آقای خامنه ای طلب بخشش کن و در دادگاه حاضر شو!

انسانها موجودات پیچیده ای هستند شاید اگر یکی به هیتلر وسط جنگ جهانی خیلی دوستانه میگفت عزیز داری میرینی و کارت نتیجه خوبی نخواهد داشت هیتلر هم بیخیال میشد. حکایت هیتلر و خامنه ای شبیه اون یارو هست که زمین میخوره و برای ضایع نشدن تا خونش سینه خیز میره. اینه که اینجانب پیام محبت آمیز زیر را برای آقای خامنه ای میفرستم

آقای خامنه ای، قربون اون هیکل ورزشکاریت که کوه میری، از بعضی از مخالفانت هم شنیده هم که میگویند خداوکیلی آخوند خوشتیپی هستی، از بقیه آخوندها خوشگل تر هستی، بالاخره هر کسی رو باید با اطرافیانش مقایسه کرد دیگه شرمنده ام که با این همه کارهایی که کردی من نمیتونم جور دیگری تحویلت بگیرم و درباره ات چیز مثبتی بگم، ولی بیا من مرام میذارم برات این پپسی خوشتیپ بودن رو باز میکنم، باباجان تو خیلی خوشتیپی!

آقای خامنه ای جوگیر شدی جوونیهات فکر کردی با اسلامگرایی میشه کشور اداره کرد و پیشرفت کرد، خر بودی، الاغ بودی، جو کمونیستی حاکم بود بر اپوزیسیون، شریعتی گولت زد، خمینی شیرت کرد،  اسرائیل با ایجاد حکومت یهودی شما رو هم هوایی کرد که کشور اسلامی و حکومت اسلامی درست کنید، سیاست بین الملل به دلیل گندهایی که شاه زد علیه شاه شد،!یک غلطی کردی، انقلابی کردی، خودت هم انتظار نداشتی انقلاب بشه! بعد هم خمینی مرد تو همینجوری تخمی تخمی شدی رهبر و مرجع در حالی که خودت هم میدونی لیاقتش رو نداشتی!  کشوری که آروم آروم در حال پیشرفت بود رو رسماً به گا دادی آقای خامنه ای. آدمها اشتباه میکنند دیگه، کسی که مسئولیتی داره احتمال اشتباهش بیشتره و هزینه اشتباهاتش رو افراد بیشتری لازمه که بدن، اینه که خودت هم خوب میدونی که با این انقلاب اسلامی ریدی به کشور، نه تنها میدونی بلکه از همه هم بهتر میدونی که ریدی و حتی چقدرهم بد ریدی. ما هم اشتباه میکنیم ولی اشتباه تو خیلی بزرگتر بود و خسارت بیشتری هم به بار آورد.

از همه بهتر میدونی امام زمان یک کس شعری بیش نیست و خودتم میدونی سر کار گذاشتن آدمهای بیسواد و الاغ با این ابزار که نماینده این موجود خیالی هستی کار اخلاقی و خوبی نیست. بیا از خر شیطون پایین، چرا فکر میکنی باید تا آخر سر خریت پایداری کنی، خودت هم میدونی حکومت کردن کار تو نیست، تو آخوندی باید بری روضه بخونی پول بگیری، حکومت مدیر میخواد نه حزب اللهی!

آقای خامنه ای من و تو هردومون بچه های این کشور هستیم، این کشور هموقدر به تو تعلق داره که به من داره، ولی تو کاری کردی که انگار غیر اون جونهای حزب اللهی ریشو که شلوار پارچه ای میپوشند و پیرهنشون رو می اندازن روی شلوارشون یا دخترهایی که فقط دماغشون و سیبیلشون و جوشهاشون معلومه ایرانی هستند و بقیه نیستند! آقای خامنه ای ما کشورمون رو دوست داریم، همی میهنانمون رو دوست داریم، پیشرفت فرهنگمون رو دوست داریم، این ما هستیم که روز مبادا برای این کشور جانفشانی خواهیم کرد، چرا کشور ما رو ازمون گرفتی؟ حالا گرفتی که گرفتی، چرا دیگه پسش نمیدی؟ ما این کشور رو 30 سال دادیم به شما اسلامگرایان، شدیم موش آزمایشگاهی شما، برای شما جنگیدیم، شهید دادیم، بهتون رای دادیم، بعد هم دیدیم که سرمون کلاه رفته علیه شما جنگیدیم، شما هم پشت سر هم ریدید! خوب خودتون چرا نمیایید این آزمایشگاه رو تعطیل کنید و موشهای آزمایشگاهی رو رها کنید؟ آزمایش شما تموم شد و نتیجه اش هم بد بود! دیگه چندبار میخواهید آزمایش کنید که آیا با اسلامگرایی میشه پیشرفت کرد و شاد بود یا نه؟

فلسطینی و اسرائیلی و لبنانبی و آمریکایی برای ما دوستان وفادار نمیشوند آقای خامنه ای، ایرانی برای ایرانی دوست وفادار میشه، همون لبنانی ها و فلسطینی ها اگر بتونن خلیج ما رو میکنن عربی، چرا بخاطر این کثافتها سرزمین مادری ما رو داری نابود میکنی؟ چرا نمیگذاری این همه ایرانی از ایرانی بودنشون ناراحت نباشند؟ میدونی آقای خامنه ای باعث شدی نسل سومی از “ایرانی الاصل” ها توی خارج از کشور بدنیا بیان که کم کم دیگه ایرانی نخواهند بود؟ میدونی بزرگترین ثروت ایران مردم ایران هستند و خیلیهاشون با اینکه از بهترین ایرانیها هستند توی ایران نموندن چون نمیخواستن جزو گله تو باشند؟ این بچه های کوچک ایرانی باید توی ایران بدنیا میومدن و توی صحراها و جنگلهای ایران جفتک چهارگوش میزدند نه توی اروپا و آمریکا، اینکار رو تو کردی آقای خامنه ای. کشور رو به جهنمی تبدیل کردی که همه آرزوشون اینه ازش فرار کنن و جایی زندگی کنند که به انسانیتشون احترام گذاشته بشه و از گرسنگی نمیرند. بچه هاشون رو بفرستند مدرسه درست حسابی، به زنشون کسی توی خیابون نگاه بد نکنه، کسی هم از طرف دولت تحقیرشون نکنه و بگه بد حجابید! ما از تحقیر خسته شدیم آقای خامنه ای چقدر باید آخر لیست های دنیا باشیم؟ چقدر باید ببازیم؟ آقای خامنه ای ایران از معدود کشورهایی هست که واقعاً کشور بوده از گذشته دور، بقیه جاها اکثراً الکی کشور شدن، ما ایرانیها غرور داریم آقای خامنه ای، کشورمونم که تخمی شده بازهم الکی ازش جلوی دوستهای خارجیمون چیزهای خوب میگیم و براش چسی میایم! هویت ملی ایرانی قویه آقای خامنه ای، ایرانیها توی بدترین شرایط دست همدیگر رو میگیرند و هم رو دوست دارند، ما هر اتفاقی هم که بیافته سرمون رو بخاطر ایرانی بودنمون بلند میگیریم، ما غرور داریم، چرا غرور ما رو میشکنی؟ جرم ما چیه؟ ما مرتکب جرم شده ایم که قیافمون مثل گوسفند نیست و مثل تو فکر نمیکنیم؟

