بهاییها و اسلام ستیزی

در دو نوشتار پیشین راجع به دو گروه مزاحم در اسلام ستیزی و شیوه برخورد با آنها توضیحاتی دادم. یک دسته دیگر از افرادی که مخالف اسلام ستیزی هستند بهاییها هستند، معمولاً توی خارج از کشور و یا روی محیطهای اینترنتی سر و کله یکی دو تا بهایی پیدا میشه میان و از اسلام دفاع میکنند، بر خلاف دو نمونه قبلی که من بحث نکردن رو توصیه میکنم در مقابل بهاییها من بحث کردن رو توصیه میکنم اما مرزهای این بحث رو ما مشخص میکنیم و قوانین بازی رو ما تعیین میکنیم و باید بسیار دقت کنیم که بازی از این مرزها خارج نشه.

در این نوشتار من یک مقدار ابتدا راجع به بهاییت توضیح میدهم، بعد روشهایی برای تشخیص بهایی ها معرفی میکنم و بعد توضیح میدهم که چگونه باید با بهایی ها بحث کرد!

در مورد بهاییت

بهاییت بعد از بابیت در ایران شکل گرفته، بابی ها یک مقدار تروریست بودند مثل مسلمانها ولی خوب به دلیل اینکه به شدت و با خشونت تمام و بطور دلخراش و وحشتناکی توی تاریخ نه چندان دور ما توسط شیعیان در ایران سرکوب و تار و مار شدند، تجربیات بابی گری رو استفاده کردند و خشونت رو بطور کلی کنار گذاشتند و حتی در سیاست هم شرکت نمیکنند. بطور کلی بهاییت خیلی انسانی تر و معقول تر از اسلام هست و اگر یک مسلمانی بهایی شود خیلی پیشرفت کرده. دلیل اصلی تنفری که آخوندها از بهایی ها دارند این است که بهاییت جریان امام زمان رو تموم کرده و امام زمان ابزار کاسبی آخوندها هست. مثلاً اگر یک نفر خرید و فروش پهن گاو رو ممنوع بکنه مشخصه که پهن فروشها از دست اون نفر شاکی میشوند، آخوندها هم به همین دلیل از بهایی ها به شدت متنفرند. مشکل اصلی بهاییت این هست که یک دین هست. بهاییها بسیار «خر مذهبی» هستند معمولا، یعنی یک بهایی معمولی تقریباً در مذهبی بودن برابری میکنه با یک مسلمان خیلی تندرو. بچه هاشون رو از کودکی به مجالس بهایی میفرستند و مغز رو در می آورند بجاش بهائیت در کله کودک تزریق میکنند. بخاطر همین وقتی این بچه بزرگ میشه نمیشه باهاش حرف زد شما احساس میکنی با یک ماشین صحبت میکنی. همشون مثل هم صحبت میکنند و حتی استدلالهاشون هم کاملاً شبیه هم هست، با یکی دو تا بهایی که بحث کنید میبینید که بقیه بهایی ها هم همون حرفها رو دقیقاً میزنند. بهاییت زندگی بهایی ها رو نابود کرده، نه مشروبات الکلی استفاده میکنند نه قبل از ازدواج سکس دارند، البته خوب مثل بقیه ادیان میپیچونند خداوند رو بعضی وقتها. خیلی فرقه گرا هستند و بسیار هم در تبلیغ دینشون کوشا هستند. خوبی بهاییت اینه که خشونت نداره و یا خیلی کم داره، و بدیش هم اینه که چرت و پرت هست، در بعد اجتماعی هم یک فرقه هست که خیلی مافیایی برخورد میکنه، و بطور سیستماتیک سعی میکنه عمل کنه، بهاییت توی کار خودش خیلی موفق بوده و هیچ بعید نیست در ایران آزاد بهاییت دین اکثریت بشه. به نظر من در شرایط آزاد اسلام توانایی رقابت سالم با بهاییت رو نداره و بهاییت دین قوی تری از اسلام هست، آخوندها هم اینرو خوب میدونند برای همین هست که در مقابل بهاییت سیاست مشت آهنین رو پیش گرفته اند. بهاییها هم در مقابل مظلوم نمایی میکنند (که البته مظلوم هم هستند و لعنت ما بر الله و محمد و آل محمد و 14 دزد تازی که چنین رفتاری با این بخش از هم میهنان ما شده است) که این سیاست هم جواب داده.

