استدلال من برای آمنه بهرامی نوا

هرکس اخبار را دنبال کند آمنه بهرامی نوا را میشناسد، او دختر زیبایی بود که بر صورتش اسید پاشیده شد، حکومت کثیف اسلامی بر اساس قوانین غیر انسانی اش مجرم را محکوم به کور شدن کرده است، بار دیگر فاجعه ای در شرف رخ دادن است، و همزمان فرصتی طلایی برای پیشرفت به سوی مدنیت بیشتر برای ما ایرانیان پدید آمده است، من هم میخواهم از این فرصت طلایی استفاده ای کنم، برای همین نامه زیر را خطاب به آمنه بهرامی نوای عزیز مینویسم، امیدوارم به دستش برسد و به آن خوب فکر کند و پاسخ بدهد. از شما هم درخواست میکنم آمنه را از این نامه آگاه کنید، اطلاعات تماس با آمنه در وبلاگ زیر وجود دارد:

http://amaneh-bahrami.blogfa.com

http://helpamaneh.com

آمنه عزیز،

من سعی میکنم واقع بینانه و منطقی به همه چیز نگاه کنم، فکر نمیکنم هیچکس واقعاً بتواند احساس تو را و دردی که تو کشیده و میکشی را درک کند به همین جهت بیهوده با تو ابراز همدردی نمیکنم، چون تصور اینکه روزی کسی روی صورت من اسید بپاشد و من چشمانم را از دست بدهم و دردی که حاصل میشود را نمیتوانم بکنم. هرکس هم که به تو میگوید درد  تو را میفهمد و باتو همدرد است، واقعیت را نمیگوید، ولی به تو میگویم از آنچه بر تو رفته است بسیار اندوهگینم و کاش میشد که چنین نمیشد، ولی شوربختانه تاریخ را نمیتوان به عقب برد، بنابر این حواشی را به همین یک پاراگراف کوتاه میکنم و میروم سر اصل مطلب.

موضوعی که مطرح است این است که آن مجرمی که چنین بلایی به سر تو آورد اکنون محکوم به قصاص است و تنها تو هستی که میتوانی روی سرنوشت او تاثیر بگذاری. نظام قضائی که بر کشور ما حاکم است تنها نظام قضائی جهان است که از روی قوانین دوره شتر چرانی عربستان در 1400 سال پیش رفتار میکند و در هیچ منطقه متمدنی در این دنیا ممکن نبود که حکومتی به تو حق بدهد که چنین کاری بکنی، یعنی عمداً و از طریق قانونی و در کمال آرامش یک انسان را کور کنی، و تو گفته ای که چنین خواهی کرد. به عبارت دیگر تو از اعلام کرده ای که به این قوانین وحشیانه و بیابانی پایبندی!

آن مجرم از دیدگاه هر آدمی یک گناهکار و خطاکار است و همه ما باید تلاش کنیم که چنین حادثه تلخی دیگر روی ندهد و دیگر بلایی که بر سر تو آمد بر سر کس دیگری نیاید؛ این هدف ارزشمند و والایی است! و من امروز از سی ان ان شنیدم که تو هم گفته ای هدفت از قصاص همین است و اگر آن مجرم قصاص نشود و دختر دیگری همین بلا سرش بیاید تو هرگز خود را نخواهی بخشید. آمنه عزیز، چه کسی به تو گفته است اگر این مجرم را کور کنی دیگر کسی بر چهره کسی اسید نخواهد پاشید؟  آمنه عزیز رفتار آدمی خیلی پیچیده تر از این حرفها است که بتوان با چنین اعمالی آنها را تحت تاثیر قرار داد. هیچ روانشناس و جامعه شناس برجسته ای نخواهد گفت که با چشم در آوردن میتوان جلوی اسید پاشی را بطور قطعی گرفت، اگر چنین بود مطمئن باش قصاص را همه جای دنیا به قوانینشان اضافه  میکردند، آیا تو که رشته تحصیلی ات الکترونیک است واقعاً در خود صلاحیت این را میبینی که چنین حکم پیچیده و عجیب غریبی را صادر کنی؟ روی چه حسابی چنین برداشتی کرده ای؟ چرا قوانین و طرز تفکر یک مشت ملای شپشو و انسان ستیز و دایناسور را تایید میکنی؟ فکر میکنی آن کسانی که اکنون در فکر پاشیدن اسید بر چهره آدمی هستند نمیدانند که در این کشور قانون قصاص وجود دارد؟ از خودت بپرس چرا این فکر جلوی آن مجرمی که به صورت تو اسید پاشید را نگرفت؟