آقای خامنه ای چشمت رو باز کنی میبینی جامعه ایرانی همه حزباللهی نیستند، همه خیلی مذهبی نیستند، توی جامعه ما مسلمون الکی هست، آدم مشروب خور هست، آدم خوش گذران هست، آدم سکولار هست، آیین بد دین هست، آدم بی دین هست، آدم سکولار هست، مسیحی هست، زرتشتی هست، بهایی هست، سنی هست، هزار جور آدم هست، کوچک یا بزرگ تیریپ حزب اللهی کسری از جامعه ها رو تشکیل میده، حق و عدالت مگر غیر از اینه که حکومت هم باید همین ترکیب رو داشته باشه؟ دوست داری آقای خامنه ای نماز رو ممنوع کنیم و هرکس نماز خوند شلاقش بزنیم؟ اگر نه چرا با کسانی که شراب میخورند این رفتار رو میکنی؟ چرا تو نتونی نمازت رو بخونی و ماهم مثل بقیه مردم دنیا زندگیمون رو بکنیم؟ چرا “ایرانی” برای تو فقط شده حزب اللهی؟

چرا تاریخ باید تکرار بشه آقای خامنه ای، توهم چرا برت داشته؟ تو با خلفای عباسی و آیدی امین و هیتلر و صدام زیاد فرقی نداری تو هم یک دیکتاتور کوچک هستی با ملتی که به خونت تشنه است اما بهت از روی تظاهر لبخند میزنه. سرنوشت اینجور دیکتاتورهای حقیر یک چیز روتین توی تاریخه، چرا بجای تکرار تاریخ تاریخ نمیسازی؟ توی تاریخ دیکتاتوری نیست که قدرت رو خودش با زبون خوش بده و عذرخواهی کنه، شما که این فرصت رو داشتی دیکتاتور بشی این فرصت بزرگ رو از دست نده. وقتش که برسه آقای خامنه ای همون کاوه ای که مجلس ضحاکیت رو بهم زد دیگه در نقش آهنگر نخواهد آمد، اینبار با جنگ افزار خواهد آمد تا حق بچه هاش رو ازت پس بگیره. خودتم خوب میدونی آقای خامنه ای که کسی دوستت نداره و دوستانت هم حتی بخاطر جایگاهت دوستت دارند نه بخاطر خودت. از روی جسدت با خوشحالی رد خواهند شد و براشون دیگه مهم نخواهد بود که کی بودی و چی بودی. تو باید همیشه پیروز باشی که در قدرت بمونی، ولی ما مخالفانت فقط کافیه یکبار پیروز شویم، برای همین ما فرصت آزمون و خطا و تجربه و تلاش زیاد داریم آقای خامنه ای، ولی تو فقط کافیه یک اشتباه بکنی و بعدش دیگی عظمی و ولی امر مسلمین نخواهی بود، یک جانور پست گوشه زندان در انتظار سرنوشتی تلخ برای خودت خواهی بود. اینه که جایگاه شما بسیار لغزنده و جایگاه ما بسیار محکم هست آقای خامنه ای. خودتم میدونی تا ما بیایم حقوق بشری شویم خیلی وقت لازمه، تو رو نمیفرستند گوانتمانو آقای خامنه ای تو رو احتمالاً شمع آجینت میکنن. خودتم خوب میدونی اگر یکروز بدون محافظ گیرت بیارن همون دخترهای جوان بد حجاب و مزدور اسرائیل هم که شده با ناخون میکشنت.

راه مردونگی، عدالت، انسانیت این نیست که شما پیش گرفتی آقای خامنه ای، بیا اعلام کن جمهوری اسلامی سرنگون شد، اجازه تشکیل یک دولت موقت ملی رو بده، اجازه بده قانون اساسی کشور سکولار ایران رو دوباره بنویسند، بعد هم بگو به محض تشکیل قوه قضائیه جدید تسلیم خواهی شد، در دادگاه حاضر شو، معذرت خواهی کن، مجرم شناخته شو، بعد هم تقاضای عفو کن. وقتی اینکار رو بکنی آقای خامنه ای آدم شادتری خواهی بود، صدای درونت دیگه بهت نمیگه یک حرومزاده مادر قحبه هستی، بلکه بهت میگه دمت گرم آدم خوبی هستی! بقیه هم واقعاً دوستت خواهند داشت، مادرهایی که بچه هاشون رو تو کشتی شاید تو رو ببخشند، کسانی که زندگیشون رو نابود کردی، کسانی که باعث شدی بخاطر تو دروغ بگویند، رشوه بدهند، دو رویی کنند و میلیونها ایرانی آواره و پناهنده هم شاید تو رو بخشیدند. شاید این برات مهم نباشه ولی در تاریخ هم خواهی درخشید. در ضمن نه تنها برای ملت ایران خوب خواهد شد، شاید برای آن اعراب مورد علاقه حضرت عالی هم حتی خوب بشه.

نقدی کوتاه بر ایده مبارزات غیر خشونت آمیز

خیلی ها فکر میکنند مبارزات غیر خشونت آمیز رو گاندی کشف کرده و بکار بسته. این فکر غلط هست اولین فیلسوفی که بصورت جدی و سیستماتیم به این نظریه پرداخت یک فیلسوف آمریکایی به نام هنری دیوید بوده.

الان هم من میبینم که خیلی از افراد بیشتر جوونها به این اعتقاد دارند که با این سبک مبارزات میشه نظام ایران رو تغییر داد.

من سیاه و سفید به این قضیه نگاه نمیکنم چون رفتار آدمها خیلی پیچیده هست و هیچ چیزی واقعاً غیر ممکن نیست و ممکنه چنین اتفاقی هم بیافته ولی من به چند نکته میخواهم در این زمینه اشاره کنم

اولاً که دلیل استقلال هند از انگلستان مبارزات گاندی نبود، خیلی ها البته بخصوص هندی ها دوست دارند اینجوری فکر کنند ولی دلیل اصلیش خود انگلستان بود که در اداره کردن ممالک مستعمره خودش به مشکل بر خورده بود و سیاست کلیش رو با تمام شدن دوره استعمار روی کم کردن نفوذ خودش پایه ریزی کرده بود. بدون وجود این سیاست ها بعید بود گاندی بتونه به اهداف سیاسیش برسه.

