند! (این را به کسانی بگویید که میگویند در اسلام مرد باید مردانگی کند و زن هم زنانگی!)

      حالا شما به من دیدگاه غرب در مورد زنان را بگویید تا ببینیم این شباهت هایی که شما میگویید کجا هستند!

      • جواب شما به سوال من ربطي ندارد.من صرفا پرسيدم چه جوابي براي رد تهمت اسلام درباره ي استفاده از زنان به عنوان كالا در غرب وجود دارد.شما اومديد ديدگاه اسلام در مورد زن رو براي من گفتيد.ببينيد وقتي شما مي گيد مثلا تو تفكر سنتي زنان از سكس به عنوان ابزار استفاده مي كنند حالا كسي پيدا ميشه ميگه نه بابا تو قرن 21 هم زناني پيدا ميشن كه دقيقا همون كارو انجام ميدن.(جنده خونه ها مثلا)پس اين حرفي كه آرش خان فرمودند به تفكر جديد و قديم ربطي نبايد داشته باشه احتمالا.در آخر من كجا گفتم شباهتي بين ديدگاه غرب و اسلام در مورد زن وجود دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟فقط آرش گفت تو اسلام زنا از سكس استفاده ابزاري مي كنن من گفتم خب اسلامم همينو در مورد غرب ميگه.

        • من نه تبلیغاتی که زنها توش هستند رو و نه روسپیگری رو استفاده ابزاری از زن نمیدونم.

          البته این به این معنی نیست که این کارها از نظر من «خوب» لزوماً هستند بلکه فقط قضیه اینه که استفاده ابزاری نیستن.

          بین یک کارگر که از بدنش برای پول در آوردن استفاده میکنه، و یک زن روسپی که از بدنش برای پول در آوردن استفاده میکنه از نظر من تفاوت زیادی نیست، هردوتاشون ویژگیهای بدنی دارند که به درد بقیه میخوره و میتونه موجب کسب درآمد بشه.

          روسپیگری بصورت قانونی با حفظ حقوق روسپی و بصورت حرفه ای از نظر من کاملاً اخلاقی هست. ولی خوب روسپیگری همه جای غرب آزاد نیست متاسفانه.

          در مورد تبلیغات هم قضیه همین هست، فقط زنها نیستند که توی تبلیغات ظاهر میشن مردها هم هستند، ایرادی نداره که زیباترینها رو شرکت ها برای تبلیغات استفاده کنند. اما قلب واقعیت در تبلیغات یک مقدار مشکل داره!

          اما مسئله اخلاقی که در مورد تبلیغات وجود داره، و مسئله جدی ای هست این هست که واقعیت توی تبلیغات دستکاری میشه، مثلاً زنهایی نشون داده میشن که هزارجور جراحی پلاستیک کردن، بعد با تکنیک های فیلم برداری و عکاسی از اونها تصاویری تهیه میشه، بعد تازه اون تصاویر رو با فوتوشاپ ویرایش میکنن، بعد یک زنی یا مردی از آب در میاد که کاملاً مصنوعی و ساختگی هست، بعد مردم به اونها نگاه میکنند و فکر میکنند که واقعی هست، برای همین تصوری غلط نسبت به زن و یا مرد کامل و زیبا در ذهنشون بوجود میاد و برای رسیدن به اون که هیچوقت هم بهش نمیرسند یک عمر افسردگی میگیرند و خرجهای الکی میکنند، به همین دلیل مسئله تبلیغات به مسئله حساسی توی اجتماع غربی تبدیل شده. غرب هم مشکلات خودش رو داره.