اجازه بدهید روی این نکته تاکید کنم که خیلی از این رفتارها بخاطر اقلیت بودنشون هست، من در کل با بهایت مشکلی ندارم و یک دقیقه حاضر نیستم علیه بهاییت حرفی بزنم، اینکه این مطالب رو اینجا مینویسم به این دلیل است که بهایی ها مزاحم اسلام ستیزی میشوند و من مایلم اسلام ستیزان را در این راه کمک کنم، و الا بیشتر بهایی ها آدمهای شریف و شایسته احترامی هستند (مثل بیشتر مسلمانها!) و این توضیحات من نباید باعث بشود که یک ابلهی فکر کند من مصایبی که بر بهایی ها رفته است را تایید میکنم هرچند من معتقدم خیلی از این مصایب به دلیل ویژگیهای خود این فرقه بوده. با این حال من مدافع حقوق بهایی ها هستم، بهایی ها فرزند ایران و شهروند ایران هستند و حقوق و حیثیتشان با بقیه باید کاملاً برابر باشه. جدا از این توضیحات من جنبه توصیفی داره نه تحقیری! بهایی ها حق دارند هرجور که دوست دارند زندگی کنند و من برای شیوه زندگی بهایی ها تا جایی که به من و دیگران (که این دیگران بچه های خود بهایی ها رو هم شامل میشه چون یک بچه که به دنیا میاد نمیشه بهش گفت بهایی یا مسلمان!) صدمه نزنه احترام قائل هستم.

چگونگی تشخیص بهایی ها

بهایی ها در بیشتر موارد بطور مخفی و موزیانه به مقابله با اسلام ستیزی میپردازند یعنی مثل بچه آدم از اولش نمیان بگن ما بهایی هستیم، اینجاست که تشخیص اینکه کی بهایی هست و کی نیست مهم هست، من روشهایی رو برای تشخیص اینکه کی بهایی هست معرفی میکنم، بازهم مثل چپی ها با گوش کردن به بهایی ها و از روی ظاهرشون میشه با تخمین بالا حدس زد که طرف بهایی هست یا نه، به نشانه های زیر توجه کنید:

  1. بهایی ها خیلی هاشون شیرازی هستند به لهجه شیرازی دقت کنید
  2. بهایی ها از واژه «دیانت» استفاده میکنند و تقریباً هیچکس دیگر از این واژه استفاده نمیکند
  3. بهایی ها معتقدند پیامبری ادامه داره یعنی تمام نمیشه
  4. بهایی ها میگویند ادیان خودشان مشکلی ندارند و مبلغان ادیان یا آخوندها هستند که مشکلات را ایجاد میکنند، برای همین صبح تا شب به آخوندها فحش میدهند ولی اینکه محمد هم مثل آخوندها و هزاران بار بدتر بوده رو انکار میکنند. بنابر این میگویند اسلام خوبه و آخوند بده
  5. بهایی ها سواد فلسفی ندارند استدلالهایی که برای خدا میاورند از آثار در پیتی دینیشان هست که معمولاً یک سری تمثیلهای بچه گانه است که اگر کسی اینها رو توی دانشگاه روی کاغذ بنویسه صفر میگیره؛ بقیه استدلالهاشون هم معمولاً مغالطه آمیزه، زیاد به اکثریت و محبوبیت متوسل میشوند
  6. بهایی ها به معنی واقعی کلمه «اسکل» هستند، یعنی در بعد فردی و اجتماعی از بقیه عقب تر هستند، اینرو از شیوه لباس پوشیدن و آرایش و موسیقی هایی که گوش میدهند و سرگرمیهایی که دارند میشه به سادگی تشخیص داد، یک مقدار عقب مانده هستند و وقتی توی جمعی قرار میگیرند که «بچه های باحال» در اون جمع هستند سعی میکنند خودشون رو شبیه جمع کنند ولی خوب تابلو هست که دارن وانمود و ادا در میارن! زیاد از حد به حرف پدر مادرشون گوش میکنند، استقلال فکری ندارند! آهنگهای خز قدیمی گوش میکنن، فحشهای بچه سوسولی میدن، سیبیل دارن! توضیح دادن این کلمه اسکل و یول یک مقدار سخته ولی اگر خودتون اسکل نباشید میفهمید یعنی چی 🙂
  7. بهایی ها معتقدند بودا و خیلی از شخصیت های سکولار تاریخ هم پیامبر بوده اند، که این اونها رو از بقیه دین داران متمایز میکند
  8. بهایی ها معتقد به عدم دخالت در سیاست هستند، این به آن معنی نیست که نظر سیاسی نمیدهند بلکه به آن معنی است که مناسب سیاسی را نمیپذیرند
  9. بهایی ها زیادی فرقه گرا هستند و از حقوق همدیگر دفاع میکنند، بیشتر اوقات وقتی یکی از حقوق بهاییان دفاع میکند خودش بهایی است و خیلی کم میبینید که از حقوق دیگران دفاع کنند، من تاحالا یادم نمیاد از حقوق بیخدایان بطور مشخص دفاع کرده باشم ولی بهایی ها اینکار رو میکنند
  10. بهایی ها سعی میکنند فقدان مطالب معقول خودشون رو با برخورد خوب و ادب بطور منافقانه ای جبران کنند، برای همین بیخودی زیاد شما رو تحویل میگیرند، در واقع مثل دلالهای اتوموبیل هستند یک جورایی