جای دیگری که معمولاً برای نمونه آورده میشود یوگوسلاوی در زمان میلوسویچ هست که برای فیلم ساخته اند که دانشجو ها چگونه مبارزه میکردند و غیره… اونجا هم بمب های ناتو و امریکای عزیز بود که عمل کرد نه این مبارزات.

جای دیگر هم مبارزات نلسون ماندلا هست، ایشون هم قبلاً خودش چریک بوده و کلی خشونت بکار برده شد تا به نتیجه رسید.

بر خلاف تئوریسین های جنبش های غیر خشونت آمیز در کل شواهد زیادی در دست نیست که این روشها بتوانند رژیم تغییر بدهند… من البته نمیگویم مبارزات منفی بی فایده هستند، فایده اقل آنها این است که آگاهی عمومی رو بالا میبرند و برای پروپاگاندا مصرف دارند، برای بدست آوردن تغییرات کوچک مثلاً برای حقوق زنان و همجنسگرایان یا برای گرفتن حقوق بیشتر برای کارگران این روشها مفید هستند و پاسخ میدهند ولی برای تغییر رژیم آنهم یک رژیم اسلامی من این تصور را درست نمیدانم.

تروتسکی میگوید پیامبران مسلح به یاد ماندند و پیامبران بی سلاح از یاد رفتند، جریان قدرت سیاسی هم همین هست ما اگر بخواهیم قدرت سیاسی را در ایران دست دموکراسی بدهیم لازم هست که دشمنان جدی دموکراسی رو نابود کنیم، روزی در ایران میتوان آزادی و دموکراسی داشت که از روی لاشه این آشغالهای اجتماعمون یعنی اسلامگرایان رد شویم. خیلی ها فکر میکنند دلیل پایداری فرهنگ ایرانی در مقابل اسلام فردوسی و این حرفهاست، ولی واقعیتش این هست که اجداد ما بلایی سر اعراب آوردند که اعراب کاسه و کوزشون رو جمع کردند و رفتند، نمونه اش رو در زیر بخونید:

در طبرستان مردم نسبت به تازیان نفرت و کینه خاصی میورزیدند. چنان که در سال 160 هجری، مردم امیدوار کوه، از بیداد کارگزاران خلیفه به ستوه آمدند. فرمانروایان آنها که ونداد هرمزد و سپهبد  شروین و مسمغان ولاش بودند آنها را بر ضد تازیان شورانیدند و بدان سبب در اندک زمان شورش و آشوب بزرگی پدید آمد. در یک روز، مردم سراسر طبرستان بر عربان بیرون آمدند و آنها را به باد کشتار گرفتند.
گذشته از اعراب، ایرانیان نیز که مسلمان شده بودند طعمه نفرت و کینه مردم شدند. این نفرت و کینه چنان بود که حتی زنهایی از ایرانیان که به عقد زناشویی عربان در آمده بودند، ریش شوهران خود را گرفته از خانه بر می آوردند و به دست مردان میسپردند تا آنها را بکشند (تاریخ طبرستان ج1 ص 183) چنان شد که در همه طبرستان عربان و مسلمانان یکسره بر افتادند. بعدها انتقام خلیفه نیز هرگز نتوانست در اراده این مردمی که آشکارا با هرچه متعلق به عرب بود ستیزه میکردند خللی پدید آورد. آخر، بر مدتی نبود که یزید بن مهلب، سردار عرب در گرگان سوگند خورده بود که از خون عجم، آسیاب بگرداند و آسیاب هم گرداند و گندم آرد کرد و نانش را هم خورد. کسانی که در این بلاد هنوز حادثه ای از این گونه را فرا یاد داشتند البته نمیتوانستند دل از کینه تازیان بپردازند. این نفرت و کینه شدید مردم نسبت به دستگاه خلافت تازیان بود که مقارن دوره مامون و معتصم، مازیار را به اندیشه استقلال طلبی انداخت.
دو قرن سکوت، عبدالحسین زرینکوب، چاپ نهم، انتشارات سخن 1378 تهران، برگ 211

بنابر این دلیل پیروزی و پایداری ما این نبود که نشستیم در خانه و شعر خواندیم، البته آنهم موثر بود ولی ما در خیابان آمدیم و هر عربی که دیدیم کشتیم! یکروز هم در ایران باید همین بلا رو سر اسلامگرایان هر کسی که دنبال اسلام سیاسی هست، از آخوندها گرفته تا لباس شخصی ها در بیاوریم.

بعضی ها میپرسند اگر ما اینکار رو با اونها بکنیم فرق ما با اونها چیه؟

پاسخ اینه که فرق اینه که آنها برای نگهداری استبداد اینکار را میکنند، ما برای ایجاد و پاسداری از دموکراسی و آزادی! آنها اینکار را میکنند تا در حکومت بمانند، ما اینکار را باید بکنیم تا دموکراسی و آزادی را به حاکمیت برسانیم. از اون مهم تر ما در مقام دفاع از خودمون داریم اینکار رو میکنیم، آغاز و تهاجم از سوی اسلامگرایان بوده. فرق دیگر این هست که ما در شرایط جنگی اینکار رو داریم میکنیم، ولی آنها در شرایط صلح چنین خیانتی کرده اند. اگر کسی این تفاوتها رو نمیبینه و فقط اون شباهت رو میبینه خوب خیلی کوته فکر هست.

آقای سازگارا با برنامه های اینترنتی و تلویزیونیش مدتها هست که برای جنبشهای ضد خشونتی تلاش میکنه، البته من توی یکی از ویدیوهاش دیدم که میگفت درسته که ما دست به خشونت نمیبریم، ولی اگر لازم بشه از خودمون دفاع هم میکنیم! خود این آقا هم میفهمه که با کتک خوردن چیز زیادی تغییر نمیکنه، خشونت در ذات و طبیعت آدمها هست، یک آزمایشی هست که خیلی نتایج تکاندهنده ای داشته ولی به خوبی این قضیه رو نشون میده:

شرح آزمایش استنلی میلگرام:

http://www.goftegu.com/vb/showthread.php?t=4616

کسانی که توی این آزمایش شرکت کردند آدمهای عادی بودند، وقتی این آدمها با آشغالهای اسلامی عوض شوند مسئله خیلی بدتر خواهد شد.