          برای نمونه توی تلویزیون تبلیغ میکنن که یارو قرصهای چربی سوزی استفاده کرده و هیکلش خیلی زیبا شده، در حالی که اون یارو که نشون میدن مثلاً 20 سال بدنسازی کار کرده و هزارجور هورمون و داروهای دیگه هم مصرف کرده، حالا این رو وقتی توی تلویزیون نشون میدن بدون اینکه این توضیحات رو هم ارائه بدن، وقتی یک کسی میره اون محصول رو میخره، این معامله اخلاقی بوده؟ یعنی همون چیزی که میخواسته رو خریده؟ یا سرش توسط تبلیغ کلاه رفته؟

          یا مسئله دیگری که به تبلیغات مربوط میشه اینه که یک سری ارزشهای غیر واقعی رو نشون میده، مثلاً نشون میدن که زنهایی که فلان محصول رو استفاده میکنند خیلی زندگی شیک و ثروتمندی دارن، در حالی که اون مکانی که برای فیلم برداری انتخاب میشه اجاره شده و اون هنرپیشه یا مدلی که توی تبلیغ هست خودش بدبخته، تبلیغات یک جورایی تبدیل شده اند به سیستم پروپاگاندای اقتصادی که این معلوم نیست نتیجه خوبی توی زندگی آدمها داشته باشه، یعنی معلوم نیست زندگی آدمها رو بهتر کنه، بلکه احتمالاً بدتر هم میکنه.

          به همین دلیل روی تبلیغات به نظر من باید نظارت جدی تری باشه، مثلاً زنهایی که کمبود وزن دارن یعنی BMI اشون خیلی پایینه نباید حق داشته باشند توی تبلیغ ظاهر بشن، یا هر تبلیغی باید کاملاً نشون بده که مثلاً مدلی که داره قرص رو تبلیغ میکنه چیزهای دیگه هم مصرف کرده، بعدهم دنیا داره کم کم تبدیل میشه به مایملک شرکتهای قول پیکر، یعنی یک سری شرکتهای چند ملیتی قدرتشون توی دنیا الان از یک سری حکومتها بیشتره، و خیلی از کارهایی که میگن مثلاً غرب توی فلان جا کرده در واقع اون شرکت ها کردن نه حکومت اون کشور!

          این قضیه چون در تاریخ بیسابقه هست ممکنه خطراتی به همراه داشته باشه که باید بررسی بشه، لزومی نداره به شرکتها اجازه بدند هرچقدر میخوان تبلیغ کنن شاید اگر محدودیت زمانی و پولی برای تبلیغ در نظر بگیرند بهتر باشه.

          بنابر این درسته که «اسلام همینو در مورد غرب میگه» ولی صرف اینکه اسلام این رو میگه که به معنی درست بودن این نیست، اسلام غرب رو به چیزی محکوم میکنه که غرب به آن محکوم نیست و بدتر از آن خود اسلام به بدترین شکل به آن محکومه. زن در غرب در حال حاضر به بالاترین درجه حقوقش در کل تاریخ بشریت رسیده از نظر من.

          البته این ادبیات رو شما انتخاب کردید و الا مسئله «غرب» و «شرق» نداره، مسئله مدرن و سنتی هست، هم توی غرب آدمهای سنتی و مدرن هستند هم توی شرق، دلیل اینکه شما فکر میکنید این شیوه زندگی غربی هست اینه که توی غرب آدمهای مدرن مدرن زندگی میکنند ولی توی ایران ما آدمهای مدرن مجبوریم مثل آدمهای سنتی زندگی کنیم و الا در اصل فرق زیادی بین من ایرانی مدرن با یک اسرائیلی عزیز مدرن یا یک امریکایی عزیز مدرن نیست و فرق زیادی هم بین یک حزب اللهی و یک مورمون یا کاتولیک خیلی مذهبی و یا یک یهودی ارتودوکس از نگر باورهاشون نیست، ولی در عمل و رفتار بین اونها بازهم خیلی تفاوت هست.

    • «تو سكس براي زن را فقط به خاطر نياز غريزيش قبول داري»

      بستگی به این داره که شما قبول داشتن رو چی تعریف میکنید، از نظر من زن حق داره که برای بدست اوردن چیزهای دیگه از سکس استفاده کنه اما اینجا سه مسئله هست

      1- اینکار کار خوبی نیست، از نظر من بعنوان یک آدم مدرن زن باید خودش رو اول انسان ببینه، انسان هم باید مستقل و قوی باشه بعد زن ببینه، این بدان معنیست که از نظر من زن مستقل و مدرن بهتره نه اینکه زنهای سنتی مثلاً حق ندارند اینکار رو بکنن

      2- قوانین و هنجارهای جامعه ما از طرف همون دیدگاه های سنتی به بقیه تحمیل میشوند که این هم غیر اخلاقی هست هم غیر قانونی!