چگونگی بحث با بهایی ها

خیلی سریع و صریح میروم سر اصل مطلب. بزرگترین نقطه ضعف بهاییت اینه که خوشبختانه اسلام رو تایید کرده، و ما از این بابت بسیار خوشحال هستیم چون رد کردن بهاییت رو خیلی ساده کرده. وقتی با یک بهایی روبرو میشوید به هیچ عنوان لازم نیست راجع به بهاییت با او صحبت کنید، لازم نیست کتابهای مزخرف بهاییت رو خونده باشید، لازم نیست با تئولوژی بهایی آشنا شوید، لازم نیست با تاریخ بهاییت آشنا شوید یا در مورد آن بحث کنید، تنها کاری که میکنید این است که از طرف میپرسید بهاء الله اسلام رو بعنوان یک دین الهی قبول داشته است یا نه؟ طرف هم بدون شک به شما جواب مثبت میدهد. اینجاست که حکم شکست خودش رو امضاء کرده، از این لحظه به بعد شما با او فقط و فقط در مورد اسلام بحث میکنید. از او خواهید پرسید اگر بهاء الله واقعاً از طرف خداست، یا حتی آدم خوبی بوده چطور تونسته محمد رو که یک دزد و آدمکش و متجاوز کودک آزار بوده تایید کنه؟

البته پیش از این حرفها به طرف میگید که شما به نظر میاد بهایی هستید درسته یا نه؟ بر اساس تعالیم دینیشون نمیتوانند دروغ بگویند در این زمینه و همیشه میگویند که بله هستیم، اینجا طرف دوزاریش میافته که شما میدونید قضیه چیه و موزیگریش کار نکرده. اولین پتک اینجا بر سر طرف کوبیده میشه و از روی خجالت عرق میکنه. بعد بهش بگید دفعه بعد اینجوری مارمولک بازی در نیار از اولش بگو موضعت چیه، مرد باش!

بهائیت با تایید اسلام خود رو نابود کرده، اگر بهایت شاخه ای از اسلام یا تداوم اسلام باشه با خشک کردن ریشه این درخت که اسلام است بهائیت هم خشک و مردود میشه. بهایی ها سعی خواهند کرد بحث شما رو منحرف کنند به سمت بهائیت و مزخرفاتی که از بچگی توی کلشون کردن رو به شما تحویل بدهند شما هم بسیار دقت میکنید که در این چاه نیافتید! با اینکار با یک تیر دو نشان زده اید هم بهائیت رو رد کرده اید هم اسلام ستیزی کرده اید.

البته مطالعه مستقل در مورد بهائیت خود دارای ارزش فلسفی است و ما بعنوان کسانی که به حقایق علاقه داریم ممکن است بخواهیم اینکار رو بکنیم ولی فراموش نکنید که این نوشته در واقع یک نوشته سیاسی است و در مورد شیوه رفتاری ما بحث میکنه نه بحث فلسفی در مورد حقایق! مطالعه و رد تاریخی و فلسفی بهائیت رو اجازه بدهید ملایان و آخوندها انجام بدهند ما بیخدایان وقت این رو نداریم که عمر خود رو به رد هر خرده دین مشکوک الهویه ای هدر کنیم. اجازه بدهید مسلمانها و بهاییها توی سر و کله هم بزنند ما هم این وسط بیشتر حرفهای مسلمانها رو تایید میکنیم در مورد بهائیت و البته حرفهای بهایی ها رو در مورد بدرد نخور بودن اسلام در این عصر. ما این وسط داور هستیم نه جنگجو، و جنگ ما بطور جداگانه بخاطر کمبود امکانات و زمان تنها و نها و تنها و تنها و تنها و تنها با اسلام است.

این استراتژی در مورد بهائیت بدون شکست است به دلیل اینکه ما در مورد اسلام متخصصیم و بهایی ها معمولاً نیستند. معمولاً اگر شما اینکار رو بکنید بهایی ها بعدش به شما میگویند که اصلاً بیایید بحث نکنیم و به عقاید همدیگر احترام بگذاریم، اینجاست که شما به آنها میگویید موافقید و از او میخواهید که دفعه بعد وقتی شما دارید اسلام ستیزی میکنید مثل هویج وسط بحث نپرند و الا دین خودشون هم این وسط قربانی شمشیر اسلام ستیزانه ما میشود! بنابر این شاید در واقع با یک تیر سه نشان زده باشید، این مزاحمان را هم از سر راه برداشته اید.

Advertisements

2 پاسخ

  1. البته من اینجا باید ذکر کنم تا جایی که متوجه شدم تو آتئیست و اسلام ستیز (از نوع شدید) (اما در چارچوب احترام به آزادی های فردی مثل آزادی عقیده و معتقد به رعایت حقوق دیگران) هستی ولی دین ستیز نیستی. اما من آگنوستیک و دینستیز (از نوع خفیف) (اما در چارچوب احترام به آزادی های فردی مثل آزادی عقیده و معتقد به رعایت حقوق دیگران) هستم. برای همین تو در صورتی با بهایی ها وارد بحث می شی که اونها مانع کارت در اسلامستیزی بشن در حالی که من ذاتا به علت اینکه بهایت رو با حقیقت در منافات می بینم باهاشون به مخالفت بلند می شم نه فقط برای اینکه از اسلام حمایت می کنند.

  2. آرش عزیز
    ممنونم از این که به کامنتم پاسخ دادی. تقریبا در اکثر موارد قانع شدم اما در یک مورد خاص هنوز جور دیگه ای فکر می کنم. اون مورد اینه که مسیحیت قبلا به اندازه کافی گنداش رو زده. دادگاه های تفتیش عقاید و در آتش سوزاندن کافرین و جنگ های صلیبی و … و خوشبختانه دمش قیچی شده. به خاک فلاکت افتاده تا این شده. برداشتن کلی اصلاحش کردن و محدودش کردن و جرح و تعدیل شده و الان روایت غیر انسان ستیزانه اش معروف شده و مقبولیت پیدا کرده. حالا فکر کن ریشه مسیحیت چیه؟ تبلیغ اینکه ما انسانها همه گناهکاریم و باید دست به دامن عیسی مسیح بشیم تا از پدر آسمانی برامون طلب آمرزش کنه!!!! تا بخشیده بشیم و بعد بریم به بهشت و حالش رو ببریم. تو اینو اند خریت نمی دونی؟ من فکر می کنم این طرز تفکر به طرز وحشتناکی با هدف اصلی زندگی من منافات داره و اون هدف لذت بردن انسانها از زندگی و اعتلای انسانیت و حقوق انسانی از راه خردگرایه. مسیحیت انسانها رو به گوسفندان بی فکر و شعوری تبدیل می کنه که باید دائم از دستورات دینی پیروی کنن که پدر آسمانی اون روی سگش بالا نیادو دائم مجیز عیسی مسیح رو بگن تا بیاد براشون پارتی بازی کنه و ترتیبش رو بده که بفرستنشون بهشت!
    در مورد بهایی ها احسنت! نوشته ات حرف نداشت. طرز شناسایی شون بی نقص بود. بذار چند نکته رو هم اضافه کنم:
    در میون حرفهاشون دائم این کلمات رو زور چپون می کنند:
    صلح جهانی، تحری حقیقت، روح و ریحان، صعود به مراتب بالا، وحدت لسان، تعدیل معاش، بجای کلمه خدا هم بیشتر از کلمه حق استفاده می کنن.
    با بهایی های زیادی وارد بحث شده ام و اکثرا از همین نقطه ضعف تایید اسلام برای بحث باهاشون سود بردم. اما باید بگم اونهام گاهی زرنگ تشریف دارن. وقتی بحث در مورد اسلام می شه می گن من نمی دونم. اصلا من که مسلمون نیستم. اسلام تحریف شده از اول این نبوده. آخوندا اسلام رو اینطور معرفی کردن. اصل اسلام یک دین خیلی انسانی بوده. هر چی هم از گند های که محمد و امامان زدن بگی زیر بار نمی رن و می گن نه اینه دروغه. اونها اینطور نبودن. کلا در ذهنشون از اسلام یک تجسم واهی و مزخرفی دارند که اصلا با حقیقت سنخیت نداره و حتی نوشته قرآن رو هم نشونشون بدی بر خلاف مسلمون ها که هرگز چنین حرفی نمی زنن بهایی ها می گن این ها تحریف شده و قرآن اصلی نیست و اصلا دینانت بهایی ( به قول تو) برای همین اومده که این انحراف ها رو که در اسلام ایجاد شده نابود کنه و اونها معتقدن که دین یکیه و اسلام واقعی هیچ منافاتی با دین خودشون نداره و اصلا همون دین خودشونه ولی این چیزی که آخوند ها به نام اسلام معرفی می کنند اصلا اسلام نیست. نهایتش هم ممکنه قبول کنن که فلان حرف مزخرفی که در قرآن ذکر شده باید تفسیر بشه و معنی واقعیش چیز دیگه ای هست و اینی که ما می بینیم فقط معنی ظاهریشه. بنابر این وقتی آدم بخواد باهاشون بحث کنه چون هیچ چیز ثابتی ندارن که بهش اعتقاد داشته باشن ( قران که نیاز به تفسیر داره یا تحریف شده، احادیث که جعلین، تاریخ که همش دروغه،) آدم می می مونه که به چیشون گیر بده. کتابهای خودشون رو هم بخونی. مثل ایقان و هفت وادی و غیره اینقدر پرت پلا نوشته آدم اصلا نمی فهمه اصولش چیه. چارچوبش چیه. بیسش چیه. کلی هم در کتاباشون ضد و نقیض دارن. من حتی آخرش نفهمیدم این کلمه مظاهر ظهور الهی که بهاالله رو یکی از اونها می دوننش یعنی چی! چون دینشون هیچ چارچوب ثابت و قابل بحثی نداره و به هوا بنده و ترمینولوژی که استفاده می کنند تعریف مشخصی نداره و دقیقا همونطور که گفتی از یک سری تمثیل های ساده لوحانه برای بیان هدفشون استفاده می کنند برای همین من اصلا طرف بحث باهاشون نمی شم. تنها راه مبارزه باهاشون اینه که فقط طرز فکر و جهانبینی خودت رو بهشون بگی و بذاری بری شاید خودشون در بخش ناخودآگاه ذهنشون بشینن یک چرتکه ای بیندازن و یک کمی از جمود فکری خارج بشن.

هرچه میخواهد دل تنگت (اگر بدرد بخور هست البته) بگو.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: