دوستان عزیز،
در چنین روزی، در تاریخی که هیچ وقت وجود نداشته، در یکی از داستانهای مورد علاقه آدمهای مذهبی، یک قاتل پیامبر دیوانه دیگر به نام ابراهیم سر پسرش رو میخواسته بخاطر خدا ببره، و این داستان قرار بوده یک جورایی به درس عبرتی برای ما تبدیل بشه.
برای شما در این روز گرامی که شیعیان باید به دلایلی گریه کنند باید این سوال پیش بیاد که پیام این داستان چیه؟
چرا باید ابراهیم پدر توحید سر بچه اش رو ببره؟
پیام این داستان در واقع اینه که شما باید گوسفند خدا باشید، حرفی که خدا میزنه رو گوش کنید، حتی اگر اون حرف ک* شعر به نظر میاد، چون معمولاً وقتی خدا ک* شعر میگه، در آن ک* شعر حکمت هایی نهفته است که حالا بعداً در روز قیامت قرار است معلوم بشوند.
گوسفند شدن یعنی وقتی دین به شما میگه سر ببر، شما باید مثل یک گوسفند سر ببرید. حتی اگر این حرف رو شما مثل ابراهیم در خواب از خدا شنیده باشید.
در واقع تکرار این دین در اسلام نتیجه عملیش اینه که آقاجان، وقتی یک آخوندی، پیامبری، امامی چیزی به شما میگه فلان غلط رو بکن، شما آن غلط رو با کمال میل و برای رضای خدا انجام بدی، بدون اینکه چون و چرا بکنی، یعنی انسان بودن و تفکر و تشکیک رو کنار بگذاری و مثل یک گوسفند افسار خودت رو بدی دست خدا، البته خود خدا که نه، بلکه کسی که ادعا میکند نماینده خدا است. یک انسان خوب، از نظر خدا یک گوسفند خوب برای خداست. خداوند خا** مالهای خودش را دوست دارد نه آدمهایی که دارای اندیشه مستقل هستند و راجع به کارهایشان خودشان فکر میکنند.
همچنین در اعمال بسیار ارزشمند این روز روحانی این هست که شما باید بروید در مجلسی که یک آخوند میگرداند، یعنی در محل کسب یک آخوند، شخصیت خودتون رو بشکونید و اعتراف کنید که آدم مزخرف و گناهکاری هستید، و از خدا بخواهید که شما را ببخشد، و همچنین قول بدهید که برای خدا و نماینده او یعنی آخوند گوسفند خوبی باشید، و وقتی به شما میگه سر ببر، سر ببرید مثل ابراهیم، آن مردک روانی! اینجوری میتونید از امتحان الهی با موفقیت بیرون بیایید.
از جمله کسانی که با موفقیت از این امتحان الهی خارج شدند و خوب برای خدا سر بریدند، حضرت علی، و آیت الله خلخالی هستند.
در واقع درون مایه تمام داستانهای قرآن همین هست، بعضی جاها به شما گوسفندان خوب را معرفی میکند و الگوی رفتاری مناسبی به شما معرفی میکند، در جاهای دیگر کسانی که گوسفند نشدند و خداوند دهن آنها را سرویس کرد را به شما معرفی میکنه، خلاصه اینکه پیان اصلی قرآن این است که آدم باید گوسفند باشد نه آدم، یا به عبارت دیگر از خدا و در نتیجه از پیامبر و امام و مرجع تقلید و امام و رهبر و آخوند تبعیت کند.
من این روز رو به همه علاقه مندان به خدا، بردگان خدا، بندگان خدا، گوسفندان خدا تبریک میگم، امیدوارم گناهانتون امروز بخشیده بشه، و از فردا با کارنامه ای سفید مشغول انجام گناهان جدید شوید. به گوسفندان واقعی هم تسلیت میگم که فردا توسط گوسفندان خدا کشته خواهند شد.
همین که الان اینرو دارید میخونید هم خودش یک گناه هست، هرچند از عزیزان حوزه علمیه قم باشید و برای شبهه شناسی به وبلاگ وزین من آمده باشید.
همچنین فردا روز عزیزی است، روز عید است، عیدی که مسلمانان خیلی آنرا جدی میگیرند ولی ما ایرانی ها معمولاً آنرا زیاد تحویل نمیگیرم چون ما جشن های خودمان را داریم جشنهایی که با طبیعت در آنها دوستی میکنیم نه در آن سر گوسفند میبریم و نه به دستور خدا سر بچه میبریم، فقط بعضی خانومها برای جنبه خاله بازی اش و نذری درست کردن و و جمع شدن و میهمانی با بقیه خانم ها و کاسه بشقاب و این حرفهایش آنرا دوست دارند. در آنروز هم برای تشکر از زحمات خداوند که برای ما سالها کار کرده ما یک سری حیوان بدبخت را میکشیم، و با ریختن این خون از خدا تشکر میکنیم.
هر سال هم در این روز قربان، کشور عربستان که به لطف داشتن محمد در آن بیابان بیریخت و بد آب و هوا که اگر اسلام در آن سبز نمیشد احتمالاً ساکنینش تابحال آنجا را ترک کرده بودند، میلیونها دلار پول به جیب خانواده گردن کلفت و مفت خورآل سعود ریخته خواهد شد، همچنین هزاران گوسفند بدبخت با حیات زمینی وداع خواهند گفت و به نزد خدای خود خواهند شتافت و با شهدای اسلام و انبیا دیدار خواهند کرد و برای آنها بع بع خواهند کرد. هر سال لاشه های این حیوانات بدبخت آنقدر زیاد است که چاله هایی میکنند و آنها را در آن چاله ها دفن میکنند، عربستان فردا صحنه خون و خون ریزی خواهد بود و این شیوه جشن گرفتن مسلمانان است.
یکبار یک آخوندی به من میگفت این که ما گوسفند قربانی میکنیم خیلی چیز خوبی است و نشان میدهد که نباید انسان رو قربانی کرد بلکه باید حیوانات را قربانی کرد، حالا نمیشه هیچ کس و چیزی رو قربانی نکرد؟ حتماً باید یک کسی چیزی کشته بشه که خداوند حال کند؟ چرا اینقدر این خدا وحشیه که با خون ریختن حال میکنه؟
در این روز من شما عزیزان مسلمان را دعوت میکنم به اینکه سعی کنید گوسفند خدا نباشید
بنده خدا هم نباشید، بنده هیچکس نباشید، ارباب باشید، ارباب خود باشید، خدا باشید.
در پایان من یک بازسازی سینمایی از این اتفاق مسخره رو به شما تقدیم میکنم، حالش رو ببرید، ببینید جک بلک، یکی از کمدین های مورد علاقه من چگونه به ریش ابراهیم میخندد. من از مراجع تقلید عظام خواهش میکنم حکم قتل جک بلک بخاطر توهین به این پیامبر الهی و ک* مشنگ جلوه دادن وی در این فیلم را صادر کنند. باشد که دیگران درس بگیرند و از این فیلمها نسازند.
کاش من وقت و حوصله داشتم این فیلم رو برای شما ترجمه میکردم واقعاً کمدی جالبی هست.
البته یک تفاوتی که در نسخه شیعیان وجود داره اینه که اون کارد شروع به صحبت کردن میکنه، که این کارد سخنگو خودش یک پیام معرفتی و عرفانی بسیار عمیق دیگری داره، که من البته هنوز آنرا درک نکرده ام.
دستهبندیشده در: Uncategorized
یکی دیگر از تفاوت های مسلمانان با کفار رو میشه در این روز دید
خیلی ازکفار برای حمایت از احشام لباس چرمی نمیپوشند حالا مسلمانان در چنین روزی هزاران گوسفند رو میکشن فقط برای اینکه خداوند مهربان حال کنه! چه جهان بینی زیبایی داره این اسلام! ای کاش فقط همین یه روز بود .جلوی پای عروس , زمان بچه دار شدن ,وقتی ماشین میخرن , وقتی بچه شون از سربازی برمیگرده, وقتی مریضیشون درمان میشه خلاصه توی شادی و غم همیشه باید یه خونی ریخته شه که این خدا کونش خنک شه نمیدونم چرا این مسلمونا اینقدر با ریختن خون حال میکنن فقط یه موجود وحشی و درنده از دیدن فواره ی خون لذت میبره!
سنت حیوانی قربانی کردن از یادگارهای انسان بی تمدن قرون قدیمست که امروز بیشتر در قالب دین وجود دارد
اسلام نکبت این را هم مثل اکثر احکام عقب افتاده دیگرش از دین منحوس یهود کپی کرده
نفرین ابدی بر قوم منحوس بنی اسرائیل که برای چند هزار ریدند به منطقه خاور میانه
ای کاش آن فرعون بجای اینکه این قوم را از مصر بیرون کند نسلشان را از بین برده بود
در ضمن دیگه انگلیسی بلد بودنت را به رخ ما نکش اون وقت که تو بچه بودی من لیسنینگ تافل گرفتم 29
آرش خان خیلی معذرت میخوام یک سوال دارم امیدوارم بتونی جواب بدی. شما آیا آیهای از قرآن میدونی که توش نوشته باشه که هیچ کاری بدون دستور خدا انجام نمیشه؟ یا همه کارها، کار خدا هست؟
مرسی
اصولاً وقتی موجودی علیم و قدیر وجود داشته باشه خود به خود علت همه چیز (علت العلل) میشود.
به دو دلیل:
یک – او همه چیز را میدانسته و اگر علت همه چیز است سرانجام تداوم سلسله علل را نیز میدانسته، دست به عملی عامدانه زده لذا علت طولی همه علل دیگر است. مثل ادیسون که با کشف الکتریسیته، علت مرگ تمام کسانی که با برق گرفتگی کشته شده اند شد.
دو – قدیر بودن به این معنی است که میتواند جلوی تحقق هر معلولی یا علتی را هم بگیرد، لذا با جلوگیری نکردن از تحقق یک معلول، یا علت، با ترک فعل خود علت آن میشود. مثلاً فرض کنید شما بتوانید جلوی افتادن یک جسم را بگیرید ولی جلوی افتادن آنرا نگیرید، در اینجا عدم اراده شما برای این جلوگیری، باعث میشود شما نیز علت افتادن آن چیز باشید.
آرش جان ، ميخواستم از شما درخواست كنم كه در صورت امكان ، مطلبي راجع به اين موضوع كه دكتر هلاكويي راجع به اون تو اين لينك يوتوب صحبت ميكنه بنويسيد ، به نظرم موضوع حائز اهميتي ميتونه باشه و به روشنگري و خردگرايي ارتباط پيدا ميكنه ، اين لينك رو ببينيد لطفاً
http://m.youtube.com/index?desktop_uri=%2F&gl=BE#/watch?v=Eu3EbbNQWRk
آرش جان من این فیلم دیدم و واقعا جالب من میدونم که سایت شما برای فیلم نیست ولی من لیک دانلود و زیرنویس این فیلم برای دانلود می زارم شاید دوستان بخوان این فیلم کامل ببینن چون اکثر داستان های مذهبی و زیر سوال می بره مثل آدم و حوا و ابراهیم و سرزمین موعود یهودیان با تشکر
http://www.mediafire.com/?px83g89e898nrga
http://www.mediafire.com/?u8z1m6nxh1j5h6o
http://www.mediafire.com/?wp6300bj8yhbnml
زیرنویس:
http://subscene.com/Year-One/subtitles-78506.aspx
شروع سخنت چنین است: «… در تاریخی که هیچ وقت وجود نداشته …»
و من از تو میپرسم: «از کجا میدانی که هیچ وقت وجود نداشته است؟»
آیا تمام رخدادهای تاریخی ثبت شده اند و تو تمام آنها را بررسی کرده ای که با این قطعیت میگویی وجود نداشته؟! مسلما پاسخ «نه» هست. پس انگیزه ات از اینکه مقدمه سخنت را با یک توهم شروع کرده ای چه میتواند باشد؟ اگر مایلی پاسخ بده اما حاشیه نرو و آسمان ریسمان نکن بلکه لطف کن و پاسخ این سوال را بده چون مقدمه بحث پایه و اساس بحث محسوب میشود. اگر هم مایل به پاسخگویی به این سوال نیستی و همچنان تمایل به توهم بافی و پیوند عقل خودت با قوه تخیل داری اصلا مهم نیست.
مدارک و شواهد رو معمولاً برای وجود افراد می آورند نه برای اثبات عدم آنها، به دلیل اینکه شواهد و مدارک تاریخی کافی برای اثبات اسطوره های کتابهای دینی وجود نداره وجود آنها عقلاً مردود هست نازنین، جدا از این تاریخ جزو علوم حساب میشه در بررسی علمی تاریخ هر داستانی که رنگ و بوی ماوراء طبیعی داشته باشه باطل هست، یعنی نقل کنندگان آن زیاده روی کرده اند فهم ما از تاریخ باید از فیلتر خرد ما عبور کند.
الف میگوید «در آن خانه سیب وجود ندارد»
ب میپرسد «مدرک و دلیلت چیست؟»
الف پاسخ میدهد «مدارک و شواهد رو معمولاً برای وجود اشیاء می آورند نه برای اثبات عدم آنها»
استدلال تو عیناً در همین حد بود.
لطفاً بفرمایید ببینیم طبق کدام رفرنس علمی تاریخی معتبر و آکادمیک این ادعا را نوشتی: «در بررسی علمی تاریخ هر داستانی که رنگ و بوی ماوراء طبیعی داشته باشه باطل هست» و تعریفتان از «رنگ و بو» و همچنین «ماوراء الطبیعه» را بیان کنید.
کلام آخر اینکه هنوز پاسخ سوال را ندادی و سوال مطرح شده در کامنت قبلی من به قوت خود باقیست و بجای پاسخگویی، به فرافکنی رو آوردی که بحث آن جداست و به پلهی وحی باز میگردد که بالاتر از عقل است و فعلاً مورد بحث من و تو نیست.
>استدلال تو عیناً در همین حد بود.
اینطور نیست، اگر بخواهیم مثال شما را اصلاح کنیم میشود
ب – حضرت ابراهیم وجود داشته است
الف – در کجا، در چه زمانی، و با کدام مدارک و شواهد؟
ب- جایش مشخص نیست، زمانش هم مشخص نیست، مدارک و شواهد هم همگی از کتابهای دینی هستند
الف – یعنی هیچ آثار باستانی، اشاره تاریخ نویسان غیر معتقد به آن شخص، یا شواهد و مدارک عینی و بی طرف دیگر وجود ندارد؟
ب – نه!
الف – پس عملاً میتوان فرض کرد او وجود نداشته، (نه یقیناً اثبات منطقی کرد که او وجود نداشته).
>لطفاً بفرمایید ببینیم طبق کدام رفرنس علمی تاریخی معتبر و آکادمیک این ادعا را نوشتی: «در بررسی علمی تاریخ هر داستانی که رنگ و بوی ماوراء طبیعی داشته باشه باطل هست»
این پرسش خوبی هست ولی پاسخ بلندی دارد من در این مورد خواهم نوشت.
> و تعریفتان از «رنگ و بو» و همچنین «ماوراء الطبیعه» را بیان کنید.
این سوال خوبی نیست گیر الکی داری میدی نازنین، شما هم منظورتون رو از «است» و «بیان» و «را» بنویسید
>کلام آخر اینکه هنوز پاسخ سوال را ندادی و سوال مطرح شده در کامنت قبلی من به قوت خود باقیست و بجای پاسخگویی، به فرافکنی رو آوردی که بحث آن جداست و به پلهی وحی باز میگردد که بالاتر از عقل است و فعلاً مورد بحث من و تو نیست.
کدام سوال شما جواب نگرفت؟!
شما ادعا داري كه ابراهيم وجود داره نه كس ديگه ما فقط ادعاي شما رو باور نمي كنيم چون قانع نشديم، بار اثبات بر دوش شماست چون شما ادعاي ايجابي داريد نه ما، تا وقتي شما وجود ابراهيم رو ثابت نكنيد ما به طور پيش فرض به ادعاي شما بي باوريم در نتيجه ما نياز نداريم بي باوري خودمون رو ثابت كنيم ما فقط بايد نشون بديم هيچ دليل خوبي براي باور به ادعاي شما نيست.
ظاهرا شما دوست داري هرچيزي رو كه نمي توني رد كني باور كني.
اين طرز تفكر اجازه مي ده كه ديو ها وجود داشته باشند! چه برسه به ابراهيم.
براي اثبات وجود يه شخص حقيقي هم معمولا به تاريخ نويسان هم عصر اون شخص رجوع مي كنن نه به كتب اسماني، حضرت ويكي پديا در مورد ابراهيم ميفرمايند:
به ما گفته شده است که ابراهیم در کلده زایش یافتهاست و فرزند یک کوزه گر تنگدست که با ساختن بتهای کوچک گلی روزگار میگذرانیده، بودهاست. کدام انسان خردگرائی میتواند باور کند یک پسر کوزه گر از ۹۰۰ مایل بیابان های غیر قابل عبور به مکه مسافرت کرده باشد. هرگاه او یک سردار پیروز میبود، بدون تردید میباید به یک کشور زیبائی مانند آسور رفته باشد و اگر آنگونه که فرض شدهاست، او یک انسان تنگدست بوده، نمیتوانستهاست بنیانگذار يک حکومت پادشاهی در یک کشور خارجی شده باشد
اینکه بگوئیم اعراب از نسل اسماعیل به وجود آمدهاند، مانند آنست که باور داشته باشیم که فرانسویها نسل فرنکوس فرزند هکتور هستند تردید نیست که ابراهیم، هیچگاه به مکه نرفته بود.
مسلمانان بر پایه سنتهای خود باور دارند که خانه کعبه، یعنی ساختار مکعب شکلی که در مکه واقع است، بوسیله ابراهیم و اسماعیل ساخته شدهاست. ولی هیچ مدرک تاریخی وجود ندارد که این ادعا را ثابت کند.
هور گرونج، در پژوهشهای خود نشان دادهاست که محمد این داستان را از خود نوآوری کرد تا به دینی که میخواست بسازد، زمینه و مایه عربی بدهد و با این روش تحسین برانگیز، محمد دین مستقلی بوجود آورد و کعبه را با پیشینههای تاریخی و اعتقادی که مختص اعراب بود، وارد ساختار عقیدتی اسلام کرد.