      3- اگر کسی میخواد از سکس برای بدست آوردن چیزهای دیگه استفاده بکنه باید قبول کنه که روسپی هست، همین! روسپی بودن هم همونطور که گفتم از نظر من هم اخلاقیست هم قانونی.

      • سلام ارش جان ممنون از متن خوب و قویت…دوتا از جمله ها تو میگم که واقعا بهش ایمان دارم:
        «برای جدید ها، حقوق و ذهن باز داشتن
        من عضوی از این جامعه هستم، لباس من بخشی از فرهنگ این جامعه هست، فرهنگ این جامعه هم سلایق مختلفی توی لباس پوشیدن داره، کی گفته لباس شما فرهنگ این کشور هست و لباس من نیست؟»
        در کل بقیه مطالب هم حرف دلم بود…ارش جان من چندتا مطلب از شما دارم البته اگه خودت بوده باشی ،یکیش اینه با این تیتر»اگر کسی به نزديکان شما تجاوز کنه شما چه ميکنید؟»
        فکر میکنم تواین مطلب کاملا مطرح شده که زن حق داره با هرکسی که علاقه داره سکس کنه و در این کار آزاده …حالا میخواد روسپی باشه(البته با اون شرایط)یا روابط ازاد داشته باشه اون دیگه دست خودشه.
        که نظر شخصی خود منم همین هست فکر میکنم ما اینجا چیزی رو بعنوان آزادی زن فراموش کردیم و داریم راجع به این صحبت میکنیم که کدوم کارش درسته یا غلطه.

  20. درود

    آرش جان نظرت درباره نظرسنجی زیر که دو ماه بعد از انتخابات انجام شده، چیه؟ فکر می‌کنی آمارش درسته؟

    http://www.worldpublicopinion.org/pipa/pdf/sep09/IranUS_Sep09_quaire.pdf

  21. جمهوری الاسلامی کیر فنی کلفتی به خانواده و مناسبتهای اجتماعی ایران فلک زده زد.جمعیت سی میلیونی ایران با جمع شدن کاندوم از داروخانه ها انفجاری رشد کرد.در واقع ما نسل سوخته نیستیم نسل کاندومیم.(چاشنی طنز داره یکی چسی نیادکه با حساب کتاب و عقش و اینا دنیا اومده).خلوصه این آخوندای قحبه گفتن اموم زمون سرباز میخاد.بعد اومدن جنده خونه هارو جمع کردن و در نتیجه کل کشور شد شهرنو.چادر و چاقچور و مقنعه و اینارم که چپوندن رو سر زنا.در نتیجه حتی دیدن گیس گوزیده دخترم شد غنیمت.حالا کجای گیس سکسیه باس از محمد تازی و مجلسی کونی پرسید.البته اگه محمد تازی و تخم و ترکش بحار الانوار مجلسی رو بخونن 4 شاخ میشن کی همچین کسشعرایی گفتن.بعد هم آخوندا و بسیجیا ریدن تو قوانین مترقی حمایت از خانواده و فقه بوگندو رو چپوندن جاش.
    دو نکته بسیار مهم هم از یاد نره:
    1- با علم شدن جنگ تعداد زیادی کیر ایرانی تو جنگ رفت زیر تانک و در نتیجه کلی کس بی صاحاب موند.
    2-با تجاوزها و اعمال مافوق تصور جانوران اسلامی در زندانها به هزاران دختر تجاوز شد و خیلی از این دخترای داغون و البته پسرای داغون رو ریختن تو جامعه.(دوران اخیر هم کهریزک).
    خلاصه با این اعمال به انضمام دهها فاکتور دیگه مثل گسترش فقر و البته ذات جهان سومی ما به اینجا رسیدیم که امروز هستیم.
    حالا امروزه و این وسط یه عده از دخترا هم به قول قدیمیا یه منشون خیلیه.طرف 250 گرم کس لاپاشه علی خامنه ای رو هم بنده نیست!!!!این گروه رو که باس سفت گذاشت توشون.منتها نباس ندید گرفت که ارزش زن از تخم چپ مرد هم تو اسلوم کمتره و سیستم جامعه هم جوریه که دخترا رو داغون میکنه.دختره از صبح که میزنه بیرون صد تا فحش و متلک میخوره و ده تام انگشت حوالش میشه متاسفانه.ازدواج هم شده تجارت و بلیط رفتن به اروپا و آمریکا و سیتزن شدن و این کسشعرا.
    در واقع ما هم باس از شر اسلام خلاص شیم هم دید جهان سومی و عقب مونده خودمون رو اصلاح کنیم و آدم شیم.با جمع شدن ازدواج هم موافقم ولی صد در صد باس مواظب بود که تخمی بچه دار نشد و یه انسان دیگه رو به گا نداد.