به همین دلیل اگر شما فکر میکنید با روی خوش نشون دادن به اسلامگرایان آنها خجالت میکشند و دیگر اسلامگرایی نمیکنند سخت در اشتباهید و بیهوده از تفکراتی واهی میمونوار دنباله روی میکنید و اسیر تبلیغات نواسلامگرایان شده اید. این روش عیسی مسیح که میگه از سویی اگر کشیده خوردی سمت دیگر رو هم ببر جلو توی تغییر رژیم کار نمیکنه، بله اگر بابات زد توی گوشت شاید بهتر باشه اینکار رو بکنی! روش مناسب در مبارزه با این رژیم اینه که اگر از اسلامگرایی کشیده خوردی به موقعیتت نگاه کن، اگر میتونی مجازی که کشیده زننده رو با دندون تکه تکه کنی. اگر هم موقعیتش رو نداری به کشیده زننده حالی کن که زخمی شده ای و روزی او را خواهی درید. دشمن رو اگر نمیتوانی از بین ببری نباید زخمی کنی چون آدم زخمی خیلی خطرناکتر از آدم مرده و یا آدم غیر زخمی هست.

اینه که با اینجور کارها نمیشه حکومت تغییر داد باید افرادی بوجود بیایند که با خشونت حق اسلامگرایان رو کف دستشون بگذارند، مثلاً یک گروه صد نفری که هفته ای یک قاضی و آخوند ترور کند طرحی بسیار عالی است. بقیه کشورهای دموکراتیک توی جهان هم تقریباً همین کار رو با دشمنان دموکراسی و آزادی کردند.

البته این در نهاد همه ایرانی ها هست، بیشتر ماها حتی اگر تظاهر به چیز دیگری هم بکنیم در درون بدمون نمیاد خامنه ای بصورت دردناکی بمیره، یا بسیجی ها و ماموران دولت. به همین جهت جامعه ما به همین سو هم پیش داره میره. از شاهدان عینی که از ایران میان شنیدم که میگفتند بعضی جاها بدجور میزدند بسیجی ها رو، بخصوص بچه های جنوب شهر تهران قابلیت این جور کارهای مردونه رو بخوبی دارند. در سال گذشته چندین بار خبر به قتل رسیدن امام جمعه های مختلف شهرهای مختلف رو هم شنیدیم، با قتل این آشغالها چی از بشریت کم شد؟

ممکنه بپرسید من برای چه خودم اینکار رو نمیکنم؟

پاسخش اینه که من تصمیم گرفته ام در ایران زندگی نکنم، آنچه در ایران میگذرد بیشتر به کسانی که در ایران هست مربوط میشود من فقط سعی میکنم با ارائه دیدگاه های متفاوت کسانی که به فکر سرنوشت خودشون هستند رو کمک کنم.

خدا وقتی لازم هست معمولاً نیست

آقا ما یه فیلم خفن دیدیم چند روزیست شدیداً بهش مشغولیم!

جریان یک یارو هست به نام ریچارد کوکلینسکی، معروف به مرد یخی، توی زندان این مصاحبه صورت گرفته، اولش ازش میپرسه که شما چند نفر رو کشتید؟ میگه که نمیدونم بیش از 100 نفر احتمالاً

جریان قتل هاش رو تعریف میکنه که البته هر کدومشون خیلی جالب هستند، اصل فیلم اینجاست

http://video.google.com/videoplay?docid=5740692213665972395

ولی یک جاییش برای اینجانب خیلی جالب بود، وسطهای فیلم میگه من یک کاری کردم که شاید نگم بهتر باشه، بخاطر اونکار پشیمونم. میگه یه یارو رو قرار بود بکشیم، خیلی خدا خدا میکرد و میگفت خدایا کمک کن. منهم بهش گفتم که نیم ساعت بهش وقت میدیم اگر خدا خواست میتونه شرایط رو تغییر بده و کشته نشه. میگه نیم ساعت صبر کردیم خدا خودش رو نشون نداد و شرایط رو هم تغییر نداد پس کشتمش. بعد میگه اینکار من زیاد قشنگ نبود شاید نباید اینکار رو با اون مرد میکردم.

خودتون رو بگذارید جای اون یارو ابله خداباور، یه عمر به خیال اینکه خدا کمکش میکنه زندگی کرده بعد وقتی واقعاً به خدا نیاز داشته و فقط خدا (به فرض وجود) میتونسته کمکش کنه چه چوبی توی آستینش رفته. خداباورها توی زندگیشون خیلی وقتها فکر میکنند چیزی رو بخاطر خدا دارند، آزمایش بی اف اسکینز البته این رفتار رو از لحاظ روانی توضیح میده، ولی وقتی این چیزها رو بعضی وقتها بدست میاورند به غلط فکر میکنند که خدا علت امر بوده.

بطور کلی من از خداباورها دعوت میکنم که خودشون رو با خداسنج یوگاد آشنا کنند و این آزمایش ساده و منطقی رو انجام بدهند و اگر جواب نگرفتند (که قطعاً نمیگیرند) بیخودی از خدا چیزی نخواهند.

محمود هخامنشی

آقا ما یک فیلم مستند کرایه کرده بودیم، با چیپس و نوشابه و پفک نشسته بودیم میدیدیم.
این فیلم در مورد همون جریان فیلم 300 بود، البته فیلمش خیلی تاریخی تر و علمی تر از اون فیلم 300 هست. مال “The history channel” هم هست. اسمش “The last stand of the 300, the legendary battle at Thermopylae” هست.

همه چیز داشت به خوبی و خوشی پیش میرفت که یهو یک صحنه ای نشون داد ما تمام نوشابه و پفک مفک ها از دهانمون پاشید بیرون! داشت راجع به کوروش هخامنشی صحبت میکرد و میگفت که فلان کار رو کرد و فلان کار رو نکرد و خیلی آدم خوبی بود و… بعد یهو یک تصویر تخیلی از کوروش بزرگ نشون داد! اینجا بود که پفک های ما پاشید روی صفحه تلویزیون! تصویر رو داشته باشید:

محمود هخامنشی

محمود هخامنشی

قیافه اش شبیه ا.ن. نیست؟

کسی که این هنرپیشه رو انتخاب کرده حتماً تصویری از احمدینژاد توی ذهنش داشته. البته خوب بالاخره احمدینژاد هم ایرانیه و خیلی ها توی ایران تیریپ احمدینژادی دارند، مثلاً اصلان خان توی سریال آرایشگاه زیبا رو یادتونه؟ اون یارو قزوینی بود!

خلاصه اینکه بر و بچه های باستانگرا یک جهاد علیه این شرکت هیستوری چنل راه بیاندازید و اعتراض کنید که چرا از برد پیت استفاده نکردند برای نقش کوروش بزرگ.

اسلام دول مردانه را کوتاه میکند!

اسلام دول شما را کوتاه میکند!

من چون خیلی ورزش میکنم با پدیده استروید خیلی اخیراً سر و کار دارم. استروید هایی که ورزشکارها استفاده میکنند داروهایی هست که بدن رو در حالت آنابولیک (عضله ساز) قرار میده. من راجع به این موضوع با خیلی ها صحبت کرده ام، خیلی از آدمهایی که نظر منفی نسبت به استرویدها دارن، میگن که آقا استروید شومبول بشریت رو کوچیک میکنه!

البته این واقعیت نداره تا اونجا که اینجانب میدونم اندازه بیضه های مبارک رو کوچیک تر میکنه نه خود حاج آقا رو، اینهم البته بستگی به خیلی چیزها داره. خلاصه ما یک چیزی که فهمیدیم اینه که مردها به شدت از اینکه آلت موسیقیشون کوچیک بشه وحشت دارن! یعنی اگر یک چیزی روی بسمله ما تاثیر بگذاره دیگر استفاده نخواهیم کرد!

البته این موضوع در مورد ایرانیها که میانگین استادشون کوچولوتر هست نسبت به سیاه پوستها و سفید پوستها، و خوب البته از زرد پوستا میخ اسلاممون کبیر تر هست خیلی بیشتر حساسیت ایجاد میکنه. اینه که اینجانب داشتم به این فکر میکردم که ما باید در مقابل اسلام آشغال این شعار را قرار دهیم که اسلام آنجای شما را کوچک میکند!

و واقعاً هم میکند! وقتی حضرت رو میبرند زیر تیغ و کلاهک مبارک رو بر میدارند حضرت کوچیکتر میشه دیگه طبیعتا! حالا چه فرقی میکنه چقدر؟

حالا اگر در سایز الکبیر هم تاثیر نداشته باشه، حداقل روشن هست که روی سایز مغز تاثیر میذاره، چی مهمتر هست؟ عقل یا کبیر؟ اگر کسی بگه کبیر، این به دلیل اینه که عقلش کوچیکه، نه به دلیل اینکه واقعاً کبیر مهمتر از عقله.

سبزهای افسرده

توی این ماجراهای اخیر خیلی از جوونها که اساساً با سیاست رابطه خوبی نداشتن به شدت سیاسی شدند و الان هم خیلی هاشون رو من میبینم که به شدت افسرده هستند، این اتفاق برای نسل های قبلی هم افتاد یکبار برای طرفداران خاتمی، قبل تر از آنهم برای طرفداران مجاهدین و کمونیست ها، لعنت الله علیهما. در همین ارتباط من دو تا نکته رو مایلم به این دوستان متذکر بشوم، میل خودتونه حالا بهشون فکر کنید یا نه!

یکم اینکه مفهوم شکست رو باید از ذهن پاک کرد، چیزی مانند شکست وجود نداره، تنها چیزی که وجود داره هدف هست و تلاشهای ناموفقیت آمیز ما قبل از رسیدن به هدف. ما هیچوقت شکست نمیخوریم بلکه در بدترین موقعیت تلاش خود برای رسیدن به هدف را متوقف میکنیم. بنابر این هیچوقت نپذیرید که شکست خورده اید و از اینکه هنوز به هدف نرسیده اید هم ناراحت نباشید.

مفهوم پیروزی رو هم باید از ذهن پاک کرد چیزی به نام پیروزی هم وجود نداره چون معمولاً جا برای بهتر شدن وجود داره، وقتی به هدفمون میرسیم پیروز نشده ایم بلکه به این نتیجه رسیده ایم که هدف بزرگتری باید انتخاب میکردیم که نتونیم بهش برسیم! به همین دلیل هروقت احساس پیروزی کردید همون لحظه باید سعی کنید رکورد خودتون رو بشکنید و به مرحله بعدی بروید.

اگر روی این دو تا موضوع ذهنی کار کنید آدمهای موفق تری خواهید شد.

فیلم ده کیارستمی

آقا از این فیلمهای سینمایی ایرانی که دوستان اینجا معرفی کردند بد نیست براشون یکی یکی تاپیک باز کنیم و نظر بدیم.

من فیلم 10 رو ندیده بودم و دیشب دیدم و پسندیدم! احسنتم کیارستمی ترکونده نازنین!
جریان فیلم اینه که یک دوربین دیجیتال روی داشبورد نصب شده و تمام اتفاقات فیلم توی یک ماشین اتفاق میافته.

جریان یه خانمیه که توی این ماشین آدمهای مختلفی رو سوار میکنه و باهاشون صحبت میکنه، یکی از این آدمها پسرشه، یکی یک پیر زن مذهبیه، یکی یک دختر جوانه که میره امامزاده دعا میکنه که بتونه ازدواج کنه! یکی هم یک خانم روسپی هست که این خانم بلند میکنه یکی هم مثل اینکه خواهرشه یکی هم یک خانم دیگه هست که شوهرش پیچونده اش و…

فرقی که این فیلم با بقیه فیلمهای ایرانی پس از انقلاب ننگین اسلامی داره اینه که پرده اخلاق مصنوعی وزارت ارشاد توی این فیلم وجود نداره و مردم همونجوری صحبت میکنند که واقعاً صحبت میکنند. کیارستمی توی کامنتری فیلم توضیح میداد که این بخاطر اختراع دوربین دیجیتالی بوده که ارزونه و نیاز نبوده دنبال ارشاد مرشاد بره.

چندتا چیز خیلی جالب بود توی این فیلم برای من
یکی اینکه من یادم رفته بود مردم چجوری رانندگی میکنن توی ایران هر پنج دقیقه یکبار یک دعوایی مشکل ترافیکی چیزی هست توی این فیلم

یکی دیگه اینکه اون بچه هه خیلی بد با مامانش صحبت میکرد، ما جرئت نداشتیم به مادرمون کمتر از گل بگیم نمیدونم نسل جدید اینجوری شده، این بچه هه عصبی هست چون طلاق گرفتن پدر مادرش یا ما خیلی بچه سوسول بودیم. به مامانش میگه تو هیچ گهی نمیشی! دروغ میگی! چرت و پرت میگی! هرکدوم از این حرفها توی خونه ما به ترتیب با اعدام، حبس ابد و کار در اردوگاه با اعمال شاقه همراه بود.

بچهه لو داد که باباش فیلم پورنو نگاه میکنه تنهایی تکبیر میزنه

یک چیز دیگه هم اینبود که زندگی توی ایران چقدر پیچیده هست مردم به حرف هم دیگه گوش نمیکنن همش شر و ور میگن به هم بجای مکالمات روشن و منطقی و مستدل، البته آدمهای اینجوری همه جا هستند ولی توی ایران انگار اکثریت رو تشکیل میدن!

حرفهای اون روسپیه هم خیلی جالب بود به نظر من منطقی ترین و فهمیده ترین آدم توی این فیلم همون روسپیه بود علاوه بر اینکه آدم بامزه ای هم بود

اون پیر زن مذهبیه که از مخ کاملاً تعطیل بود بیچاره نه میتونست حرف بزنه نه اگر میتونست حرفی برای گفتن داشت.

دو تا دختری هم که به مشکلات عشقولانه دچار شدن من شخصاً براشون متاسف هستم بخصوص برای اونی که موهاش رو زد، مشکلشون اعتماد به نفس هست

در کل خیلی فیلم پر مفهوم، شجاعانه و زیبایی بود که البته از یکی از بزرگترین کارگردانهای ایران کمتر از این هم انتظار نمیره.

کامنتری کیارستمی هم توی همین مایه هاست توی ماشینش نشسته و توی جاده های کوه های تهران اگر اشتباه نکنم داره فیلم میگیره و یک ساعت و نیم حرف میزنه. چیزی که خیلی برای من جالب بود اینه که چطور توی این یک ساعت و نیم اینقدر حرفهای مهم و جدی و عمیق و بدون غلط و سوتی تونست بزنه، مثل آخوندها هم با صلوات و پرت و پلا و حرفهای چرت سعی نکرد این یک ساعت و نیم رو پر کنه! عجب آدمیه این کیارستمی بابا! احسنتم!

توصیه میکنم حتماً فیلم رو ببینید، البته از روی دیویدی اوریجینال نه اینکه دزدی کمونیستی کنید.

نامه آیت‌الله محقق داماد

امروز توی خبرها یک نامه از آیت‌الله محقق داماد به آیت الله شاهرودی رئیس قوه قضائیه، مرکز اصلی فساد و فحشا و نمایش ضعف و بربریت در نظام اسلامی منتشر شده بود که توجه من رو به خودش جلب کرد.

http://www.parlemannews.ir/?n=2446

خواندن چنین نامه هایی توی مملکتی که مردونگی و وجدان تقریباً توش مرده و آدمها توش مسابقه در بی وجدانی و نامردمی  با همدیگر گذاشته اند خیلی باعث خوشحالی هست و من از خوندن چنین متنهایی همیشه لذت میبرم. توجه کردید چه توی این ماه های اخیر اسلامگراها و آخوندها آدم شده اند؟ چپ و راست اعتراض و نامه و بد و بیراه به شیوه برخورد با زندانیان و مخالفت با اعتراف گیری و شکنجه و اینها؟

اگر کسی امروز توی ایران به دنیا بیاد فکر میکنه این مملکت مثلاً سوئیس هست که اگر خون از دماغ کسی در بیاد فریاد حق طلبی و دفاع از ارزشهای انسانی از همه جاش به گوش میرسه و شب و روز مردم و رسانه ها میشه تشریح جرائم و مخالفت! چه آدمهای نازنینی شده اند این مراجع تقلید و آخوندها و بچه آخوندها!

چی شد که یکدفعه ای این ملایان از لانه هاشون بیرون اومدن؟ مگر دفعه اولیست که کسی توی این مملکت شکنجه میشه؟ مگر دفعه اولیست که از کسی اعتراف اسلامی میگیرند؟ مگر دفعه اولیست که نظام قضائی ایران اثبات میکنه که مزخرف هست؟ اینجاست که اینجانب با خوندن چنین متن هایی یک مقدار زیادی مشکل گوارشی بهم دست میده و بوی این لجنزاری که ملایان و آخوندهایی مثل آیت الله محقق داماد و منتظری و صانعی و غیره توش دارند خفه میشوند مشام اینجانب رو هم آزار میده. چرا برای تمام قربانیان سیاسی این رژیم از آت و آشغالهای کمونیست و مجاهد و تجزیه طلب گرفته تا ژورنالیست ها و دانشجوها و اساتید بدبخت این داد و بیداد ها را راه نیانداخته بودید؟

پاسخ خیلی ساده است، شما آدمهای بی وجدان و فرومایه اکنون قربانی همان اژدهای پلیدی هستید که خودتان ساختید! وقتی بهتون خبر میدادند که به دختر مجاهد تجاوز کردند و بعد هم اعدامش کردند لبخند روی لبانتان بود و فکر نمیکردید فردا هم همین کار را با شما خواهند کرد، این توجیهات شرعی آن موقع برای شما معنی دار بود و چون طرف مثل شما مسلمان نبود برایتان مهم هم زیاد نبود. ولی امروز که دار و دسته و فک و فامیلهای خودتون رو گرفتند انداختند زندان حالا همتون شدید حقوق بشری!

آقای محقق داماد تابحال در کدوم گوری تشریف داشتید که تازه فهمیدید فرزندان این مملکت توی این 30 سال با همان توجیهات کثیف شرع نجس اسلامیتان شکنجه و اعدام شدند؟ فقط حالا که توله ها و آشنایان و رفقاتون قربانی همان ددمنشی هایی شده اند که امامتان و از آن مهمتر پیامبرتان راه انداخت به فکر عدالت و حق طلبی افتاده اید؟ مگر خون بقیه آدمهای بدبختی که سالها از این رژیم آسیب دیدند و خون دل خوردند کمرنگ تر از خون بریدگان نظام هست که الان توی گوشه زندانند؟ آقای منتظری مگر توی این نظام کثیف اسلامی که خودت بوجود آوردی تابحال دادگاه عادلانه هم بوده که حالا این دادگاه ها و اعتراف گیری های اخیر نا عادلانه باشند؟ شما ها چگونه شبها میتوانید بخوابید؟ چه آدمهای غمگینی شماها باید باشید در زندگیتون آدم دلش براتون میسوزه، زندگی بسیار مزخرفی باید داشته باشید.

مغز استخوان ایشون از این سوخته که مثلاً وزن آقای ابطحی یکم کم شده، وقتی بهائی ها رو همین جوری چپ و راست اعدام میکردند و خانه هایشان را میسوزاندند  کجا بودی و چرا صدایت که در نمی آمد هیچ، با این رژیم کثیف همکاری هم میکردی؟ چرا همین الان با دیدن بچه های بلوچ و کرد که در بدترین شرایط قابل تصور زندگی میکنند از خجالت و شرم آب نمیشی؟ دلیلش رو خودت اشاره کردی چون فرزند فقاهتی! فرزند فساد اخلاقی و بی عدالتی و نامردی!

دیپلماسی بین المللی احمدینژاد

احمدینژاد فکر میکنه با این مزخرفاتی که علیه اسرائیل گفت واقعاً پدر اروپا رو در آورده و کلی طرفدار توی غرب داره. توی مناظره های تلویزیونی خیلی روی این قضیه مانور میداد. البته از یک آدم دیوانه که نور دور و بر خودش میبینه بعید نیست چنین توهمی داشته باشه، من توی غرب زندگی میکنم و چون ایرانی هستم معمولاً اولین سوالی که از من میپرسند اینه که نظرت راجع به احمدینژاد چیه؟ پاسخ منم همیشه اینه که من میگم من مخالف اسلامگرایی هستم و او یک اسلامگراست، که البته کاره ای هم نیست دیکتاتور ایران خامنه ای است نه احمدینژاد.

ولی احمدینژاد واقعاً باعث محبوبیت بین بعضی از آدمها شده، من تجربه خودم رو در چند مورد براتون مینویسم.

تابستون پارسال من یک شغل داشتم که با همه جور آدمی روبرو میشدم از عمله ها گداها تا دزدها و آدمهای باکلاس و فرهیخته. خیلیهاشون ازم میپرسیدند اصلیتت کجایی هست و من هم میگفتند ایرانی، با خیلی هاشون راجع به ایران گپ کوتاهی میزدیم. هیچ آدم حسابی نبود که از احمدینژاد حرف خوبی بزنه همشون میگفتند خیلی آدم بیسواد و نادانی به نظر میرسه چرا به این الاغ ملت ایران رای دادند؟ بعدش هم من توضیح میدادم که ما توی ایران هیچوقت انتخابات دموکراتیک و آزاد نداشتیم و این مسخره بازی که راه می اندازند با اون تصور غربی که شما از انتخابات دارید فرق میکنه!

براشون توضیح میدادم که ملت ایران در واقع بهش رای ندادند، بلکه چون ملت ایران رای ندادند این برنده انتخابات شد. ولی کسانی هم بودند که طرفدار احمدینژاد بودند! یکبار یه یارو اومده بود توی آفیس، دستش مشروب بود و طبیعتاً ازش خواستند که آبجوش رو کنار بگذاره، اندازه خامنه ای ریش داشت، لباس کثیف و ریش و پشم زیاد و خلاصه یه آدم هپلی بی سر و پا و لات و گری گوری! بعد از من پرسید کجایی هستی گفتم ایران، گفت من عاشق کشورت هستم داداش! منم گفتم مرسی برای چی؟ گفت رئیس جمهورت رو خیلی دوست دارم گفتم چرا، گفت برای اینکه این کونی مونی ها رو شما آویزوون میکنید (اعدام میکنید). منم سریع موضوع رو عوض کردم که جلب توجه نکنه آبرو ما رو اونجا ببره. بعد یکی از همکارای من داشت از توی راه رو رد میشد به اون اشاره کرد گفت بیا همین یارو کونیه، اینا رو ما هم باید بگیریم اعدام کنیم!

یکبار دیگه هم همین چند ماه پیش یه یارو اومد توی آفیس ما، آدم معمولی به نظر میرسید، از طبقه متوسط، بعد گفت کجایی هستی منم گفتم ایرانی گفت نظرت راجع به احمدینژاد چیه؟ منم گفتم من نظر مثبتی نسبت بهش ندارم. من اصولاً راجع به مسائل سیاسی سعی میکنم زیاد با کسی صحبت نکنم چون عقاید سیاسی من برای آدمهای معمولی خیلی رادیکاله معمولا دعوا میشه، و خاصیتی هم نداره، اینکه دیگری حرف من رو بپذیره برای من منفعتی نداره اینه که نیازهای سیاسی خودم رو فقط سعی میکنم روی نت اشباع کنم، اونهم با آدمهای فهیم. ولی به دلیل خوشرویی و تحویل گرفتن بعضی ها به خودشون اجازه میدن وارد مسائل سیاسی بشوند. به هر روی من اینطوری بهش گفتم و اون برگشت گفت من فکر میکنم احمدینژاد آدم خوبیه، البته بلد نبود اسمش رو بگه میگفت ادمینی جهاد (!)، گفتم واقعاً؟ چرا اینطور فکر میکنی؟ گفت برای اینکه اومد بیرون و به این یهودیهای کثیف حرف حق رو زد! منم سریع فهمیدم که از این آدمهای نژاد پرست وایت سوپرماسیست وحشی هست، گفتم آها از اون نظر! گفت آره این یهودیها همه زندگی ما رو دارن کنترل میکنند همین الان که اینجا نشستی اوباما رو یهودیها ساختن، منم گفتم، آها منظورت رو میفهمم و بحث رو دیگه ادامه ندادم!

یکبار دیگه هم توی یک کشور اروپایی نمایشگاه کتاب بود منهم رفته بودم ببینم، یک بخش مال کشورهای عربی بود، یک گوشه هم مال چند تا فلسطینی بود که سی دی و دیویدی میفروختند. من رفتم با یارو صحبت کردم یارو گفت تو کجایی هستی؟ گفتم اصلیتاً ایرانی! یارو خوب نمیتونست به زبان اروپایی صحبت کنه ولی خوب حال احوال کرد کلی ما رو تحویل گرفت میگفت احمدینژاد خوب! احمدینژاد خوب! منهم جلوی این عرب مربهای این تیپی عمله ممله هیچوقت مخالفت خودم رو ابراز نمیکنم گفتم آره خیلی خوب! خیلی خوب! بعد گفتم سی دی ایبوک اسلامی دارید گفت وایسا؟ رفت کلی با رفیق مفیقاش صحبت کرد اومد گفت نه، ولی بیا من یک سیدی به شما هدیه! گفتم چیه هست؟ یارو دیگه اینجاشو بلد نبود حتی دست و پا شکسته به آن زبان اروپایی بگه، میگفت الاستشهادیون، قنبله، انتحار! ینفجر! منم اون موقع اینقدر عربی میفهمیدم ولی هم یکم باورم نمیشد هم یکم یارو رو میخواستم اسکل کنم، گفت چی!؟؟! شروع کرد با اشاره کمربرند انفجاری با دستش نشون میداد و انفجار منم بهش داشتم میخندیدم. خلاصه این یارو فلسطینی عوضی هم به ما یک ویدیوی این فلسطیینی های کثافتی که میروند خودشون رو منفجر میکنند و جد و آبادشون هدیه داد فکر کرد مثلاً خیلی هدیه بزرگی هم داده، منم فرداش دیوی دی رو دادم پلیس که ببرند خشتک توی چوب یارو بی پدر مادر کنند.

اینه که احمدینژاد بدون اینکه بره و تحقیقی کنه احتمالاً این نتیجه رو گرفته که دیپلماسی عمومیش به درد جمهوری اسلامی خورده، تاثیر این دیپلماسی بین المللی روی آدمهای فهمیده و باکلاس منفی بوده، بین اراذل و اوباش و دزد و قاتل ها و نژاد پرستها و آت و آشغالها و تروریست ها و آدمهای خز مثبت بوده که اینجور آدمها هم عددی نیستند و کسی آدم حسابشون نمیکنه. از یک طرف دیگه هم طرفدارهای احمدینژاد این چپول مپول ها و کمونیست های کج و کوله و گدای غرب هستند که اونها هم البته ارزشی ندارند.

در کل این مزخرفات همون تاثیرش رو توی ایران داشته و اونهم روی نفهم ترین لایه حزب اللهی ها چون حتی بقیه رژیمی ها هم دل خوشی از این پرت و پلاهای احمدینژآد ندارند. بعد هم احمدینژاد خاک بر سر خودت و طرفدارات که حرف امامتون رو جرات نمیکنید دیگه رسماً تکرار کنید، حرف آن پیر خرفت که میگفت اسرائیل باید از روی نقشه جهان حذف شود رو یکبار زدی رهبر فرداش اومد به گه خوردن افتاد گفت منظور ما این نبوده که ما حذف کنیم منظور مردم فلسطین بودن و این ماست مالی ها. من اگر حزب اللهی بودم به چهره کریهت تف می انداختم که آرمانهای انقلاب اسلامی رو به گند کشیدی.

با تشکر

آرش بیخدا

آقای خامنه ای، زنها دهنت را سرویس خواهند کرد

توی این نا آرامیهای اخیر ایران یک چیزی که برای من خیلی جذاب و جالب بود حضور زنها وسط میدان بود.

زنهای ایرانی مثل بقیه زنهای مسلمان نیستند که حیوانات خانگی مردهای مسلمون باشند و تو سری خور و مفلوک باشند، آخر سر همین دخترها و زنها عمامه ات رو میکنند توی یک جاییت آقای خامنه ای و حقشون رو ازت میگیرند. شما نتونستید زنهای ایرانی رو بکنید فاطمه زهرا که بام تا شام توی خونه باشه و چپ و راست بزاد و فقط راجع به غذا و کون بچه شستن بتونه صحبت بکنه، زنهای ایرانی قوی، شجاع و از آن مهمتر آزاده هستند!

من آخرین بار که توی ایران بودم دو سه بار شدیداً تحت تاثیر زنها قرار گرفتم، یکبار دستم شکسته بود رفتم رادیولوژی عکس بگیرم، یک خانومی بود که خیلی ظاهر ساده ای داشت و یک تار موش هم حتی بیرون نبود، من توی دلم گفتم وای این از اون زنهای حزب اللهی نفهم هست، فقط چرا اومده این کار رو میکنه که صبح تا شب دست بماله به دست و پای نامحرم؟

بعد این دست ما رو گرفت که عکس بگیره انگار نه انگار که دست شکسته برق از ماتحت ما پرید! با خنده گفتم خانوم این دست شکسته ها! یکم مهربون تر لطیف تر با آرامش! نیشش باز شد شروع کرد لاس زدن با اینجانب، میگفت چی میگید پس ما مردیم مردیم مرغ یک پا داره، اینجانب هم گفتم نخیر مرغ دوتا پا داره! خلاصه نمیدونم راجع به چی دیگه صحبت کردیم حرفها اصلاً سیاسی نبود آخرش که داشت میرفت گفت تا این آخوندها سر کارند از شادی خبری نیست!

اینجانب یک شاخ در آوردم، و با خود گفتم نه بابا این تیپ زنها هم کارشون درسته!

یکبار هم توی تاکسی بودم، کرایه مثلاً میشد 200 تومن من یک اسکناس 500 تومنی داشتم یارو پول نداشت بقیه ما رو بده، گفتم من 150 تومن اسکناس دارم میخوای اون رو بهت بدم؟ گفت آره بده، بقیه اش رو بنداز صدقات!

150 تومن رو بهش دادم گفتم، نمیندازم صدقات، میبرند میدن به این فلسطینی ملسطینی های بی پدر مادر تروریست (من اونروز نمیدونم از چی عصبانی بودم)، یه خانم چادری جلو نشسته بود برگشت نگاه کرد گفت آفرین به شما! آفرین به شما! خیلی حال کرده بود!

اینه که حتی زنهای محجبه هم خیلی هاشون بخاطر طبقه اجتماعی که توش زندگی میکنند و سنتهای خانوادگی و ترس از جنده خطاب شدن و این جور چیزها خودشون رو میکنن لای گونی، بقیه زنهای ایران که هیچی، با کفش های پاشنه بلند و پوتین های چرمی میکوبند توی بیضه ات آقای خامنه ای.

حتی مادر خود من که زیاد توی باغ سیاست هم نیست هر وقت زنگ میزنم بهش کلی الان وارد سیاست شده و از دستت به شدت شاکی هست، فکر کنم اگر میتونست شخصاً رنده ات میکرد.

هر ویدیویی که از تظاهرات نگاه میکنی تعداد زنها اگر برابر با مردها نباشه بیشتره، حتی وسط بزن بزنها و بکش بکش ها صدای جیغ و داد و شعار زنها میاد، هر کسی که کتک میخوره 200 تا زن دور و برش براش دلسوزی میکنند و به سربازای خامنه ای فحش میدهند. توی خارج از کشور هم من میبینم که زنها خیلی رادیکال تر و شدید تر با جمهوری اسلامی در می افتند.

این ویدیو رو ببینید اون یک زن از همه مردها هم پرشور تره هم قوی تر:

اینه که با دم شیر بازی کردی آقای خامنه ای و دار و دسته کوتوله ات!، با بد جماعتی اصطلاحاً Fuck کردی! حتی خارجی ها هم اینرو خوب میدونن، مایکل لدین توی یکی از جلسات میگفت هر دختر زیبای ایرانی یک مانع بزرگ برای این حکومت هست، دختر زیبای ایرانی هم که کم نداریم چپ و راست توی این مملکت دختر زیبا هست! یکبار هم خود این یابو، خامنه ای توی سخنانش میگفت آمریکایی ها میگویند هیچ ارتشی نمیتواند با جمهوری اسلامی مقابله کند، ولی دامنهای کوتاه میتوانند! بدبختی بزرگت همینه آقای خامنه ای، آمریکایی های عزیز ممکنه این حرف رو زده یا نزده باشند ولی توی چلغوز و دار و دسته ات دشمنی بزرگتر از پدیده ای به نام  زن ایرانی ندارید.

آقای خامنه ای، واقعاً از دیدن دخترها و زنهایی که جلوی سربازهای چاق و بیریخت و پشمالو و کثیف و ابلهت می ایستند و قامتشان چندین ده برابر آنها هست لذت میبرم، به امید مرگت و خاک همراه با فاضلاب بر سر و عمامه ات.

من به ایرانی بودن خودم مفتخرم بخاطر وجود زنان ایرانی.