مگر نمیدانی این قانون چشم در مقابل چشم سالها و قرنهاست که بین ادیان رواج داشته است، اگر کور کردن یک مجرم میتوانست جلوی چنین فاجعه ای را بگیرد امروز تو باید چشمان خود را میداشتی، ولی نداری! پس همانطور که آن کینه توزی ها و چشم در  آوردن ها و دست قطع کردن ها و اعدام و خون ریزی ها نتوانست جلوی قتل و خشونت را بگیرد، تکرار این چشم در آوردن هم نخواهد توانست چنین کاری بکند، پس استدلالت درست نیست! نه تنها کور کردن آن مجرم جلوی خشونت را نخواهد گرفت بلکه این خود خشونت را ترویج خواهد کرد و به قول گاندی بزرگ، “چشم در مقابل چشم، همه دنیا را کور خواهد کرد”، پس بیا و کور کردن یک انسان را جدی بگیر و خوب روی آن فکر کن، سعی کن استدلال درست و معتبری برای کارت بیابی و اگر استدلال درستی نداری چنین کاری نکن!

آمنه عزیز، نه تنها استدلالت درست نیست و کور کردن یک انسان جلوی اسید پاشی را در آینده نخواهد گرفت، بلکه اساساً کل این تصور که خوب است یک انسان را کور کرد تا دیگر انسانها درس بگیرند خود ناعادلانه و غیر اخلاقیست، انسان به خودی خود دارای کرامت است و ذات آدمی شایسته احترام و ستایش است، یک انسان که دارای کرامت است را کور نمیکنند، شلاق نمیزنند، اعدام نمیکنند! جامعه ای که در آن شلاق نمیزنند و کور نمیکنند و اعدام نمیکنند امن تر و بهتر از جامعه اسلامی فعلی ما است، تعداد چنین جرائمی در اروپا و امریکا کمتر از این تعداد در ایران است، این دیدگاه که خوب است یک انسان را وسیله آموزشی برای تربیت دیگران کرد یک دیدگاه بدوی و وحشیانه و اهانت به کرامت انسانی است و تنها نظام قضائی شتر چرانها و قوانین شتریشان است که چنین حقی را به تو میدهد.

اگر به درون خود نگاه کنی و با ما و خودت صادق باشی، اقرار خواهی کرد که تنها دلیل تو برای کور کردن آن مجرم خشم تو است، تو خشمگینی و از سرگذشت خود خشمناکی، به همین سبب است که در دادگاه گریه میکنی، اگر هدفت از کور کردن مجرم نجات دادن دختران در آینده بود، این هدف مگر گریه کردن دارد؟ پس تو راست نمیگویی که به دنبال جلوگیری از اسید پاشی در آینده هستی، تو به دنبال انتقام و کینه توزی هستی، و آمنه عزیزم بر خلاف آنچه اکنون به نظرت میرسد، انتقام گرفتن عادلانه نیست، کینه توزی خوب نیست! کور کردن آن مجرم نباید و نمیتواند که به تو آرامش بدهد، اگر به دنبال آرامش و شادی هستی که مانند هر انسان دیگری حقت هم هست باشی، من به تو میگویم که چگونه به آن برسی!

آن مجرم را ببخش و اعلام کن که به دلیل وحشیانه بودن قانون قصاص و غیر انسانی بودنش او را بخشیده ای و امیدواری که قصاص از قوانین این کشورت برای همیشه حذف شود.

برای ما که بیرون گود نشسته ایم آسان است که به تو بگوئیم چنین کاری بکنی و آن مجرم را که بخشی از هستی ات را از تو گرفته است ببخشی، ولی برای تو اینکار آسان نیست، برای همین اگر چنین کاری بکنی یک قهرمانی و همه ما به احترامت سر خود را فرود خواهیم آورد. اما اگر چشمان آن مجرم را از وی بگیری کار خاصی نکرده ای، شجاعت، فضیلت و بزرگی خاصی از خود نشان نداده ای، به جمع هزاران نفر آدمی میپیوندی که این قانون بیابانی را پذیرفته اند و اجرا کرده اند، بعد از مدتی هم فراموش خواهی شد و در تنهایی خود خواهی پوسید، نه تنها کسی تو را به یاد نخواهد آورد بلکه مورد نفرت و لعنت طرفداران انسانیت و حقوق بشر هم قرار خواهی گرفت چون از چشم ما عمل تو حتی به مراتب بدتر از عمل آن مجرم است، چون آن مجرم تصمیمی ابلهانه از روی حماقت گرفته است، ولی تو علی رغم تمام هشدارها و درخواستهای انسان دوستانه چنین کاری کرده ای.به دنیا هم این پیام را خواهی فرستاد که مردم ایران هنوز به قوانین دوره شتر چرانی علاقه مندند! آنهم قشر تحصیل کرده مردم ایران و آنهم یک زن جوان! چرا میخواهی خود و مارا به چنین سرنوشتی دچار کنی؟ مگر گناه تو چیست که اول کور شوی و بعد منفور؟

آمنه عزیز تو شایسته سرنوشتی بهتر از این هستی.  بیا و با اینکار لگدی بر استبداد و قوانین شتری اش که در مصیبت وارد شده بر تو بی تقصیر هم نیست بزن، بیا و قهرمان ما باش، بیا بخاطر بزرگواری، انسانیت و اخلاقمداری در تاریخ ما بدرخش! تاریخ ما پر است از خشونت و انتقام، آدم کشی، چشم در آوردن، خون ریزی و کینه توزی، تو بیا و سنگ بنای دوره ای نو، پر از دوست داشتن، بزرگواری، انسانگرایی، بخشش، مهر و محبت را بگذار، قهرمان حقوق بشر و پیشرفت و مدنیت در کشور ما شو، ما، پدران و مادران ما، فرزندان ما و فرزندان آنها به چنین قهرمانهایی نیاز دارند که هرچند وقت یکبار ما را از خواب بیدار کنند و سرمشق ما باشند، به ما و مردم ما یاد بده که باید بزرگ بود و در مقابل چنین حقارت و جنایت وحشتناکی، دریایی از انسانیت بود. ما تو را روی سر خواهیم گذاشت و به تو افتخار خواهیم کرد، تو سمبل مدارا و بخشش خواهی شد. کار تو کمتر از پوریای ولی و بابک خرمدین و گاندی نخواهد بود. تو که چشمانت را از دست دادی، احترام خود را از دست نده، احترام کسب کن و این تو را بیش از کور کردن آن مجرم آرام و شاد خواهد کرد. اکنون که این فرصت به تو دست داده و میتوانی فوق العاده و برجسته باشی و مارا هم از این بدبختی نجات دهی، بیا و کاری کارستان کن.

کور کردن آن مجرم تو را هم سطح او بلکه فروتر میکند، تو را بالا نخواهد برد، آرامشی به تو نخواهد داد، این خطاییست که دیگر نخواهی توانست آنرا جبران کنی، و اگر بعداً پشیمان شوی دیگر راه پسی نخواهی داشت. بازهم بعنوان یک هم نوع از تو درخواست میکنم  با قصاص مخالفت کن و اعلام کن که چون قصاص را غیر انسانی میدانی از آن صرف نظر میکنی و مایلی که این قانون ننگین برای همیشه از صحنه روزگار محو شود و ایران هم روزی از قوانین انسانی و منطقی بهره مند گردد، بخشی از سرنوشت و فردای میهن و فرزندانش در دستان توست، یا آنرا سیاه تر از آنچه هست خواهی کرد و چراغی دیگر را خاموش خواهی کرد، یا خورشیدی درخشان در تاریکی هایمان خواهی بود. امیدوارم خبر خوب تصمیم انسانیت را در اخبار بخوانم.

روی پشتیبانی این سرباز کوچک، برای قهرمان ملی ما جداً حساب کن، بیا و سردار مبارزه برای حقوق بشر باش و من یک تنه پشت سر تو تا پای جان برای انسانیت خواهم جنگید، حتی اگر تمام دنیا تنهایمان بگذارند.

با احترام و آرزوی بهروزی،

آرش بیخدا

19 فوریه 2009

21 پاسخ

  1. درست است.
    اگر آمنه از اینکار روی برگرداند و اعلام کند این قانون را قبول نمی کند، در جهان خواهد پیچید و احترام شایسته ای برای او رقم خواهد خورد.

  2. آرش عزیز
    از دیدگاه انسان دوستانه شما سپاسگذارم اما..کاش با اینگونه بخشش ها میشد جلوی جنایت های دیگه رو گرفت !

    اگر قصاص اون فرد نتونه جلوی جنایت بعدی رو بگیره مطمئن باشید بخشش هم نمی تونه.. این رو تجربه ثابت کرده.
    این نکته رو شاید فراموش کردید که تو ایران خیلی ها از قصاص مجرم گذشتن و اون رو بخشیدن و هنوزم این سخاوتمندیها کم و بیش ادامه داره ! اما نتنها جلوی جنایت رو نگرفت بلکه باعث قوت قلب مجرمین گرامی هم شد !

    و باز هم یاداوری میکنم رفتار هر جامعه و قوانینی که در اون جریان داره فقط و فقط با توجه به شرایط اون جامعه و قدرت درک مردمش قابل نقد و بررسی هست. جامعه ای که معنی بخشش رو ندونه و فقط سوء استفاده رو بلد باشه هرگز شیرینی فرهنگ بخشش رو درک نمیکنه

    خلاصه اینکه : سخاوت در زیاد بخشیدن نیست، در به موقع بخشیدن است (ژان دولابروير)

    • Nihilsm گرامی،
      من معتقد نیستم این مجرم رو باید به این معنی بخشید که نباید او را مجازات کرد
      ولی در شرایط فعلی ظاهراً یا میشه از طرف دیه گرفت یا اینکه کورش کرد
      با توجه به اینکه کور کردن او بر خلاف حقوق بشر و تمامی ارزشهای انسانی است و یک کار وحشیانه و اسلامی است
      تنها کاری که اخلاقمدارانه است بخشیدن است
      در غیر اینصورت در یک جامعه مدرن و پیشرفته من موافقم که این مجرم رو باید از اجتماع بخاطر اینکارش جدا کرد.

      در ضمن من موافقم که “کاش با اینگونه بخشش ها میشد جلوی جنایت های دیگه رو گرفت”، ولی خوب سر و کار ما با ایکاش ها نیست، کسی هم مدعی نشده چنین بخششی موجب عدم تکرار چنین فجایعی میشوند.
      فرهنگ وحشیانه و زشت و بیابانی ما هم باید یک روزی اصلاح شود و انسانی شود، چنین اتفاقاتی میتوانند در این را موثر باشند.

  3. ghahremane melly ma AMENE BAHRAMY dorud bar to
    ey ghahremane azady az ghiyude nangine nefrat angize 1400 sale, omidvaram ba sar pichi va bakhshesh to az ghanine sahraye sarkashe arabha , ma zanane baz ham baraye bar andazye in nange 1400 sale sarha ra bala negahdarim va ba mehr zendegy ra adame dahim
    ma zanan iran , iran ra az ghiyude bardedarye noye jahane eslam azad khahim sakht .
    AMENE jan , be ghanune kasifeshan begu NA NA

    ………………..

  4. شاید حرف NIHILmS تا حدی درست باشد ولی باید دقت کرد همیشه در زندگی خوب و بد به صورت مطلق وجود ندارند که بشود از میان آن دو یکی را انتخاب کرد بلکه اغلب اوقات مجبوریم بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنیم. در این وضعیت نیز خانم بهرامی باید بین دو انتخاب که هیچ کدام به طور مطلق خوب یا بد نیست یکی را انتخاب کند. سوال اینجاست که شما بودید و لحظه افسار زندگی تان را به عقلتان می دادید کدام را انتخاب می کردید؟؟؟؟؟؟؟

  5. Lord Of Hell من قضیه رو اینجوری نمیبینم انتخابش خیلی روشن هست، بر اساس اطلاعیه جهانشمول حقوق بشر شکنجه ممنوعه و قصاص هم برابر با شکنجه هست، هرکس معتقد است کور کردن چشم برای قصاص یک انتخاب مشروع هست بدون تعارف آدم متمدنی نیست.

  6. hi tanx for your blog Dear Arash
    We Love you my concious bro !

  7. تصميم ايشون دقيقا به تربيتي است كه قوانين موجود در كشور ما سالها به ايشون وديگران آموزش داده است. همانطور كه آقاي اسيدپاش در همين قوانين رشد كرده و نتيجه اش هم كه همه مي بينيم.
    راه حل بايد به اصلاح هر دو نفر بيانجامد يعني به آمنه كمك شود در صورت بخشش فرد مذكور از قصاص هزينه بالايي جهت ترميم به وي پرداخت شود و فرد مجرم هم تا پايان عمر بطور مجاني در بهزيستي يا يك جاي عام المنفعه كار كند. يا راه حل هاي ديگر ولي قصاص خيلي وحشتناكه

  8. آرش عزیز..
    نظر شما کاملا منطقی هست و نظر قبلی من مطلقاً مخالف نظر شما نیست.
    من نه مجازاتهای غیر انسانی و شنیع رو قبول دارم و نه بخشش های آرمان گرایانه رو. میانه روی همیشه اصل اول عقل و توصیه بزرگان بوده و هست . مجازات باید باشه اما مثل آنچه در کشورهای اروپایی متداول هست نظیر حبس ابد، تبعید و یا کار اجباری و ..

    به امید روزی که همه به هم عشق بورزند..
    موفق باشید.

  9. در حدی نیستی که در مورد قوانین اظهار نظر کنی

    هر وقت یکی این کار رو با خودت یا دخترت و یا خواهرت کرد
    در موردش حرف بزن

    ماتریالیسم=عامل جنایت
    مادی گری=عامل تجاوز جنسی
    سقوط نیچه =کشف حقیقت
    نظریات داروین=مزخرفات بدیهی که خللی در دین وارد نمی کنه

    • اینکه فقط افرادی که “با خودشون یا دختر و خواهرشون” اینکار شده حق اظهار نظر دارند اصطلاحاً “مغله توسل به مرجعیت” هست گوگل کنید نوشته من رو در این زمینه بخوانید.

  10. موافقم؛ اگر چه غلبه بر احساسات برای آمنه سخت (و حتی خود من) سخت است.

    ضمنا، خوشحالم از اینکه با بلاگتان آشنا شدم.

  11. این رضا عجب انسان فرهیخته ایست! نظریات داروین=بدیهیات! حال ازش بپرسید بدیهیات چیست!
    در کل پارازیت چیز بدی است.

  12. amene jannnnnnnnnnn,
    ba moghabele be mesl ,,to hargez be hale aval bar nakhahy gasht,
    az to khahesh darim ke be jaye taiide ghanune kasife eslam, mojazate ghanunye digary barayash taiin konid, na mojazate barbarha

  13. reza ,magar to mamure ghesasy ke ingune biparva hokm be ghesas midahy
    be gamanam ke name ensan baraye to nayeshgar hich chizy nist

  14. تا زمانی که افرادی مثل رضا در بین ما هستند وضع ما همین خواهد بود و شاید بدتر هم بشود
    آرش جان ممنون

  15. بزودی تو هم مثل اون رضا فاضلی بدبخت میمیری و به اعتقاد خودت از بین می ری و به اعتقاد من در قعر جهنم می ری تا پاک بشی اما خیلی طول می کشه تا پاک بشی
    شلید هزارن سال شاید میلیونها سال

    • به این زودی ها فکر نکنم ولی امیدوارم اگر خبر مرگ من روزی منتشر شد کسی نیاد بگه “خدا” بیامرزش، یا دست خدا میسپاریمت و روحت شاد و این مزخرفات.

  16. سلام اصلاً شکی نیست که بهترین پاسخ،پاسخ
    NIHILmS
    منم اولین بار که ان حادثه و حکم قصاص را شنیدم با خودم گفتم من حای آمنه بودم هیچوقت خودمو در حد آدمای بیمار نمیبدیدم
    می بخشیدم به خاطر آرامش خودم.
    ولی بیشتر که فکر میکنم می بینم اون بیچاره که دیگه وضعش مثل اول نمیشه مثلماً دیگه کسی هم روش اسید نمیپاشه.
    ولی برای اینکه برای بقیه نا مردا عبرت بشه حتماً همون چیزیو میخواستم که آمنه خواست
    تا دیگه تشویق نشن بقیه حداقل
    ضمن اینکه اینم شده یک راه انتقام جدید.
    کم احساس نا امنی داریم تو این جامعه اینم بشه دغدغه جدید دخترای جوان…..
    دیگه خودتون قضاوت کنید.
    به نظر من این کاری که کرده از صد تا قتلم بدتره
    ضمن اینکه پشیمون هو نیست از کارش!
    خدا نگه شیطان را بخشید که ما بتونیم ?

  17. آقا آرش اگه اسلامی که اینقدر بهش توپیدی حکم قصاص را قرار داده واسه اینه که آدم بخاطر لااقل ترس از قصاص این اعمال زشت رو انجام نده،
    ولی حالا این مجرمی را که بهش لقب انسان داده‏‏‏ای و گفته‏ای:”انسان به خودی خود دارای کرامت است و ذات آدمی شایسته احترام و ستایش است، یک انسان که دارای کرامت است را کور نمیکند…”، آیا خود این مجرم اولین کسی نبود که انسانیت خود را زیر پا گذاشت و عمداً و از طریق غیرقانونی و در کمال آرامش یک انسان را کور کرد؟
    آیا کسی که انسانیت خود زیر پا میگذارد باید با قوانین انسانی با او رفتار کرد و یا حکمی که شایسته طرز تفکر مجرمانه او و قوانین جنگل است.
    اگر او مثل یک انسان در جامعه رفتار میکرد کسی به ذات انسانی او بی احترامی نمیکرد.
    او حتی با اینکه میداند در جامعه‏اش قصاص رواج دارد دست به این جنایت زد، بنظر تو اگر حکم چنین فردی چندین سال زندان بود آیا به کار بدتری دست نمیزد؟
    اگر هر جرمی میکرد براحتی بخشیده میشد، چه کسی میتوانست تضمین کند که او برای همیشه انسان می‏مامند؟

    در همان اسلامی که از نظر تو منفور است، بخشش و عفو را جز بهترین کارها گفته‏اند و برای آن اجری بزرگ در نظر گرفته‏اند:
    پیامبر اعظم(ص): بر شما باد به گذشت ، زیرا كه گذشت جز به عزت بنده نمی افزاید. پس از یكدیگر گذشت كنید، تا خداوند شما را عزت بخشد.

    ولی احکام اسلامی آمنه خانم را مجبور به قصاص نکرده‏اند تازه به او بسیار توصیه به بخشش و گذشت کرده‏اند ولی خودش اختیار دارد که بین این دو یعنی قصاص و عفو یکی را انتخاب کند.

    به نظر من هم بخشش این مجرم کرامت و انسانیت بالای آمنه خانم را نشان میدهد و بگفته پیامبر عزتش هم بیشتر میشود چون روح بزرگ و بخشنده خود را به همه نشان میدهد.
    درضمن با بخشش آمنه خانم مجرم حقیرتر میشود و اگر واقعا ذره‏ای انسانیت در وجودش مانده باشد عذاب وجدان تا آخر عمر او را رها نخواهد کرد…
    و جزای اصلی جنایتش را در آن دنیا پس خواهد داد چون جوانی و عمر و زندگی از دست رفته آمنه، با قصاص مجرم دوباره بدست نمی‏آید و در این دنیا نمیتوان مجازاتی شایسته این جنایتکار را اعمال کرد.

    پ.ن.:من نه شیخم نه آخوند نه از این مذهبی‏ها. رشته‏ام هم بینش و حقوق و الهیات نیست، دانشجوی عمرانم اگرم پول داشتم حتما به درمان آمنه کمک میکرد.
    آرش جان نظر من و تو در مورد بخشش با هم یکیه ولی استدلالمون زمین تا آسمون با هم فرق داره اگر میخوای حاضر در این مورد بیشتر باهات بحث کنم و نمونه‏های بارز هم نشونت بدم، شاید قانع بشی…

    نظر قبلیمو چرا تایید نکردی؟
    صد در صد میدونستم تایید نمیکنی، حیف وقت که تو وبلاگ تو گذاشتم.

    • >آقا آرش اگه اسلامی که اینقدر بهش توپیدی حکم قصاص را قرار داده واسه اینه که آدم بخاطر لااقل ترس از قصاص این اعمال زشت رو انجام نده،
      توضیح داده شد این دیدگاه غیر اخلاقی و قرون وسطایی هست قوانین را برای ترساندن آدمها وضع نمیکنند

      >ولی حالا این مجرمی را که بهش لقب انسان داده‏‏‏ای و گفته‏ای:”انسان به خودی خود دارای کرامت است و ذات آدمی شایسته احترام و ستایش است، یک انسان که دارای کرامت است را کور نمیکند…”، آیا خود این مجرم اولین کسی نبود که انسانیت….
      انسان دارای کرامت هست و رفتارهای انسانها هم انسانها را از انسانیت خارج نمیکند

      >او حتی با اینکه میداند در جامعه‏اش قصاص رواج دارد دست به این جنایت زد، بنظر تو اگر حکم چنین فردی چندین سال زندان بود آیا به کار بدتری دست نمیزد؟
      اگر بیم تکرار برود نباید از زندان خارج شود. اگر قصاص شود ولی بازهم فرصت چنین کاری را به سادگی خواهد داشت، همین که قصاص جلوی اینکار را نمیگیرد هم نشان میدهد که قصاص تا چه حد حکم الهی احمقانه ای است

      >ولی احکام اسلامی آمنه خانم را مجبور به قصاص نکرده‏اند تازه به او بسیار توصیه به بخشش و گذشت کرده‏اند ولی خودش اختیار دارد که بین این دو یعنی قصاص و عفو یکی را انتخاب کند.
      فرقی نمیکند اسلام این قدرت را به ایشون داده هست به همین دلیل اسلام آشغال است. دیگر مهم نیست توصیه ای دیگر هم داشته باشد یا نه.

      > آرش جان نظر من و تو در مورد بخشش با هم یکیه ولی استدلالمون زمین تا آسمون با هم فرق داره اگر میخوای حاضر در این مورد بیشتر باهات بحث کنم و نمونه‏های بارز هم نشونت بدم، شاید قانع بشی…
      زیاد علاقه ندارم به بحث با شما، خیلی شوت هستی.
      ولی اگر خواستی میتونی برای بحث به http://www.goftegu.com بیای.

      >نظر قبلیمو چرا تایید نکردی؟
      >صد در صد میدونستم تایید نمیکنی، حیف وقت که تو وبلاگ تو گذاشتم.
      من نمیدونم نظرت چی بوده که تایید نشده، اگر اسپم نبوده باشه و حرف خیلی زشت هم توش نبوده باشه احتمالاً تایید شده اگر هم بوده که حقش بوده تایید نشه.

يك پاسخ برايش بگذاريد