  22. خوب آرش جان همون طور که گفتي ما الان در اکثريت هستيم يعني همه طعم خوش زندگي جديد رو چشيدن يا دارن ميچشن
    اما به نظرت واقعا ارزشش رو داره که آدم بشينه واسه يه آدم مذهبي استدلال کنه که مثلا چرا مانتوي تنگ پوشيدم؟
    نظر افراد مذهبي و سنتي اينه»زن بايد توي گوني پيچيده بشه چون خدا گفته» حالا شما بيا هزار سال واسه اينها توضيح بده و استدلال کن
    خوشبختانه روز به روز داره به تعداد ما اضافه ميشه و از تعداد اونها کم و هر چقدر هم بخوان با زور عقيدشون رو اجرا کنن چهره ي آشغال خودشون رو بيشتر نشون ميدن که به نفع ماست
    پس به تخم چپ ذوالجناح که يه آدم امل از ما خوشش نمياد!
    راستي فکر کنم تو تعطيلاتي ها شيطون زود زود آپ ميکني
    خوش بگذره

    • اولاً که من نگفتم اکثریتیم
      دوم اینکه بله ارزش داره، دستکم باعث آشنایی طرف با عقاید دیگه میشه حتی اگر طرف قبول نکنه هم این توی ذهنش میمونه سه چهار بار دیگه که بشنوه محکمتر بهش فکر میکنه و به تدریج باورهای غلطش تضعیف میشه.

  23. آرش جان حیلی از این پستت خوشم اومد. در تمام موارد حرف دل من دو گفتی. در مورد قضیه به رسمیت شناسوندن تفکر مدرن باید بگم دوستانی که در ایران زندگی می کنن دو تا مشکل دارن. یکیش سنت گرا ها و دومیش حاکمیت که برخورد باهلش خیلی از برخورد با سنت گرا ها سخت تره. اما حتی اون هم ممکنه. من یک تجربه در این زمینه دارم که می خوام تعریف کنم.
    من و چند تا از دوستانم با ماشین من داشتیم می رفتیم که بسیجی ها که ایست لازرسی درست کرده بودند ما رو متئقف کردند و همه مون رو پیاده کردند. من کراوات زده بودم و یکی از دوستانم هم به سذش ژل زده بود و گویا ما دو تا سلامت فکری جامعه رو به خطر انداخته بودیم. بسیجیه با توهین و تحقیر بهم گفت که کراواتم رو باز کنم و اون دوست من رو با خودش برد یک طرف دیگه و من رو هم برد توی کانتینرشون پیش حاج آقا نامی. حاج آقا که ظاهرا آدم آرومی به نظر می رسید با حالتی دلسوزانه گفت برای چی خودتون رو مثل کفار زشت می کنین! من هم با لحنی دوستانه جوای دادم از نظر شما کراوات زشته ولی از نظر من و خیلیها کراوات اصلا زشت نیست و مکمل کت و شلواره. حاج آقا که تعجب کرده بود گفت پس به نظر شما چرا مقامات و وزرا و … هیچ کدوم کراوات نمی زنن؟ من گفتم سلیقه شخصی خودشونه و ذر عوض خیلی از اساتید دانشگاه و مهندسین و پزشک ها و صاحبان صنایع و بیزنسمن ها هم کراوات می زنن. اون آقا که گویا دید کم آورده گفت حالا ممکنه سلیقه ها فرق داشته باشه اما در اسلام تشبه به کفار حرامه و شما فعل حرام دارین انجام می دین. من هم گفتم نخیر. چرا کت و شلوار و کیف و کفش تشبه به کفار نیست اما کراوات تشیه به کفاره؟ اگر مردم ایران لباس پوشیدنشون کلا طبق مدل و استاندارد های غربیه و اگر می خواین تشبه به کفار نداشته باشین باید کلا همه فقط لباس هلی سنتی ایرانی بپوشن. ضمنا خیلی از غربی ها هم هستند که در مواقعی که مناسبت خاصی نیست در زندگی روزمره لباس کژوال می پوشن. خلاصه حاج آقا که آخرش دید حریف من نمی شه به اون بسیجیه گفت کراوات ایشون رو بهشون پس بده و حتی ازم عذر خواهی کرد که وقتم رو گرفته و ولم کردند که برم. فکر می کنم اگر من اسرتیو نبودم و جدی ولی دوستانه از نظرم دفاع نمی کردم به این راحتی دست ز سرم بر نمی داشتن. من فکر می کنم کسانی که موقعیت شغلی و یا اجتماعی خوبی دارند اگر یک کم اعتماد به نفس داشته باشن و خط قرمز های جامعه رو بلد باشن و اگر فن بیان خوبی داشته باشن و حاضر جواب باشن می تونن تاثیر فرهنگی بسیار مثبتی بر جامعه بذارن. من وقتی در ایران بودم چون مسئول یک اداره دولتی بوذم دایره تاثیر خیلی زیادی داشتم و تونسته بودم در محدوده اختیارم فرهنگ غالب رو به سمت ارزش های انسانی و منطقی سوق بدم و چه کارمند هایی که مسئولشون بودم و چه مراجعه کننده هام به تدریج با اصول و انضباط اخلاقی که در محیط کار برقرار کرده بودم آشنا شده بودند و تازه خیلی هم براشون جذابیت داشت و خیای ها شون تونسته بودند با ملاک ها و معیار های تفکر مدرن همسو بشن. اما خیلی ها از رئسای ادارات و اساتید دانشگاه که شاید از من هم روشنفکر تر و آزاد اندیشتر بودند از ترسشون که موقعیتشون رو از دست ندن کاسه داغ تر از آش می شدند و تظاهر به سنتگرایی و تدین می کردند و بقیه رو هم نا خواسته در این راه تشویق می کردند.
    اینه که فکر می کنم بسیار مهمه که ما خودمون رو بهرسمیت بشناسیم و طرز فکر و روش زندگی مون رو نه تنها که مخفی نکنیم بلکه تا جایی که خطر برامون نداره تبلیغشون کنیم.

    • دقیقاً نکات برجسته برخورد شما این بوده که
      1- شما عمیقاً معتقد بودید حق دارید کراوات بزنید و با اینکار نه گناهکار هستید نه مجرم
      2- شما برخورد منطقی و آرامی کردید که احترام هر کسی رو نسبت به شما جلب میکنه
      3- شما استدلالهای خوب و دندان شکنی داشتید

      ولی بعد از دفاع از خودتون اگر موقعیت داشت یکم هم حمله بد نبود میکردید، مثلاً میگفتید ببینید این لباس شما از نظر من تشبه به ابله ها هست که کار خوبی نیست، ولی من نمیام به شما بگم چرا مثل ابله ها لباس میپوشید، شما چرا حالا این وسط به خودتون چنین اجازه ای به من دادید که اینکار رو با من بکنید، ایکاش آدم بشید.

      بعد هم این کشور قانون داره در قانون هم کراوات منع نشده نظر و برداشت شما از اسلام به خود شما مربوطه نمیتونید توی جامعه از روی برداشت خودتون از اسلام قانون تعریف کنید بعد پیگیریش هم بکنید!

  24. ولی‌ یه مساله اساسی‌ اینجا هست، و اون اینکه آیا شامپانز‌ها به ما نزدیکتر هستن یا بونوبو ها؟ این دو تا گروه رفتار جنسیشون زمین تا آسمون باهم فرق داره و از نظر ژنتیکی‌ تقریبا یه سان و به یک فاصله از انسان قرار گرفتن. بعضی‌ از محققین میگن بونوبو‌ها به ما نزدیکتر از شامپانز‌ها هستن.

  25. فی الواقع ما باید در زمینه ذهنمون این مساله که شما گفتید باشه. این باعث میشه که در برابر هر گیر بیخودی، فورن سر فرو نیاریم که گویا این یک ارزش هم هست و بزرگ تر ها می گند پسر یا دختر ما سر به زیره و دریده نیست که فورن جواب بده و ازین حرفها. در صورتی که باید بگن پسر یا دختر ما لال هست و نمیتونه از حقش دفاع کنه!

    یکی از برادران من یک موتور زیبا داره که هر چند وقت یکبار با خانمش میرند ددر با اون. چند شب پیش رفتن لواسان و تو راه یک عده بسیجی به اونهاگیر دادند و ازشون مدارک خواستند. وسط دیدن مدارک – که اصلن نمیدونم اونها صلاحیت دیدن مدارک رو دارند یا از اصل و فرعش سر در میارن؟ – پرسیدن کجا بودید و کجا می خواید برید؟ برادر من با توپ پر گفته می فهمی چی میگی؟ کجا بودیم؟ بعد طرف جا زده.

    ما باید تو ذهنمون این جسارت باشه. اگر باشه، ناخودآگاه روزی به خودمون میایم و میبینیم که کم کم همه داریم با این تفکر به طور عملی زندگی می کنیم.

  26. يه مساله ديگه هم حسادت هست،يعني چون اكثر سنتي ها زندگي تخمي دارند يا داشتند به خاطر خشك مغري به قول خودت نميتونند ببينند كه آدمها با سبك بهتري از زندگي اين دنيا حال ميكنند و اينا نشته اند منتظر حوري و قدرت جماع چهل مرد !!

  27. به نظر من یک رابطه دو طرفه نیاز هست که مشکلات اولیه ازدواج در جامعه ما برداشته بشه که شامل دادن حق طلاق به زنها و همچنین لغو مهریه هست که البته چنین چیزی غیر ممکنه و حکومت جلوش میایسته تا بتونه نظر خودش رو که از دل تفکرات اسلامی و ته مونده باورهای قشر سنتی هست اجرا کنه که البته نتیجش گسترش روابط جنسی در سطح جامعه شده که چیز بدی نیست ولی اگه این وسط صرفا مادیات رد و بدل بشه به نظر من در این وسعت کاملا تکاندهنده هست!

    یکی از ایراداتی که نسل گذشته به نسل جدید میگیرند کاهش ازدواج ها و کم دوام بودن ازدواج های نسل جدید هست که در مورد نخست ریشه چنین مشکلی رو من در اون بالا گفتم و علت کم دوام بودن ازدواج های نسل جدید به نظر من اینه که جوانها هنوز به این نرسیدن که ازدواج زمانی موفق هست که دو طرف نیم من باشند و اگه قرار باشه دو طرف من باشند نتیجش چیزی جز هرج و مرج و درگیری و درنهایت طلاق نخواهد بود.
    البته دوستان توجه داشته باشند ازدواج به شیوه نسبتا جدید آن توی کشور ما مشکلاتی داره که قابل اصلاح هست ولی برخی از قشر سنتی که طرفداری از ازدواج سنتی میکنند آنقدر تفکری که پشت ازدواج هایشان قرار دارد پوسیده هست که اصلا توانایی دفاع از آن را در دنیای امروز ندارند!

    در گذشته پسر و دختر در فرآیند ازدواج هویج بودند و این وسط ننه و بابای دو طرف با هم وصلت میکردند و البته تا حدودی پسر هم حقی برای نظر دادن داشت ولی دختر بدبخت پدرش این وسط همه کاره بود و موقعی میفهمید که شوهرش چه شکلی هست که شب اول ازدواج در رختخواب دستگاه انسان ساز رو دستش میگرفت!
    در چنین ازدواج هایی هم زن بدبخت نه مهریه درست و حسابیی داشت و نه دستش به جایی بند بود چون نه درس خونده بود و نه کار داشت و نه کار بهش میدادن و توی خونه هم شوهر گرانقدر فصل الخطاب بود و اگر هم در جایی اسلام توصیه به مشورت با زن میکرد این مشورت کردن هویج بود چرا که در نهایت حرف آخر رو مرد میزد و نظر زن اهمیتی نداشت در واقع این وسط فقط شوهر من بود و آزاد به حساب میومد و زن وابسته به مرد بود و نقش حیوان خانگی رو داشت به قول آرش خان!(به قول هگل شرقی ها میگفتن یک نفر آزاده غربی ها میگفتن بعضی ها آزادن ولی ما امروز به این نتیجه رسیدیم که همه آزادن!)

    این حرفهایی که من اینجا زدم یادتون نره و سعی کنید هرجا که فردی سنتی حرف از بهتر بودن ازدواج ها در قدیم زد اینها رو (البته نوع مودبانه ترش رو!) بهشون بگید تا الکی حول این مسئله مانور نده!

  28. اين جنتي را خوب اومدي شايد اگر سکولار مي شد يک چيزي مانند «روح سرگردان» يا «شيطان رجيم» مي شد.

  29. شما به این اشاره کردی که : وقتی یک نفر دفعه بعد به شما گیر داد که شما چرا مثلاً به موهات ژل میزنی، شما هم باید در مقابل به افکار طرف حمله کنید، مثلاً بهش بگید خوب این خدا حالا زیاد هم معلوم نیست وجود داشته باشه سخت نگیر.
    خب اگه اون نفر یه شخص عادی باشه که هیچ مشکلی نیست.
    البته احتمال اینکه داری تو خیابون راه بری و یک فرد عادی بیاد به ژل زدن سر شما گیر بده خیلی کمه!
    ولی اگه اون یه نفر گشت ارشاد یا مبارزه با مفاسد اجتماعی بود (که به احتمال زیاد هم همینطوره) چی؟ اگه شما بگی خدای شما معلوم نیست وجود داشته باشه, به احتمال زیاد یه سیلی آبدار میخوری و میندازنت تو ماشین. باید صادق باشیم. اینجا حقوق بشر معنایی نداره. همه اونایی که گشت ارشاد بهشون گیر داده این رو تجربه میکنند.
    به نظر من در اینجور مواقع تنها راهی که کمترین ضرر رو ببینین اینه که این جمله رو بیان کنید : «من فکر نمیکردم ژل زدن خلاف عرف اسلامی باشه ولی اگه اینجوریه پس من دیگه ژل نمیزنم.»
    حالا یا طرف شمارو آزاد میکنه برید یا هم مودبانه تر! ازتون میخواد که سوار ماشین شین. (خوبیش اینه که با مشت و لگد نمیندازنت صندوق عقب!)

  30. درود
    آرش جان اول میخوام یه سوال خارج از بحث بپرسم!
    این منطق فازی که میگن چیه؟
    من با یه نفر بحث میکردم. بحث سر این بود که گزاره ها میتواند هم صحیح و هم غلط باشند یا خیر؟
    من گفتم همچین چیزی امکان نداره چون از خاصیت یک گزاره اینه که یا صحیح است یا ناصحیح.
    بعد گزاره رو واسش تعریف کردم تا با جملات دیگه اشتباه نشه و گفتم گزاره با هر جمله ای فرق میکنه :
    «گزاره جمله اخباری است که حداقل شامل یک موضوع و محمول باشد»
    بعد اون گفت در منطق فازی امکان داره یک گزاره n درصد صحیح باشه.
    و…
    من نمیدونم این منطق فازی چیه؟
    آیا همچین چیزی امکان داره که یه گزاره هم صحیح باشه و هم غلط؟

    • منطق هم یک اسم خاص هست هم یک اسم عام، حرفی که شما راجع به منطق میزنید راجع به اون منطقی هست که اسم خاص هست، و اون حرفی که اون شخص زده در رابطه با یک چیز دیگری هست که منطق خونده میشه ولی اون منطقی که شما گفتید نیست.

      منطق فازی مربوط به یک سری موضوعات خاص مثل هوش مصنوعی و اینهاست

هرچه میخواهد دل تنگت (اگر بدرد بخور هست البته) بگو.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 259 مشترک دیگر بپیوندید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: